پایگاه خبری ستاره ها - آخرين عناوين ورزش ایران :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/sports/iran-sport Wed, 13 Dec 2017 14:05:26 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Wed, 13 Dec 2017 14:05:26 GMT ورزش ایران 60 سلیمی: برخی‌ها که حتی ۱۰کیلو هم بالای سر نبرده‌اند، از من انتقاد می‌کنند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118427/ به گزارش ستاره ها؛ بهداد سلیمی در گفت‌و‌گو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری تسنیم، در خصوص حواشی مسابقات جهانی آمریکا اظهار داشت: متأسفانه برخی‌ها که حتی 10 کیلوگرم هم بالای سر خود نبرده‌اند در ارتباط با من اظهار نظر می‌کنند. وی افزود: نمی‌دانم چرا همه می‌خواهند خود را از این طریق بزرگ کنند، همه چیز در خصوص مسابقات جهانی برای من تمام شده و دیگر خاطراتش به‌جا مانده است، خاطراتی که بد است و هنوز هم برای من قابل هضم نیست. قهرمان جهان و المپیک خاطرنشان کرد: اگر حسین رضازاده، انوشیروانی، توکلی و از این جنس افراد بخواهند اظهار نظر کنند من قبول می‌کنم چون آنها چنین وزنه‌هایی را بالای سر برده‌اند اما عده‌ای بزرگترین وزنه‌ای که زده‌اند، خرید خانه بوده است. سلیمی ادامه داد: فعلاً استراحت می‌کنم و می‌خواهم بیشتر به خانواده و دخترم برسم چون در این مدت روزهای زیادی را کنار آنها نبودم و باید جبران کنم. وی گفت: برخی که کاری برای من نکرده‌اند ولی از آنها خواهش دارم که این آرامش را حداقل برهم نزنند. ]]> ورزشی Wed, 13 Dec 2017 09:08:10 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118427/ چرخش 180 درجه‌ای فدراسیون وزنه برداری/ همه علیه بهداد http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118380/ به‌ گزارش ستاره ها به نقل از ‌ایسنا، وزنه‌برداری ایران پس از بازگشت از مسابقات جهانی اسیر خودزنی شد و این روزها شاهد سرازیر شدن سیل انتقادات علیه بهداد سلیمی در وزنه‌برداری هستیم. با توجه به این که وزنه 252 کیلوگرم بهداد سلیمی در مسابقات جهانی پس از تایید توسط داوران مورد قبول هیات ژوری قرار نگرفت،  اختلاف نظرهایی در داخل پیرامون خطا یا درست بودن حرکت او به وجود آمد که البته تا حدودی این اختلاف نظرها طبیعی بود. اما داستان از جایی شدت گرفت و برخی افراد نظرات خود را  180 درجه تغییر دادند که سلیمی صحبت‌هایی  را مبنی بر ضعیف بودن ارتباط بین‌المللی علی مرادی  عنوان کرد. پس از آن صحبت‌ها، ناگهان سیل انتقادات از درست وزنه نزدن سلیمی علیه او سرازیر شد و موجی شکل گرفته که تاحدود زیادی غیر طبیعی است. نکته جالب این جا است که فدراسیون به جای پرداختن به برخی مشکلات مهم و رفع آنها به صورت غیر مستقیم شروع به مقابله با وزنه‌بردار خود کرده و واضح است که یک انتقاد سلیمی را نتوانستند تحمل کنند. نایب رئیس فدراسیون وزنه‌برداری هم در گفت‌وگویی به شکل دیگر انگشت اتهام را به سمت سلیمی گرفته و عنوان کرده است:" بهداد در دوضرب برای داوران خط و نشان کشید این خط و نشان بهداد با زبان بدن صورت گرفت. در حرکت سوم دوضرب هم حرکت دیگری نشان داد که می‌شد این طور برداشت کرد که اعتراض تمسخرآمیزی انجام می‌دهد. هر چند خودش عنوان کرد که قصد تمسخر نداشته است. من هم به عنوان بیننده این طور تصور کردم که حرکات بهداد روی تخته به نشانه اعتراض به داوران و هیات ژوری بوده است." در واقع فدراسیون وزنه‌برداری تاکنون به این مساله که چرا ایران در رقابت‌های مهمی همچون قهرمانی جهان و المپیک داور ندارد نپرداخته است. در حالی که باید مشخص شود اشکال کار کجا است کشوری همچون ایران نباید نماینده‌ای در بخش داوری داشته باشد. از طرفی خروجی این همه کلاس داوری که در شهرهای مختلف برگزار شده دقیقا چه چیز بوده و چرا هنوز جای خالی دوران ایران را در مسابقات مهم می بینم. از طرفی بهداد سلیمی در این چند ماه که برای مسابقات جهانی آماده می شد، از لیگ برتر گرفته تا رکورد گیری در حضور داوران وزنه زده است. حتی در این چند ماه فیلم های تمرین او هم منتشر شد و اگر واقعا سلیمی در دوضرب مشکل داشته چرا داوران تاکنون هیچ صحبتی با او نداشته‌اند و یا وزنه‌های او را خطا نگرفته‌اند؟ در این ماجرا چیزی که واقعا به چشم می‌آید این است که فدراسیون تنها به خاطر یک نقد پشت وزنه‌بردار خود قرار نگرفت و بر عکس به مقابله با او  پرداخت. در حالی که همین فدراسیون نسبت به  نتیجه‌ نگرفتن یک وزنه‌بردار دیگر خود با وجود دادن امتیازهای فراوان پاسخگو نبود. فدراسیون وزنه‌برداری بهتر است به جای تقابل با وزنه‌بردار خود ابتدا روابطش را با فدراسیون جهانی و افرادی که در آن صاحب پست کلیدی هستند، بهتر کند تا برخی اوقات که آن افراد می‌توانند از خیلی موارد چشم پوشی کنند، برعکس مسائل را زیر ذره بین قرار ندهند.  حتی شاید بهتر شدن روابط که روزی خودمان با انتخاب اشتباه در انتخابات خرابش کردیم، راهی باشد که پای داوران ایرانی هم کم کم به میادین مهم باز شود.  ]]> ورزشی Wed, 13 Dec 2017 05:34:24 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118380/ خوهران منصوریان: عشق بروس لی و جکی چان بودیم http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118336/ به گزارش ستاره ها به نقل از هفته نامه همشهری جوان: خواهران منصوریان الان چند سالی هست که در ووشو، برای خودشان اسم و رسمی به هم زده اند اما با این حال خیلی از مردم عادی آن ها را نمی شناختند و اگر هم عده ای از آن ها شناختی داشتند، به خاطر همین افتخارآفرینی بود. اما سال گذشته در جشنواره فیلم حقیقت فیلمی با نام «صفر تا سکو» با موضوع زندگی شهربانو، الهه و سهیلا منصوریان روی پرده رفت که همه مخاطبانش را متحیر کرد؛ فیلمی که نشان می داد این سه خواهر چه مصیبت هایی کشیده اند که به این جا رسیده اند.   یکی از همان مخاطبان متحیر احسان علیخانی بود. او بعد از دیدن این فیلم، نام این خواهران را بلافاصله در فهرست مهمانان «ماه عسل» می گذارد. آن ها همین رمضان گذشته، مهمان برنامه دوم یا سوم علیخانی شدند؛ برنامه ای که حسابی دیده شد و از همان جا نام خواهران منصوریان سر زبان عامه مردم افتاد. سه قهرمان خودساخته که با همه ناملایمات های زندگی جنگیدند تا به اوج رسیدند. آن ها این روزها با فیلم صفر تا سکو قهرمان اول سینماها هم هستند. حرف های این سه خواهر را در گفت و گو با ما بخوانید. آشنایی سحر مصیبی با شما از کجا شروع شد؟ و چه اتفاقی افتاد که تصمیم گرفت فیلم زندگی شما را بسازد؟ الهه: آشنایی ما بر می گردد به یک مسابقه بدلکاری که در آن من بازی می کردم. از آن جا صمیمی شدیم و از زندگی خودمان برایش گفتیم و او تصمیم گرفت فیلمی از زندگی مان بسازد. اولش خیلی سخت بود که بخواهیم همه چیز زندگیمان را بگوییم که مردم در سینما ببینند. مسائل مهمی که حتی به زندگی دوستان صمیمی خودمان هم نمی گفتیم.     وقتی همه چیز را علنی کردید، دوستان صمیمی تان از شما دلگیر نشدند که چرا این حرف ها را تا حالا به ما نگفته بودید؟ اتفاقا خیلی شاکی شدند و کلی گلایه کردند که چرا تا حالا به ما چیزی نگفته بودید. جالب است بگویم مربی ما گاهی وقت ها به خاطر شرایط اقتصادیمان که باعث می شد نتوانیم پول شهریه را جور کنیم، ما را به باشگاه راه نمی داد و پس از این که داستان زندگی مان را دید، گفت چرا به من نمی گفتید. در این راه نه با کسی درد دل کردیم و نه از کسی کمک خواستیم. شهربانو: پیش از ماجرای فیلم، یکی از دوستان من به نام فریبا امیری قرار بود داستان زندگی ما را بنویسد که پروژه پیش نرفت و در نهایت سحر مصیبی تصمیم گرفت فیلم را بسازد. یعنی سحر مصیبی برای راضی کردن شما زمان گذاشت؟ یعنی کسی بود که موافق این ماجرا نباشد و بخواهد دیگران را منصرف کند؟ الهه: سحر، زمانی به ما پیشنهاد ساخت فیلم داد که خیلی با او صمیمی شده بودیم. اما ابتدا خیلی برایمان سخت بود و حتی در طول فیلمبرداری در یک مقاطعی، وسط حرف هایمان سکوت می کردیم سحر در گفتن حرف های زندگی به ما خیلی کمک کرد، او مدام می گفت این اتفاقات اصلا بد نیست، این ها همه زحمات و سختی هایی است که شما کشیده اید، بگذارید همه بدانند از کجا به مدال طلا رسیدید. حتی اسم فیلم در ابتدا «مدال» بود اما پس از مدتی سحر تصمیم گرفت به دلیل این که ما همه چیز را از صفر شروع کرده ایم آن را صفر تا سکو بنامد. ترس ما بیشتر از این بود که مردم بعد از شنیدن و دیدن فیلم دیدشان نسبت به ما عوض شود اما خدا را شکر این طور نشد و الان بسیار خوشحالیم که این اتفاق افتاد. گفتن کدام بخش از زندگی تان برایتان سخت تر بود؟ الهه: دوری پدر، گندم درو کردن و حتی جایی در فیلم است که شهربانو می گوید شب عید ما لباس نداشتیم بپوشیم و لباس های دست دوم مردم را به تن می کردیم. این را اصلا دوست نداشتیم بگوییم. احساس می کردیم نظر دوستانمان نسبت به ما عوض می شود. اما الان می بینیم با دانستن این مسائل، مردم و اطرافیان بیشتر ما را دوست دارند. شرایط شهربانو برای گفتن رازهای زندگیتان چطور بود؟ چون او ازدواج کرده، ممکن بود جاهایی همسرش با این موضوع مخالفت کند؟ الهه: اتفاقا شهربانو همه چیز را می گفت و با رک بودنش در این فیلم مشکل داشتیم. شهربانو: اصلا من استارت اولیه را زدم و شروع به صحبت درباره جزییات زندگیمان کردم، چون الهه سعی می کرد رازدار باشد و می گفت دلیلی ندارد رازهای زندگی گذشته مان را بگوییم. حتی اوایل کار وقتی من شروع به صحبت می کردیم، الهه پای من را نیشگون می گرفت که همه چیز را نگویم.     در فیلم لحظاتی بود که یکی از شماها بخواهد پررنگ تر باشد؟ شهربانو: در فیلم که نه اما در پوستر چون من بزرگ تر بودم، جلوتر قرار گرفتم. اما همه این ها شوخی بود، چون نظر تهیه کننده این بود که اول من بایستم. الهه در عکس پوستر لباسش رنگ متفاوتی دارد برای همین وسط ایستاد و من و سهیلا در دو طرفش.     الهه: فیلم زندگی عادی خودمان است و کسی پررنگ تر است که در زندگی شخصی اتفاقات ویژه تری برایش افتاده باشد. کارگران به صورت موازی زندگی هر سه ما را جلو می برد اما مثلا یکی از بحث های یکه داشتیم این بود که در پوستر فیلم هر کدام از ما می خواستیم جلوتر از دیگری باشیم. من واقعا بعد از این کار با اتفاقاتی که دیدم و آشنایی با روند فیلمسازی، عاشق سینما شدم، البته بعد از ورزش. یعنی الان اگر پیشنهاد بازیگری داشته باشید، قبول می کنید؟ الهه: بله، حتما و احساس می کنم می توانم، چون می توانم به راحتی در قالب نقش قرار بگیریم و با هدایت کارگردان نقش را جلو ببرم.     شهربانو: من عاشق این هستم که در یک فیلم پلیسی بازی کنم و اگر پیشنهادی داشته باشم، حتما بازی خواهم کرد.     سهیلا: الهه کلا بازیگر است. این اولین تجربه حضورتان جلوی دوربین بود؟ الهه: همان طور که گفتم در یک فیلم مربوط به مسابقات بدلکاری همکاری کردم. بعد از آن هم در یک فیلم کوتاه اکشن پانزده دقیقه ای به اسم «پادگان رزم» حضور داشتم که تجربه خیلی خوبی بود. از نوجوانی هم به سینما علاقه داشتید؛ مثلا این طوری که «فن» یک بازیگر باشید و عکسش را به در و دیوار اتاقتان بزنید؟ سهیلا: دیوار اتاق من پر بود از عکس های بروس لی و جکی چان و فیلم های رزمی. الهه: البته این که می گوید اتاق من، منظورش اتاقمان هست (می خندد)؛ چون ما یک اتاق بیشتر نداشتیم. ما واقعا عاشق فیلم های رزمی بودیم و این قدر آن ها را دیدم که عاشق ووشو شدیم. فیلم ایرانی هم می دیدید؟ سهیلا: فیلم های ایرانی زیادی را هم می دیدیم. البته سمیرم سینما نداشت و فیلم ها را کرایه می کردیم. بعد از ماجرای حضور در این فیلم فهمیدم که بچه های سینما چقدر زحمت می کشند و برای یک فیلم هشتاد دقیقه ای سه سال کار کرده اند. برای همین بعد از آن دیگر فیلم کپی ندیدیم تا به سینما کمک کنیم. کدام بازیگر ایرانی را خیلی دوست داشتید و دارید؟ الهه: شهاب حسینی، مهتاب کرامتی و ترانه علیدوستی را خیلی دوست دارم. سهیلا: همه بازیگرها برای من عزیز هستند اما علی صادقی را واقعا دوست دارم و تمام فیلم هایش را دنبال می کنم. مهتاب کرامتی هم بسیار خوب است و همچنین مهناز افشار.     بین ورزشکاران دوستان و آشنایان زیادی دارید و از زندگی آن ها باخبر هستید. دوست دارید مستند زندگی کدام یک از ورزشکاران ساخته شود؟ الهه: علی دایی. چون خیلی فوتبالیست داریم اما آقای دایی هم مردمی است، هم بیزینس من شده و از نظر مالی بسیار موفق است. شاید اصلا دوست دارم بدانم که چطور به این موفقیت مالی رسیده است، چون ما وقتی ورزش می کنیم به هیچ کار دیگری نمی رسیم اما علی دایی هم ورزش می کرد، هم درس می خواند و هم کار می کرد. سهیلا: من خیلی دوست دارم مستندی درباره زندگی خانم های ورزشکار ساخته شود، چون دلم می خواهد دیده شوند. الهه: بله، دقیقا چون اگر نگاه کنیم مدال جهانی برای زن های ورزشکار بسیار کم است و این از بی توجهی به بازیکن های خانم است. الان وقتی توجه ها به ما بالاتر رفته، ما هم سعی می کنیم تلاشمان را بیشتر کنیم تا قهرمان بمانیم. هم تیمی های شما و بانوان ورزشکار وقتی فیلم زندگی شما را می بینند، چه واکنشی نشان می دهند؟ دوست دارند فیلم زندگی آن ها هم ساخته شود؟ الهه: بیشتر هم تیمی ها و ورزشکارها، وقتی فیلم ما را می بینند، باور نمی کنند که با این همه سختی ما سه تا بتوانیم با اتحاد کنار هم باشیم و در مسیری که داریم پیش برویم. ما از اول زندگیمان را ساختیم و این به نحوی انگیزه ای می شود برای مردم عادی و ورزشکاران. حالا که وارد دنیای سینما هم شده اید، به نظرتان ورزشکارها بیشتر پول در می آورند یا بازیگرها؟ الهه: کار بازیگر ها خیلی سخت است اما همه در سینما پول خوب نمی گیرند، فقط سوپراستارها هستند که درآمد بالایی دارند. در ورزش هم بعضی از آقایان در برخی از رشته ها پول خوبی در می آورند. اما هر دو سخت هستند و نمی شود با هم مقایسه شوند. اتفاقات بامزه ای که طی ساخت این فیلم افتاد، چه بود؟ الهه: هر وقت شهربانو در کنار ما بود، می خندیدیم، چون بسیار شوخ طبع و رک است و نبودنش خیلی اذیت کننده است. شهربانو اولین قدم را در راه ووشو برداشت. اگر او به سمت این ورزش نمی رفت، فکر می کنید مسیر زندگیتان چطور پیش می رفت؟ سهیلا: هر مسیری شهربانو می رفت ما همان را دنبال می کردیم. وقتی بچه بودیم، شهربانو به ما می گفت این بروس لی که بازی می کند، من هستم که یک لباس مخصوص پوشیده ام. ما هم بچه بودیم و باور می کردیم. الهه: شاید هم این طوری نمی شد، البته ما این قدر انگیزه داشتیم که از راهی که می خواستیم برویم، نمی ترسیدیم فقط موضوع این است که شهربانو استارت کار را زد.     برنامه ماه عسل خیلی در به شهرت رسیدن شما تاثیر داشت، فکر می کنید اگر این برنامه نبود، باز هم شما این قدر در میان مردم عادی دیده می شدید؟ الهه: دلیل اصلی که ما به ماه عسل رفتیم، این بود که فیلم صفر تا سکو در جشنواره سینما حقیقت دیده شد و جایزه گرفت. به همین دلیل آقای علیخانی از ما دعوت کرد. عوامل فیلم هم اجازه دادند که در برنامه شرکت کنیم، شاید اگر آن ها از ترس لو رفتن فیلم، اجازه نمی دادند ما به ماه عسل برویم اصلا این اتفاق ها نمی افتاد، البته فیلم با برنامه ماه عسل خیلی متفاوت بود، چون در ماه عسل ما فقط می نشینیم و درد دل می کنیم. اما نمی شود تاثیر ماه عسل در دیده شدن فیلم را نادیده گرفت.   خواهران منصوریان از حواشی شهرت می گویند باید کنار مردم باشیم خواهران منصوریان حالا دیگر در دورترین نقاط ایران هم شناخته شده هستند و در روزهای اوج شهرت خود به سر می برند. تجربه آن ها از شهرت هم مانند اتفاقات دیگری زندگی شان خواندنی است. سهیلا بزن بهادر الهه منصوریان درباره خواهر کوچکش می گوید: «سهیلا ذاتا خیلی آرام است اما اگر کسی به او زور بگوید یا بخواهد حرفی را به او تحمیل کند، حتما با مشت های او رو به رو می شود.» او همچنین برای روشن تر شدن این موضوع اضافه می کند: «البته این اتفاق معمولا فقط برای مردانی که در خیابان بخواهند او را اذیت کنند، می افتد و به خانم ها کاری ندارد.» همه ما را می شناسند سهیلا از روزهای بعد از شهرت کلی خاطره دارد که جالب ترینش به موقعی بر می گردد که هنگام رانندگی با یک راننده دچار چالش می شود: «روزی در خیابان مشغول رانندگی بودم با این که سعی می کنم همیشه راننده خوبی باشم و قواعد را رعایت کنم اما ماشینی پشت سر من مدام چراغ می داد و اصرار داشت که از من سبقت بگیرد. تمام تلاشم را کردم تا به او راه ندهم اما بالاخره به کنار من رسید، می خواستم به او اشاره کنم پیاده شود تا از خجالتش دربیایم اما ناگهان راننده با صدای بسیار مشتاق گفت: «وای خانم منصوریان می شود با شما عکس بگیر»؟» من هم خشم خودم را فرو دادم.» خسارت دادم الهه هم در خاطره ای تقریبا مشابه از تصادفی که در خیابان با ماشین یک خانواده داشته است یاد می کند و می گوید: «وقتی تصادف کردم مقصر آن خانواده بودند اما پلیس که آمد، من را شناخت و این باعث شد آن خانواده هم قیافه من را به یاد بیاورند، برای این که نشان بدهم مردمی هستم، خسارت را خودم پرداختم.» او در تکمیل حرف هایش می گوید: «مردم ایران خانواده ما هستند و ما باید همیشه در کنار آن ها باشیم.» ورزشکار محبوب: علی دایی از ورزشکاران محبوب خواهران منصوریان است. آقای گل جهان بعد از دیدن ماه عسل که با حضور آن ها روی آنتن رفت در صفحه شخصی اش در اینستاگرام به این سه خواهر بابت همه سختی هایی که کشیدند و خودشان را به این جا رساندند، تبریک گفت. الهه می گوید: «سحر در گفتن حرف های زندگی به ما خیلی کمک کرد، چون مدام می گفت این اتفاقات اصلا بد نیست، این ها همه زحمات و سختی هایی است که شما کشیده اید، بگذارید همه بدانند از کجا به مدال طلا رسیدید.» خواهران منصوریان حالا آدم های مشهوری هستند که زندگیشان می تواند برای خیلی ها سرمشق باشد. ]]> ورزشی Tue, 12 Dec 2017 12:07:20 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118336/ تقابل بهداد سلیمی و فدراسیون؛ سوغات رقابتهای جهانی‌وزنه‌برداری http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118306/ به گزارش ستاره ها به نقل از مهر، رقابتهای جهانی ۲۰۱۷ آمریکا برای بهداد سلیمی، تکرار کابوس المپیک ریو بود. کابوسی که هیات ژوری برای او رقم زد و بار دیگر او را برای ادامه راه قهرمانی و کسب افتخار، دچار شک و تردید کرد. بهداد در حالی به مدال برنز دسته فوق سنگین رقابتهای جهانی آمریکا دست یافت که به عقیده بسیاری از کارشناسان و اهالی وزنه برداری، حرکت سوم دوضرب او هیچ مشکلی نداشت و به ناحق از سوی هیات ژوری پذیرفته نشد. هر چند برخی نیز اعتقاد دارند او مرتکب خطا شد اما هیات ژوری می توانست از خطای او چشم پوشی کند. بهداد سلیمی در حرکت نخست دوضرب خود در مهار وزنه ۲۴۱ کیلویی ناکام ماند، اما در دومین حرکت خود توانست وزنه ۲۴۲ کیلویی را مهار کند. سلیمی در سومین حرکت هم موفق عمل کرد و توانست وزنه ۲۵۲ کیلویی را بالای سر ببرد، اما به رغم تایید این حرکت از سوی داوران، از هیات ژوری ۳ چراغ قرمز گرفت تا به عنوان پنجمی دوضرب برسد. بدین ترتیب او با ثبت مجموع ۴۵۳ کیلوگرم به مدال برنز رقابتهای جهانی رسید. به گفته برخی اهالی وزنه برداری، نگاه معنادار بهداد سلیمی به وزنه ای که در حرکت آخر بالای سر برده بود، بهترین بهانه را به هیات ژوری داد تا به نوعی او را تنبیه و دستش را از مدالی خوشرنگتر کوتاه کنند. هر چند که خود بهداد معتقد است این حرکت از روی شادی بوده و به هیچ وجه قصد کُری‌خوانی و  جسارت به کسی را نداشته است. از سویی دیگر علی مرادی رئیس فدراسیون وزنه برداری که بسیاری او را به نادیده گرفتن حق کشی بهداد می دانند و از عملکرد منفعل او در برخورد با این اتفاق گلایه می کنند، معتقد است مقصر اصلی، شخص بهداد سلیمی است! مرادی در تازه ترین اظهاراتش پیرامون این موضوع گفته: «هر چند هیات ژوری با نگاه سختگیرانه در رابطه با بهداد تصمیم گرفت، اما حرکات اضافی بهداد که جایی در ورزش حرفه ای ندارد، بهانه خوبی برای هیات ژوری شد تا چنین برخوردی با او شود.» البته رئیس فدراسیون وزنه برداری در دفاع از اینکه چرا اقدام قاطع و فوری در این خصوص در حاشیه رقابتهای جهانی آمریکا صورت نداد نیز آب پاکی را روی دست منتقدان ریخت و گفت:« باید بدون سر و صدا و جنجال رسانه ای به این موضوع پرداخت، اما فاصله زیاد وزنه های قهرمان گرجستانی با رکوردهای دو نماینده فوق سنگین ایران، گویای حقایق فراوانی است که باید کمی منطقی تر با این مساله برخورد کنیم.» بدین ترتیب واکنش علی مرادی و برخی اهالی داوری فدراسیون وزنه برداری، باعث شعله ور شدن دوباره آتش اختلافات دیرینه، میان فدراسیون و طردشدگانی شد که تا قبل از رقابتهای جهانی سکوت کرده بودند و بهانه ای برای آغاز حملات خود نداشتند. حالا می توان یکی از دستاوردهای مهم رقابتهای جهانی آمریکا برای بهداد سلیمی و حامیانش را آغاز اختلافات و دشمنی با فدراسیون علی مرادی خواند که مطمئنا در صورت ادامه این روند باید منتظر اظهارنظرهای تند و صریح طرفین و اتفاقات عجیبی در آینده ای نزدیک باشیم. ]]> ورزشی Tue, 12 Dec 2017 09:55:18 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118306/ ساموئلوو: سعی می‌کنیم ایران را غافلگیر کنیم http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118284/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری تسنیم، گروه بندی مسابقات والیبال قهرمانی مردان جهان در سال 2018 مدتی قبل در شهر فلورانس ایتالیا برگزار و تیم ملی ایران با بلغارستان، لهستان، کوبا، فنلاند و پورتوریکو هم گروه شد. تلاش شاگردان کولاکوویچ در مسابقات پیش رو،‌ صعود  از مرحله نخست گروهی و تکرار عنوان ششمی سال 2014 است. اما در این بین علاوه تیم بلغارستان به عنوان میزبان مسابقات و لهستان به عنوان مدافع عنوان قهرمانی از تیم‌های کوبا و فنلاند و حتی پورتوریکو غافل شد. گفت‌وگوی خبرنگار ورزشی خبرگزاری تسنیم با «توماس ساموئلوو» سرمربی تیم ملی والیبال فنلاند و تیم «کوزباس کِمِرِوو» روسیه را می‌خوانید: روسیه در تمام دنیا به عنوان مهد والیبال مشهور است. کشوری که والیبال در آن، سازماندهی خاصی دارد و محدودیتی در بازیکن و مربی در آن نیست. چطور یک مربی فنلاندی به لیگ برتر چنین کشوری راه پیدا کرده است؟ من خیلی خوشحال و مفتخرم که می‌توان در یکی از بهترین لیگ‌های جهان کار کنم. سطح لیگ برتر روسیه بسیار بالاست و من هر روز، نکته جدید یاد می‌گیرم. من عاشق شغلم هستم. شرایط تیم شما در سوپر لیگ روسیه چطور است؟ تیم کوزباس در جام حذفی روسیه، نایب قهرمان شد. ما در فینال با نتیجه 3 بر 2 مغلوب زنیت شدیم. تیم ما در لیگ برتر روسیه، هشتم است. در حال حاضر، اختلاف امتیازی تیم‌ها زیاد نیست و هر اتفاقی ممکن است در جدول بیفتد. لیگ برتر روسیه با وجود ابرقدرتی مثل زنیت کازان، خیلی یک طرفه و تک قطبی است. آیا چنین لیگی که زنیت برنده احتمالی همه بازی‌ها خواهد بود همچنان برای شما و بازیکنان جذاب است؟ من معتقدم که اگر لیگ روسیه، بهترین لیگ جهان نباشد، یکی از بهترین لیگ‌های جهان است. نظر شما در مورد گروه بندی مسابقات والیبال قهرمانی مردان جهان چیست؟ خیلی خوشحالم که مسابقات ما در شهر وارنا کشور بلغارستان برگزار می‌شود. هوارادان پر شمار تیم ملی فنلاند در این شهر حاضر خواهند بود. البته در گروه سختی قرار داریم که لهستان، بلغارستان و ایران، بخت‌های نخست صعود هستند. ما هم می‌خواهیم که به مرحله دوم رقابت‌های قهرمانی جهان صعود کنیم. حریفان اصلی شما در مرحله نخست مسابقات قهرمانی جهان، کدام تیم‌ها هستند؟ فکر می‌‌کنم کوبا و پورتوریکو باشند. بعد از آن سعی می‌کنیم لهستان، بلغارستان و ایران را غافلگیر کنیم. 4 تیم سعود کننده از گروه شما چه تیم‌هایی هستند؟ من هیچگاه در این مورد پیش بینی نخواهم کرد به همین خاطر، فقط می‌گویم که بهترین تیم‌ها راهی مرحله دوم خواهند شد. کیفیت تیم ایران را با سرمربیگری ایگور کولاکوویچ چگونه می‌بینید؟ ایران، تیم بزرگی است که مربی بزرگی هم دارد. آنها خیلی سریع هستند و حملات بسیار خوبی دارند. * تسنیم: برنده بازی ایران و فنلاند چه تیمی خواهد بود؟ نظری ندارم. ما برای هر توپ خواهیم جنگید. ]]> ورزشی Tue, 12 Dec 2017 08:19:57 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118284/ انتقاد تند سجاد انوشیروانی از جو ایجاد شده علیه سلیمی http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118261/ به گزارش ستاره ها؛ سجاد انوشیروانی در گفت و گو با ایسنا درباره پذیرفته نشدن وزنه ۲۵۲ کیلوگرم بهداد سلیمی در مسابقات قهرمانی جهان و تغییر نظر برخی داوران داخلی نسبت خطا بودن این وزنه بیان کرد: با تمام احترامی که برای داوران ایران که اکثرشان بزرگ هستند، قائلم  باید بگویم اگر ما در داوری قوی بودیم در همان مسابقه جهانی یک عضو در هیات ژوری و داوران داشتیم. سلیمی یک اسطوره است و درست نیست بعد از این همه سال وزنه زدن بگویند حرکت های او کلاس داوری است. نمی‌خواهم خانواده وزنه‌برداری را زیر سوال ببرم اما همیشه خبرهای برگزاری کلاس‌های داوری درجه یک، دو، سه منتشر می‌شود اما ما که در وزنه‌برداری هستیم می‌دانیم این کلاس‌ها چیست و چطور مدرک داده می‌شود. خیلی مواقع خواستم به فدراسیون پیشنهاد دهم پول را از متقاضیان گرفته و مدرک را بدهند و دیگر  با برگزاری کلاس وقت کسی را نگیرند. او ادامه داد: کسانی که در بخش داوری، هیات ژوری و مدیریت فدراسیون جهانی هستند، از آسیب ایرانی‌ها لذت می‌برند. خیلی به ندرت می‌توان دید داوران سه چراغ سفید بدهند و هیات ژوری رای را برمی‌گرداند. قبلاً پیش آمده که وزنه‌هایی که ۲ بر یک داوران قبول کرده یا نپذیرفته‌اند را برگرداند، اما خیلی کم پیش آمده سه چراغ سفید یا قرمزی که داوران داده‌اند را برگرداند. هیات ژوری از حرص حرکت سلیمی زیر وزنه، ۲۵۲ بگویم را نپذیرفت انوشیروانی در مورد اینکه شاید حرکت بهداد سلیمی زیر وزنه باعث شد هیات ژوری را برگرداند، تصریح کرد: بهداد سلیمی اعتقاد دارد با حرکتی که زیر وزنه انجام داد، قصد توهین نداشته است ا ما شاید آن‌ها این حرکت را بد تلقی کردند. به هر حال ژوری قدرت دارد و از قدرت خود استفاده کرد و حرکت سلیمی را نپذیرفت. به نظرم هیات ژوری از روی حرص حرکت سلیمی را قبول نکرد. حرکت اول سلیمی واقعا خطا بود و حتی به خود بهداد هم گفتم حرکت اولش واقعا خطا بود اما ۲۵۲ کیلوگرم نه. داورانی که در مسابقه‌های جهانی قضاوت می‌کنند تجربه مسابقه‌های زیادی را دارند و با صداقت و قاطعیت سه چراغ سفید دادند. او ادامه داد: بهداد خودش گفت منظوری نداشته اما به نظرم روی او حساس شده‌اند و بهداد هم این موضوع را فهمیده است و حتی تلاش کرد اشکالات کار خود را برای مسابقه‌های جهانی رفع کند. مصاحبه بهداد سلیمی باعث شد در داخل علیه او جو به راه بیندازند سرمربی پیشین تیم ملی در مورد جو به راه افتاده علیه سلیمی در داخل ایران گفت: برایم جالب است داوران ما پشت نظر سه داور حاضر مسابقه‌های جهانی نمی‌ایستند اما از نظر هیات ژوری دفاع می‌کنند. در حالی که می‌دانیم هیات ژوری در هر مسابقه‌ای که ایرانی‌ها هستند تا جایی که بشود مو را از ماست بیرون می‌کشند. ما باید تمام قد پشت قهرمانان خود قرار بگیریم. اکنون هم در داخل جوی علیه بهداد راه انداخته‌اند و  مصاحبه ای که سلیمی  بعد از بازگشت به ایران خطاب به فدراسیون داشت، در این اتفاق تاثیر دارد. او افزود: دوستان دوستانمان دارند جانبدارانه حرف می‌زنند. خوب است داوران به همین شکل که حرکت بهداد را تحلیل می‌کنند، بگویند چرا خودشان در مسابقه‌های جهانی و المپیک نمی‌توانند قضاوت کنند. وقتی با فدراسیون جهانی تعامل نداریم از داشتن انصاف  برای ما می‌گذرند نایب قهرمان المپیک لندن با اشاره به ارتباط نه چندان خوب فدراسیون جهانی با ایران تاکید کرد: ما قهرمان جهان شدیم و با تمام وجود تبریک می‌گویم چرا که قهرمانی در هر شرایطی ارزشمند است و افتخار دارد، همچنین می‌دانیم ارمغان آورندگان این قهرمانی کسانی هستند که چقدر سختی کشیده‌اند اما باید این را هم قبول کنیم ایران باکیفیت‌ترین تیم مسابقه‌ها بود. اگرچه ما در وزنه‌ زدن قوی هستیم اما در داوری و مدیریت ضعیف هستیم. وقتی با فدراسیون جهانی تعامل نداشته باشیم و در جبهه مخالف قرار بگیریم طبیعتا فدراسیون جهانی هم با ما تعامل نمی‌کند و از خیلی مواقع از داشتن انصاف برای ما می‌گذرد. با بهداد صحبت می‌کنم که خداحافظی نکند انوشیروانی در پاسخ به این پرسش که قصد ندارد سلیمی را از تصمیم خداحافظی‌اش منصرف کند، تصریح کرد: تصمیم خداحافظی احساسی است. یکی دو روز دیگر بگذرد با او صحبت می‌کنم اما هجمه‌ای در داخل علیه او به راه افتاده که ممکن است بر روی تصمیمش تاثیر بگذارد و این خوب نیست. باید قهرمانان خود را حفظ کنیم. این را باید قبول کنیم مسائل پشت پرده وجود دارد و فدراسیون ما در تعاملات بین‌المللی ضعیف عمل کرده است و خیلی از امتیازات را از دست داده‌ایم یکی از امتیازات این است که داور درمسابقه‌های جهانی و المپیک نداریم. کیانوش بداند افرادی که او را حمایت می‌کنند فقط مدالش را می‌خواهند نه خودش را او در مورد نتیجه نگرفتن کیانوش رستمی در مسابقه‌های جهانی بیان کرد: ما از اول با راهی که کیانوش رستمی می‌رفت مشکل داشتیم و این را کتمان نمی‌کنم اما اتفاقی که برایش افتاد باید تلنگری باشد. کیانوش قهرمانی بزرگی است اما ۷-۸ نفری که در مسابقه‌های جهانی بودند یک نفر بزرگی نکرد و جلو نرفت به او کمک کند تا  در انتخاب وزنه در دو ضرب دچار مشکل نشود و این به این شکل از گردونه رقابت خارج نشود. انوشیروانی افزود: البته خود رستمی مقصر نیست بلکه کسانی که در این کج راهه او را تشویق و حمایت می‌کنند مقصر هستند و مطمئن باشد آن افراد شاید در ظاهر او را حمایت کنند اما در باطن خودش را نمی‌خواهند و فقط مدالش را می‌خواهند. آن‌ها معامله‌گران مدال هستند شاید باید به آنها حق داد چون باید نتیجه بگیرند تا حفظ شوند. علی‌حسینی دارد حقش را از وزنه‌برداری می‌گیرد سرمربی پیشین تیم ملی در مورد بازگشت علی‌حسینی با نایب قهرمانی جهان گفت: خوشحال شدم بعد از هشت سال به این شکل درخشید. خود من از دو سال پیش مشوق‌ او برای بازگشت به وزنه‌برداری بودم  و انگیزه را در او تقویت کردم. این را می‌توانید از خود او سوال کنید. او دارد حقش را از وزنه برداری می‌گیرد. روزی که مشکل او حل شد از این جهت خیلی خوشحال شدم که او و بهداد اگر حفظ شوند در آینده نزدیک می‌توانند برای تالاخادزه هم مشکل‌آفرین باشند چون پتانسیل بالایی دارند. به او خانواده‌اش تبریک می‌گویم امیدوارم این روند خوب را تا المپیک ۲۰۲۰ ادامه دهد و بهترین جایگاه‌ها را کسب کند. خدا را شکر از لج ما دو اردوی خوب برگزار کردند انوشیروانی در پاسخ به این پرسش که اگر بداند چندین مدال‌و قهرمانی تیمی در انتظار ایران است باز هم از سرمربی‌گری تیم ملی استعفا می‌داد یا خیر، تصریح کرد: ما بدون علم به اینکه ۱۰ کشور در مسابقه‌ها نیستند برای این برنامه داشتیم که با قدرت‌های جهان رقابت کنیم و قهرمان شویم. اعتقادم بر این بود که تیمی که دارم آماده  کنم در رقابت با قدرت‌های جهان هم می‌تواند قهرمان شود. البته روی کیفیت تیم عوامل زیادی تاثیر داشت، همان یک ماه و نیم تعطیلی اردوها اجازه نداد ورزشکاران نزدیک مسابقه‌ در شرایط ایده‌آل‌تری باشند و استرس این را داشتند که خیلی زود وارد اوج شوند. او ادامه داد:‌ اوضاع افتضاحی که اردوی تیم ملی بعد از المپیک داشت باعث شد برای فدراسیون شرط بگذاریم و خدا را شاکرم که برای درآوردن لج ما دو اردوی خوب گذاشتند که البته آن هم به لطف استان‌ها و ارگان‌ها بود. آقایان وقتی لج می‌کنند خوب کار انجام می‌دهند. اکنون هم ما  نباید در باد این قهرمانی بخوابیم و باید به فکر کم کردن فاصله نفرات اول و دوم و حفظ قهرمانان رده جوانان که چند سال به حال خود رها می‌شوند، باشیم. به نظرم رییس فدراسیون نباید همیشه از  بی‌پولی گلایه داشته باشد چون خیلی از روسای فدراسیون‌ها از اسم و رشته خود اسپانسر قدرتمند گرفتند و نیازی هم به بودجه وزارت و کمیته ندارند. اما در وزنه برداری  تمام  قول‌هایی که قبل انتخابات داده  شده بود، عملی نشد. تیم ما هم در  سایه نفراتی که خواسته‌های بزرگی ندارند، قهرمان شد. بعد از المپیک اسپانسر گرفته شد تا جوایز اهدا شود اما نتوانستند تعامل کنند وحتی بعد از المپیک ۴-۵ ماه قادر نبودند حقوق ورزشکاران را بدهند.  این ضعف مدیریت است. تیمی که تحویل دادم یک بند انگشت آسیب دیدگی نداشت و حالا  بیرانوند می گوید از هم گسسته بود انوشیروانی با اشاره به صحبت‌های بیرانوند مبنی بر اینکه تیمی که تحویل گرفته بود از هم گسسته بود تاکید کرد: تیم ملی قهرمان آسیا و بازی‌های کشورهای اسلامی شد آن هم در شرایطی که نفرات اصلی استراحت داشتند. ما تیمی را تحویل دادیم که نفرات آن یک بند انگشت آسیب دیدگی نداشتند و آمادگی‌شان بالای ۹۰ درصد بود آیا واقعا این تیم از هم گسسته بود؟ از بیرانوند انتظار نداشتم این حرف‌ها را بزند تیم در سال ۹۵ از هم گسسته بود که همین آقای بیرانوند مربی آن بود و برای قهرمانی آسیا تنها اسم سه نفر را داده بودند. من تیمی را تحویل گرفتم که همه می دانند بهداد در چه شرایطی قرار داشت و  علی‌ هاشمی در خانه بود. من می خواستم سهراب مرادی قهرمان المپیک  در قهرمانی آسیا رکورد دنیا بشکند اما اختلافات با فدراسیون نگذاشت. سهراب مرادی سه ماه حقوق نگرفت وقتی از این مسئله ناراحت شد طلبکار هم شدند و وقتی می‌گفتیم با او تماس بگیرید پاسخ می‌دادند چرا باید این  کار را کنیم. من آن‌ها را می‌شناسم و می دانم الان اگر سهراب مرادی رکورد نمی‌شکست و طلا نمی‌گرفت دیگر او را تحویل نمی‌گرفتند. ]]> ورزشی Tue, 12 Dec 2017 06:30:56 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118261/ روزبهانی: باید به مدال المپیک فکر کنیم نه کسب سهمیه http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118242/ به گزارش ستاره ها ؛ احسان روزبهانی در گفت و گو با ایسنا، درباره‌ برنامه‌های آینده خود و تیم ملی بوکس جهت موفقیت در بازی‌های آسیایی ۲۰۱۸ جاکارتا و کسب سهمیه المپیک گفت: من در المپیک ریو هم گفته بودم که در ایران فقط دوست داریم سهمیه المپیک را بگیریم که کار سختی هم نیست، در حالی که باید به کسب مدال در المپیک فکر کنیم. از الآن باید به مدال‌های المپیک فکر کنیم و مسلماً اگر شرایط بوکس ایران مانند چند سال اخیر باشد نمی‌توانیم در المپیک موفق باشیم. او افزود: شرایط  تمرینی ملی‌پوشان بوکس بهتر شده است و می توان به این فکر کرد که بوکسورها در آسیا و المپیک موفق ظاهر شوند ولی به مقداری همدلی و توجه بیشتر نیاز است. تنها نماینده بوکس ایران در المپیک ریو، درباره‌ حضور چند ماهه‌ خود در آلمان نیز گفت: در آلمان فقط با یکی از بهترین باشگاه‌های بوکس تمرین می‌کردم تا به شرایط ایده‌آل برسم و خوشبختانه الآن شرایط خوبی دارم. تقریبا ۲۵ روز هم به اسلواکی رفتیم و اردویی را در آن‌جا داشتیم که به دلیل طبیعت خوب، جای خیلی مناسبی برای تمرین بود. با هفت نفر از هم تیمی‌ها رفته بودیم و روزی سه وعده تمرین داشتیم. او با ابراز خوشحالی از برگزاری دوباره‌ اردوهای تیم ملی بوکس اظهار کرد: اردوهای تیم ملی بوکس با هدایت اکبر احدی به عنوان سرمربی شروع شده است و من هم به نوبه خود انتخاب احدی به عنوان سرمربی را به او تبریک گفتم. فکر نمی‌کنم که در حال حاضر مربی بهتر از او را در ایران داشته باشیم. چند روزی است که خود من هم به اردوها و تمرینات تیم ملی برگشته‌ام و الآن در خدمت تیم ملی هستم. دارنده مدال برنز بوکس بازی‌های آسیایی ۲۰۱۴ اینچئون کره جنوبی، شرایط فعلی اردوهای تیم ملی را رضایت بخش دانست و توضیح داد: از وقتی که افشین داوری به فدراسیون بوکس آمده است با شرایط ایجاد شده در تیم ملی، انگیزه میان بوکسورها را میبینم که چقدر بالا رفته است. خیلی وقت بود بوکسورهای تیم ملی خوابگاه‌های آکادمی ملی المپیک را ندیده بودند. الآن خیلی خوشحالم که ملی‌پوشان بوکس هم مانند دیگر رشته‌ها در آکادمی تمرین می‌کنند. او همچنین با اشاره به بوکسورهای جوان حاضر در اردوهای تیم ملی گفت: بوکسورهای جوانی در اردوها هستند و همه‌ آن‌ها از شاگردان اکبر احدی و بهترین‌های ایران هستند. احدی همه‌ بوکسورها را می‌شناسد و به نظرم می‌تواند آن‌ها را به سطح بالاتری از آمادگی برساند. احسان روبهانی در پایان، درباره‌ی آینده بوکس ایران نیز گفت: با شرایط فعلی حاکم بر بوکس ایران آینده خوبی را برای این رشته پیش بینی می‌کنم، به شرطی که همینطور ادامه دار باشد. همچنین اگر این جوانان سفرهای خارجی بیشتری رفته و اردوهای مشترکی را با تیم‌های مختلف برگزار کنند قول می‌دهم که در آینده، بوکسورهای خوب و خوش تکنیکی را خواهیم داشت. با شرایط فعلی آینده بوکس را روشن می‌بینم و باید این روند را ادامه دهیم. ]]> ورزشی Tue, 12 Dec 2017 05:07:59 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118242/ باوئرمن: مردم ایران دو زندگی متفاوت دارند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118110/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری تسنیم، درک باوئرمن، سرمربی پیشین تیم ملی بسکتبال ایران، روز گذشته، تولد 60سالگی خود را کنار شاگردانش در تیم «اس اولیور وورزبورگ» جشن گرفت. او در مورد تیمش در بوندس لیگا اظهار داشت: بازیکنان مستعد و پتانسیل زیادی در این تیم وجود دارد و به همین خاطر هم هدایت آن را قبول کردم. اینجا به‌خلاف یونان حتی بعد از شکست هم کسی به من و اعضای تیم بی‌احترامی نمی‌‌کند. موفق‌ترین مربی تاریخ تیم ملی آلمان در مورد درک نوویتسکی، ستاره تیم دالاس موریکس گفت:‌ او بدون شک، بهترین بازیکنی است که مربیگری‌اش را به‌عهده داشتم. او بعد از راهیابی تیم به المپیک 2018 پکن، 48 ساعت خوابید. او توانایی خارق‌العاده‌ای در هماهنگی ذهن و بدنش دارد. عملکرد او در لیگ بسکتبال آمریکا از حدود یک انسان فراتر است.   باوئرمن به پیروزی شاگردانش مقابل بایرن مونیخ در بوندس لیگا اشاره کرد: بازی مقابل این تیم برای ما یک دیدار ویژه بود. اولی هوینس، مدیرعامل بایرن مونیخ بعد از پیروزی به من تبریک گفت. او هیچ‌وقت چنین کاری انجام نمی‌داد. ما قبل از بازی با هم تلفنی و البته بسیار کوتاه صحبت کرده بودیم. سرمربی پیشین تیم ملی آلمان با اشاره به 60سالگی خود گفت: اصلاً خوشحال نیستم چون رسیدن به 60سالگی به من یاد‌آوری کرد که به آخر خط نزدیک شده‌ام. خوشبختانه از نظر بدنی، مشکلی ندارم. تنها بازیکنان و کادر فنی تیم در جشن تولد من حضور داشتند.  البته باشگاه قصد داشت که مراسم مفصل‌تری را برگزار کند که من مخالفت کردم. باوئرمن در مورد حضورش در ایران به‌عنوان سرمربی تیم ملی تصریح کرد: مردم ایران، بی‌نهایت مهمان‌نواز هستند و به همین خاطر است که زندگی در این کشور، لذت‌بخش است. علاوه بر این، آنها در بیرون، زندگی کاملاً متفاوتی نسبت به چارچوب خانه خود دارند و از این جهت دو زندگی متفاوت دارند. به‌نظر من بانوان می‌توانند در جامعه ایرانی، نقش پررنگ‌تری داشته باشند.   درک باوئرمن در پایان در مورد آینده خود گفت: من هرگز به بازنشستگی فکر نمی‌کنم. وقتی زمان آن برسد و من حس کنم که دیگر توان کار کردن ندارم، مربیگری را کنار می‌گذارم. خیلی دوست دارم مربی یک تیم اروپایی دیگر باشم. ]]> ورزشی Mon, 11 Dec 2017 05:45:43 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118110/ ایران قهرمان تپانچه بادی جوانان آسیا شد http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118105/ به گزارش ستاره ها به نقل از روابط عمومی فدراسیون تیراندازی، در این مسابقات که در واکوسایتامای ژاپن در حال برگزاری است تیم دختران ایران شامل فاطمه قدرت الهی با امتیاز 386، هانیه رستمیان با 383 امتیاز و سیده شیرین مرتضوی با 375 امتیاز بر سکوی نخست تپانچه بادی دختران آسیا تکیه زدند. تیم‌های هند و کره جنوبی نیز عناوین دوم و سوم را به خود اختصاص دادند. گفتنی است قدرت نمایی دختران ایران به گونه ای بود که تیم مدعی چین و ژاپن میزبان از رسیدن به سکوی قهرمانی بازماندند. مراسم اهدای مدال قهرمانان دختران طلایی ایران تا ساعاتی دیگر در محل برگزاری مسابقات برگزار می‌شود. ]]> ورزشی Mon, 11 Dec 2017 05:24:59 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118105/ این کوهنوردان ایرانی در کوهستان جان باخته‌اند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118089/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایسنا؛ اما این اولین باری نیست که ورزشکاران ایرانی دل به کوه می‌زنند و گرفتار باد شدید، کولاک، خستگی و گرسنگی می‌شوند و ناقوس مرگشان در دل کوهستان نواخته می‌شود. خیلی‌هایشان برای همیشه در قله‌های بلند مدفون می‌شوند و خیلی‌های دیگر هم پیکرشان از کوهستان خارج می‌شود. جلال رابوکی جلال رابوکی یکی از کوهنوردان قدیمی ایران بود که به دلیل صعودهای پیاپی و ماهرانه به قله دماوند بین کوهنوردان شهرت داشت. رابوکی پایه‌گذار صعودهای سرعتی چندباره یک روزه با تغییر جبهه به قله دماوند بود و رکورد چهار صعود از چهار جبهه به دماوند در طول ۲۶ ساعت را به جای گذاشت. یعنی در طول ۲۶ ساعت چهار بار از قله از چهار مسیر پایین آمده و مجدداً به آن صعود کرد. او از نسل اول هیمالیانوردان ایرانی است که سال ۱۳۵۲ در برنامه شناسایی اورست از یخچال «خومبو» شرکت داشت. رابوکی فروردین ۱۳۸۱ هنگام صعود به قله دماوند در شرایط بسیار نامناسب آب‌وهوایی جان سپرد و بعد از شش ماه جسد او را در دره «یخار» پیدا کردند. تیمی ۳۰ نفره با مشکلات فراوان پیکر جلال رابوکی را از ارتفاع ۴۳۰۰ متری دره مخوف یخار پایین آوردند. تنها توضیحی که می‌توان برای چگونگی رفتن او از جبهه جنوبی به جبهه شرقی دماوند در آن هوای طوفانی و حرکت به داخل دره یخچالی و ریزشی یخار آورد، این است که شاید باد شدید او را به آنجا پرت کرده بود. محمد اوراز محمد اوراز در سال ۱۳۶۷ در اولین تجربه پیش از ورود به دنیای حرفه‌ای کوهنوردی گروه «قندیل» را بنا نهاد و بعد از آن فعالیت‌های خویش را در گروه کوهنوردی «سامرند» ادامه داد تا بالاخره در سال ۱۳۷۳ به همراه جمعی از دوستان پیشکسوت این رشته در سطح شهرستان گروه کانون کوهنوردان نقده را تأسیس کرد. آغاز فعالیت‌های این گروه را می‌توان سر آغاز ورود محمد اوراز به  زندگی حرفه‌ای در رشته کوهنوردی قلمداد کرد. او سال ۱۳۷۶ برای اولین بار در اردوهای آماده‌سازی تیم ملی جهت اعزام به قله‌های «گاشربروم ۲» و «راکاپوشی» در کشور پاکستان شرکت کرد و موفق به عضویت در تیم اعزامی به قله راکاپوشی با ارتفاع ۷۷۸۸ شد. در همان سال به اتفاق ۶ نفر از دوستان و اعضای تیم موفق به صعود این قله شد و اولین تجربه هیمالیانوردیش را با موفقیت پشت سرگذاشت. سال ۱۳۷۷ را می‌توان نقطه عطف تاریخ زندگی محمد اوراز دانست. در این سال وی به همراه سه نفر از اعضای تیم ملی کوهنوردی ایران توانست به قله اورست یعنی بلندترین قله جهان صعود کند. به این ترتیب وی به عنوان اولین صعودکننده تیم ملی ایران به قله اورست شناخته شد. اما در سال ۱۳۸۲، هنگام صعود به قله «گاشربروم ۱» در پاکستان، محمد اوراز به همراه «مقبل هنرپژوه» بر اثر بهمن، سقوط می‌کنند. مقبل هنرپژوه سالم ماند ولی محمد اوراز پس از انتقال به بیمارستان شفا در اسلام‌آباد پاکستان درگذشت. اعضای تیم به علت وقوع حادثه برای همنوردشان از ارتفاع ۷۸۰۰ متری اقدام به بازگشت و انتقال پیکر وی به پایین کردند. داوود خادم داوود خادم، کوهنوردی را به طور جدی از سال ۱۳۶۰ آغاز کرد و از سال ۷۷ تا ۸۲ عضو تیم ملی کوهنوردی کشور بود. او بیش از ۵۰ بار قله فوجی ژاپن را فتح کرده بود. «گاشربروم ۱ » را در سال ۸۲ تا ارتفاع ۷۸۵۰ متری و اورست را تا گردنه جنوبی صعود کرده بود. چوآیو، شیشاپانگما، ماکالو و لوتسه نیز هشت هزارمتری‌هایی هستند که او با موفقیت آنها را صعود کرد. خادم در سال ۸۲ هنگام صعود به «گاشربروم ۱ » به گروهی که مجوز K۲ و برودپیک را داشتند، ملحق می‌شود و تا بارگاه چهارم در ارتفاع هشت هزارمتری یال آبروزی صعود می‌کند. الکساندر (کوهنورد قزاق) نیز یکی از اعضای این گروه بود که هنگام صعود نزدیک قله از رسیدن یک جبهه هوای نامناسب باخبر می شود ولی به آن اهمیتی نمی‌دهد و به صعود خود ادامه می‌دهد. در همان موقع سرگی سوکولوف روس و خادم در بارگاه چهارم در انتظار او بودند و این انتظار چهار روز ادامه می‌یابد و  بی‌توجه به هشدارهای هواشناسی تا اول آگوست منتظر الکساندر می‌مانند.  اما متوجه می‌شوند که دیگر هیچ خبری از الکساندر نیست. برای همین بارگاه چهار را به قصد بارگاه سوم ترک کردند اما دیگر هیچ خبری از آن‌ها نشد. چند روز بعد که یک گروه ژاپنی که اولین گروه صعود کننده بعد از این حادثه بودند اعلام می‌کنند، هیچ نشانی از حیات روی مسیر وجود ندارد. سامان نعمتی سامان نعمتی متولد ۱۳۶۰ از همان دوران کودکی دل به کوه سپرده بود. او که در ۱۵ سالگی به سنگ‌نوردی روی آورده بود با گذراندن کارآموزی سنگنوردی در هجده سالگی فضای وسیع‌تری را پیش روی خود دید. گشایش مسیری ۲۰ متری در دیواره کولوا (قروه) اولین تجربه جدی سنگنوردی او بود. او در پاییز سال ۸۶ از طرف باشگاه دماوند جهت شرکت در گشایش مسیر در منطقه هیمالیا قله برودپیک دعوت شد و از آنجا که این صعود انجام نگرفت پیشنهاد شرکت در صعود به قله نانگاپاربات را پذیرفت و همراه اعضا تیم روز ۳۱ تیر به بیس کمپ نانگاپاربات وارد شدند تا تلاشی بزرگ را آغاز کند. کوهنوردان باشگاه دماوند در صعودی مستقل موفق به فتح قله‌ نانگاپاربات در پاکستان شدند اما سامان نعمتی در جریان این صعود جان باخت و پیکرش هم پس از جستجوهای فراوان پیدا نشد. خانواده او از اعضا و لیلا اسفندیاری سرپرست تیم شکایت کردند. پرونده از شعبه دوم بازپرسی قتل تهران برای انجام تحقیقات به آگاهی مرکز ارسال شد و کلیه اعضای تیم بازجویی شدند. گفته می‌شود سامان در ارتفاع ۷۶۰۰ متری به خاطر بیماری از حرکت باز ایستاد و قرار شد مسیر را بازگردد. صعودکنندگان گفتند: «پس از فتح قله وقتی بازگشتیم، دیدیم او در همان نقطه قبلی است و حتی برایمان دست تکان داد. اما وقتی رسیدیم، اثری از سامان نبود.» حدس اسفندیاری بر این بود که او پشت سنگ‌ها پنهان شده تا پس از پایین رفتن گروه، به تنهایی برای پیمودن ۵۰۰ متر آخر اقدام کند. مقبل هنرپژوه مقبل هنرپژوه کوهنورد جوان بوکانی بود که در آخرین سفرش به هیمالیا سرپرستی تیم ملی کوهنوردی ایران را در صعود به قله برود پیک بر عهده داشت. او رکورددار جوان‌ترین صعود کننده به کوه «لوتسه» چهارمین قله رفیع جهان به ارتفاع هشت هزار و ۴۱۶ متری در سن ۱۹ سالگی بود. وی در سال ۱۳۸۲ و در قله گاشربروم ۱ در حالی که هم طناب محمد اوراز بود در اثر سقوط بهمن حدود ۶۰۰ متر سقوط کرد اما زنده ماند ولی به دلیل صدمات وارده تا مدتی از رفتن به کوهستان محروم بود. . سرانجام در پاییز ۱۳۸۶ و در حالی که در ارتفاعات کوه برده زرد بوکان در حال کوهنوردی و آموزش بود که به فاصله حدود ۸ متر سقوط کرده به اغما رفت و چند روز بعد در بیمارستان «عارفیان» ارومیه درگذشت. لیلا اسفندیاری لیلا اسفندیاری در سال ۱۳۸۰ کوهنوردی را به صورت تفریحی آغاز کرد. در سال ۸۱ به عضویت باشگاه اسکی و کوهنوردی دماوند درآمد. وی با این گروه توانست به بیشتر قله‌های ایران صعود کند و اغلب غارهای ایران را بپیماید و موفق شد ۲۲ مرتبه قله دماوند را صعود کند که این صعودها از ۳ مسیر مختلف انجام شده است. وی همچنین در سال۱۳۸۶ با هم‌طنابی منیره رفیعی به عنوان نخستین صعود مستقل زنانه موفق به صعود دیواره علم‌کوه شد. لیلا اسفندیاری که برای صعود به قله‌های گاشربروم ۱و۲ به این کوهستان رفته بود، در دومین تلاش خود، ۳۱ تیر ۱۳۹۰ موفق می‌شود به قله گاشربروم ۲ صعود کند اما در حین فرود دقایقی بعد در بازگشت تیمی (۶ مرد و لیلا) از قله به سمت کمپ ۳، در حدود ساعت ۱۴:۳۰ به دلیل خستگی و از دست دادن تعادل خود از مسیر دشوار یخی زیر قله سقوط می‌کند که طول سقوط لیلا ۳۰۰ متر بود و در حدود ارتفاع ۷۶۵۰ متری در مکانی خارج از مسیر در میان صخره‌ها، بین دو شیب یخی متوقف می‌شود. او به دوستان و بستگان خود به صورت زبانی می‌گفت اگر در کوه جان خود را از دست دادم همان‌جا بگذارید، بمانم. نمی‌خواهم دیگران به خاطر من جانشان را به خطر بیندازند. می‌خواهم بام جهان آرامگاه ابدی‌ام باشد. پیکر وی در همان روز در ارتفاع ۷۶۵۰ متری پیدا شد. مهدی اعتمادفر مهدی اعتمادفر از کوهنوردان نامدار ایرانی بود و فاتح قله‌های متعدد با ارتفاع بیش از ٨٠٠٠ متر محسوب می‌شد. مهدی اعتمادفر در آخرین صعود بزرگ خود، در تاریخ یازدهم اردیبهشت ماه سال ١٣٨۸ در حالیکه فقط حدود صد متر با قله «دائولاگیری» در رشته کوه هیمالیا با ارتفاع ٨١٦٧ متر فاصله داشت، بر اثرسقوط از آن نقطه درگذشت و پیکر وی همچنان مفقود است. این دومین تلاش وی برای فتح قله دائولاگیری بود. فرشاد خلیلی خوشه‌مهر فرشاد خلیلی خوشه‌مهر مربی کوهنوردی و سنگ‌نوردی بود. او برای برگزاری دوره آموزشی در محور شمشک دیزین حضور داشت اما پس از سقوط بهمن در این منطقه برای نجات شاگردانش اقدام کرد و  بر اثر سقوط دومین بهمن، جان خود را از دست داد. رئیس هیات کوهنوردی استان تهران گفت که این حادثه در پی فعالیت لودر رخ داده و جای سوال است که وقتی چنین فعالیتی انجام می‌شده، چرا جاده را نبستند و تردد همچنان در آن ادامه داشته است. مهدی عمیدی مهدی عمیدی، هیمالیانورد مستقل و اولین ایرانی است که توانسته قله اورست را بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کند. او بلافاصله بعد از اورست، قله «لوتسه» را فتح کرد. در ۲۲ مهر ۱۳۹۱، مهدی عمیدی که برای صعود قلل «مون‌بلان» عازم فرانسه شده بود، در این منطقه مفقود شد و با گذشت چند هفته بی‌خبری از او، ژاندارمری منطقه شامونیکس فرانسه گزارش عملیات خود برای یافتن این کوهنورد را این‌گونه اعلام کرد: «با توجه به زمان سپری شده از تاریخ ناپدیدشدن «مهدی عمیدی» و بارش برف تا سطح یک متر در ارتفاعات مون‌بلان احتمال زنده پیداکردن وی بسیار ضعیف است. برهمین اساس دادگاه بوننوال اطلاعات مهدی عمیدی شامل DNA را در فهرست ناپدیدشدگان قرار داده تا در صورت پیداکردن وی در آینده بتوان مهدی عمیدی را شناسایی کرد تا بستگانش مطلع شوند.» آیدین بزرگی، مجتبی جراحی و پویا کیوان مسیر ایران نام مسیر جدیدی در رخ جنوب غربی قله ۸۰۵۱ متری برودپیک است که سه کوهنورد ایرانی به نام‌های آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراحی در سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲ موفق به گشایش آن شدند اما این سه کوهنورد در مسیر بازگشت راه را گم کردند و مفقود شدند. اسکات پاوری، کوهنورد آمریکایی که در مسیر فتح قله برودپیک هیمالیا با مجتبی، آیدین و پویا همراه بوده، در وبلاگ شخصی‌اش درباره آن‌ها می‌نویسد: «کوهنوردان با استعدادی بودند. نخستین بار آنها را در ۱۰ ژوئن در اسلام‌آباد دیدار کردم و از همان اول حس کردم که تیم ایران نمی‌خواهد صبر کند. تیم آنها متشکل از مردان بزرگ و با سخاوتی بود که برای بالا رفتن مصمم بودند. در طول صعود وقتی پای یکی از دوستانم از ۶ جا شکسته بود، با اینکه خودشان خیلی خسته بودند بازهم به او کمک کرد تا او را پایین بیاورند. آنها غذاهای ایرانی که برای کل سفرشان آورده بودند را با بچه‌ها تقسیم کردند. آنها می‌خواستند نشان بدهند که ایرانی‌ها چقدر مهمان نوازند و در نهایت هم پرچم ایران را آن بالا برافراشتند.» توماس لامل کوهنورد و جستجوگر مشهور کوهستان که برای پیدا کردن کوهنوردان مفقود شده ایرانی در قله برودپیک پاکستان چند روزی را مشغول کار بود و با بالگرد به عکس‌برداری از منطقه مورد نظر پرداخته بود با انتشار نامه‌ای به باشگاه آرش، اعلام کرد که هیچ شانسی برای پایین آوردن این سه کوهنورد وجود ندارد. او در نامه‌ای نوشت:   «من می‌دانم که در فرهنگ ایرانیان انتقال اجساد به کشورشان چقدر مهم است ولی به عنوان یک کوهنورد، اعتقاد راسخ دارم که هیچ‌کدام از این سه نفر راضی نبوده‌اند که کسی برای پایین آوردن اجسادشان جان خود را به خطر بیندازد. آنها عاشق کوهستان بودند؛ پس چرا نگذاریم آنها در جایی که اینقدر دوست داشتند در آرامش بمانند. دو نفر باربر ارتفاع، پرچم ایران را در بالای قله اصلی پیدا کرده‌اند، بنابراین مسیر ایرانیان به روی قله برودپیک به طور کامل و موفقیت آمیز توسط این سه کوهنورد صعود شده‌است.» ]]> ورزشی Sun, 10 Dec 2017 14:07:06 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118089/