پایگاه خبری ستاره ها - پربيننده ترين عناوين تلویزیون :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/art/television Tue, 23 Jan 2018 18:02:12 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Tue, 23 Jan 2018 18:02:12 GMT تلویزیون 60 سلفی بازیگر معروف در بازار تجریش/عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122063/     ]]> هنری Mon, 22 Jan 2018 12:36:40 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122063/ بازیگر زن در میان خواهران منصوریان/ عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122062/   ]]> هنری Mon, 22 Jan 2018 14:40:25 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122062/ کاهش وزن ۶۰ کیلویی خانم بازیگر http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122007/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری میزان: بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون گفت: برای بازی در سریال "همسرایی" به کارگردانی حسین تبریزی قرارداد بسته ام که در این هفته در تهران کلید می‌خورد. نعیمه نظام دوست بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون درباره آخرین فعالیت‌های هنری اش گفت: برای بازی در سریال "همسرایی" به کارگردانی حسین تبریزی قرارداد بسته ام که در این هفته در تهران کلید می‌خورد. موضوع سریال به فعالیت یک شرکت موسیقی برمی گردد که با مسائلی در کارشان روبه رو می‌شوند. بازیگر "باغ سرهنگ" در باره تولید محله گل و بلبل تصریح کرد: سری سوم "محله گل و بلبل" قطعا ساخته می‌شود، اما زمان شروع ضبط آن مشخص نیست. نظام دوست به وضعیت جسمانی خود پس از عمل جراحی اشاره و بیان کرد: وضعیتم بسیار عالی است، ۲۳ کیلو وزن کم کردم، اما هنوز هر غذایی را نمی‌توانم بخورم. وی درباره روند درمانی خود اظهار کرد: روند درمانی مورد انتظار پزشک معالجم و آن چه انتظار داشته ام تا کنون اتفاق افتاده است. تا امروز همه چیز خوب است و موردی وجود ندارد. طول درمان من ۶ ماه است و امروز وارد ماه سوم پس از عمل شدم و تا ماه ششم باز هم کاهش وزن خواهم داشت که پزشکم کاهش تا ۶۰ کیلو را پیش بینی کرده است. نظام دوست که خود تجربه اقدامات مختلف برای لاغر شدن را دارد به مردم درباره اقدام به کاهش وزن خاطرنشان کرد: به افرادی که دچار بیماری چاقی هستند یا در مرحله چاق شدن هستند ورزش و رژیم غذایی را توصیه می‌کنم. هیچ عملی بهتر از ورزش و رژیم غذایی نیست. اگر به بیماری مثل قند و چربی مبتلا هستند یا بدنشان سوخت و ساز ندارد، شرایطی ندارند که بتوانند لاغرکنند و از هر اقدامی مایوس شدند به جراحی "اسلیو" اقدام کنند که مرحله آخر و بهترین راه است و بعد از عمل هم باید ورزش کنند. ]]> هنری Mon, 22 Jan 2018 10:15:34 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122007/ واکنش بازیگر مرد به هوای بد اهواز/عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122066/   ]]> هنری Mon, 22 Jan 2018 14:55:46 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122066/ واکنش لادن طباطبایی به ادعای جنجالی همسر سابقش http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122043/ به گزارش ستاره ها به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان؛ سعید تهرانی بازیگر، کارگردان و تهیه‌کننده تلویزیون و سینما چند سالی است که از همسر سابقش لادن طباطبایی جدا شده است. چندی پیش او از مسائلی که با لادن طباطبایی در مدت زندگی مشترک‌شان داشت  صحبت کرد. تهرانی عنوان کرد که "همسرم به گمان این که دخترمان لجبازی می کند با شعار "فرزند عزیز است و تربیت آن عزیزتر" دخترمان را تنبیه بدنی می کرد و دائم او را کتک می‌زد". مدتی بعد لادن طباطبایی با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود نسبت به این ادعا  واکنش نشان داد. گفتنی است؛ سعید تهرانی در مجموعه‌های تلویزیونی و فیلم‌های بسیاری حضور داشت اما پس از یک برهه زمانی از فضای بازیگری فاصله گرفت و وارد عرصه تهیه‌کنندگی و کارگردانی شد و پس از آن ناگهان به طور کلی از دنیای سینما و تلویزیون جدا شد. لادن طباطبایی در صفحه اینستاگرام خود نوشت: "دوستان و همراهان مهربانم... زمان زخمهای روح آدم رو شفا میده...‌اما جای زخمها تا ابد میمونه. سالها میگذره و تو ؛ مشقت ها، ناامیدی ها و دست و پا زدنهای سالها رو ته ذهنت جا می گذاری. روی سوخته های زندگیت، دوباره میسازی؛ از صفر و گاهی زیر صفر.... اوایل با هر سوالی و پرسشی پرتاب میشی وسط همون خاطرات حقارت بار و زجرآور، ولی با گذشت زمان ، اون خاطرات کم کمک به ته ذهنت میره. مخصوصا اگر مهاجرت کنی. اونوقت خاطرات خوب فقط یادت میاد. این خاصیت ذهن انسانه.... تا اینکه یکهو دستی میاد و از ته غبارآلود ذهنت، همه خاطرات دردآلود و سیاه رو بیرون میکشه و جلوی چشمت تکون میده... انگار همین دیروز بود... که من ضجه میزدم و خودم رو به در و دیوار میزدم و از فشار دروغ و تهمت و افترا به حال مرگ می افتادم... دوستان مهربانم... دست پر مهر و قلب رئوفتان را میبوسم. هرکس حق دارد آنطور که صلاح میداند خود را مطرح کند. یکی از خود مایه میگذارد ، یکی از دیگری... به هرحال از کوزه همان برون تراود که در اوست. این یک جوابیه نیست. اگر میخواستم جواب دهم ، کافی بود یک برگ تعهد محضری را که هنگام تحویل گرفتن سها ، پدرشان از من گرفته اند منتشر کنم. تعهدی که شرط آن خروج فوری من و سها از کشور و بازنگشتن ما ، و عدم درخواست نفقه طفل بابت گذشته و آینده بود. چه بگویم که آبروی دخترم نرود؟ آبروی من اگر با چنین حرفهایی رفتنی ست؛ همان بهتر که برود... اما حتی پدری که طی دو سال گذشته حاضر نشده عکس و خبری از دختر خود دریافت کند، باید آبرویش حفظ شود. این موضوع فقط به من یادآوری کرد که از چه جهنمی گذشتم و از چه گردابی دخترم را نجات دادم. یادم آورد که بیشتر شکرگزار درگاه خدا باشم؛ که اگر مانده بودم خودم اکنون زیر خاک و دخترم دست و پا بسته در آسایشگاه بود. باقی همه حرف اضافه است. واقعیت را هر روز میبینم و با یارانم به اشتراک می گذارم. خداوند همه ارواح پریشان را آرامش دهد. آمین روز جمعه بیست وششم ژانویه در دانشگاه یو سی ارواین از ساعت هفت تا نه شب ، یکی از سخنرانان خواهم بود و از ناگفته ها خواهم گفت. به حرمت همه زنان زجر کشیده میهنم عنوان سخنرانی ام " نه به سواستفاده روحی از زنان " خواهد بود. باشد که روزی روح و روان زنان در همه جای جهان در آرامش باشد." ]]> هنری Mon, 22 Jan 2018 13:00:59 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122043/ سعید آقاخانی به جمع بازیگران سریال «87 متر» عیاری پیوست http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122019/  به گزارش ستاره ها به نقل از روابط عمومی شبکه یک؛ سعید آقاخانی بازیگر سینما و تلویزیون به مجموعه تلویزیونی «۸۷ متر» به کارگردانی کیانوش عیاری پیوست. حسن آقاکریمی مدیر تولید سریال «۸۷ متر» با اعلام خبری از این سریال گفت: به دلیل فشردگی کار و خستگی زیاد عوامل و بازیگران، فیلمبرداری سه روز تعطیل بود و از شنبه ۳۰ دی کار با جدیت و تلاش مضاعف در لوکیشن اصلی در حوالی خیابان نیلوفر تهران مجددا از سرگرفته شد. وی ادامه داد: در این روزها به غیراز مهران رجبی، سایر بازیگران در لوکیشن منزل مقابل دوربین می روند و قرار است به زودی سعید آقاخانی از بازیگران و کارگردانان سینما و تلویزیون هم به این سریال بپیوندد. آقاکریمی در توضیحی گفت: بازی اصلی سعید آقاخانی در کشور گرجستان است ولی در سکانس هایی در ایران نیز مقابل دوربین خواهد رفت. علی دهکردی، مهران رجبی، فریبا کامران، حسین سلیمانی، شهین تسلیمی، فریده سپاه منصور، محمد بحرانی، سعید پیردوست، دیبا زاهدی از بازیگران این سریال هستند. مجموعه تلویزیونی «۸۷ متر» کاری از گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما است که در ۴۰ قسمت ۴۵ دقیقه ای در دست تولید است. ]]> هنری Mon, 22 Jan 2018 11:09:28 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122019/ مهرداد ضیایی جلوی دوربین «از یاد‌ها رفته» http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122038/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری مهر: تصویربرداری سریال «از یاد‌ها رفته» به کارگردانی بهرام بهرامیان و تهیه کنندگی اکبر تحویلیان همچنان در شهرک غزالی ادامه دارد و مهرداد ضیایی به تازگی به این سریال پیوسته است. به گزارش روابط عمومی سریال، بیش از ۵ ماه از آغاز تصویربرداری سریال «از یاد‌ها رفته» می‌گذرد و تصویربرداری این سریال در شهرک سینمایی غزالی ادامه دارد. به تازگی مهرداد ضیایی به عنوان جدیدترین بازیگر سریال جلوی دوربین رفته است و قرار است نقش سردبیر یک مجله مهم را ایفا کند.   پیش از این بازیگرانی همچون حسین یاری، هلیا امامی، میترا حجار، بیتا فرهی، لیلا بلوکات، سیما تیرانداز، مهدی سلوکی، رضا یزدانی، رسول نجفیان، علیرام نورایی، حبیب دهقان نسب به این سریال پیوسته و جلوی دوربین رفته اند. تصویربرداری سریال «از یاد‌ها رفته» از مرداد ماه آغاز شده و تاکنون بیش از ۱۱۰ جلسه از تصویربرداری این سریال گذشته است و گروه سازنده سریال تمام ایام هفته از ساعت ۶ صبح الی ۱۸ در شهرک سینمایی غزالی مشغول بکار هستند. مجموعه تلویزیونی «از یاد‌ها رفته» به کارگردانی بهرام بهرامیان و تهیه کنندگی اکبر تحویلیان یک ملودرام تاریخی است که در ۵۰ قسمت برای پخش از شبکه پنج سیما ساخته می‌شود و داستان آن به زندگی دختری جوان در سال ۱۳۱۹ می‌پردازد که به دلیل نداشتن شناخت از وضعیت کشور و آداب و رسوم دچار بحران شدیدی می‌شود، اما با کشف حقیقت سنت‌ها و رفتار‌ها به آرامش و زندگی مشترک می‌رسد. تصویربرداری این سریال علاوه در تهران در سایر شهرستان‌ها و در لوکیشن‌های متفاوت انجام می‌شود. عوامل سریال «از یاد‌ها رفته» عبارتند از: کارگردان: بهرام بهرامیان، نویسندگان: حامد افضلی، رویاخسرو نجدی، طراح صحنه و لباس: آیدین ظریف، مدیرتصویربرداری: ایرج عاشوری، طراح گریم: مهین نویدی، تدوین: شوکا زندباف، صدابردار: محمد علی درگاهی، برنامه ریز: فرزاد رحمانی، مدیران تولید: سید دانیال کاشانچی، مهدی تحویلیان، مدیر تدارکات: مرتضی پیر هادی، مسئول لباس: غزل آلوسی، عکاس: پریدخت اصباح، متین تحویلیان، کارگردان پشت صحنه: هوشنگ فلاح رضایی، مشاور امور رسانه ای: علی زادمهر، تهیه کننده: اکبر تحویلیان، محصول شبکه پنج سیما. ]]> هنری Mon, 22 Jan 2018 12:38:45 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122038/ همسر مرحوم رضا ژیان در سوئیس!/عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121978/ به گزارش ستاره ها به نقل از فرتاک نیوز: شراره درشتی بازیگر ۴۲ ساله کشورمان و همسر سابق مرحوم رضا ژیان این روز‌ها در کشور سوئیس زندگی می‌کند. شراره درشتی بازیگر کشورمان مدتی است که به کشور سوئیس مهاجرت کرده است. این بازیگر ۴۲ ساله، همسر مرحوم رضا ژیان بوده است. شراره درشتی عکس‌هایی از خودش در کشور سوئیس منتشر کرده است که در ادامه مشاهده می‌کنید.       شراره درشتی نوشت: زوریخ: ۳۰. ۱۰. ۱۳۹۶ حالم خوب است هنوز خواب می‌بینم ابری می‌آید و مرا تا سر آغاز روییدن. بدرقه میکند روزگارتان پر از برکت و شادی امیدوارم حال دلتون همیشه خوب باشه عزیزانم عشق بورزیم تا همیشه ]]> هنری Mon, 22 Jan 2018 07:56:56 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121978/ سروش صحت: مدیری را عجیب و غریب دوست دارم http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122095/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری فارس: نام و چهره «سروش صحت» برای بسیاری از مخاطبان با لبخند همراه است که به واسطه حضور او در سال‌های متمادی در آثار طنز است. البته این هنرمند اصفهانی مدتی است که از جلوی دوربین به پشت دوربین کوچ کرده و کارگردانی آثار طنز را پیش گرفته است. آثاری که اتفاقا همه‌شان از جمله کار‌های پربیننده تلویزیون بوده‌اند و نظرسنجی‌ها حکایت از توفیق او در جذب مخاطب دارد. او این‌شب‌ها با سریال «لیسانسه‌ها» مهمان شبکه سه سیما بود و داستان ۳ جوان به نام‌های حبیب، مازیار و مسعود را روایت کرد که هرکدام علی رغم تحصیل تا مقطع لیسانس با مشکلاتی در جامعه خود مواجه هستند که این روز‌ها تقریبا اکثر جوانان ایرانی با آن دست به گریبان هستند. اقبال مجموعه «لیسانسه‌ها» در جذب مخاطب بهانه‌ای شد از سروش صحت دعوت کنیم تا به خبرگزاری فارس بیاید و با او درباره این سریال و همچنین برنامه «کتاب‌باز» گفت‌وگو کنیم که البته در شماره نخست گفت‌وگو با موضوع لیسانسه‌ها را مطالعه می‌کنید و شماره ۲ این گفت‌وگو به برنامه «کتاب‌باز» اختصاص دارد. آقای صحت شما آلودگی شیمیایی دریا خوانده‌اید، اما بعد از آن به هنر و بازیگری روی آوردید، چه سنخیتی بین این دو یافتید؟ -در حقیقت من فوق دیپلم رادیولوژی و لیسانس شیمی کاربردی و فوق لیسانس آلودگی و حفاظت محیط زیست دریا دارم. از قبل به ادبیات علاقه‌مند بودم، ولی خانواده ام خیلی دلشان می‌خواست که من پزشک شوم. به همین دلیل می‌گفتند که پزشکی بخوان، ولی اگر خواستی برو ادبیات کار کن! ولی، چون درسم خیلی خوب نبود پزشکی قبول نشدم و در ابتدا فوق دیپلم رادیولوژی قبول شدم و بعد از آن که دوباره کنکور دادم، شیمی قبول شدم، ولی به شیمی خیلی علاقه‌مند شدم و بعد از آن متداول بود که همه به تحصیلات تکمیلی روی می‌آوردند و من فکر کردم که شیمی تجزیه و شیمی عالی سخت است و احتمال قبولی ام سخت به نظر می‌رسید آلودگی و حفاظت محیط زیست دریا را خواندم، ولی در همه این سال‌ها به ادبیات علاقه داشتم. و در نهایت هم به سمت ادبیات روی آوردید؟ -دلم می‌خواست یک روزی رمان نویس شوم. بعد از آن فکر کردم حالا که وارد زندگی شده‌ام چگونه می‌توانم به علاقه ام برسم؟ دیدم اگر بخواهم سراغ ادبیات بروم، اوضاع مالی ام چندان مناسب و مساعد نیست، فکر کردم شاید فیلمنامه نویسی بتواند پلی باشد که هم آن علاقه ام به ادبیات و نوشتن را پوشش دهد و هم شاید بتوانم از آن طریق پول دربیاورم؛ و اینطوری شد که وارد حوزه فیلمنامه نویسی و بازیگری شدم و بعد از آن هم کارگردانی. از سال ۷۷ هم با آقای مدیری همکاری کردید. -بله. البته ۷۶ شروع کردیم که ۷۷ پخش شد. آشنایی تان با آقای مدیری از کجا شکل گرفت؟ -بواسطه اینکه می‌خواستم فیلمنامه نویسی انجام دهم و علاقه‌ای که داشتم، دانشکده سینما و تئاتر و جلسات نمایش فیلم را می‌رفتم و با آقای ناصرنصیر دوست شده بودم. برادر خانمم هم خودش سینما می‌خواند و از طریق آقای رامین ناصرنصیر با آقای مدیری آشنا شدم. آقای ناصرنصیر به آقای مدیری گفت که به فیلمنامه نویسی علاقه دارم، ولی آقای مدیری گفت که من فیلمنامه نویس نمی‌خواهم و به نظرش برای بازیگری مناسب می‌آمدم! که به نظرم مقوله عجیب و جدیدی بود که تا آن لحظه به آن فکر نکرده بودم. ولی در همان کار ۷۷ به عنوان بازیگر به تیم آقای مدیری اضافه شدم و یکی از نویسندگان کار هم شدم. احتمالا در طول کار متوجه پتاسیل شما در حوزه نویسندگی شدند. -بله، از همان کار اول هم نویسنده و هم بازیگر بودم. بعد از آن هم همچنان علاقه ویژه‌ای به کار طنز در آثار شما دیده می‌شود. -اگر شما ۲۰ سال پیش به من می‌گفتید که به چی علاقه دارم، فکر نمی‌کردم که به طنز علاقه دارم. الان می‌توانم بگویم که صحبت شما درست است، ولی چون با آقای مدیری شروع کردم و ادامه دارم، همینطور در کار‌های طنز جلو رفتم و می‌دانید که آدم در مسیری که می‌افتد، جلو می‌رود. شاید اگر مثلا با یکی دیگر کارم را شروع کرده بودم الان خیلی به نظر می‌آمد که شاید به ملودرام علاقه دارم. یعنی این علاقه باعث می‌شود که اصلا به حوزه ملودرام ورود نکنید؟ -دوست دارم، ولی فکر می‌کنم حتی اگر یک روز در حوزه ملودرام هم کار بکنم، باز هم رگه‌های طنز خواهد داشت. چون الان دیگر دنیا ترکیب تلخی و شیرینی، خنده و گریه است. ولی چون تعداد کسانی که در تلویزیون طنز کار می‌کنند، کم است، بیشتر از من می‌خواهند که در حوزه طنز کار کنم ضمن اینکه خودم هم الان علاقه‌مند هستم. کمی هم تجربه به دست آورده ام و جمیع این جهات باعث می‌شود که بیشتر در حوزه طنز باشم، ولی در عین حال علاقه‌مند هستم که حوزه‌های دیگر را هم امتحان کنم. احتمال دارد که به زودی امتحان کنید؟! -فکر نکنم. چون هر پیشنهاد یا فکری که می‌شود، بخش طنز آن انگار غالب است. بعد از آن که در حوزه کارگردانی به صورت جدی‌تر وارد شدید، مخصوصا در سریال «ساختمان پزشکان» محل حاشیه‌های بسیاری برای شما شد. مثلا سازنده مستند ۱۶۲ که ساخته شد، شما را مروج تفکر فروید می‌دانست. آیا این را می‌پذیرید؟ -نه، به هیچ وجه. معلوم است که نه. به خاطر اینکه یک کار نمایشی بود. اتفاقا بعدا کارگردان آن کار را دیدم، خیلی هم با هم صحبت کردیم و خیلی هم برخورد خوبی داشتیم. اینکه آدم‌ها همدیگر را ببینند و با هم صحبت کنند، سوءتفاهم‌های زیادی را از بین می‌برد. اما وقتی آدم‌ها همدیگر را نبیند و با هم صحبت نکنند، از هم تصویر ذهنی دارند. ولی وقتی همدیگر را می‌بینند این تصویر عینی می‌شود و این خیلی کمک می‌کند. اما واقعا فقط یک کار نمایشی و قصه بود. من می‌توانم از این سیب قرمز و پرتقالی که جلوی شماست، بگویم که به خاطر رنگ نارنجی به اوکراین تمایل دارید و به خاطر رنگ قرمز به چیز دیگری، ولی این در حالی است که تنها یک سیب و پرتقال روبه روی شماست و سیب اصولا قرمز و پرتقال نارنجی است. اما نشانه شناسی‌های بسیاری از کار شما استخراج شد مانند تابلوی آفرینش که در سریال مورد استفاده قرار گرفته بود. -بله، از هر چیزی که گذاشته اید. موبایل یا خودکار آبی که در دست دارید آیا شما طرفدار تیم استقلال هستید؟ آدم اگر بخواهد برای هر کدام این‌ها معنی پیدا کند، می‌تواند، ولی معنی‌ها و نشانه‌ها لزوما خیلی واقعی نیستند. مگر اینکه تکرارشونده باشد و یا اینکه اصراری بر آن باشد. اما ما فقط می‌خواستیم یک سریال درست کنیم. ظاهرا از طرف برخی مدیران فشار‌هایی هم بر این سریال وارد بود؟ -ببینید! کار طنز اصولا حوزه‌ای است که همیشه کمی نگران کننده است و من به هر کسی که کمی نگران باشد، حق می‌دهم، چون خیلی‌ها نگران هستند که مبادا به کسی توهین یا بی احترامی نشود. در واقع هم همه از طنز خوششان می‌آید و هم اینکه همه نگرانش هم هستند. شما خودتان احتمالا از شوخی خوشتان می‌آید، ولی ترجیح می‌دهید که با خودتان شوخی نشود! همه همینطور هستند و به این دلیل کمی کار را سخت می‌کند. بعد از حواشی که ایجاد شد و فشار‌هایی که عمدتا به سمت شما می‌آمد به نظر می‌رسید که شما دیگر به سراغ ساخت آثار تلویزیونی نروید؟ -بعد از قضیه شمعدانی فشار‌های چندانی در ساختن ساختمان پزشکان نبود. چون دیگر اصولا یک جو برای هر کار طنزی ایجاد شده بود و من فکر می‌کنم آقای مدیری هم این را تجربه کرده باشند. البته کمی شوخی کردن سخت شده بود و من هم به این فکر کردم که بهتر است یا دیگر تلویزیون کار نکنم یا اینکه در حوزه طنز کار نکنم. برای همین با ایمان که همیشه هم با همدیگر می‌نویسیم، یک طرح ملودرام نوشتیم. اما چرا ملودرام نوشتیم؟ من واقعا کار کردن در تلویزیون را دوست دارم و الان که قرار است کار سینمایی بسازم به معنای این نیست که بعد از این سینمایی دیگر در تلویزیون کار نخواهم کرد. هیچوقت دلم نمی‌خواهد که ارتباطم با تلویزیون را کم کنم. یکی اینکه تلویزیون را دوست دارم و تلویزیون را میشناسم. از ابتدا تا کنون با تلویزیون کار کرده ام. نکته دیگر اینکه با تلویزیون شروع کردم و این را از یاد نمی‌برم. یعنی اگر یک جایگاه نصفه و نیمه‌ای پیدا کرده ام از طریق تلویزیون برایم حاصل شده و این را نباید فراموش نکنم. دیگر اینکه مردم اقصی نقاط ایران تلویزیون نگاه می‌کنند. درست است که ممکن است آمار صعود یا نزول داشته باشد و در یک مقاطعی بیشتر تلویزیون نگاه کنند یا کمتر، ولی به هر حال تلویزیون در همه خانه‌ها هست، حتی اگر روشن نمی‌شود، ولی هست. هنوز که هنوز است مردم برنامه نود را می‌بینند. البته در نظرسنجی اخیر تلویزیون لیسانسه‌ها پربیننده‌ترین برنامه تلویزیون بوده است. -خدا را شکر. ما ابتدا با ایمان صفایی به طرح ملودرام فکر کردیم. چند نکته باعث شد که دوباره به سمت طنز برگردیم. یکی اینکه طرح لیسانسه‌ها را از قبل داشتیم و یک تهیه کننده خیلی خیلی خیلی دنبال ساخت این کار بود که (رضا جودی) هیچ جور کوتاه نمی‌آمد و پیگیری می‌کرد که حتما ساخته شود. اگر واقعا پیگیری‌ها و تلاش‌های آقای جودی نبود قطعا ساخته نمی‌شد. پس نخست اینکه ما طرح این کار را داشتیم، دوم اینکه پیگیری شدید آقای جودی بود و نکته سوم اینکه آیا واقعا ممکن است که در تلویزیون کار طنز بکنیم یا دیگر غیرممکن است؟ یعنی انگار چالشی برای من و ایمان شد و خواستیم که یکبار دیگر برای آخرین بار سعی کنیم و اگر نمی‌شد، می‌فهمیدم که دیگر کار من نیست و باید یک عده دیگر بیایند و امیدوار باشند که بشود. خیلی از مشکلات و نگرانی‌ها و دلمشغولی‌هایی که داشتیم، اتفاقا وارد کردیم و خدا را شکر هم مردم و هم مسئولین ارتباط برقرار کردند و کمک حالمان شد. مثلا ما خیلی نگران بودیم که هر شوخی‌ای یکباره به کسی بر نخورد و هر چیزی که می‌نوشتیم را پاره می‌کردیم. دیدیم اصلا اینطوری نمی‌توانیم پیش برویم و تصمیم گرفتیم که از همین استفاده کنیم که یک وقت به کسی بر نخورد و این جواب داد. اگر داریم با مسئولین شوخی می‌کنیم همانجا توضییح دهیم که این شوخی است و لطفا به شما برنخورد. احساس می‌کنم که این هم برای من اتفاق خوبی بود و هم کمی سعه صدرمان را بالاتر برد. یعنی نیروی انتظامی که یک موقع نگران بود که سروان نعیمی ما ممکن است شوخی زیاد از حد شود، ولی وقتی که مردم این پلیس را خیلی دوست دارند و ارتباط برقرار کرده اند و برایشان عزیز است متوجه شد که این شوخی نه تنها پلیس را دور نکرده که نزدیک هم کرده است. در واقع با ما خیلی همکاری کردند. در پخش این کار هم مثل هر کار دیگری ممیزی‌هایی هست. ولیکن خیلی چیز‌ها هم پخش شد. مثلا ما با وزارتخانه‌ها و وزرا و نمایندگان شوخی کردیم. با پلیس و خود تلویزیون شوخی کردیم. البته یک جا‌هایی درآمد، ولی خیلی جا‌ها هم پخش شد که خیلی نکته مهمی است. سریال لیسانسه‌ها در بخش‌هایی دچار حذف شد که حتی صدای بازیگران شما را هم درآورد، سانسورشده‌ها بیشتر مربوط به چه قسمت‌هایی بود؟ -الان به خاطر ندارم. به هر حال همیشه یک چیز‌هایی هست. ولی من حیث المجموع در جمع که بخواهیم در نظر بگیریم، من خیلی راضی هستم. فکر می‌کنم هم مدیران و هم مسئولین و هم وزارتخانه‌ها و هم مردم با ما خیلی همراهی کردند. وقتی شمعدانی داشت پخش می‌شد اگر مرا می‌دیدید، یک آدم خسته فرسوده بودم به خاطر اینکه آنقدر فشار زیادی را تحمل می‌کردم که رمقی نمانده بود، اما الان یک آدم خوشحال و راضی ام. قبل از اینکه به انتخاب بازیگران برسیم در جا‌هایی احساس می‌شود سریال لیسانسه‌ها در پوسته بیرونی خود طنز را به یدک می‌کشد، اما اصل داستان ملودرامی تلخ از وضعیت جامعه است. -اصلا مدل سلیقه من و ایمان اینطوری است. یعنی الان فیلم سینمایی که داریم با هم می‌نویسیم را وقتی برای بقیه تعریف می‌کنیم، می‌گویند چه شده که می‌خواهید یک فیلم به این تلخی بسازید؟ می‌گویم که این کمدی است! اما به نظرشان می‌رسد که به چه چیز این قرار است بخندند؟! خیلی جا‌ها می‌توانند بفهمند که قرار است برایش گریه کنند و اشک بریزند، ولی قسمت خنده دارش باید کجا باشد؟ در این باره می‌توان به موضوعاتی مثل دغدغه‌های مسعود اشاره کرد که به سختی جویای کار است. این داستان تلخی است که خیلی از خانواده‌ها هم با آن درگیر هستند، اما همان پوسته بیرونی باعث شده که به این دغدغه بخندند. -اصلا این در واقع خیلی فکر شده بود. یعنی ما حتی مثلا درباره مازیار که سرطان می‌گیرد خیلی فکر کردیم که در کار طنز پرداختن به یک بیماری صعب العلاج صحیح است؟ قسمت‌های اول هم که پخش شد و معلوم شد که مازیار بیمار است، مردم واکنش‌های زیادی داشتند. در واقع پیغام‌هایی داشتند که حواست هست چکار می‌خواهی بکنی؟ این کار طنز است و چه بلایی می‌خواهی سرش بیاوری؟ حتی خیلی از خانواده‌ها که بیماری داشتند که مبتلا به سرطان بود، پیغام می‌دادند که ما نگران هستیم و چه چیز قرار است که ببینیم؟ ولی ما فکر می‌کردیم که زندگی تلخ و شیرین با هم است و هیچوقت شیرینی یا تلخی مطلق نیست؛ و چقدر خوب است که در این کار اتفاقا سراغ مسائل داخلی مردم بیاییم. الان با این آلودگی هوا و فشار‌های عصبی و غذا‌های فست فودی بیماری روز به روز بیشتر شده و ما این را نشان دادیم. ولی نه ناامیدانه، اتفاقا با امید. با ایمان خیلی رفتیم و تحقیق کردیم. با دکتر امید رضایی که متخصص آنکولوژی است مشورت و راهنمایی گرفتیم و آنقدر با دکتر امید رضایی دوست شدیم که از او خواستیم خودش، نقش خودش را بازی کند. لطف کرد و دکتر سرطان ما که در فیلم است، خودش فوق تخصص آنکولوژی است. بعد خواستیم حالا که آمده از این موقعیت استفاده کنیم و یکسری سوالات واقعی مردم را مطرح کنیم و حرف‌هایی که یک عمر نمی‌توانستیم به مردم بگوییم را بگوییم. در واقع هم بازیگر کار بود و هم در جای خودش دکتر امید رضایی، فوق تخصص آنکولوژی. در بحث روانشناسی اعتیاد هم همین را داشتید. -در اعتیاد و بحث مراقبت ازحیوانات و طبیعت همینطور. درواقع فردی که در مورد اعتیاد صحبت می‌کرد خودش یکی از کارشناسان ترک اعتیاد است که خیلی هم خبره است. آقایی که در مورد حیوانات صحبت کرد، خودش کمپین نگهداری از حیوانات و دوستی با طبیعت دارد. خواستیم که سراغ خود واقعی شان برویم و لطف کردند و آمدند. و یک بخش درام را با یک بخش طنز که فانتزی بود درهم آمیختید. درواقع هم آن تلخی‌ها و هم آن شیوه روایتی که برایش ایجاد کردید منجر به تجربه جدیدی برای خود شما هم شد. -بله. ولی من فکر می‌کنم که بد نیست. همانطور که همه می‌دانیم بهتر است نمک و سرخ کردنی کمتری بخوریم. فکر کردیم اگر جایی هست این را مستقیم بگوییم. خیلی‌ها فکر می‌کردند که وزارت بهداشت اسپانسر ماست که هرکس می‌خواست نمک بزند می‌گفتیم نمک نزنید. ولی این حرف خوبی است که در دل سریال باشد. اتفاقا خیلی بی واسطه رو به دوربین می‌گفتیم که نمک نخورید و حالا که جایش هست بگذار بگوییم که نمک کمتر بخورید. یک بخش‌هایی هم شما با سیاست‌مداران شوخی‌هایی داشتید. این شوخی‌ها قطعا به منظور تلنگر بر این افراد و گوشزد برخی مسائل است، به نظرتان آن‌ها این تلنگر‌ها را دریافت می‌کنند؟ -وزیر بهداشت، وزیر کار، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست که خانم ابتکار بودند، از جمله افرادی هستند که ما با آن‌ها شوخی‌هایی داشتیم. همین که برخورد بدی با ما نشده، به نظرم خیلی خوب است. من واقعا از احسان علیخانی متشکرم برای اینکه ما با او خیلی شوخی کردیم. من از آقای رضا رشیدپور واقعا متشکرم. از علی ضیا و وزرای مختلف تشکر می‌کنم. ما با وزیر بهداشت خیلی شوخی کردیم و وزارت کار به ما اجازه داد که در این وزارتخانه فیلمبرداری کنیم. سازمان حفاظت محیط زیست و خانم ابتکار اجازه فیلمبرداری به ما دادند. وزارت مسکن و شهرسازی به ما اجازه داد که در خود وزارتخانه فیلمبرداری کنیم. نیروی انتظامی کلی نیرو و موتور و ماشین در اختیار ما گذاشتند. من الان خیلی خوشحالم که این اعتماد را کردند که با آن‌ها شوخی شود. این خیلی مهم است. وقتی می‌خواهید تبلیغ یک چیزی را بکنید تا وقتی می‌خواهید با آن شوخی کنید، متفاوت است. اگر اعتماد کنند و اجازه دهند که شوخی شود، خیلی گام مهمی است. شوخی با پلیس به نظر می‌رسد پررنگ‌تر از سایر بخش‌ها بود و در تمام قسمت‌ها مخاطب پلیس را می‌بیند و اتفاقا با او ارتباط خوبی هم برقرار می‌کند. -به نظرم این شیوه بهتر است و باعث می‌شود که پلیس ملموس باشد و یک تافته جدابافته‌ای نباشد. پلیس مال همین اجتماع است و برادر و خواهر‌های خودمان هستند. پلیس در این سریال زندگی شخصی خود را هم دارد و حتی می‌بینیم که در مسائل عاطفی دچار بحران می‌شود. چیزی که ما قبلا درباره پلیس‌هایمان ندیده‌ایم. -به علاوه این بخش، اتفاقا یک جایی بود که حذف نشد و نه تلویزیون آن را حذف کرد و نه نیروی انتظامی. جایی که سروان نعیمی هندل می‌زد، ولی موتور روشن نمی‌شد و کات می‌داد و می‌گفت که اینجا را پخش نکنید، چون اقتدار پلیس زیر سوال رفت به خاطر اینکه موتور روشن نشد. در اینجا مازیار و حبیب می‌آمدند و توضیح می‌دادند که موتور است و هر موتوری ممکن است یک موقع روشن نشود و اشکالی ندارد. بگذارید پخش کنیم، ولی از مقام بالاتر استعلام می‌کرد که آیا این تکه می‌تواند پخش شود یا خیر؟ مقام بالاتر از مقام بالاترش استعلام می‌کرد و توضیح می‌دادند که این می‌تواند باعث شود که پلیس با مردم احساس صمیمیت کند و برعکس آن باعث می‌شود که مردم با پلیس احساس صمیمیت نکند. مقام بالاتر هم دستور می‌داد که بگذارید پخش شود و واقعا هم پخش شد و خیلی اتفاق خوبی بود. نعیمی مامور پلیس در دیالوگ‌هایش از فعل استفاده نمی‌کند، این طراحی شما بود یا در طول کار به این نقطه رسیدید؟ -بله این طراحی ما از ابتدای کار بود برای اینکه نعیمی، چون پلیس است و عجله دارد می‌خواهد سریع السیر صحبت کند. در بحث انتخاب بازیگر هم نشان دادید که علاقه دارید شخصیت‌های اصلی از میان آدم‌هایی که دیده نشدند، باشند. مثلا محمد نادری و آقای پژمان جمشیدی و اینجا هم هوتن شکیبا. بهنام تشکر هم بود. این رویه شماست یا اتفاقی است؟ -ببینید! من که خیلی دوست دارم از بازیگران جدید استفاده کنم. خیلی خیلی خیلی به این کار علاقه دارم. ریکشن ها، اکت شان و بازی شان برای تماشاچی جدید است. اصولا معرفی یک بازیگر جدید خیلی خوب است. و خیلی هم سخت است و برای شما ریسک محسوب می‌شود. -در واقع کمی ریسک بالایی دارد. اصلا برای تلویزیون هم ریسک دارد. چون می‌گویند وقتی یکسری چهره هست، مردم هم برایشان خیلی عجیب است. ولی خدا را شکر بعد از این چند تا کار هم تلویزیون و هم مردم به من کمی اعتماد کردند؛ و این‌ها هیچکدام بازیگر‌های تازه کاری نبودند. غیر از آقای جمشیدی که فوتبالیست بود، بقیه بازیگر‌های بسیار کارکشته‌ای بودند. چه آقای تشکر و چه محمد نادری و چه هوتن شکیبا که کمتر دیده شده بودند والا بازیگر‌های خیلی قدر و توانایی بودند. یعنی من با اعتماد کامل و خیال راحت استفاده می‌کردم. اینکه در کار بعدی هم اینطوری باشد یا نه را نمی‌دانم، چون بستگی به نقش و کار و شرایط دارد. نکته دیگری که در سریال لیسانسه‌ها اتفاق می‌افتد این است که میزان شوخی و طنز یک قسمت خیلی زیاد است و حسابی مخاطب را می‌خنداند، اما شاید در قسمت‌های بعد این طور نباشد و بعد دوباره همین جریان ادامه دارد این شیوه روایت شما در تقسیم قسمتهاست یا روایت داستان به این شکل بوده؟ -ما خیلی دلمان می‌خواست که در بیشتر قسمت‌ها آدم‌ها بخندند، ولی گاهی وقت‌ها داستان به سمت و سویی رفته که نمی‌توان کاری کرد. به هر حال وقتی این کار بالای ۶۰ قسمت بوده نمی‌توانید تمام قسمت‌ها را به یک نحو هدایت کنید. ضمن اینکه داستان است و زندگی. شما هم دلتان می‌خواهد که هر روز به شما خوش بگذرد، ولی یک روز‌هایی به سمت و سویی می‌روید که بد می‌گذرد. نکته‌ای که عجیب بود و تلویزیون با آن به خوبی کنار آمد، ماجرای عاشقی‌های حبیب است که هر روز عاشق یکی می‌شد و روند عاشقی خود را هم در دفترچه خاطراتش ثبت می‌کرد. -برای اینکه حبیب بی‌احترامی نمی‌کرد. آزار و اذیت ایجاد نمی‌کرد. خانواده‌اش در جریان بودند و قصدش هم ازدواج بود و طرف مقابلش بود که نمی‌خواست ازدواج کند والا حبیب واقعا می‌خواست ازدواج کند. آدمی که خاطراتش را بنویسد و مثل حبیب باشد، دفتر خاطراتش همین طوری است. اما نیتش واقعا پلید نبود و به شدت نیت درست و خوبی داشت. یکی از بحث‌هایی هم که اتفاق افتاد این بود که از یک نسلی از بازیگران از نسل بعدی شان استفاده کردید. یعنی مثلا بیژن بنفشه خواه تا حالا پسر جوانی بوده که به خواستگاری می‌رفته، اما در اینجا پدر عروس بود! یا پدر مازیار (کاظم سیاحی) این چرخش سنی را چطور درآوردید با توجه به اینکه تفاوت سنی چندانی هم با فرزندانشان نداشتند. -اختلاف سنی کمی دارند و در بعضی موارد تقریبا هم سن هستند، ولی با بازی‌ای که کردند و با کمک گریم و لباس و بخصوص بازی خودشان هیچ مشکلی پیش نیامد. یعنی ما بر سر این هیچ مسئله‌ای ند اشتیم که مگر می‌شود این دو پدر و پسر باشند. خیلی زود در درجه اول به واسطه بازی و گریم و لباس پذیرفتند و مشکلی پیش نیامد. سر انتخاب بازیگر با توجه به اینکه آدم همیشه سعی خودش را می‌کند، ولی گاهی اشتباه می‌کند، ولی خیلی سعی خودم را می‌کنم که انتخاب‌ها تا جایی که می‌شود درست باشد. گاهی مثل این کار که مردم دوست داشتند میشود و گاهی هم آدم سعی خودش را کرده و نتیجه هم نگرفته. از بیژن بنفشه خواه چه دیده بودید؟ -ما برای سه تا پسرمان که مهمترین بازیگرهایمان بودند، از زمانی که شمعدانی را می‌ساختیم، می‌دانستیم که نقش مازیار را امیر کاظمی می‌خواهد بازی کند و با خودش هم صحبت کرده بودیم. بعد هم که تصمیم گرفتیم نسازیم باز قرار بود که امیر کاظمی بازی کند و نشد. بعد هم که دوباره خواستیم در تمام مراحل هم امیر در جریان بوده است. یعنی همه بازنویسی‌ها را هم می‌خواند یعنی همه نسخه را برایش می‌فرستادیم. من کاغذی داشتم که با ایمان درست کرده بودیم و نوشته بودیم که حبیب، مازیار، مسعود و سه تا ستون که آدم‌های مختلف را کنار هم بچینیم و ببینیم که کی هست؟ یک ردیفش امیر کاظمی را نوشته بودیم و این دو طرف را سعی می‌کردیم که آدم‌های مختلف را بگذاریم و ببینیم که چه کسانی هستند. در کار‌های قبلی هم به هوتن گفته بودم و تئاترهایش را دیده بودم. خیلی خیلی بازی اش را دوست داشتم. اصلا یک کار تئاتر با هم بازی کرده بودیم به اسم «آوازه خوان تاس» که هر دویمان بازیگر آن کار بودیم. می‌دانستم که توانایی هایش چقدر زیاد است. از زمان پژمان و شمعدانی هم برای بازی به او گفته بودم. ولی جور نشده بود. اینجا وقتی که گفتم متن را بخوان خیلی دلم می‌خواست که حبیب را بازی کند. ولی برای اینکه ذهنیتی نداشته باشد نگفتم حبیب یا مسعود و فقط متن را برای خواندن در اختیارش گذاشتم تا ببینم دوست دارد بازی کند و کدام نقش را ترجیح می‌دهد؟ من دلم می‌خواست حبیب را بازی کند و فکر می‌کردم که مسعود را انتخاب کند. حدسم این بود که مسعود را انتخاب کند، چون مسعود، نقش شیک تری بود. گفتم این آدمی است که تلاش‌های ناموفقی دارد و برخورد‌ها با او کمی بد است و شاید دوست نداشته باشد. وقتی که خواند، گفت که خیلی خوشش آمده، ولی فقط حبیب را حاضرم بازی کنم. گفتم اتفاقا من هم دلم می‌خواست که تو فقط حبیب را بازی کنی و برای همین گفتم که هر دو نقش را بخوانی. به این ترتیب امیر کاظمی و هوتن انتخاب شدند و برای نفر سوم به خیلی‌ها فکر کردیم حتی روی کسانی که تابحال بازی نکرده بودند. نمی‌دانم چرا اصلا یاد امیرحسین رستمی نبودیم. خیلی عجیب است! یکباره روز‌های آخر یاد امیرحسین رستمی افتادیم و همگی خیلی خیلی خوشحال شدیم. امیرحسین رستمی هم لطف کرد و آمد و کنار هم که نشستند و یکبار متن را خواندند، ترکیبشان خیلی درست و خوب در آمد. بحث شوخی با دماغ بعد از پیوستن آقای رستمی اضافه شد؟ -بله به متن اضافه شد. البته از او اجازه گرفتیم. خودش می‌گوید که من دماغم را عمل نکردم! خودش هنوز هم همین را می‌گوید ما هم می‌گوییم باشه، ولی اجازه بده که با آن شوخی کنیم. یکی از مسائلی هم که مورد توجه سریال بود، بحث حضور نوکیسه‌ها بود که نماد آن‌ها پدر حبیب بود و فکر می‌کرد که همه مشکلات با داشتن پول حل می‌شود. -سه تا پسر ما اصل بودند، ولی سعی کردیم تا جایی که ممکن است هیچکس را از قلم نیندازیم. ولی تعداد کارآکتر‌ها انقدر زیاد است که دیگر نمی‌شد هر کدامشان قصه داشته باشیم. مثلا ما برای جعفر یکسری قصه داشتیم. برای عباس اقا، پدر حبیب قصه داشتیم که نرسیدیم. حالا اگر ادامه کار ساخته شود شاید قصه‌هایی که از قبل داشتیم و ماند، کمک حالمان شود. انتخاب خانم‌ها چطور صورت گرفت؟ -در ابتدا که خیلی مردمحور بود و یکی از نگرانی‌هایمان این بود که تعداد خانم‌های کار خیلی کم است. برای خواهر پلیس از روی که نوشتیم به رویا میرعلمی فکر کردیم. یکی از علت‌ها هم این بود که دیدیم همه مرد هستند و حالا بد نیست که پلیس مان یک خواهر داشته باشد و وارد ماجرا شود. باعث می‌شود که بعدا با ترانه یکسری کنش‌ها داشته باشند. از جایی که فکر کردیم بلافاصله اتفاق اولمان رویا میرعلمی بود که خیلی لطف داشت و قبول کرد. به او گفتم که از قسمت ۹ یا ۱۰ وارد داستان می‌شوی و از روز اول با او قرارداد را بستیم. سر ترانه که نقش اصلی زن در بخش‌های اول بود خیلی گیر داشتم. برای اینکه باید بین این سه نفر می‌آمد و یک چیز خیلی سختی که داشت اینکه هم باید جدی می‌بود و هم لوس بازی‌هایی داشت که در ذوق نزند. مثلا اینکه آدم بگوید عجقم! گفتنش خیلی سخت است و به هر حال وقتی کل مردم دارند می‌بینند نباید خیلی در ذوق بزند. بعضی‌ها ممکن است خیلی لوس بگویند و بعضی خیلی جدی و ترکیب این خیلی سخت بود. خانم ستوده را هم متاسفانه خیلی خوب نمی‌شناختم. وقتی آمد، چون ماشاءالله خیلی قدبلند و رشید است فکر کردم شاید برای این نقش خوب نباشد. گفتم شما خیلی به نظر من قابلیت‌های زیادی دارید، ولی ان شاءالله در کار‌های بعدی، چون یک فکری دارم که به یک خانم قدبلند احتیاج دارم و بگذاریم برای آن کار. ولی خودش لطف کرد و متن را خوانده بود و به من زنگ زد و گفت که دوست دارد یک تست بدهد. البته معمول نیست که از بازیگر حرفه‌ای تست بگیریم، ولی ایشان لطف کرد و خودش این پیشنهاد را داد؛ و وقتی آمد خیلی خوب بود. من باز هم بین ایشان و یک نفر دیگر مردد بودم. دفعه دوم آمد و گفت: بگذار یکبار دیگر بخوانم و آنقدر خوب بود که اصلا دیگر شک نکردم؛ و الان به نظرم متین ستوده واقعا یک استعداد عجیب و غریب است. چون می‌تواند هم لحظات درام و احساسی که قرار است تاثیر روی روح بگذارد را به همان قدرتی بازی کند که لحظات شاد و مفرح. یعنی می‌تواند هم برای کار‌های کمدی یک بازیگر بی‌نظیر و درجه یک باشد و هم برای کار‌های غیرکمدی و جدی و با حضور ذهن بسیار بالا خیلی در خدمت کار است و گیرایی بالایی دارد. الان واقعا خوشحالم و هیچکسی را جز متین ستوده برای این نقش نمی‌توانم تصور کنم. شوخی‌ها و کل‌کل‌هایی که با خانم میرعلمی داشت هم از نکات قابل توجهی است که به نظر می‌رسد مخاطبان بدشان نیامده بود. -من سر کار متوجه شدم که هم خانم ستوده خیلی خوب می‌تواند صدا‌ها را بگوید و هم خانم میرعلمی. در عین حال یک کل کل هم در سریال بین شان پیش آمده بود؛ لذا فکر کردم اگر کل کل است بگذار از این هم استفاده کنم. یک روز سر صحنه هر دو داشتند این کار را می‌کردند. همان را وارد کار کردم. برای این‌ها تک تک متن نوشته می‌شد. یعنی مطلقا چیزی به اسم بداهه حتی یک جمله هم نداریم. اسم سریال در واقع مجرایی برای ورود به داستان بود؟ -داستان سه تا آدمی که لیسانس شان را گرفته اند، در اطرافمان خودمان پر هستند. حالا هر کدامشان مشکلاتی دارند. یعنی یک تایتل و عنوانی دارند، ولی مشکلات برایشان سرجایش است. به نظر شما فضا درکار‌های بعدی انقدر برایشان باز می‌شود که ما بتوانیم شاهد پرداختن به موضوعات تلخ اجتماعی باشیم. درواقع شما ورودتان خوب بود مخصوصا در حوزه اعتیاد. -خیلی امیدوارم. من بعداز شمعدانی فکر می‌کردم که نمی‌شود کار کرد، اما الان فکر می‌کنم که فضا خیلی بازتر و بهتر شده. این معضل یابی برایتان چه جایگاهی داشت؟ -من و ایمان صفایی سال‌های سال است که در کتابخانه کار می‌کنیم. یک دوره‌ای من در کتابخانه مرجع کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می‌رفتم. با ایمان هفت، هشت سالی به کتابخانه فرهنگسرای ارسباران می‌رفتیم و الان چند سالی است که به کتابخانه ملی می‌رویم. کسانی که به کتابخانه ملی می‌آیند، همگی دانشجویان فوق لیسانس یا دکترا هستند. سالهاست که جوانانی را می‌بینیم که دارند درس می‌خوانند. در ارسباران مقطع لیسانس بودند و آنجا مقطع فوق لیسانس یا دکترا. بخواهیم یا نخواهیم تقریبا مشکلات این‌ها را می‌دانیم. در واقع اطراف من و ایمان هر روز و هر روز یک تعدادی خانم و آقای جوان هستند که دارند تحصیلات تکمیلی خود را پی می‌گیرند و مشکلاتی هم دارند. کتابخانه همان جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کنیم. در این کار کنایه‌هایی هم به دولتمردان و سیاسیون و قشر‌های مختلف دارید. فکر نمی‌کنید این کنایه زدن تا حدودی در کار‌های مختلف تلویزیونی باب شده؟ مثلا مهران مدیری هم در دورهمی کنایه آمیز حرف می‌زند. -به نظرتان خوب است یا بد؟ می خواهم از شما بپرسم. به نظر شما کارکردی دارد و تاثیرگذار است؟ -فکر می‌کنم تلنگری است. می‌بینید که خیلی از صحبت‌های آقای مدیری دست به دست می‌چرخد و اگر اثرگذار نبود و برای مردم جذاب نبود، این طوری بین مردم نمی‌چرخید و اینقدر برای همدیگر نمی‌فرستادند. پس معلوم است خوششان آمده ضمن اینکه وقتی یک چیزی هم فراگیر می‌شود مسئولین به آن فکر می‌کنند فارغ از اینکه عمل کنند یا نه، ولی مطمئنا فکر می‌کنند. هرچند امیدوارم که عمل هم بکنند. اگر من درمورد خودم چیزی را بشنوم که عده‌ای زیادی بر آن اتفاق نظر دارند اگر بتوانم درستش می‌کنم، ولی حداقل فکر درموردش می‌کنم. در مقطعی هم با برادران قاسمخانی کار می‌کردید. چه شد که مسیر جدا شد؟ -مسیر اصلا جدا نشده. من هم با پیمان و هم با محراب دوست هستم، دوستان خیلی نزدیک. هم با آقای مدیری. در واقع مشکل قطع دوستی یا همکاری یا ارتباط با هیچکدام از این‌ها ندارم. با هر کدام که پیش بیاید از خدا می‌خواهم که دوباره کار کنم. خیلی خیلی با لذت و با اشتیاق. الان محراب و پیمان دارند کار دیگری انجام می‌دهند. آقای مدیری هم کار دیگری همانطور که رامبد و آقای عطاران دارند کار دیگری انجام می‌دهند، ولی نه کدورتی در میان است و نه تصمیم گیری ضمن اینکه خیلی هم دوست دارم. شاید ممنوع الفعالیت بودن آقای قاسمخانی باعث شده که از ایشان استفاده نکنید؟ -نه، این طرح لیسانسیه‌ها از زمان شمعدانی وجود داشت. این روز‌ها با لیسانسه‌ها و کتاب‌باز در تلویزیون حضور دارید، این حضور توأمان با هم خوب است؟ -ببینید! خیلی برای کتاب باز خوشحالم. چون من مجری نیستم و تجربه مجری گری هم نداشتم و خیلی خیلی با ترس و لرز این کار را قبول کردم. به چند دلیل؛ یکی اینکه مجری نیستم و مجری گری بلد نیستم. دوم اینکه سری اول کار، یک مجری خیلی خوب و موفقی داشت که مردم دوستش داشتند. امیرحسین صدیق هم خیلی خوب کارش را انجام داده بود و هم خیلی محبوب بود و برنامه دیده شده بود. ادامه کاری که موفق بوده، ریسک بالایی دارد و سخت است، ولی من به امیرحسین زنگ زدم و اجازه گرفتم. خیلی هم اظهار لطف داشت و به من اجازه داد. شما لیسانسه‌ها را هم دارید و اینکه کتاب باز را هم می‌شناسند خیلی نکته مهمی است. -البته بیشتر نه، لیسانسه‌ها را هم مردم لطف دارند، ولی این یک سریال است و یک کار نمایشی را آدم انتظار دارد که دیده شود. هرچند اگر در خیابان کسی به من بگوید که شب‌ها لیسانسه‌ها را می‌بیند، خیلی خوشحال می‌شوم، ولی تعجب نمی‌کنم، ولی وقتی درخیابان راه می‌روم و در مورد کتاب باز صحبت می‌کنند برایم خیلی جالب است. الان اگر پیغام‌های موبایلم را به شما نشان دهم، می‌بینید که خیلی در مورد لیسانسه‌ها صحبت کرده اند و خیلی هم در مورد کتاب باز صحبت کرده اند. اینکه یک برنامه‌ای در حوزه کتاب دارد دیده می‌شود و باعث شده که یک عده بیشتر کتاب بخوانند، خیلی جای خوشحالی دارد. چندی قبل آی فیلم مرد هزار چهره را نشان می‌داد و بخش‌هایی که مربوط به شاعران و حلقه دروس و روشنفکری بود. نظرتان درباره تصویری که آقای مدیری از حلقه روشنفکری ارائه دادند چیست؟ -بهتر است که از خودشان سوال کنید. سریالی که تقریبا ۱۰ سال پیش بوده. من همیشه از کارکردن با آقای مدیری لذت بردم، می‌برم و خواهم برد. آقای مدیری برای من یک آدم خیلی خیلی خیلی خیلی مهم هستند و برایشان احترام زیادی قائلم و هرچقدر بگویم کم گفته ام. درباره کارهایشان هم حتما با خودشان...، ولی فقط می‌دانم که عجیب و غریب آقای مدیری را دوست دارم. اصولا آقای مدیری خیلی به مسائل اجتماعی اشراف دارد و خوب می‌پردازند. همین الان دردور همی هم همینطور است و به همین دلیل هم همیشه کارهایشان مورد اقبال بوده است. ولی خلاف نظر شما آقای فرزاد حسنی سر اجرای هفت گفته بود که اصلا خیلی هم بی مزه است که آقای مدیری این برنامه را اجرا کند و برنامه دورهمی هم به واسطه متن‌های ژوله زنده است و نه خود اجرا. -این نظر آقای حسنی است. فصل سوم لیسانسه‌ها هم همین ساختار دو فصل قبلی را دارد؟ -من و ایمان الان درحال نوشتن یک فیلمنامه سینمایی هستیم که تهیه کننده آن آقای محمد شایسته است و قرار است که من بسازم. درواقع اولین فیلم سینمایی من است و احتمالا اوایل سال بعد شروع به ساخت کنم. بعد که تمام شود، در این فاصله هم البته به متن‌های فوق لیسانسه‌ها هم فکر می‌کنیم، ولی آن موقع سراغ ساختن فوق لیسانسه‌ها می‌رویم. تیتراژ سریال را دوست دارید؟ بله، من خودم این کار را خیلی دوست دارم. خودتان را هم جای بیننده می‌گذارید؟ -بله. قطعا. البته مواقعی نمی‌توانیم بخندیم و استرس بالاست. مثلا در جایی که حبیب و مسعود در خیابان می‌آمدند و آواز می‌خواندند جای خندیدن نبود. کنترل کردن کار در خیابان سخت است. کات نداشتیم و این‌ها باید یک تکه می‌خواندند. شعر را باید تمرکز می‌داشتند و گرما خیلی کلافه کننده بود و ظهر تابستان فیلمبرداری می‌کردیم. تا وقتی که درگیر کار هستیم و بازیگران باید تمرکز داشته باشند و بچه‌ها باید خیابان را مراقبت کنند، نمی‌توانیم بخندیم، ولی به محض اینکه کات می‌دهیم و نگاه می‌کنیم، طبیعتا وقتی شرایط آرامتر هم باشد سر صحنه هم می‌خندیم. بخش‌هایی از پشت صحنه را که ببینید متوجه می‌شوید که یک جا‌هایی خیلی می‌خندیم. داستان سینمایی تان هم طنز است؟ -بله، ولی در ظاهر هیچ جای آن به نظر نمی‌رسد که حتی مفرح باشد. خیلی فضای غم انگیزی به نظر می‌رسد، ولی اگر بتوانیم آن را دربیاوریم و طنز شود خیلی خوشحال می‌شوم. امیدوارم که بشود. به بازیگرانتان هم فکر کرده اید؟ -کار حدود ۱۴ بازیگر دارد که تا حالا به یکی، دو نفرشان فکر کرده ایم. پس شاید فوق لیسانسه‌ها به این زودی‌ها ساخته نشود. -احتمالا تابستان آینده شروع می‌کنیم. وقتی متنی را می‌نویسید به بازیگران آن هم فکر می‌کنید؟ -برخی از بازیگران را می‌دانیم و برخی را هم نمی‌دانیم. مثلا از روز اول می‌دانستیم که امیر کاظمی، مازیار است و تا روز آخر که داشتیم برای فیلمبرداری می‌رفتیم نمی‌دانستیم مسعود کیست؟ مثلا خواهر پلیس را از روزی که فکر کردیم، رویا میرعلمی بود. درستش این است که بدانید یا نه؟ -هر دو، مثلا ما از اواسط نوشتن می‌دانستیم که می‌خواهیم سیاوش چراغی پور نقش امیری را بازی کند. در قسمت دو کار که در حال نوشتن بودیم به این رسیدیم. چطور به ذهنتان رسید در حالی که خیلی وقت است بازی نکرده! -نمی دانم، ولی خیلی خوشحالم. مثلا برای نقش پدر مازیار، رحیم را خیلی دیرتر به نتیجه رسیدیم و خیلی فکر کردیم، ولی الان به نظرم کاظم سیاحی بی نظیر است. ]]> هنری Tue, 23 Jan 2018 06:48:57 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122095/ نظر گوینده خبر درباره مصاحبه دیشب «رشیدپور» /عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122122/ به گزارش ستاره ها به نقل از آخرین خبر: سوسن حسنی دخت با انتشار این عکس در صفحه اش نوشت: همیشه مصاحبه های آقای [رشیدپور] عزیز را با فن بیان عالی او دوست داشته ام . اتفاق مهمی که افتاده این است که جذابیت اجرای حرفه ای او ، من و البته بسیاری را وادار به نگارش مطلب درباره این گفتکو کرده. اتفاقی که در مصاحبه های پیشین، به علت نمایشی و [کلیشه] ای بودن نیفتاده. به نظرم امشب سوالات او متمرکز بر [شایعاتی] بود که ذهن مردم را درگیر کرده و تکنیک رفع ابهام از شایعات را مرتب استفاده و البته مطلب را با جمع بندی پایانی هر بخش تکمیل می کرد .     درمواردی ضعف اطلاعات [تخصصی] مشهود بود ، اما بیان متفاوت و برجسته رشیدپور در طرح سوالات ، این مصاحبه را از [مصاحبه] های کلیشه ای و خسته کننده قبلی متمایز کرد ، هر چند نفهمیدم که چرا بابت طرح سوال، مرتب از بابت جسارت !!!!!! عذرخواهی میشد . البته بر اساس [قوانین] کشور ، احترام به مقامات ارشد واجب است و همین موضوع تیزی و برندگی زبان را در بیان صریح مسایل کم می کند اما معنایش این نیست که ما را بابت طرح سوالات خاص شرمنده کند. هر چند این مصاحبه هم حرف تازه ای برای مردم نداشت ، و تکرار همان جملاتی بود که در تریبونهای مختلف با هیجان زائدالوصفی بیان شده بود اما فتح بابی برای باز تر شدن فضای نقد در گفتگو با مقامات ارشد است .. آن را به فال نیک می گیریم . ]]> هنری Tue, 23 Jan 2018 09:05:28 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122122/