پایگاه خبری ستاره ها - پربيننده ترين عناوين سینما :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/art/cinema Wed, 26 Jul 2017 16:45:32 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Wed, 26 Jul 2017 16:45:32 GMT سینما 60 نیکلاس کیج با لباس سنتی مردم قزاقستان / عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/107057/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرآنلاین؛  نیکلاس کیج در افتتاحیه جشنواره که در آستانه پایتخت قزاقستان برگزار می‌شود، با لباس سنتی قزاق‌ها حضور پیدا کرد و عکس یادگاری گرفت. لباس نیکلاس کیج و ژست او در عکس خیلی زود به سوژه شبکه‌های اجتماعی تبدیل شد. او در جشنواره فیلم اوراسیا اعلام کرد که مایل است در فیلمی بازی کند که در کشورهای آسیای میانه فیلمبرداری می‌شود. او علاوه بر این معماری پایتخت قزاقستان تمجید کرد و گفت: «آنچه دیدم یادآور فیلم‌های سیاه‌وسفیدی است که آینده را نمایش می‌دهد.» کیج که مشغول بازی در فیلم «مندی» به کارگردانی پانوس کازماتوس است، از تمایلش برای حضور در پروژه‌های سینمایی کوچک گفت: «این پروژه‌ها نسبت به فیلمسازی دیدگاه جذابی دارند.» بازیگر برنده جایزه اسکار در سیزدهمین دوره جشنواره اوراسیا تنها نیست و ستارگانی چون آدرین برودی و جان مالکویچ نیز در این جشنواره حضور دارند.   ]]> هنری Tue, 25 Jul 2017 12:21:36 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/107057/ گفتگو با «بهرام بیضایی» درباره‌ی زبان آرکائیک در نمایشنامه‌هایش http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/107076/ به گزارش ستاره ها به نقل از هفته نامه صدا : برخی از زبانشناسان زبان فارسی را به سه دسته عمده تقسیم کرده اند: 1. دوران زبانی ایران باستان یا آرکائیک، از تاریخ انشعاب زبان های ایرانی از مجموع آریایی یعنی به تقریب از آغاز هزاره دوم پیش از میلاد تا قرن چهارم و سوم پیش از میلاد.  2. دوران زبان ایرانی میانه از قرن چهارم و سوم پیش از میلاد تا قرن هشتم و نهم بعد از میلاد. 3. دوران زبان ایرانی نوین، از قرن هشتم و نهم میلادی تا عصر حاضر. من درباره زبان آرکائیک آثار نمایشی بهرام بیضایی تحقیق می کنم.   محوریت بحث ما در این پژوهش شقه اول زبان یعنی باستانی یا آرکائیک است و در تقسیم بندی که در آثار نمایشی بهرام بیضایی داشته ام چهار اثر او را می توان به این دسته اختصاص داد: 1. مرگ یزدگرد، 2. اژدهاک، 3. آرش، 4. کارنامه بنداربیدخش. با او درباره این زبان گفتگو کرده ام. (این گفتگو بخشی از کتاب پژوهشی «زبان آرکائیک در نمایشنامه های بهرام بیضایی» نوشته ایرج افشاری اصل است که انتشارات نظری آن را به زودی منتشر می کند.)   استاد، اولین سوالم از جنابعالی این است که دغدغه زبان شما از کجا شروع شده است و اهمیت زبان در آثار شما از چه جایگاهی برخوردار است؟ - من خودم نمی دانم از کجا شروع شده ولی می دانم که پدرم شاعر بوده و خانواده شاعری داشته و خانه ما انجمن ادبی و شعر بوده ولی به هر حال من همیشه فکر می کردم که چرا نثر ما، نثر پویایی در حد شعر نیست و وقتی که به نثر می رویم متون سنگین ثقیل فاضل مآبانه ای وجود دارد و من که می خواستم کار تئاتر بکنم متوجه شدم که با این زبان اداری یا روزنامه ای نمی شود تئاتر نوشت. در واقع در جستجوی این که چه کار باید کرد، من به اینجا رسیدم و به چنین نثری دست پیدا کردم. شما در چه مرحله ای نثر آثار خودتان را انتخاب می کردید؟ قبل از نوشتن اثر یا حین نگارش؟ در چه مرحله ای از پروسه نگارش به این نثر و زبان می رسیدید؟ - اغلب با اولین جمله ام که می نویسم زبان متن می آید. گاهی اصلا شاید یک جمله است که مرا راهنمایی می کند به یک نمایشنامه؛ بنابراین اولین سطر این سه برخوانی بقیه اش را با خودش آورد. یعنی به این شکل نبود که به دنبال رسیدن به یک زبان باشم. این جستجوهای ذهنی من احتمالا خودش طی چندین سال به آن زبان رسیده است. در رسیدن به چنین زبانی چه عواملی موثر بودند؟ - خُب، مرگ یزدگرد در زمان پایان دوره ساسانیان و اول حمله اعراب به ایران اتفاق می افتد. یعنی زمان اتفاق و واقعه نمایش تعیین کننده زبان نمایش است؟ - خُب چون در این زمان آدم احساس می کند که می تواند یک ترکیب فارسی و عربی را به کار ببرد. یک کمی این خودش به آدم چارچوب یا راهنمایی می دهد. دوره ای که من سه برخوانی را می نوشتم، آن موقع این اسم را نداشت. آرش، اژدهاک و بعدا بنداربیدخش را می نوشتم، آن موقع در فکر این نبودم که چیزی به زبان سره بنویسم، بلکه می خواستم مضمونم را بگویم، منتها به زبانی که آن فاصله تاریخی در آن معلوم باشد، ولی از طرف دیگر تماشاگر امروزی به وضوح بفهمد و مضمونم را درک کند. من به دنبال این بودم.   بعدها متوجه شدم که چند تا کلمه بیشتر عربی ندارد و آنها را برداشتم. به عنوان مثال توی سیاوش خوانی از اول خب می دانستم که مکالمات را می خواهم به فارسی سره بنویسم. یعنی می خواستم آزمایش کنم که می شود به آن زبان نوشت یا موقعی که دیباچه نوین شاهنامه را می نوشتم، می خواستم فردوسی به آن زبان حرف بزند یا مثلا وقتی گزارش ارداویر اف را می نوشتم یا سهراب کشی را، فکر کردم آنها باید به آن زبان حرف بزنند. زبان شان پالایش شده باشد از واژه های لااقل عربی. البته از اول قصد نداشتم ولی وقتی دیدم که این مفاهیم را به راحتی به این زبان مین گویند، باقی کار را به همان زبان نوشتم. این زبان و نثر از کجاها نشأت می گیرد؟ هر چند نثر شما مختص به خود شما و واقعا بی بدیل است. - خواهش می کنم.   و اگر کسی چند خطی را به این نثر قلم بزند، رد پای نثر شما در آن مبرهن و آشکار است. مفردات نثر شما از کجا می آید و از کدام آثار و کدام دوران بیشتر تاثیر گرفته اید؟ در حالی که این نثر شما ما به ازای تاریخی ندارد ولی کاملا باورپذیر است و حس دوران باستان را به خوبی منعکس می سازد. لطفا از تاثیرات خودتان از آثار ادوار پیشین بفرمایید. - موقعی که من شروع کردم ترجمه های خیلی کمی از متن های پهلوی وجود داشت. یکی یادم می آید کارنامه اردشیر بابکان صادق هدایت بود و ... گجسته ابالیش؟ - بله، گجسته ابالیش بود که صادق هدایت ترجمه کرده بود یا چندتایی که ایرانکده در آورده بود، «وَرِ جمکرد» و غیره. من آنها را خوانده بودم و یا چند متنی که مرحوم بهار ترجمه کرده بود. موقعی که رفتم دانشکده ادبیات ما یک سال زبان پهلوی داشتیم. دکتر صادق کیا درس می داد ولی من دانشکده را تمام نکردم و بیرون آمدم.   آنجا هم حدود یک سال من با زبان و آثار پهلوی آشنا شدم. تا حدودی با متن های قبل از اسلام و اوستایی که پورداوود ترجمه کرده بود، آشنا شدم. البته هیچ کدام از اینها را من به قصد این که نمایشنامه بنویسم مطالعه نمی کردم. مربوط می شد به اشتیاق من به این آثار. منتها وقتی من شروع کردم به اینجوری نوشتن، خودم احساس کردم که خب این سرمایه را از یک جاهایی جمعت آوری کرده ام. این سرمایه می توانست از خواندن ترجمه بعضی از نمایشنامه ها که زبان خوبی داشتند مثل نمایشنامه های شکسپیر، مولیر و ... باشد، ولی موقعی که من اینها را می خواندم نمایشنامه نویس نبودم، اصلا نمی خواستم هم بشوم. از این که نمایشنامه نویس شدید پشیمان که نیستید؟ - نه... دارم دلایلم را می گویم یا موقعی که من شاهنامه می خواندم یا بیهقی می خواندم. بعدها در نوشته های من یک جورهایی خودشان را ظاهر کردند و نشان دادند. من فکر می کنم از طریق مطالعه آثار نمایشنامه نویسان غربی در واقع به این فکر افتادم، چطور می توانم منظور خودم را بگویم؛ و تعزیه یا شعرهایی که می خواندم و مجموعه آن چیزهایی که در زندگی ام شنیده ام، حاصلش نمایشنامه های من شده است. همانگونه که اطلاع دارید، زبانشناسان برای زبان پنج لایه زبانی قائلند: 1. لایه آوایی، 2. لایه واج شناسی، 3. لایه صرف و نحو و دستوری، 4. لایه معنایی، 5. لایه هنری که البته به اعتقاد بنده باید لایه ششمی هم برای زبان در نظر گرفت و آن لایه، سبکی زبان است. جناب عالی در آثارتان بیشتر به چه لایه زبانی اهمیت می دهید؟ - من فکر نمی کنم کسی وقتی می نویسد با علم و اطلاع از این که زبان چند لایه دارد، می نویسد. او می نویسد تا مشکل و مسئله خود را بگوید و من سعی می کنم به فصیح ترین شکل بگویم. این شما هستید که باید بگویید من در چه لایه ای عمل می کنم. جنابعالی هم در قلمرو واژگانی گاهی واژه سازی می کنید و هم در حیطه صرف و نحو و دستور دست به هنجارگریزی می زنید، این هنجارگریزی چه کارکردی در آثار شما دارند؟ - من موقع نوشتن مجبورم از کلماتی استفاده کنم که معادل فارسی اش هست. مثلا من واژه پارمان را در مقابل آپارتمان آورده ام، چرا که فصیح تر است و اصلا «مان» یعنی «خانه» و «پار» یعنی «جدا». در نتیجه اندیشیدن به زبان یا اندیشیدن به معادل ها اتفاق می افتد.   در سبک نوشتاری «مرگ یزدگرد» ما شاهد واژگان امروزی از قبیل سگ درگاه، عوعو، خفه و ... هستیم در مقابل انبوهی از واژگان باستانی و آرکائیک. با استفاده و تلفیق دو جغرافیای واژگانی امروزی و باستانی به غیر از کاربردی که به نوعی فاصله گذاری است و به تماشاچی گوشزد می کنید که شما در عصر حاضر دارید نمایشی از عصر ساسانیان را می بینید چه کارکرد و چه انگیزه های دیگری از این تمهید خود داشتید؟ - فکر می کنم در ادبیات این فرق می کند. ممکن بود من یک موقعی داستان می نوشتم، زبان یکدست می شد؛ اما تئاتر زبان خودش را دارد و در واقع کار خودش را می کند. تئاتر باید در همان موقعی که دیده می شود، فهمیده شود و اگر تماشاگر فکر کند که کلمات نامأنوس سرش می ریزیم اظهار می کند که درک نمی کند.   ممکن است فرار کند. در عین حال که می خواهم فاصله زمانی را یادآوری کنم، در عین حال می خواهم این فاصله را بردارم. یعنی می خواهم افرادی را ببرم به تاریخ تا آن دوران را درک کنند. در نتیجه من در مُغلق نویسی کوشش نمی کنم بلکه در هموار کردن راه دستیابی به آن دوران کار می کنم. در نتیجه بعضی چیزها مثل «بزن به چاک» یا مثلا «خفه» که معادلی برای آن یا اصلا همین ها را داشتند.   زبان فردوسی از زمان کودکی برایم قابل فهمیدن است. جاهایی که قابل فهمیدن نیست، آن جاهایی است که واژه های مهجور خارجی یا واژه های مهجور از بین رفته فارسی قدیم توی شان هست وگرنه زبانی قابل فهمیدن است. بنابراین من چرا باید فاصله ای را ایجاد کنم با متنی که ملت تصور کنند به خاطر بُعد زمان، امکان دستیابی ندارند. آنها شاهنامه را نمی خوانند به دلیل این که فکر می کنند چطور می توانند آن موقع را فهمند. من راه فهمیدن را باز می کنم. این اتفاق در «سه برخوانی» نمی افتد. این تمهیدی که شما فرمودید واقعا قابل ستایش است، اما در «سه برخوانی» به نظر می رسد باعث کمتر شدن ارتباط با مخاطب می شود. - ببینید، آرش موقعی که اجرا شد، هر کسی فکر کرد که این مال پریروز است. هیچ کسی فکر نکرد مال دوران باستان است. یا اژدهاک تا به حال بیشترین اجراها را داشته است. کارنامه بنداربیدخش بیشترین اجراها را داشته است. موقعی که اجرا می شوند می بینید که خیلی آسان است. اولش را که می خوانید به هر حال مشکل است اما موقعی که این مشکل برطرف شود، از طریق درست خواندن و نه چیز دیگر، رازها و مفاهیم آشکار می شوند و فیلتر زمان برداشته می شود و جهان پشت واژه ها بیان می شود و مشکل حل می شود. استاد، به نظر شما زبان آرکائیک باعث چند لایه شدن و غنا بخشیدن به یک اثر نمایشی نمی شود؟ استفاده از عناصری همچون گزین گویه ها و کلمات قصار و امثال حکم و از طرفی صناعات ادبی از قبیل ایجاز و ابهام و استعاره و از طرفی به رهبردن از زبانی که به نوعی زبان فلسفه و علم هم بوده، آیا باعث غنی تر شدن درام نمی شود؟ - برای گفتن مجموعه ای از مفاهیم، زبان آرکائیک بهتر کار می کند تا زبان معاصر و برای گفتن بعضی مفاهیم که به زبان معاصر مربوط است زبان آرکائیک کار نمی کند؛ اما برای مفاهیمی که من به دنبالش بودم، زبان مدرن شلخته است و جواب درستی نمی دهد و زبان این آثار بایستی آرکائیک باشد. بهترین راه این است که زبان با زمان نمایش جاری باشد. یعنی هم زبان آن دوره و زبان این دوره در نمایش جاری شود.     در آثاری که شما به زبان آرکائیک و باستانی نوشته اید، مسئله ای مطرح است که فکر می کنم به کرّار از جناب عالی سوال کرده اند و آن در مورد زبان شخصیت های آثارتان است، انگار اکثر شخصیت ها به یک زبان واحدی صحبت می کنند. مثلا آرش به همان زبانی صحبت می کند که کشواد یا سردار. یا دقیقا بندار زبانش مشابه زبان شخصیت جم است. یا اژدهاک زبانش به همان نثر توصیفات صحنه است یا یزدگرد زبان یکسانی با آسیابان و سردار دارد؛ اما در آثار مدرن، شما مانور زبانی بیشتری دارید.   مثلا در سگ کشی هر کدام از شخصیت ها برای خودشان فرهنگ واژگانی متفاوت و خاص دارند و جغرافیای واژگانی هر شخصی متفاوت از دیگری است یا در این زمینه «باشو غریبه کوچک» در اوج و قله می ایستد. چرا در آثاری که به زبان آرکائیک نوشته اید این تنوع زبانی در اشخاص نمایش دیده نمی شود؟ - در واقع لغاتی که از آن موقع می شناسیم محدود است و باید گفت که اصلا لغات به دست آمده آن موقع برای این همه مفهوم شاید کافی نیستند. تعداد زیادی از این لغات مهجور هستند و تعدادی غیر قابل فهم هستند. البته می شود آن کاری که شما می گویید را انجام داد اما غیر قابل فهم می شود. کی می داند آن زمان زبان پادشاه چی بوده. هر کسی می داند و می تواند بیاید بنویسد و ما هم ببینیم.   در زمان حاضر زبان گسترش پیدا کرده است و در واقع هر قشری تا حدودی زبان خودش را دارد. هر چند واژگان مشترکی دارند. به هر حال ما همه زبان های معاصر را می فهمیم. من یک فیلمنامه ای چاپ کردم به اسم «ایستگاه سلجوق». توی آن انگلیسی حرف می زنند. در واقع بخش هایی که ترکی حرف می زنند من ترکی ننوشته ام اما معلوم است که دارند ترکی حرف می زنند. می خواهم بگویم که من متوجه این موضوع هستم. کی می خواهد بگوید زبانی که 500 تا لغت هم از آن نداریم را چه جوری می شود تقسیم کرد. مثلا یک لغت «خوردن» داریم. این را پادشاه می گوید. پس آنهای دیگر چه می گویند. موقعی که واژگان محدودتر است، همه به یک زبان حرف می زنند. اصولا توسعه زبان با توسعه جامعه اتفاق افتاده است و تفکیک های زبانی با تفکیک و بزرگ شدن شهرها، تفکیک مشاغل و مهاجرت ها و غیره و غیره اتفاق افتاده است. برای مردم جامعه کوچکی که در یک جای کوچکی زندگی می کنند و واژگان محدودی دارند چنین تغییری وجود ندارد. به نظر شما درام نویس نباید برای ایجاد تنوع زبان شخصیت هایش در زبان آرکائیک تلاش کند؟ - تلاش که باید باشد اما نه همه اش با کلمات، یک خرده هم با عوامل شنیداری دیداری باید این مسئله صورت بگیرد. در آثاری که شما به زبان آرکائیک نوشته اید، شخصیت ها را بیشتر از طریق اعمال و کردار و کنش های نمایشی است که می شناسیم. - بله و از طریق منطق آنها، چرا که منطق هر یک از آنها با دیگری فرق می کند. همانطور که گفتم مثلا در یک جامعه ای که پانصد نفر، دویست نفر یا بعضی دهات و روستاها مثلا دوازده نفر در یک جا زندگی می کنند چگونه می توان تشخیص داد که این یکی کدخداست و آن دیگری زیردست کدخدا است. چون با واژگان محدودی دارند زندگی می کنند. بنابراین تصور من این است که تصور عامه راجع به جوامع اولیه غلط است و این طور نیست که آنجا اینقدر تفکیک زبانی وجود داشته باشد. یکسری مفردات در آثار شما وجود دارند که متعلق به دوران باستان هستند؛ اما در کل آثار را مدرن می بینم. آیا اعتقاد دارید که آثار شما به نوعی به آثار مدرن ادبیات نمایشی تکیه می زنند؟ - قضاوت نمی کنم. فقط می خواهم بگویم در هر کدام از اینها می خواستم یک حرف امروزی بگویم. در واقع نگاه امروز در آنها هست و این بیان امروزی برای مردم امروز است. در نتیجه اگر مدرن است پس مدرن است. مسئله دیگری که برای من مطرح است و چند سال پیش در جلسه از جنابعالی سوال کردم مسئله پارادوکس است. به نظر می رسد یکی از دلمشغولی های شما همین مسئله است. این پارادوکس در داستان و شخصیت های نمایشی شما اتفاق می افتد؛ اما انگار این پارادوکس در عنصر زبان هم اتفاق می افتد. یعنی شما از طریق هنجارگریزی واژگانی، واژه ای را انتخاب و جایگزین واژه ای آشنا می کنید و به نوعی پارادوکس زبانی را به وجود می آورد. - مثل چی؟ یک نمونه اش را بگویید.       مثل واژه «ژکیدن» که واژه ای مهجور در مقابل واژه «غر و لند کردن» است و شما با این گزینش باعث می شوید در یک آن مدلول واحد، دو دال متفاوت داشته باشد. همین یک مدلول واحد در یک لحظه دو دال متفاوت دارد. البته این پروسه به شناخت بیشتر تماشاچی می انجامد. - ببینید. من می خواهم زبانی را زنده کنم. زبان باستانی و سره همیشه مرده به نظر می رسد. من برای یک تئاتری که زنده است زبانی زنده نیاز دارم. در نتیجه واژه ها را جوری می چینم که از این حالت عادی معمول در بیاید و در واقع زبان یک زندگی دوباره و مشخصی پیدا می کند. در عین حال آدم های ساده ای که توی داستان ها ما می بینیم را من ندارم. آدم های من آدم های پیچیده ای هستند و من ناچارم این پیچیدگی را با همان کلماتی که دارم منتقل کنم. جوری که همه را بچینم و پیچیدگی ذهنی و روحی شخصیتی آن طرف را نشان بدهم. بنابراین همین کار را می کنم، کاری می کنم که پیچیدگی های ذهنی، فکری و روحی آن آدم را نشان بدهم. مسئله دیگری که در زبان مطرح است «لانگاژ»، «لانگ» و «پارول» است. به نظر می رسد که شما تلاش می کنید پارول با لانگ همپوشانی شود. - شما مرا وادار می کنید که کارهایم را تحلیل کنم و من می خواهم از این کار در بروم. بنابراین بگذارید این کار شما باشد نه من. و به رسم عادت گفتگوها، آخر سر اگر حرفی باقی است... - من سعی می کنم این زبانی که برای نمایشنامه ها و فیلمنامه های مختلفی که می نویسم، زبان خودش را پیدا کند و از این زبان تکراری و عادت شده استفاده نکنم و یا اگر مجبورم از آنها استفاده کنم، آن را به صورتی در بیاورم که زنده بشود، صورت خلق شده به خودش بگیرد، نه نسخه ای از یک عادتی که ما همیشه داریم. آن را دوباره در واقع دوباره سازی کنم. ناچاریم، برای این که در غیر این صورت یک تئاتر مرده یا یک نمایشنامه مرده یا فیلمنامه مرده خواهیم داشت. ]]> هنری Tue, 25 Jul 2017 14:51:19 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/107076/ وزارت ارشاد را از دایره ملتهب معامله بیرون نگه داریم http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/107030/ به گزارش ستاره ها؛ این تهیه‌کننده سینما و صاحب‌نظر که آثاری چون «آینه‌های روبرو»، «گلنار»، «خاله قورباغه» را در کارنامه هنری‌اش دارد، در این متن که اختصاصا در اختیار ایسنا گذاشته آورده است: «یا حفیظ و یا امین ایام، ایام گمانه‌زنی‌های کابینه‌ای است. حتما لابی‌ها در دل دولت و مراکز قدرت، فعال شده‌اند و اسامی جدید و قدیم دارند ردوبدل می‌شوند. خبرهای موثق و ناموثقی هم که به ملت می‌رسد، گمانه‌زنی‌های مردمی را در نوع خودش فعال کرده است. در عالم سینما نیز زمزمه‌های تغییر وزیر ارشاد بالا گرفته و دارد به امواج حیرت و نگرانی در این دریای آرام-حرام، دامن می‌زند.  اصولا کوتاهی دوره‌های مدیریت در حوزه فرهنگ و هنر، همواره فرصت سوز بوده و انجام هر اقدام کارسازی را توسط وزیر و مدیرانش دشوار کرده و در نتیجه سامان یابی اوضاع فرهنگ و هنر را به تعویق انداخته است. "سرگشتگی" جامعه هنری کشور باتوجه به دیربازده بودن طرح‌ها در این حیطه، با هر یک از این تغییرات، بخصوص وقتی نوید بهبود اوضاع نیز از آن شنیده نمی‌شود، افزایش نگران کننده‌ای پیدا می‌کند که  قابل انکار و اغماض نیست. از منظر جامعه هنری و بخصوص سینمایی کشور، صالحی امیری با همه حسن و عیبش، مردانگی کرد و در شرایطی بحرانی سکان کشتی فرهنگ را به دست گرفت و انصافا آنرا با مهارت در دل امواج کوچک و بزرگ هدایت کرد تا به ساحل انتخابات دولت جدید برسد. سینماگران ایرانی نیز در این بزنگاه، بی‌اعتنا به هر حاشیه و شایعه و محاسبه‌ای و  فارغ از هر فشار یا تحریکی، با وزیر ارشادشان در دفاع از تداوم دولتی که بزرگترین امتیازش تعادل، تدبیر، شجاعت و ترکیب شایسته کابینه‌اش بود، همسو و همراه شدند.    صالحی امیری شاید هنوز مهلت کافی نداشته تا کاری کارستان در حوزه وزارتی خودش انجام دهد و نامش مانند ظریف و زنگنه و هاشمی برجسته‌تر از سایر وزرا نوشته و خوانده شود، اما همه دیدیم که چگونه مردانه در روزهای سخت و ناپایدار، به کمک دولتی آمد که خود نزدیک بود در نیمه راه، تحت فشارهای پیدا و پنهان، به کارش خاتمه داده شود و کارهایش در حوزه‌های مختلف عقیم بماند. برای قصه‌سازان، اینگونه رفتارها، شایان اعتناست و فراموش نمی شود. اکنون قصه تغییر او در نیمه راه، توسط همان دولت، برای راویان قصه‌های تاریخی این روزگار، قصه خوش فرجامی نیست و قهرمان ندارد. سینمای کشور هوشمندانه به خاطر سپرده و می‌سپرد که صالحی امیری در همین دوره کوتاه: برای دفاع از دولتی که منتخب ملت بود صادقانه تلاش کرد؛ برای استقبال مردم از سینما و تئاتر و موسیقی و هنرهای تجسمی ارزش قائل شد؛ برای خطای گفتاری‌اش در التهاب انتخابات، از جامعه سینمایی متواضعانه عذرخواهی کرد؛ برای مدیریت سینما، آگاهانه دست در دست مسئولان صنفی گذاشت؛ به حرکت‌های موسوم به دلواپسی پاسخ های محافظه کارانه و عافیت طلبانه نداد؛ ادبیاتش با الحان تهدید و توقیف و تحریم آلوده نشد؛ در مسیر دفاع از حقوق اجتماعی هنرمندان (مالیات و بیمه و...) با اقتدار و تعصب میدان آمد  و... حال اگر قرارست دولت محبوب دوازدهم، تحت جریان‌های فشار، بر سر ترکیب کابینه‌اش معامله کند، بهترست وزارت ارشادش را از دایره ملتهب این معامله بیرون نگه دارد و فراموش نکند که در چالش میدان هنر و فرهنگ، این نام‌ها و نسبت‌ها و سفارش‌ها نیستند که مصونیت و امنیت می‌آورند؛ چرا که اگر چنین بود وزیر قبلی ارشاد، با آن شناسنامه مبرهن، از انواع حمله‌ها جان سالم به در برده بود و هنوز وزیر مانده بود. معامله بر سر سرنوشت جامعه هنری و تولیدات هنری، جز با هنرشناسان و یا حداقل هنر دوستان، راه به جایی نمی‌برد؛بخصوص به جایی که استقرار در آن، برای یک دولت، دوام و تفاخر داشته باشد. یادمان باشد که سینماگران هوشمند ایرانی، بیش از آنکه اهل پیروی باشند، اهل پیشروی‌اند؛ و لذا هر وزیری را بخصوص اگر توهم مهار کردن داشته باشد، تاب نمی‌آورند. این جماعت اگر وزیری را بپسندند، صادقانه با او و مدیرانش همدلی و همراهی به خرج می‌دهند.. و اگر نپسندند، به راه‌های بسیاری که در این سالها برای فاصله گرفتن با وزارت ارشاد و وزیرش یافته‌اند قدم خواهند گذاشت؛ فاصله‌ای که دودش تا چشم هر دولتی بالا می‌رود.» ]]> هنری Tue, 25 Jul 2017 09:51:53 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/107030/ تازه عروس و داماد سينماى ايران، در يك قاب http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/107186/ ]]> هنری Wed, 26 Jul 2017 11:24:14 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/107186/ تبریک اینستاگرامی پیمان معادی به مناسبت روز دختر http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/107003/     ]]> هنری Tue, 25 Jul 2017 07:05:22 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/107003/ پشت پرده زندگی فرزندان آنجلینا جولی http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/106996/ به گزارش ستاره ها به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان؛ آنجلینا جولی هنرپیشه و کارگردان اهل ایالات متحده آمریکا است. او توانسته سه بار جایزه گلدن گلوب، دو بار جایزه اتحادیه بازیگران سینما و یک بار جایزه اسکار را برنده شود. او پس از ازدواج با برادپیت، از نام «آنجلینا جولی» استفاده کرد. پدر وی جان ویتاست و مادرش اصالتی هلندی و فرانسوی کانادایی دارد. برادر وی جیمز هیون نیز بازیگر است. او فعالیت به عنوان مدل را از 12 سالگی شروع کرد و در شهرهایی مثل لندن و لس‌آنجلس مدل مشهوری شد. او در جوانی در کلیپ‌های خوانندگانی چون رولینگ استونز، میت لوف، لنی کراویتز، انتولینو وندیتیو بازی کرد، اولین نقش سینمایی وی در فیلم «هکرها» بود که داستان پنج دانش‌آموز هکر را روایت می‌کند. آنجلینا جولی از سال 2001 از سوی کمیسریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به عنوان سفیر حسن نیت تعیین شده و با مسافرت به نقاط دورافتاده جهان به فعالیت در زمینه حفظ حقوق آوارگان و پناهندگان مشغول است. آنجلینا جولی پس از طلاق و بعد از جنجال‌هایی که به پا شد از جمله شکایت برای بازداشت همسر سابقش برد پیت، ظاهرا به این توافق رسیدند که بچه‌ها به صورت دائم تحت سرپرستی خودش باشند. این بازیگر در دوران زندگی با پیت صاحب 6 فرزند شد که سه نفر از آنها را به سرپرستی گرفت و سه نفر دیگر حاصل ازدواج این دو نفر بودند. آنجلینا علاوه بر سه فرزند مشترکش با برادپیت سه فرزند خوانده دارد. این بچه‌ها مدوکس پکس و زاهارا نام دارند. فرزندان مشترک او با براد نیز شیلو، و کناکس و ویوین هستند. در ادامه اطلاعات و تصاویری از شش فرزند این دو بازیگر را مشاهده می‌کنید. هیچ کدام از این شش فرزند به مدرسه نمی‌روند. هر کدام از این بچه‌ها یک پرستار مخصوص به خود دارند.   مدوکس      مدوکس چیوان در سال 2002 میلادی توسط آنجلینا به فرزندی پذیرفته شد. نام اصلی مدوکس که اصلیتی کامبوجی دارد، راث ویبول است. جولی که در آن زمان هنوز همسر بیلی باب تورنتون محسوب می‌شد در ابتدا نام این کودک کامبوجی را مدوکس چیوان تورنتون گذاشت. یک سال بعد جولی بنیادی در کامبوج تاسیس کرد- نام فعلی این بنیاد مدوکس جولی‌ پیت است- که کمک‌های بهداشتی و آموزشی به مردم ارائه می‌دهد. در سال 2003 مرکز کودکان وابسته به این بنیاد در پایتخت کامبوج افتتاح شد. در سپتامبر 2011 جولی مدوکس را در یک دوره درس آموزش خلبانی با خودش برد و پسرش را با خلبانی آشنا کرد. یکی از پرستاران سابق این خانواده می‌گوید مدوکس یعنی فرزند ارشد خانواده در این سن کم مشروبات الکلی می‌نوشد و پشت فرمان اتومبیل می‌نشیند. مدوکس که در سال 2013 نقشی کوچک در فیلم برد پیت (World War Z) ایفا کرد، به مادرش در ساخت فیلمی با محوریت کشورش کامبوج کمک کرد. جولی درباره این فیلم در سال 2015 به مجله وُگ گفته بود: مدوکس با این فیلم با گذشته خود، فرهنگی که به آن تعلق داشته، سختی‌های کشورش و مردم شرافتمندی که برای بهبود شرایط در کامبوج می‌جنگند، آشنا خواهد شد. زهرا     شاید زهرا فرزند این زوج سابق هالیوودی بیشتر از بقیه برای ما نام‌آشنا باشد. آنجلینا در سال 2005 درست یک روز پس از روز استقلال، زهرا دختری اهل اتیوپی را به فرزندی قبول کرد. برادپیت هم یک سال بعد این دختر سیاه‌پوست را به فرزندی پذیرفت. زهرا در فیلم «پاندای کونگ فو کار 3» به جای یکی از شخصیت‌های این انیمیشن محبوب حرف زده است، همچنین نقش کوتاهی در «Maleficent» بر عهده داشته است. جولی در سال 2011 با تأسیس بنیادی به نام دخترش در اتیوپی تلاش‌های خود را برای مبارزه با بیماری ایدز و سل آغاز کرد. گفته می‌شود زهرا و شیلو- دیگر دختر جولی- رابطه بسیار خوبی با یکدیگر دارند و اکثر مواقع با هم دیده می‌شوند. وی همچنین با الگو گرفتن از لوپیتا نیونگو-هنرپیشه آفریقایی فیلم 12 سال بردگی که برای این فیلم جایزه اسکار گرفت- قصد دارد وارد صنعت مدلینگ شود.   پکس     پسر دوم آنجلینا پکس تایِن جولی- پیت در سال 2007 از کشور ویتنام به فرزند خواندگی این هنرپیشه مشهور درآمد. معنی اسم پکس به لاتین و ویتنامی آسمان صلح‌آمیز است. وی که در سن 3 سالگی به جولی واگذار شد، یک سال بعد توسط برد پیت هم به فرزندی پذیرفته گشت. پکس که همچون برادر بزرگترش به مدل مو علاقه زیادی دارد، تولد هفت سالگیش را در بالنی تفریحی در پاریس جشن گرفت. در همان سال، جولی پکس را به ویتنام برد تا با کشور و فرهنگش بیشتر آشنا شود. جولی در ماه دسامبر به مجله ووگ گفت: من آشپز خیلی خوبی نیستم، پکس بهتر از من آشپزی می‌کند. لباس مورد علاقه او سوئیشرت کلاه‌دار است. پکس هم مانند دیگر برادران و خواهرانش نقشی کوچک در فیلم «Maleficent» آنجلینا داشته است و در فیلم پاندای کونگ فو کار 3 نیز به جای یکی از پرندگان حرف زده. وی همچنین در فیلم آخر مادرش درباره کامبوج به عنوان عکاس حضور دارد.   شیلو     شیلو نوول دختر آنجلینا و برادپیت 10 سال پیش در نامیبیا به دنیا آمد و او حالا یک پاسپورت نامیبیایی دارد. سال 2015 آنجلینا جولی به مجله‌ وینتی فر گفت: «شیلو دوست دارد لباس‌های پسرانه بپوشد. او دلش می‌خواهد شبیه به پسرها باشد. پس موهایش را کوتاه می‌کنیم. شیلو فکر می‌کند مثل برادرانش است. مثل یک پسر خوش تیپ است. او از کت و شلوار هم خیلی خوشش می‌آید». او لباس‌های پسرانه می‌پوشد و از اطرافیانش می‌خواهد او را با نام پسرانه «جان» صدا کنند. آنجلینا نه تنها به این ناهنجاری دخترش توجهی نکرد بلکه او را تشویق کرد هر طور که می خواهد رفتار کند! اکنون شیلوی 10 ساله با کت و شلوار و کراوات و دیگر لباس‌های مردانه و پسرانه در ملا عام ظاهر می‌شود.   ناکس لئون و ویوین مارسلین       ناکس لئون و ویوین مارسلین در 12 جولای 2008 به دنیا آمدند. برادر خواهری که به گفته مادرشان از نظر روحیات کاملا با هم متفاوت هستند. ویوین با روحیاتی کاملا دخترانه و ناکس یک پسر بچه تیپیکال. ویوین همچنین نقشی پررنگ در کنار مادرش در فیلم «Maleficent» برعهده داشت که هفته‌ای3 هزار دلار هم دستمزدش بود. او نیز یکی از صداپیشه‌های انیمیشن پاندای کونگ فو کار 3 بوده است. به گفته آنجلینا ویوین به یادگیری زبان عربی به شدت علاقه دارد حال آنکه برادرش به زبان اشاره تمایل نشان می‌دهد. دوقلوهای این زوج سابق که شباهت بسیار زیادی به مادر و پدر خود دارند و بسیار مورد توجه قرار گرفته است ویولون و ناکس آخرین فرزندان این دو فرد هستند. ]]> هنری Tue, 25 Jul 2017 06:35:20 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/106996/ دوچرخه‌سواری رابرت دنیرو در نیویورک/ پدرخوانده در شهر دیده شد http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/107014/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری مهر، رابرت دنیرو ۷۳ ساله بازیگر سرشناس در حالی که دوچرخه‌سواری می‌کرد و دخترش هلن را جلوی دوچرخه‌اش سوار کرده بود، در خیابان‌های نیویورک مشاهده شد. به نقل از آسوشیتدپرس، رابرت دنیرو که برای ایفای نقش‌های گانگستری مشهوری چون «پدر خوانده»، «دوستان خوب» و «مخمصه» شهرت دارد، دختر پنج ساله‌اش را سوار دوچرخه کرد و به گشت زدن در نیویورک پرداخت. البته این نخستین باری نیست که این پدر و دختر با هم برای دوچرخه سواری بیرون می‌روند. آنها سال پیش نیز با هم در سنترال پارک در حال دوچرخه سواری دیده شده بودند. هلن کوچک‌ترین فرزند دنیروست که ۶ فرزند دارد. این فرزند حاصل ازدواج او با دومین همسرش یعنی گریس هایتاور است که همسر فعلی اوست. این زوج سال ۱۹۹۷ ازدواج کردند و الیوت پسرشان ۱۹ سال دارد. دنیرو سال پیش اعلام کرد پسرش از بیماری اوتیسم رنج می‌برد. دنیرو همچنین دارای چهار نوه از بزرگ‌ترین فرزندانش یعنی درنا ۴۵ ساله و رافائل ۴۱ ساله است. ]]> هنری Tue, 25 Jul 2017 08:24:38 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/107014/ تاریخ ورود جیمز باند بعدی اعلام شد http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/107008/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری مهر ، جیمزباند با فیلم جدیدی در نوامبر  ۲۰۱۹ راهی پرده‌های نقره‌ای می‌شود. تهیه کننده این فیلم دیروز با اعلام این خبر افزود هنوز روشن نیست چه کسی نقش مشهورترین جاسوس بریتانیایی را بازی خواهد کرد. به نقل از رویترز، «ائو پروداکشنز» و «ام‌جی‌ام استودیوز» دیروز با صدور اعلامیه ‌مشترکی اعلام کردند بیست وپنجمین فیلم «جیمز باند» ۸ نوامبر ۲۰۱۹ در سینماهای آمریکا روی پرده می‌رود و اندکی بعد از آن بریتانیایی‌ها به تماشای آن می‌نشینند. هنوز عنوان، اسامی بازیگران یا اطلاعات بیشتری در این باره اعلام نشده است. در حالی که بازیگر نقش جیمز باند در چهار فیلم اخیر دنیل کریگ بود، روشن نیست چه کسی در فیلم بعدی در نقش جیمزباند ظاهر خواهد شد. «اسکای فال» محصول۲۰۱۲ و «اسپکتر» محصول ۲۰۱۵ از جمله این فیلم‌ها بودند و فیلم آخر به تنهایی ۸۸۰ میلیون دلار در بازار جهانی فروش کرد . مدت‌هاست ایفای نقش جیمز باند بعدی به موضوع حدس و گمان‌ها بدل شده و این در حالی است که دنیل کریگ ۴۹ ساله سال پیش گفت مطلقا دوست ندارد بار دیگر در نقش جیمزباند حاضر شود. در همین حال بازیگران دیگری چون ادریس البا، تام هیدلستون و تام هاردی به عنوان کاندیداهای بالقوه مطرح هستند تا در صورت سماجت کریگ بر نظرش، جای او را در نقش مامور مخفی ۰۰۷ سازمانMI۶ بگیرند. مجموعه «جیمز باند» پرسابقه‌ترین مجموعه ساخته شده در تاریخ سینماست و بازیگرانی چون شان کانری، راجر مور و پیرس برزانان در نقش او بازی کرده‌اند. فیلمنامه فیلم جدید را نیل پورویس و رابرت وید که نویسنده چهار فیلم اخیر بوده‌اند، می‌نویسند. ]]> هنری Tue, 25 Jul 2017 07:47:48 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/107008/ چهار ایرانی در میان بهترین فیلمسازان قرن http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/107103/ به گزارش ستاره ها به نقل از وب سایت هنر و تجربه: سایت معتبر جمع‌آوری آرای منتقدان سرشناس یعنی «متاکریتیک» که محبوب همگان است دست به انتخاب ۲۵ کارگردان برتر قرن زده است. نتایج از امتیاز میانگین نقدهای فیلم‌سازانی حاصل شده است که از اول ژانویه ۲۰۰۰ دست‌کم چهار فیلم داشته‌اند. از این رو با فهرستی طرف هستیم که بر اساس آمار و ارقام شکل گرفته است و نه انتخاب‌های سوبژکتیو. از میان فیلم‌سازان مؤلفی که در این فهرست جای گرفته‌اند، فقط دو نفر امتیاز میانگین ۷۸ و ۴دهم از ۱۰۰ دارند که پایین‌ترین به حساب می‌آید. بنابراین هر فیلم‌سازی که یک فیلم با امتیازهای متوسط داشته به این فهرست راه نیافته است؛ به عبارت دیگر، کوئنتین تارانتینو، ترنس مالیک، سوفیا کوپولا و وس اندرسن جایی در این فهرست پیدا نکرده‌اند.    صدرنشین برترین‌ها آلفونسو کوارون است که امتیاز میانگین ۸۷ و ۵دهم را برای فیلم‌های ستایش‌شده‌اش به دست آورده است: «جاذبه» (۹۶ از ۱۰۰)، «و همین طور مادرت» (۸۸)، «فرزندان بشر» (۸۴) و «هری پاتر و زندانی آزکابان» (۸۲). در پایان و پیش از مرور فهرست، این طور به نظر می‌رسد که این‌جا کم‌کاری مزیت به شمار می‌رود. ۱- آلفونسو کوارون ۲- الکساندر پین ۳- برادران داردن ۴- هایائو میازاکی ۵- جعفر پناهی ۶- برادران راس (مشترک) ۶- پل تامس اندرسن (مشترک) ۸- اصغر فرهادی ۹- مایک لی ۱۰- فردریک وایزمن ۱۱- میا هانسن‌لووه ۱۲- اِیوا دوورنی ۱۳- کلی رایشارت (مشترک) ۱۳- بونگ جون‌هو (مشترک) ۱۵- میگل گومز ۱۶- هو شیائوشین (مشترک) ۱۶- نوری بیلگه جیلان (مشترک) ۱۸- برد برد ۱۹- ریچارد لینکلیتر ۲۰- عباس کیارستمی ۲۱- ژاک اودیار ۲۲- گای مدین ۲۳- هیروکازو کوریدا ۲۴- ادگار رایت ۲۵- جف نیکولز   ۲۶ -بهمن قبادی ]]> هنری Wed, 26 Jul 2017 05:11:15 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/107103/ فیلم جدید وودی آلن خاتمه‌بخش جشنواره نیویورک http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/107129/ به گزارش ستاره ها به نقل از هنرآنلاین: کیت وینسلت، جونو تمپل، جاستین تیمبرلیک و جیمز بلوشی در فیلم بازی می‌کنند که داستانش در دهه 1950 روی می‌دهد.  "واندر ویل" (Wonder Wheel) تازه‌ترین ساخته وودی آلن فیلم اختتامیه پنجاه و پنجمین جشنواره فیلم نیویورک است.    چهل و هشتمین فیلم بلند داستانی آلن یک فیلم درام است که داستانش در دهه 1950 در یک پارک تفریحی در کانی آیلند در بروکین، نیویورک روی می‌دهد. جیمز بلوشی، جونو تمپل، جاستین تیمبرلیک و کیت وینسلت در این فیلم بازی می‌کنند. به گزارش هالیوود ریپورتر، جشنواره نیویورک اغلب سکوی پرش فیلم‌ها برای رقابت در جوایز سینمایی پایان سال است. سال گذشته فیلم‌های "مهتاب" و "منچستر بای د سی" در این رویداد به نمایش درآمدند که با مستند "سیزدهمین" به کارگردانی آوا دوورنی شروع شد و با "شهر گمشده زد" با بازی چارلی هانام به پایان رسید. گفته شده است وینسلت که برای اولین بار با آلن همکاری کرده است، در "واندر ویل" یک نقش‌آفرینی محبوب جوایز ارائه داده است. "کافه سوسایتی" فیلم قبلی آلن اولین بار در جشنواره کن 2016 نمایش داده شد، اما اکنون او فیلم جدید خود را نخستین بار در نیویورک شهر زادگاه خود روی پرده می‌برد. "واندر ویل" در نیویورک فیلمبرداری شده است. شرکت آمازون استودیوز فیلم را اول دسامبر (10 آذر) توزیع می‌کند تا فرصت حضور در جوایز اسکار را داشته باشد. "آخرین پرچم برافراشته" (Last Flag Flying) به کارگردانی ریچارد لینکلیتر فیلم افتتاحیه پنجاه و پنجمین جشنواره فیلم نیویورک است که 28 سپتامبر تا 15 اکتبر (6 تا 23 مهر) برگزار می‌شود. جامعه فیلم مرکز لینکلن این جشنواره را برگزار می‌کند. ]]> هنری Wed, 26 Jul 2017 07:42:57 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/107129/