پایگاه خبری ستاره ها - پربيننده ترين عناوين اجتماعی :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/public/society Wed, 19 Jul 2017 19:46:28 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Wed, 19 Jul 2017 19:46:28 GMT اجتماعی 60 اتاق خواب آتنا اصلانی و آخرین روزی که آتنا در آن بود/ عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/106495/ به گزارش ستاره ها به نقل از رکنا؛ پریناز بدخشان، مادر آتنا می‌گوید: ما به تازگی به این خانه آمده بودیم و هنوز وسیله‌هایمان را به طور کامل نچیده بودیم. آتنا خیلی ذوق و شوق داشت که سریع‌تر اتاقش را بچیند و عکس‌هایش را به دوستانش نشان بدهد. وقتی اسباب‌مان را به این خانه آوردیم، آتنا با ذوق و شوق عروسک‌هایش را روی دیوار می‌چید چون دوست داشت که عکس اتاق و تخت‌خوابش را به دوستانش نشان بدهد. چون می‌گفت دوستانم باور ندارند که من اتاق و تخت داشته باشم. او پس از کشف جسد آتنا هنوز به خانه برنگشته و می‌گوید: تا آتنا به خانه برنگردد، هیچوقت وارد آن خانه نمی‌شود. او می‌گوید: آتنای من هنوز زنده است و من برای پیدا کردنش تمام سعی خودم را می‌کنم. از ماموران شنیده‌ام که وقتی قاتل جانی دستش را جلوی دهان آتنا گذاشته بود، آتنا برای اینکه بتواند فرار کند چندین‌بار دست او را گاز گرفته بود،‌ اما آن نامرد با خفه کردن دخترم اجازه نداده بود که او از کسی کمک بخواهد. صورت دختر نازم سیاه و کبود شده بود و تمام موهایش ریخته بود. این را می‌گوید و گریه امانش را می‌برد و با شیون و گریه می‌گوید: آتنای من موهایش را خیلی دوست داشت. همیشه به مغازه خاله‌اش که آرایشگر بود می‌رفت و از او می‌خواست که برایش موهایش را سشوار بکشد، اما آن قاتل با ریختن سرکه بر روی جسد دخترم، باعث شد که تمام موهایش بریزد. ]]> عمومی Tue, 18 Jul 2017 15:03:09 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/106495/ پارس‌ آباد در روزهای بعد از قتل آتنا http://www.setarehnews.ir/fa/doc/gallery/106390/3/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری آنا: پارس‌آباد، دیگر آن پارس‌آباد سابق نیست؛ یک شهر داغدار آتنا اصلانی شده‌، دخترک دوست داشتنی خانواده اصلانی حالا به عضوی از اعضای خانواده همه پارس‌آباد‌ی‌ها تبدیل شده است. از آن سو، خانواده اسماعیل رنگرز، قاتل آتنا، مورد خشم یک شهر قرار گرفته‌اند، خانواده‌ای که پسرشان در انظار، بی‌آزار و مردم‌دار محسوب می‌شد، اما حالا یک شهر منتظر صدور رایی عادلانه برای جنایتی با ابعاد ملی است.                                                       ]]> عمومی Tue, 18 Jul 2017 04:10:26 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/gallery/106390/3/ اسید پاشی مغازه دار ایلامی را روانه بیمارستان کرد http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/106442/ به گزارش ستاره ها به نقل از فردانیوز؛ دقایقی قبل مغازه دار ایلامی توسط سرنشینان یک دستگاه پراید مورد اسید پاشی قرار گرفت. وی بلافاصله توسط نیروهای امدادی به بیمارستان منتقل شد.   هم اکنون نیروی انتظامی در محل حادثه واقع در میدان انقلاب ایلام برای بررسی موضوع حضور پیدا کرده است.حال مصدوم وخیم گزارش شده است.   ]]> عمومی Tue, 18 Jul 2017 08:50:37 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/106442/ خانواده «مریم میرزاخانی» اطلاعیه صادر کرد http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/106397/ به گزارش ستاره ها به نقل از عصر ایران: خانواده ریاضیدان نخبه ایرانی درباره برگزاری مراسم تدفین این دانشمند فقید اطلاعیه صادر کرد.   خانواده مریم میرزاخانی در اطلاعیه ای اعلام کرد:   خاکسپاری او در آمریکا به طور خیلی خصوصی برگزار می‌شود و از عموم مردم خواست به این تصمیم خانواده وی احترام بگذارند. ‌ در این اطلاعیه که با امضای همسر، پدر، مادر و خواهر مریم میرزاخانی رسیده آمده است که مراسم یادبودی برای شرکت عموم ساعت ۴ تا ۶ بعد از ظهر یک‌شنبه در بنیاد توحید در سن‌خوزه ( آمریکا) برگزار می‌کنند.   میرزاخانی پس از بستری شدن در بیمارستان به دلیل بیماری سرطان،در سن 40 سالگی دار فانی را وداع گفت.   مریم میرزاخانی، ریاضیدان نابغه ایرانی و استاد دانشگاه استانفورد متولد 13 اردیبهشت 1356در شهر تهران است. وی در سال‌های 1373و 1374در زمان تحصیل در دبیرستان با کسب مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری به المپیاد جهانی ریاضیات در هنگ کنگ و کانادا اعزام شد که در المپیاد 1995 کانادا علاوه بر کسب مدال طلا، حائز بالاترین امتیاز در بین دانش آموزان جهان شد.   وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه در دبیرستان فرزانگان تهران، تحصیلات کارشناسی خود را در رشته ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف به پایان برد. میرزاخانی پس از پایان دوره کارشناسی برای ادامه تحصیل به دانشگاه هاروارد آمریکا رفت. وی در سال 1999میلادی زمانی که در دانشگاه 'پرینستون' به تحقیق و تدریس اشتغال داشت موفق شد راه‌حلی برای یک مشکل ریاضی پیدا کند. ریاضیدانان مدت‌های طولانی بود که به دنبال یافتن راه عملی برای محاسبه حجم رمزهای جایگزین فرم‌های هندسی هذلولی بودند و در این میان مریم میرزاخانی جوان در دانشگاه 'پرینستون' نشان داد که با استفاده از ریاضیات شاید بتوان بهترین راه را به سوی دست یافتن به راه‌حلی روشن در اختیار داشت. وی در سال 2014 به خاطر کار بر «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه‌ ای آنها» برنده مدال فیلدز شد که بالاترین جایزه در ریاضیات است. وی نخستین زن و نخستین ایرانی برنده مدال فیلدز است.  ]]> عمومی Tue, 18 Jul 2017 04:42:09 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/106397/ ادعایی درباره قتل تکان‌دهنده یک کودک در تهران http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/106464/ به گزارش ستاره ها، «داتیکان» با این مقدمه نوشت: این ماجرا هفته گذشته رخ داد. راننده‌ای که درگیر این حادثه شده است، ادعا می‌کند: «چهارشنبه حوالی ظهر در حال رانندگی بودم، خیابان خلوت بود. در حال نزدیک شدن به چهارراه بودم که دیدم چراغ در حال قرمز شدن است، از این‌رو شتاب ماشین را بیشتر کردم تا از چراغ عبور کنم. بعد متوجه شدم شخصی در وسط چهارراه و در حدود صدمتری من کودکی را جلوی ماشین پرتاب کرد. با توجه به اینکه فاصله اندک بود من نتوانستم ماشین را کنترل کنم و با او برخورد کردم. از آنجا که کودک زخمی شده بود، با اورژانس تماس گرفتم و کودک مضروب به بیمارستان منتقل شد. پس از مراجعه به مراجع قضایی به مأموران اعلام کردم که پدر، کودکش را جلوی ماشین انداخت و من این صحنه را به وضوح دیدم ولی چون شاهدی نداشتم، من را بازداشت کردند اما به قید وثیقه صد میلیون تومانی همان روز آزاد شدم. روز پنجشنبه برای انجام کارهای اداری به مرجع قضایی مراجعه کردم، بازپرس به من گفت که اتومبیل شما که بیمه دارد، خودتان هم که گواهینامه دارید پس مشکلی وجود ندارد. ولی چون این اتفاق برایم بسیار ناخوشایند بود و برای اینکه بتوانم مانع سوءاستفاده پدر کودک شوم، به بازپرس گفتم که شرایط بیمه و گواهینامه من مشکلی ندارد ولی من خودم دیدم که پدر، فرزندش را جلوی ماشین پرتاب کرد. بازپرس به من گفت شما چنین ادعایی دارید؟ من گفتم بله این ادعا را دارم. بازپرس در پاسخ حرف من گفت باید خودتان اثباتش کنید.» وی ادامه می‌دهد: «برای اثبات حرفم به محل تصادف رفتم. متوجه شدم دوربین بانک و طلافروشی در همان محل، به شکلی قرار داده شده که به احتمال زیاد صحنه تصادف را ضبط کرده است. روز شنبه برای گرفتن حکم بررسی دوربین بانک به دادگاه رفتم و پس از گرفتن حکم به بانک مراجعه کردم. با مشاهده فیلم مشخص شد که ادعای من درست بوده است. نکته دردناک ماجرا این بود که متأسفانه روز جمعه، به خاطر خون‌ریزی داخلی، کودک مصدوم فوت کرد. مرگ کودک، مرا بیشتر مصمم کرد تا مانع از سوءاستفاده پدر کودک شوم. از این‌رو دوشنبه با پلیس به محل منزل مجرم رفتیم که در حال تدفین کودکشان بودند. در حین بازداشت شخص از سوی پلیس و پس از پرس‌وجو از اطرافیان متوجه شدم که این شخص یک کودک دیگر هم دارد که دست و پایش شکسته است و این احتمال وجود دارد که حادثه مشابهی نیز به همین شکل برای کودک دیگر رخ داده باشد.»   ]]> عمومی Tue, 18 Jul 2017 11:08:33 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/106464/ پسر ۷ ساله خوزستانی ازدواج کرد! /عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/106542/ به گزارش ستاره ها به نقل از رکنا: همه نگاه‌ها به نقطه‌ای خیره شده بود که داماد آن شب قرار بود پرنده خوشبختی‌اش را از آنجا به آسمان پر بدهد. مرد و زن با گل‌هایی که در دست داشتند در انتظار داماد خوش خنده‌ای بودند که درد را ناامید کرده بود. خبری از کارت دعوت نبود و همه برای شاد کردن داماد و آرزوی سلامتی برای او به این میهمانی باشکوه آمده بودند.   چند دقیقه بعد صالح داماد 7 ساله سوار بر ویلچر به جمع میهمان‌ها آمد. همه از خوشحالی کل می‌کشیدند و به پهنای صورت اشک می‌ریختند. اشکی که هم از سر شادی بود و هم از سر غم و اندوه. این کودک روستایی مدت‌ها است با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کند؛ بیماری که همه وجود نحیف او را فرا گرفته است. صالح تنها یک آرزو داشت. آرزویی که دست پیدا کردن به آن تقریباً برای او غیرممکن بود اما فرشته‌هایی دست در دست هم آرزوی زیبای او را برآورده کردند. صالح آن شب را هرگز فراموش نمی‌کند. شبی که در لباس دامادی وارد تالار شد و میهمان‌ها شبی به یادماندنی را برای او رقم زدند.         صالح آن شب با همه وجود خندید و برای چندساعت درد و شیمی درمانی را فراموش کرد. این پسر خونگرم خوزستانی بعد از جشن به جای خانه بخت راهی بیمارستان شد تا در بخش مراقبت‌های ویژه، مبارزه با غول سرطان را ادامه بدهد.   ماجرای جشن دامادی صالح پسربچه 7 ساله ایذه‌ای یکی از اتفاق‌های شیرین روزهای داغ اهواز بود. روزهایی که آفتاب با بی‌رحمی هرچه تمام بر تن خسته این شهر می‌تابید اما فرشته‌هایی تحت عنوان همیاران بی‌نام با وجود گرمای وحشتناک به فکر برآورده کردن آرزوی صالح بودند. هدی رشیدی مدیر یک مؤسسه خیریه که سال‌هاست همراه با گروهی از جوانان خوش قلب برای برآورده کردن آرزوی کودکان مبتلا به سرطان تلاش می‌کند درباره جشن باشکوه دامادی صالح  گفت: صالح ساکن یکی از روستاهای اطراف ایذه است. او با پدربزرگش زندگی می‌کند و از عشایر بختیاری هستند. این پسربچه 7 ساله از مدتی قبل به نوعی از سرطان مبتلا شده است و این بیماری درد و رنج بسیاری را برای او به همراه دارد. او در بیمارستان بقایی اهواز بستری و مشغول شیمی درمانی است. وضعیت او روز به روز بدتر می‌شد و مدتی نیز در بخش مراقبت‌های ویژه بستری بود. از آنجایی که پدربزرگ صالح به‌دلیل کهولت سن نمی‌توانست او را در بیمارستان همراهی کند تعدادی از بانوان و دیگر همیاران به کمک صالح شتافتند و او را در دردها و رنج‌هایش همراهی کردند. در روزهای بستری در هر شیفت حداقل 2 نفر صالح را همراهی کردند. بخشی از داروهای صالح توسط دونفر از همیاران تهیه شد و اعضای مهربان این گروه گاه از 12 شب تا 7 صبح کنار صالح می‌ماندند. وی ادامه داد: مدتی قبل صالح به یکی از همیاران گفته بود آرزو دارد که لباس دامادی به تن کند. برآورده کردن این آرزو بلافاصله در رأس همه برنامه‌ها قرار گرفت و سالن برگزاری تشریفات، ماشین داماد کوچک و تزئینات آن، آتلیه عکس و فیلم، گروه موسیقی، کت و شلوار ویژه داماد کوچک و چند دست لباس دیگر به همراه اسباب بازی برای برپایی جشن آماده شد. پس از این هماهنگی‌ها و آماده شدن خنچه‌های عقد و هدایا مراسم در تالار باشکوه هتل آغاز شد. صالح با درد زیاد لباس دامادی را به تن کرد و همراه با 7 ساقدوش خود پس از رفتن به آتلیه و آرایشگاه درحالی که روی ویلچر نشسته بود به تالار آمد. همه میهمان‌ها برای شاد کردن صالح سنگ تمام گذاشتند و درحالی که از دیدن مظلومیت داماد اشک از چشمان همه سرازیر شده بود برای سلامتی‌اش دست به دعا برداشته بودند. گروه موسیقی با نواختن موسیقی محلی بختیاری و انجام رقص محلی رنگ شادی به جشن دادند و در آخر با آهنگی از مرتضی پاشایی هدایایی که دوستداران صالح برای او آورده بودند باز شد. صالح درحالی که از دیدن خنچه‌های عقد و کادوها به وجد آمده بود و درحالی که لبخند از صورت نحیف و رنگ پریده‌اش محو نمی‌شد با همان لباس دامادی به بیمارستان بازگشت تا با دعای همه میهمان‌ها و مردم درمان را ادامه دهد. ]]> عمومی Wed, 19 Jul 2017 07:09:56 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/106542/ تصاویر واقعی مراسم خاکسپاری و تشییع مریم میرزاخانی http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/106550/     ]]> عمومی Wed, 19 Jul 2017 07:51:01 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/106550/ سرقت‌های سریالی با لباس پلیس برای تفریح!/عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/106449/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری مهر:  ساعت ۳۰ دقیقه بامداد ۱۴ تیرماه راننده یک دستگاه خودرو پورشه با مراجعه به کلانتری ۱۰۱ تجریش به مأمورین اعلام کرد که سرنشینان یک دستگاه موتورسیکلت طرح هوندا ۱۲۵ که یک نفر از آنها لباس پلیس به تن داشته ، قصد سرقت خودرو او را داشته اند که البته موفق به این کار نشده ولی مدارک شناسایی ماشین وی را سرقت کرده اند .        پرونده در اداره پنجم پلیس با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع "سرقت تحت پوشش مأمور" و به دستور بازپرس شعبه هفتم دادسرای ناحیه ۲ تهران ، پرونده جهت رسیدگی در اختیار اداره پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت . اظهارات شاکی شاکی پرونده با حضور در اداره پنجم پلیس آگاهی در اظهاراتش به کارآگاهان گفت : " در حال تردد با خودرو شخصی در منطقه الهیه – خیابان تختی بودم که سرنشیان یک دستگاه موتورسیکلت که یک نفر از آنها لباس پلیس به تن داشت ، جلوی مرا گرفته و از من درخواست مدارک خودرو کردند . آنها از من خواستند تا از ماشین پیاده شوم اما قبول نکردم ؛ ناگهان یک نفر از آنها اقدام به کندن پلاک عقب خودرو نمود تا [ به این شیوه ] مرا مجبور به پیاده شدن نماید ؛ من که به نحوه برخورد آنها اعتراض کرده بودم ، تصمیم گرفتم تا با شماره تماس ۱۱۰ تماس بگیرم ؛ به محض اینکه عنوان داشتم که الآن به پلیس زنگ می زنم ، آنها سوار موتور شده و به سرعت از محل متواری شدند ؛ دیگر اطمینان پیدا کردم که آنها پلیس نبوده و قصد داشتند تا به این شیوه ماشین را سرقت نمایند که موفق به این کار نشده اما مدارک خودرو را با خودشان بردند " . وقوع سرقت مشابه در فاصله کمتر از یک روز از زمان ارجاع اولین پرونده به اداره پنجم پلیس آگاهی ، پرونده مشابه دیگری در اختیار اداره پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت مبنی بر اینکه سرنشینان یک دستگاه موتورسیکلت طرح هوندا ۱۲۵ در پوشش پلیس اقدام به سرقت یک دستگاه موتورسیکلت ۲۵۰ سی سی کرده اند . شاکی پرونده پس از حضور در اداره پنجم پلیس آگاهی در اظهاراتش به کارآگاهان گفت : " در محدوده میدان تجریش در حال تردد بودم که دو نفر سوار بر یک دستگاه موتورسیکلت طرح هوندا ۱۲۵ که یک نفر از آنها ملبس به لباس نظامی بود ، جلوی مرا گرفته و عنوان داشتند که موتورسیکلت توقیف است و به این بهانه از من درخواست مدار ک کردند ؛ پس از ارائه مدارک موتور از سوی بنده ، آنها مرا از موتور پیاده کردند و عنوان داشتند که پیاده به کلانتری مراجعه نمایم و خودشان سوار بر دو دستگاه موتورسیکلت شده و از محل دور شدند ؛ پس از مراجعه به کلانتری متوجه شدم که پلیس اصلا به این شیوه وشگرد اقدام به توقیف وسایط نقلیه بویژه موتورسیکلت نمی کند و آن دو نفر درحقیقت سارق بودند. اجرای طرح مهار و دستگیری متهمین با توجه به وقوع سرقت های مشابه در مناطق "تجریش" ، "نیاوران" ، "الهیه" و "خیابان گاندی" ، هماهنگی های لازم با سرکلانتری های این مناطق ( سرکلانتری اول و دوم ) انجام و مقرر شد تا با بهره گیری از اطلاعات بدست آمده از سرقت های مشابه ، طرح مهار در محدوده وقوع سرقت ها انجام شود . ۲۰ تیرماه مأمورین کلانتری ۱۱۸ ستارخان در زمان گشت زنی ، به سرنشنیان یک دستگاه موتورسیگلت طرح هوندا ۱۲۵ که دقیقا یک نفر از آنها لباس پلیس به داشت مشکوک شده و بلافاصله اقدام به متوقف کردن  موتورسیکلت می کنند. با انتقال سرنشینان موتورسیکلت توقیفی به کلانتری ، هماهنگی های لازم با اداره پنجم پلیس آگاهی انجام و کارآگاهان پلیس آگاهی پس از حضور در کلانتری و با بهره گیری از تصاویر بدست آمده از چهره نگاری های انجام شده توسط شکات و مالباختگان اقدام به شناسایی این دو نفر کردند . به قصد لذت سرقت می کردیم با انتقال سرنشنیان موتور سیکلت طرح هوندا ۱۲۵ به اداره پنجم آگاهی و مواجه حضوری آنها با تعدادی از شکات و مالباختگان ، بلافاصله هر دو نفر آنها شناسایی شدند ؛ متهمین به نام های "هاشم . ب" (۲۶ ساله) و "سعید . م" (۲۴ ساله) که چاره ای جز اعتراف و بیان حقیقت نداشتند ، به ناچار لب به اعتراف گشوده و صراحتا به سرقت های تحت پوشش مأمور از مالباختگان اعتراف کردند ؛ متهمین در خصوص انگیزه سرقت های خود به کارآگاهان گفت : به هیچ عنوان با انگیزه کسب پول اقدام به سرقت نمی کردیم  بلکه صرفا به خاطر آنکه در آن شرایط از لحاظ روانی نسبت به افراد احساس برتری پیدا می کردیم و به نوعی آنها از ما می ترسیدند ، از این حالت لذت می بردیم و پس از سرقت نیز وسایط نقلیه را در همان محدوده سرقت رها می کردیم " . شناسایی تعداد دیگری از شکات در ادامه رسیدگی به پرونده و با کشف مدارک شناسایی متعلق به سه دستگاه خودرو سواری اسپورتیج ، مزدا ۳ و ۲۰۶ ، کارآگاهان موفق به شناسایی سه شاکی دیگری شدند که دقیقا به همین شیوه و شگرد مورد سرقت خودرو قرار گرفته بودند ؛ صاحب خودرو مزدا ۳ پس از حضور در اداره پنجم  پلیس آگاهی و شناسایی متهمین ، در اظهاراتش به کارآگاهان گفت : " اول تیرماه در منطقه سعادت آباد به همراه یکی از دوستانم سوار ماشین بودیم که این دو نفر با یک دستگاه موتورسیکلت [ طرح هوندا ۱۲۵ ] اقدام به متوقف نمودن خودرو ما نموده ، ما را از ماشین پیاده کرده و خواستند تا پیاده به کیوسک پلیس در میدان شهید طهرانی مقدم ( میدان کاج ) مراجعه نماییم ؛ زمانیکه به کیوسک پلیس مراجعه کردیم ، به ما اعلام شد که پلیس اقدام به توقیف خودرو ما نکرده و در واقع خودرو سرقت شده است ؛ بلافاصله موضوع توسط مأمورین کیوسک پلیس به واحدهای گشتی در آن محدوده اعلام شد ؛ پس از حدود یک ساعت بود که به ما اطلاع داده شد خودرو مزدا ۳ بنده به صورت رها شده در منطقه سعادت آباد کشف شده است " . سرهنگ کارآگاه داوود فـرد ، معاون مبارزه با سرقت های خاص پلیس آگاهی تهران بزرگ ، با اعلام این خبر به خبرنگار مهر  گفت : با توجه به اعتراف صریح متهمین به سرقت های مشابه و به  برای شناسایی سایر شکات و مالباختگان ، قرار قانونی از سوی بازپرس محترم پرونده صادر و متهمین جهت انجام تحقیقات تکمیلی و شناسایی دیگر جرایم ارتکابی در اختیار اداره پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار داده شدند " . ]]> عمومی Tue, 18 Jul 2017 09:36:03 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/106449/ پاخرچنگی‌ها، مردانی با ظاهری متفاوت! / تصاویر http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/106549/  به گزارش ستاره ها به نقل از  باشگاه خبرنگاران جوان؛ اگر به جنوب آفریقا و غرب کشور زیمبابوه، سری بزنید، با یکی از عجایب  جهان آشنا خواهید شد، قبیله وادوما ( دما ) تنها شکارچیان سنتی  ساکن این کشور است که به دلیل ظاهر متفاوت مردانش،  به سوژه‌ای جهانی تبدیل شده است. از بین هر 4 مرد این قبیله، یکی از آنها به یک اختلال ژنتیکی نادر به نام اکتروداکتیلی یا سندروم خرچنگی پنجه پا، مبتلا است، اختلالی که با جهش در کروموزوم 7 تاثیر منفی خودش را روی دست و پا نشان داده و منجر به نافرم شدن آنها می‌شود.   محلی‌ها نام پا شترمرغی یا پا خرچنگی را بر روی این مردان گذاشته‌اند. پا شترمرغی‌ها به جای 5 انگشت، تنها دو انگشت ابتدایی و انتهایی را دارند( سه انگشت وسط حذف شده )، اندازه  2 انگشت باقی مانده  پهن‌تر از انگشتان یک فرد طبیعی شده، بعلاوه اینکه در موازات یکدیگر قرار ندارند. شنوایی این افراد، نیز به میزان قابل توجهی کاهش پیدا کرده است. به گفته محققان، زنان قبیله ناقل این ژن ناقص هستند و مردان بدلیل تعصب در ازدواج با زنان هم‌قبیله‌ای خود، به این بیماری نادر مبتلا می‌شوند. دولت تا کنون تلاش های بسیاری برای درمان، آموزش و برگرداندن این قبیله به جامعه کرده که تا کنون نتیجه نداده و آنها همچنان محدوده کوچک زندگی بدوی خود را حفظ کرده‌اند.       ]]> عمومی Wed, 19 Jul 2017 07:47:18 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/106549/ شهر زنان؛ ورود آقایان خشن ممنوع! http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/106438/ به گزارش ستاره ها به نقل از هفته نامه چلچراغ ؛ شهری زیبا در دل منطقه کوهستانی کوچابامبای بولیوی که در میان تپه‌های مه‌آلود و طبیعتی بکر آرام گرفته. در ظاهر شبیه به باقی شهرهای کوچک منطقه است. سخت می‌توان این اجتماع حاشیه‌نشین را از سایر شهرهای کارگرنشین منطقه تشخیص داد؛ سکونتگاهی با خانه‌های آجری کوچک و تک‌اتاقه و ساختمان‌هایی که طبقه کارگر بولیوی را در خود جای داده است.   اما این شهر دورافتاده برخلاف ظاهر عادی‌اش با سایر شهرها یک تفاوت آشکار دارد؛ این شهر فقط توسط زنان اداره می‌شود؛ زنانی دل‌مرده و خسته از جامعه‌ای بی‌رحم و زن‌ستیز که می‌خواهند زمام امور زندگی‌شان را خودشان به دست بگیرند و یک بار برای همیشه از زیر سایه سنگین سرنوشت محتومشان فرار کنند.   همیشه پای یک زن در میان است از سال 1999 چند فعال اجتماعی بولیویایی تصمیم گرفتند زیر سایه توانمندی‌های مدیریتی زنان، منطقه امنی را به نام ماریا آکسیلیادورا برای زندگی خانواده‌ها ایجاد کنند که در آن برخلاف سایر شهرهای بولیوی، خبری از خشونت‌های خانگی نیست. خانواده‌هایی که دوست دارند در این شهر کوچک زندگی کنند، باید قوانین خاص آن را بپذیرند. این شهر دو قانون مهم دارد؛ اول این‌که خرید و فروش مشروبات الکلی در آن ممنوع است و دوم این‌که خشونت‌های خانگی و جنسیتی در این شهر جایی ندارد. یکی از موسسان ماریا آکسیلیادورا درباره زندگی در این شهر به گاردین گفته: «تا قبل از این‌که در این شهر ساکن شویم، همسرم مثل اغلب مردهای بولیویایی عادت داشت وقت و بی‌وقت من را کتک بزند. از وقتی در ماریا آکسیلیادورا ساکن شده‌ایم و قوانین آن را پذیرفته‌ایم، او نوشیدن الکل را کنار گذاشته و دیگر روی من دست بلند نکرده است.» این اجتماع کوچک کعبه آمال زنانی است که در جامعه‌ای خشونت‌طلب و مردسالار زندگی می‌کنند. بولیوی کشوری است که کشتار زنان در آن بیداد می‌کند و اعمال خشونت علیه آن‌ها به موضوعی عادی و روزمره تبدیل شده است. این معضل آن‌قدر در بولیوی جدی است که دولت گروهی را تحت عنوان «نیروهای ویژه علیه خشونت» مامور پی‌گیری و پیش‌گیری از سوءرفتار با زنان کرده است. طبق آمارهای رسمی، سال گذشته 94 زن در نتیجه خشونت‌های خانگی در بولیوی کشته شدند و در سال 2015 هم 93 زن به قتل رسیدند که این رقم با توجه به جمعیت 10 میلیون نفری بولیوی آمار نگران‌کننده‌ای است. تنها در دو روز ابتدایی سال 2017 هم دو مورد قتل زنان گزارش شده است.   ایوو مورالز، رئیس‌ جمهور بولیوی در سال 2013 قانونی را تصویب کرد تا با در نظر گرفتن مجازات‌های سنگین برای مردان خاطی، از خشونت‌های خانگی علیه زنان جلوگیری کند. طبق این قانون، مجازات 30 سال حبس برای کشتار زنان در نظر گرفته شد، اما با استناد به گزارش روزنامه ملی بولیوی، تا به حال فقط یک‌پنجم قتل‌های انجام‌شده با مجازات حبس 30 ساله همراه شده است. پرسه در شهر زنان مردم ماریا آکسیلیادورا حالا حدود دو دهه است که جامعه کوچکشان را به شیوه خودشان اداره می‌کنند. این اجتماع کوچک توسط پنج زن بنیان‌گذاری شده است و همه نقش‌های مدیریتی آن برعهده زنان است. ایده تاسیس ماریا آکسیلیادورا زمانی به ذهن بنیان‌گذارانش رسید که در کمیته‌ای درباره موضوع خشونت خانگی و سلامت فضای خانواده کار می‌کردند. این کمیته قرار بود به خانواده‌های فقیری کمک کند که به‌ناچار باید زیر فشار سوءاستفاده‌های مکرر صاحب‌خانه‌هایشان زندگی می‌کردند. زمینی که ماریا آکسیلیادورا در آن تاسیس شده، مالکیت جمعی دارد و قابل فروش نیست؛ درنتیجه قیمت اجاره‌ها ثابت می‌ماند و خانواده‌های کم‌درآمد هم از پس پرداخت آن برمی‌آیند. هر کس در این شهر زندگی کند، می‌تواند به داشتن سرپناه دائمی دل‌گرم شود. در حال حاضر 420 خانواده در این ماریا آکسیلیادورا زندگی می‌کنند. زوج‌های ساکن این شهر در صورت بروز مشکلات زناشویی می‌توانند از خدمات مشاوره‌ای رایگان کمیته پشتیبان خانواده‌ها برخوردار شوند. ورک‌شاپ‌هایی در این شهر برگزار می‌شود که به زنان در زمینه اشکال مختلف خشونت‌های خانگی ازجمله سوءاستفاده‌های مالی و خشونت‌های کلامی و روانی آموزش می‌دهد. زنان ساکن این شهر علاوه بر تلاش برای مبارزه با خشونت، در زمینه فعالیت‌های زیست‌محیطی و مقابله با تغییرات آب‌وهوایی هم برنامه‌های ویژه‌ای تدارک دیده‌اند. منش آن‌ها احترام به طبیعت و استفاده از محصولات ارگانیک است. ایرن کاردوزو از موسسان ماریا آکسیلیادورا می‌گوید: «من به این نتیجه رسیدم که بهتر است خوراکی‌های مورد نیازمان را با دست‌های خودمان بکاریم و به عمل بیاوریم. ما در این‌جا سبزیجات تازه و پاک بدون موارد شیمیایی مصرف می‌کنیم. این روش زندگی به طبیعت و ذات بشر نزدیک‌تر است.»     پنج موسس ماریا آکسیلیادورا اهتمام زیادی به حفظ آب و منابع طبیعی دارند. آن‌ها معتقدند آسیب‌پذیری زنان نسبت به تغییرات آب‌وهوایی از مردان بیشتر است و از این جهت، وظیفه سنگین‌تری برای مقابله با این آسیب، بر دوش آن‌هاست. زنان ساکن این شهر دائما درباره خودکفایی در تولید غذاهای مصرفی‌شان بحث می‌کنند و مواردی مثل نگه‌داری طبیعی موارد غذایی بدون استفاده از افزودنی‌ها از دغدغه‌های اصلی آن‌هاست. به این ترتیب با یک تیر دو نشان می‌زنند؛ هم در هزینه‌های خانواده صرفه‌جویی کرده‌اند و هم قدمی در راستای زندگی صلح‌آمیز و محافظت از طبیعت برداشته‌اند. ورود آقایان خشن ممنوع! این‌طور که موسسان ماریا آکسیلیادورا می‌گویند، از زمان تاسیس این جامعه کوچک تاکنون چهار مرد از شهر اخراج شده‌اند، چون به اعمال خشونت در خانواده‌هایشان ادامه داده‌اند. یکی از مردان ماریا آکسیلیادورا که 15 سال است در این شهر سکونت دارد، درباره احساسش از زندگی در این شهر زنانه به گاردین گفته: «در ابتدا مردان از این‌که همیشه باید توسط زنان راهبری شوند، احساس انزجار داشتند، اما کم‌کم این شرایط را پذیرفتند. برخی از مردان گمان می‌کنند که از زنان توانمندترند، اما تجربه زندگی امروزی نشان داده که زنان در صحبت کردن و سخنوری و در متقاعدسازی افراد، قوی‌تر عمل می‌کنند. مردها برخورد مستقیم‌تری با مسائل دارند و از پیچیدگی‌های زنانه برخوردار نیستند.» او که شاهد خروج هر چهار مرد اخراج‌شده از ماریا آکسیلیادورا بوده، اشاره می‌کند که در هر چهار مورد تقریبا همه ساکنان شهر برای دفاع از زنان مورد آزار قرارگرفته هم‌صدا شدند و در یک حرکت جمعی، خاطیان را از شهر آرام و دنیای صلح‌آمیزشان بیرون کردند. دفاع از زنانگی مشاغلی که در ماریا آکسیلیادورا به زنان پیشنهاد می‌شود، از ساعات کاری استاندارد و درآمد کافی برخوردار است. زنان عضو این جامعه کوچک یاد می‌گیرند که گریه کردن تنها راه مقابله با خشونت همسرانشان نیست. آن‌ها می‌آموزند که ساکت نمانند و از زنانگی‌شان دفاع کنند. اعتمادبه‌نفس پیدا می‌کنند تا از شر ضعف‌های شخصیتی‌شان رها شوند و زندگی را جور دیگری ببینند. آن‌ها برای اولین بار در زندگی یاد می‌گیرند که خشونت فقط به تعرض فیزیکی محدود نمی‌شود. رئیس اداره مبارزه با خشونت‌های خانگی کوچابامبا می‌گوید: «برای مددکاران اجتماعی امکان‌پذیر نیست که خانه‌ها را یکی‌یکی بازدید کرده و درگیری‌های و تعارض‌های خانگی را حل‌وفصل کنند، اما این امکان وجود دارد که این تعارض‌ها به اعضای جامعه آموزش داده شود تا خودشان برای تغییر وضعیتشان اقدام کنند و در صورت لزوم از کمک‌های دولتی برخوردار شوند.» پروژه شهر زنانه بولیوی آن‌قدر برای فمینیست‌ها و فعالان حقوق زنان جالب بوده که پای عکاسان و پژوهش‌گران فراوانی را طی این سال‌ها به ماریا آکسیلیادورا باز کرده است. کری اوربوک، یک عکاس آمریکایی که ماه‌ها در این شهر وقت گذرانده، تجربه خود را از معاشرت با زنان ماریا آکسیلیادورا این‌طور توصیف کرده است: «این زنان تجربه‌های عجیبی را از سر گذرانده‌اند و با مروز تجربیات گذشته‌شان به درک و آگاهی وصف‌ناپذیری رسیده‌اند. آن‌ها قابلیتی دارند که اصطلاحا به آن قابلیت ارتجاع گفته می‌شود. این قابلیت استثنایی به افراد توانایی آن را می‌دهد که با هر سطحی از مشقت و مشکلات مبارزه کنند و خود را از وضعیت دشوار بیرون بکشند. قابلیت ارتجاع چیزی نیست که به صورت فردی به دست بیاید، بلکه در دل اجتماع باید به آن رسید. زنان ماریا آکسیلیادورا تصمیم‌های جمعی می‌گیرند و در یک قلمروی مشترک با هم برای حفاظت از خودشان در برابر خشونت تلاش می‌کنند.»     وقتی سیاست لطیف می‌شود در چند سال اخیر، سیاست در بسیاری از کشورها سمت و سوی زنانه‌ای پیدا کرده و اغلب قدرت‌های بزرگ دنیا به استفاده از سیاستمداران زن روی آورده‌اند و از نتایج این تغییر رویکرد کم و بیش رضایت دارند. این مسئله حالا کم‌کم به کشورهای کوچک‌تر و توسعه‌نیافته‌تر هم سرایت کرده و تشکیل همین جامعه زنانه بولیویایی خود دلیل محکمی بر این ادعاست. هرچند ماریا آکسیلیادورا آمار رسمی‌ای برای اثبات کاهش خشونت‌های خانگی در اختیار ندارد، اما رضایت ساکنان شهر از زندگی آرامشان در این شهر زنانه کاملا مشهود و هویداست. این ارتقای کیفیت زندگی حالا در سطوح بین‌المللی هم خودنمایی کرده است.   ماریا آکسیلیادورا یکی از فینالیست‌های جایزه بهترین محل‌ سکونت دنیا یا World Habitat Awards در سال 2008 بود و دلیل این نامزدی، موفقیت زنان مدیر شهر در اداره مسالمت‌آمیز زندگی شهروندان، موفقیت در کاهش خشونت‌های خانگی و ترویج رهبری زنانه در یک فرهنگ زن‌ستیز فوق‌سنتی عنوان شد. با تمام این اوصاف، رهبری زنان در کشورهای توسعه‌نیافته هم‌چنان با چالش‌های فراوانی روبه‌روست. هرچند این جامعه کوچک گام‌های بزرگی را در زمینه حذف خشونت‌ و زندگی صلح‌آمیز در دل طبیعت برداشته است، اما در پنج سال گذشته، مشکلات معیشتی، روند پی‌گیری پروژه‌های این گروه را کند کرده است.   کمیته پشتیبانی از خانواده‌ها در این شهر دیگر به اندازه گذشته فعال نیست و آن‌قدر که زنان این شهر به انجام پروژه‌های کوچک و خودنمایانه محیط زیستی‌شان اهتمام دارند، به ممانعت از خشونت و زن‌ستیزی توجه نشان نمی‌دهند. بااین‌حال کار برای ماریا آکسیلیادورا هم‌چنان ادامه دارد؛ شهر زنانه بولیوی آمده است که بماند. می‌ماند تا خشم فروخفته زنانی را به رخ بکشد که تا آخرین نفس برای آرمان‌هایشان مبارزه می‌کنند. ]]> عمومی Tue, 18 Jul 2017 08:25:23 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/106438/