پایگاه خبری ستاره ها - پربيننده ترين عناوين اجتماعی :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/public/society Tue, 23 Jan 2018 19:16:48 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Tue, 23 Jan 2018 19:16:48 GMT اجتماعی 60 امشب تهران برف می‌بارد http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122075/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری میزان: فریبا گودرزی اظهار داشت: موج جدید بارشی که تا اواسط هفته آینده فعالیت می‌کند روز جمعه وارد کشور شده و نیمه شمالی را در بر می‌گیرد. تا روز پنج شنبه روند افزایش دما در کشور آغاز شده ودر اراک دمای هوا ۹ درجه افزایش یافته است. همچنین دمای اردبیل و گیلان به صورت غیر طبیعی افزایش یافته، اما فردا کاهش می‌یابد. وی در مورد هوای تهران، گفت: روز گذشته آلوده‌ترین روز هوای پایتخت بود، اما از امروز میزان آلاینده‌ها کاسته می‌شود. امشب برای تهران بارش رگبار برف پیش بینی می‌شود. کارشناس سازمان هواشناسی افزود: در آخر هفته بارش‌ها از روز جمعه آغاز می‌شود و استان‌های کرمانشاه، ایلام، کردستان، آذربایجان شرقی و غربی بارانی می‌شوند. گودرزی در مورد وضعیت هوای خوزستان، گفت: کانون‌های تولید گرد و خاک در عراق و شمال عربستان همچنان فعال است و باید منتظر تداوم وضعیت تا دو روز آینده باشیم. علاوه بر خوزستان، بوشهر و ایلام هم با گرد و غبار روبرو می‌شوند. ]]> عمومی Tue, 23 Jan 2018 05:14:55 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122075/ واکنش جالب ماموران پلیس به شوخی یک شهروند/عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122091/  به گزارش ستاره ها به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، یک نجار کانادایی به نام سیمون لاپرس پس از بارش برف باظرافت تمام شروع به ساختن یک خودروی برفی در محل (پارک ممنوع) کرد. پلیس راهنمایی  و رانندگی نیز وقتی این خودرو را در محل نامناسب و ممنوع دید، گمان برد که این یک ماشین واقعی است که روی آن برف نشسته و به سمت آن رفت تا اقدام به نوشتن جریمه برای راننده اش کند. در این لحظه مرد نجار به سمت پلیس ها رفت تا ماجرا را برایشان توضیح دهد اما ماموران که در تلاش برای مشاهده پلاک خودرو بودند در خلال کاوش خود ناگهان متوجه اصل ماجرا شدند. در نهایت آنها به جای برگ جریمه یک یاد داشت برای این شهروند به یادگاری گذاشتند که روی آن نوشته شده بود: شب مارا ساختی(خنده). ]]> عمومی Tue, 23 Jan 2018 06:34:48 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122091/ استتار جالب تک تیرانداز در جنگ جهانی اول /عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122072/ ]]> عمومی Tue, 23 Jan 2018 04:59:19 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122072/ نجات معجزه آسای ۲ روباه گرفتار توسط کبوتر/عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122030/ به گزارش ستاره ها به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان؛ محمودی مدیر محیط زیست شهر صنعتی کاوه ساوه، گفت: ۲ نفر از کارکنان شرکت بوتان ساوه در هنگام عبور از اتوبان کبوتری را مشاهده می کنند و برای کمک به این کبوتر خودرو را متوقف و به دنبال کبوتر مجبور شدند مسیر حدود یک کیلومتری را به سمت شرق اتوبان ضلع جنوبی شرکت پروفیل صفای ساوه پیاده طی کنند. محمودی افزود: با وجود اینکه این کبوتر زخمی بود و نیاز به کمک داشت اما توجه این دو دوستدار محیط زیست را به صدای زوزه جلب می کنند. وی اضافه کرد: هنگامی که این ۲ دوستدار محیط زیست به دنبال صدا رفتند متوجه شدند که ۲ شغال و ۲ روباه در چاله‌ای به مدت طولانی گیر افتاده که ۲ شغال مرده اند. مدیرمحیط زیست شهر صنعتی کاوه ساوه ادامه داد: این ۲ نفر با مشاهده این صحنه با آتش نشانی شهر صنعتی کاوه تماس گرفته و تیمی از پرسنل واحد عملیاتی آتش نشانی به محل اعزام و یک قلاده روباه که سالم بود آزاد و رها سازی شد و روباه دیگر که نیمه جان بود به مطب دامپزشک دوستدار محیط زیست منتقل شد و در حال حاضر در حال مداواست .   ]]> عمومی Mon, 22 Jan 2018 11:59:15 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122030/ حمل شگفت‌انگیر بار با «پی کی» /عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122059/     ]]> عمومی Mon, 22 Jan 2018 14:30:45 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122059/ رهبر انقلاب در حرم حضرت زینب (س) /عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122096/ به گزارش ستاره ها به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان؛ شش سال پس از گذشت انقلاب اسلامی  ، رهبر معظم انقلاب که در آن زمان  مقام ریاست جمهوری را برعهده داشتند به دعوت «حافظ اسد» رئیس‌جمهور سوریه، راهی «دمشق» شدند. رهبر معظم انقلاب در  این سفر که  مصادف بود با  پانزدهم شهریور ۱۳۶۳، به زیارت حرم و بارگاه حضرت زینب کبری سلام‌الله علیها در زینبیه‌ دمشق نیز مشرف شدند. به مناسبت سالروز ولادت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها تصاویری از تشرف حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به حرم مطهر این بانوی بزرگوار منتشر شده است که در ادامه مشاهده می کنید. ]]> عمومی Tue, 23 Jan 2018 06:54:23 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122096/ مردی با کلکسیون خلافکاری در دادگاه http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122084/ روزنامه ایران نوشت: پرونده طلاق توافقی او و شوهرش که 3 سالی از خودش کوچکتر بود در شعبه 261 دادگاه خانواده تحت رسیدگی قرارداشت.وقتی قاضی «محمود سعادت» پرونده آنها را گشود ونگاهی به اوراقش انداخت روبه زن گفت: «همسرت هنوز نیامده؟»     عذرا با بی‌تفاوتی گفت: «لابد رفته مواد دود کند بعد به دادگاه بیاید؟»     قاضی دوباره گفت: «چرا سعی نکردی کمکش کنی ترک کند؟ با داشتن دو فرزند بهتر نبود جدا نمی‌شدید؟»     زن که انگار منتظر جرقه‌ای بود تا سفره دلش را بازکند گفت: «آقای قاضی، کاش فقط معتاد بود... اما انگار سرنوشت من بیچاره را با مردان معتاد گره زده‌اند. 14 سالم بود که به اجبار پدرم با مردی ازدواج کردم که 13 سال از خودم بزرگتر بود و دست بزن هم داشت. در شهر ما طلاق را بد می‌دانند اما وقتی فهمیدم شوهرم معتاد به تریاک شده به خانه پدرم برگشتم و بالاخره با سختی زیاد طلاق گرفــــــتم. 8 سال در خانه پدرم ماندم. با خیاطی و قالیبافی اموراتم را گذراندم. تا اینکه سر و کله «محمود» پیدا شد.»      قاضی گفت: «شما که یکبار با مرد معتاد زندگی کرده بودید، چرا این بار بیشتر دقت نکردید؟»     عذرا روی صندلی نشست و ادامه داد: «آن موقع معتاد نبود. یک روز من و مادرم را تعقیب کرده بود. بعد شماره‌اش را توی قوطی کبریت گذاشته و پرت کرده بود داخل حیاط خانه. از همان روز هم زندگی‌ام را به آتش کشید. گفت در تهران خانه و کار حسابی دارد و عاشقم شده. اما وقتی زنش شدم فهمیدم جز هشت خواهر و برادر و پدری فقیر هیچ چیزی ندارد. مادرش هم طلاق گرفته و رفته بود. از آنجا که پدرم یک هکتار زمین کشاورزی و 100 متر زمین مسکونی به من داده بود. فهمیدم که او برای مال و اموالم عاشقم شده!   اما کاری نمی‌توانستم انجام دهم. اگر جدا می‌شدیم دیگر در خانه پدرم هم جایی نداشتم. چند ماه بعد آمدیم حوالی کرج و شروع کردیم به کار و زندگی. من در خانه خیاطی می‌کردم و محمود هم کارگری می‌کرد. اما چند ماه بعد بیرونش انداختند. فهمیدم که آنجا دزدی کرده. البته دوباره سر کار رفت اما چند ماه بعد با یک نفر دعوا کرد و چاقو خورده به خانه آمد. چند ماه توی خانه افتاده بود. بعد به جانم افتاد که زمین‌هایت را بفروش که سرمایه یک کاسبی کنیم. اما برادرم راضی نشد. در خانه پدرم بودیم که کیف برادرم گم شد. هر چه قدر گشتیم پیدایش نکردیم. بعدها لاشه کیف را در خانه خودمان دیدم و فهمیدم محمود باز هم دزدی کرده است.»     قاضی از زن پرسید: «چند سال با هم زندگی کردید؟»     عذرا جواب داد: «حدود 15 سال. اما زندگی‌ام مثل جهنم بود. هر روز می‌گفتم الان پلیس‌ها می‌ریزند داخل خانه. یک روز هم آسایش نداشتم. بعد از آنکه برادرم سند زمین‌ها را نداد به یک باغ در کرج کوچ کردیم و شدیم سرایدار. اما یک سال بعد گفت باید از اینجا برویم در باغ دیگری سرایدار شویم. اما قبل از رفتن همه اموال صاحب باغ را دزدیده بود. یک هفته بعد فهمیدند و آمدند محمود را بردند. 18 ماه در زندان بود. دو تا بچه کوچک داشتم و سفارش خیاطی هم کم بود، ناچار شدم پرستار یک پیرمرد از کار افتاده شوم. وقتی از زندان آمد یک چک بی‌محل کشید و برای رضایت شاکی‌ها ناچار شدم همه چیز زندگی مان را بفروشم تا شوهرم به زندان نیفتد.   بعد هم پیرمرد مریض صاحب یک باغ را به ما معرفی کرد که برویم برای سرایداری. دو، سه سالی آنجا کار کردیم تا اینکه یک زن به در خانه آمد و گفت؛ از شوهرت طلاق بگیر تا من با او ازدواج کنم! معلوم شد یک زن صیغه‌ای گرفته و به او گفته خودش صاحب باغ است. اما زن غریبه وقتی موضوع دروغ محمود را فهمید رفت پی کارش. اما از همان روز شوهرم با من روی دنده لج افتاد. رفته بود با چند نفر دیگر یک باند سرقت از ویلاهای اطراف کرج راه انداخته بود. گاهی تا چند ماه به خانه نمی‌آمد و می‌گفت ممکن است لو برود.   بالاخره یک روز گیر افتاد. وقتی به کلانتری رفتم فهمیدم با اسلحه به باغ‌های مردم رفته‌اند و در یک سرقت هم به دختر معلول سرایدار تجاوز کرده‌اند. آنقدر رفتم و آمدم و گریه کردم تا رضایت گرفتم و دو سال بعد از زندان بیرون آمد. اما در زندان معتاد شده بود و حشیش می‌کشید. نه کار می‌کرد و نه پولی می‌آورد. مدتی بعد رفت دنبال قاچاق شیشه. می‌گفت درآمد خوبی دارد. کم کم خودش هم شیشه‌ای شد...»     قاضی حرف‌های زن را قطع کرد و پرسید: «پیش مشاور هم رفتید؟»     زن جواب داد: «صاحب یکی از خانه‌هایی که برایش کار می‌کردم، دکتر روانشناس بود. او گفت که بهتر است جدا شوید. اما من با خودم می‌گفتم هر خلافی که داشته باشد در خانه آزار و اذیتی ندارد. مردم هم نمی‌گویند فلانی دوباره طلاق گرفته و... اما یک روز آمد و پیشنهاد کرد مردهای پولدار را به خانه بکشانم و همان موقع خودش بیاید و داد و بیداد راه بیندازد. آنوقت مردها به خاطر ترس از آبرویشان مجبور می‌شوند پول خوبی بدهند تا رهایشان کنیم. اما من که از کارهای شرم آور شوهرم خسته شده بودم بالاخره راضی‌اش کردم طلاق بگیریم. مهریه و همه حق و حقوقم را بخشیدم که دست از سرم بردارد...»     به اینجای ماجرا که رسید، عذرا به گریه افتاد. قاضی لیوان آبی به او تعارف کرد و گفت: «با توجه به اینکه دادخواست شما توافقی بوده، با آمدن همسرت به دادگاه تا چند روز دیگر حکم طلاق صادر می‌شود. بهتر است حضانت بچه‌ها را هم خودتان به عهده بگیرید تا آنها خیلی آسیب نبینند.»     دقایقی بعد، عذرا آب را نوشید، کیفش را برداشت و از دادگاه خارج شد. او فقط 40 سال داشت اما به زودی مُهر دومین طلاق هم در شناسنامه‌اش می‌خورد. بیرون از اتاق دادگاه روی صندلی نشست تا شوهرش بیاید و پای ورقه‌های طلاق را امضا کند. ]]> عمومی Tue, 23 Jan 2018 05:57:19 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122084/ پول زایمان ندارم؛ یک نفر، سرپرستی این بچه را قبول کند! http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122015/ به گزارش ستاره ها، پایگاه خبری فردا نوشت: بیکار که شوی، پول که نداشته باشی نمی‌دانی چطور باید از پس هزینه‌های خودت و زن و بچه ات بر بیایی. وضع مالیت که خوب نباشد نمی‌دانی چطور به کودکت که دلش یک اسباب بازی را می‌خواهد «نه» بگویی. نمی‌دانی چطور باید برای ذهن کوچک او توضیح بدهی که گرانی است، پول نداریم و نباید دلت اسباب بازی بخواهد! در گوشه گوشه شهر‌های کشورمان مناطقی هستند که با فقر دست و پنجه نرم می‌کنند. در خیلی از این مناطق کودکان آرزوی خوردن یک بستنی را دارند، خیلی هایشان غذا‌های مقوی نمی‌خورند و از همان کودکی فهمیده اند که خیلی از آرزوهایشان در حد یک رویا باقی می‌ماند و تبدیل به حقیقت نمی‌شود. در یکی از شهر‌های ایران خانمی ۴ ماهه باردار است، اما به دلیل فقر و بی پولی، قصد سقط کردن جنین را داشته که همسرش با این موضوع مخالفت کرده، زیرا که می‌گوید این کار باعث می‌شود تا مرتکب گناه شوند. بخاطر همین آن‌ها نمی‌دانند با بی پولی خود چطور از پس هزینه‌های این بچه برآیند. خبرنگار «فردا» به گفتگو با این خانم نشسته است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید: شغل همسرتان چیست؟ همسرم کارگر است، اما در حال حاضر بیکار است. نه حقوقی دارد و نه بیمه ای. وضعیت کار او طوری است که ۱۰ روز کارگری می‌کند، ولی بعد از آن یک ماه بیکار می‌شود. او خیلی زحمت می‌کشد، ولی خب کار نیست. وقتی هم که کار نیست نمی‌تواند کار دیگری انجام دهد. یارانه دارید؟ بله. ما یارانه داریم. ولی مگر چقدر است؟ ما مستاجر هستیم و ماهیانه ۴۵۰ هزار تومان اجاره می‌دهیم. حتی رقم یارانه به اندازه کرایه خانه مان هم نمی‌شود. همه چیز هم که گران شده، خرج هم خیلی زیاد است. یک پسر دارم که به مدرسه می‌رود و پسر کوچک ترم را، چون که پول نداشتیم نتوانستم او را در پیش دبستانی ثبت نام کنم. خیلی دلش می‌خواهد به مدرسه برود، ولی خب نمی‌توانیم پول مدرسه اش را تهیه کنیم؛ و واقعا پولی نداریم. چرا بچه دار شدید؟ اوایل وضعیت زندگیمان اینقدر بد نبود. اجاره خانه مان کمتر بود. همسرم بیکار نبود. اینقدر گرانی نداشتیم. برای همین بچه دار شدم. هم خودم و هم شوهرم بچه دوست داشتیم. ولی الان ۴ ماه باردار هستم، ولی قصد نداشتیم فرزند دیگری بیاوریم. الان نمی‌دانم با او چه کار کنم؟ خودت نمی‌توانی سرکار بروی؟ قبلا خودم هم سرکار می‌رفتم. درست است که حقوق کمی به من می‌دادند. فقط ۳۰۰ هزار تومن دستمزد من بود. ولی الان شرایط طوری است که کار پیدا نمی‌شود اگر هم باشد حقوق خوبی نمی‌دهند و کل پول ماهیانه را باید برای هزینه رفت و آمد خرج کنم. همسرتان تلاش کرده تا به غیر از کارگری، شغل دیگری پیدا کند؟ بله او سال هاست دنبال کار است. حتی حاضر است کارگری کند. یا کار‌های سخت انجام دهد. اما کار نیست. کارگری هم که می‌کند وقتی که باران می‌آید بیکار می‌شود و به خانه برمی گردد. بخاطر اینکه حقوق ثابت ندارد هم نمی‌دانیم چطور زندگی مان را بچرخانیم. شما قصد دارید بچه تان را واگذار کنید یا در ازای آن پول بگیرید؟ اگر کسی بچه ندارد و می‌تواند به خوبی از بچه من نگه داری کند، او را به آن خانواده واگذار می‌کنم. اگر هم خانواده ثروتمندی هستند و می‌توانند پولی پرداخت کنند، پول می‌گیرم تا بتوانم از پس خرج این دو بچه‌ای که دارم بر بیایم. تا الان چطور زندگی خود را چرخاندید؟ خدا کمکمان کرد که تا الان زنده ماندیم. زندگی فقیرانه چگونه است؟ ما داریم می‌سوزیم و می‌سازیم. یک روز داریم و روز دیگر نداریم. زندگی نمی‌کنیم، فقط نفس می کشیم. بچه هایتان را چطور توجیه کردید که پول ندارید؟ اوایل بچه هایم برای خواسته هایشان خیلی گریه می‌کردند. راستش را بخواهید خودم هم بغض می‌کردم از اینکه هیچی نمی‌توانم برایشان بخرم. وقتی بچه‌تر بودند برایشان توضیح می‌دادم که پول نداریم، ولی باز بهانه می‌گرفتن. اما حالا دیگر به این نداری عادت کرده اند. گاهی تلویزیون که می‌بینند. غذا‌هایی که در فیلم‌ها نشان می‌دهند. اسباب بازی‌ها یا آدم‌هایی که مرفه هستند و اینقدر مثل ما بی پول نیستند. حسرت می‌خورند. نمی‌دانم چه جوابی به آن‌ها بدهم، پیش شان شرمنده ام. پرداخت ۳۵۰ هزار تومان برای نگهداری هر بچه در خانواده توسط بهزیستی متاسفانه گاهی فقر باعث می‌شود تا یک مادر از جگر گوشه خود بگذرد و بخاطر اینکه گریه‌ها و بیماری او را نبیند تصمیم می‌گیرد که از او دل بکند. در ادامه خبرنگار «فردا» با آقای دکتر محمد نفریه، مدیرکل امور کودکان و نوجوانان گفتگو کرده است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید: چه تعداد کودک از ابتدای سال تا به حال توسط بهزیستی پذیرش شده است؟ از ابتدای سال تا به حالا ۲ هزار و ۶۵۷ کودک در کل کشور توسط بهزیستی، پذیرش شده است. از این تعداد آن‌هایی که به دلیل فوت سرپرست پذیرش شده اند ۱۸۶ نفر، زندانی بودن سرپرست ۲۶۳ نفر، مفقودالاثر شدن سرپرست ۱۸۹ نفر، مجهول الهویه بودن کودک ۴۹۵ نفر، عدم صلاحیت سرپرستان ۶۱۲ نفر، بیماری واگیردار یا لاعلاج پدرو مادر ۱۸۶ نفر و ۸۴۴ نفر هم در اثر اعتیاد سرپرست و یا سرپرستان پذیرفته شده است. غیر از این مواردی که گفتید، به دلیل دیگری کودکی به بهزیستی سپرده نشده است؟ مثل در اثر فقر کودکی به بهزیستی آورده نشده است؟ این‌ها دلایلی است که ما بر اساس آن آمار می‌گیریم. مثلا شما می‌گویی در اثر فقر، شامل مجهول الهویه ها، اعتیاد سرپرست و دیگر موارد می‌شود که البته ریشه در بسیاری از موارد دارد. امسال نسبت به سال گذشته پذیرش کودکان در بهزیستی افزایش داشته است؟ نه! آمار کلی هیچ تفاوتی با سال قبل ندارد. تنها تفاوت آن این است که کودکانی که در اثر اعتیاد سرپرست به بهزیستی آمده اند، تعدادشان افزایش پیدا کرده است. در غیر این صورت بقیه موارد نسبت به سال‌های گذشته تغییری پیدا نکرده است. به نظر شما «فقر» چقدر در واگذاری سرپرستی این کودکان به بهزیستی اثرگذار است؟ فقر قسمتی از آسیب‌های اجتماعی است. چون می‌دانید که آسیب‌ها به تنهایی منجر نمی‌شوند، بلکه زنجیره‌ای هستند. یعنی فرد وقتی معتاد می‌شود، فقر را در کنار خود به همراه دارد. یا وقتی که بیماری واگیردار و یا بیماری لاعلاج بگیرد باز شاهد آن هستیم که فقر را در کنار خود دارد. وقتی که فرد به زندان منتقل می‌شود و نمی‌تواند در آمدی کسب کند، فقر را در کنار خود می‌بیند. به همین دلیل نمی‌توانیم به لحاظ آماری بگوییم، فقر تنها دلیل پذیرش بچه‌ها بوده است. تمام این دلایل زنجیره وار است. فرد یا زندانی است، یا اعتیاد دارد. حتی می‌توان به کودکان مجهول الهویه هم اشاره کرد که از آمار بالایی هم برخوردار هستند. بسیاری از این‌ها می‌تواند از فقر ناشی شده باشد. اما فقر را به عنوان یک دلیل نمی‌توانیم محسوب کنیم. راهکاری هست برای کاهش آمار کودکان بهزیستی وجود دارد؟ همان طور که آمار نشان می‌دهد، بیشترین آسیب‌ها مربوط به آسیب‌های اجتماعی است. چه افرادی که اعتیاد دارند، چه زندانیان و چه افراد مجهول الهویه. اما عدم صلاحیت سرپرستان اکثرا غریب به اتفاق آسیب اجتماعی است. در بررسی این موارد می‌توان گفت، به غیر از بیماری واگیردار و فوت سرپرست بقیه موارد خیلی رابطه تنگاتنگی با آسیب‌های اجتماعی دارد. اگر در پی کاهش این تعداد هستیم، باید پیشگیری کرده و به توانمندسازی افراد آسیب دیده اجتماعی بپردازیم. چه تعداد افرادی هستند که بچه‌های خود را به بهزیستی واگذار می‌کنند؟ طبق قانون خانواده‌ای نمی‌تواند در اثر فقر بگوید که نمی‌تواند از کودکش نگهداری کند و او را به بهزیستی واگذار کند. سیاست سازمان بر این است که تا جایی که در توان دارد بچه‌ها را در خانواده‌ها تربیت کند. ما از ۲۶ هزار کودکی که تحت پوشش داریم، ۱۶ هزار نفر آن‌ها در دامن خانواده‌ها هستند. کمتر از ۱۰ هزار کودک در مراکز ما نگهداری می‌شوند. یعنی ما به جای اینکه بچه را در مراکز نگهداری کنیم، کسانی که به خاطر فقر توانایی نگهداری ندارند، امداد بگیر می‌کنیم. یعنی هزینه نگهداری کودک را به خانواده می‌دهیم که عدد قابل توجهی هم دارد. هر بچه ۳۵۰ هزار تومان اختصاص داده شده است. به تعداد بچه‌ها یاین مبلغ تعلق می‌گیرد که قابل مقایسه با مستمری نیست. چون در مستمری بگیران یک خانواده ۴ یا ۵ نفره ۳۵۰ هزار نفر می‌گیرند، اما ما برای نگهداری یک بچه در خانواده ۳۵۰ هزار تومان اختصاص داده ایم. بچه‌هایی که با حکم قاضی باید توسط دولت نگهداری شوند، برای همین مبلغ بیشتری داده می‌شود تا در دامن خانواده‌ها پرورش یابند. یعنی حدود ۶۰ درصد از بچه‌ها در خانواده‌های جایگزین نگهداری می‌شوند به اضافه اینکه ۴۰ درصد مابقی در مراکز نگهداری می‌شوند. علاوه بر این سالی ۱۳۰۰ الی ۴۰۰ تعداد فرزندخوانده داریم. یعنی خانواده‌هایی که تمکن مالی دارند، از لحاظ جسمی و روحی در سلامتی کامل به سر می‌برند و شرایط قانونی را دارند به فرزندخواندگی می‌دهیم. چه مراحلی برای مددجویی از بهزیستی برای بزرگ کردن کودک باید طی شود؟ باید سرپرست خانواده به نزدیک‌ترین مرکز بهزیستی مراجعه کند و تحت پوشش قرار بگیرد. اگر شرایط را دارا بود، قطعا خود و خانواده تحت پوشش قرار می‌گیرند. علاوه بر این بچه‌ها بیش از ۲۰۰ هزار کودک هم در خانواده‌های زنان سرپرست خانوار است که تحت پوشش سازمان بهزیستی داریم. خانم‌های خودسرپرست و یا سرپرست خانوار که نمی‌تواند خود را پوشش دهد، تحت پوشش بهزیستی قرار می‌گیرد و به او آموزش داده می‌شود، حتی هزینه نگهداری کودک او در مهدکودک پرداخت می‌شود تا این خانواده ظرف دو الی سه سال بتواند به جایی برسد که بتواند خودکفا شود و سرپا بایستد. این مراحل چقدر طول می‌کشد؟ بستگی به شرایط دارد. اگر شرایط بحرانی باشد، حتی اگر کمک مستمر هم صورت نگیرد، کمک موردی انجام می‌شود، تا روال قانونی صورت بگیرد. حتی اگر طرف جا و مکان نداشته باشد مرکاز اسکان موقت وجود دارند که فرد با دو الی سه بچه زیر ۷ سال هم می‌تواند در آنجا مستقر شود. بستگی به شرایط و حاد بودن دارد. هر چقدر شرایط حاد باشد سریعتر منجر به مداخله می‌شود. ]]> عمومی Mon, 22 Jan 2018 10:50:34 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122015/ پشت پرده تنها روستای جهانی ایران ‌ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122073/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایسنا، «روستای کلپورگان اولین منطقه ثبت شده در خطه بلوچستان محسوب می‌شود» این جمله را معاون صنایع دستی کشور در مراسم جشن ثبت جهانی کلپورگان مطرح کرد. روستایی که  فقط ۷۰ کیلومتر با مرز پاکستان فاصله دارد و بسیاری از مردان آن مجبورند برای تامین معاش زندگی، قاچاق سوخت یا انسان ‌کنند. این روستا بدون آنکه زیرساخت‌های جهانی شدن را داشته باشد عنوان جهانی را کسب کرد. عنوانی که مشخص نیست تا چه اندازه می‌تواند به پیشرفت صنایع دستی این منطقه کمک کند و چه لزومی دارد وقتی منطقه، روستا یا شهری زیرساخت‌ها و فرهنگ لازم برای پذیرفتن عنوان جهانی را ندارد، اسم آن را بر سر زبان‌ها بیندازیم؟ زنان روستای کلپورگان هنر هفت هزار ساله‌شان را حفظ کرده‌اند. گرچه بسیاری از نقوشی که روی سفال‌ها زده می‌شود، دست خوش تغییرات شده است، شیوه پخت و حتی شکل برخی از ظرف‌هایی که ساخته می‌شود تغییر کرده است، اما ادامه سفالگری همچنان بیانگر اصالت هنر آن منطقه است. در حالی سفالگران این منطقه با افتخار عنوان جهانی شدن را سپر می‌کنند که هیچ ایده‌ای برای بالا بردن کیفیت یا حتی تهیه بسته بندی مناسب برای عرضه محصولات شان ندارند و در نهایت سفالی  که می‌فروشند را در کیسه میوه تحویل مشتری می‌دهند! وقتی گردشگری وارد قدیمی‌ترین کارگاه سفالگری آن می‌شود و تصمیم می‌گیرد قطعه‌ای از سفال آنجا را به یادگار بخرد با قیمت‌های عجیب و غریبی که هیچ منطقی پشت آن وجود ندارد، مواجه می‌شود و وقتی درباره دلیل قیمت‌های بالا می‌پرسند، صنعتگران با افتخار جواب می‌دهند «اینجا جهانی شده است». شاید نباید از مردم این خطه انتظار چندانی داشت، زیرا زمانی که پرونده ثبت جهانی روستا توسط معاونت صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به شورای جهانی صنایع دستی ارائه شد، روح سفالگران و صنعتگران روستا هم از آن خبر نداشت و متولی این کار باید پیش از ارائه پرونده برای فرهنگ‌سازی، آماده کردن زیرساخت‌های کارگاهی و گردشگری منطقه فکری می‌کرد تا صنعتگران به اشتباه برداشت نکنند که فقط می‌توانند از عنوان جهانی روستایشان بهره‌برداری مالی کنند.    گردشگری که یک مسافت طولانی را در جاده‌ای با حداقل استانداردها و تابلوهای راهنمایی و نبودن اقامتگاه‌های بین راهی تا سراوان و روستای کلپورگان طی می‌کند تا از نزدیک بتواند نخستین روستای جهانی آسیا و اقیانوسیه را ببیند، توقع دارد وقتی به مقصد  می رسد حداقل امکانات برای اقامت و استراحت او وجود داشته باشد. هرچند که بعد از ثبت این روستا، صحبت‌هایی از اختصاص ۹۰۰  میلیون تومان برای زیرساخت‌های گردشگری این منطقه شده است، اما هنوز بودجه‌ی آن پرداخت نشده است.   مشکلات مردم این روستا انگشت شمار نیستند. اهالی کلپورگان با آبی که در منبع خانگی ذخیره می‌کنند، کارهای روزمره‌شان را انجام می‌دهند. کمبود آب موجب شده که در سال گذشته دو خانواده از روستا به سراوان مهاجرت کنند و بسیاری از درختان خرما خشک شوند. امکانات بهداشتی و پزشکی ندارند، از حداقل خدمات روستایی برخوردارند و سیستم حمل زباله ندارند به همین دلیل در اطراف بسیاری از خانه‌ها انبوهی از زباله‌های پراکنده دیده می‌شود. کارگاه سفالگری و موزه زنده کلپورگان مردم روستای تازه جهانی شده کلپورگان آشنایی کافی برای چگونگی روبرو شدن با گردشگران را ندارند، چون پیش از این کمتر گردشگری سراغ روستایشان را می‌گرفته است. میل به تغییر سبک زندگی، ساخت خانه‌هایی با زرق و برق بیشتر و لوکس در مردم روستا بیداد می‌کند. با این حال عدم اعتماد به مردم روستا از سوی مسوولان موجب شده، مشارکت محلی برای آباد کردن روستایشان پایین بیاید. از طرفی هنوز بودجه ۹۰۰ میلیون تومان به این منطقه تزریق نشده است، مردم به هم محلی‌ها و اعضای شورای دِه تهمت می‌زنند تا بدانند چه بلایی سر این مبلغ آمده است. دسترسی به اینترنت در این روستا ممکن نیست. دانشجویان و پشت کنکوری‌ها برای ثبت نام و انتخاب واحد مجبورند تا سراوان که حدود نیم ساعت با روستای کلپورگان فاصله دارد، بروند. طبیعتا در چنین شرایطی کسب و کار مجازی برای سفالگران و صنعتگران این روستا نیز وجود ندارد. حتی مغازه دارن اطراف جاده گاهی مجبور می‌شوند با دستگاه کارت خوان به پشت بام بروند تا اتصال‌شان با شبکه بانکی برقرار شود. هیچ شعبه بانکی یا دستگاه خودپردازی در این روستا وجود ندارد. نبود پمپ بنزین یکی دیگر از مشکلات این روستا است گرچه شغلی برخی از مردم این است که گالن‌های سوخت را اطراف جاده بچینند و کار سوخت رسانی را انجام دهند. عرضه انرژی در روستای جهانی کلپورگان / عکس از کبریا حسین‌زاده یکی از جاذبه‌های این روستا عبور نیسان‌های پر از آدم است که گاهی از جاده و گاهی از بیابان با سرعت باد رفت و آمد می‌کنند. نیسان‌هایی که به (افغانی کِش) معروف هستند. ماشین‌هایی که تحت هیچ شرایطی توقف نمی‌کنند حتی اگر یکی از مسافرانش روی زمین بیفتد. کلپورگان تنها دو کارگاه سفالگری دارد. یکی کارگاه قدیمی که تقریبا همه صنعتگران سفال‌هایشان را در آن پخت می‌کنند و به موزه زنده ایران هم معروف است. دیگری کارگاه بهزیستی که حدود یکسالی می‌شود راه اندازی شده است. دختران نوجوان و جوان روستا هر روز برای آموزش سفالگری به کارگاه می‌روند. برخی هم در خانه‌هایشان مشغول به کار هستند. روستای کلپورگان حتی یک فروشگاه برای عرضه سفال ندارد گرچه معاون صنایع دستی سیستان و بلوچستان اخیرا به ایسنا، گفت: فروش سفال در فضای کارگاه را ممنوع کردیم و با هماهنگی  و همکاری دهیاری بخش فروش را به چند مغازه‌ای که روبروی کارگاه وجود دارد، منتقل کردیم. بهروز عیسی‌زهی همچنین در نخستین نشست شورای برنامه‌ریزی شهرها و روستاهای ملی و جهانی صنایع دستی با بیان اینکه روستای کلپورگان به تازگی ثبت شده و اقدامات زیادی تاکنون برای آن انجام نشده است، بیان کرد: در این مدت کوتاه تور اختصاصی برای انجمن سفال و سرامیک داشتیم. همچنین ۱۵ بهمن‌ماه نشست تخصصی بسته‌بندی سفال کلپورگان برگزار می‌شود. همچنین ۹۰۰ میلیون تومان اعتبار برای ایجاد زیرساخت در نظر گرفته شده است زیرا شهر سراوان فاقد امکانات و زیرساخت‌های لازم برای پذیرش گردشگر است که امیدواریم هرچه زودتر این زیرساخت‌ها فراهم شود. کلپورگان دیدنی‌ها و شنیدنی‌های کمی ندارد. هنر سوزن دوزی و سفالگری زنان این روستا را باید همراه با صدای سازهای مردانش شنید.      دومین کارگاه سفالگری کلپورگان که آن را بهزیستی ساخته است ]]> عمومی Tue, 23 Jan 2018 05:05:53 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122073/ ضربه به کشتی و تناژ بالای میعانات گازی دلیل اصلی انفجار سانچی http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122076/ به گزارش ستاره ها؛ حمید رضایی در گفت‌و گو با ایسنا، با اشاره به اینکه تحلیل درباره حادثه کشتی سانچی باید از سوی کارشناسان مربوطه و بررسی جعبه سیاه صورت گیرد، اظهار کرد: تحلیل این موضوع باید توسط کارشناسان مربوطه و بررسی جعبه سیاه صورت گیرد و هر اظهار نظر و تحلیل غیرکارشناسی صحیح نیست. وی تصریح کرد: تناژ بالای میعانات گازی و ضربه وارده به کشتی سانچی منجر به انفجار و آتش سوزی شده که شدت سرعت حادثه و حرارت بالای 900 درجه سانتیگراد ناشی از آن، قدرت هرگونه تصمیم گیری را از مسئولان و کادر فنی کشتی گرفته است. رضایی با بیان به اینکه نفتکش سانچی متعلق به شرکت ملی نفت کش ایران بوده و از عسلویه برای تحویل میعانات گازی عازم داسان کره جنوبی شد، گفت: محموله نفتکش سانچی 136 هزار تن میعانات گازی و نفت سبک با درجه اشتعال بسیار بالا بود و این امر موجب آتش سوزی فوق سریع کشتی شد. رئیس دانشکده نفت محمودآباد در مورد محمد پیرایی جان باخته کشتی سانچی و دانشجوی ممتاز رشته مهندسی کشتی گرایش موتور که جهت گذراندن دوره کارورزی در دریا سوار سانچی شد، خاطرنشان کرد: وی امکان استفاده از سهمیه استعدادهای درخشان و ورود به دوره کارشناسی ارشد را داشت اما با توجه نیاز به اشتغال و بورسیه شدن استخدام در شرکت ملی نفت کش را ترجیح داد. وی در پایان خاطر نشان کرد: شهید پیرایی اهل شهرستان بروجرد استان لرستان بوده و از اردیبهشت امسال با طی کردن مراحل مصاحبه و گزینش، بورسیه شرکت ملی نفت کش شد. ]]> عمومی Tue, 23 Jan 2018 05:24:32 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122076/