پایگاه خبری ستاره ها - آخرين عناوين موسيقی :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/art/music Tue, 23 Jan 2018 15:38:13 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Tue, 23 Jan 2018 15:38:13 GMT موسيقی 60 کارن همایونفر پرکارترین آهنگساز فیلم فجر ۳۶ شد/ دوئل آهنگسازان http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122157/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری مهر، ساخت موسیقی فیلم های سینمایی همواره یکی از بخش های مهم روند پس‌تولید آثار است از همین رو فیلمسازان توجه ویژه ای به این بخش دارند به طوری که گاهی استودیوهای کشورهای دیگر را برای ساخت موسیقی آثارشان انتخاب می کنند. امسال و در سی و ششمین جشنواره ملی فیلم فجر حضور چند آهنگساز بیشتر به چشم می خورد. کارن همایونفر یکی از آهنگسازان پر کار این دوره از جشنواره است. او که پیش از این با ابراهیم حاتمی کیا در فیلم سینمایی «بادیگارد» همکاری کرده بود امسال نیز آهنگسازی «به وقت شام» اثر این کارگردان را به عهده دارد. در این فیلم که با موضوع داعش است، هادی حجازی‌فر و بابک حمیدیان از بازیگران ایرانی فیلم‌ هستند و جمعی از بازیگران سوری و لبنانی نیز به ایفای نقش می‌پردازند. از دیگر آثار کارن همایونفر در جشنواره امسال می توان به فیلم سینمایی «عرق سرد» ساخته سهیل بیرقی اشاره کرد. این آهنگساز پیش از این در فیلم سینمایی «من» نخستین ساخته سهیل بیرقی نیز حضور داشت. در پروژه سینمایی «عرق سرد» که با محوریت زنان و یک فوتبالیست زن است، بازیگرانی چون باران کوثری، امیر جدیدی، لیلی رشیدی، هدی زین العابدین و سحر دولتشاهی حضور دارند. همایونفر همچنین موسیقی فیلم سینمایی «اتاق تاریک» به کارگردانی روح الله حجازی را نیز ساخته و با این حساب لقب پرکارترین آهنگساز سی و ششمین جشنواره ملی فیلم فجر را به خود اختصاص داده است. فیلم سینمایی «اتاق تاریک» داستان فرهاد و هاله است که فصل جدید زندگی خود را آغاز کرده‌اند و این سرآغاز تغییرات دیگری است که آنها را در مواجهه با مسایل جدیدی قرار می‌دهد. در این فیلم بازیگرانی چون ‌ساره بیات، ساعد سهیلی، امیررضا رنجبران، مروارید کاشیان، محمد امامی، رضا احمدی، ژیلا دایی با معرفی سید علیرضا میرسالاری حضور دارند. در سی و ششمین جشنواره ملی فیلم فجر حضور آهنگسازانی نیز به چشم می خورد که با ۲ اثر حضور دارند که آرمان موسی‌پور از جمله همین افراد است. او امسال فیلم سینمایی «چهارراه استانبول» به کارگردانی مصطفی کیایی و «خجالت نکش» به کارگردانی رضا مقصودی را در این رویداد هنری دارد. «چهارراه استانبول» به موضوع فاجعه پلاسکو می پردازد که در جریان آن چند نفر از آتش نشانان کشورمان که برای کمک به حادثه دیدگان به داخل ساختمان پلاسکو رفته بودند به شهادت رسیدند. در این اثر بهرام رادان، محسن کیایی، سحر دولتشاهی، رعنا آزادی ور، ماهور الوند، مهدی پاکدل، سعید چنگیزیان، پوریا رحیمی سام، بابک بهشاد، خسرو احمدی، تینو صالحی، حسین امیدی، مسعود کرامتی، کارن کیایی و باران صوفی به ایفای نقش پرداخته اند. «خجالت نکش» که از آثار طنز این دوره از جشنواره به شمار می آید، داستان زندگی زن و شوهری را روایت می‌کند که با داشتن عروس، داماد و نوه، در سن میانسالی بچه‌دار می‌شوند. این اتفاق آن هم در روستایی کوچک که هیچ چیز از دید اهالی پنهان نمی‌ماند، رخ می دهد...» احمد مهران فر، شبنم مقدمی و لیندا کیانی بازیگران این فیلم سینمایی هستند. بهزاد عبدی از آهنگسازان باسابقه آثار سینمایی نیز آهنگسازی ۲ اثر با عنوان های «دارکوب» ساخته بهروز شعیبی و «هایلایت» به کارگردانی اصغر نعیمی را عهده دار است. در خلاصه داستان «دارکوب» آمده است: «هیچ چیز سخت‌تر از اون نیست که ببینی عزیزت تصمیم گرفته تنها باشه. تو از دیدنش و از شنیدن صداش لذت می‌بری اما اون درها رو بسته و تنهایی رو جای تو انتخاب کرده… هیچ چیز سخت‌تر از اون نیست که ببینی تنها شدی. عزیزانت رو می‌بینی و دوستشون داری ولی همه تو رو انکار می‌کنن. درها رو به روت بستن و تو تنها شدی. تنهایی باتلاقه.» در چهارمین اثر سینمایی اصغر نعیمی با نام «هایلایت» با آهنگسازی بهزاد عبدی، پژمان بازغی، آزاده زارعی، سام قریبیان، مینا وحید، الهه حصاری، یزدان فتوحی، شیوا طاهری و جمشید هاشم پور به عنوان بازیگران اصلی حضور دارند. «سرو زیر آب» به کارگردانی محمدعلی باشه آهنگر و «کار کثیف» ساخته خسرو معصومی ۲ اثری است که حسین علیزاده آهنگساز مطرح به ساخت موسیقی آنها پرداخته است. این آهنگساز پیش از این در فیلم سینمایی «ملکه» نیز با محمدعلی باشه آهنگر همکاری کرده بود. بابک حمیدیان، مینا ساداتی، مسعود رایگان و هومن برق نورد از جمله بازیگرانی هستند که در فیلم سینمایی «سرو زیر آب» جلوی دوربین علیرضا زرین دست قرار گرفته اند. «سرو زیر آب» فیلمی دفاع مقدسی و درباره شهدای گمنام و معراج شهدا است و «کار کثیف» نیز کار و مهاجرت را دست‌مایه قرار داده است. در «کار کثیف» پدرام شریفی، الهام نامی، شاهرخ فروتنیان، لوون هفتوان، خیام وقار، مهران نائل، پیام احمدی نیا، رضا فیاضی، سام ولی پور، اکبر معززی، مسعود فروتن، علی بهمنش، مهرداد فلاحتگر، علی محمدی، رضا یوسفی، ابراهیم عمادی، هوشنگ رضایی، حماسه دولتشاهی، سیامک نیازی، امیر پاسبان، سیمون باغداساریان، وحید حبیبیان، مهدی میراکبری، امیرحسین اصفی، مهدی جمشیدی و رضا احمدپور به ایفای نقش پرداخته اند. ستار اورکی نیز انیمیشن سینمایی «فیلشاه» ساخته هادی محمدیان و «ماهورا» ساخته حمید زرگرنژاد را به سی و ششمین جشنواره ملی فیلم فجر آورده است. داستان «فیلشاه» در جنگلی در آفریقا رقم می‌خورد. رییس گله فیل‌ها صاحب فرزندی می ‌شود که همه انتظار دارند جانشین رییس گله باشد اما برخلاف تصور همه، «شادفیل» بسیار دست و پا چلفتی است و هیکل گنده‌اش همیشه سبب تخریب و خرابکاری می ‌شود. «ماهورا» دومین اثر ستار اورکی در جشنواره ملی فیلم فجر هم یک اثر دفاع مقدسی است که در آن کامران تفتی، بهاره کیان افشار، داریوش ارجمند، سعید آقاخانی، میترا حجار، علی اوسیوند، یوسف مرادیان و مالک سراج نقش آفرینی می کنند. یک مستند به نام «زنانی با گوشواره های باروتی» به کارگردانی رضا فرهمند و فیلم سینمایی «جاد قدیم» ساخته منیژه حکمت نیز از جمله آثاری هستند که کریستف رضاعی آهنگسازی آنها را به عهده داشته است. «جاده قدیم» داستان زنی کارمند را روایت می‌کند که شب عید نوروز با مشکلاتی مواجه می‌شود. نقش اصلی این فیلم برعهده مهتاب کرامتی است و آتیلا پسیانی و پرویز پورحسینی دیگر بازیگران این پروژه سینمایی هستند. «زنانی با گوشواره های باروتی» هم مستندی با محوریت زنان و درباره گروه تکفیری تروریستی داعش است. این آهنگسازان از پرکارترین افراد حاضر در سی و ششمین جشنواره ملی فیلم فجر هستند و بقیه فیلم ها توسط افراد دیگری آهنگسازی شده اند. حال باید منتظر ماند و دید از میان ۲۵ فیلم بلند راه یافته به این رویداد هنری سیمرغ بلورین موسیقی به چه کسی می رسد؟ ]]> هنری Tue, 23 Jan 2018 11:44:39 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122157/ اولین خواننده زنی بودم که با اسم خودم معرفی شدم http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122120/  به گزارش ستاره ها ؛ روزنامه شرق نوشت: سال ١٣٩١ برای انجام کاری شخصی به اصفهان سفر کردم. به توصیه بهروز مبصری، محقق و پژوهشگر موسیقی اصیل، برای ازدست‌ندادن فرصت دیدار ناهید دایی‌جواد و منوچهر شیخ‌صراف در این سفر- که بحق این دیدار برای من، غنیمتی بود - با خانم ناهید تماس گرفتم. خیلی حوصله من را نداشتند و من را از سر خود باز کردند به بهانه مشغله و نداشتن فرصت. شکوه‌کنان به شیخ‌صراف زنگ زدم و ایشان با آرامش گفتند: «شما بیا خانم ناهید با من! کاریت نباشد». نفس راحتی کشیدم. به اصفهان رفتم. با شیخ‌صراف تماس گرفتم و به منزل ایشان رفتم. ایشان و همسر محترمشان به‌گرمی پذیرای من شدند. خانم ناهید هنوز نیامده بودند و من مشتاق و چشم به در که این هنرمند را ملاقات کنم. می‌خواستم به‌همراهشان سفر کنم به عمق خاطرات موسیقایی پدران و مادران سرزمینم. سرانجام انتظار به‌سر رسید. دوست‌داشتنی‌تر از تصورم بودند. دوست داشتم به احترام موسیقی فاخر سرزمینم زانو بزنم و دستشان را ببوسم.  ساعاتی طولانی گفت‌وگو کردیم. با حوصله و بدون نشانی از خستگی در چهره و صدای مهربانش به سؤالات من و حتی بیشتر از آن پاسخ دادند. آن‌قدر به آن جمع احساس تعلق داشتم که گویی سال‌هاست در بین آنها بوده‌ام. با انرژی و شعفی وصف‌نشدنی به محل اقامتم برگشتم. طعم شیرین این ملاقات همچنان در جان من است. در آغاز در معرفی خودشان چنین گفتند: «من متولد ٢٨ اردیبهشت سال ١٣٢١ هستم. پدر و مادر من دخترعمو و پسرعمو بودند و حاصل این وصلت سه فرزند بود، یک دختر و دو پسر، برادرهای من هیچ‌کدام با موسیقی آشنایی نداشتند. نمی‌دانم چطور شد که من از کودکی به موسیقی علاقه‌مند بودم و از ابتدا من را تشویق می‌کردند که صدایت خوب است و می‌شود شنید. من از رادیو موسیقی گوش می‌کردم. خوشبختانه از رادیو مرتب موسیقی پخش می‌شد و من هم می‌شنیدم و یاد می‌گرفتم. علاقه زیادی به صدای منوچهر همایون‌پور داشتم. ما در محله احمدآباد اصفهان زندگی می‌کردیم و دوران کودکی من تا نوجوانی آنجا گذشت و بعد نقل‌مکان کردیم به محله عباس‌آباد که در آنجا وارد دانشکده ادبیات و در همان محله با آقای پازوکی آشنا شدم که فعالیت رسمی هنری من از آنجا شروع شد. سال ١٣٤١ وارد رادیو شدم. آن زمان آقای پیرنیا بودند و شدم خواننده گلها، از سالی که وارد رادیو شدم معلم بودم، چهار سال آموزگار بودم و بعد رفتم دانشگاه در امور دانشجویی کار کردم. سال ١٣٥٥ با کیوان قدرخواه ازدواج کردم. مجددا برگشتم به آموزش‌وپرورش تا سال ١٣٧٤ که بازنشسته شدم». ادامه گفت‌وگویمان به شرح زیر است:     در مورد آثار و فعالیت هنری‌تان توضیح دهید.  کارهایی که در رادیو اصفهان انجام دادم، در کنار آقای کسایی بودم و با ارکستر رادیو اصفهان که عبارت بودند از: مرحوم علیخان ساغری، سیروس ساغری، مرحوم سعادت‌الله نورده، مهندس قدرت‌الله راستی، دکتر ابوالفضل سهیلیان، آقای جمشید شاهین، آقای ابراهیم گوهری، آقای جهانگیر بهشتی و آقای هوشنگ سراج که ضمن فعالیت در رادیوی اصفهان، به دعوت آقای پیرنیا، به تهران هم می‌آمدیم.   آهنگ‌هایی که در رادیو اصفهان اجرا کردم، ساخته آقای جهانبخش پازوکی، آقای حسن کسایی، آقای هوشنگ سراج و آقای سیروس ساغری بودند و کارهایی که در برنامه گلها اجرا شد، ساخته آقای روح‌الله خالقی، آقای تجویدی و آقای معروفی از عارف قزوینی و چندتا هم از جهانبخش پازوکی. اشعار هم از بهادر یگانه و رهی معیری بود که در آن زمان در قید حیات بودند و آهنگی بود از آقای معروفی با اشعار خانم سیمین بهبهانی.    گفته می‌شود شما ٩٢ کار، ضبط کرده‌اید.  بله همین‌طور است، منتها هیچ‌کدام از آنها باقی نمانده‌اند. در ابتدای انقلاب تمام آرشیو رادیو اصفهان از بین رفت و کارهای من هم از بین رفت، خیلی از این کارها با همراهی استاد کسایی بود که وجود ایشان واقعا غنیمت بود. سعی کردیم که دوباره کارها را اجرا کنیم؛ اما نشد، موضوع، وجود آقای کسایی بود که در جمع ما باشد.    درحال‌حاضر کدام آثارتان باقی است؟  برنامه گلها، همه، هست؛ ١٥ برنامه گلها و ١١ تا گلهای رنگارنگ است، سه تا شاخه گل و یک گلهای صحرایی و چند آهنگ تک‌تک که از آهنگ‌های آقای پازوکی بود، آهنگ‌های آقای هوشنگ سراج هست، یکی، دو تا از کارهای آقای کسایی هست که همه این کارها روی کاست است که باید روی سی‌دی برگردانده شود.    در مورد آهنگ غروب کوهستان بگویید.  این آهنگ در ابتدا خیلی عریض و طویل بود و اورتور خیلی مفصلی داشت و به نام «دره خاموش» بود و با شعری از جهانبخش پازوکی. بار اول در رادیو اصفهان اجرا و ضبط شد؛ با همان ارکستری که نام بردم. منتها آن موقع اجازه نداشتیم به صورت رسمی آن را پخش کنیم. فقط ضبط کردیم که یادگار بماند. چون خانواده‌ام مخالف آوازخواندن من بودند که آن هم داستان خود را دارد، پدرم خیلی دوست داشت من آواز بخوانم. منوچهر سلطانی، پسرخاله مادرم بودند و رفیق صمیمی پدر، این دو اغلب با هم وقت می‌گذراندند. یکی از مشوقان من بودند برای آوازخواندن و همیشه به پدر می‌گفتند: «باقی -نام پدر من عبدالباقی بود- ناهید را بفرست رادیو». ایشان شاگرد بسیار خوب مرحوم صبا بود. ویلن خیلی خوب می‌زد و آهنگ‌ساز برجسته‌ای بود. شعر آهنگ‌هایشان را هم خودشان می‌گذاشتند. یکی از قشنگ‌ترین کارهای ایشان توسط خانم پوران اجرا شد در برنامه گلها در بیات ترک و دو‌تا را هم آقای کسایی آوردند رادیو اصفهان که «ای جدایی» را من اجرا کردم. یادشان بخیر. متأسفانه ایشان به اصرار همسرشان رفتند آمریکا و در آنجا به خواست ایشان آمار خواندند. هنرمندی که دکترای آمار گرفت! متاسفانه دو، سه سال پیش در مریلند آمریکا فوت کردند و بسیاری ازآهنگ‌هایشان توسط هنرمندان دیگر اجرا شد و نبودند که از آهنگ‌هایشان دفاع کنند. آثاری که من زمان نت‌نویسی ایشان شاهد آن بودم.    چه شد که بالاخره به رادیو آمدید؟  فامیل رضایت نمی‌داد که من بروم رادیو؛ این شد که پدر جلسه‌ای برگزار کرد به اتفاق مردان چون خانم‌ها حق اظهارنظر نداشتند. آقایان هم معتقد بودند که دختر باید شوهر کند. خانواده در خطر است، مگر می‌شود نوه فلانی آوازه‌خوان شود، رادیو که اصلا حرفش را نزنید. من هم مثل دخترانی که برایشان خواستگار می‌آید، پشت در گوش ایستاده بودم که ببینم نتیجه جلسه چه می‌شود. پدر دوست داشت من به رادیو بروم و همه، یکپارچه، مخالف بودند که دایی من، جواد دایی جواد -که وکیل دادگستری بود و دوست صمیمی آقای دکتر حسین عمومی که از آوازخوان‌های مطرح شهر من بود، - ایستادند و گفتند کسی حق ندارد برای آینده و زندگی ناهید تصمیم بگیرد. او خودش می‌داند که می‌خواهد آواز بخواند یا نه. همه ساکت شدند و کسی جوابی نداد.   من به اتفاق آقای پازوکی رفتم رادیو و در نوروز ١٣٤١ این کار اجرا شد که البته از نظر خودم یکی از بدترین اجراهای من بود. چون خیلی از میکرفون ترسیده بودم و تماشاچی در استودیو خیلی زیاد بود؛ حدود صد نفر، ١٠، ١٥ نفر مجری. در لژ هنرمندانی چون آقای گلپایگانی و... را می‌دیدم. اتاق فرمان خیلی شلوغ بود. وزیر اطلاعات وقت، معینیان بود که خودش اصفهانی بود و لابد ایستاده بود ببیند این دختر اصفهانی چه کار می‌کند. خلاصه خیلی ترسیده بودم. یک‌جا را از ضرب انداختم، جایی را بیخود کشیدم. اما به‌هرحال این اجرا یک موفقیت بود برای من و آقای معروفی هم کار را با همین فرم تنظیم کردند. یک ماه بعد این کار را با گلها ضبط کردیم و شد گلهای صحرایی شماره ٦٢، آهنگ‌ساز و شاعر معرفی نشد. آهنگ را محلی اعلام کردند. درحالی‌که این آهنگ با ارکسترهای متعددی اجرا و ضبط شد از جمله ارکستر آقای کسروی، در اصفهان با دو، سه تا ارکستر و با ارکستر دانشگاه اما در هیچ‌کدام آهنگ‌ساز و شاعر معرفی نشد. آهنگ‌ساز این کار آقای سیروس ساغری بود و شاعر آن آقای جهانبخش پازوکی.  لازم است به این موضوع اشاره کنم که تمام خواننده‌های زن در آن زمان اسم مستعار داشتند. من اولین خواننده‌ای بودم که با اسم و فامیل خودم معرفی شدم و گوینده زمان معرفی من روی «دایی جواد» مکث کرد که این چه فامیلی‌ای است که من برای او توضیح دادم که این یک شهرت محلی است.    برای ما هم توضیح می‌دهید.  پدر پدرم و پدر مادرم، محمدحسین و محمدحسن، فرزندان جواد بودند. بچه‌های خواهرشان می‌گفتند: «حسین و حسن دایی جواد!» که این اسم روی آنها ماند تا وقتی شناسنامه گرفتند به همین نام.    علت محبوبیت آهنگ «غروب کوهستان» را چه می‌دانید؟  فکر می‌کنم مردم خسته شده بودند از صداهای تکراری. این یک نقطه‌عطف بود در موسیقی و من این را با قدرت می‌توانم بگویم؛ هم از نظر شعر و هم از نظر آهنگ و هم از نظر صدا چون تحریر داشت. در آن‌موقع خانم‌ها صداهایشان تحریر نداشت و علت آن هم ندانستن آواز بود. با اجرای این آهنگ بخش تازه‌ای باز شد به‌خصوص با آن جمله «خدایا گله دارم».    شایع است که ازدواج باعث شد از رادیو بیرون بیایید. علت چه بود؟  مشکلاتی بود که مجبور شدم از رادیو بیرون بیایم. مسائلی بود که نمی‌شد کار را ادامه بدهم. شاید نشود گفت؛ اما خیلی سخت بود ادامه‌دادن و من همیشه عزت و حرمت و آبروی پدر و مادرم جلوی چشم‌هایم بود. آنها خیلی تلاش کردند بروم رادیو و من را با احترام و عزت فرستادند. من نباید به خواسته‌های آنها پشت می‌کردم.   من سال ١٣٤٨ از رادیو بیرون آمدم در حالی که در سال ١٣٥٥ ازدواج کردم. اصلا همسرم من را به خاطر آوازه‌خوان‌بودنم انتخاب کرد؛ چون من نه ظاهر آنچنانی داشتم، نه قد و بالایی. فعالیت‌های هنری من بعد از ازدواج کمتر شد؛ اما ادامه داشت.   از آشنایی‌تان با همسرتان بگویید.  من در سال ١٣٥٥ در بلوغ کامل با کیوان قدرخواه که شاعر مدرن و نوپرداز بود، ازدواج کردم. کیوان نوه‌ عمه پدر و مادر من بود و همسایه ما و زیاد به منزل ما می‌آمد. من به تشویق او کتاب‌های بسیاری خواندم. می‌آمد دو کتاب به من می‌داد و می‌گفت: «یک هفته فرصت داری این کتاب‌ها را بخوانی». من بزرگ‌ترین رمان‌ها را در دوره دبستان به خاطر تشویق‌های کیوان خواندم. در آن‌موقع هیچ علاقه‌ای بین ما نبود. بعدها کیوان به دانشکده حقوق تهران رفت و من هم در اصفهان در دانشکده ادبیات درس خواندم و در این فاصله ما همدیگر را ندیدیم.  کیوان خیلی علاقه‌مند بود به هنرمندان ادب این مملکت و خانه ما همیشه محفل ادیبان بود و این شاید شانس من بود که در منزلم با بزرگان ادب آشنا شدم و باعث این، همسرم بود.  کیوان قدرخواه چهار مجموعه شعر دارد به نام‌های: «گوشه‌های اصفهان»، «پری‌خوانی‌ها»، «از تواریخ ایام»، «سایه‌های نیاسر».  او عاشق اصفهان بود تا حدی که وقتی مثلا به پل خواجو می‌رفت، انگار که از یک مکان زیارتی دیدن می‌کند.  حاصل این ازدواج یک دختر است که به هنر نقاشی علاقه‌مند است. پدرش هم به نقاشی علاقه‌مند بود. دخترم کانادا زندگی می‌کرد که بعد از فوت پدرش آمد ایران و دیگر برنگشت. یک نوه دختر دارم که آن‌قدر دوستش دارم که می‌توانم جانم را به او بدهم. همیشه فکر می‌کنم چطور می‌شود که آدم این‌قدر نوه‌اش را دوست داشته باشد، حتی بیشتر از بچه‌اش.  کیوان ١٠ دی سال ١٣٨٣ بر اثر بیماری درگذشت.    از خاطرات خود با هنرمندان بگویید.  نوازنده‌ای که همیشه آرزو داشتم او را ببینم و فقط جواب سلام من را بدهد، آقای پرویز یاحقی بود. بار اول که ایشان را دیدم، در راهروی استودیو ٨ رادیو ایران بود که با آقای معروفی آهنگ «قسم به خدا» را ضبط می‌کردیم. به من گفتند: «تو برو بیرون، خسته می‌شوی، تا ارکستر تمرین کند». آقای یاحقی با دو، سه نفر دیگر در راهرو ایستاده بودند. به من گفتند: «تو کی هستی كه اینجا ایستاده‌ای؟» گفتم: «من ناهید دایی‌جوادم». گفتند: «گوینده‌ای؟» گفتم: «نخیر با آقای معروفی ضبط دارم». گفتند: «تو ناهیدی؟!» و به من خیلی اظهار لطف کردند و هنوز هم این خاطره را مرور می‌کنم، بدنم می‌لرزد.    بعد از انقلاب مشکلاتی که برای هنرمندان پیش آمد، برای شما هم اتفاق افتاد؟  خیر. چون من قبل از انقلاب از رادیو بیرون آمده بودم، مشکلی نداشتم. چند بار خواسته شدم که اغلب معلم‌ها را خواسته بودند. ربطی به هنرمندبودن من نداشت.    شما به‌عنوان یک زن هنرمند نشان دادید که می‌شود هنرمند بود و سالم زندگی کرد؛ صحبتی دراین‌باره دارید؟  مسائل اخلاقی هیچ ارتباطی به هنرمندبودن ندارد. نمی‌شود گردن هنر انداخت. هنرمند یک خلاق است. به قول همسرم: «هر انسانی در خودش یک جهان است و هر هنرمندی یک الهه است».  شاید به خاطر داشتن یک کار خوب یا مطرح‌شدن، یک‌سری اتفاقات بیفتد-؛ اما یک هنرمند کافی است تنها کار خوب ارائه دهد برای معرفی خود.    از معلمی بگویید و اینکه بعد از بازنشستگی چه کار کردید؟  قبل از اینکه لیسانس بگیرم، به استخدام آموزش‌وپرورش درآمدم. یکی از اساتید در یک درس به من نمره نمی‌داد، آقای صدرهاشمی و من ناچار شدم آن درس را با استاد دیگری بردارم و در سال ١٣٤٥ فارغ‌التحصیل شدم. از رادیو که بیرون آمدم، همان سال توسط رئیس دانشگاه وقت اصفهان به استخدام دانشگاه درآمدم؛ در امور دانشجویی مسئول خوابگاه‌ها و تا سال ١٣٥٥ هم آنجا بودم که به خاطر پرخاش دانشجویی حالم بد شد و بیمار شدم. همسرم گفت: «دوباره برگرد به آموزش‌وپرورش». سال ١٣٧٤ بازنشسته شدم. بعد از بازنشستگی به تدریس آواز پرداختم. بعد از انقلاب بیشتر به آواز روی آوردم. فرصت داشتم روی ردیف‌های آوازی استاد کسایی و استاد محمود کریمی کار کنم و همین‌طور کارهای آقای تاج، آقای قوامی، آقای ایرج و آقای گلپایگانی که حق مسلمی بر آواز این مملکت دارند. خاطرم هست زمانی که ما محصل بودیم، همه می‌خواستند بشوند اکبر گلپا. هرکس می‌آمد امتحان بدهد، مثل او می‌خواند و آقای تاج می‌گفتند: «جانم مثل خودت بخوان». وقتی کار آدم تأثیرگذار باشد، این اتفاق می‌افتد. البته من قبل از انقلاب هم آواز کار می‌کردم. من اولین زنی بودم که در برنامه گلها آواز خواند. مثنوی‌ها را اجرا کردم. شاخه گل ٣٢٣، شاخه گل ٣٠٦ و شاخه گل ٢٩٧ و اهل فن می‌دانند که مثنوی را باید با تحریرها و حالت‌ها و خصوصیات خودش اجرا کرد تا مورد قبول باشد که من خوشبختانه از پس این کار برآمدم؛ در کنار بزرگان هنر موسیقی این مملکت مثل آقای حبیب‌الله بدیعی، احمد عبادی، رضا ورزنده و جلیل شهناز که هم من را راهنمایی می‌کردند و هم باعث شدند من به آواز علاقه‌مند شوم.    با تغییراتی که در موسیقی ایرانی ایجاد می‌شود، چقدر موافق هستید؟  یک‌سری اتفاقات ممکن است بیفتد. اصلا موسیقی ما همیشه گرفتار این مصیبت بوده؛ اما اگر تاریخ را ورق بزنید، می‌بینید عده‌ای بودند که همیشه رسالت داشتند حافظ موسیقی اصیل باشند. اصل کار را نمی‌شود تغییر داد. البته من با تغییرات خوب که باعث علاقه‌مندشدن جوان‌ها به موسیقی اصیل شود و به اصل کار آسیب نزند، موافقم.    در مورد خوانندگان این نسل نظرتان چیست؟  متأسفانه همه خوانندگان مرد از هم تقلید می‌کنند؛ شما هیچ تشخصی در صداها نمی‌بینید. صداها شخصیت ندارند؛ همه می‌خواهند مثل فلان خواننده شوند و این اشتباه است. خود آن خواننده  که هست.     سخن آخر؟  آرزو دارم فضایی برای فعالیت خانم‌ها باز شود. چراکه ما هنرمند توانمند خانم خیلی داریم که هیچ جایی برای ارائه هنر خود ندارند.  ]]> هنری Tue, 23 Jan 2018 08:57:45 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122120/ همسر حبیب: شوهرم ایرانی بود نه لس آنجلسی/ مشایی گفت مجوز کار می‌دهم http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122002/ به گزارش ستاره ها ؛ روزنامه ابتکار با ناهید بسیم، همسر حبیب محبیان(خواننده) مصاحبه ای انجام داده است. بخشی از این مصاحبه را می خوانید: صدا و تصویر حبیب یک سال و نیم بعد از فوت او مجوز گرفته است. احساس شما به این ماجرا چیست؟ وقتی این خبر را شنیدم بسیار ناراحت شدم. مجوز گرفتن آن کلیپ یعنی اهانت! همه ماجرا به «سمیر زند» بازمی‌گردد که نام او به عنوان خواننده مطرح شده است. حدود 5 سال پیش، این فرد از حبیب درخواست کرد تا در قبال مبلغی با او در یک کار همکاری کند. حبیب قبول کرد که با آقای زند دو خط بخواند. مبلغی را هم برای این‌کار در نظر گرفتند. شوهر من هیچ‌وقت با هیچکس قرارداد امضا نمی‌کرد و به قول و حرف همه اعتماد داشت. وقتی آن آهنگ خوانده و پخش شد، آقای زند، کلاه بزرگی سر شوهر من گذاشت و فرار کرد و رفت. بعد هم فکر کرد که کارش گرفته و لازم نیست بهایی برای آنچه به دست آورده بپردازد. بعد از مدتی او دید ماجرا آن طور که فکر می‌کرده پیش نرفت بنابراین به حبیب تلفن زد و گفت «استاد عذر می‌خواهم و من اشتباه کردم». آن زمان حبیب فوری تلفن را قطع می‌کرد. دل حبیب شکسته بود. حالا همین فرد در این کلیپی که مجوز گرفته حاضر است. وزارت ارشاد با شما درباره مجوز این موزیک ویدئو تماس نگرفته بود؟ سوال من این است، وزارت ارشاد چطور بدون هماهنگی با ما به پخش صدا و تصویر حبیب در یک موزیک ویدئو مجوز داده است. اگر کسی از این دنیا برود و 10 هزار تومان در حساب بانکی او وجود داشته باشد، آیا از تمام وارثان آن فرد نمی‌خواهند برای تعیین تکلیف آن پول حضور داشته باشند؟ من و پسرم مجوز گرفتن این کلیپ را از این و آن شنیده‌ایم. من 42 سال برای حبیب زحمت کشیده‌ام، ما شانه به شانه هم زندگی کرده‌ایم. من اصلا از مجوز گرفتن صدا و تصویر حبیب خبر نداشتم. ناگهان متوجه شدم کسی که بزرگ‌ترین‌ کلاه را سر حبیب گذاشته، حالا برای کلیپش مجوز پخش صدا و تصویر حبیب را گرفته است. شوهر من در عمر خود یک نخ سیگار نکشید و یک لیوان مشروب نخورد. سالم‌ترین فرد بود. حبیب دق کرد. نزدیک 40 روز قبل از آنکه حبیب از پیش ما برود، سمیر زند تلاش می‌کرد تا دوباره سمت حبیب بیاید اما پس از آنکه نتوانست، در مصاحبه‌ای به حبیب اهانت کرد. پسرم، محمد، بلافاصله به من تلفن زد و گفت «نگذار پدر در اینترنت این مصاحبه را ببیند»، چون می‌دانست چقدر پدرش حساس است. حبیب حاضر بود گرسنگی بکشد و با چند عدد سیب‌زمینی یک هفته زندگی کند ولی حرمتش حفظ شود. در این شرایط فردی به حبیب با این سن و سال اهانت کرد. خلاصه این که دیگران تلفن کردند و حبیب از ماجرا خبردار شد. شلیک آخر را این فرد به شوهر من زد. نظرتان درباره مجوز این کلیپ چیست؟ حرف من این است که این مجوز بدون خبردار شدن بازماندگان حبیب و مهم‌ترین فرد که همسر او است، صادر شده است. این ماجرا را از طریق مجاری قضایی هم پیگیری کرده‌اید؟ نه، من شکایتم را پیش خدا می‌برم. ولی من از وزارت ارشاد مملکتم گله دارم. مگر شوهر من چه کار کرده بود؟ تمام پیشینه او را بگردید. او چه کار کرده بود که تا وقتی زنده بود مجوز نگرفت؟ من اصلا این را قبول ندارم که مجوزی داده شده است. آن آقا چون در آنجا رابطه داشته، توانسته مجوز بگیرد. البته من مطمئنم که بار کج به مقصد نمی‌رسد اما این واقعیت وجود دارد که از تصویر و صدای حبیب استفاده ابزاری کرده‌اند. چند روز گذشته در صدا و سیمای اصفهان در برنامه زنده‌رود کلیپی پخش کردند که صدای آقای حبیب نیز در آن پخش شده است. نظر شما درباره این موضوع چیست؟ آن زمانی که باید صدای حبیب از صدا و سیمای ملی پخش می‌شد، این اتفاق نیفتاد. این کار نوشدارو پس از مرگ سهراب است و دیگر هیچ تاثیری ندارد. من به عنوان همسر حبیب نباید می‌دانستم که قرار است صدای او از صدا و سیما پخش شود؟ ما به این خاطر از ایران رفتیم که شوهرم کار نداشت. همه زندگی‌مان را فروختیم و بعد از اینکه دیدیم هیچ کاری نمی‌توانیم بکنیم از ایران رفتیم. 30 سال آواره دشت و بیابان بودیم. برخلاف کسانی که به ما می‌گویند لس‌آنجلسی، شوهر من تن به هر کاری داد و هر کاری کرد که ایرانی بماند. یک نفر بیاید و بگوید که حبیب یک اشکال داشته است. تا وقتی زنده بود به او مجوز ندادند اما وقتی از میان ما رفت اجازه دادند که صدایش پخش شود. چه کسی به حبیب گفته بود که در صورت بازگشت به کشور اجازه فعالیت خواهد داشت؟ واقعیت چیزدیگری است. حبیب خواهر بزرگتری داشت. وقتی متوجه شد که خواهرش در ایران مبتلا به بیماری شده برای دیدار او به ایران آمد. حبیب به ایران آمد تا خواهرش را ببیند ولی در فرودگاه پاسپورت و لپ‌تاپش را از او گرفتند، او خیلی وحشت زده‌ بود و برای مدتی در ایران ماند تا به سوالات پاسخ دهد. تا قبل از این ماجرا هر وقت حبیب به ایران آمده بود 7 یا 8 روز بیشتر در کشور نمانده بود اما این دفعه، وطن هوایی اش کرد. آقایانی از او سوء‌استفاده کردند، دور او جمع شدند و گفتند به ایران بازگرد، ما برای تو اجازه کار می‌گیریم. در آن زمان، ما بعد از 25 سال در لس‌آنجلس پس از آوارگی‌ها، زندگی تشکیل داده بودیم. حبیب به من تلفن کرد که وسایل‌تان را جمع کنید و به ایران بیایید. حبیب مرغش یک پا داشت و وقتی می‌گفت باید همانی شود که من می‌گویم، باید همان اتفاق می‌افتاد. حبیب گفت به من قول داده‌اند. کسی که به حبیب قول داده بود با آقای مشایی هم آشنایی داشت و گفته بود که اسپانسر شما می‌شوم و حتی اگر 10 سال اینجا باشید، خرج شما را می‌دهم اما بعد از 2 سال او هم با حمایت 20 درصدی از صدای حبیب ما را رها کرد. او با آقای مشایی آشنایی داشت. اتفاقا آقای مشایی بعد از رفتن حبیب با من تماس گرفت و گفت ما همان موقع به وزیر وقت ارشاد گفتیم که برای حبیب مجوز بگیریم اما آن وزیر حرف رئیس جمهوری را نخواند. اتفاقا من بعدا همان وزیر ارشاد را در تلویزیون دیدم که از او پرسیده شد آیا شما با آقای احمدی‌نژاد دچار اختلاف نظر بودید و او پاسخ داد که نه، تنها مشکل ما با آقای احمدی‌نژاد این بود که آن زمان یک خواننده لس‌آنجلسی به ایران آمده بود و آنها از ما می‌خواستند که به او مجوز دهیم و ما نمی‌توانستیم. آقای مشایی هم همین را به من گفت که ما از وزیر وقت خواستیم ولی او حرف را از مقامات دیگری به جز رئیس‌جمهوری قبول می‌کرد. تنها موقعی که آقای مشایی با ما تماس گرفت همان موقع بود. ]]> هنری Mon, 22 Jan 2018 09:50:50 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122002/ تلاش برای رونمایی از «فصل سکوت»/ منتظر یک کنسرت عجیب باشید http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121969/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری مهر؛ فرهاد هراتی آهنگساز، نوازنده و رهبر گروه کُر «نامیرا» با اشاره به تازه ترین فعالیت های خود در عرصه موسیقی بیان کرد: هم اکنون مشغول انجام کارهای نهایی تازه ترین آلبومم با عنوان «فصل سکوت» هستیم که ضبط و تولید آن از تیرماه سال جاری آغاز شد و در ۷۷ روز نیز به اتمام رسید. این پروژه در ابتدا قرار بود فقط یک سولوی پیانو باشد اما بعدها با توجه به جذابیت هایی که این پروژه برایم به همراه داشت فضای کار را به سمتی بردم که بتوانم با تکیه بر تجربیاتم در حوزه موسیقی کلاسیک و موسیقی الکترونیک آلبوم جدیدی را آماده کنم. وی ادامه داد: پروژه «فصل سکوت» چندی پیش با پیشنهاد فرید حامدی به صورت نمایشی یک اجرای ویژه در فرهنگسرای نیاوران داشت و وقتی دیدیم استقبال مخاطبان از فضای کار خوب است تصمیم گرفتیم برنامه ریزی هایی برای اجرای عمومی آن در یکی از تماشاخانه های تهران داشته باشیم. امیدوارم بتوانیم در این زمینه به نتیجه مطلوب برسیم در غیر اینصورت اجرای یک رسیتال پیانو با محوریت پروژه در دستور کار قرار دارد که به زودی جزییات آن مشخص خواهد شد. این آهنگساز و خواننده با اشاره به تازه ترین مراحل تولید آلبوم گفت: ضبط مرحله جدید آلبوم در استودیو «شهر پارسیان» به مدیریت آیدین الفت انجام گرفته و به تازگی هم بعد از اتمام تک‌نوازی ویولن علی جعفری پویان برای این اثر، کارهای مریوط به میکس و مستر به پایان رسیده و امیدوارم تا قبل از اسفندماه روانه بازار موسیقی شود چراکه تاکید زیادی روی انتشار آلبوم قبل از تعطیلات نوروزی داریم. رهبر گروه کُر نامیرا در پایان عنوان کرد: پس از حضور موفقیت آمیز گروه کُر نامیرا در کنسرت علیرضا عصار که با استقبال مخاطبان همراه بود، تصمیم داریم تازه ترین کنسرت گروهمان را برگزار کنیم که طی روزهای گذشته کار ساخت موسیقی آن آغاز شده و امیدوارم فضا به گونه ای باشد که بتوانیم طبق برنامه ریزی های انجام گرفته آن را در سال آینده اجرا کنیم. این کنسرت دارای ویژگی های خاص و عجیبی است که ترجیح می دهم درباره جزییات آن بعدا اطلاع رسانی کنم. ]]> هنری Mon, 22 Jan 2018 07:16:58 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121969/ خواننده پاپ در کنار خواهر و خواهرزاده اش/عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121904/ ]]> هنری Sun, 21 Jan 2018 12:52:44 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121904/ اختتامیه سی و سومین جشنواره موسیقی فجر http://www.setarehnews.ir/fa/doc/gallery/121882/3/                                                                   ]]> هنری Sun, 21 Jan 2018 11:08:04 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/gallery/121882/3/ حسن همایونفال، «آی نسیم سحری» و ماجرای ممنوع التصویری‌اش! http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121848/ روزنامه صبح نو نوشت: برخی معتقدند موسیقی ما در این سال‌ها پیشرفت کرده است. گروهی دیگر نظر عکس دارند و دلشان برای موسیقی قدیم‌ها تنگ شده است. آهنگ‌هایی که شلوغ نبود و به مخاطب آرامش می‌داد. یکی از خوانندگانی که سال‌هاست کاری نخوانده اما مردم با تعدادی از آثار او هنوز خاطره دارند، آقای حسن همایونفال است. همایونفال دل پری داشت از بی مهری‌ها و البته خاطرات جذابی هم داشت از زندگی و کارش.       برخی معتقدند موسیقی ما در این سال‌ها پیشرفت کرده است. گروهی دیگر نظر عکس دارند و دلشان برای موسیقی قدیم‌ها تنگ شده است. آهنگ‌هایی که شلوغ نبود و به مخاطب آرامش می‌داد. یکی از خوانندگانی که سال‌هاست کاری نخوانده، اما مردم با تعدادی از آثار او هنوز خاطره دارند، آقای حسن همایونفال است. همایونفال دل پری داشت از بی مهری‌ها و البته خاطرات جذابی هم داشت از زندگی و کارش. اولین سؤال من، سؤال خیلی‌هاست. کجا هستید؟ بعد از آن دوره طلایی دهه ۷۰ و اوایل ۸۰ و آهنگ‌هایی که توسط هم‌نسلان ما زمزمه می‌شد؛ از «آی نسیم سحری» گرفته تا «یک آسمان» تا کار‌هایی که با آقایان خاوری و طاهری و بهادری همخوانی کردید و بعد تمام شد. رفتید و دیگر خبری از شما نیست! سعی می‌کنم سؤالات را یکی یکی جلو ببریم. اهل کاشانم روزگارم بد نیست و به قول سهراب سپهری لقمه نانی داریم، ذره هوشی و سر سوزن ذوقی. همانطور که گفتید در دهه ۷۰ دوستانی بودند شاید انگشت شمار، اما فعال بودیم. خیلی به موسیقی بها می‌دادیم. منظورم این نیست که الان بها نمی‌دهند الان هم همینطور است، اما از هر صدایی که می‌آید و می‌رود همه تعریف می‌کنند. من نمی‌دانم که به اصطلاح نقص اصلی کجاست؟ این برای من و هم نسلان من مایه تأسف است. مردم نسبت به ما لطف دارند و مدام می‌پرسند شما کجا هستید؟ چرا دیگر نمی‌خوانید؟ و من واقعاً برای آن‌ها جوابی ندارم. می‌گویند آقای مهران مدیری هرشب در برنامه‌اش خواننده می‌آورد چرا از شما یادی نمی‌کند و چرا شما را نمی‌آورد؟ ما در زمانی می‌خواندیم که شرایط خیلی سخت بود. یعنی من مثلاً وقتی برنامه اجرا می‌کردم، حق نداشتم بایستم حتی با کت و شلوار. حتی اجازه پوشیدن کاپشن هم نداشتیم! عجب، شما که کاپشن می‌پوشیدید! بله. یادم است برنامه‌ای اجرا کردم برای شبکه پنج. یک کاپشنی پوشیده بودم، چون برف آمده بود و ایستادم و خواندم. طبق معمول، خواننده عادت دارد که احساس خود را با سر و صورت نشان دهد. خواندم و کار پخش شد؛ اما سر و صدایی کرد که منجر به ممنوع التصویری من شد! آن زمان آقای لاریجانی رییس سازمان بود و آقای پور نجاتی گفتند، چون شما حرکت دست داشتید، ممنوع‌التصویر شدید. من نامه‌ای به آقای لاریجانی نوشتم و فیلم را دیدند و گفتند هیچ ایرادی ندارد و ایشان جزو خوانندگانی است که ما قبولشان داریم. غرض اینکه آن زمان سختگیری می‌شد. شما خوانندگی را از کجا و در چه سنی شروع کردید؟ من تقریباً ۱۱ سالم بود که بین دو هزار نفر قبول شدم. در رادیو و تلویزیون قبل از انقلاب تست صدا دادم. آقای بهرام گودرزی که الان می‌خوانند و ۱۰ سال از من بزرگتر هستند در آن کلاس‌ها بود. آقای هوشمند عقیلی بودند. من شاگرد مرحوم استاد مرتضی حنانه بودم. من شاگردی کردم، کوچک‌ترین شاگرد ایشان که در کتابشان ذکر کردند، من بودم. من شاگرد استاد مرتضی قوامی بودم. شاگرد مرحوم استاد بنان و مرحوم استاد مهرتاش بودم. من شاگردی این‌ها را کردم یعنی اکثر عمرم را شاگردی کردم و بعد در ۳۵ یا ۴۰ سالگی کارم به ثمر نشسته است. آن زمان که به رادیو و تلویزیون می‌رفتیم همه جا خاکی بود. ماهی ۲۰۰ تومان به ما می‌دادند که از کلاس‌ها در نرویم؛ اینقدر به ما بها می‌دادند. اساتید شعر آنجا مرحوم فریدون مشیری و مرحوم معینی کرمانشاهی بودند که تلفیق شعر و موسیقی را به ما یاد می‌دادند. دلم می‌خواهد این را صریح جواب بدهید. خودتان کنار رفتید؟ فضا باعث شد؟ یا از یک جایی چیزی گفتند و خودتان احساس کردید فضا برای شما آماده نیست؟ اداره موسیقی سازمان صدا و سیما هر چند وقت یک بار مدیریت عوض می‌کرد. زمانی که اوج کارهایمان بود، زمان آقای کلهر بود که بعد‌ها مشاور آقای احمدی نژاد شد. من کاری به کار‌های سیاسی او ندارم. آقای کلهر خیلی به موسیقی بها می‌داد. بعد از آن دوره فرمانروایی آقای علی معلم شروع شد که بسیار سال بدی بود؛ شاید برای من البته. آقای علی معلم یک قشر خاصی را برای خود آوردند که نسل بعد ما بودند مثل آقایان خشایار اعتمادی، مجید اخشابی، امیر کریمی، قاسم افشار و بهرام حصیری.‌ می‌خواهم بگویم ایشان این لطمه را زدند و حتی وقتی که بیمارستان بودند و من به عیادت ایشان رفتم، گفتند که فکر نمی‌کردم تو به دیدن من بیایی. واقعاً من نمی‌دانم ایشان چه مشکلی با من داشتند؟ با بچه‌هایی که یک‌شبه درخشیدیم و بعدش هم کار‌های خوبی ارائه دادیم. ما هم آنطور نبودیم التماس کنیم که کار بخوانیم؛ یکی دو بار گفتند که چرا خودتان کار نمی‌برید؟ اما من کار بردم و رد کردند؛ هم به شعرش که شعر حافظ بود ایراد گرفتند و هم به ملودی که خودم ساخته بودم. از لحاظ فنی صحبت کردند با شما و بعد رد کردند؟ نه شما کار را به اداره موسیقی می‌دهی و ۶ یا ۷ نفر از جوانان داخل شورا هستند و شما کار را به آن‌ها می‌دهی و می‌گویند هفته دیگر برای گرفتن جواب بیایید. می‌روی و می‌گویند جواب نه است بدون هیچ دلیلی. این‌ها درد دل من حسن همایونفال است. ولی آن زمان این طور نبود، یعنی آقای کلهر می‌گفتند حسن همایونفال باید ماهی یک آهنگ بخواند. نامه نوشته بودند که حسن همایونفال یا آقای بیژن خاوری حتماً بخوانند. معتقد بودند که کمک خرجی است برای زندگی آنها. من یادم است که برای «آی نسیم سحری» ۴۰ هزار تومان دستمزد گرفتم که آن موقع برای من خیلی بود. برنامه‌های زیادی هم در شهر‌های مختلف ایران اجرا می‌کردم.         آن برنامه‌هایی که می‌رفتید برای شما آورده مالی مناسب داشت که بخواهد خانه نشینی این سال‌ها را پوشش بدهد؟ بله، آورده مالی داشت. البته یک سری برنامه‌ها را برای دل خودم اجرا می‌کردم. آن زمان اعتقاد داشتم که زکات کار من این است که برای «محک» برنامه اجرا کنم یا مجانی یا برای نابینایان در پاسداران نرگس یا کهریزک؛ اما در نهایت آورده مالی به حدی بود که ما زندگی می‌کردیم نه الان که کنسرت می‌گذارند و درآمد آنچنانی داشته باشند. چون مربوط به گذشته است می‌پرسم. بیشترین و کمترین دستمزدی که گرفتید را می‌توانید بگویید؟ من آخرین کاری که برای سازمان صدا و سیما خواندم یک کاری بود به اسم «صدای پای باران» که آهنگسازی خودم و شعر آقای اسماعیل فرزانه بود و آقایی به نام امیرحسین بخشی که پسری جوان و خوش استعداد بود، این کار را برای من ساخت و تنظیم کرد و من بابت این کار بیشترین دستمزدی که گرفتم ۲ میلیون تومان بود. قصد تولید آلبوم تازه را دارید؟ الان چند سال است که آلبومی را آماده کردم. همانطور که می‌دانید الان آلبوم دادن در بازار کمی سخت است؛ یک اسپانسر می‌خواهد، چون هزینه بر است؛ چون نوازنده و شاعر و آهنگساز دارد و استودیو دارد که دستمزدشان هم زیاد است. نام آلبومم «مثل دریا» ست، اما هنوز به بازار نیامده و به دنبال اسپانسر است. فضای سنتی دارد و یکی از شعرهایش را خودم گفتم که شاید وصف حال خودم باشد. ۸ تصنیف از اشعار حافظ و مولاناست. اگر در این برهه به بازار بیاید، فکر کنم گل کند و من شدیداً دنبال اسپانسر هستم. نگران نسل جدید نیستید که با آلبوم شما ارتباط برقرار نکنند؟ نگران نیستم؛ چند روز پیش بود آقایی به سمتم آمد و گفتم شما متولد چه سالی هستی؟   گفت: دهه ۶۰ هستم. گفتم الان ۳۴ ساله هستی و پرسیدم من را می‌شناسی؟ گفت: من با کار‌های شما زندگی کردم. از این مثال‌ها زیاد دارم. اما نگران مخاطب نیستم. سه ایراد اساسی موسیقی امروز را کدام‌ها می‌دانید؟ متأسفانه کارشناسانی که در رأس کار موسیقی هستند کارشناس نیستند. من دلم می‌خواهد کسی که می‌آید رییس اداره سازمان موسیقی صدا و سیما می‌شود تخصص داشته باشد؛ صرف اینکه طرف شاعر است نمی‌تواند موزیسین شود. آقای علی معلم دامغانی نمی‌توانند موزیسین شوند. بعد از ایشان کسانی که آمدند کارشناس موسیقی نبودند؛ حتی وزارت ارشاد هم؛ البته به جز آقایی که نوازنده نی هم بودند. الان سیستمی که آمده و استودیو‌های خانگی باب شده است و صدا‌ها و زیر و بم را درست می‌کند و فالشی خواننده را می‌گیرد. باید یک سر و سامانی به این استودیو‌ها داده شود که کار سختی است و یکی اینکه خوانندگانی که الان می‌آیند و شروع می‌کنند باید واقعاً یک فیلتری باشد، فیلتری که شاید حدود سال ۱۳۴۲ بود که ما باید رد می‌شدیم و آن، استاد مرتضی خان حنانه بود؛ استاد فریدون مشیری بود؛ استاد معینی کرمانشاهی و فاخته و مهرتاش بود و سرکار خانم ماه منیر شادنوش. این‌ها فیلتر‌های آن زمان بودند که الان نداریم و اکثراً پارتی است؛ یکی پارتی در صدا و سیما دارد و کاری را می‌خواند و مدام می‌بینید که آن کار از آنتن پخش می‌شود. من در ماشین رادیو آوا را گوش می‌دهم و بیژن به من زنگ می‌زند که حسن رادیو را گوش می‌دهم که همه کار‌ها را پخش می‌کنند بجز کار من و تو. گفتم زیاد به دل نگیر و شاید تهیه کنندگان جوان هستند و ما را نمی‌شناسند و تهیه کنندگانی هستند که ما را یادشان نمی‌آید یا اینکه خواستند ما بیرون از گود باشیم. این سه سیستم، یکی خواننده و استودیو و کارشناس درست شود، اوضاع بهتر می‌شود. شاید الان این باعث شده که صدا‌ها و ملودی‌ها شبیه هم شده‌اند و ملودی که عشق باشد، شنیده نمی‌شود. موسیقی ما به سمت افول می‌رود و باید از آن ناامید بشویم؟ نه ناامید که نمی‌توان شد، بین این همه بلبل چند قناری هم هستند و چند مرغ که صدایشان خش دارند. آینده موسیقی اگر همین خط سیر را برود، پیشرفتی ندارد مگر تغییری ایجاد شود. متأسفانه الان خوانندگان بد بیشتر هستند از خوانندگان خوب. آقای معتمدی، آقای سالار عقیلی واقعاً خوب هستند؛ آقای قربانی و سینا سرلک خوانندگان خوبی هستند. این‌ها در حدی هستند که می‌شود ستایش کرد؛ آقای محمد اصفهانی هم همینطور و آقای احسان خواجه امیری در سبک خود، مجید اخشابی بسیار با ذوق است در آهنگسازی. در همان کار وصل جانان که سروش داد و یک کاری که خواندم باغ تنهایی، در آن سنتور زده است که بسیار زیباست؛ شعرش هم برای ساعد باقری است، آقای فریدون شهبازیان هر کاری که سنتور داشت مجید را می‌بردند یا آقای راغب. چند کار برای من ساخت که در آن زمان انجام می‌داد، این روال اگر بخواهد این طور پیش برود ممکن است شکست بخورد، ولی اگر تغییراتی در بینش یا تجدید نظری شود، بهتر می‌شود. سه آهنگی که بیشتر دوست دارید و گوش می‌دهید؟ یکی از آن‌ها کار مرحوم نادر گلچین است به نام «من دیگه بچه نمی‌شم». کار دیگر از استاد بنان است به نام «من از روز ازل دیوانه بودم» سومی هم آهنگ یارا یارا. ]]> هنری Sun, 21 Jan 2018 08:27:22 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121848/ رونمایی از آلبوم minus1 به تهیه‌کنندگی بهداد http://www.setarehnews.ir/fa/doc/gallery/121828/3/ به گزارش ستاره ها به نقل از رسانه نوا: دومین آلبوم رسمی گروه minus1 بیست و نهم دی ماه با عنوان «برای زندگی» منتشر و رونمایی شد.   این مراسم روزگذشته از ساعت هفت در شهرکتاب پاسداران برگزار و با حضور چشم‌گیر مخاطبان این گروه موسیقی همراه شد.   این آلبوم پس از علم باران به عنوان دومین آلبوم رسمی گروه وارد بازار شد. البته «برای زندگی» در حقیقت چهارمین آلبوم ماینس وان است، اما دو اثر اول این گروه با نام‌های حس لعنتی و گوزن‌های شمالی پخش گسترده و رسمی نداشتند. اعضای گروه Minus1 شامل مسعود فیاض زاده، سیامک بغدادی، شهرام شقایق، علی باغفر، سعید فیاض زاده و علی مبرز  در این آلبوم حضور داشته‌اند. این آلبوم به تهیه‌کنندگی حامد بهداد و به همت نشر موسیقی کوک منتشر و روانه بازار موسیقی شده است.                                   ]]> هنری Sun, 21 Jan 2018 06:56:50 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/gallery/121828/3/ پایان ماراتن ۱۰ روزه موسیقی فجر/ برگزیدگان جایزه باربد معرفی شدند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121817/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری مهر، مراسم اختتامیه سی و سومین جشنواره موسیقی فجر شنبه شب ۳۰ دی ماه با معرفی برگزیدگان «جایزه باربد» در بخش های مختلف و اجرای چند برنامه موسیقایی در تالار وحدت تهران برگزار شد. در ابتدای این برنامه پس از تلاوت قرآن مجید و پخش سرود ملی جمهوری اسلامی ایران، تیزری از روند برگزاری سی و سومین جشنواره موسیقی فجر برای حاضران در برنامه پخش و پس از آن ارکستر ملی ایران به رهبری فریدون شهبازیان و خوانندگی سالار عقیلی قطعه های «جام مدهوشی» با شعر بیژن ترقی، آهنگسازی علی تجویدی و تنظیم فریدون شهبازیان، «ایران» با شعر افشین یداللهی و آهنگسازی بابک زرین را اجرا کرد. سید عباس سجادی مجری مراسم بعد از اجرای این بخش، یاد و خاطره جان باختگان حادثه نفتکش سانچی را گرامی داشته و از تماشاگران خواست تا برای شادی روح این عزیزان فاتحه ای را قرائت کنند. گزارش آماری آقای رییس و بیان یک نکته به مدیران دولتی حمیدرضا نوربخش رییس سی و سومین جشنواره موسیقی فجر نیز در بخشی از مراسم اختتامیه بیان کرد: مروری بر جشنواره موسیقی طی سه دهه گذشته به خوبی نشان دهنده تاثیرهای ژرف موسیقی در همه بخش های فرهنگی است. خوشبختانه این ظرفیت بالا در حوزه اقتصادی نیز نمایان شده به طوری که نیمی از بودجه جشنواره از محل درآمد فروش بلیت حاصل شده است. وی ادامه داد: از دوره سی و یکم جشنواره به بعد میزان فروش بلیت ها جهش زیادی داشت به طوری که در دوره بعدش فروش بخش بین الملل نیز هم‌سطح فروش موسیقی پاپ شد. این در حالی است که در دوره های قبل بخش پاپ بیش از ۸۰ درصد درآمد جشنواره را به خود اختصاص می داد. رییس سی و سومین جشنواره موسیقی فجر اظهار کرد: نکته دیگری که می توانیم به آن اشاره کنیم، دقت در داوری و ارائه راهکارهای مناسب برای بالندگی جشنواره است. خوشبختانه در چند دوره اخیر با حمایت های وزارت ارشاد و به ویژه معاونت هنری و دفتر موسیقی با تغییراتی در بخش های مختلف از جمله جایزه باربد رو به رو بودیم و مخاطبان جشنواره با استقبال گرم خود نشان دادند که این رخداد را به خوبی دنبال می کنند. نوربخش تاکید کرد: جشنواره موسیقی فجر آیینه تمام نمای موسیقی در همه شاخه های آن است و اتفاقا به همین دلیل همه هنرمندان باید در برگزاری آن سهیم باشند. رییس جشنواره عنوان کرد: جشنواره موسیقی فجر با نگاه کیفی به ارزیابی آثار پرداخت ولی جذابیت آثار و استقبال مخاطب هم شرط اصلی حضور گروه ها بود؛ هرچند که شرط نهایی نبود. این خواننده موسیقی ایرانی در بخش دیگری از صحبت های خود گفت: شریف ترین هنرمندان در عرصه موسیقی هستند زیرا با وجود تمام مشکلاتی که در این چهار دهه حل نشده اند همچنان با امید و پشتکار مشغول فعالیت هستند. مساله لغو کنسرت ها، فعالیت زنان موسیقیدان در همه کشور، مساله کُپی رایت، رونق بخشیدن به صنعت نشر و از همه مهم تر روشن شدن تکلیف سیاست های کلی موسیقی باید از سوی وزارت ارشاد دنبال شود. پس از صحبت های نوربخش لوکا چیارلا هنرمند ایتالیایی شرکت کننده در  این دوره از جشنواره، قطعاتی را برای مخاطبان اجرا کرد. معرفی برگزیدگان دو بخش موسیقی کلاسیک و موسیقی ایرانی جایزه باربد به گزارش خبرنگار مهر، بعد از اجرای این بخش نوبت به اهدای جوایز بخش های مختلف «جایزه باربد» رسید که در ابتدا جوایز «بخش موسیقی کلاسیک» و «بخش موسیقی ایرانی» در حضور وارطان ساهاکیان، هوشنگ کامکار، محمد سریر و ایرج راد به برگزیدگان اهدا شد. در بخش آهنگسازی موسیقی کلاسیک لوح تقدیر به پریسا پیرزاده برای نوازندگی در آلبوم «وکالیز» تعلق گرفت. جایزه باربد این بخش مشترکا به علیرضا مشایخی برای آلبوم «سپکتروم» و کارن کیهانی برای آلبوم «باغ بی برگی» اهدا شد. در بخش آهنگسازی موسیقی بی کلام ایرانی نیز  لوح تقدیر به احسان ذبیحی فر برای آلبوم «چهارگان» تقدیم شد. این در حالی است که نام این هنرمند در بین اسامی نامزدهای معرفی شده از سوی ستاد جشنواره وجود نداشت. در این بخش میلاد درخشانی برای آلبوم «حرف بزن» جایزه باربد را دریافت کرد. در بخش آهنگسازی موسیقی با کلام ایرانی هم جایزه باربد به کاوه صالحی برای آلبوم «این هم حکایتی است» تعلق گرفت. در بخش خوانندگی آلبوم با کلام ایرانی علیرضا قربانی برای آلبوم «فروغ» به عنوان بهترین خواننده، جایزه باربد را دریافت کرد. وی پس از دریافت جایزه خود با قدردانی از هیات داوران جایزه باربد بیان کرد: در هنر چیزی به عنوان جایزه و رتبه بندی خیلی صادق نیست و جایزه همواره در اولویت های بعدی هر هنرمندی قرار می گیرد بنابراین گرفتن این جایزه برای من چندان جای خوشحالی ندارد چون همه هنرمندانی که در این فضا حضور دارند شایسته دریافت جایزه هستند. اجرای چند قطعه در حوزه موسیقی نواحی توسط تعدادی از هنرمندان برگزیده موسیقی اقوام کشورمان در قالب گروه موسیقی «سازینه» به سرپرستی پیمان بزرگ نیا برنامه دیگری بود که حین اجرای مراسم اهدای جایزه باربد برگزار شد. قدردانی از دو هنرمند پیشکسوت موسیقی نواحی قدردانی از مقام هنری ابراهیم قادری از هنرمندان پیشکسوت موسیقی منطقه مهاباد و فرج علیپور نوازنده پیشگام کمانچه و خواننده موسیقی نواحی منطقه لرستان در حضور  سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، حجت الاسلام مازنی مدیر کمیته فرهنگ و هنر کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، سید محمد مجتبی حسینی معاون هنری وزیر ارشاد، فرزاد طالبی مدیر کل دفتر موسیقی وزارت ارشاد، قاضی زاده هاشمی عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی بخش دیگری از آیین اختتامیه جشنواره موسیقی فجر بود. دورنمای وزیر ارشاد از جشنواره سی و چهارم موسیقی فجر سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پس از اجرای این بخش از برنامه بیان کرد: موسیقی ایرانی با نمایه هایی شناخته می شود. این موسیقی نمایه ای از ملیت و ایرانیت ماست. ما کمتر موسیقیدان ایرانی را می شناسیم که برای مام وطن نخوانده باشد. وی ادامه داد: بزرگان ادبیات ایران با نوای موسیقی ایران جاودانه شدند و ما صدها و هزاران بیت از این بزرگان را با موسیقی شنیده و در جان فرو برده ایم. من معتقدم موسیقی ایرانی نوایی از مقاومت است. ساز موسیقی ایرانی هم با جان مردم این سرزمین همراه بوده و در روزهای سختی همراه این مردم بوده است. حتی ما دیدیم در ایام انقلاب اسلامی و در جوش و خروش خیابان ها این موسیقی بود که با مردم درآمیخت و دهها قطعه از دل مردم برآمد و در جان آنها نشست. در جریان دفاع مقدس هم این موسیقی ایرانی بود که در این دوره پرحادثه حضور داشت. کما اینکه ما فتح خرمشهر را با موسیقی جاودانه «خجسته باد این پیروزی» و چندین موسیقی دیگر به خاطر داریم. صالحی گفت: همان گونه که جغرافیای ایران زیباست موسیقی ایرانی هم زیباست. موسیقی ایرانی نمایه ای از معنویت شرقی است که با موسیقی ایرانی پیوندی عمیق دارد. اگر موسیقی ایرانی را با این نمایه ها می شناسیم باید قدر این موسیقی را نیز در دیپلماسی فرهنگی خود بدانیم. موسیقی ایرانی می تواند یادآور ارزش های اخلاقی، ملیت و قومیت ما باشد که بزرگان این مرز و بوم گام به گام آن را به پیش آوردند. وی تاکید کرد: جشنواره موسیقی فجر فرصتی برای استفاده از تجربیات پیشکسوتان و استعداد جوانان است. این رویداد فرصتی برای گفتگوی جهانی از طریق موسیقی است که باید آن را تقویت کرد و از ضعف های آن کاست. این جشنواره  فرصتی برای اصحاب موسیقی ایران است و در آغاز راه جشنواره سی و چهارم از بزرگان موسیقی می خواهیم از قوت ها و ضعف های این رویداد بگویند تا ما استوارتر باشیم. به طور حتم  با این پیشنهادها و نقدها است که سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر را پرفروغ خواهیم کرد. معرفی برگزیدگان بخش موسیقی تلفیقی و بخش موسیقی دستگاهی پس از صحبت های وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نوبت به اهدای جوایز دو بخش موسیقی تلفیقی و موسیقی دستگاهی در حضور  قاسم رفعتی، محمدرضا چراغعلی، میلاد کیایی، حمیدرضا نوربخش، مظفر شفیعی و بهرام جمالی رسید. در این بخش جایزه باربد آهنگسازی موسیقی تلفیقی بی کلام به گلنوش صالحی برای آلبوم « ۱۰ تیر» تعلق گرفت. در بخش آهنگسازی موسیقی تلفیقی با کلام هم لوح تقدیر به فرزاد میلانی برای آلبوم «نوستالژی» تعلق گرفت. جایزه باربد بخش موسیقی تلفیقی با کلام نیز به میلاد درخشانی برای آلبوم «حرف بزن» تعلق گرفت. میلاد درخشانی پس از دریافت جایزه اش گفت: خیلی شب خوبی است که دو آلبوم من مورد تایید و موفقیت قرار گرفت. من این جوایز را به پدر و مادر و برادرم پدرام درخشانی تقدیم می کنم. در بخش موسیقی دستگاهی بی کلام جایزه باربد به قاسم رحیم زاده برای آلبوم «آواز رود» اهدا شد. ضمن اینکه در بخش آهنگسازی موسیقی دستگاهی با کلام  هنرمندی حائز دریافت جایزه باربد نبود اما مجید مولانیا برای آلبوم «در عشق زنده باید» و محمد عشقی برای آلبوم «سرو بالا» لوح تقدیر  این بخش را دریافت کردند. در بخش خوانندگی موسیقی دستگاهی با کلام هیات داوران هیچ آلبومی را حائز دریافت تندیس جایزه ندانسته اما سالار عقیلی برای آلبوم «میهن وطنم خوش تر» و وحید تاج برای آلبوم «در عشق زنده باید» لوح تقدیر دریافت کردند. سالار عقیلی پس از دریافت لوح قدردانی خود بیان کرد: این لوح ها و جوایز ملاک نیست بلکه ملاک تاثیر گذاری اثر است. امیدوارم ما هنرمندان فقط در مراسم ختم همدیگر را ملاقات نکنیم و در مکان و جای دیگر با هم به گفتگو نشسته و انقدر از هم فاصله نداشته باشیم.  اجرای چند قطعه موسیقایی توسط گروه «مهتاب» به سرپرستی احسان ذبیحی فر بخش دیگری از آیین اختتامیه سی و سومین جشنواره موسیقی فجر بود. معرفی برگزیدگان بخش های بهترین ناشر، موسیقی پاپ و رسانه های برتر  در بخش بهترین ناشر،  موسسات «ایران گام» به مدیریت صدرالدین حسین خانی و «پردیس موسیقی معاصر» به مدیریت اردوان جعفریان لوح تقدیر و موسسه «پرده هنر موسیقی» به مدیریت امیر عباس ستایشگر جایزه باربد بهترین ناشر را در حضور محسن رجب پور، علیرضا قربانی، غلام علمشاهی و علی عزیزی دریافت کردند. محسن رجب پور قبل از معرفی برگزیده این بخش بیانیه مشترک مجمع صنفی ناشران موسیقی و کانون ناشران خانه موسیقی را قرائت کرد. امیرعباس ستایشگر بعد از دریافت جایزه خود گفت: این دو سال بهترین دورانی بود که ناشران با دفتر موسیقی وزارت ارشاد همکاری داشتند. به طور حتم این جایزه فقط برای قدردانی از یک ناشر جوان بوده وگرنه دیگر ناشران قدیمی و مطرح هستند که باید این جایزه را دریافت کنند. من با افتخار بخش معنوی جایزه ام را به محمدرضا شجریان تقدیم می کنم. در بخش موسیقی پاپ نیز جایزه باربد آهنگسازی موسیقی پاپ به کاوه یغمایی برای آلبوم «ناگهان رفته» تعلق گرفت. ضمن اینکه در بخش خوانندگی موسیقی پاپ نیز مهدی یراحی برای آلبوم «آینه قدی» جایزه باربد را دریافت کرد. مهدی یراحی بعد از دریافت جایزه خود گفت: دیروز هوای اهواز شهر من خیلی خراب بود و من خیلی نگران هم استانی هایم هستم به همین جهت می خواستم از این تریبون یادی از این عزیزان کنم. در بخش برگزیدگان رسانه نیز برگزیدگان به شرح زیر اعلام شد: بخش موسیقی گروه هنر خبرگزاری مهر؛ علیرضا سعیدی سایت موسیقی ما؛ سما بابایی برنامه رادیویی مترونُم؛ مهدی شاه رضایی روزنامه اعتماد؛ نیوشا مزیدآبادی برنامه چراغ از رادیو تهران؛ امیرحسین ثقفی تهیه کننده برنامه خیابان در شبکه جام جم؛ بهزاد حقیقت سایت موسیقی نوا سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاداسلامی، سید محمد مجتبی حسینی معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، فرزاد طالبی مدیر کل دفتر موسیقی وزارت ارشاد، مظفرشفیعی، هوشنگ کامکار، بهروز وجدانی، محمد سریر، فاضل جمشیدی، میلاد کیایی، کارن کیهانی، مهدی یراحی، رضا شایسته، احسان تارخ، داود گنجه ای، حسین علیشاپور، احسان عبدی پور، میلاد درخشانی، محسن رجب پور، محمدرضا چراغعلی، ناصر ایزدی، پوریا اخواص، وحید تاج، ابوالفضل صادقی نژاد، بیژن بیژنی، داریوش پیرنیاکان، بهرام جمالی، فرج علیپور، علیرضا قربانی، صدرالدین حسین خانی، مهیار علیزاده، زید الله طلوعی، محمد حسین ایمانی خوشخو، محمد فرنود، حجت الاسلام مازنی، علیرضا شفقی نژاد، مهدی افضلی، مرتضی باقرنژاد و تعدادی دیگر از هنرمندان  از جمله مهمانان ویژه این مراسم بودند. ]]> هنری Sun, 21 Jan 2018 06:06:51 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121817/ گزارش تصویری از کنسرت «مانو کچه» http://www.setarehnews.ir/fa/doc/gallery/121794/3/                                           ]]> هنری Sat, 20 Jan 2018 15:00:36 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/gallery/121794/3/