پایگاه خبری ستاره ها - پربيننده ترين عناوين سینما :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/art/cinema Thu, 19 Jan 2017 20:22:28 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Thu, 19 Jan 2017 20:22:28 GMT سینما 60 انتخاب رومن پولانسکی برای ریاست جوایز سزار http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/94228/ به گزارش ستاره ها به نقل از هالیوود ریپورتر، رومن پولانسکی فیلمساز مشهور از سوی آکادمی علوم و هنرهای سینمایی فرانسه برای ریاست جوایز سزار انتخاب شد. جوایز سزار به عنوان اسکار سینمای فرانسه شناخته می‌شود و آلن ترزن رییس آکادمی فرانسه با یاد کردن از فیلم‌های «بچه رزماری» و «محله چینی‌ها» به عنوان شاهکار، از پولانسکی به عنوان هنرشناسی سیری‌ناپذیر یاد کرد. پولانسکی ۸۳ ساله سال ۱۹۸۰ برای «تس»، سال ۲۰۰۲ برای «پیانیست»، سال ۲۰۱۱ برای «نویسنده پشت پرده» و سال ۲۰۱۴ برای «ونوس در پوست خز» جایزه سزار بهترین کارگردانی را دریافت کرده است. گفته شده پولانسکی جوایز سزار ۲۰۱۷ را با سخنرانی خود افتتاح می‌کند. سال پیش کلود للوش این سمت را برعهده داشت. چهل و دومین دوره جوایز سزار ۲۴ فوریه (۶ اسفند) برگزار می‌شود ]]> هنری Wed, 18 Jan 2017 19:37:40 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/94228/ «کاناپه» امروزِ ایران است http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/94135/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایسنا؛ این کارگردان سینما که 6 سال پس از توقیف «خانه‌ پدری»‌اش فیلمی جدید را با نام «کاناپه» ساخته است، به نظر می‌رسد بار دیگر به سدِ شورای پروانه‌ی نمایش خورده و فیلمش در اولین گام از حضور در جشنواره فیلم فجر بازماند؛ آن هم بازماندنی که دبیر جشنواره به صراحت اعلام کرد، «مراجع بالاتری باید درباره‌ی آن تصمیم‌گیری کنند.» عیاری که فیلم «کاناپه»‌اش به واسطه‌ی حضور بازیگران زن با کلاه‌گیس در خانه‌ی خود و نزد محارم‌شان با حاشیه‌هایی همراه بوده و در صدر اخبار سینمایی هفته‌ی‌ قبل قرار داشت، در گفت‌وگویی با ایسنا، به پرسش‌هایی درباره‌ی ساخت فیلمی که از ابتدا می‌دانست برای نمایش عمومی با مشکل روبه‌رو می‌شود پاسخ داد. «کاناپه» فیلمی تلخ بدون پرداختن به سیاهی‌ها او ابتدا با اشاره به برخی توصیف‌ها یا اطلاعاتی که مبنی بر کمدی بودن فیلمش مطرح شده است، گفت: «کاناپه» را به خاطر موضوعی که دارد یک فیلم تلخ می‌دانم اما یکی نوع تلخی که در آن طنزی وجود دارد که ممکن است در زندگی همه‌ی ما و در شرایط سخت و ناگوار پیش آید. اصلا بهتر است این‌طور بگویم که به نظرم «کاناپه»، امروز ایران است ولی قرار نیست به سیاهی‌ها بپردازد و فقر را نشان دهد و اهمیت فیلم «کاناپه» دقیقا در همین نکته است. عیاری که این روزها و پس از پذیرفته نشدن فیلم‌اش در جشنواره مشفول تدوین آن است، اضافه کرد: در روزهای گذشته همه‌ی‌ بحث‌ها درباره «کاناپه» به حجاب و کلاه‌گیس برمی‌گردد، در حالی که وقتی فیلمی بتواند با جادوی سینما تماشاگر را با داستان همراه کند، طبیعی است که مساله‌ای مثل مو و حجاب بعد از مدتی اصلا دیگر دیده نمی‌شود و فقط همان دقایق اولیه است که برای مخاطب شوک و هیجان به همراه دارد، بعد دیگر عادی می‌شود. «کاناپه» را برای مردم ساخته‌ام وی ادامه داد: من نمی‌توانم تصور کنم که تماشاگر بیش از شوک اولیه درگیر مساله‌ی حجاب شود، چون آن وقت فیلم از دست می‌رود. من به «کاناپه» علاقه‌مندم، چون بدون کوچک‌ترین گره‌افکنی در راستای درام‌سازی موضوعی را مطرح می‌کند و مطمئن هستم تماشاگر عادی را هم دچار خستگی و دلزدگی نمی‌کند. تاکیدم بر تماشاگر عادی هم به این دلیل است که یک تماشاگر حرفه‌ای سینما  مثل شما که از اهالی رسانه در حوزه‌ی سینما هستید، با تماشاگری که در سلیقه‌اش فیلم‌های پرفروش با سطح کیفی پایین می‌گنجد، تفاوت دارد و من تاکید می‌کنم که این فیلم را برای مردم ساخته‌ام. عیاری خاطرنشان کرد: می‌دانم که مساله‌ی حجاب و حاشیه‌ی پیش آمده تماشاگران زیادی را در صورت اکران «کاناپه» به سینما می‌کشاند، اما خود فیلم هم این قابلیت را دارد که مردم را با داستان کاملا درگیر کند. همانطور که فیلم‌های قبلی من نیز مثل «آن سوی آتش» و «بودن یا نبودن» را  هم بدون گره‌افکنی خاصی ساختم و مخاطب خود را  پیدا کردند. او یاداور شد که هر دو فیلم‌ اشاره شده پس از مدت بسیار کوتاه چند روزه از ادامه‌ی اکران بازماندند در حالی که وقتی فیلم «آن سوی آتش» در هفتمین روز اکران از پرده‌ی سینما پایین کشیده می‌شد، مدیر سینما آزادی به عیاری پیغام فرستاد که «کاری کن تا نمایش فیلم ادامه داشته باشد، چون مردم تازه با آن اخت شده‌اند و استقبال از فیلم خوب است.» تحریف از «تنوره دیو» تا «خانه پدری» وی در پاسخ به اینکه «آیا تاکید شما بر مخاطب عادی باعث شد که در این فیلم سراغ استفاده از کلاه‌گیس بروید تا همه چیز مثل زندگی عادی باشد، آن هم در شرایطی که می‌دانستید در اکران به مشکل می‌خورید؟ » اظهار کرد:  قطعا همین‌طور است. من از اولین فیلمی که ساختم یعنی «تنوره دیو» به این فکر می‌کردم که چطور ممکن است در یک فیلم رئالیستی این موضوع را اعمال کرد. در آنجا فرزانه کابلی نقش یک زن روستایی را بازی می‌کرد و من او را در خانه‌ای نشان دادم که برادر همسرش نیز در آنجا زندگی می‌کند و به همین دلیل طبیعی بود که بی‌حجاب نباشد. او افزود: پس از آن در «شبح کژدم» برای اینکه منیژه آقایی بی‌حجاب نباشد سکانس‌های او را بیرون از خانه قرار دادم و فقط در یک صحنه با جهانگیر الماسی در خانه بود که آن صحنه را هم طوری چیدم که به دلیل دعوا و دلخوری مدت زمان کمی با هم باشند و اصلا فرصت درآوردن روسری برای بازیگر زن که تازه از بیرون به خانه آمده بود نباشد. در «آن سوی آتش» هم عاطفه رضوی نقش یک دختر عشایر عرب را بازی می‌کرد و من او را مدام بیرون از خانه و در حالیکه شیر و ماست می‌فروخت تصویر کردم، اما بعد از آن با خودم فکر کردم یک بار جستی ملخک، دو بار جستی ملخک، تا کجا قرار است این روند ادامه داشته باشد؟ و همین شد که از فیلم بعدی دروغ یا بهتر بگویم تحریف، شروع شد. کیانوش عیاری ادامه داد: به این ترتیب در فیلم «روز باشکوه» تا فیلم آخرم که «خانه پدری» بود این ماجرا ادامه پیدا کرد. هر چند در «خانه پدری» زمانی که مینا ساداتی به خانه می‌رسد شرایط ساختمان به گونه‌ای است که زندگی در آن جریان ندارد و احتیاجی به تصویر زن بدون حجاب در خانه نیست، اما در سریال «روزگار قریب» وقتی فرح یا شمس یا طرفداران آن‌ها را با روسری تصویر می‌کردم به نظرم اتفاقی شرم‌آور بود که به دلیل قراردادی که با تلویزیون داشتم نمی‌شد کار دیگری انجام دهم. عیاری که پس از تدوین نهایی «کاناپه» از سال آینده باید مشغول ساخت یک سریال برای شبکه یک سیما شود، گفت: این مساله برای سریال جدیدی که قرار است بسازم هم وجود دارد و هرگز از مخیله‌ام عبور نمی‌کند که چنین مساله‌ای را در آنجا اعمال کنم، چون طبق قوانین تلویزیونی قرار است سریال بسازم. صرفنظر از اسپانسرهای چهار میلیاردی عیاری در پاسخ به اینکه وقتی می‌دانست فیلمش احتمالا امکان اکران پیدا نمی‌کند، چطور راضی به صرف هزینه و حتی حضور سرمایه‌گذار شده است؟ توضیح داد: من برای ساخت این فیلم چند اسپانسر از بانک، شرکت‌های بیمه و شرکت‌های لوازم خانگی داشتم که جمعا حدود چهار میلیارد تومان می‌شد، اما از آن صرف‌نظر کردم و گفتم به دلایلی نمی‌توانم از اسپانسر استفاده کنم چون می‌دانستم فیلم با مشکلات جدی برای اکران روبه‌رو می‌شود. ضمن اینکه مهمترین اصل برایم رعایت یک باور بود؛ چرا که اگرچه گذشتن از چهار میلیارد تومان سخت است اما معتقدم نباید اتفاقی بیفتد که سرمایه‌گذاران نسبت به حضور در سینمای ایران بدبین شوند بنابراین 60 درصد از سرمایه‌گذاری این فیلم را خودم بر عهده گرفتم و دو نفر را هم که از طریق شهاب حسینی با آن‌ها آشنا شدم هر دو هم از ابتدا وضعیت فیلم را می‌دانستند و با علم به این احتمالات سرمایه‌گذاری کردند. نمایش «کاناپه» در خارج از کشور؟ عیاری که قرار است به زودی سریالی با نام «87 متر» را با روایتی از یک داستان معاصر بسازد، در پایان در پاسخ به اینکه آیا قصد دارد «کاناپه» را در جشنواره‌های خارجی نمایش دهد؟ گفت:‌ اصلا به اکران فیلم در خارج از کشور فکر نکرده‌ام، چون مساله حجاب برای آن‌ها پیش پا افتاده است و فقط کسانی که به سینمای ایران اشراف دارند ممکن است از دیدن این فیلم تعجب کنند. تنها چیزی که الان می‌دانم این است که اکران «کاناپه» در ایران خیلی دشوار است و اگر اکران نشود از این پس دیگر فیلمی نخواهم ساخت که در آن کاراکتر مونث باشد، مگر اینکه او را در خیابان یا اماکن عمومی نشان دهم. با این حال هنوز امیدوارم و علاقه‌مندم سینمای ایران «کاناپه» را نمایش دهد. ]]> هنری Wed, 18 Jan 2017 06:31:36 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/94135/ سینمای من چیزی بین نئورالیسم ایتالیا و سبک هیچکاک است http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/94227/ به گزارش ستاره ها به نقل از مهر؛ رزا مایوکارو منتقد سینمایی می‌نویسد: پس از «درباره الی» و «جدایی» که برنده جایزه اسکار شد و «گذشته»، اصغر فرهادی کارگردان ایرانی با یک فیلم دیگر و این بار برمبنای «مرگ فروشنده» آرتور میلر بازگشته است. یک تفسیر اصیل که قصد دارد به نوعی نشان دهنده خشونتی باشد که در زندگی روا می‌داریم و آن را معمولا به عنوان حق خودمان تفسیر می‌کنیم. به نقل از آرتیکولی، این مطلب شما را دعوت می‌کند تا به تماشای فیلم کارگردانی بنشینید که زبانی عجیب و پاکیزه دارد و اجازه دهید تا خودش به سادگی با بیان خودش شما را متفاعد کند. متن گفتگوی رزا مایوکارو را از نظر می‌گذرانید: *چرا متن آرتور میلر را انتخاب کردید؟ این حس را داشتم که این الهام بعدا ایجاد شد. اشتباه می‌کنم؟ -بله، این دقیقا همان اتفاقی است که افتاد. من شروع به نوشتن متن با تمرکز بر یک زوج کردم و در آن مقطع فکر می‌کردم باید روی کاری نمایشی کار کنند که نشان‌دهنده آینده رابطه آنها باشد. دلیل این که در نهایت نتیجه ارایه و به خوبی روشن می‌شود، همین است. *چرا اسم فیلم را «فروشنده» گذاشتید؟ -چون ترجمه فارسی عنوان اثر میلر همین است و من آن را دوست داشتم زیرا هیچ معنای ضمنی جنسیتی نداشت و تقریبا به نوعی دربرگیرنده همه شخصیت‌های فیلم هم می‌شد. *این فیلم نشان‌دهنده ایده‌ها وموضوع‌هایی است که پیشتر کشف شده بود. آیا برای شما مهم است که یک پیوستگی روایی بین کارتان وجود داشته باشد؟ -بعضی دیدگاه‌ها مثل کشف روابط انسانی در ارتباط با داوری دیگران، همیشه بخشی از موضوع کارهای من را تشکیل می‌دهد. در کنار آنها همیشه یک جنبه جدید هم وجود دارد مانند خشونت که بر مبنای آن ما رفتارهایمان را تشدید می‌کنیم. به عنوان یک کارگردان بیشتر به همدلی‌ای که بین تماشاچی و شخصیت‌ها شکل می‌گیرد گرایش دارم نه این که بخواهم به آنها پیشنهاد کنم چه دیدی را انتخاب کنند. من مسئولیت داوری را به مردم واگذار می‌کنم. *چرا عمیق‌تر به این موضوع پرداخته‌اید؟ -وقتی شروع به نوشتن کردم تصوری از جهانی که به آن اشاره کردم نداشتم، اما همیشه به شخصیت‌ها و داستان‌هایشان اجازه می‌دهم آنچه را می‌خواهند به ما بگویند. همه اینها از تجربیات هر روزه زندگی الهام گرفته‌اند و هرگز منطبق با اتفاقی که برای خودم در زندگی روزانه افتاده باشد، نیستند. در ایران، مردم گرایش به پنهان کردن همه چیز دارند، روابط با فاصله کنترل می‌شوند، فقط ببینید چقدر از پرده استفاده می‌کنیم تا به وسیله آن بتوانیم حریم خصوصی خودمان را حفظ کنیم. حتی خانه‌های ما طوری ساخته می‌شوند که ورود افراد بلافاصله دیده نشود. تازه معمولا پیش از ورود به خانه یک حیاط هست، بعد یک تالار ورودی و سپس یک راهروی بلند.  *در فیلم‌های شما شخصیت‌ها اغلب حرف می‌زنند بدون این که دست به عملی بزنند. آیا این استعاره‌ای است که جامعه را تعریف کند؟ -تمایل ما به عنوان انسان این است که بنشینیم و درباره اینکه چطور عمل کنیم یا با یک موقعیت مشخص روبه رو شویم فانتزی ببافیم و بعد آن قدرت یا شهامت را پیدا نمی‌کنیم که برابر آنهایی که بر ما پیشی می‌گیرند، بایستیم. *چطور با موفقیت شما در اروپا در کشور خودتان برخورد می شود؟ -هم وطنان من خیلی خوشحال هستند و به این افتخار می‌کنند زیرا آنها احساس قهرمانان مرا درک می‌کنند. من خوشحالم که فیلم‌هایم فقط موضوع بحث در میان منتقدها نیستند و در میان مردم نیز مورد توجه هستند و به خود مردم تعلق دارند. متاسفانه اقلیتی هم وجود دارد که به موفقیت من یا هر کس دیگری که سعی دارد تا فیلم یا هر اتفاق دیگری را خارج از کشور عملی کند، علاقه‌ای ندارند. این افراد به همه انواع هنر با سوء‌ظن نگاه می‌کنند. *آیا تغییراتی در سال‌های اخیر برای ساخت فیلم ایجاد شده است؟ -هر فیلمسازی در ایران از اصول سیاسی و مذهبی پیروی می‌کند. آنها عادت به پذیرش محدودیت‌های اعمال شده دارند بدون این که خلاقیت خود را قربانی کنند. *فیلمبرداری دوباره در ایران پس از ساخت فیلم «گذشته» در فرانسه، چه جور تجربه‌ای بود؟ -می‌خواستم یک فیلم دیگر در کشورم بسازم پیش از آن که به اروپا بازگردم. این حقیقتی است که نوستالژی زیادی نسبت به کشورم و گروهی دارم که عادت دارم با آنها کار کنم. اما ساخت فیلم در فرانسه یک فرصت بزرگ و یک موقعیت واقعی بود. من از همه برای این امکان تشکر می‌کنم و به نظرم ساخت آن فیلم خیلی بهتر از آن چیزی بود که من بتوانم تصورش را داشته باشم. *فکر می‌کنید تغییر کرده باشید؟ -هر فیلمی به شما مهارتی جدید می‌دهد. شبیه این است که احساس یک شروع تازه را داشته باشید. همیشه روز اولی که فیلمبرداری می‌کنم احساس یک مبتدی را دارم؛ یک جور ناامنی و اضطراب. من به فروتنی به عنوان یک ارزش باور دارم اما سر صحنه نباید از هیچ چیز بگذریم. *آیا در فیلم‌ها به نوعی به نئورالیسم ایتالیایی و یا سبک آلفرد هیچکاکی ارجاع می‌دهید. آیا این را مدیون عشق شما به سینما هستیم؟ -قطعا قصه‌گویی فیلم‌های مهم بازتابی است که از هیچکاک گرفته‌اند، اما نئورالیسم بر من خیلی تاثیرگذارتر بوده و حتی بر مکتب همه فیلمسازان ایرانی تاثیر گذاشته است. فکر می‌کنم این هم بخشی از مشابهت‌های تاریخی با توجه به شباهت یا زمینه تاریخی و اجتماعی ایران و ایتالیا در طول سال‌هاست. ]]> هنری Wed, 18 Jan 2017 19:00:26 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/94227/ بهترین فیلم‌های مستند تاریخ سینما، با موضوع مرگ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/94235/ به گزارش ستاره ها؛ سینمای مستند وقایعی را به تصویر می‌کشد که در دنیای واقعی اتفاق افتاده‌، به همین دلیل هم ممکن است گاهی مورد انتقاد قرار گرفته یا به‌شدت تحریک‌کننده تلقی شود. از طرفی مفهوم مرگ، باورمان به جاودانگی را مختل کرده، و بار‌ها در فیلم‌ها، از ژانر وحشت گرفته تا فیلم‌های آخرالزمانی، سعی بر درک این مفهوم داشته‌ایم. اما به تصویر کشیدن میرایی انسان در فیلم‌های مستند،از نگاه منتقدان، جنجال‌برانگیز و نامناسب بوده، و دائما از آن‌ها با عناوینی مانند وحشیانه و ناخوشایند، یاد می‌شود. ترس از مرگ بر دنیای معاصر ما غالب شده، و در این رابطه، مستند‌هایی ساخته شده که فناپذیری بشر و مرگ او را به‌خوبی نشان می‌دهند. Shoah – 1985 کارگردان این فیلم کلولد لانزمن معتقد است که هیچ فیلمی قادر نیست به واقع، کشتار بی‌رحمانه‌ هولوکاست را به تصویر بکشد. مدت زمان این فیلم 556 دقیقه بوده، و صدای برخی از شاهدان این واقعه را به گوش مخاطبان می‌رساند. این فیلم انعکاسی از چشمان محزون و صدای خسته افرادی است که این کشتار دسته‌جمعی را از نزدیک نظاره‌گر بودند.       در طول فیلم، درحالی‌که به اردو‌گاه‌های خالی و متروک مرگ سر می‌زنیم، در پس‌زمینه، صدای ناراحت‌کننده و تاثیر‌گذار بازماندگان، شاهدان و ماموران را می‌شنویم. در این بین عمدا شاهد نما‌های بسته‌ای از چهره‌هایی هستیم که توانستند از این وقایع جان سالم به در برده و خاطرات، آسیب‌های روحی و روانی و مرگ و میر‌هایی را که در کمپ‌ها شاهد بودند، در قالب یک مستند به تصویر بکشند.   Near Death – 1989 این مستند توسط کارگردان آمریکایی و صاحب‌نامی به نام فردریک وایزمن ساخته شده که آثار بر‌جسته‌ای ازجمله «احمق‌های تی‌تی‌کات» و «دبیرستان» را در کارنامه هنری خود دارد. فیلم «نزدیک به مرگ»، چندین بیمار لاعلاج را نشان می‌دهد که در بیمارستانی واقع در بوستون بستری شده و با مرگ دست‌وپنجه نرم می‌کنند.       در این فیلم، بیمارستان به مکانی همگانی تبدیل می‌شود که مابین اتاق‌های ضد‌عفونی‌شده و راهرو‌های پرپیچ‌وخم، در گردش است. و به شکل هوشمندانه‌ای، با سیاه و سفید نشان دادن تصاویر، بیننده را در خود غوطه‌ور می‌کند و قضاوت صحنه‌ها را به‌عهده او می‌گذارد. دوربین از نزدیک وقایع را به تصویر می‌کشد و از روابط و ارتباطات عادی بین انسان‌ها فرا‌تر رفته و واقعیت دنیای انسان را نمایش می‌دهد. به این ترتیب، سوال‌هایی پیرامون ماهیت مرگ و زندگی، در ذهن تماشاگر ایجاد می‌کند. در طول 358 دقیقه فیلم، چهره وحشت‌زده بیماران را می‌بینیم که به انتظار آمدن بستگان و شنیدن نظرات پزشکان معالج خود هستند. تنها مستندی که به‌خوبی مرگ و غیر‌قابل پیش‌بینی بودن جریان زندگی را به تصویر می‌کشد.   Night and fog – 1955 این مستند به همراه شوآه، بهترین روایت‌کنندگان واقعه هولوکاست هستند. در طول سفر میان اردوگاه‌های آشویتس و مجدانِک، آرشیوی از عکس‌ها و فیلم‌های قدیمی را می‌بینیم که کارگردان این اثر آلن رنه، با کنار هم قرار دادن آن‌ها، نما‌هایی متاثرکننده از کشتار‌های وحشیانه، توسط نازی‌ها را نمایش می‌دهد.     کارگردان، از بین سکانس‌های مربوط به کمپ‌های متروک، اتاق‌های گاز، ریل‌های زنگ‌زده و تصاویر ثبت‌شده از بدن‌های بی‌جان روی هم انباشته‌شده و استخوان‌ها و مو‌های باقی‌مانده از اجساد، فضایی دردناک خلق کرده که بیننده را مبهوت و معذب می‌کند. بخش پایانی این مستند با بیان این جمله: «محنتی را که کشیدیم، پیش چشمان نابینایتان به تصویر خواهیم کشید و طنین ضجه‌های بی‌پایانمان را به گوش‌های ناشنوایتان خواهیم رساند»، به پایان می‌رسد. فیلم «شب و مه»، یادآور گذشته تاریک ماست و بازتابی است از قضاوت نوع بشر، روی این کره خاکی.   The Act of Seeing With One’s Own Eyes – 1971 به گفته جاناتان رزنبام، این مستند، از آن دست فیلم‌هایی است که بیشترین رویارویی با مرگ را به تصویر می‌کشد. مستند «هنر دیدن با چشمان یک نفر دیگر» فیلمی است بی‌کلام که توسط فیلم‌سازی تجربی به نام استن براکیج ساخته شده.       این فیلم 16 میلی‌متری، در شهر پیتزبورگ فیلم‌برداری شده و تصاویری واضح و ناگوار از اجساد داخل سردخانه را نشان می‌دهد. پخش نما‌هایی نزدیک از مراحل آماده‌سازی مردگان، پیش از مراسم تدفین، یا خارج کردن اعضای بدن آن‌ها در طول آتوپسی، فیلم «هنر دیدن با چشمان یک نفر دیگر»، را به یکی از شَک‌برانگیز و مشمئزکننده‌ترین مستند‌هایی تبدیل کرده که تا امروز در ‌رابطه با اجساد مردگان ساخته شده است. نمایش سکانس‌های پر از خون، بخشی از ساختار اصلی این مستند را تشکیل می‌دهد و سازنده فیلم، با نشان دادن صحنه‌های واقعی، به نوعی تمام فیلم‌های پر از خون‌ریزی را که تا به امروز ساخته شده، تحقیر می‌کند، به‌طوری‌که دیگری حرفی در برابر آن ندارند.   Grizzly Man – 2005 چه چیزی ارزش زنده ماندن دارد؟ یا سوال را جور دیگری مطرح کنیم، چه چیزی ارزش مردن دارد؟ پاسخ این سوال برای شخصی مثل تیموتی تردول، مشخص بود. برای او زندگی‌ای ارزش زنده ماندن داشت یا مرگی ارزش مردن داشت که درکنار یک خرس گریزلی آلاسکایی تحت حفاظت اتفاق افتاده باشد.       مستند ورنر هرتسوک، متشکل از صحنه‌هایی است که توسط خود تیموتی تردول کارگردانی شده. مستند‌ساز، این تصاویر را در کنار مصاحبه‌های انجام‌شده از کارشناسان محیط زیست، بستگان و دوستان تیموتی، گنجانیده است، و درنهایت، مردی را نشان می‌دهد که در مکان مورد علاقه‌اش، جان می‌سپارد. جدا از عشق به طبیعت و باور او مبنی بر زندگی مسالمت‌آمیز بین انسان و حیات وحش، تردول را به شخصیتی دوست‌داشتنی تبدیل کرده، به‌طوری‌که دنبال کردن زندگی او به اندازه خرس وحشی گریزلی، مجذوب کننده است. اندوه حاصل از تماشای این مستند، ناشی از مرگ ناگهانی و غیر‌منتظره تیموتی نیست، بلکه از درک دیدگاه او، توسط بیننده به‌وجود می‌آید. او با وجود خطر‌کردن‌ها و دیوانگی‌اش، حقایق زیادی برای گفتن داشت.   The Bridge – 2006 به احتمال زیاد، یکی از بحث‌برانگیز‌ترین مستند‌هایی است که تا به حال ساخته شده. فیلم «پل»، مرگ را از میان پل گلدن گیت واقع در سانفرانسیسکو، یکی از معمول‌ترین مکان‌هایی که افراد در آن به زندگی خود پایان می‌دهند، به بیننده نشان می‌دهد.       در طول یک سال، اریک استیل و گروه فیلم‌برداری‌اش، با کاشتن دوربین‌هایی رو به این پل، در انتظار اتفاق غیر‌منتظره‌ای بودند. خیلی‌ها نسبت به این فیلم بد‌بین بوده و ساخت آن را در جهت کسب درآمد می‌دانستند، اما استیل تاکید کرده که اولویت اول تیم فیلم‌سازی، همیشه مصاحبه با افراد مظنون به خودکشی و در صورت نیاز، گزارش آن به مقامات بالا بوده است. مصاحبه با خویشاوندان و دوستان قربانیان، پیش‌زمینه‌ای از زندگی هر یک از آن‌ها به بیننده منتقل کرده، و مخاطب را از انگیزه خودکشی آن‌ها آگاه می‌کند. تصاویر ثبت‌شده از سقوط افراد از روی پل، بازتابی است از سقوط قربانیان واقعه 11 سپتامبر، البته در شرایطی متفاوت نسبت به یکدیگر.   The Act of Killing – 2012 مستندی جنجالی و ملتهب‌کننده که خیلی زود، جایگاه خاصی در تاریخ سینما به خود اختصاص داد. این فیلم، به دلیل رعایت نکردن مضامین اخلاقی و خط قرمز‌ها، با حملات متعددی روبه‌رو شد. جاشوآ اپن هیمر، کارگردان فیلم،‌ یکی از قدرتمند‌ترین و پرنفوذ‌ترین جوخه‌های مرگ شمال سوماترا را به تصویر می‌کشد، که مسئول کشتار ضدکمونیستی بین سال‌های 1965 تا 1966 بودند.       یکی از سکانس‌های اصلی و فراموش‌نشدنی این فیلم، مربوط به زمانی است که رهبر این جوخه انور کنگو، در‌حالی‌که محل شکنجه‌ها و کشتار را به گروه فیلم‌برداری نشان می‌دهد، ناگهان سعی می‌کند بی‌دلیل، ادای استفراغ کردن را دربیاورد تا به آن‌ها القا کند که دچار جن‌زدگی شده. او همانند سایر اعضای این جوخه مرگ، به گذشته سیاه و مخوف خود افتخار می‌کند. این مستند، با استفاده از قاتلان و خاطراتشان پیرامون کشتار‌ها، فضای بی‌رحم و سادیسمی آن دوره را باز‌سازی کرده و در‌نهایت، مستند منقلب‌کننده‌ای را پیش چشمان شما، به تصویر می‌کشد.   The Suicide Tourist – 2007 شخصی به نام کرگ اورت، به بیماری ASL مبتلاست. در‌نتیجه این بیماری، فرد پس از مدتی، به‌طور کامل فلج خواهد شد. این‌جاست که کرگ تصمیم می‌گیرد، از رسیدن به این مرحله جلوگیری کند. او و همسرش ساکن انگلستان هستند و طی سفری به سوییس، به سازمان خدمات اُتانازی واقع در این کشور مراجعه می‌کنند.     این مستند، آن‌ها را از ابتدای ورود به این سازمان همراهی کرده، و مصاحبه و پیغام آخر کرگ به فرزندانش را نشان می‌دهد. در‌نهایت هم با نمایش کشته شدنش از راه تزریق دارو‌، خاتمه پیدا می‌کند. مستندی زیبا، که رابطه صمیمانه و دوست‌داشتنی کرگ و همسرش را در روز‌های پایانی زندگی او بازگو می‌کند. در طول مستند، از سایر افرادی‌ که به این سازمان مراجعه کردند و دختر کرگ نیز گفت‌وگوی کوتاهی پخش می‌شود. اِوِرت مورد منطقی و قابل قبولی از یک بیمار لاعلاج است که به خواست خود، تصمیم می‌گیرد به درد و رنجش پایان دهد.   The Fear of 13 – 2015 فیلم «ترس از 13» از همان ابتدا، مستندی متفاوت است. پیش از شروع آن به بیننده گفته می‌شود که نیک یاریس، زندانی محکوم به مرگی است که طی 35 سال گذشته، چندین بار و به روش‌های مختلف سعی کرده بی‌گناهی‌اش را ثابت کند. با وجود مخالفت‌ها، یاریس با نوشتن نامه‌ای به یک قاضی، از او تقاضا می‌کند که حکم او را لغو کند، و از این‌جا به بعد داستان شروع می‌شود.       او مردی است که تنها برای آزادی نمی‌جنگد، بلکه سعی دارد با لحنی زیبا و شاعرانه، داستان زندگی خود را با جزئیات کامل، به گوش دیگران برساند. چه گناه‌کار و چه بی‌گناه، از دید مخاطب، یاریس انسانی با استعداد و فوق‌العاده جلوه می‌کند. همان‌طور که او به بیان داستان خود می‌پردازد، کارگردان این اثر، دیوید سینگتون، تمام صحنه‌های آن را باز‌سازی می‌کند، طوری که بیننده، واقعا در آن شرایط قرار گرفته. داستان زندگی یاریس غم‌انگیز و در عین حال، سرشار از امید به آینده است. ]]> هنری Thu, 19 Jan 2017 06:18:50 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/94235/ «چراغ‌های ناتمام» را بر اساس رفتار راوی فیلم تدوین کردم http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/94209/ به گزارش ستاره ها به نقل از مهر، فیلم سینمایی «چراغ های ناتمام» ساخته مصطفی سلطانی محصول مشارکت گروهی جوان برای حضور در بخش مسابقه ملی سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر است. یکی از عوامل فیلم سینمایی «چراغ های ناتمام»، احسان شیبانی تدوینگری است که سال ها در گروه تدوین آثار سینمایی و تلویزیونی ابراهیم حاتمی کیا فعالیت داشته و امسال هم با فیلم‌های «چراغ های ناتمام» ساخته مصطفی سلطانی و «پشت دیوار سکوت» ساخته مسعود جعفری جوزانی در جشنواره سی و پنجم فجر حضور دارد. شیبانی درباره نحوه همکاری خود با فیلم سینمایی «چراغ های ناتمام» گفت: از سال گذشته که فیلمبرداری آغاز شد من هم مشغول تدوین به شکل موازی شدم و با صحبت هایی که با مصطفی سلطانی کارگردان فیلم داشتم، سعی کردم بر اساس فیلمنامه و نگاه کارگردان بتوانم تدوین مناسبی را برای فیلم انجام دهم. البته پرویز شیخ طادی هم به عنوان مشاور کارگردان در مرحله تدوین هم مشارکت داشت و با تلاش انجام شده به دنبال رسیدن به یک تدوین متناسب برای زبان فیلم بودیم. وی ادامه داد: با توجه به زمان مناسبی که وجود داشت، ما با دقت تدوین فیلم را در چندین نوبت انجام دادیم و انواع مدل ها و شکل های مختلفی را آزمایش کردیم تا به نتیجه دلخواه برسیم. با توجه به حساسیت کارگردان و انگیزه ای که من همانند همه اعضای گروه داشتم، بعد از چندین ماه تلاش و تغییرات مختلفی که در مونتاژ صورت دادیم در نهایت به نسخه نهایی رسیدیم. شیبانی در پاسخ به این که چه مواردی را در شیوه تدوین فیلم «چراغ های ناتمام» بیشتر مورد توجه قرار داده است، عنوان کرد: با توجه به این که فیلم راوی‌محور است ما هم در تدوین سعی کردیم براساس رفتار راوی که نویسنده است، عمل کنیم. در جاهایی این نویسنده سکوت می کند و مواردی را در خلوت خود دنبال می کند و در جاهایی هم عکس العمل هایی دارد و همه این مسایل باید در تدوین ما رعایت می شد و در پی این بودیم که به گونه ای عمل کنیم تا تاثیر لحظات و رفتارهای شخصیت جلال به خوبی منتقل شود. در فیلم «چراغ های ناتمام» هم در برخی موارد بنا به مقتضای داستان و شرایط کاراکتر اصلی فیلم نیاز بود که یک سکوتی را نمایان سازیم و برخی موارد دیگر هم شرایط فرق می کردوی درباره حفظ ریتم فیلم در تدوین گفت: نوع مونتاژ فیلم بیشتر براساس فضای ذهنی کاراکتر بنا شد تا در کنار همه مواردی که مربوط به کاراکتر است، به گونه ای رفتار کنیم تا ریتم فیلم حفظ شود. در همه فیلم ها این قصه است که نوع تدوین را تعریف می کند که کجاها باید ریتم تند و کجاها کندتر باشد و در فیلم «چراغ های ناتمام» هم در برخی موارد بنا به مقتضیات داستان و شرایط کاراکتر اصلی فیلم نیاز بود که یک سکوتی را نمایان سازیم و برخی موارد دیگر هم شرایط فرق می کرد. من سعی کردم براساس نگاه فیلم و فیلمساز مونتاژ را انجام دهم و برای تدوین روان تر بارها فیلم را مونتاژ کردیم تا بهترین نتیجه رخ دهد. این تدوینگر درباره نوع همکاری با مصطفی سلطانی کارگردان فیلم «چراغ های ناتمام» گفت: من با مصطفی سلطانی سال ها دوست هستم و ارتباط نزدیکی با هم داریم و برای همین مشارکت خوبی در این فیلم با هم داشتیم و با توجه به این که قبلا در پروژه های دیگری که او به عنوان مدیر تولید فعال بود، مشارکت داشتم از سلیقه و نگاه کارگردان آگاه بودم و در کل همکاری خیلی خوبی در فیلم «چراغ های ناتمام» شکل گرفت. شیبانی در پایان در پاسخ به این که چه پیش بینی برای فیلم در جشنواره فجر دارد، عنوان کرد: همین که فیلم برای بخش اصلی جشنواره انتخاب شد می تواند نشانه موفقیت باشد. در جشنواره هیچ چیز مشخص نیست و با توجه به سلیقه داوران باید دید چه اتفاقی می افتد و برای خودم به شخصه نتیجه ای که به دست می آید، انقدر مهم نیست و تنها دوست دارم این همه تلاشی که بچه ها برای ساخت فیلم داشتند، همراه با اتفاقات خوبی برایشان باشد. من بیشتر از این که نگران شرایط خودم باشم دوست دارم فیلم «چراغ های ناتمام» در جشنواره فجر به خوبی دیده شود و رضایت مخاطب را به دست آورد و استقبال خوبی از فیلم به عمل آید. ]]> هنری Wed, 18 Jan 2017 14:36:12 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/94209/ امیر کوستوریتسا اشک تماشاگران را درآورد/ استفاده از زبان سینما http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/94147/ به گزارش ستاره ها به نقل از مهر؛ امیر کوستوریتسا کارگردان اهل صربستان که تا به حال دو بار هم برنده جایزه نخل طلای کن شده است، ادعا کرد فیلم جدیدش یعنی «در مسیر شیری» آن «زبان جهانی سینما را بازکشف می کند که در حال حاضر به ندرت مورد استفاده قرار می‌گیرد.» به نقل از هالیوود ریپورتر، کوستوریتسا که بعد از نمایش این فیلم در فستیوال فیلم سالانه کوستندورف صحبت می کرد، به خاطر اشک های مخاطبان از آن‌ها معذرت خواهی کرد. او مسئولیت میزبانی این فستیوال را خودش در اقامتگاهی در شهر بلگراد بر عهده داشت. وی گفت: اگر زیاد گریه کردید معذرت خواهی می‌کنم. این اثری هنری است که هیچ چیز دیگری نمی‌تواند با آن مقایسه شود، چون این فیلم با استناد به دستورالعمل‌های گذشته ساخته شده است. این فیلم داستانی عاشقانه است که وقایعش طی دوران جنگ داخلی یوگسلاوی به وقوع می پیوندد و در آن خود کوستوریستا کنار مونیکا بلوچی نقش‌آفرینی می‌کند. این فیلم که نخستین فیلم داستانی این کارگردان در ۹ سال گذشته است، بازخوردی بسیار احساسی مخصوصا از سوی مخاطبان صربستانی داشته است. این کارگردان که به خاطر دیدگاه‌هایش در مورد صربستان و نگاه پان‌اسلاو شناخته می‌شود، همچنین به خاطر این معروف است که فیلم های بسیار خلاقانه با بیانیه‌های قدرتمند می سازد. سال گذشته، کوستوریتسا ادعا کرد فستیوال فیلم کن پروژه «در مسیر شیری» را به خاطر حمایت او از روسیه و رییس جمهورش ولادیمیر پوتین رد کرده است. از سوی دیگر، کن گفت این فیلم به این دلیل رد شده که یک روز پس از به اتمام رسیدن ضرب الاجل فرستاده شده است. اواخر سال، این کارگردان از طریق دستوری که توسط خود پوتین به امضا رسید، جایزه «دوستی» روسیه را دریافت کرد. «در مسیر شیری» که در آن کوستوریتسا نقش یک شیررسان را بازی می کند که عاشق زنی ایتالیایی-صرب با بازی بلوچی می‌شود، در ماه سپتامبر در فستیوال فیلم ونیز پیش نمایش شد و بازخوردهای خیلی مثبتی هم از منتقدان دریافت نکرد. در نقدی که هالیوود ریپورتر از این فیلم منتشر کرد، نوشته شد: «این روزها دیگر کسی در حالتی وارد دنیای کوستوریتسا نمی شود که انتظار تواضع، احتیاط و یا حتی ظرافت داشته باشد. البته انتقادهایی که می‌گویند «در مسیر شیری» بیش از حد پر سر و صداست هم باید در دسته انتقادهایی قرار بگیرند که می‌گویند آب خیس است.» ]]> هنری Wed, 18 Jan 2017 08:31:38 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/94147/ تجدید انتشار بسته فیلم‌های عباس کیارستمی در تیراژ ۲ هزار نسخه http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/94134/ به گزارش ستاره ها به نقل از مهر، این بسته که شامل ۱۵ فیلم از زنده‌یاد کیارستمی است در سری اول در ۲ هزار نسخه منتشر شد و چاپ دوم آن نیز در ۲ هزار نسخه است. تیراژ دوم این بسته به زودی در مراکز فرهنگی توزیع می‌شود. این ۱۵ فیلم از آثار زنده‌یاد عباس کیارستمی که در فاصله سال‌های ۱۳۴۹ تا ۱۳۷۰ در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تولید شده‌ است. این مجموعه شامل هشت دی‌وی‌دی است که در قالب یک بسته روانه بازار محصولات فرهنگی هنری کشور می شود. این فیلم‌ها شامل «نان و کوچه»، «زنگ تفریح»، «مسافر»، «دو راه‌حل برای یک مساله»، «رنگ‌ها»، «منم می‌تونم»، «راه ‌حل یک»، «دندان درد»، «همسرایان»، «به ترتیب یا بدون ترتیب»، «همشهری»، «اولی‌ها»، «خانه دوست کجاست»، «مشق شب» و «زندگی و دیگر هیچ» است. این بسته در فروشگاه‌های عرضه محصولات فرهنگی‌هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و دیگر مراکز عرضه محصولات فرهنگی کشور با قیمت ۴۵ هزار تومان عرضه می شود. ]]> هنری Wed, 18 Jan 2017 07:25:22 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/94134/ مایکل مور از مبارزه با ترامپ گفت/ او ورود مسلمانان را منع می‌کند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/94161/ به گزارش ستاره ها به نقل از مهر؛ مایکل مور بار دیگر تاکید کرد به انتقاد از ترامپ ادامه می‌دهد و افکارش را درباره رییس جمهور منتخب اعلام کرد. به نقل از هافینگتون پست،  وی گفت: باید به ترامپ با کلماتی که خودش به کار می‌برد جواب داد. من می شنوم که مردم می‌گویند: نه او واقعا در مرز دیوار نمی‌کشد. اما من می‌گویم چرا او این کار را می‌کند. او به هر حال باید یک جوری این ذهنیت دیوار را عملی کند. کارگردان «بولینگ کلمباین» همچنین گفت ترامپ قطعا مسلمانان را از ورود به آمریکا منع خواهد کرد. وی افزود: او ممنوعیت ورود مسلمانان به خاک آمریکا را وضع می‌کند و کلا اجازه نمی‌دهد مسلمانان وارد خاک آمریکا شوند. او فقط احتیاج به بهانه‌هایی برای سرپوش گذاشتن به این مساله دارد. مور با تاکید بر این که ترامپ بیشترین قوانینی را که اوباما وضع کرده باطل می‌کند گفت اما هنوز طرفداران او فکر می‌کنند او ورود همه مسلمانان را منع نخواهد کرد و مانع ورود آنها از برخی از کشورها می‌شود. مور افزود نگران است که ترامپ به کدهای سلاح‌های هسته‌ای دسترسی داشته باشد و گفت: آرزویم این است که او به یک بازپروری روانی برود زیرا واقعا مطمئنم که او یک خودشیفته خطرناک است. این کارگردان به واکنش‌های ترامپ در برابر انتقادها نیز اشاره کرد و از جمله به انتقادهای مریل استریپ در برنامه اهدای جوایز گلدن گلوب پرداخت و گفت ترامپ فوری با توییت کردن پاسخ او را داد در صورتی که به مسایل مهمی که آن موقع در کشور اتفاق افتاده بود هیچ توجهی نکرد. وی از جمله به تیراندازی در فورت لودردال و تیراندازی پلیس در اورلاندو اشاره کرد و نیز از کره شمالی یاد کرد که احتمال خطر برای آمریکا مطرح بود، اما هیچ‌کدام این موارد ذهن ترامپ را درگیر نکرد و او داشت جواب مریل استریپ را می‌داد. این مستندساز افزود با همه اینها فکر نمی‌کند که باید از ظهور ترامپ ترسید. به جای آن نباید او را حمایت کرد. وی گفت: شجاع باشید، قوی باشید، فعال باشید و ... مور پیشتر اعلام کرده بود در تظاهرات ضد ترامپ که در آستانه مراسم تحلیف روز پنجشنبه در نیویورک برگزار می‌شود شرکت خواهد کرد. او تاکید کرد نباید هیچ هفته‌ای بدون خطاب قرار دادن اعضای کنگره یا سناتورها بگذرد. باید به صورت نرمال و روتین این اعتراض‌ها را انجام داد و حتی باید به این فکر کرد که مانع ورود او به انجمن شهر، مدرسه و غیره شد. مور افزود: تا زمانی که ما نخواهیم این تغییر شروع نمی‌شود. ]]> هنری Wed, 18 Jan 2017 10:14:17 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/94161/