پایگاه خبری ستاره ها - پربيننده ترين عناوين تلویزیون :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/art/television Tue, 24 Apr 2018 17:00:03 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Tue, 24 Apr 2018 17:00:03 GMT تلویزیون 60 ریما رامین فر ، از پدرِ کارخانه دار تا همسرِ هنرمند! http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128378/ به گزارش ستاره ها به نقل از پرشین وی؛ ریما رامین فر یا همان هما در پایتخت شخصیت شیرین و محبوبی است که با این سریال بیش از پیش محبوب شد. در این مطلب درباره جزئیات زندگی و جدیدترین مصاحبه ریما رامین فر بیشتر می خوانیم . ریما رامین‌ فر متولد ۱۳۴۹ در تهران، بازیگر است فارغ التحصیل فوق لیسانس کارگردانی تئاتر است کار تئاتر را از سال ۱۳۷۶ با نمایششب بخیر مادر آغاز نمود و در سال ۱۳۷۹ با بازی در فیلم سینمایینان و عشق و موتور ۱۰۰۰ پا به عرصه سینما نهاد عکس ریما رامین فر ریما رامین فر در آلمان سال ۶۷ دیپلم گرفت و در همان سال در رشته گرافیک قبول شد و بعد از یک سال تصمیم گرفتکه به اروپا برود و آنجا ادامه تحصیل بده سه الی چهار سال در آلمان بودحتی وارد دانشگاه شد ولی بعد به دلایلی برگشت وقتی برگشت زیاد وقت نداشت،مهلت ثبت نام در آزمون دولتی گذشته بود فقط ده روز داشت به امتحان دانشگاه آزاد که وقتی در آلمان بود خانواده اش برایش ثبت نام کرده بودند در رشته نمایش قبول شد نمایش نامه نویسی رامین فر ورود به دانشگاه درگیر کار تئاتر شد. این انگیزه در او به وجود آمد که نمایشنامه بنویسد.اولین نمایشنامه که نوشت نمایشنامه «پس تا فردا» بود که این نمایش در جشنوارهتئاتر فجر اجرا شد و جایزه سوم نمایشنامه نویسی را گرفت ریما رامین فر طلاق پدر و مادر ریما رامین فر ریما رامین‎ فر از طلاق پدر و مادرش پرده برداشت و از آسیب هایی که خودش تجربه کرد گفت او در یک مصاحبه گفته بود : اگر مادرم این مصاحبه را بخواند حتما می‌رنجد اما واقعیت این است که من هنوز دارم تاوان طلاقی را که ۴۰ سال قبل رخ داده پس می‌دهم. هنوز هم از خیلی چیزها می‌ترسم.برای همین تمام تلاش خود را می‌کنم تا پسرم از هر گونه تنش و درگیری دور باشد.همه سعی‌ام این است که پسرم را از هر گونه آسیبی که خودم آنها را تجربه کردم، محافظت کنم. پدر ریما رامین فر ابوالحسن رامین فر بنیان گذار شرکت آرملات متولد روستایی در ۸۴ کیلومتری اصفهان است. شرکت آرملات با همکاری شرکت کلینیک ساختمانی ایران به مدیریت دکتر ابوالحسن رامین فر و باتوجه به بهره‌گیری از تجربیات شرکت‌ Master Builders آمریکا وکمپانی MAC ایتالیا وسالیان دراز مبادلات باآنان،در سال ۱۳۶۷تاسیس گردید. و مفتخر است که اولین شرکت تولیدی در زمینه پوشش‌های صنعتی و دارنده اولین گواهی فنی صادرشده توسط مرکز تحقیقات ساختمان‌ و شهر سازی با بیش از ۲۷ سال فعالیت می باشد . همچنین در عرصه‌های مختلف از جمله خدمات مشاوره‌ای به صاحبان صنایع ، تولید ‌و اجرای انواع پوشش‌های صنعتی در کشور گامی را در این صنعت‌ و در حد توان برداشته امید به حد متعالی آن دارد . ریما رامین فر و پدرش شهرت با پایتخت شاید بتوان گفت عاملی که باعث جلوه و درخشش کار ریما رامین‌ فر شد حضور وی در جلو دوربینسیروس مقدم و همکاری با عوامل سریال پایتخت است هم بازی شدن ویبا محسن تنابنده بسیار در ذهن‌ ها ماندگار شد سیمرغ‌ های من در خانه هستند ریما همیشه در زندگی به من کمک کرده، یادم می آید یک زمانی آنقدر بی پول بودیمکه با عشق یک تئاتر را کار می کردم تا جایزه سکه بگیرم و بفروشیم و با پولش لباس بخریمیا به سفر برویم الان هم مشاور و بازیگردان اصلی من ریماست هر فیلمنامه‌ ایکه به دستم می رسد اول می دهم که او بخواند، اگر موافقت کرد بعد من بازی می کنم بعضی وقت‌ ها فکر می کنم سیمرغ‌ های اصلی من در خانه هستند، بزرگ‌ ترین جایزه‌ هایی که خدا به من داده، همسرم و پسرم‌ اند که در خانه‌ ام منتظرم هستند تنها چیزهایی که من را از غر زدن‌ جدا می کند همین ۲ نفرند که به من آرامش می دهند ریما رامین فر و امیر جعفری و پسرش آیین اگر بازیگر نبودم … خیلی به این موضوع فکر نکرده‌ ام چون کار دیگری را دوست ندارم شاید یک کافه کتاب می‌ زدم که هم در آن می‌ شد قهوه نوشید و هم کتاب خواند هیچ‌ وقت سرمایه‌ این کار را نداشتم و مطمئناً اگر سرمایه‌ا ش دستم بیاید، این کار را انجام خواهم داد دوستی بابک زنجانی و امیر جعفری بابک زنجانی : من و امیر همکلاس بودیم چهار پنج سال در دوران دبستان در مدرسه‌ ای در ایران زمین شهرک غرب و در مدرسه راهنماییایثار کنار هم می‌ نشستیم هنوز هم به صورت خانوادگی دوست هستیم با همدیگر.البته هیچ رابطه کاری با امیر نداریم و ایشان هم هیچ نفع مالی در دوستی با من نبرده است ریما رامین فر و پسرش فیلم های ریما رامین فر ● ابد و یک روز (۱۳۹۴)● زاپاس (۱۳۹۴)● فصل نرگس (۱۳۹۴)● مرگ ماهی (۱۳۹۳)● سیزده (۱۳۹۱)● قصه‌ ها (۱۳۹۰)● یه حبه قند (۱۳۸۹)● رفیق بد (۱۳۸۶)● نان، عشق و موتور ۱۰۰۰ (۱۳۸۰) سریال های ریما رامین فر ● پایتخت ۴ (سیروس مقدم، ۱۳۹۴)● پایتخت۳ (سیروس مقدم، ۱۳۹۳)● پایتخت۲ (سیروس مقدم، ۱۳۹۲)● چک برگشتی (سیروس مقدم، ۱۳۹۱)● پایتخت (سیروس مقدم، ۱۳۹۰)● من یک مستاجرم (پریسا بخت آور، ۱۳۸۲) ریما رامین فر و همسر و پسرش اکانت اینستاگرام ریما رامین فر امیر جعفری همسر ریما رامین‌فر با نگارش متنی در اینستاگرام تاکید کرد، این بازیگر سریال «پایتخت» هیچ صفحه‌ای در این فضا ندارد. امیر جعفری با انتشار این عکس در اینستاگرام نوشت: «دوستان عزیز، ریما رامین‌فر، همسر بنده هیچگونه فعالیت و صفحه‌ای در اینستاگران ندارن و همچنین فن پیج‌های موجود هم یر نظر ایشان نیست و مورد تایید نیست. اینستاگرام ریما رامین فر مصاحبه ریما رامین فر در جایی گفته‌‌اید که نسبت به بازی در سری‌های بعدی «پایتخت» احساس تعهد می‌کنید. این احساس تعهد تا کجاست؟ من از فردای آخرین قسمت دارم به این سوال جواب می‌دهم که سری ششم ساخته می‌شود یا نه؟پس وقتی یک کار تا این اندازه موفق است، مخاطب تا این میزان منتظر تماشای ادامه‌اش است و دلش می‌خواهد باز آن را ببیند و انتظار دارد که تو دوباره در یک نقش و در یک مجموعه ظاهر شوی، این دیگر خودخواهی من است که بگویم نه دیگر این نقش تکراری را دوست ندارم. همزمانی ضبط این سریال با پیشنهادهای خوب دیگر برایتان مهم نیست؟ این اتفاق افتاد. من فیلمنامه‌ای خواندم که بسیار عالی بود و مطمئنم هیچ‌کس آن کار را رد نمی‌کند، ولی چون با «پایتخت» همزمان بود آن را نپذیرفتم. از اینگونه اتفاقات پیش می‌آید. اگر فیلمنامه سری بعد را دوست نداشته باشید چه؟ امکان ندارد. برای این‌که آنچه از توانایی و ایده‌های گروه سازنده این سریال سراغ دارماین است که پایتخت، هرگز عقبگرد نمی‌کند. این گروه همواره سعی می‌کنند رو به جلو پیش بروند.من هم بخشی از این تیم هستم و باید بایستم،‌ حمایت کنم و همراه باشم تا کار پیش برود. ریما رامین فر و امیر جعفری بازیگرانی هستند که بعد از مدتی به سینما می‌روند و می‌گویند ما تلویزیون کار نمی‌کنیم. نگاه شما چگونه است؟ ممکن است اگر کار جدیدی در تلویزیون به من پیشنهاد شودترجیح بدهم که کار تئاتر انجام بدهم. به هر حال نمی‌شود خرده گرفت، سلیقه‌ها فرق می‌کندو هر کس حق انتخاب دارد، اما پایتخت برای من به طور کلی مقوله متفاوتی است. این را بارها در مصاحبه‌هایم گفته‌ام که این تیم به اندازه خانواده واقعی‌ام برای من عزیز است.آنقدر این تیم را دوست دارم که اگر بخواهند در ادامه این مسیر حرکت کنندو من بتوانم بار کوچکی از روی دوش آنها بردارم،‌ حتما کمک خواهم کرد. شما کارهای موفقی مثل «ابد و یک روز» را در سینما داشته‌اید و در تئاتر نیز سابقه خوبی دارید. در کارنامه کاری‌تان نقش «هما» چه جایگاهی دارد؟ من شخصیت هما را خیلی دوست دارم و از این‌که در کارنامه‌ کاری‌ام این نقش را دارماحساس خوبی می‌کنم. البته در جایی گفته‌ام که این نقش می‌تواند دوست‌نداشتنی‌ترین شخصیت سریال باشد. ریما رامین فر و جواد عزتی چرا؟ پرداخت این شخصیت به گونه‌ای است که می‌تواند دوست‌نداشتنی باشد. برای این‌که از دیگر شخصیت‌ها مثبت‌تر است؟ دقیقا. هما مدام در حال تذکر دادن و اصلاح کردن این و آن است.حتی غلط املایی و انشایی اطرافیانش را هم درست می‌کند!همیشه حواسش هست که خانواده‌اش اشتباه نکنند. به خاطر این همه مثبت بودن، می‌توانددوست‌داشتنی نباشد و مخاطب او را پس بزند، ولی واقعیت این است که من با ویژگی‌های این شخصیت کنار آمده‌ام. البته در «پایتخت ۵» به خاطر مشکلاتی که بعد از تصادف برای او پیش آمد،‌ کمی از ویژگی کامل و ایده‌آل بودنش کم شد. من هم همین‌گونه فکر می‌کنم. در این سری نقطه ضعف‌هایی به هما اضافه شدو فکر می‌کنم شخصیت او را بانمک‌تر کرد. ریما رامین فر و همسرش چقدر این ویژگی‌هایی که از هما در سریال می‌بینیم در فیلمنامه وجود داشته است و چقدر را خودتان به این نقش اضافه کرده‌اید؟ فکر می‌کنم شخصیت من و هما به نوعی با یکدیگر به تعامل رسیده‌اند.الان دیگر نمی‌توانم در آن چیزی که خشایار الوند و محسن تنابنده پس از پنج فصل می‌نویسند، شخصیت خودم و هما را تفکیک کنم. امروز به یک وحدت با این نقش رسیده‌ام. خودتان هم مثل هما همین‌قدر مثبت هستید؟ من نسبت به هما کمی عصبی‌تر و زودرنج‌تر هستم و بیشتر از او قهر می‌کنم. ریما رامین فر در کنار امیر جعفری این سری از پایتخت به لحاظ شرایط تولید و جلوه‌های ویژه سخت‌تر از فصل‌های پیشین آن بود. درست است. متفاوت‌تر و خیلی سخت‌تر. ضبط کدامیک از سکانس‌ها برایتان دشوار‌تر بود؟ از قسمتی که وارد بالن شدیم بسیار سخت بود تا انتها. آن صحنه‌ها که بیشتر با جلوه‌های ویژه رایانه‌ای درست شده بود؟ قسمتی از آن رایانه‌‌ای بود، نه همه‌اش. آنجا که با بالن بالا رفتیم،‌ با جرثقیل ما را بالا بردند.قسمتی هم که در دریا پرت شدیم،‌ خودمان افتادیم و بخش‌های مربوط به افتادندر ساحل هم واقعی بود. همه این سکانس‌ها برایمان دشوار بود اما سکانس‌هایی که در شهرک دفاع مقدس در گرمای تابستان ضبط ‌کردیم، سخت‌تر بود.   ریما رامین فر و نیوشا ضیغمی حرف و حدیث‌های بسیاری در این باره در شبکه‌های اجتماعی مجازی مطرح شد. اصلا در فضای مجازی نیستم و از بازخوردها در این فضا خبر ندارم. به طور کلی بازخوردهایی که دریافت می‌کنید، چگونه است؟ عالی است. مردم در کوچه و خیابان خیلی لطف دارند. در کدام سکانس خودتان بیشتر خندیده‌اید؟ تقریبا همه سکانس‌ها. اول چندین‌بار تمرین می‌کنیم و خنده‌هایمان که تمام می‌شود، فیلمبرداری می‌کنیم. سکانسی هست که بیشتر در خاطره‌تان مانده باشد و بیشتر دوستش داشته باشید؟ چند سکانس است که خیلی دوستشان دارم. اصولا سکانس‌های عاطفی هما و نقی را دوست دارم. ریما رامین فر و محسن تنابنده معمولا این سکانس‌ها طبیعی و خوب از کار می‌آید. دقیقا. به جایی رسیده‌ایم که این شخصیت‌ها را خوب می‌شناسیم و بلدیم احساساتشان را بدرستی نشان دهیم.غیر از این،‌ صحنه‌هایی را که با فهیمه داشتم خیلی دوست دارم.بخصوص صحنه‌ای که درباره خواستگارهای زیادش با هما صحبت می‌کند.سکانسی که جلو رفتم و با الیزابت حرف زدم را هم دوست دارم. اتفاقا می‌خواستم بپرسم خودتان کدام فصل‌ها را بیشتر دوست دارید؟ من سری یک، سه و پنج را بیشتر دوست دارم. و دلیل این انتخاب؟ احساس می‌کنم فیلمنامه‌هایشان قوام بهتری دارد و در مجموع کار بهتری شد.اگر حساب کنید، سری‌های فرد را بیشتر دوست دارم.البته نه به این معنی که دو و چهار را دوست ندارم. ریما رامین فر و امیر جعفری ممکن است نقش هما هم یک روزی مانند نقش «بهبود» حذف شود؟ چرا که نه! البته گروه تا به حال هرگز نقشی را حذف نکرده است.این تصمیم خود مهران احمدی بود که می‌خواست نباشد.من هم اگر روزی بگویم تحت هیچ شرایطی نمی‌آیم گروه مجبور است چاره‌ای بیندیشد و نقش را حذف کند. زیرا نمی‌گویند چون هما نمی‌آید، ما هم ادامه را نمی‌سازیم. البته ابتدا گفتید این اتفاق از سمت شما نمی‌افتد. بله. الان مثال زدم، وگرنه این نخواستن از سمت من اتفاق نمی‌افتد. عکس های ریما رامین فر و همسرش این روزها مشغول چه کاری هستید؟ یک تئاتر به‌نام «آن سوی آینه» به کارگردانی علی سرابی را روی صحنه دارم. ]]> هنری Mon, 23 Apr 2018 07:43:59 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128378/ نیوشا ضیغمی و همسرش در حال خرید سیسمونی/عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128414/ ]]> هنری Mon, 23 Apr 2018 10:34:46 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128414/ نمایی زیبا از بهنوش طباطبایی /عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128443/   ]]> هنری Mon, 23 Apr 2018 13:03:43 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128443/ کارگردان «ایران‌گرد»: به شبکه‌های خارجی «نه» گفتم http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128441/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری دانشجو : «جواد قارایی» با ساخت سه گانه مستند «ایرانگرد» کاری کرده که سال‌ها مدیران و مخاطبین تلویزیون به دنبال آن بوده‌اند. اینکه یکی بتواند زیبایی بی نظیر کشورمان را به قاب تصویر بکشاند. البته تا پیش از او افراد زیادی تلاش کردند که این مهم را انجام دهند، اما صادقانه باید گفت که بیشتر شبیه «شوآف»‌های شخصی شد تا یک کار حرفه‌ای، مخاطب پسند و زیبا؛ کاری که قارایی بدون هیچ ادعایی آن را انجام داده است. او تفاوت کارش را با سایرین در یک کلمه خلاصه کرد، «عشق». بدون ادعا عاشق ایران و ایرانی است. از ۱۷ سالگی در سفر است و حالا با ۴۰ سال سن، در اوج پختگی توانسته سه مستند را بسازد که مطمئناً استاندارد‌های این حوزه را جا به جا کرده است. هرچند به این راضی نیست و میخواهد کاری بزرگ‌تر انجام دهد، به قول خودش «بیگ پروداکشن». برای همین به دنبال ساخت «طبیعت مردمان ایران» است که یک مستند ۷ قسمتی، اما با مخاطبینی بین المللی است. معتقد است که می‌تواند با ساخت این مستند نگاه خارجی‌ها را به ایران معطوف کند و بر روی آن‌ها تاثیر بگذارد. امیدوار است که مسئولین این حوزه به او کمک کند تا بتواند این کار را انجام دهد چرا که به گفته خودش او چند سال دیگر توان دارد و بعد از آن مستهلک می‌شود. او از معدود مستند سازانی است که توانمندی خودش را با عمل به اثبات رسانده است. آن چه میخوانید حاصل گفت و گوی وی با ما در دفتر خبرگزاری دانشجو است. سؤال اول‌شخصی است. شما در کجا متولد و چه مدرک تحصیلی دارید؟ من تهران به دنیا آمدم. من کارشناسی مدیریت جهانگردی خوانده‌ام و در کنارش هم‌دوره‌های فیلم‌سازی را در انجمن «سینماگران جوان» گذرانده‌ام. ۱۰ سال پیش با مرحوم «اینانلو» همکاری داشتم و بعد از همکاری با ایشان خودم شروع به کارکردم که در این ده سال هم سه مجموعه ایران‌گرد تولیدشده است. چرا مدیریت جهانگردی خواندید؟ به خاطر عشق به ایران، برای این‌که دوست داشتم همه ایرانی‌ها به ایران سفر کنند. حقیقتاً ما ایرانی‌ها از کشورمان خیلی کم می‌دانیم. یعنی اولاً زیبایی‌های ایران به‌شدت کم دیده‌شده است، دوم این‌که ما ایرانی‌ها راجع به ایران و اقوام و فرهنگ و اقلیم و طبیعتمان به‌شدت کم‌اطلاع هستیم. بخشی از آن تقصیر خودمان است که پژوهش نکردیم و تنبل هستیم و بخش دیگرش این است که کسانی که در رسانه‌ها باید این را کار می‌کردند، چه در صداوسیما چه در مجلات چه در میراث فرهنگی و گردشگری چه در اداره محیط‌زیست و روزنامه‌ها و مجلات کم‌کاری کرده‌اند. همه ما کم‌کار کردیم و من حس کردم که این کمبود واقعاً خیلی پررنگ است؛ برای همین هم احساس کردم که باید ایران خودمان را بیشتر بشناسم و کاری کنم تا آن چیزی را که می‌بینم به هم‌وطنان عزیزم منتقل کنم تا ایرانی‌ها هم نسبت به ایران یک معرفت و شناخت خوبی پیدا کنند تا قدرش را بدانند. چند سال است که ایران‌گردی می‌کنید؟ الآن ۲۰ سال است که ایران‌گردی می‌کنم آغاز این سفر از کی و چه زمانی بود؟ من از ۱۷ سالگی سفرهایم را از کوهنوردی شروع کردم. یعنی از ۱۷ سالگی شروع به کوهنوردی کردم و پدر و مادرم مشوقم بودند و خیلی از آن‌ها هم سپاسگزارم. آن سال‌ها در باشگاه کوهنوردی دماوند تهران ثبت‌نام کردم و به کوهنوردی حرفه‌ای مشغول شدم. در کنارش درس خود هم می‌خواندم. دوره‌های مختلفی مثل دوره‌های طبیعت‌گردی و دوره‌های تاریخ و فرهنگ ایران را گذراندم. بعد همه این‌ها را یک‌کاسه کردم. از طرفی خودم نیز عکاسی می‌کردم، به تاریخ و فرهنگ ایران هم خیلی علاقه داشتم. بعداً رفتم با آقای اینانلو همکاری کردم و با ایشان در یک مجموعه مستندی همکاری داشتم. البته در حوزه گردشگری هم با ایشان همکار بودم، تا این‌که بعد احساس کردم که وجود یک چنین مجموعه مستندی واقعاً نیاز است.   شما طراح تور‌های ایران‌گردی مرحوم اینانلو بودید؟ بله زمانی که با آقای اینانلو کار می‌کردم برایشان یک سری تور‌هایی را تخصصی طراحی می‌کردم و آنجا اجرا می‌شد. شما تجربه ناموفق مستندسازی هم داشته‌اید؟ چون در مصاحبه‌ای گفته بودید که ابتدا با دوستانی وارد کار شدید که آن‌ها نتوانسته بودند ایدئال‌های ذهنی شما رو بسازند برای همین خودتان به سراغ ساخت مستند رفتید! بله اوایل کار برای من واقعاً سخت بود برای این‌که تنها بودم و هیچ حامی ازنظر مالی و... نداشتم. درنهایت با چند نفر از دوستانی که در حوزه مستند کار می‌کردند آشنا شدم و شروع به همکاری کردیم. در صحبت‌ها و تبادل‌نظری که با آن‌ها داشتم متوجه شدم که آن چیزی که مدنظر من است را نمی‌توانند بسازند و کمکی به من داشته باشند؛ بنابراین آستین‌هایم را بالا زدم، یک آپارتمان خیلی کوچکی داشتم که آن را فروختم و همه را برای ساخت اولین مستند هزینه کردم بدون آنکه به کسی بگویم که در حال چنین کاری هستم. همه داروندارم را برای این کار گذاشتم. زمان و وقت و همه‌چیز را به میدان آوردم و بعد شروع به تولید کردم. در ابتدا چهار قسمت کارکردم به نام «اشکفت بهمن» و «قلعه شاداب». این دو قسمت را که تولید کردم به خیلی جا‌ها بردم؛ در سازمان صداوسیما که خیلی با من همکاری نکردند تا این‌که یک روز من رفتم خدمت آقای «جواد رمضان نژاد» که آن زمان مدیر گروه مستند شبکه چهار بودند. ایشان الآن مدیر شبکه افق هستند. جناب رمضان نژاد با امید و خیلی بامحبت وارد این قضیه شدند و کار را دیدند و پسندیدند و گفتند که این کار می‌تواند تولید خیلی خوبی باشد و کار را باور کردند و من هم شروع به تولید کردم. خروجی آن توافق یک مجموعه ۱۳ قسمتی به نام «ایران‌گرد» شد که از آن استقبال بسیار خوبی شد. استقبال از سری اول مجموعه مستند ایران‌گرد به‌قدری بود که آقای ضرغامی از ما خواستند که سری جدید این مستند را برای شبکه یک تولید کنیم. چون آن سال‌ها همه استان‌های ایران شبکه چهار را نداشتند. مجموعه ایران‌گرد ۲ به این شکل برای شبکه یک تولید شد که ما سعی داشتیم مجموعه جدید خیلی متفاوت باشد و واقعاً هم همین‌طور شد. چند پله ترقی داشت و کیفیت کار را هم بهتر کردیم. درواقع از همه لحاظ آن را ارتقاء دادیم چه ازلحاظ بار فرهنگی و چه ازلحاظ بار آموزشی. سری دوم هم با استقبال مردم مواجه شد و جزء برنامه‌های پربیننده شبکه یک قرار گرفت و همین زمینه ساخت ایران‌گرد ۳ شد. در ایران‌گرد ۳ هم با خودم عهد کرده بودم که باید سری جدید حتماً چند پله از سری‌های قبلی بهتر باشد؛ که هم‌وطنان عزیزمان بعد از دیدن مجموعه جدید همین را می‌گویند که جای خوشحالی دارد. چه شد که آپارتمان را فروختید؟ من خیلی کار می‌کردم و با همین کار‌ها توانسته بودم یک واحد آپارتمان بخرم. قبل از ازدواج آن آپارتمان کوچک را به قیمت ۷۰ میلیون فروختم که البته همه آن پول هم‌دست من را نگرفت. ۱۵ میلیون وام داشت که از قیمت کل کسر شد. من با ۵۵ میلیون تومان باقی‌مانده تجهیزات تصویربرداری خریدم. این اتفاق در سال ۸۹ اتفاق افتاد و من در آن سال بهترین تجهیزات ممکن را خریدم. آن موقع یک دوربین به قیمت ۳۰ میلیون تهیه کردم. اگر شما الآن بخواهید تجهیزات حرفه‌ای و به‌روز بخرید باید بالای یک میلیارد تومان هزینه کنید. نسبت به سال ۸۹ هم پول خوبی به دست آورده بودید! اعتقاددارم که کار آخر را باید اول انجام داد. یک‌ضرب المثلی هست که می‌گوید من آن‌قدر پول‌دار نیستم که جنس ارزان بخرم؛ لذا برای این‌که پولمان هدر نرود باید دنبال کیفیت رفت. دراین‌باره هم واقعاً سعی کردم که کیفیت را بالا ببریم، چراکه مردم ایران، نگاهشان و تفکرشان برای من خیلی ارزش دارد. دلیل اینکه آن‌قدر من روی کیفیت تأکید می‌کنم به همین خاطر است. گاهی برای ضبط یک سکانس و یا پلان روی ما خیلی فشار آمده، اما به خودم گفتم که باید برای مخاطبین این نما گرفته شود. معتقدم که بهترین کار ممکن را به حد توانم باید انجام دهم. هزاران جوان برای این مملکت جان خودشان را ازدست‌داده‌اند من چطور می‌توانم به خودم اجازه بدهم که درست‌کار نکنم. به نظرم آن‌هایی که از زیر کار در می‌روند بدانند که خیانت بزرگی به مردم و این کشور می‌کنند. چه ایده‌ای داشتید که دیگران نمی‌توانستند آن را برای شما بسازند؟ نه این‌که نتوانند بسازند. توجه داشته باشید که برای یک تولید خوب در هر زمینه‌ای، مخصوصاً مستند، چند چیز مهم و وجودش الزامی است. یک عشق، که پایه اصلی این کار است، من به ایران و ایرانی عشق می‌ورزم و با همه وجودم ایران و ایرانی را دوست دارم. با این‌که از دو شبکه دیگری که خارج از ایران کار می‌کنند پیشنهاد داشتم، ولی برایشان کاری انجام ندادم، چون دوست دارم برای مردم کشورم کارکنم. دوم این‌که گروه سازنده باید نیمچه تخصصی درزمینهٔ طبیعت‌گردی و... داشته باشند. نگاهشان نگاه مثبت و زیبا بین باشد. چون ما قرار است کاری کنیم نگاه مردم نسبت به ایران عوض شود. پس باید زیبا ببینیم. بخش سومش خیلی مهم است. باید بپذیریم که خیلی کار سختی است و هیچ کم از جنگ ندارد. من روزی که شروع به تولید ایران‌گرد کردم واقعاً با همه وجودم کار می‌کردم و فکر می‌کردم که در یک مبارزه بزرگ هستم که باید تمام سختی‌هایش را به جان بخرم. سختی کار این نیست سرما و گرما و نبود سرویس بهداشتی و حرکت از جا‌های صعب‌العبور نیست. این تنها بخش کوچکی از کار ماست. بخش بزرگ سختی این است که در نبود این شرایط باید کیفیت کار حفظ شود وگرنه همانند بسیاری از کپی‌هایی که از مستند ایران‌گرد شده است چندان جذاب نخواهند بود. ویژگی مستند ایران‌گرد این بوده است که در سخت‌ترین شرایط سعی کرده است که استاندارد‌های جهانی که برای خودش تعریف کرده است را حفظ کند. البته ما در کار خودمان قطعاً کمبود‌ها و نقص‌هایی هم داشته‌ایم چراکه گل بی خار خداست. مگر می‌شود که انسان کاری را در زمان و بودجه کم انجام دهد و نقصی در آن نباشد. اما مطمئن باشد که اگر ما بودجه و زمان بیشتری در اختیار داشتیم به‌مراتب کار بهتری هم تولید می‌شد. از روی مستند «ایران‌گرد» کپی‌های زیادی شده، به نظرتان چرا موفق نبوده‌اند؟ چون در آن عشق وجود ندارد. دوم این‌که در آن تحمل سختی‌ها، زمان گذاشتن زیاد و صبر وجود ندارد. برای همین است که معمولاً به بار نمی‌نشینند. هرچند من امیدوارم این کار‌ها هم موفق باشند. گویا شما به دنبال ساخت یک مستند بین‌المللی هم هستید؟ بله مستند «مردمان طبیعت ایران» یک بیگ پرداکشن است و من دوست دارم این را تولید کنم. می‌خواهم یک کار بین‌المللی انجام بدهم و نگاه مردم دنیا نسبت به ایران عوض شود. فکر می‌کنم با ایران‌گرد ۱، ۲، ۳ توانستم این کار را انجام دهم که نگاه مردم ایران به کشور خودشان عوض شود و دارایی‌هایمان را بیشتر بشناسیم و به آن معرفت پیدا کنیم و بیشتر قدرش را بدانیم. مجموعه مردمان طبیعت ایران یک مجموعه ۷ قسمتی از زیبایی‌های ایران و ایرانی‌هاست، اما با نگاهی که مخاطبینش بیشتر خارجی هستند. به دنبال آن هستم این مستند را آن‌ها ببینند و نگاهشان نسبت به ایران و ایرانی تغییر کند، به باور درستی از ایران و ایرانی برسند و به ایران سفر کنند و از بودن در ایران لذت ببرند. گویا شبکه‌های تلویزیونی خارجی هم از شما درخواست ساخت مستند داشته‌اند؟ کی این اتفاق افتاد؟ بعد از ایران‌گرد ۲ بود، که به من ایمیل زدند و در فضای مجازی با من ارتباط برقرار کردند. من جواب یکی از آن‌ها را ندادم و به یکی از آن‌هم گفتم عذر می‌خواهم نمی‌توانم با شما کارکنم. چرا به این سمت نرفتید. طبیعتاً پیشنهاد مالی خوبی داده‌اند! من دیگر بچه ۲۳، ۲۴ ساله نیستم. من ۴۰ ساله هستم و به کشورم ارق دارم، آدم برای پول هر کاری نمی‌کند. هرکسی یک قیمتی دارد، اما من احساس می‌کنم آدمی هستم که با پول قابل‌مقایسه نیستم. یعنی نمی‌خواهم خودم را هم‌طراز با پول‌کنم. کشورم از هر چیزی باارزش‌تر است. دوست ندارم نگاه دیگری به‌غیراز عشق به ایران و ایرانی داخلش شود. دنبال این حاشیه‌ها نیستم. تمام ذهن من صرفاً درگیر پیشرفت کشور و مردم کشورم است و این‌که زیبایی‌ها ایران دیده شود. هزینه ساخت مستند‌ها چقدر بوده است؟ مفاد قرارداد‌ها و هزینه پروژه‌ها یک مسئله خصوصی است که باید هر تهیه‌کننده‌ای آن را نگه دارد. فقط این‌قدر بدانید که بسیار کمتر از بودجه سریال‌هایی است که تولید می‌شود. یعنی رقمی نیست که قابل‌گفتن باشد. گویا سر ساخت ایران‌گرد ۳ دچار اشکالات مالی شدید! به خاطر کمبود بودجه خیلی از جا‌ها را از دست دادیم و به همین دلیل هم چند بار اضافه‌هزینه کردیم. یعنی جایی را ازدست‌داده بودیم و باید یک سال صبر می‌کردیم و بهار سال آینده می‌رفتیم تا ضبط انجام شود. مجبور بودیم گاهی بیشتر جایی بمانیم و بیشتر کارکنیم که همه این‌ها هزینه‌بر بود. گروه ایران‌گرد الآن چند نفر است؟ از چند شروع کردید؟ ما با ۴ نفر ایران‌گرد ۱ را شروع کردیم. الآن یک مجموعه حدوداً ۵۰ نفری درگیر این کار هستند. مجموعه تصویربرداری‌مان و بچه‌هایی که در خود لوکیشن‌ها با ما هستند بین ۷ تا ۱۰ نفر هستند و مجموعه‌ای که خارج از گروه تصویربرداری هستند حدود ۴۰ نفر هستند که حدود ۳۰ نفرشان را فقط گروه پژوهش و نگارش تشکیل داده است. مابقی در حوزه موسیقی و تدوین و همین‌طور در حوزه صداگذاری کمک می‌کنند. سوژه‌ها را چه طور پیدا می‌کنید؟ خیلی سخت، یعنی پیدا کردن سوژه‌ها یکی از سخت‌ترین کار‌هایی است که ما انجام می‌دهیم. ابتدا یکی از استان‌های کشور را به ما معرفی می‌کنند. ما از طریق دوستان و آشنایانی که در این زمینه فعالیت می‌کنند و در آن استان هستند پرس‌وجو‌هایی را انجام می‌دهیم. بعدازاین کار ما به ۳۰ یا ۴۰ سوژه می‌رسیم که آن‌ها را روی کاغذ می‌آوریم و غربال می‌کنیم. بعدازاین خودمان به منطقه می‌رویم و این سوژه‌ها را نگاه می‌کنیم و در استان می‌گردیم و آن‌ها را به ۱۰ الی ۱۵ سوژه می‌رسانیم. از این تعداد هم درنهایت به ۳ یا ۴ سوژه اصلی می‌رسیم که باید روی آن‌ها کارکرد. بعد این سوژه‌ها را به بخش پژوهش می‌دهیم که در مورد آن‌ها تحقیق کنند. چه چیزی در سوژه‌ها مهم است که انتخاب می‌شوند؟ اول بکر بودن طبیعت آن منطقه است. دوم آدم‌هایش باید اصالت‌های خوبی داشته باشند و آن را هم حفظ کرده باشند. آن آدم‌ها باید در طبیعتی باشد که یا خیلی بکر و یا خیلی زیبا باشد. در سوژه‌هایی که انتخاب کردید کدام‌یک از آن‌ها بیشتر به دلتان نشسته است؟ همه را یک اندازه دوست دارم و هیچ فرقی بین هیچ‌کدامشان نمی‌بینم. به هرکسی هم می‌گویم باورش نمی‌شود، می‌گویند مگر می‌شود حتماً جنگل‌ها جذاب‌تر هستند. اصلاً این‌طور نیست بیابان یک زیبایی و حرفی برای گفتن دارد، جنگل‌های هیرکانی یک‌جور، کوه‌های زاگرس یک‌جور، جنگل بلوط زاگرس یک‌جور، قوم بلوچ یک‌جور، قوم لر و تالش قشقایی یک‌جور. هرکدام این‌ها حرفی برای گفتن دارند. گویا به دنبال چاپ کتاب و برگزاری نمایشگاه بین‌المللی عکس از جاذبه‌های ایران در خارج از کشور هستید؟ ‌ می‌خواهم نگاه مردم دنیا به ایران معطوف شود و تغییر کند و لذت ببرند. آن‌ها بیایند ارز آوری می‌شود و تبادل فرهنگ صورت می‌گیرد. هم چنین آن‌ها بافرهنگ خوب ایران آشنا می‌شوند. وقتی من در «اینستاگرام» عکس و یا کلیپی از ایران می‌گذارم، آن‌قدر به من پیام می‌دهند که واقعاً اینجا ایران است؟ مگر ایران بیابان نبود و شما عربی صحبت نمی‌کردید؟ برای همین خیلی دوست دارم که خارج از کشور نمایشگاهی از ایران و فرهنگ ایرانی دایر کنم. هم‌چنین مجموعه مستند مردمان طبیعت ایران را بسازم که در همین راستا هست. میراث فرهنگی چقدر از شما حمایت کرده است؟ هیچی! با آن‌ها جلسه نداشتید؟ داشته‌ایم، ولی هیچ حمایتی نکردند. با مدیر اسبق میراث فرهنگی جلسه‌ای داشتم هیچ تأثیری نداشت. با معاون قبلی ایشان هم همین‌طور هیچ تأثیری نداشت و استانداری‌ها هیچ‌کدامشان همکاری نکردند. در مستند‌ها دچار آسیب‌های مختلفی شده‌اید. الآن وضعیتتان چطور است؟ من با خودم عهد کردم که این بدن را سالم زیرخاک نبرم. کاری که ما انجام می‌دهیم بسیار سخت است. از عوامل زیادی هم برای تولید نمی‌توانم استفاده کنم چراکه هم بودجه محدود است و هم وقتی گروه بزرگ می‌شود کار هم سخت می‌شود. آن‌قدر من و سایر عوامل کوله‌ها و بار‌های سنگین جابه‌جا کرده‌ایم که حد ندارد. من الآن سه دیسک پاره دارم. هم دیسک کمر و هم گردنم دچار پارگی شده است و آن‌ها را فقط با ورزش حفظ کرده‌ام تا جراحی نشوند. اگر بخواهم جراحی کنم خدا می‌داند چه اتفاقی می‌افتد. پرده دیافراگم من پاره شده است و جراحی آن را به بعد از اتمام «ایران‌گرد ۳» موکول کرده‌ام. رباط صلیبی پایم هم در همان قسمت بختیاری‌ها پاره شد که آن را جراحی کردم و ۹ ماه طول کشید تا بهبود پیدا کنم و مجبور بودم روزی ۴ الی ۵ ساعت فیزیوتراپی و آب‌درمانی کنم. برای همین می‌گویم من کلکسیون دردم. همه این کار‌ها رو انجام دادم تا قدمی برای کشورم بردارم و کار درست را انجام بدهم. شیرین‌ترین اتفاقی که برایتان در طول پخش مستند‌ها اتفاق افتاد؟ وقتی‌که ایران‌گرد پخش شد و این‌قدر پیام‌های مثبت از مردم دیدم واقعاً خستگی‌ام رفع شد. من تا وسط‌های کار خسته بودم، آن‌قدر که همه‌اش با خودم می‌گفتم که خدایا من چقدر روحم خسته است. ۳ سال به‌شدت کارکرده بودیم، شبانه‌روزی و پر از استرس. موقع پخش ایران‌گرد در ایام نوروز به‌شدت استرس داشتم که بازخورد چه می‌شود، مردم و مسئولین چه می‌گویند، چه اتفاقی می‌افتد و این استرس‌ها من را خیلی خسته کرده بود جوری که در این‌یک ماه اخیر من ۴ کیلو وزن کم کردم با این‌که اصلاً چربی ندارم [با خنده]درنهایت به آرامش رسیدیم وقتی دیدم خیلی استقبال شد و به‌عنوان پربیننده‌ترین مستند تلویزیون شناخته شد؛ و حرف آخر! من اینجا می‌خواهم از ۳ مجموعه سپاسگزاری ویژه داشته باشم. یک خانواده‌ام، همسرم و فرزندم، عواملی که هرگز دیده نشدند در مجموعه مستند ایران‌گرد، مثل تصویربردار‌ها و صدابردارهایمان، بچه‌های تصاویر هوایی، تدوینگر و بچه‌های پژوهشگرمان. همه آن‌ها با تمام وجود و با عشق کارکردند و سختی خیلی زیادی کشیدند من واقعاً از همه آن‌ها سپاسگزارم. سوم از مردم شریف ایران واقعاً سپاسگزارم به خاطر این‌که همیشه انرژی مثبت به من انتقال دادند و من را حمایت کردند و از حمایتشان خیلی ممنونم. همین‌طور از مسئولین سازمان صداوسیما که این فرصت را به من دادند و کمک کردند که این مجموعه به بار بنشیند هرچند که همیشه بودجه کم بود هرچند که همیشه ازلحاظ مالی و زمان در مضیقه بودم، اما سپاسگزارم که کمک کردند همین هم به بار بنشیند. از ریاست محترم سازمان صداوسیما عاجزانه تقاضا می‌کنم که کمک کنند که مجموعه‌های بهتری را بتوانم بسازم، چون من زمانی دارم و الآن جوان هستم و تا ۷، تا ۱۰ سال دیگر می‌توانم خوب کارکنم بعدش دیگر مستهلک می‌شوم و مطمئناً نمی‌توانم کاری انجام دهم؛ بنابراین دوست دارم در این‌زمانی که باقی‌مانده است یکی دو کار انجام بدهم، کاری که ماندگار باشد و این برای من از هر چیزی باارزش‌تر است. ]]> هنری Mon, 23 Apr 2018 12:58:53 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128441/ حضور هنرمندان در مراسم رونمايى از عطر بهاره رهنما/عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128395/ ]]> هنری Mon, 23 Apr 2018 09:02:37 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128395/ سلفی نعیمه نظام دوست به همراه رابعه اسکویی/عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128345/   ]]> هنری Mon, 23 Apr 2018 04:59:44 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128345/ واقعیت ماجرای دستمزد ٥ میلیاردى بازیگران پایتخت!/عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128352/ به گزارش ستاره ها به نقل از باشگاه خبرنگاران: در پی انتشار لیست حقوق‌های نجومی منتسب به "بازیگران مجموعه پایتخت ۵ "در شبکه‌های اجتماعی، این موضوع سر و صدای بسیاری در فضای مجازی میان کاربران به پا کرد، اما این تصویری جعلی بود یا واقعی؟!   محمد ذوقی مدیر روابط عمومی سازمان اوج جهت پاسخ به این شایعات در پست اینستاگرامی خود نوشت: چند هفته قبل بود در ایام نوروز که برخی رسانه‌ها و افراد با عجله و بعضا بی انصافی، اوج و تیم‌ِ پایتخت را مورد هجمه قرار دادند، ولی دیری نپایید تا با رسیدن به قسمت‌های آخرِ پایتخت قضاوت‌ها منصفانه‌تر شد.   حال پس از اتمام دو هفته‌ایِ این سریال محبوب و اقبال بی نظیرِ مردم‌ِ نازنین به این سریال، با یک خبر و این بار جعل، دشمنیِ دشمنان‌مان را شاهدیم. باید گفت: ۱. اوج هیچ وقت چنین سربرگی نداشته و ندارد. ۲. امضای مسئول سازمان‌اوج در این تصویر جعلی است. ۳. خطاب نامه وجود خارجی ندارد. (معصومی) ۴. حداقلی از دقت نیاز است که بدانیم یک کُمپانی تولید آثار هنری با تهیه کننده سر و کار دارد و مسایل اینچنینی مواردی نیست که مسیول کمپانی در موردش نامه نگاری کند. ۵. همه‌ی اعدادِ قید شده غلط و جعلی است؛ و کلامِ آخر: چرا این قدر کینه ورزی؟! چرا این قدر حسد؟! و چرا اینقدر وقاحت در جعل کردنِ یک‌نامه؟! به دشمنان‌مان توصیه می‌کنم طوری دشمنی کنید که به جعلِ امضا و نامه و پیگیری حقوقی نکشد. در ضمن جاعلِ عزیز انقدر بی سواد بوده که در صفر گذاشتن برای اعداد هم سوتی داده (به رقم ارسطو جان دقت کنید) معصومیه؟! (با لحنِ بابا پنجعلی) ]]> هنری Mon, 23 Apr 2018 05:33:40 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128352/ عکس دست به کمر خانم های بازیگر/عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128507/   ]]> هنری Tue, 24 Apr 2018 07:12:46 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128507/ بازیگر نقش «بهتاش»: من از تئاتر آمده ام http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128338/ به گزارش ستاره ها به نقل از باشگاه خبرنگاران: بهرام افشاری بازیگر سریال «پایتخت» گفت: شخصیت «بهتاش فریبا» اگر دیده شد، واقعابه دلیل قابلیت‌های فردی نیست و مربوط به گروه است. یکی از نگرانی‌های خانم نسرین نصرتی، همین رابطه مادرانه و پسرانه بود که باید از او برای تمام دلگرمی هایش تشکر کنم. به دلیل دلسوزی و دلگرمی‌های او بود که بهتاش فریبا توانست بعد از سه قسمت جان بگیرد و در مابقی قسمت‌ها او را ببینیم. فکر می‌کنم قرار بود بعد از قسمت‌های ابتدایی، بهتاش کاری پیدا کند و از داستان خارج شود. اگر امروز چیزی از بهتاش وجود دارد، بازی در کنار نسرین نصرتی است که افتخار بزرگی برایم بود. وی در ادامه افزود: خدا را شکر این اقبال را در بین مردم داشتم که دوست داشته شوم و امیدوارم این گذر زمان به زودی ما را فراموش نکند. همه فکر می‌کنند من به خاطر بهتاش دیده شدم، اما باید بگویم که من ۱۴ سال است به طور جدی تئاتر کار می‌کنم. در سالن‌های بی بضاعتی که شاید تعداد بازیگر‌ها از تعداد تماشاگران بیشتر بود، ۶ ماه تمرین می‌کردیم و شاید دستمزدی به اندازه خرید دو عدد پیتزا داشتیم. من از آنجا آمدم و خدا را شاکرم. بازیگر فیلم سینمایی «به یک کارگر ساده نیازمندیم» بیان کرد: من در «پایتخت ۲» هم حضور داشتم و حتی از این جهت برای حذف نقش شیرافکن در ذهن مردم تحت فشار بودم. برای مخاطب مهم نیست که بهرام افشاری نقش متفاوتی را بازی کند؛ برای او مهم این است که بهتاش فریبا باور پذیر باشد. ]]> هنری Mon, 23 Apr 2018 04:27:04 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128338/ سحر ولد بیگی و همسرش نیما فلاح و کیک ۱۰ سال زندگی مشترک http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128482/ به گزارش ستاره ها به نقل از پرشین وی؛ سحر ولد بیگی و همسرش نیما فلاح بازیگران سینما وتلویزیون ۱۰ سال است که ازدواج کرده اند نقطه مشترک این دو بازیگر این است که آن ها باهم صادق هستندو چیزی را از هم پنهان نمی کنند در ادامه عکس سحر ولد بیگی و همسرش را مشاهده کنید. سحر ولد بیگی و همسرش سحر ولدبیگی با انتشار این عکس در اینستاگرامش نوشت: خودتان باشید ‌نه فتوکپی و رونوشتِ همدیگر! خودتان را از روی دستِ دیگران ننویسید! باور کنیدچیزی که هستید، بهترین حالتیست که می توانید باشید! بعضی ها، ساکتشان دلنشین است، و بعضی ها پرحرفشان! بعضی ها، باچشم و موی سیاه، زیبا هستند و بعضی ها با چشمانرنگی و موی بلوند! بعضی ها با شیطنت دل می برند، و بعضی با نجابت… جذابیتِ هرکسمنحصر به خودش است! باورکنید رفتار و خصوصیاتِ تقلید شده و مصنوعی، شخصیتتان را خراب می کند… تا می توانید، خودتان باشید! عکس جدید سحر ولد بیگی و همسرش نیما فلاح متولد ۱۳۵۱ تهران یک بازیگر ایرانی تلویزیون و سینما است و دارای مدرک کارشناسیگرافیک مطبوعاتی است . او بازی در تلویزیون را با نقش دستیار درک در مجموعهطنز ساعت خوش به کارگردانی مهران مدیری آغاز کرد. سحر ولدبیگی متولد ۱۳۵۶، تهران بازیگر ایرانی تلویزیون و دارای مدرک دیپلم اداریبازرگانی از هنرستان شهید مدرس است. سحر ولدبیگی با سریال دختران شناخته شد. سحر ولدبیگی و نیما فلاح دو بازیگر سینما و تلویزیون، ۱۰ سالی است که زندگی مشترکخود را آغاز کرده اند. در ادامه شما را به خواندن گفتگوی این زوج هنرمند درباره ماجرای ازدواجشان دعوت می کنیم. زندگی مشترک سحر ولد بیگی و نیما فلاح ]]> هنری Tue, 24 Apr 2018 05:22:32 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128482/