پایگاه خبری ستاره ها - پربيننده ترين عناوين سینما :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/art/cinema Tue, 23 Jan 2018 19:18:48 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Tue, 23 Jan 2018 19:18:48 GMT سینما 60 تیپ میلیونی بازیگر زن مشهور/عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121973/   ]]> هنری Mon, 22 Jan 2018 07:33:38 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121973/ دلتنگی آقای بازیگر برای آقا موسای «لاتاری»/عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122009/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری دانشجو: هادی حجازی‌فر، بازیگر سینما که با فیلم «لاتاری» ساخته محمدحسین مهدویان در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر حضور خواهد داشت در جدیدترین پست اینستاگرامی اش با انتشار عکسی از فیلم درباره نقش خود در لاتاری نوشت: «دلَم از همین حالا برایِ موسایِ لاتاری تَنگ شُده»   ]]> هنری Mon, 22 Jan 2018 10:24:49 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122009/ واکنش جالب بهرام رادان به آلودگی هوا در استان های جنوب غربی!/عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122026/  بهرام رادان بازیگر محبوب کشورمان که امسال با ایفای نقش در فیلم چهار راه استانبول در جشنواره فیلم فجر حضور یافته است، با انتشار پستی در اینستاگرام به وضعیت جوی استان های جنوب غربی واکنش نشان داد و نوشت: “به فکر هموطنانمان در جنوب غرب کشور باشیم”   گفتنی است؛ استان های غربی و جنوب غربی سال هاست که با مشکل آلودگی به وسیله ریزگردها و گرد و غبار دست و پنجه نرم می کند و امسال نیز مجددا با این مشکل مواجه شده اند. همچنین گفتنی است؛ بهرام رادان در جشنواره فیلم فجر دو سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را دریافت کرده است. ]]> هنری Mon, 22 Jan 2018 11:43:32 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122026/ سازنده «ارباب حلقه‌ها» به سراغ ساخت یک مستند رفت http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122057/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری مهر ، پیتر جکسون سازنده «ارباب حلقه‌ها» و «هابیت‌» در حال ساخت مستندی بلند درباره جنگ جهانی اول است که پاییز آینده برای نخستین بار در جشنواره فیلم لندن به نمایش درمی‌آید. به نقل از هالیوود ریپورتر، این فیلم که قرار است از شبکه بی‌بی‌سی نیز روی آنتن برود، هنوز عنوانی ندارد و قرار است از آرشیو فیلم‌های موجود در موزه جنگ سلطنتی بریتانیا و آرشیو بی‌بی‌سی برای ساخت آن استفاده شود. فیلمساز نیوزیلندی گفت این فیلم در جشنواره فیلم لندن ۲۰۱۸ برای نخستین بار به نمایش درمی‌آید. این مستند بخشی از مراسم یادبود بریتانیا برای جنگ جهانی اول است که سال ۱۹۱۴ شروع شد و سال ۱۹۱۸ خاتمه یافت. جکسون در این باره گفت: به خاطر تاریخچه خانوادگی‌اش همیشه مجذوب تاریخ جنگ جهانی اول بوده و ساخت این فیلم را فرصت منحصر به فردی برای مشارکت در مراسم بزرگداشت ۱۰۰ سالگی پایان یافتن این جنگ می‌داند. وی افزود: به دنبال راهی بودم تا بتوانم زندگی مردم معمولی را در زمان‌های فوق‌العاده تاریخ تصویر کنم. قرار است یک نسخه از این فیلم در همه مدرسه‌های راهنمایی بریتانیا در ترم پاییز ۲۰۱۸ به نمایش درآید. شارلوت مور مدیر بی‌بی‌سی نیز گفت در صدمین سال جنگ جهانی اول برنامه‌های متعددی را برای گرامیداشت مردمی که در آن واقعه جان باختند روی آنتن برده و بسیار مفتخر است که می‌تواند با فیلمی از پیتر جکسون آخرین سال این جنگ را یادآوری کند؛ با فیلمی که می‌تواند برای زندگی نسل جدید، تجربه‌ای متفاوت باشد. ]]> هنری Mon, 22 Jan 2018 14:19:35 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122057/ سلبریتی هایی که از «آنجلینا جولی» بیزارند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121962/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : آنجلینا جولی بازیگر و کارگردان هالیوودی برای بسیاری شخصیتی دوست داشتنی و برای بسیاری دیگر شخصیتی منفور است. بسیاری او را به خاطر فعالیت های بشردوستانه اش در مناطق جنگ زده و تصمیمش برای به فرزند خواندگی پذیرفتن 3 کودک از کشورهای در حال توسعه یک قدیسه می دانند. برخی دیگر نیز او را قهرمان مسایل مربوط به سلامتی زنان می دانند زیرا به طور مبسوط در مورد تصمیم خود مبنی بر انجام جراحی پیشگیرانه برای کاهش خطر ابتلا به سرطان سینه نوشته است.   او و همسر سابقش برد پیت یکی از بانفوذ ترین و دوست داشتنی ترین زوج های هالیوودی بودند. اما اگر چه میلیون ها نفر این سلبریتی دوست داشتنی را می ستایند اما همه عاشق او نیستند. در ادامه مطلب به سلبریتی هایی اشاره خواهیم کرد که به هیچ عنوان در زمره طرفداران آنجلینا جولی قرار نمی گیرند.     1- جنیفر آنیستون     جنیفر آنیستون زمانی که فیلم برداری فیلم «آقا و خانم اسمیت» در حال انجام بود، هنوز همسر قانونی برد پیت محسوب می شد. این همان فیلمی بود که در سال 2005 باعث به وجود آمدن عبارت برانجلینا شد و خیلی زود مشخص گردید که برد پیت و آنجلینا جولی به هم نزدیک شده اند.. تیم آنیستون در برابر تیم جولی بسیار جنجالی شد و حتی تی شرت هایی با طرح هایی از رویارویی این دو به بازار عرضه شد. وقتی که آنجلینا علناً اعلام کرد که برای همکاری با برد پیت عجله دارد آنیستون سخنان او را تقبیح کرد و بعد از مدتی اعلام کرد که این دو از اعتماد او سوء استفاده کرده و با هم وارد رابطه شده اند. وی گفت که در همان ابتدا رسانه ها در مورد رابطه این دو خبرسازی کرده بودند اما آنیستون به این حواشی توجهی نداشته بود. آنیستون زمانی متوجه ماجرا شد که دیگر خیلی دیر شده بود.   2- چلسی هندلر     چلسی هندلر در یک برنامه زنده تلویزیونی آنجلینا جولی را «شیطان» نامید. اگر چه هندلر همواره به خاطر زبان تند و سخنان تمسخرآمیزش شناخته می شود اما وقتی جولی را شیطان نامید به آن اعتقاد داشت. وی ادعا کرد که سخنانش در مورد جولی هیچ ربطی به ظلمی که وی در حق آنیستون کرده ندارد:" هیچ ارتباطی با جنیفر ندارد. به عنوان یک زن وقتی یک دختر شیطان صفت وارد حریم خصوصی شما می شود متوجه می شوم. من از آنجلینا جولی متنفرم". او جولی را یک «خانمانسوز» نامید و صفات دیگری نیز در وصف او به کار برد که قابل نقل نیستند. وی گفته که به هیچ عنوان نمی تواند با جولی رابطه ای دوستانه داشته باشد.   3- اسکات رودین     اسکات رودین یکی از تهیه کنندگان هالیوودی است که شاید کمتر کسی او را با اسم بشناسد اما در پروژه های مشهوری به عنوان تهیه کننده حضور داشته است. در سال 2014 که هک ایمیل های شرکت سونی خبرساز شد، انتقاد شدید او از جولی که البته قرار نبود کسی از آن خبردار شود در معرض دید عموم مردم جهان قرار گرفت. وی ادعا کرده است که جولی قصد داشته دیوید فینچر را به کارگردانی فیلم «کلئوپاترا» که خود می خواست تهیه کنندگی و نقش اول آن را در اختیار داشته باشد ترغیب نماید در حالی که در آن زمان فینچر قصد داشت روی پروژه زندگینامه ای استیو جابز به تهیه کنندگی رودین کار کند.   در این ایمیل جنجالی رودین به ایمی پاسکال، رییس استودیو سونی در آن زمان چنین گفته است:" من حرفه ام را به خاطر یک دختر لوس بی هنر که 18 ماه است به این رویه خود ادامه می دهد تا یک فیلم را کارگردانی کند خراب نمی کنم. من هیچ میلی به ساختن فیلم با او و هر کسی که او هدایتش را برعهده داشته باشد و ما هیچ قدرتی روی او نداشته باشیم ندارم".   4- بیلی باب تورنتون     رابطه ی عاشقانه و ازدواج جولی و بیلی باب تورنتون نمونه زیاده روی عاشقانه در ملاء عام بود. آن ها قوطی های کوچکی به گردن انداخته بودند که خون طرف مقابل در آن قرار داشت و جولی نیز عبارت «بیلی باب» را روی دست خود خالکوبی کرده بود. اما تجربه آن دوران چیزی نیست که تورنتون با خوشحالی و لبخند آن را به یاد بیاورد. وی در این باره در مصاحبه ای چنین گفته است:" زمان عجیب و غریبی بود. هیچ وقت از آن خوشم نمی آمد". تورنتون در مورد زمانی بین سال های 1995 تا 2003 صحبت می کرد و نه خود جولی. اما بعدها جولی مقدمه کتاب زندگینامه بیلی باب تورنتون را برای او نوشت که می تواند بدین معنا باشد که تورنتون با گذشته خود آشتی کرده است.   5- لارا درن     لارا درن اظهارنظر زیادی در مورد دیدگاهش نسبت به آنجلینا جولی نکرده است اما به نظر می رسد که نیازی به این کار نبوده است. دیرزمانی لارا درن و تورنتون با هم نامزد بودند که درن بازی در یک فیلم را پذیرفت، ناگهان وقتی برگشت دید که نامزدش عاشق جولی شده است، درست مانند همان کاری که برد پیت با جنیفر آنیستون کرد. وی در مصاحبه با ای بی سی نیوز در این مورد چنین گفته است:" من خانه را برای بازی در یک فیلم ترک کردم و وقتی که من بیرون از خانه بودم نامزد من ازدواج کرده بود و دیگر هیچگاه خبری از او نشنیدم".   6- امل کلونی     برد پیت رابطه دوستانه ای با جورج کلونی دارد. این دو بسیار خوش چهره، شیک پوش، ثروتمند و با استعداد هستند اما نباید انتظار داشت که آن ها رفت و آمد خانوادگی داشته باشند زیرا مشخص شده که امل کلونی به شدت از آنجلینا جولی بیزار است. گفته می شود که جولی علیرغم دعوت شدن به حضور در مراسم عروسی جورج و امل کلونی در آن شرکت نکرد زیرا با دیدگاه های سیاسی عروس موافق نبود. امل کلونی یک فعال مدنی، نویسنده و حقوقدان متخصص در حوزه حقوق بشر و قوانین بین الملل است. او وکالت جولین آسانژ، موسس ویکی لیکس که در منتشر کردن ایمیل های رودین در مورد آنجلینا جولی دست داشت را بر عهده گرفته بود به همین دلیل جولی دل خوشی از همسر کلونی نداشته و ندارد.   7- جان وویت     آنجلینا جولی در طول زندگی خود رابطه ی متلاطمی با پدر معروف خود جان وویت داشته است. وی اسم خانوادگی پدرش را استفاده نکرده و بارها گفته که خیانت او به مادرش باعث شده که هم او و هم مادرش به شدت آسیب ببینند. جولی در این باره چنین گفته است:" داشتن رابطه صمیمانه با یک مرد متاهل زمانی که پدر خودم به مادرم خیانت کرد چیزی نیست که بتوانم آن را نادیده بگیرم". این عبارات انسان را دچار سردرگمی می کند زمانی که ببینید وی درست همین کار را با جنیفر آنیستون کرد. جولی و پدرش در فیلم «تام ریدر» در سال 2001 همبازی بودند اما رابطه این دو از آن زمان سردتر از قبل نیز شده است. وویت ادعا کرد که دخترش به روان درمانی نیاز دارد.   وی در مصاحبه ای در این مورد چنین گفت:" من در طی این ده سال هیچ گاه در مورد مشکلات روانی که وی همواره در رسانه ها به آن اشاره کرده است صحبت نکرده ام اما در پشت صحنه به طرق مختلف برای حل این مشکل اقدام کرده ام". اگر چه این دو به مدت بیش از یک دهه با هم صحبت نمی کردند اما در سال 2011 بالاخره با هم آشتی کردند و وویت به صف تحسین کنندگان جولی پیوسته است. وی در مصاحبه ای در سال 2013 درباره دخترش چنین گفت:" عشق و تحسین من نسبت به دخترم را نمی توانم در قالب کلمات بیان کنم". ]]> هنری Mon, 22 Jan 2018 06:45:25 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121962/ چهره ها در اکران فیلم "پل خواب" /عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121991/   ]]> هنری Mon, 22 Jan 2018 08:52:41 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121991/ عکس یادگاری حمید فرخ‌نژاد با سه بازیگر «لاتاری» http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122086/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرآنلاین: حمید فرخ نژاد عکس یادگاری از خود، هادی حجازی فر، نادر سلیمانی و ساعد سهیلی را در پشت صحنه فیلم «لاتاری» در اینستاگرام منتشر کرد. «لاتاری» که سومین ساخته سینمایی محمدحسین مهدویان است، اولین نمایش خود را در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر تجربه خواهد کرد.     ]]> هنری Tue, 23 Jan 2018 06:05:09 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122086/ باران کوثری به همراه پدرش اکران فیلم "پل خواب"/عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121965/   ]]> هنری Mon, 22 Jan 2018 06:53:41 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121965/ ۱۰۰ اثر برتر تاریخ سینما/ لیستی که هم انیمیشن دارد هم فیلم ترسناک http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122080/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری مهر؛ هر ساله فهرست های پرشماری از بهترین و یا محبوب ترین آثار تاریخ سینما از سوی موسسات، روزنامه ها و مجلات سینمایی ارایه می شود که خواندن این فهرست ها برای دوستداران این هنر جذابیت هایی را در بر دارد و سینمادوستان همیشه با نکته بینی خاصی به این لیست ها نگاه می کنند و به دنبال پیدا کردن فیلم های محبوب خود در این فهرست ها هستند و البته همیشه نیز به فقدان بسیاری از فیلم های مورد علاقه شان واکنش نشان می دهند. سال جدید میلادی نیز مثل اکثر سال های گذشته با ارایه چنین فهرست هایی آغاز شده است. اولین فهرست ارایه شده به گروهی از منتقدان و یا موسسه سینمایی خاصی مربوط نیست بلکه به یکی از منتقدان روزنامه تلگراف لندن به نام «تیم رابی» اختصاص دارد. رابی که پنج سال پیش ۲۰ فیلم محبوب زندگی خود را انتخاب کرده بود امسال یک فهرست ۱۰۰ تایی از آثار مورد علاقه خود را منتشر کرده است که با اکثر فهرست های قبلا دیده شده تفاوت دارد. تلگراف با این توضیح که «بله، نام فیلم های همشهری کین و پدرخوانده دیده می شود اما انتخاب های دیگر ممکن است شما را متعجب کند» از این لیست به عنوان محبوب ترین آثار سینمایی از دیدگاه منتقد خود تیم رابی نام می برد و البته به خوانندگان آن نیز هشدار می دهد که این ۱۰۰ فیلم انتخاب شده، بزرگترین فیلم های تاریخ سینما مثل لیست های ارایه شده از سوی «موسسه فیلم بریتانیا» و یا دیگر موسسات سینمایی نیست بلکه انتخاب صرفا یک منتقد سینمایی است که این فیلم ها را به صدها اثر محبوب دیگرش ترجیح داده است. تیم رابی در واکنش به نادیده گرفتن آثار استودیو جیبلی (استودیو انیمه سازی که بیشتر با آثار هایائو میازاکی در دنیا شناخته می شود) و دیگر فیلم های مهم سینما چنین می گوید: بسیاری از فیلم های دیگر وجود داشتند که با وجود شیفتگی من به آنها از گذاشتن شان صرف نظر کردم درحالی که همه آنها را دوست دارم. او همچنین بیان می کند که تلاش کرده خود را به انتخاب تنها یک فیلم از یک فیلمساز محدود نکند و برای این مورد آلفرد هیچکاک را مثال می زند که سه فیلم در این فهرست دارد. این منتقد سینمایی درباره این که شاید بپرسید چرا تعداد کمی فیلمساز زن در این فهرست وجود دارد نیز می گوید: باید پذیرفت که نه تنها در این جا بلکه در تاریخ این صنعت، فیلمساز زن کم وجود دارد و اگر در این فهرست به صورت ساختگی تعداد فیلم های کارگردانی شده توسط زنان را افزایش می دادم بیشتر به فریب کاری شباهت داشت تا یک واقعیت. همه این فیلم هایی که این جا می بینید یا در اولین و تنها باری که آنها را دیده ام برایم جذاب و متفاوت بوده اند یا دیدن آنها را تا بیش از ۲۰ بار هم ادامه داده اماو در پایان در مورد این فهرست این چنین می گوید: من تمام تلاش خود را کردم که از انتخاب فیلم های «محبوب شما» و یا «مهم ترین ها از دیدگاه تاریخ»  اجتناب کنم مگر این که این فیلم ها در میان فیلم های محبوب خودم نیز قرار داشته باشند. همه این فیلم هایی که این جا می بینید یا در اولین و تنها باری که آنها را دیده ام برایم جذاب و متفاوت بوده اند یا دیدن آنها را تا بیش از ۲۰ بار هم ادامه داده ام. قبل از معرفی فیلم های انتخاب شده توسط تیم رابی به آمارهای این فهرست نگاهی گذرا بیندازیم. جدیدترین فیلم این فهرست «کارول» ساخته تاد هینز محصول ۲۰۱۵ و قدیمی ترین آن «دکتر مابوزه: قمارباز» (۱۹۲۲) اثر کارگردان نامدار سینما فریتز لانگ است. در این لیست تنها سه فیلم  «پدرخوانده»، «همه چیز درباره ایو» و «۱۲ سال بردگی» جایزه اسکار بهترین فیلم را از آن خود کرده اند. همان گونه که در بالا اشاره شد آلفرد هیچکاک با داشتن سه فیلم در کنار اف دبیلیو مورنائو با همین تعداد فیلم رکورددار است در حالی که بسیاری از کارگردان های بزرگ سینما همچون بیلی وایلدر، ژان لوک گودار، یاسوجیرو اوزو، میکل آنجلو آنتونیونی، روسلینی، آیزنشتاین و ... هیچ فیلمی در این فهرست ندارند. دهه ۷۰ سینما با داشتن ۱۸ فیلم بیشترین سهم را در میان محبوب ترین آثار منتقد تلگراف به خود اختصاص داده و دهه اخیر که تنها ۲ سال تا پایان آن باقی مانده است با داشتن چهار فیلم کمترین سهم را از میان فیلم های محبوب تیم رابی در اختیار دارد. اولین انیمیشن این فهرست «داستان اسباب بازی» جان لستر و «عصر جدید» چاپلین اولین فیلم کمدی آن است که به ترتیب در رتبه های ۱۷ام و ۲۸ام قرار دارند. با این حال می توان با نگاهی کوتاه متوجه شد که فیلم های معمایی در میان محبوب ترین آثار تیم رابی نقش پررنگی دارند و فیلم هایی چون «سرگیجه»، «لورا»، «جاده مالهالند» و «مخمل آبی» از جمله فیلم های پرشمار معمایی این فهرست هستند. تیم رابی با توضیحاتی کوتاه برای هرکدام، دلیل انتخاب این فیلم ها را بیان می کند که در این جا به چند مورد از آنها اشاره می شود. وی از «چنگ برمه ای» ایچیکاوا به عنوان یکی از پراحساس ترین فیلم هایی که تاکنون ساخته شده است یاد می کند، «روزی روزگاری در غرب» را عالی ترین وسترن اسپاگتی و رفقای خوب را بهترین فیلم اسکورسیزی می نامد. «بدنام» را به عنوان بهترین فیلمنامه ای که هیچکاک آن را تبدیل به فیلم کرده است معرفی می کند و از نقش آفرینی هالی هانتر در «پیانو» به عنوان بهترین نقش آفرینی در سکوت پس از آمدن صدا به سینما یاد می کند. این منتقد در معرفی «انجیل به روایت متی» بیان می کند که آخرین حرف سینما درباره حضرت عیسی را یک شاعر مارکسیست زده است  و از «خط سرخ باریک» مالیک که در کمال تعجب در جایگاه اول این فهرست قرار دارد به عنوان اثر هنری سترگی که هیچگاه مشمول زمان نمی شود نام می برد. فهرست تیم رابی از این قرارست: ۱-خط سرخ باریک (ترنس مالیک-۱۹۹۸) ۲- پرسونا (اینگمار برگمان-۱۹۶۶) ۳-درخشش (استنلی کوبریک-۱۹۸۰) ۴- سانشوی مباشر (کنجی میزوگوچی-۱۹۵۴) ۵-جاده مالهالند (دیوید لینچ-۲۰۰۱) ۶-روانی (آلفرد هیچکاک-۱۹۶۰) ۷-تصنیف نارایاما (شوهی ایمامورا-۱۹۸۳) ۸-طلوع آفتاب (اف دبلیو مورنائو-۱۹۲۷) ۹-گوشواره های مادام دو (ماکس افولس-۱۹۵۳) ۱۰- ژان دیلمان، شماره ۲۳ که‌ دوکومرس،  ۱۰۸۰ بروکسل (شانتل آکرمن-۱۹۷۵) ۱۱- آمبروسون های باشکوه (اورسن ولز-۱۹۴۲) ۱۲-بری لیندون (استنلی کوبریک-۱۹۷۵) ۱۳-سرگیجه (آلفرد هیچکاک-۱۹۵۸) ۱۴-مخمل آبی (دیوید لینچ-۱۹۸۶) ۱۵-مکالمه (فرانسیس فورد کاپولا-۱۹۷۴) ۱۶-هانا و خواهرانش (وودی آلن-۱۹۸۶) ۱۷-داستان اسباب بازی  (جان لستر-۱۹۹۵) ۱۸-نشویل (رابرت آلتمن-۱۹۷۵) ۱۹- بچه های بهشت (مارسل کارنه-۱۹۴۵) ۲۰- انجیل به روایت متی (پیر پائولو پازولینی-۱۹۶۴) ۲۱- بوی خوش موفقیت (الکساندر مکندریک-۱۹۵۸) ۲۲-سقوط خانه آشر (ژان اپشتاین-۱۹۲۸) ۲۳-پدرخوانده (فرانسیس فورد کاپولا-۱۹۷۲) ۲۴-تصادف (دیوید کراننبرگ-۱۹۹۶) ۲۵-خیابان ۴۲ ام (لوید بیکن-۱۹۳۳) ۲۶-توهم بزرگ (ژان رنوا-۱۹۳۷) ۲۷-آندری روبلف (آندری تارکوفسکی-۱۹۶۶) ۲۸-عصرجدید (چارلی چاپلین-۱۹۳۶) ۲۹-چهارصد ضربه (فرانسوا تروفو-۱۹۵۹) ۳۰-تعطیلی (جرج کیوکر-۱۹۳۸) ۳۱-کلئو  از ۵ تا ۷ (آنیس واردا-۱۹۶۲) ۳۲-بیگانه ها (جیمز کامرون-۱۹۸۶) ۳۳-ستاره ای متولد می شود (جرج کیوکر-۱۹۵۴) ۳۴-ولگردها (فدریکو فلینی-۱۹۵۳) ۳۵-اتوبوسی به نام هوس (الیا کازان-۱۹۵۱) ۳۶-خواب گران (هاوارد هاکس-۱۹۴۶) ۳۷-شبح آزادی (لویی بونوئل-۱۹۷۴) ۳۸-سریر خون (آکیرا کوروساوا-۱۹۵۷) ۳۹-بخش‌گویی، نیویورک (چارلی کافمن-۲۰۰۸) ۴۰-چراغ گاز (تورولد دیکینسون-۱۹۴۰) ۴۱-پاریس، تکزاس (ویم وندرس-۱۹۸۴) ۴۲- مردی که لیبرتی والانس را کشت (جان فورد-۱۹۶۲) ۴۳-پاتر پانچلی (ساتیا جیت رای-۱۹۵۵) ۴۴-آرواره ها (استیون اسپیلبرگ-۱۹۷۵) ۴۵-همشهری کین (اورسن ولز-۱۹۴۱) ۴۶-من کوبا هستم (میخاییل کالاتازوف-۱۹۶۴) ۴۷-دنباله رو (برناردو برتولوچی-۱۹۷۰) ۴۸-از درون گذشته (ژاک ترنر-۱۹۴۷) ۴۹- آگیره، خشم پروردگار (ورنر هرزوگ-۱۹۷۲) ۵۰- زنی تحت تاثیر  (جان کاساویتس-۱۹۷۴) ۵۱-آخرین خنده (اف دبلیو مورنائو- ۱۹۲۴) ۵۲-پیانو (جین کمپیون-۱۹۹۳) ۵۳-امن (تاد هینس-۱۹۹۵) ۵۴-روباهای کوچک (ویلیام وایلر-۱۹۴۱) ۵۵-دکتر مابوزه: قمارباز (فریتز لانگ-۱۹۲۲) ۵۶-مرد سوم (کارول رید-۱۹۴۹) ۵۷-لورا (اتو پرمینجر- ۱۹۴۴) ۵۸-کارول (تاد هینس-۲۰۱۵) ۵۹- استلا دالاس (کینگ ویدور-۱۹۳۶) ۶۰-بدنام (آلفرد هیچکاک-۱۹۴۶) ۶۱-ژنرال (باستر کیتن-۱۹۲۷) ۶۲-بی آفتاب (کریس مارکر-۱۹۸۳) ۶۳-بچه رزماری (رومن پولانسکی-۱۹۶۸) ۶۴-شب شکارچی (چارلز لوتن-۱۹۵۵) ۶۵-همه چیز درباره ایو (جوزف ال منکیه ویچ-۱۹۵۱) ۶۶-لبوفسکی بزرگ (جوئل کوئن-۱۹۹۸) ۶۷-رفقای خوب (مارتین اسکورسیزی-۱۹۹۰) ۶۸-چترهای شربورگ (ژاک دمی-۱۹۶۴) ۶۹-بعد از ظهر سگی (سیدنی لومت-۱۹۷۵ ) ۷۰-تولد (جاناتان گلیزر-۲۰۰۴) ۷۱- ساوت پارک: گنده‌تر، درازتر و کوتاه‌نشده (تری پارکر-۱۹۹۹) ۷۲-کری (برایان دی پالما-۱۹۷۶) ۷۳-النا (آندری زویاگینتسف-۲۰۱۱) ۷۴- باغ فینزی کوینتینی (ویتوریو دسیکا-۱۹۷۰) ۷۵-پرتو سبز (اریک رومر-۱۹۸۶) ۷۶-بلید رانر (ریدلی اسکات-۱۹۸۲) ۷۷-ونوس بلوند (جوزف فون اشترنبرگ-۱۹۳۰) ۷۸-قاتل گوسفند (چارلز برنت-۱۹۷۸) ۷۹-ارباب و فرمانده (پیتر ویر-۲۰۰۳) ۸۰-خط آبی باریک (ارول موریس-۱۹۸۸) ۸۱-مارگارت (کنت لونرگان-۲۰۱۱) ۸۲-کالیفرنیا اسپلیت (رابرت آلتمن-۱۹۷۴) ۸۳-دهه ی بیست پرجنب و جوش (رائول والش-۱۹۳۹) ۸۴-دوازده سال بردگی (استیو مک کویین-۲۰۱۳) ۸۵-سه گانه بیل داگلاس «دوران بچگی من، قوم من، راه خانه ام» (بیل داگلاس ۸-۱۹۷۲) ۸۶- تابو (اف دبلیو مورنائو-۱۹۲۷) ۸۷-معلم پیانو (میشاییل هانکه-۲۰۰۱) ۸۸-پنج قطعه آسان (باب رافلسون-۱۹۷۰)  ۸۹-  بانو ایو  (پرستون استرجس-۱۹۴۱) ۹۰- دانشجوی شاهزاده در الد هیدلبرگ (ارنست لوبیچ-۱۹۲۷) ۹۱- روزی روزگاری در غرب (سرجیو لئونه- ۱۹۶۸) ۹۲- خون به پا خواهد شد (پل توماس اندرسون-۲۰۰۷) ۹۳- اشک های تلخ پترا فون کانت (رینر ورنر فاسبندر-۱۹۷۲) ۹۴- جیب بر خیابان جنوبی (سام فولر-۱۹۵۳) ۹۵-قوش (کن لوچ-۱۹۶۹) ۹۶-شاد در کنار هم (وونگ کار وای-۱۹۹۷) ۹۷- وانیا در خیابان چهل و دوم (لویی مال-۱۹۹۴) ۹۸- چنگ برمه ای (کن ایچی کاوا-۱۹۵۶) ۹۹- مری پاپینز (رابرت استیونسون-۱۹۶۴) ۱۰۰- زندگی خصوصی هنری هشتم  (الکساندر کوردا-۱۹۳۳) ]]> هنری Tue, 23 Jan 2018 05:38:00 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122080/ بازیگران ماهِ سینمای ایران؛ بهمن ۹۶ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122083/ حامد بهداد در «سد معبر»؛ پرشور و بی پناه شاید قبلا هم جایی نوشته باشم «آنهایی که می گویند بازی های بهداد شبیه هم است همان هایی اند که معتقدند همه چینی ها عین هم اند». غیر از معدود نقش های درونگرا و کم حرف بهداد در بعضی فیلم هایش، در فهرست بلندبالای بازی های او در نقش آدم های پرشور و انرژی هم بازی های خوب و درخشان پیدا می شود، هم بازی های بد و سردرگم. در واقع نتیجه مثبت/ منفی تلاش بازیگر در تمام این نقش آفرینی ها به درک درست یا نادرست خود بهداد از شخصیت و تلاش موفق یا ناکام کارگردان برای هدایت و کنترل بازی او مربوط بوده است.     پیش شرط هایی که در «سد معبر» تقریبا به بهترین شکل ممکن محقق شده اند و در نتیجه اش، اگر بازی بهداد نبود شاید این درونمایه سطحی «شاید برای شما اتفاق بیفتد»ی فیلم قابل تحمل به نظر نمی رسید (تلخ است که فیلمنامه ای با این دقت در شخصیت پردازی و موقعیت سازی، با اجرای گرم و جذاب در اغلب سکانس های پر تنش و نفسگیرش، این قدر راحت قربانی جهان بینی ساده انگارانه اش شده باشد.) داستان «سد معبر» در سه روز متوالی اتفاق می افتد. طی این مدت قاسم موقعیت های متفاوتی را در برابر آدم های مختلف تجربه می کند، هر چند تقریبا در تمام آنها وجه «پدرسوخته» و «مرد رند»ش حفظ می شود. بهداد برای بازی در این نقش، چند کیلویی از وزنش کم کرده و هیکل ترکه ای و صورت استخوانی و دندان های پیشینی که حالا بیشتر به چشم می آیند، کودکانگی خاصی به چهره اش بخشیده؛ کودکانگی که امتدادش را می شود در خروجش از انبار ترسناک «خُلازیر» دید؛ وقتی به صاحب انبار می گوید «زنگ نزدم» و بعد مثل بچه تخس ها، قوطی نوشیدنی اش را به گوشه ای پرت می کند. قاسم «بچه»ی سِرتِق و لجبازی است که می خواهد به هر قیمتی به آنچه دلش می خواهد برسد و در این مسیر، هر کس را به شکلی دور می زند؛ دروغگوی متقلبی که گرچه فیلم گاهی ما را در این تردید نگه می دارد که بالاخره آنچه درباره زد و بندش با دستفروش ها می گوید صحیح است یا نه، اما اعتماد به نفسش در سکانس تلکه کردن فروشنده خُلازیری، مطمئن مان می کند که به هر حال با آدم «سالم»ی طرف نیستیم. با وجود همه این دروغ و دغل ها اما قرار است قاسم آدمی قابل درک و حتی قابل ترحم هم باشد. جالش اصلی بهداد برای بازی در این نقش، همین قدم زدن روی مرز باریک این دو احساس متناقض در جوار هم بوده؛ این که چطور می شود با همه بدی های قاسم، باز هم از او متنفر نشد (مثلا در سکانس هوار زدنش، وقتی از آرزوها و حسرت ها و شکست هایش می گوید). آدمی که تنها نقطه ضعفش در زندگی، محبتش به زنش و علاقه اش به بچه توی راهش است و وقتی پشت تلفن از نرگس می شنود که بچه تو شیشه الکل است، ناگهان آن نگاه تیز و باهوش و ریزبینش از چشم هاش رخت می بندد و جایش را بُهت خالی ترسناکی می گیرد. بله، بهداد در «سد معبر» باز هم نقش یک آدم برون ریز و پرشور و احساساتی را بازی می کند اما واقعا چطور می توان کودکی و بی پناهی و فرو ریختن قاسم در چنین لحظاتی را گذاشت کنار رندی های مرموز محسن تنباکویی در سعادت آباد، یا خشم افسارگسیخته و ویرانگر مهرداد در بوتیک؟   آناهیتا افشار در پل خواب نه فیلمنامه «پل خواب» طوری است که لازم باشد جز شهاب (ساعد سهیلی) به شخصیت دیگری آن قدرها پر و بال و رنگ و لعاب بدهد، نه کاراکتر ندا شور و انرژی شبیه محسن (هومن سیدی) در فیلم دارد که فضای خاصی برای بازی در اختیار هنرپیشه اش بگذارد. او دختر عاشقی است که علی رغم فشار پدر و مشکلات حل نشدنی شهاب، به پای همسرش نشسته اما حالا با پی بردن به اعتیاد شهاب و دیدن رفتارهای مشکوکش، مردد می شود.     پس آناهیتا افشار هم برای بازی در این نقش، کار چندان دشواری پیش رو نداشته، عشق و محبت ندا به شهاب را در یکی از همان سکانس های اول با صدای خارج از قالب و لحن کمی شیطنت آمیزش به تصویر می کشد. نگرانی و مراقبتش را وقتی قبل از مهمانی شام، عابربانکش را به شهاب می دهد و ویرانی و فروپاشی اش را وقتی پایپ مخصوص شیشه را در کشوی شوهرش پیدا می کند. افشار - که هم به لحاظ فیزیک و چهره انتخاب جسورانه اما خوبی برای این نقش بوده و هم با گریم مختصر و طراحی لباس درستش، بیشتر به هدف وجودی ندا در فیلمنامه نزدیک شده - در حضورهای کوتاه و مقطعش در فیلم، توانسته از پس ساختن این احساس بر آید.   هومن سیدی در «پل خواب»؛ نمک به اندازه لازم «من راه می رم چرت و پرت می گم [...] می خورم، تو رو حرف من پا شدی رفتی این کارو کردی؟» این جمله محسن به شهاب در دقایق پایانی فیلم، خلاصه خوب و دقیقی از کارکرد او را در فیلمنامه «پل خواب» نشان می دهد. شخصیتی که یکی از عناصر پررنگ و اصلی برای فضاسازی محیط دفتر آژانس است، قرار است با خوشمزگی ها و «چت بازی»هایش، کمی یخ اتمسفر فیلم را بشکند و دست آخر هم به لحاظ دراماتیک، ناخواسته شهاب را به سویی که باید، هل بدهد.     هومن سیدی «پل خواب» را دو سال پیش بازی کرده؛ در دوره ای که در بیش از ده فیلم سینمایی و چند سریال تلویزیونی، جلوی دوربین رفته بود و شمایلش با بازی در آثاری مثل «یک تکه نان» و «پابرهنه تا بهشت» و «راه بی پایان»، کم کم به عنوان جوانکی ساده و معصوم و مظلوم و شریف داشت در حافظه تصویری مخاطب تثبیت می شد. حالا سیدی - شاید عمدا و خودخواسته - ترجیح می داد با قبول پیشنهادهایی مثل بازی در «بافالو»، «خط ویژه» یا «من دیه گو مارادونا نیستم» آن کلیشه را در ذهن بیننده از بین ببرد. نقش محسن در «پل خواب»، در ادامه همین مسیر به سیدی رسیده. نقشی که بنا به روایت کارگردان، سیدی آن قدر درست درکش کرده و برای بازی در آن آماده بوده که بعد از اولین جلسه ملاقات و تمرین، دیگر تا شروع فیلمبرداری کاری با همدیگر نداشته اند. اتمسفر «پل خواب» مثل اسمش، کُند و رخوتناک و ساکت و سنگین است. در چنین سکوتی، هر صدایی که اندکی بلند باشد، بسیار به گوش می رسد و طنین می یابد. پس سیدی به عنوان بازیگر نقش محسن - که در ذات خود وصله ناجوری به چنین دنیایی به نظر می رسد - باید صرفا در محدوده مُجازی که این دستگاه مختصات در اختیارش قرار می داده حرکت می کرده تا بازی اش در فضای کلی فیلم، نچسب و بی ارتباط با باقی شخصیت ها به نظر نرسد و به قول معروف، «بیرون نزند»؛ اتفاقی که در این فیلم به درستی افتاده. سیدی هیچ گاه سعی نکرده که با دوربین دزدی، بیش از آن که به چشم بیاید، یا در پی آن نبوده که شیرین زبانی های محسن را با پیازداغ بداهه بیشتر کند و باعث شود که خط و روح کلی اثر بشکند و سکانس های حضورش، رنگ و بویی کمدی به خود بگیرد. مثلا نگاه کنید به اوایل فیلم، وقتی از خرسندی احتمالا ناشی از نشئگی، به آسمان آبی بالای سرش اشاره می کند و به سرعت از کادر خارج می شود، یا وقتی در میانجیگری بین شهاب و راننده های آژانس که صدای تلویزیون را زیاد کرده اند، از آنها می خواهد که صلوات بفرستند و خودش زودتر از همه این کار را انجام می دهد. او برای جان بخشیدن به شخصیت محسن، کاملا به اندازه در فیلم حضور دارد. آن قدر که بعد از تمام شدن «پل خواب»، طعم شیرین خوشمزگی هایش هنوز بر زبانت مانده باشد، اما نه آن قدر که تلخی کلی فیلم را با خودش ببرد.   نادر فلاح در «سد معبر» انتخاب نادر فلاح برای نقش رسول، آن هم با چنین گریمی - سر تراشیده و ریش انبوه و هیبت ترسناک - تصمیم محافظه کارانه ای است. قبل از این او را چندباری در قالب هایی شبیه این دیده بودیم؛ از «چند متر مکعب عشق» بگیر تا «اژدها وارد می شود». هر چند این شمایل اینجا قرار است از ابتدا آدرس غلطی درباره رسول به بیننده بدهد. اول او را قلتشن شرخر اراذلی بپنداریم که برای پس گرفتن یک گوشی موبایل از زنجیرکشی و کندن دندانش هم ابایی ندارد اما بعدتر غول مهربان آرام و شریفی را ببینیم که با وجود زندگی فقیرانه و زن و بچه بیچاره اش اصرار دارد چند ده هزار دلار پولی را که پیدا کرده زودتر پس دهد.     فلاح در آنچه از رسول برای ما می سازد، چندان جلوتر از نقش های پیشینش نمی رود. صدا و لحن شخصی او - که به خاطر قدرت و «ویژه» بودنش، معمولا روی نقش هایش سایه می اندازد - باز تکرار همان قبلی هاست؛ آنچه از فلاح در نقش رسول در ذهن مخاطب می ماند، همان فرارش از دست مامورها و هوار زدن هایش پای خانه قاسم و البته رندی و زیرکی اش در گول زدن و تهدید فروشنده خُلازیری است. ]]> هنری Tue, 23 Jan 2018 05:53:23 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122083/