پایگاه خبری ستاره ها - آخرين عناوين موسيقی :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/art/music Wed, 19 Dec 2018 00:44:15 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Wed, 19 Dec 2018 00:44:15 GMT موسيقی 60 آقای پیانیست و همسرش در کنار نسیم ادبی/عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149876/ ]]> هنری Tue, 18 Dec 2018 14:40:36 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149876/ عکسی که سیروان خسروی از کورش یغمایی و پسرش در شمال گرفت http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149856/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، تصویری از کورش یغمایی خواننده نام آشنای موسیقی و پسرش در منطقه زیبا کنار منتشر شد. این تصویر را سیروان خسروی خواننده پاپ ثبت کرده است. کورش یغمایی خواننده، نوازنده و آهنگساز پیشکسوت ایرانی است که به گفته برخی بنیان گذار موسیقی راک در ایران است، پسر او کاوه نیز این روزها در زمینه خوانندگی مشغول فعالیت است.   ]]> هنری Tue, 18 Dec 2018 13:00:24 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149856/ رشید وطن‌دوست: در این ۴۰ سال، ایرانی‌ای ندیده‌ام که بتواند اپرا بنویسد http://www.setarehnews.ir/fa/doc/interview/149804/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایلنا، «من رشید وطن‌دوستم و تخصصم اپراست، خواننده اپرا هستم و قبل از انقلاب سی و پنج، شش اپرا در تالار رودکی خوانده‌ام. بعد از انقلاب هم حکم سولیست (تک‌خوان) ارکستر سمفونیک را برایم زدند و سولیست ارکستر ملی هم بوده‌ام، زمانی که فرهاد فخرالدینی رهبری‌اش می‌کرد...»  این‌ها جملات آغازین صحبت‌های مردی است که می‌توان از سولیست‌های باقی مانده از دوران افتتاح اپرای تهران دانستش. او حدود ۱۰ سال سولیست ارکستر سمفونیک تهران به رهبری حشمت سنجری، پنج‌ سال سولیست ارکستر ‌ملی‌ ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی و همچنین سولیست ارکسترهای دیگر بوده است. وطن‌دوست در سال ١٣۶٧ از طرف شورایعالی ارزشیابی وزارت ارشاد نشان درجه یک هنری گرفت و در‌ حال ‌حاضر مدیر آموزشگاه موسیقی ثمین است و آواز کلاسیک درس می‌دهد.  گروه تازه تاسیس سامیا ۱۲ دی با حضور شما، پدرام مرندیز و فرزندتان ثمین وطن‌دوست برای اولین بار در تالار وحدت روی صحنه می‌رود. گفتگو را با این اجرا آغاز کنیم و قطعاتی که ظاهرا قرار است پاپ آذری کلاسیک باشد.  ارکستر سامیا که می‌خواهم به شما معرفی‌اش کنم تازه تشکیل شده است و نوازندگانش باسوادند و تحصیل‌کرده و حدودا ۱۰ نفرند که خودم هم درش می‌خوانم. منتها من هر کجا کنسرت داشته باشم، چون تخصصم اپراست قطعات کلاسیک می‌خوانم و همین طور قطعات آذربایجانی، چون خودم آذربایجانی هستم و متولد تبریز.  این ارکستر تازه پا گرفته است اما باتوجه به اینکه خودم نشان درجه یک هنری دارم و تالار وحدت در واقع خانه دومم است، ۱۲ دی با سامیا به وحدت می‌رویم تا ببینیم چه می‌شود.  ازجمله قطعاتی که در این کنسرت می‌خوانم «ساری گلین» است که قطعه محلی آذربایجانی است و یک بند فارسی می‌خوانم و یک بند آذربایجانی. «لاوین رُز» را می‌خوانم که فرانسوی است و ترجمه‌اش می‌شود «زندگی در میان گل‌های رُز». یک آواز آمریکایی می‌خوانم به نام «Can t Stop Loving You» و «دیدی ای تنها امیدم» را می‌خوانم کار پرویز مقصدی، با شعری از پرویز وکیلی. «مرد سرگردان» را می‌خوانم؛ با موسیقی سورن و شعر رستگارنژاد. یک قطعه آذربایجانی می‌خوانم به نام «آیریلیق» یعنی «جدایی» با موسیقی علی سلیمی و شعرِ فرهاد ابراهیمی. بعد یک آواز آذربایجانی دیگر هم می‌خوانم؛ «قوبانین آغ آلماسی» یعنی «باغ سیب سفید» که محلی آذربایجانی است. چند قطعه هم توسط پدرام مرندیز خوانده می‌شود و چند آواز هم خود ثمین می‌خواند.  فریدون شهبازیان، رهبر ارکستر ملی چندی پیش اعلام کرد که قرار است شما همراه با ارکستر ملی و با حضور وحید علیپور به عنوان رهبر مهمان، روی صحنه بروید. آن برنامه به چه صورت است؟‌ قبل‌تر که آقای فرهاد فخرالدینی رهبر ارکستر ملی بود، مرا دعوت می‌کرد و کارهایی از اپراهای آذربایجانی می‌خواندم از «کروغلی»، «آرشین مال آلان».    وحید علیپور نیز در باکو تحصیل کرده و رهبری ارکستر خوانده است و موسیقی آذربایجانی را می‌شناسد و با او روی صحنه خواهم رفت تا ببینم چطور می‌شود. البته هنوز قطعی نشده است و در مورد مسائل مالی و بودجه و دستمزد و این‌ها صحبت نکرده‌ایم. صرفا به من گفته شد که بیایید با ارکستر ملی بخوانید و از من پرسیدند رهبر چه کسی باشد و من هم گفتم وحید علیپور، آقای شهبازیان هم آنجا نشسته بود.    و این می‌شود اولین برنامه‌تان با ارکستر ملی بعد از رفتن فرهاد فخرالدینی؟  بله، فرهاد فخرالدینی خودش آذربایجانی بود و به من می‌گفت بیا در ارکستر ملی بخوان. کسانی هستند که موسیقی آذربایجانی را می‌شناسند و مثلا می‌دانند آریای اپرای «کروغلی» چگونه است و آریای «آرشین مال آلان» چطور است و هر کسی این‌ها را نمی‌داند. علیپور هم چون در باکو درس خوانده است، این‌ها را می‌داند. در آموزشگاه من هم درس می‌دهد.  و با ارکستر سمفونیک هم که مدت‌هاست نخوانده‌اید؟  نه، با ارکستر سمفونیک از زمانی که آقای شهرداد روحانی آمده است اصلا نخوانده‌ام و ایشان اصلا مرا دعوت نکرده است. درحالی‌که قبل از ایشان با همه رهبران ارکستر سمفونیک خوانده‌ام. با نادر مرتضی‌پور، با حشمت سنجری و... بارها و بارها خوانده‌ام و قبل از انقلاب هم که با رهبران جهانی خوانده‌ام، ایتالیایی و آلمانی.  دیدم که آقای روحانی در مصاحبه‌ای در جواب این سوال که پرسیده بودند نظرتان راجع به اپرا چیست؟ گفته بود اپرا مخاطب ندارد، مشتری ندارد و طرفدار ندارد و من می‌توانم جای اپرا را با ارکستر سمفونیک پر کنم. در صورتی که این حرف اشتباه و در واقع توهینی به اپرانویسان است. من ندیده‌ام خودشان نیز تا به حال اپرا رهبری کنند و همیشه سمفونی رهبری کرده‌اند. رهبری اپرا کار هر کسی نیست و یک تخصص است و یک رشته.  در اپرا ۶۰، ۷۰ نفر آن سمت در ارکستر در حال نواختن هستند و این سمت بازیگران در حال بازی کردن و یک چشم همه‌شان به رهبر است و رهبر باید آن قدر توانا باشد که هم بتواند هوای ارکستر را داشته باشد و هم به خواننده- بازیگران اتک بدهد. مثلا در اپرای «اتللو» به اتللو بگوید که اینجا باید بخوانی، بعد با دستش به دزدمونا اشاره کند و این کار هر کسی نیست و من فکر نمی‌کنم آقای روحانی تا به حال رهبری اپرا انجام داده باشند.  ما قبل از انقلاب کسانی چون احمد پژمان را داشتیم که اپرای «دلاور سهند» را نوشت که خود من هم نقش کوچکی در آن داشتم، حسین سرشار باریتون می‌خواند و سودابه تاجبخش، سوپرانو. حسین دهلوی اپرای «خسرو و شیرین» را نوشته بود، هم حسین سرشار می‌خواند، هم سودابه تاجبخش، هم منیر وکیلی و... اما در بعد از انقلاب کسی را نداریم که اپرا بنویسد و من در این ۴۰ سال ایرانی‌ای ندیده‌ام که اپرا بنویسد. من ندیده‌ام. شما اگر دیده‌اید بگویید.  مثلا پرواز همای که اپرای «حلاج» را اجرا کرد.  حالا که گفتید من هم راجع به آن بگویم. رو به روی آموزشگاه ما هم بنری زده بود و نوشته بود اپرای «حلاج»، با کم و بیش۱۰ نوازنده و تعدادی بازیگر حرکات موزون. این اپرا نیست آقای پرواز همای. در اپرا ۶۰، ۷۰ نفر آن پایین در ارکستر می‌نوازند، دکور، لباس، بازی و خوانندگی. شما چرا اسم اپرا را روی کارت می‌گذاری؟! این توهین به اپرانویس‌هاست، با ۱۰ نوازنده و ۱۰ رقصنده اسم کارت را اپرا می‌گذاری؟! من این را به علی ترابی هم گفتم، به مدیرکل دفتر موسیقی، گفت من اطلاعی نداشته‌ام و ندیده‌ام. گفتم مرا که ۵۰ سال است آواز می‌خوانم بگذارید در شورای موسیقی تا جلوی این‌ها را بگیرم.  این روزها در زمینه تربیت خواننده برای اپرا هم تدیس می‌کنید؟  بله در همین آموزشگاه‌مان دو، سه نفر دارم. یاشار احمدی است که تِنور می‌خواند و خوب می‌خواند. محسن معصومی بود که باس می‌خواند و الان هلند است. آرش غفاری هم تِنور می‌خواند. علاقه‌مندانی هستند اما کم که می‌آیند و می‌گویند ما می‌خواهیم اپرا کار کنیم و آواز کلاسیک.  و از جمعی که در اپرای تهران فعالیت می‌کردید این روزها تنها شما مانده‌اید و اسفندیار قره‌باغی که طی روزهای آینده با «هفت شهر عشق» روی صحنه می‌رود.  من مانده‌ام، آقای قره‌باغی که تبریز زندگی می‌کند و این روزها برای بازی در «هفت شهر عشق» تهران است و خانم آریا زند که در آموزشگاه ما هم درس آواز کلاسیک می‌دهد. من از سال ۱۳۴۶ به استخدام اپرای تهران درآمدم و به مدت سه سال دوره آوازهای کلاسیک را تمام کردم و از ۱۳۴۸ روی صحنه رفتم و سی و پنج، شش اپرا خواندم، تا انقلاب شد.  در بعد از انقلاب اپرا یا کنسرت- نمایش یا تئاتر موزیکالی بوده است که به تماشایش بنشینید؟  نه، من عاشق اپرا هستم اما چیزی نبوده است که ببینم. دخترم نروژ زندگی می‌کند و هر وقت پیشش می‌روم، اپرایی هم تماشا می‌کنم.  ]]> هنری Tue, 18 Dec 2018 08:34:51 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/interview/149804/ صدایم دیگر آن صدا نیست http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149803/ به گزارش ستاره ها؛ علی‌اصغر شاه‌زیدی ـ خواننده آواز ایرانی ـ در گفت‌وگو با ایسنا درباره فعالیت این روزهایش می‌گوید: من از اولش هم پرکار نبودم. آن زمان‌ها که باید کار می‌کردم واقعا به بطالت مسائلی گذشت که دلم نمی‌خواست همکاری داشته باشم. او ادامه می‌دهد: کاری به گذشته‌ها ندارم، در حال حاضر آلبومی به نام «هنوز آواز» از من در حوزه هنری رونمایی شده است. انشاءالله در ادامه سعی دارم آثاری را ثبت و ضبط کنم. البته جبران گذشته را نمی‌توانم بکنم، زیرا صدایم آن‌جوری که بوده است دیگر نیست. این خواننده با بیان اینکه اساس موسیقی ما آواز است که آسیب دیده و باید فعلا روی آواز سرمایه‌گذاری کنیم، در این زمینه اضافه می‌کند: خیلی چیزها باعث آسیب به آواز شده است، یکی از آن‌ها همین ماهواره‌ها است. خواننده‌ای می‌خواند که شعرش، شعر نیست. صدا و آهنگش هم صدا و آهنگ نیست. با یک‌سری چیزها نظر جوانان را جلب می‌کنند. او معتقد است، کار کردن در زمینه موسیقی اصیل ایرانی، ساده نیست و توضیح می‌دهد: جوان هم از عهده‌ موسیقی ایرانی برنمی‌آید و به سمت کارهای ساده و دم دست و به اعتقاد خودش لذت‌بخش می‌رود. اگر بخواهد موسیقی آوازی کار کند، باید بیست، سی سال کار کند. این کار، کار یک شب و یک روز و یک سال نیست. این هنرمند می‌گوید: از طرفی برای اینکه کلاس نروند و زحمت نکشند، کارهای دیگران را تقلید و بازخوانی و بازسازی می‌کنند. صدا و سیما هم لطفی به موسیقی واقعی ندارد؛ بویژه سیما. همچنین به وسیله کامپیوتر صدا و ارکستر درست می‌کنند. همه چیزهای منفی دست به دست هم داده تا این وضعیت را شاهد باشیم. علی‌اصغر شاه‌زیدی متولد ۱۳۲۷ در اصفهان است. شاه‌زیدی استاد آواز ایرانی است که از او به عنوان تنها بازمانده مکتب آوازی اصفهان یاد می‌شود. ]]> هنری Tue, 18 Dec 2018 08:17:57 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149803/ رهنما از آلبوم «با خودم می‌رقصم» رونمایی می‌کند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149796/ خبرگزاری صبا نوشت: کنسرت مانی رهنما به گزارش «صبا»، مانی رهنما جدیدترین کنسرت خود را با عنوان «شب آوازی با پیانو» در روزهای ۶ و ۷ دی ماه در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه می‌برد.   مانی رهنما جدیدترین کنسرت خود را با عنوان «شب آوازی با پیانو» در روزهای ۶ و ۷ دی ماه در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه می‌برد. خواننده آلبوم «کجا به خنده می رسیم» درباره جزئیات این کنسرت خود به «صبا»، گفت: ما بار دیگر با همراهی پیانوی رضا تاجبخش و دکلمه «صبا راد» در ۶ و ۷ دی ماه در تهران روی صحنه خواهیم رفت. این اجرا رویکردهای متفاوتی نسبت به کنسرت‌های قبلی‌ام دارد و یکی از ویژگی‌های آن رونمایی از آلبوم «با خودم می‌رقصم» با امضا خودم است. رهنما درباره اجرای قطعات خاطره انگیز در کنسرت خود گفت: من علاوه بر رونمایی آلبوم و اجرای قطعات آن، سه قطعه از کارهایی که تا به حال منتشر نشده است را روی صحنه می‌برم و همچنین قطعاتی از آلبوم «کجا به خنده می‌رسیم» و قطعه سقوط از آلبوم «پرواز» و قطعه پرنده را برای علاقه‌مندان اجرا خواهیم کرد و همچنین در این کنسرت «صبا راد» در بخشی از برنامه به اجرا دکلمه می‌پردازد تا علاقه مندان شاهد اجرایی جالب و متفاوت باشند. وی در ادامه گفت: برای علاقه‌مندان سورپرایز ویژه‌ای در شب اجرا خواهیم داشت که فعلا درمورد آن توضیحی نمی‌دهم. ]]> هنری Tue, 18 Dec 2018 07:51:04 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149796/ آخرین وضعیت محمدرضا شجریان از زبان همایون http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149737/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایلنا، همایون شجریان که به تازگی برای بازدید از موسسه خیریه همدم به مشهد سفر کرده بود، درباره وضعیت جسمانی محمدرضا شجریان نیز توضیحاتی ارائه کرد. همایون شجریان گفت: شرایط‌شان مشابه قبل است و تغییری نکرده است، در خانه تحت نظر هستند و مانند گذشته، به خداوند امید داریم تا ببینیم وضعیت سلامتی‌شان چه می‌شود، فعلا بد نیستند و الحمدلله وضعیت‌شان پایدار است، شرایط درمانی هم به خوبی در حال پیگیری است. خوشبختانه قدرت تکلم دارند و وقتی که بخواهند می‌توانند صحبت کنند. او درباره علاقه پدرش به تماشای بازی‌های فوتبال و حال و هوای این روزهای‌ او بیان کرد: این روزها کمتر از گذشته فوتبال می‌بینند، اما اگر حوصله داشته باشند گاهی هم تلویزیون تماشا می‌کنند.   ]]> هنری Mon, 17 Dec 2018 15:18:58 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149737/ پشت پرده همنوایی «تکتم»و «همایون شجریان» http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149672/  روزنامه شهروند نوشت: «او مدت‌هاست که در گروه کرال موسسه در کنار ندا، مهتاب و شقایق که از بچه‌های موسسه هستند، آواز می‌خواند و حالا هم همراه با همین گروه، در گروه کرال ارکستر ملی ویژه ایران هنرنمایی می‌کند؛ ارکستری که تمام ٢٠ هنرمندش، جزو افراد کم‌توان ذهنی و جسمی هستند و جمعه گذشته، نخستین اجرایشان را در تهران تجربه کردند. زهرا حجت، مدیرعامل موسسه خیریه همدم مشهد، تنها کسی است که به‌‌خوبی می‌تواند درباره بچه‌های تحت پوشش‌اش صحبت کند. او می‌گوید تکتم به همان زیبایی که می‌خواند، نمی‌تواند صحبت کند؛ دلیل آن هم اختلالات ذهنی و جسمی اوست. حجت از ‌سال ٨١ مدیر موسسه همدم شده و تا الان شاهد هنرنمایی خیلی از افراد موسسه‌اش بوده؛ موسسه‌ای که به نام «همدم» یکی از دختران تحت پوشش نام‌گذاری شده: «همدم یکی از دختران کم‌توان ذهنی شدید اما بشدت مهربان است. تا به همه غذا ندهد خودش غذا نمی‌خورد.»   زهرا حجت در گفت‌و‌گو با «شهروند» اتفاق روز شنبه در موسسه همدم را منحصربه‌فرد می‌داند و درباره روند استعدادیابی تکتم و ماجرای حضور همایون شجریان در موسسه و اجرای دو نفره آنها بیشتر توضیح می‌دهد. چه اتفاقی افتاد که همایون شجریان به موسسه همدم آمد؟ ما قبل از این به عموهای آقای شجریان که در مشهدند، سپرده بودیم که هر زمان او به مشهد آمد، به موسسه سری بزند. جمعه بعد از مراسم ارکستر ویژه قرار بود با قطار به مشهد برگردیم که فهمیدیم آقای همایون شجریان قرار است شنبه به موسسه بیایند. ما هم به‌ سرعت بلیت هواپیما گرفتیم. شنبه اعضای هیأت‌مدیره برای استقبال از آقای شجریان به موسسه آمدند و در آمفی‌تئاتر همراه با بچه‌ها جمع شدند. او پس از بازدید از موسسه به اجرای بچه‌ها گوش داد و وقتی خواست خودش اجرا داشته باشد، از او خواهش کردم تا تکتم هم همخوانی کند و او در کمال فروتنی این موضوع را قبول کرد و رفتار خیلی خوبی داشت. تکتم از قبل آماده بود؟ نه اصلا. تکتم با همایون شجریان همراهی کرد و شعرها را از حفظ بود. شعرها را قبلا شنیده بود. واکنش آقای شجریان چه بود؟ او به قدری تحت ‌تأثیر قرار گرفت که حد نداشت. اصلا برای بچه‌ها کم نگذاشت و با همان شور و حرارتی که در کنسرت‌هایش آواز می‌خواند با بچه‌ها خواند. نظرش درباره صدای تکتم چه بود؟ خیلی تحت ‌تأثیر قرار گرفت و گفت که هر کاری از دستش برمی‌آید، برای موسسه انجام می‌دهد. خود تکتم چه احساسی داشت؟ تکتم با چشم دل می‌بیند و خیلی خوشحال بود. به ترانه‌های آقای شجریان علاقه خاصی دارد؟ او همه را دوست دارد اما سنتی هم زیاد تمرین کرده است. مثلا ترانه «چرا رفتی» را یک‌ سال پیش شنیده بود اما وقتی با همایون شجریان همراهی کرد، همه را از حفظ بود. احساس خودتان در آن لحظه چطور بود؟ با توجه به این‌ که ویدیوی این همخوانی در فضای مجازی انتشار زیادی داشت. من اصلا نمی‌توانم احساسم را بیان کنم. تحت ‌تأثیر تواضع آقای شجریان قرار گرفتم. او آن‌ قدر گریه کرد که دستمال برایش کافی نبود. از صمیم قلب دوست داشت برای بچه‌ها کاری کند. انتشار این ویدیو چه بازتاب‌هایی داشت؟ خیلی‌ها پیام دادند و قصد حمایت داشتند. بعد از این‌ که در دو روز گذشته ویدیوی همخوانی تکتم با آقای شجریان منتشر شد، همه دنبال این دختر هستند. همه می‌خواهند بدانند این دختر خوش‌صدا کیست؟ تکتم حدودا بیست‌وپنج ساله است. او از کودکی پیش ماست. من از ‌سال ٨١ مدیر این موسسه هستم و قبل از آمدنم، تکتم در این موسسه بود. موسسه همدم مخصوص نگهداری از بچه‌های بی‌سرپرست و بدسرپرست است؛ برخی از خانواده‌ها توانایی نگهداری از فرزندانشان را ندارند و آنها را به ما می‌سپرند. تکتم جزو بچه‌های چندمعلولیتی است؛ یعنی هم کم‌توان ذهنی است و هم نابینای مطلق اما استعداد بسیاری خاصی در موسیقی دارد. موسیقی چقدر به او کمک کرده است؟ موسیقی به او آرامش می‌دهد. اگر دقت کرده باشید، وقتی نمی‌خواند بیقرار است، تیک‌های زیادی دارد؛ به‌خصوص در دست‌هایش. مشکلات زیادی دارد اما استعداد ویژه‌اش در موسیقی است. واکمن دایما در گوشش است و همیشه موسیقی گوش می‌دهد. بیشتر دوست دارد از کدام خواننده بشنود یا چه سبکی را بیشتر می‌پسندد؟ همه سبک‌ها را از همه هنرمندان گوش می‌دهد. ترانه‌هایی که دوست دارد را مدام تکرار می‌کند، حافظه خیلی خوبی دارد. مثلا شعرهایی که ١٠‌سال پیش شنیده را از حفظ است. از همه بیشتر به عموپورنگ علاقه دارد. یک‌ بار در برنامه زنده‌اش شرکت کرد و شعر امام‌رضا(ع) را خواند. خودش به ما می‌گوید فلان آهنگ را می‌خواهم ما هم در ضبط صوتی که دارد، می‌ریزیم. حتی در ارکستر ملی ویژه هم توانست شعر عربی را حفظ کند که خیلی هم سخت بود. البته که روی صدایش کار شده، درست است؟ بله؛ استاد اول تکتم، عباسعلی خمر بودند که خودشان معلولیت داشتند. او چند ‌سال پیش فوت کرد اما همان موقع خیلی روی صدای تکتم کار کرد، وقتی من وارد موسسه شدم، تکتم استعدادیابی شده بود. او مدام شعرها را به صورت مداحی زمزمه می‌کرد، از همه بیشتر هم این شعر «اومدم امام رضا تا با تو درد دل کنم و...» را زمزمه می‌کرد، کلا ترانه‌های امام رضایی زیاد می‌خواند. بعدها مشخص شد که او نبوغ زیادی در یادگیری موسیقی دارد، دستگاه‌ها را خوب می‌شناخت، با توجه به مشکل تکتم نمی‌توانستیم کلاس‌های آموزشی برایش بگذاریم اما در مورد موسیقی ماجرا متفاوت بود، ما برای موسیقی توانستیم به او آموزش دهیم. به ‌طور کلی استعداد اصلی‌اش را استاد خمر کشف کرد. حتی می‌گفت که تکتم نباید شعرهای خاصی را بخواند؛ چون صدایش خراب می‌شود. خانواده‌اش می‌دانند او چه استعدادی دارد؟ بله؛ اطلاع دارند اما شرایط نگهداری از او را ندارند. تکتم چطور دختری است؛ یعنی در موسسه چقدر با دیگران متفاوت است؟ تکتم به دلیل اختلالی که دارد، با مشکلات مخصوص خودش درگیر است، گاهی ممکن است روی رفتارهایش کنترل نداشته باشد. ما خیلی مراعاتش را می‌کنیم و باب میلش عمل می‌کنیم تا عصبانی نشود، مخصوصا وقتی اجرا دارد خیلی مواظبیم که عصبانی نشود و داد نزند تا صدایش خراب نشود. به‌ هر حال به دلیل خوش‌صدایی که دارد امتیاز زیادی هم می‌گیرد. همه او را می‌شناسند. خیلی‌ها او را می‌بینند و می‌آیند جلو برای سلام دادن. با توجه به استعدادی که تکتم دارد، چقدر به‌عنوان کم توان ذهنی به شمار می‌رود؟ به هر حال تکتم تیک‌های شدید دارد و ما نتوانستیم به او خط بریل را آموزش دهیم، حتی در یادگیری مهارت‌های زندگی هم با مشکل مواجه است اما به‌ طور کلی، افراد مبتلا به معلولیت ذهنی، افرادی نیستند که مدام پرخاشگری کنند و  شما اگر سری به موسسه ما بزنید تمام ذهنیتتان درباره بچه‌های کم‌توان تغییر می‌کند، ما بچه‌هایی در موسسه داریم که خیلی هنرمندانه کار می‌کنند و کارهایشان به فروش می‌رسد. مراکز مشابه ما زیادند اما ما روی هنر این افراد تمرکز کرده‌ایم. ما از همان اول بچه‌ها را بر اساس استعدادهایی که دارند، تفکیک و بچه‌های آموزش‌پذیر را در بخش هنر، فعال کرده‌ایم. مثلا بعضی در بخش آواز، بعضی در بخش قلم‌زنی، تئاتر، موسیقی، گلیم‌بافی و... فعال شده‌اند و کارشان هم خیلی خوب است. ما از بیرون سفارش کار داریم. در بخش موسیقی بچه‌های دیگری هم هستند که جز تکتم استعداد داشته باشند؟ بله، ندا، مهتاب و شقایق هم در گروه کرال ارکستر ملی ویژه‌اند، ندا دکلمه می‌گوید و مهتاب در تئاتر رادیویی نفر اول کشوری است. اینها به‌ عنوان یک فرد کم‌توان ذهنی وارد موسسه شدند و بعدا مشخص شد که خیلی از آنها دچار کم‌توانی اجتماعی‌اند اما دیگر جایی نبود که ترخیص شوند و آنجا بروند. خانواده‌ای نیست که از آنها حمایت کند. ما برای این گروه خانه جداگانه‌ای را تحت عنوان شبه‌خانواده ایجاد کرده‌ایم تا روی توانایی‌هایشان متمرکز شوند. موسسه همدم یکی از نمونه‌های موفق در این زمینه است. حمایت‌ها از این موسسه چگونه است؟ مردم خیّر خیلی ما را حمایت می‌کنند، هر چند که بهزیستی هم یارانه‌ای به ما می‌دهد اما مردم این موسسه را از‌سال ٦١ حمایت می‌کنند. نخستین اجرای تکتم چه زمانی بود؟ از زمانی که من یادم است تکتم و دیگر بچه‌ها اجرا داشته‌اند. شاید حدود ١٥ سالی باشد که اجرا دارند. در تمام برنامه‌های ما این اتفاق می‌افتد. شاخص‌ترین اجرایشان کجا بود؟ شاخص‌ترین اجرایشان شعر امام رضاست، اما یادم نمی‌آید کجا بود. در سالن اجلاس سران تهران در مقابل معاون اول رئیس‌جمهوی و وزیر وقت رفاه و رئیس سازمان بهزیستی ترانه ایران سالار عقیلی را اجرا کردند. الان در بهزیستی همه تکتم را می‌شناسند. بچه‌ها روزی چند ساعت تمرین می‌کنند؟ حدودا سه - چهار ساعت، اما زمانی که برای ارکستر ملی ویژه آماده می‌شدند، روزی ١٠ ساعت تمرین می‌کردند. امیدواریم اجرای بعدی در تالار وحدت باشد. ]]> هنری Mon, 17 Dec 2018 09:40:50 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149672/ سیروان خسروی در کنار کوروش و کاوه یغمایی /عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149650/ ایران آرت نوشت: سیروان خسروی با انتشار عکس زیر نوشت: "خیلى عجیبه که تا امروز هیچ عکسى در کنار کوروش عزیز نداشتم. مطمئنم شما هم مثل من منتظر اتفاقات خوب هستید." ]]> هنری Mon, 17 Dec 2018 07:51:32 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149650/ مجید خراط‌ها به یک بیماری نادر مبتلا شده است http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149643/ وب‌سایت فرادید نوشت: مجید خراط‌ها از خوانندگان پاپ کشورمان است که طرفدار‌های خاص خود را دارد. هواداران به او لقب سلطان احساس داده اند. نوشته‌ای که یکی از طرفداران مجید خراط‌ها در کنسرتش به دست دارد و رویش نوشته است: سلطان احساس این خواننده که دو دهه‌ای است در عرصه موسیقی پاپ فعالیت می‌کند معمولا خبر‌های عجیب و غریبی درباره اش منتشر می‌شود. اما این بار خبر در صفحه رسمی اینستاگرامش آمده است. ادمین این صفحه نوشته است که مجید خراط‌ها این روز‌ها حال و روز خوشی ندارد. ظاهرا او دچار اختلال در بینایی و سردرد‌های شدیدی شده است. بیماری عجیب و غریب مجید خراط‌ها چیست؟ آن طور که در صفحه اینستاگرام مجید خراط‌ها آمده او به دلیل درد چشم، تاربینی مطلق و سردرد‌های شدید از نظر روحی و جسمی بهم ریخته است. گویا این خواننده مدتی قبل مبتلا به ناراحتی چشم شده و به پزشک مراجعه می‌کند. اما پزشک معالج تشخیص غلط داده و داروی اشتباهی برای خراط‌ها تجویز می‌کند. در نتیجه وضعیت این خواننده پاپ بدتر شده و او در بیمارستان بستری شده است. پستی که در صفحه شخصی مجید خراط‌ها منتشر شده است پزشکان متخصصی که بعدا مدارک پزشکی مجید خراط‌ها را دیده اند، احتمال داده اند که او دچار نوعی بیماری نادر چشمی شده و اعصاب بینایی اش ملتهب شده است. پزشکان به خراط‌ها گفته اند برای این که درمان شود در معرض هیچ نوع پارازیت و امواج رادیویی قرار نگیرد. ادمین صفحه اینستاگرام خراط‌ها از طرفداران این هنرمند خواسته است که از عیادت و مراجعه به بیمارستان خودداری کنند. شایعه ابتلا به بیماری سرطان مجید خراط‌ها سال ۹۴ در آستانه انتشار دومین آلبوم رسمی مجید خراط‌ها با نام دارم میرم، یک شایعه پخش شد. گفتند که خواننده جوان به بیماری سرطان مبتلا شده است. البته انتشار این شایعه زیر سر خود خراط‌ها بود. خواننده پاپ در صفحه رسمی اش در یکی از شبکه‌های اجتماعی عکسی از خودش گذاشته بود با مو و صورت تراشیده در لباس بیمارستان. در توضیح این عکس نوشته شده بود: دارم میرم. هواداران مجید خراط‌ها با دیدن عکس جدید وی نگران شده و به دنبال اطلاعات بیشتر در مورد وضعیت سلامت خواننده محبوب شان بودند. تا این که معلوم شد یکی از آهنگ‌های آلبوم جدید خراط‌ها، آهنگی است به نام «دارم میرم». عکسی هم که در صفحه این خواننده منتشر شده بود مربوط به موزیک ویدئوی این آهنگ بود که برای حمایت از بیماران سرطانی درست شده بود. به نظر می‌رسد گاهی مجید خراط‌ها دست به شیطنت‌هایی می‌زند که باعث راه افتادن شایعات در موردش می‌شود. با این حال خودش از این همه شایعه و جوی که برایش درست شده، گله کرده است. جایی گفته است که یک بار دو نفر از طرفدارانش، او را در خیابان دیده و از دیدنش شوکه شده اند. آن‌ها به خراط‌ها گفته اند که شنیده بودند او اقدام به خودکشی کرده و فوت کرده است. مجید خراطها: از انتشار آلبوم زیرزمینی تا رسمی مجید خراط‌ها متولد سال ۱۳۶۴ در تهران است. او فعالیتش را در موسیقی ابتدا به صورت زیرزمینی و غیر رسمی در دهه ۸۰ شروع کرد. اولین آلبوم این خواننده به نام تنهاترین تنها در سال ۸۴ به صورت غیررسمی به بازار موسیقی آمد. او تا پایان دهه ۸۰ چند آلبوم و تعدادی تک آهنگ به صورت زیرزمینی منتشر کرد. «دیگه میرم» اولین آلبوم رسمی خراط‌ها با مجور وزارت ارشاد بود که در سال ۱۳۹۱ به بازار آمد. مدتی بعد هم او شروع به برگزاری کنسرت کرد. آخرین آلبوم این خواننده با نام «دارم میرم» در سال ۱۳۹۴ منتشر و بعد از آن هم تعدادی تک آهنگ از او منتشر شده است. خراطها، سبک خودش را شبیه آدل می‌داند بیشتر آهنگ‌های مجید خراطها، مضمونی عاشقانه و تمی غمگین دارند. او به همین دلیل می‌گوید که من یک خواننده کوچه و بازاری نیستم. خراط‌ها در مصاحبه‌ای گفته است که ترسی از غم ندارد و غم و اندوه بخشی از وجودش است. برای همین دوست ندارد آهنگ‌های کوچه و بازاری شاد بخواند. همچنین خراط‌ها مدتی قبل در گفت و گویی با زهرا عاملی گفته بود که او در سطح آدل (خواننده معروف انگلیسی) می‌خواند و نباید آهنگ هایش را با هر خواننده‌ای مقایسه بکنند. این مصاحبه در فضای مجازی باعث واکنش‌های بسیاری شد. برای این خواننده جوان کشورمان آرزوی صحت و سلامت می‌کنیم. امیدواریم که هر چه زودتر با آهنگ‌های جدید به عرصه موسیقی پاپ برگردد. ]]> هنری Mon, 17 Dec 2018 07:15:38 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149643/ حوروش خلیلی: حین همخوانی میکروفن مرا می‌بستند و مردم می‌دیدند که فقط لب می‌زنم http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149569/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایلنا، حوروش خلیلی ۲۱ آذر ۶۱ ساله شد و همین بهانه‌ای شد تا به دیدنش برویم. خواننده زنی که در مقطع زمانی بعد از انقلاب دو عنوان «اولین» در کارنامه دارد؛ اولین زنی که همراه با شورانگیز ظهرالدینی به عنوان همخوان در کنار خواننده مرد، به ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی پیوست و اولین زنی که آلبومی با صدای او منتشر شد و گروهی به عنوان هم‌خوان در کنارش حضور داشتند؛ آلبوم‌های «نوای قریه»، «آهوی وحشی» و «آوای روستا» با تنظیم ملیحه سعیدی.  حوروش خلیلی که این روزها بیشتر وقتش را صرف آموزش آواز به زنانی از هر مقطع سنی می‌کند، می‌گوید «همیشه خداوند را شاکر است که او را معلم قرار داده است».     یکی از نکات جالب توجه در مورد شما اساتیدی هستند که در سال‌های دور در محضرشان آموزش دیده‌اید، فریدون مشیری (درک شعر و معانی حافظ)، اسماعیل صارمی (اشعار سعدی)، نصرالله ناصح‌پور (ردیف آوازی عبدالله دوامی)، مهدی فلاح و معصومه مهرعلی (ردیف نورعلی برومند و شیوه محمدرضا شجریان)، حسین عمومی (مکتب اصفهان و تلفیق شعر و موسیقی)، مهدی کمالیان (آثار روح‌انگیز) و... از سوی دیگر می‌دانیم که این روزها بیشتر وقت‌تان صرف آموزش دادن و تدریس می‌شود. تفاوت آموزشی که در این دوره می‌دهید با آموزشی که در آن دوره می‌دیدید در چیست؟ و اساسا چه میزان از آن‌چه را آموخته‌اید به هنرجویان‌تان می‌آموزید؟  من همیشه خداوند را شاکر هستم که مرا معلم قرار داده است. از همان زمانی که نزد اساتیدی که نام بردید درس می‌گرفتم، دوست داشتم خوب یاد بگیرم که بتوانم خوب یاد بدهم و نه اینکه صرفا ارائه‌ای معمولی از آن‌چه آموخته‌ام داشته باشم. برای همین سعی می‌کردم تا جایی که امکان دارد از همه اساتیدم با دل و جان و خوب یاد بگیرم.  زمانی که نزد استاد ناصح‌پور می‌رفتم که ان‌شالله عمر باعزت داشته باشند وسیله‌ای نبود که آن‌چه را ایشان به ما می‌آموختند ضبط کنیم و واکمن به سختی پیدا می‌شد و بنابراین باید گوشی و سینه و سینه می‌آموختیم. با توجه به مشغله‌های زندگی هر کدام‌مان و به عنوان مثال خودِ من که ازدواج کرده بودم و بچه داشتم و کار می‌کردم و این که باید در طول یک هفته ملودی‌هایی را یاد می‌گرفتیم که نسخه ضبط شده‌اش هم در دست‌مان نبود که به آن برگردیم، کار دشوار بود و هر هفته که سر کلاس می‌رفتیم یا اول تکلیف را نمی‌دانستیم یا وسطش را یا آخرش را اما بالاخره با زحمت و کوشش و کمک گرفتن از همکلاسی‌ها، راه می‌افتادیم و من در مجموع از ایشان چیزهای بسیاری آموختم و بیشتر ردیف‌های عبدالله دوامی را.   بعد نزد مهدی فلاح رفتم و ایشان هم بیشتر کارهای استاد شجریان را با من کار کردند. حُسن کلاس آقای فلاح این بود که اجازه می‌دادند اگر واکمن دارید تکالیف را ضبط کنید و در نتیجه می‌دانستید آن‌چه تحویل می‌دهید صحیح است. چون استاد برایتان می‌خواند و شما ضبط می‌کردید و مثل استاد می‌خواندید و اشکال و ایرادتان رفع می‌شد. بعد نزد دکتر حسین عمومی، تلفیق شعر و موسیقی و مکتب اصفهان را کار کردم و شیوه آواز خواندن را با خانم معصومه مهرعلی بسیار کار کردیم.    با توجه به اینکه اساتید مختلفی داشتم و ردیف‌های متعددی را در سینه دارم ماحصل این‌ها شده است اینکه آن‌چه را به شاگردانم می‌آموزم «آشنایی با ردیف آوازی» می‌نامم؛ یعنی هم دوامی است و هم نیست، هم کریمی است و هم نیست، هم برومند است و هم نیست و... تا بچه‌هایم فرار نکنند و از آواز خواندن زده نشوند. کسی که یک دوره نزد اساتید درس می‌گیرد، حالا بخواهد برود ردیف عبدالله دوامی را بیاموزد، دو تحریر بالاتر است یا دو تحریر پایین‌تر، یا بخواهد برود آن یکی مکتب را یاد بگیرد ما دو گوشه زیادتر گفته‌ایم و آن‌ها دو گوشه کمتر یا آن‌ها بیشتر گفته‌اند و ما کمتر یعنی شاگرد به حد مشخصی که برسد به اجتهادی دست پیدا خواهد کرد که بتواند این مسائل را تشخیص دهد.  من در کنار استفاده از آن‌چه از اساتیدم آموخته‌ام از منابع به‌روز هم استفاده می‌کنم. ما نزد هر استادی که می‌رفتیم ردیف را می‌آموختیم و تصنیف را ولی من اعتقاد بسیاری به صداسازی هم دارم. چیزی که بعضی از اساتید موافق آن نیستند ولی من در این زمینه هم کار می‌کنم. چون می‌خواهم این هنر را اشاعه دهم و معتقدم بگذار آن کسی هم که علاقه‌مند است ولی صدای متوسطی دارد بیاید و در حد خودش رشد کند. بنابراین همه کسانی که پیش من می‌آیند هر جلسه صداسازی هم کار می‌کنند، یک صداسازی فقط برای گرم کردن است و یک صداسازی مربوط به همان دستگاه است و من در کلاس‌هایم همیشه هم صداسازی کار می‌کنم، هم تصنیف و هم آواز.   و بر اهمیت صداسازی تاکید بسیار دارید؟  بله، مثل این است که شما پایه یک نفر را قوی کنید و حال هر گوشه‌ای را به او بدهید می‌تواند بخواند ولی اساتید ما همان یک گوشه را می‌دادند و شاگرد باید می‌رفت و تکرار می‌کرد و تکرار می‌کرد تا بداند تحریرش باید از کجا دربیاید. ولی با صداسازی می‌داند که تحریرهایش از کجا دربیاید؛ تحریرهای دو تایی، سه تایی، چکشی، بال کبوتری و غیره.  بچه‌های من چون صداسازی کار می‌کنند همه‌شان قوی هستند. گاهی اوقات کسانی پیش من می‌آیند که مثلا چهار سال است کار کرده‌اند ولی صداسازی کار نکرده‌اند و ملودی را می‌دانند ولی نمی‌توانند ارائه‌اش دهند و دلم می‌سوزد و در مقایسه با شاگردی که یک سال پیش خودم آمده است می‌ماند، چون او صداسازی کار نکرده است و این کرده است. به نظر من فرقی نمی‌کند، دو دانگ صدا دارید، سه دانگ یا هر چه، می‌توانید در حد و اندازه خودتان درست بخوانید و آواز بخوانید.    و ظاهرا در کلاس‌هایتان که تک جنسیتی هم هست و ویژه خانم‌ها، محدودیت سنی وجود ندارد؟  نه من برخلاف برخی که فقط با یک رده سنی کار می‌کنند، اصلا چنین کاری نمی‌کنم. من بچه‌ای دارم که هفت، هشت سالش است و آن قدر زیبا آواز می‌خواند که حیرت می‌کنید، خانمی هم هست که ۶۰ سال، ۷۰ سالش است. بعضی می‌گویند چرا همه را قبول می‌کنی و من در جواب‌شان از اعتقادم می‌گویم. من معتقدم آن خانمی که در سن بالا به کلاس من می‌آید مشخص است که علاقه بسیاری داشته که آمده و در جوانی‌ به دلایل مختلف نتوانسته بیاید و حالا آمده است. او حتما نوه‌ای دارد و عروسی و دامادی و وقتی در خانه تمرین می‌کند، نوه اش از او می‌پرسد مادربزرگ چه می‌خوانی؟! و او می‌گوید دستگاهی را می‌خوانم به نام ماهور. نوه‌اش می‌پرسد ماهور چیست مادربزرگ؟ جواب می‌دهد ماهور این طوری است، این طوری و این طوری. همین برای من بس است! همین که به خانه‌ها رفت و من در حد توانم اشاعه‌اش دادم. از آن سو شاگردانی هم دارم که یا می‌خواهند معلمی کنند یا کار اجرایی و به این ترتیب به هر دو هدفم می‌رسم.  بسیاری از فعالین حوزه موسیقی زنان، برگزاری کنسرت تک‌خوانی صرفا برای زنان را به حیات گلخانه‌ای زن در عرصه آواز تشبیه می‌کنند و همخوانی با خواننده مرد یا دیگر خوانندگان زن را در کنسرتی با حضور تماشاگران زن و مرد ترجیح می‌دهند. نظر شما در این مورد چیست؟  بسیار واضح است که مخاطب باید متشکل از هر دو جنس باشد و در غیاب هر کدام‌شان احساس کمبود می‌کنید. اما من به شخصه چنین دیدگاهی نسبت به برگزاری کنسرت صرفا برای بانوان ندارم و نمی‌گویم چون شما، فقط خانمید و مردی در میان‌تان نیست برای‌تان نمی‌خوانم. این عقیده من است. الان موقعیت ما به شکلی است که زنان فقط می‌توانند برای زنان بخوانند و من به این احترام می‌گذارم و نمی‌گویم چون مردان در اینجا نیستند، برای شما که فقط زنید هم نمی‌خوانم.  همخوانی را هم به این دلیل انجام می‌دهم که بدانند زنان هنوز روی صحنه‌اند. باور کنید گاهی اوقات در سال‌های دور، در حین همخوانی بارها میکروفن مرا می‌بستند و مردم می‌دیدند که من فقط لب می‌زنم و بغض گلویم را می‌گرفت ولی بازهم ماندم، گاهی اوقات کنار مردانی خوانده‌ام که از نظر سطح کاری هم طراز من نبوده‌اند ولی کنارشان نشستم که بگویم من هستم، با احترام به تمام قوانین، من یک زنم و هستم تا بقیه هم ادامه دهند.  شما و خانم شورانگیز ظهرالدینی اولین زنانی بودید که به عنوان هم‌خوان وارد ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی شدید.  چند سالی بود که ارکستر ملی که در سال ۷۷ توسط فرهاد فخرالدینی راه‌اندازی شد با خوانندگان مرد کار می‌کرد، بعد از اینکه سی‌دی «نوای قریه» با صدای من و تنظیم ملیحه سعیدی به صورت هم‌خوانی بیرون آمد، به ارکستر ملی اعلام شد که می‌توانند از حضور زنان هم به عنوان هم‌خوان استفاده کنند. آقای فخرالدینی، خانم ظهرالدینی را از قبل می‌شناختند و از من هم دعوت کردند و کار را با حضور سه خانم و دو آقا به عنوان هم‌خوان با خواننده اصلی شروع کردیم. تا پیش از آن در ارکستر ملی گروه کُر بود ولی هم‌خوان خانم نبود و ما اولینش بودیم. ما نزدیک پنج سال در کنار ارکستر ملی بودیم و بعد از آن گفتند بروید بعدا خبرتان می‌کنیم و خبرتان می‌کنیم رفت تا الان که دیگر خانم همخوانی در ارکستر ملی نمی‌بینید.  به «نوای قریه» اشاره کردید به عنوان اولین آلبومی که با صدای یک زن منتشر شد هر چند گروه همخوانی نیز متشکل از الهه حمیدی، فریبا قنادی‌اسدی، عصمت میلانی، فهیمه اسماعیلی، اسفندیار قره‌باغی و مجید اخشابی همراهی‌تان می‌کردند.  جا دارد یادی کنیم از ملیحه سعیدی که موسیقی‌دان بسیار ارجمندی هستند و امیدوارم هر کجا هستند سلامت باشند. به ایشان اعلام شده بود که می‌توانند با خواننده زن و گروه همخوان آلبومی منتشر کنند و ایشان کارهایی محلی را آماده کرده بودند و یک سال بود که در پی صدایی می‌گشتند که روی آن آهنگ‌ها بنشیند. سیدجلال هاشمی‌دهکردی، صاحب امتیاز این سی‌دی مرا از زمانی که در شیراز در خانه پدرم زندگی می‌کردم می‌شناخت و به خانم سعیدی معرفی‌ام کرد. خدا رحمت کند همسر خانم سعیدی را، آقای احمد ستوده هم آن جا بودند. مرا نمی‌شناختند و گفتند چیزی بخوان ببینیم چطور می‌خوانی و من شروع به خواندن «لیلا خانم» کردم و به محض اینکه شروع کردم دیدم که خانم سعیدی به همسرش نگاه کرد و همسرش به او و گفتند پیدایش کردیم، آن کسی را که می‌خواستیم صدایش روی این ملودی‌ها بخوابد پیدا کردیم و از فردا ضبط شروع شد.  و در ادامه دو کار «آهوی وحشی» و «آوای روستا» را خواندید.  بله، بعد که دیدند صدا می‌خورد و ملودی‌ها با صداها ژوست است و اخلاق‌ها و رفتارها با هم همخوان است، دو کار دیگر هم انجام دادیم.  چرا دیگر تمایلی به ضبط آلبوم ندارید؟  زیاد پیش می‌آید که به سراغم می‌آیند ولی وقتی صدای من به عنوان هم‌خوان تا آخرین درجه پایین می‌آید چرا باید این کار را انجام دهم. اذیت‌کننده است که برای خواندن یک آلبوم زحمت بکشید و وقتی که منتشر می‌شود اثری از صدای‌تان نبینید. ]]> هنری Sun, 16 Dec 2018 12:37:22 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149569/