پایگاه خبری ستاره ها - آخرين عناوين روانشناسی :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/lifestyle/psychology Wed, 18 Sep 2019 10:01:39 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Wed, 18 Sep 2019 10:01:39 GMT روانشناسی 60 چرا در تشخیص احساسات دیگران اشتباه می‌کنیم؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/167226/ به گزارش ایسنا و به نقل از چاینا دیلی، محققان آزمایشی طراحی کردند که برای برخی از شرکت کنندگان، امکان تقلب در درک احساسات دیگران وجود داشت و برای گروه دیگر چنین امکانی در نظر گرفته نشده بود. محققان از شرکت‌کنندگان خواستند تا احساسات افراد دیگر را ارزیابی کنند: یک آزمایش شامل هنرپیشه در فیلم و آزمایش دیگر افراد واقعی در آزمایشگاه بودند. جولیا لی، استاد مدیریت و سازمان‌ها در دانشکده بازرگانی میشیگان اظهار کرد: ما دریافتیم که بین رفتار نادرست و توانایی درک احساسات افراد رابطه وجود دارد. در این آزمایش تقلب، نشانه کاهش توانایی تفسیر دقیق احساسات دیگران بود. وی گفت: خواندن احساسات یک مهارت مهم است، زیرا در این مهارت افراد نمی‌توانند به یکدیگر کمک کنند و درستی و نادرستی درک فرد را به وی گوشزد کنند و آغاز یک رابطه صحیح مستلزم درک درست از احساسات اطرافیان است. علاوه بر این، محققان دریافتند که پس از یکبار تقلب و کاهش توانایی در درک احساسات دیگران باعث می‌شود که شرکت‌کننده بار دیگر تقلب کند. لی در ادامه افزود: این نوع رفتار یک چرخه نادرست دارد و بر روی دیگران نیز تاثیرگذار است و باعث تعصبات منفی نسبت به دیگران شده و مشکلی بزرگ برای بسیاری از سازمان‌ها برای داشتن یک محل کار مناسب است. این مقاله در نشریه Experimental Psychology منتشر شده است. ]]> عمومی Tue, 17 Sep 2019 14:30:09 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/167226/ با این رفتار‌ها فریاد می‌زنید که آدم خوبی نیستید http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/167166/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین‌ها: آیا می‌دانستید که خصوصیات و رفتار‌هایی وجو دارند که باعث می‌شوند آدم‌ها از شما کناره بگیرند؟ حتما شما هم دیده‌اید افرادی هستند که رفتار‌های بی‌ادبانه یا ناپسندی دارند و ترجیح داده‌اید کمترین تماس را با آن‌ها داشته باشید. چیزی که این افراد ممکن است ندانند این است که رفتار‌های ناپسند، تاثیر ماندگار بر اطرافیان دارند. اجتناب از مسئولیت پذیری سرباز زدن از مسئولیت و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت یکی از ویژگی‌های بسیار بدی است که تاثیر منفی و ماندگار بر دیگران می‌گذارد. ترس از مسئولیت پذیری نیز می‌تواند سبب اختلال روانی شود. مثلا فرد ممکن است با قرار گرفتن در وضعیت الزام و تعهد دچار حمله پانیک شود که این اتفاق به چند دلیل می‌تواند روی بدهد: عدم تحمل نسبت به هیجانات منفی نداشتن انگیزه ضعف اعتماد بنفس ترس از خطا کردن و شکست خوردن عدم تحمل انتقاد   البته هیچکس دوست ندارد مورد انتقاد قرار بگیرد، چون به هر حال انتقاد ناراحت کننده است، اما گاهی بعضی از آدم‌ها تحمل شنیدن ساده‌ترین و بارزترین حقیقت‌ها را نیز ندارند. در این میان آن‌هایی که نسبت به نظرات و اطلاعات جدید، باز و پذیرا هستند این توانایی را دارند که به سمت بهتر شدن بروند و تغییر کنند. اینکه هر نظر و نقدی را با تندی جواب بدهید و به فرد منتقد حمله کنید اصلا خوشایند نیست. کسی که تحمل شنیدن نظرات دیگران را دارد می‌تواند رشد و پیشرفت کند، اما اینکه چرا بعضی از افراد نسبت به نظرات دیگران بیش از اندازه موضع گیری می‌کنند دلایلی دارد: منطقی نیستند اهل عذرخواهی کردن نیستند و دوست ندارند به اشتباه‌شان اعتراف کنند اهل فاجعه سازی هستند از بحث و گفتگو زیاد خوش‌شان نمی‌آید مسخره کردن ظاهر دیگران خیلی از آدم‌ها آگاهانه دیگران را مسخره می‌کنند و زخم‌های به جا مانده از این ضربه روحی تا مدت‌ها و گاهی برای همیشه باقی می‌ماند. همه‌ی انسان‌ها دوست دارند احساس خوبی نسبت به خود داشته باشند و دیگران هم آن‌ها را خوب و زیبا ببینند، اما تحقیر و تمسخر آسیب جدی به این گرایش ذاتی انسان می‌زند. مسخره کردن کسی بابت ویژگی‌های ظاهری‌اش یا عقاید و طرز فکرش برای هر دو طرف مسئله ساز خواهد بود. وقتی مورد تمسخر قرار می‌گیرید به سختی می‌توانید خشم‌تان را کنترل کنید، اما به هر حال بهتر است: تماس چشمی با فرد مقابل برقرار کرده و سکوت کنید واکنشی نشان ندهید و از او دور شوید تماس‌های بعدی‌تان را با این فرد به حداقل برسانید عذرخواهی نکردن   «خوب کاری کردم و عذرخواهی هم نمی‌کنم!» یا «اگر ناراحتت کردم حقت بوده!»؛ جملاتی مانند این می‌توانند نابود کننده باشند و طرف مقابل را به شدت عصبانی و دلخور کنند. کسی که قادر به عذرخواهی کردن نیست به دو علت این ضعف را دارد: از قبول مسئولیت می‌ترسد غرورش اجازه نمی‌دهد بابت اشتباهی که کرده احساس شرمندگی کند بنابراین چنین کسی حتی اگر سعی کند موقعیتی را بهتر کند، بدترش خواهد کرد، چون هر چیزی می‌گوید غیر از اینکه عذرخواهی کند. بی‌احترامی به دیگران بی‌احترامی کردن به دیگران و کارهای‌شان به نفع هیچکس نیست. آن‌هایی که معمولا به دیگران بی‌احترامی می‌کنند معمولا دلایل زیر را دارند: نوعی دفاع از خود در برابر احساس ناکافی بودن شیوه‌ی متفاوتی از ارتباط برقرار کردن که به راحتی باعث سوء تفاهم می‌شود دو چهره بودن ممکن است با کسی برخورد کنید که بسیار خوش برخورد است و از مصاحبت با او لذت می‌برید، اما بعدا متوجه شوید پشت سرتان حرف‌های بدی زده است. پشت سر دیگران حرف زدن تحت هیچ شرایطی وجهه خوبی ندارد. اگر با چنین آدمی برخورد کرده‌اید بهتر است: اول مطمئن شوید که پشت سرتان بدگویی کرده و اطلاعات نادرست به شما نرسیده است از آن فرد فاصله بگیرید به دنبال انتقامجویی نباشید اگر موقعیت مناسبی به وجود آمد رک و راست با این آدم حرف بزنید فقط برای دیگران باید و نباید گذاشتن کسی که فقط برای دیگران استاندارد و قانون می‌گذارد و خودش به آن‌ها عمل نمی‌کند، از جهاتی دو چهره به نظر می‌رسد. دلیل چنین رفتار‌هایی می‌تواند این باشد: بهترین تبلیغ برای یک رفتار خوب این است که خودتان به آن عمل کنید، ولی چون به حرف ساده است و در عمل سخت، ما اغلب انتخاب می‌کنیم که بیشتر شعار بدهیم تا اینکه عمل کنیم. بیشتر آدم‌ها ضعف‌ها و نارسایی‌های خودشان را نمی‌بینند دانشمندان می‌گویند بیشتر آدم‌ها درک و دریافت‌شان از اشتباهات دیگران بسیار دقیق‌تر و پُررنگ‌تر است تا درک‌شان از خطا‌های خودشان حسادت کردن، حتی به چیز‌های کوچک گاهی آدم‌ها نسبت به دست آورد‌های دیگران حسادت می‌کنند، که حتی شامل بهترین دوست‌شان هم می‌شود. تئوری تکامل داروین می‌گوید انسان‌ها حسادت می‌کنند و از حسادت به عنوان شیوه‌ای برای بقای خود استفاده می‌کنند. شیوه‌های گوناگونی برای غلبه بر حس حسادت وجود دارد از جمله: همیشه خوبی‌های خودتان را به خاطر داشته باشید و به خودتان یادآوری کنید حواس‌تان را معطوف چیز دیگری کنید به نظر شما چه رفتار‌های یا ویژگی‌های دیگری وجود دارد که می‌تواند باعث شود در نظر دیگران آدم خوبی نباشید؟ با ما در میان بگذارید. ]]> سبک زندگی Tue, 17 Sep 2019 06:44:00 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/167166/ علائم مهم افسردگی در نوجوانان http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/165673/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایسنا، افسردگی می‌تواند در نحوه تفکر، احساس و رفتار نوجوان اثر گذاشته و بروز مشکلات احساسی، کارکردی و جسمی را به همراه داشته باشد. اگرچه ممکن است افراد در تمامی سنین دچار افسردگی شوند اما علائم آن در میان نوجوانان و بزرگسالان متفاوت است. موضوعاتی از قبیل انتظارات تحصیلی و تغییرات ظاهری از جمله مشکلاتی هستند که نوجوانان را دچار چالش می‌کنند. در بسیاری از نوجوانان علائم افسردگی با درمان‌هایی از قبیل مشاوره و مصرف دارو بهبود پیدا می‌کند. نشانه‌های افسردگی در نوجوانان شامل بروز تغییرات در نوع نگرش و رفتار پیشین وی می‌شود که با احساس ناراحتی و مشکل در خانه یا مدرسه، مشکل در فعالیت‌های اجتماعی یا دیگر جنبه‌های زندگی خود را نشان می‌دهد. احساس ناراحتی، عصبانیت، ناامیدی، زودرنج شدن، بی‌انگیزه شدن، از دست دادن عزت نفس، احساس بی‌ارزش بودن، مشکل در تمرکز کردن و تصمیم‌گیری از علائم این عارضه خُلقی در بیشتر نوجوانان است. به گزارش مدیکال اکسپرس، همچنین بروز علائمی از قبیل احساس خستگی و نداشتن انرژی کافی، بی‌خوابی، تغییر اشتها،‌ گرایش به مواد مخدر، احساس بی‌قراری، شکایت از دردهای بی‌دلیل در نقاط مختلف بدن، انزوای اجتماعی، افت عملکرد تحصیلی، خودزنی و خودکشی باید جدی گرفته شود. علائم افسردگی به خودی خود بهتر نمی‌شود و امکان تشدید آنها وجود دارد. درصورتیکه علائم و نشانه‌های افسردگی ادامه پیدا کند و زندگی نوجوان را مختل سازد یا احتمالِ خودکشی او وجود داشته باشد، مراجعه به متخصص ضرورت پیدا می‌کند. علت دقیق افسردگی شناخته شده نیست اما موضوعات مختلفی می‌توانند در بروز این اختلال دخیل باشند که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: - ترکیب شیمیایی مغز  - هورمون‌ها - رفتارهای ارثی  - آسیب‌های دوران کودکی  - یادگیری الگوهای تفکر منفی همچنین فاکتورهای دیگری نیز وجود دارند که خطر ابتلا به افسردگی در نوجوانان را افزایش می‌دهند، از جمله: - وجود مشکلاتی که تاثیر منفی بر عزت نفس دارند - قربانیان خشونت‌های فیزیکی و جسمی - ابتلا به دیگر مشکلات سلامت روان از جمله اختلال دو قطبی - ابتلا به بیماری‌های مزمن از قبیل سرطان و دیابت - مصرف مواد مخدر. ]]> سبک زندگی Sun, 25 Aug 2019 05:36:05 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/165673/ یک مرد خوب، این اشتباهات را نمی‌کند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/165659/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین‌ها: بعضی از خصوصیات نیز منفی‌اند و دوست داریم آن‌ها را در طرف مقابل‌مان نبینیم، اما آیا واقعا می‌دانیم این خصوصیات ناخوشایند چه هستند؟ آیا می‌دانید یک مرد خوب مرتکب چه خطا‌هایی در رابطه‌اش نباید بشود و چه ویژگی‌هایی نباید داشته باشد؟ ویژگی‌های یک مرد خوب هرگز از ظاهرتان ایراد نمی‌گیرد «اگر موهایت فقط کمی بلندتر بود»، «اگر می‌توانستی چند کیلو وزن کم کنی»، «اگر بلد بودی بهتر آرایش کنی» و ...، چیز‌هایی هستند که یک مرد خوب هرگز به زبان نمی‌آورد و ظاهرتان را جوری قضاوت نمی‌کند که احساس بدی نسبت به خودتان به شما بدهد. مردی که چنین حرف‌هایی می‌زند سعی دارد ارزش شما را کم جلوه بدهد تا احساس اعتماد بنفس نکنید و بدین ترتیب خیال خودش را راحت کند که آنقدر قوی نیستید که اگر لازم شد بتوانید او را ترک کنید. در واقع این شیوه‌ی او برای کنترل شما و تجاوز به روح و روان‌تان است. هر چه سریع‌تر از چنین مردی دور شوید. هرگز به حریم خصوصی‌تان حمله ور نمی‌شود در یک رابطه سالم نیازی نیست چیزی پنهان شود؛ ایمیل‌ها، پیام‌ها و ...، اما به این معنی هم نیست که همسر شما این حق را دارد که موبایل یا کامپیوترتان را تجسس کند. کسی که این کار را می‌کند نشان می‌دهد احساس بی‌اعتمادی شدیدی به طرف مقابلش دارد (البته به این شرط که کاری نکرده باشید که سوء ظن همسرتان را برانگیخته کرده باشید). این ویژگی را هرگز نادیده و دست کم نگیرید. هرگز ناامیدتان نمی‌کند یکی از علامت‌های اینکه نشان می‌دهد کسی اعتماد بنفس خوبی دارد این است که از دیگران حمایت و آن‌ها را تشویق می‌کند. یک مرد خوب همیشه قادر است اطرافیانش را پشتیبانی و تحسین کند و هرگز آن‌ها را ناامید و دلسرد نمی‌کند. ارزش شما را می‌داند، او هرگز وادارتان نمی‌کند احساس کنید باید ارزش خود را به او ثابت کنید لحظه‌ای که احساس کردید مجبورید به مرد مقابل‌تان ثابت کنید که ارزشمندید و توانایی خاصی دارید، لحظه‌ای است که باید تصمیم به ترک این مرد را بگیرید. دلیل بودن یک مرد در کنار شما باید این باشد که می‌داند چقدر خوب و لایق‌اید، بدون اینکه مدام مجبور باشید خودتان را ثابت کنید. هرگز کاری نمی‌کند احساس کنید اولویت او نیستید هر چند یک رابطه نباید تمام زندگی فرد را در بربگیرد و فرصتی برای رسیدگی‌های شخصی به فرد ندهد، اما بدون شک باید بزرگ‌ترین بخش زندگی او باشد. یک مرد باید زندگی اجتماعی‌اش را حفظ کند، اما میان فعال بودن در زندگی اجتماعی و الویت دانستن زندگی اجتماعی تفاوت بزرگی وجود دارد. اگر زنی هستید که در لیست الویت‌های مرد زندگی‌تان در انتها قرار دارید و همیشه باید منتظر بمانید تا او به تمام کارهایش برسد و بعد سراغ شما بیاید پس لطفا تامل کنید و تصمیم جدی‌تری بگیرید تا مجبور نشوید چند سال بعد حسرت روز‌های از دست رفته‌ی جوانی‌تان را بخورید. هرگز این احساس را به شما نمی‌دهد که در رابطه‌تان تنها هستید رابطه یعنی شراکت، یعنی یک خیابان دو طرفه و یعنی یک تیم بودن! رابطه‌ی شما قرار است زندگی‌تان را بهتر و خوشایندتر کند نه پیچیده‌تر و سخت‌تر. اگر با مردی هستید که از خودراضی و تلاشی برای عشق ورزیدن به شما و تقویت رابطه‌تان نمی‌کند، در انتخاب‌تان تجدید نظر کنید. یادتان باشد این طبیعی است آدم‌ها گاهی افسرده و بی‌انگیزه شوند. اما اگر این حالتی است که مدام گرفتارش هستید پس با مردی مواجهید که توجهی به شما و رابطه‌تان ندارد. شما لایق کسی هستید که بتواند تمام تلاش خود را برای شاد و راضی کردن شما بکند. هرگز به شما خیانت نمی‌کند خیانت شاید برای هر کسی معنی خاصی داشته باشد، مهم این است که شما و طرف مقابل‌تان بر سر تعریف خیانت به یک توافق برسید و هر دوی شما دقیقا بدانید مصداق خیانت در رابطه‌ی شما چیست. یک مرد خوب پای تعهدات و توافقی که با شما کرده است می‌ماند و زیر قولش نمی‌زند. هرگز به شما بی‌احترامی نمی‌کند   این نکته‌ای بسیار ساده، اما اساسی است که اغلب نادیده گرفته می‌شود. یک مرد خوب به شما و تمام اطرافیانش احترام می‌گذارد و هرگز راضی نمی‌شود به شما توهین کند. فرقی نمی‌کند مرد مقابل شما چقدر باهوش است، چه اندازه تحصیل کرده است یا در چه طبقه‌ی اجتماعی قرار دارد؛ به هر حال مردی که با شعور و روشنفکر است، زن را پایین‌تر از خود نمی‌داند و به او بی‌احترامی نمی‌کند، بلکه برای همه‌ی انسان‌ها به یک اندازه ارزش قائل است و نگاه جنسیتی ندارد. از مشکلات فرار نمی‌کند، آن‌ها را مدیریت می‌کند یک مرد خوب در برخورد با مشکلات چه در محیط خانواده و چه در فضای حرفه‌ای این را درک می‌کند که هیچ مسئله‌ای بدون اینکه با آن مواجه شود حل نخواهد شد. او می‌داند که فرار از مسائل، فقط رفع آن را به تاخیر می‌اندازد و آن را پیچیده‌تر می‌کند. فرار از مشکلات و انکار آن‌ها کار انسان‌های ضعیف است. از شما سوء استفاده نمی‌کند سوء استفاده کردن و بد رفتاری انواع گوناگونی دارد و فقط فیزیکی نیست. یک نفر می‌تواند بد رفتاری کلامی با یک نفر دیگر داشته باشد. همه‌ی بد رفتاری‌ها و سوء استفاده‌ها در یک چیز مشترک‌اند: تمایل به تخریب طرف مقابل. یک مرد خوب می‌فهمد که اعتماد بنفس و خودباوری از درون خودش ناشی می‌شود، نه از تحقیر و تخریب دیگران. هر چه سریع‌تر از چنین مردی فاصله بگیرید، او بهتر نخواهد شد و شما لایق شرایط بهتری هستید. بدقولی نمی‌کند و روراست است خوش قولی و روراستی یکی از ارزشمندترین ویژگی‌های یک مرد خوب است. یعنی یک مرد خوب پایبند قول‌هایش است و اگر به شما بگوید کاری را انجام خواهد داد حتما انجامش می‌دهد. این مرد کسی است که می‌توانید به او اعتماد و تکیه کنید. مردان خوش قول و درستکار بینهایت قابل احترام‌اند. بدبین و منفی گرا نیست یک مرد خوب نگاه مثبتی دارد و مخصوصا در دنیای پر از منفی امروز، قادر است خوبی‌ها و مثبت‌ها را ببیند. مردی که خوشبین است دیگران را جذب خود می‌کند و، چون در زندگی خودش شاد است می‌تواند این شادی را به شما نیز منتقل کند. یک لبخند اصیل یک مرد مثبت اندیش کافیست تا حال‌تان را خوب کند. ذهنش بسته و محدود نیست   مردی که نسبت به تغییرات و تجربیات تازه انعطاف پذیر و باز نیست، نه فقط خودش بلکه نزدیکانش را هم عذاب می‌دهد. شما باید در کنار کسی باشید که قادر باشد پا به پای شما به کشف تازه‌ها بپردازد و نسبت به دنیای شما و تحولات آن انعطاف نشان بدهد. از شادی‌ها و موفقیت‌های شما ناراحت نمی‌شود موفقیت شما چه در برنامه‌ی کاهش وزن‌تان باشد و چه در به پایان رساندن به موقع یک پروژه‌ی کاری، موجب شادی مردتان هم باید بشود. خیلی مهم است مردی را در کنار خود داشته باشید که بتواند دست آورد‌های شما را جشن بگیرد و موفقیت خودش بداند. ]]> سبک زندگی Sun, 25 Aug 2019 03:59:48 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/165659/ از کجا بفهمیم عاشق کسی شده‌ایم؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/165580/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین‌ها: اگر عاشق شده باشید می‌دانید که چه حسی دارد: بیقرارید، دوست دارید مدام با او در ارتباط و باخبر باشید و دوست دارید همیشه برایش هدیه بخرید و خوشحالش کنید. وقتی تازه عاشق کسی می‌شوید، احساسات‌تان می‌توانند واقعا شدید باشند و هیجانی دارید که به سختی می‌توانید با کلمات توصیف‌شان کنید. گاهی درک تفاوت میان دوست داشتن و عاشق شدن کار سختی است، اما به گفته‌ی کارشناسان علائمی وجود دارند که می‌توانید بفهمید کسی را دوست دارید یا عاشقش شده‌اید.   شما شاد هستید و البته کمی مضطرب وقتی عاشقید کلا آدم شادتری هستید. گویی احساس سرخوشی می‌کنید و حتی تصور وقت گذراندن در کنار محبوب‌تان شما را هیجان زده می‌کند و نگاه کردن به سلفی‌هایی که با هم گرفته‌اید هم کافیست تا لبخند بر لبان‌تان بنشاند. اما این عشق کمی مضطرب‌تان هم می‌کند. کمی نگران آنچه در آینده روی می‌دهد هستید و دقیقا هم نمی‌دانید چه قرار است پیش بیاید. فقط می‌دانید که می‌خواهید رابطه‌تان همیشگی باشد. خیلی از افراد عشق را با چیزی مقایسه می‌کنند که نمی‌توانند آن را از دست بدهند یا با بی‌تفاوتی از کنارش رد شوند و شک و تردید‌ها نسبت به نتیجه‌ی ناشناخته‌ی این عشق هیجان انگیز است. همه چیز تازه و هیجان انگیز است وقتی عاشق هستید حتی نسبت به کار‌هایی که قبلا میلیون‌ها بار انجام داده‌اید، اما این بار در کنار فرد محبوب‌تان انجامش می‌دهید هیجان دارید. شاید قبلا از تماشای مسابقات ورزشی متنفر بودید، اما حالا می‌توانید با لذت تمام کنار فرد مورد علاقه‌تان بنشینید و چهار ساعت مسابقه ورزشی تماشا کنید. همه‌ی این‌ها به این علت است که عشق، تغییر جدیدی در شما ایجاد کرده است. وقتی عاشق می‌شوید، اساس دریافت‌های شما تغییر می‌کند. می‌توان این تغییر را مانند بیدار شدن و هیجان زده شدن واقعی تصور کرد. شما کسی را پیدا کرده‌اید که با او هر چیزی حس تازگی برای‌تان دارد، حتی لم دادن روی کاناپه و فیلم تماشا کردن! ارتباطات‌تان به راحتی صورت می‌گیرد بودن در کنار او برای‌تان درد سری ندارد و مجبور نیستید به خودتان فشار بیاورید تا زمانی برای با هم بودن پیدا کنید. حتی شاید مثل آدم‌های دیگر با هم اختلاف نظر‌هایی هم پیدا کنید، اما این اختلاف‌ها هرگز آنقدر شدید نیستند که آزارتان دهند، چون وقتی عاشق‌اید، الویت شما رابطه‌تان است، نه غرورتان. اصلا اهمیت نمی‌دهید که شما اول کوتاه بیایید و بحث را خاتمه دهید، زیرا نمی‌توانید زندگی‌تان را بدون او تصور کنید. حتی یک روز دوری از محبوب‌تان، مثل یک سال به نظر می‌رسد. تمام مدت به فکرش هستید وقتی عاشق‌اید او همیشه در ذهن‌تان وجود دارد. ممکن است ناگهان تصمیم بگیرید به او زنگ بزنید، چون یکی دو ساعت از آخرین باری که با هم حرف زدید می‌گذرد و یا ممکن است وارد فروشگاهی شوید تا برای خود لباسی بخرید، اما در نهایت با هدیه‌ای که برای محبوب‌تان خریده‌اید، از فروشگاه خارج می‌شوید. وقتی عاشق‌اید مدام به او فکر می‌کنید و ذهن‌تان درگیر اوست، اما این درگیری شما را آشفته نمی‌کند، بلکه احساس آرامش و امنیت به شما می‌دهد که شما را غرق لذت می‌کند. کمی حسود می‌شوید کمی حسادت طبیعی است. قابل درک است که عاشق حسود باشد، زیرا می‌خواهد محبوبش فقط و فقط مال خودش باشد. حسادت زمانی خطرناک می‌شود که حالت وسواسی به خود بگیرد و شما را وادار کند مدام در حال تجسس و کنکاش او باشید. تحت کنترل گرفتن فرد مورد علاقه یک رفتار سمی است و نشان می‌دهد رابطه‌ی سالمی ندارید. دوست دارید او را وارد تمام جنبه‌های زندگی‌تان کنید وقتی واقعا عاشق کسی هستید دوست دارید او را به تمام جنبه‌های زندگی‌تان راه دهید. دوست دارید او را به خانواده و دوستان‌تان معرفی کنید، چون مطمئن‌اید که آن‌ها نیز او را دوست خواهند داشت. وقتی تمایل دارید فرد مورد علاقه‌تان در همه جای زندگی‌تان حضور داشته باشد نشاندهنده‌ی این است که خواهان رابطه‌ی همیشگی با او هستید. آدم بهتری می‌شوید بودن در کنار کسی که می‌دانید کامل‌تان می‌کند، باعث می‌شود خودتان را بهبود بدهید. این بهتر شدن می‌تواند هدف‌های جدید باشد یا رسیدن به یک نگرش مثبت‌تر. فرد محبوب شما باید شما را تشویق به بهتر شدن کند. اگر فرد مقابل‌تان کمکی به پیشرفت شما نکند، پس باید عشق را جای دیگری پیدا کنید، فرقی نمی‌کند او چه ویژگی‌های دیگری دارد، ممکن است به اشتباه تصور کنید که عاشق او هستید و در واقع فریب خورده باشید. وقتی عاشق کسی هستید با تمام وجودتان دوست دارید او موفق باشد و موفقیت و رشد او را رشد و موفقیت خودتان می‌دانید، زیرا می‌خواهید آینده‌ای درخشان و ثابت برای خودتان خلق کنید. برای آینده‌تان نقشه می‌کشید وقتی واقعا عاشق کسی هستید، می‌دانید که می‌خواهید همیشه در زندگی‌تان باشد، بنابراین او را در تمام برنامه‌های‌تان برای آینده جا می‌دهید و حضور او در هدف‌های‌تان دیده می‌شود. وقتی تصمیمات مهم و بزرگ می‌گیرید او را نیز مدنظر دارید و حتی شاید به او بیشتر از خودتان اهمیت بدهید. و، اما دلایل علمی که نشان می‌دهند عاشق شده‌اید! خوشبختانه بدن شما هم راه‌های زیرکانه‌ای دارد که به شما ثابت کند در دام عاشقی گرفتار شده‌اید و حسی که دارید صرفا یک حس گذرا نیست.‌ نمی‌توانید چشم از او بردارید اگر برای‌تان پیش آمده که محبوب‌تان مچ‌تان را در حالیکه عاشقانه به او خیره شده‌اید بگیرد پس واقعا عاشق شده‌اید! مطالعات علمی دریافته‌اند زوج‌هایی که به هم خیره می‌شوند، احساسات قوی‌تری در ارتباط با هم دارند. احساس سرخوشی و سرمستی می‌کنید وقتی عاشق‌اید کاملا طبیعی است که احساس سرخوشی کنید. مطالعه‌ای نشان داده مغز کسی که عاشق است شبیه مغز کسی است که کوکائین مصرف کرده است. این حالات خود را باید مدیون دوپامین باشید که در هر دو حالت عاشقی و مصرف کوکائین ترشح می‌شود و حس سرخوشی می‌دهد. علت غیرمنطقی رفتار کردن عشاق نیز همین می‌تواند باشد! به فکرش معتاد شده‌اید وقتی عاشق کسی هستید احساس می‌کنید به هیچ روشی نمی‌توانید فکر او را از سرتان بیرون کنید. زیرا مغز شما فنیل اتیل آمین ترشح می‌کند که به آن هورمون عشق نیز می‌گویند. این هورمون احساس شیفتگی نسبت به طرف مقابل در شما ایجاد می‌کند. شما اگر عاشق نشده باشید هم با این حس آشنا هستید، زیرا فنیل اتیل آمین در شکلات هم وجود دارد و به همین دلیل است که بعد از خوردن یک تکه شکلات نمی‌توانید جلوی خودتان را بگیرید و تکه‌های بعدی را هم می‌خورید. دوست دارید او شاد و خوشحال باشد رابطه یک جور شراکت است، اما وقتی واقعا عاشق کسی می‌شوید شاد و خوشحال بودن او برای‌تان بسیار مهم می‌شود. عشق همدلانه می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین علامت‌های یک رابطه سالم باشد. یعنی شما وقتی که عاشق‌اید می‌توانید فداکاری کنید تا او شادتر و راحت‌تر باشد. اخیرا استرس گرفته‌اید هرچند عشق اغلب همراه با احساسی گرم و مطبوع است، اما می‌تواند منبع بزرگی از استرس هم باشد. عاشق بودن اغلب باعث می‌شود مغز شما هورمون استرس یعنی کورتیزول ترشح کند و به شما احساس گرگرفتگی بدهد؛ بنابراین اگر متوجه شدید صبر و تحمل‌تان کم شده و بیقرارید، شاید عاشق شده باشید. درد را زیاد احساس نمی‌کنید خیلی از افرادی که عاشق می‌شوند ادعا می‌کنند درد را کمتر احساس می‌کنند. پژوهشی نیز نشان داد وقتی افراد به عکس فرد مورد علاقه‌ی خود خیره شده بودند، دردی که حس می‌کردند ۴۰ درصد کمتر از حد واقعی خود دریافت شده بود. ضربان قلب‌تان با او هماهنگ می‌شود وقتی به محبوب‌تان فکر می‌کنید قلب‌تان تندتر می‌زند، اما مطالعه‌ای نشان داده که ضربان قلب عشاق با هم هماهنگ می‌شود. هر چند ممکن است شما خودتان این را حس نکنید، اما احساس ارتباط عمیق با او علامت خوبی است که نشان می‌دهد عاشق‌اید. بیشتر عرق می‌کنید اگر حالت تهوع دارید و عرق می‌کنید، ممکن است مسموم شده باشید یا عاشق! مطالعه‌ای نشان داده عاشق شدن باعث می‌شود شما احساس ناخوشی کنید و علائم فیزیکی مشابه اضطراب و استرس بروز بدهید مانند عرق کردن. البته این احساس کاملا موقتی است و وقتی با محبوب‌تان صمیمی‌تر و راحت‌تر شدید، دیگر دچارش نخواهید شد. عیب‌هایش را می‌بینید و نمی‌بینید هر چند خیلی خوب است که آدم‌ها روی نقاط قوت هم تمرکز کنند نه ضعف‌ها، اما دیدن این ضعف‌ها نیز مهم است، مخصوصا در یک رابطه. اما وقتی عاشق هستید، با اینکه عیب‌ها و کاستی‌های او را می‌بینید، اما انگار نمی‌بینید و باز هم عاشق او هستید. شما می‌دانید محبوب‌تان چه ایراد‌ها و ضعف‌هایی دارد، اما باز هم با تمام وجودتان او را می‌خواهید و انتخابش کرده‌اید. شما او را بابت همین چیزی که هست می‌خواهید و عاشق خود واقعی او هستید. عشق یکی از چیز‌هایی است که به انسان ارزش می‌دهد. در دنیا آشفتگی‌ها و اندوه‌های زیادی وجود دارد، اما وقتی به اطراف‌مان نگاه می‌کنیم و آدم‌هایی را می‌بینیم که عاشق هم‌اند، برای هم فداکاری می‌کنند و راحتی و شادی هم را می‌خواهند، می‌فهمیم که درد سر‌های دنیا ارزش تحمل کردن را دارند. عاشق بودن یکی از زیباترین اتفاق‌هایی است که می‌تواند برای کسی روی بدهد. اگر علائم گفته شده را دارید، قدردان باشید و بدانید که عشق و عاشقی شما زمان و موقعیتی است که باید به بهترین شکل از آن استفاده کنید. ]]> سبک زندگی Sat, 24 Aug 2019 06:16:00 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/165580/ این کلمات عاشقانه در زندگی مشترک معجزه می کند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/165435/ به گزارش ستاره ها به نقل از بیتوته، بسياري از زوج درمانگران معتقد هستند، زندگی مشترک یک زوج از سه بخش، مرد، زن، رابطه تشکیل شده است. روابط در زندگی مشترک هویتی رسمی و تاثیرگذار دارد، به طوریکه اگر حال روابط خوب باشد، حال زوجین خوب است و حس خوشبختی ميکنند و چنانچه حال روابط بد باشد، زوجین حس ناکامی از زندگی مشترک را تجربه ميکنند . درمانگران روابط اموزش هایی که براي بهبود حال روابط زوجین ارائه داده میشوند را در دو دسته اصلی، افزایش رفتار های مثبت کوچک و روزانه و داشتن رفتار های مثبت بزرگ قرار می‌دهند ، رفتار های مثبت کوچک مثل گفتن جملات عاشقانه به همسر، تشکر کردن از زحمت های همسر و رفتار های مثبت بزرگ مثل خرید یک هدیه گرانبها ، به نام کردن قسمتی از اموال به اسم همسر و غیره است که این رفتار ها به علت بالا بودن بار هیجانی براي چند وقتی حال روابط را خوب ميکنند . زنان و مردان خوشبخت براي نشان دادن تعاملات مثبتشان علاوه بر ابراز علاقه به یکدیگر، به گفته های همسرشان هم با علاقه گوش می‌دهند و براي نشان دادن محبتشان از راه‌های مختلفی مثل توجه به همسر و تلفنی حرف زدن در طول روز استفاده ميکنند . از ديگر رفتارهای بروز علاقه به همسر میتوان به یادآوری خاطره های مشترک زندگی، شوخی کردن ، قدردانی از یکدیگر، توجه به ناراحتی زوج یا زوجه، همدلی، پذيرايي اشتباهات و غیره اشاره نمود . دانستن نکاتی برای تداوم زندگی مشترک - به خاطر همسر خود کمی از مطالب موثر و روانشناسی استفاده کنیم؛ به دلیل آن که ما تجربه کافی را در آغاز زندگی نداریم. - رابطه کلامی و عاطفی خود را حفظ کنیم؛ تلاش کنیم با همسر خود در مورد مسایل گوناگون گفت و گو کنیم. حرف زدن بهترین راه اگاهی از افکار و احساسات همسر میباشد . - به همسر خود بگوییم که من بخاطر عشق به تو تمامی سختی های زندگی مان را می پذیرم چنين جملاتی سبب اطمینان وی ميشود . - با جملات زیبا از همسر خود دلجويي کنیم؛ یک جمله ی شورانگیز میتواند طوفانی از خشم و غضب و تنفر را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات مختلف دور سازد. - براي سخن و پیشنهاد همسرمان احترام قائل شویم و خود را عقل کل ندانیم. باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند. - فرمان ندهیم؛ نباید منزل را به پادگان تبدیل کنیم، متوجه باشیم که منزل کانون عشق و محبّت است نه محل یکه تازی و خشونت. - همه زوجین در موضوعاتی با یکدیگر تفاوت نظر دارند و حتی ممکن است بعضی از اختلافات را نتوانند حل کنند، ولی با مراقبت از حال خوب روابط، زندگی مشترک خود را حفظ و تداوم می بخشند.   ]]> سبک زندگی Mon, 19 Aug 2019 14:43:09 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/165435/ زندگی بدون اضطراب، با این نکات ساده http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/165161/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین‌ها: خیلی از افراد تصور می‌کنند که زندگی بدون اضطراب اصلا امکانپذیر نیست. میلیون‌ها نفر در سراسر دنیا دچار نگرانی و اضطراب بیمارگونه‌اند و هر روز هم آن را تجربه می‌کنند. با وضعیت دنیای امروز و استرس‌های جورواجوری که با آن مواجهیم، عجیب نیست که خیلی از افراد سراغ دارو‌های ضد اضطراب و آرامبخش می‌روند، اما واقعیت این است که باز هم با استرس و اضطراب دست به گریبان‌اند. هر چند نگرانی و اضطراب تا حدی طبیعی است، اما اضطراب مرض گونه می‌تواند درد سرساز باشد. مطالعات نشان داده‌اند استرس وسواسی یکی از علت‌های اصلی اختلال اضطراب است. برای اینکه بتوانید اضطراب‌تان را به طور موثر کاهش دهید، باید یک سری از نکات و واقعیت‌ها را یاد بگیرید. زندگی بدون اضطراب تا حدود زیادی به تغییر نگرش برمی‌گردد. شما باید کنترل افکار و هیجانات خود را در دست بگیرید و هر کاری می‌توانید بکنید تا با اتفاقات اجتناب ناپذیر زندگی به بهترین شیوه‌ی ممکن کنار بیایید. سپس می‌توانید تمرکزتان را روی زندگی در زمان حال و در لحظه بگذارید، از خودتان مراقبت کنید و زندگی به دور از نگرانی و استرس داشته باشید. بپذیرید که نگرانی بد است اولین قدم برای اینکه اضطراب را از خود دور کنید این است که بپذیرید نگرانی احساس خوبی نیست. برخی از افراد به اشتباه تصور می‌کنند نگرانی خوب است و باعث می‌شود خلاق‌تر، آماده‌تر و موثرتر باشند و یا نشان می‌دهد نسبت به موقعیت‌ها و آدم‌ها، حساس و دقیق و باملاحظه‌اند، در حالیکه ابدا اینطور نیست. در واقع نگرانی بیمارگونه به ضرر شما، اطرافیان‌تان و حتی سلامتی شماست. وقتی شما بی‌دلیل در مورد هر چیزی نگران و مضطرب می‌شوید، نمی‌توانید زندگی معمول خود را داشته باشید و این می‌تواند سبب شود جلوی زندگی نرمال دیگران را نیز بگیرید. بسیاری از بیماری‌ها ناشی از اضطراب زیادند و استرس سبب افزایش وزن و فشار خون بالا نیز می‌شود. ببینید اضطراب‌تان ناشی از چیست قدم بعدی برای زندگی بدون اضطراب زیاد این است که شناسایی کنید نگرانی شما ریشه در چه چیزی دارد. برای خیلی از افراد، استرس مداوم ریشه در حوادثی در گذشته دارد. اگر شما بفهمید که تجربه‌ای منفی در گذشته، منبع نگرانی شماست می‌توانید یاد بگیرید که گذشته را چگونه رها کنید. اگر دیگر در گذشته زندگی نکنید، خواهید دید که نگرانی‌تان چقدر کمتر می‌شود. نسبت به افکارتان آگاه باشید یکی از مهم‌ترین کار‌هایی که می‌توانید برای یک زندگی به دور از اضطراب انجام دهید این است که نسبت به افکار خود آگاه باشید. نگرانی مرض گونه معمولا با تصورات و تخیلات ما در ارتباط اند. اما مطالعات اخیر نشان می‌دهند وقتی پای اختلال اضطراب عموی به میان می‌آید، نگرانی وسواس گونه بیشتر ریشه در افکار دارد تا تصورات. زیاد در مورد مسئله‌ای فکر کردن می‌تواند باعث شود تا حدی نگران آن موضوع شوید که استرس بگیرید. آگاه بودن نسبت به افکار و تلاش برای عقب راندن افکار غیرمنطقی می‌تواند کمک بسیار زیادی در رفع نگرانی در زندگی‌تان بکند. درک کنید که بعضی چیز‌ها در کنترل شما نیستند برای یک زندگی به دور از اضطراب بیش از حد باید مشخص کنید چه چیز‌هایی از کنترل شما خارج‌اند و رهای‌شان کنید. شما باید این طرز فکر را در خود ایجاد کنید که آنچه از کنترل شما خارج است ربطی به شما ندارد. شما نمی‌توانید هر چیز و هر کسی را کنترل کنید. وقتی به این باور برسید، آن را خواهید پذیرفت. البته منظور این نیست که همه چیز را رها کنید و فقط منتظر بمانید و ببینید چه اتفاقی می‌افتد. بلکه مدیریت آن چیز‌هایی که در کنترل شماست به شما احساس اعتماد بنفس و امنیتی می‌دهد که زمینه را برای رفع نگرانی‌های‌تان فراهم می‌کند. اما تلاش و نگرانی برای چیزی که در اختیار شما نیست، فقط انرژی‌تان را می‌گیرد و پریشان‌ترتان می‌کند. در زمان حال زندگی کنید وقتی مدام در حالت استرس و نگرانی هستید، همیشه در آینده‌ای مبهم و ترسناک زندگی می‌کنید و این می‌تواند لذت زندگی را از شما بگیرد. به جای اینکه مرتبا به آینده فکر کنید، سعی کنید طرز فکرتان را اصلاح کرده و روی زمان حال‌تان تمرکز کنید. وقتی در زمان حال زندگی می‌کنید، می‌توانید عکس العمل لازم برای پیشگیری از مشکلات آینده را نشان دهید و انرژی‌تان صرف چیزی که اصلا نمی‌دانید روی می‌دهد یا نه نخواهد شد. باید قبول کنید که کسی از آینده خبر ندارد، اما با توجه به زمان حال و بهتر کردن اوضاع فعلی‌تان می‌توانید تا حدی آینده‌تان را نیز بهتر کنید. ایمان داشته باشید و به خداوند توکل کنید ایمان و ترس با هم جور نیستند. اگر ایمان داشته باشید و تلاش خودتان را هم بکنید، ترس به دل‌تان راهی پیدا نمی‌کند، چون می‌دانید خداوندی دارید که به او توکل می‌کنید و بخشی از امور را به او می‌سپارید. ایمان واقعی به شما آرامش می‌دهد و انرژی‌های مثبت را به سمت‌تان می‌فرستد. وقتی به قدرتی بالاتر از خود و فراتر از هر چیزی دل می‌بندید، بیقراری‌تان فروکش می‌کند، زیرا احساس می‌کنید این قدرت بی‌نظیر مراقب و محافظ شماست و این اطمینان را به شما می‌دهد که آنچه به صلاح‌تان است برای‌تان روی خواهد داد. اگر بتوانید به چنین ایمان و اعتقادی دست پیدا کنید، به میزان چشمگیری از اضطراب و نگرانی‌تان کم می‌شود و دل‌تان آرام می‌گیرد. آماده باشید یکی از بهترین راه‌های زندگی به دور از نگرانی این است که آماده باشید. وقتی رویدادی در آینده‌ای نزدیک انتظارتان را می‌کشد و احساس می‌کنید برای‌تان استرس برانگیز خواهد بود، خودتان را برای آن موقعیت آماده کنید. وقتی شرایط را تا حد ممکن آماده کردید، بقیه چیز‌ها را رها کنید و منتظر بمانید زمان بقیه چیز‌ها را پیش ببرد. البته نکته‌ی مهمی که باید به آن توجه داشته باشید این است که برای این آمادگی، زیاده روی هم نکنید. هر چند کار عاقلانه‌ای است که مثلا برای طوفان و سیل و سایر فجایع طبیعی آماده باشید، اما احتمال اینکه دچار وسواس و زیاده روی شوید هم زیاد است. مثلا شاید واقعا نیازی نباشد مقدار زیادی مواد غذایی ذخیره کنید، اما در یک حد معقول و سالم، آماده بودن می‌تواند نگرانی‌تان را نیز تسکین بدهد. لیست تهیه کنید لیست تهیه کردن و نوشتن هم مانند آماده بودن از قبل، کمک‌تان می‌کند با اقدام اولیه‌ای که انجام می‌دهید تا حدودی از اضطراب‌تان کم کنید. مثلا وقتی چیز‌هایی را که برای سفر نیاز دارید می‌نویسید این اطمینان را پیدا می‌کنید که هیچ چیز ضروری را فراموش نخواهید کرد. ضمنا روی کاغذ آوردن و نوشتن به طور کل حرکت بسیار خوبی است، چون چیز‌هایی را که باید انجام دهید یا عامل نگرانی‌تان هستند تصویرسازی می‌کنید و همین باعث می‌شود مغزتان به شما اعلام کند که شرایط تحت کنترل است و جای نگرانی وجود ندارد. به کاری که انجام داده‌اید و تمام شده، دیگر فکر نکنید وقتی تمام کار‌هایی را که در لیست‌تان نوشته بودید انجام دادید و کامل شدند و آمادگی‌های لازم را نیز فراهم کردید، حالا وقت آن است که این کار‌ها را رها کرده و تمرکز و تلاش‌تان را صرف چیز‌های دیگری بکنید. اگر زمان زیادی را صرف فکر کردن به چیز‌هایی می‌کنید که انجام شده و تمام شده‌اند، نمی‌توانید روی کار‌های بعدی که باید انجام شوند تمرکز کنید. نگرانی‌های بی مورد می‌توانند ناشی از زیاد فکر کردن به کار‌های انجام شده و تمام شده نیز باشند. نگران حرف‌های دیگران نباشید یکی از چیز‌هایی که خیلی از افراد به آن اهمیت می‌دهند و نگرانش هستند، حرف‌ها و نظرات دیگران است. شاید نگران این هستید که دیگران در مورد شما، خانواده‌تان و یا کار‌هایی که انجام می‌دهید چه فکر می‌کنند. این خیلی مهم است که نگرانی‌های اینچنینی را رها کنید. اگر به این باور برسید که بهتر است در برخورد با دیگران خود واقعی‌تان باشید، به این نتیجه هم خواهید رسید که مهم نیست دیگران در مورد شما چه فکری می‌کنند. مهم این است که شما در مورد خودتان چه فکری می‌کنید و اینکه آیا انسان خوبی هستید یا نه. دست از اهیمت دادن به نظر دیگران برداشتن، راه زندگی بدون استرس را برای‌تان هموارتر می‌کند. موقعیت‌ها را بیش از اندازه تجزیه و تحلیل نکنید یادتان باشد که افکار وسواس گونه، منبع اصلی استرس و اضطراب بیمار گونه‌اند. وقتی موقعیتی را بیش از اندازه تحلیل می‌کنید و به آن حساسیت نشان می‌دهید، باعث می‌شود افکارتان مانند طوفانی مهیب، گرد و خاک‌های اضطراب و دلشوره را به پا کنند. هر چه بیشتر در مورد مسئله‌ای فکر کنید، بیشتر نگرانش خواهید شد. بهتر است به یک مسئله از زوایای گوناگون نگاه کنید تا خیال‌تان راحت شود که برای آینده تا حدودی آماده‌اید. اما اگر زمان زیادی را صرف تجزیه و تحلیل حوادثی بکنید که یا مربوط به گذشته اند و دیگر نمی‌شود کاری برای‌شان کرد یا مربوط به آینده‌اند و نمی‌توان آن‌ها را پیش بینی کرد، دلشوره و اضطراب امان‌تان را خواهد برید. صبور باشید   صبر واقعا نعمت بزرگی است، اما متاسفانه همه آن را ندارند. اگر صبرتان کم باشد، آشفتگی‌تان بیشتر خواهد بود. کم صبر و تحمل بودن، زمینه را برای نگرانی‌های بیشتر در مورد آینده به شدت هموار می‌کند. کسب مهارت ارزشمندی مانند «صبر و تحمل» کار ساده‌ای نیست، اما اگر بتوانید تمرین کنید و تدریجا میزان تحمل‌تان را بالاتر ببرید، خدمت بزرگی به سلامت جسم و روح‌تان خواهید کرد. چیز‌های خوب و مثبت را ببینید و شاد شوید هر وقت دیدید در اضطراب و نگرانی به سر می‌برید، سعی کنید به دنبال جنبه‌های مثبت و هرچند کوچک بگردید تا شادتان کند. همین که مثبت‌ها را جستجو می‌کنید کمک‌تان می‌کند در زمان حال بمانید و بفهمید که همه چیز بد نیست و شرایط آٔنطور که فکر می‌کنید ناخوشایند نیست. ضمنا توجه کردن به خوبی‌ها و مثبت‌ها، ترس‌تان را کمتر می‌کند. نگرانی در مورد آینده اغلب می‌تواند ناشی از این باشد که خوبی‌های زمان حال را نمی‌بینید و به آن‌ها توجهی ندارید یا خوبی‌های گذشته را فراموش کرده‌اید. توجه به مثبت‌ها در زمان حال و گذشته، نگرش مثبت‌تری نسبت به آینده نیز به شما می‌دهد. به چیز‌هایی که دارید توجه کنید توجه کردن به داشته‌ها نیز کمک‌تان می‌کند فکرتان معطوف زمان حال شود. وقتی به جای اینکه نگران آینده باشید در لحظه می‌مانید، شادترید و استرس کمتری دارید. روی تمام داشته‌های ریز و درشت خود در زندگی تمرکز کنید و مجال پرسه زدن در استرس‌های آینده را به خود ندهید. مدام نگران از دست دادن چیزی در آینده بودن می‌تواند مانع لذت بردن از آنچه در حال حاضر دارید بشود. مثلا اگر مدام به این فکر کنید و نگران باشید که اگر همسرتان بعدا به شما خیانت کند چه می‌شود، از اکنون‌تان غافل می‌شوید و نمی‌توانید به تقویت پیوند عاطفی و ارتباط زناشویی‌تان در حال حاضر بیندیشید و خود به خود زمینه‌ی اتفاقات منفی را فراهم می‌کنید. قدردان بودن را تمرین کنید قدردان و شکرگزار بودن نیز اضطراب‌تان را تسکین می‌دهد. اگر توجه‌تان را معطوف داشته‌ها و نعمت‌های‌تان بکنید خواهید دید که باید قدردان آن‌ها باشید. وقتی بدانید چه چیز‌های خوبی دارید که به شما قوت قلب می‌دهند می‌توانید کم کم نگرانی‌های‌تان را کاهش بدهید. یک راه خوب برای توجه به داشته‌ها و قدردان آن‌ها بودن این است که آن‌ها را بنویسید. هر روز این کار را انجام دهید، مثلا در ابتدا یا در انتهای روز، و دست کم تمام چیز‌های خوبی که در آن روز برای‌تان روی داده را بنویسید. زندگی را سخت نگیرید هر چه زندگی را سخت‌تر بگیرید، مورد‌ها برای نگرانی هم بیشتر خواهند بود. اما اگر زندگی‌تان ساده و بی‌حاشیه باشد، طبیعتا نگرانی کمتری خواهید داشت، چون آنقدر دوروبرتان را پُر نکرده‌اید که بابت از دست دادن هر یک از آن‌ها استرس بگیرید. در نتیجه باز هم بهتر می‌توانید روی داشته‌های‌تان در زمان حال تمرکز کنید. برای ساده کردن زندگی‌تان می‌توانید از حذف چیز‌های غیرضروری و اضافی شروع کنید. این حذف کردن می‌تواند ملموس یا غیرملموس باشد، مثلا شلوغی‌های ذهن‌تان را پاکسازی کنید، وسایل غیرضروری را از خانه دور کنید، رابطه‌های سمی و آزاردهنده را قطع کنید و به طور کلی زندگی‌تان را تا جایی که ممکن است خلوت و آرام و جمع و جور کنید. خواهید دید که با این روش، چقدر تسلط تان بر امور بیشتر و بهتر می‌شود و کمتر چیزی می‌تواند نگران‌تان کند. مدیتیشن کنید و به مراقبت‌های فردی‌تان اهمیت دهید   اگر دیدید دچار اضطراب هستید، روی مراقبت از خودتان دقیق‌تر شوید. مدیتیشن کمک‌تان می‌کند ذهن‌تان را از موارد استرس برانگیز دور کرده و آرام‌تر شوید. تنها چند دقیقه مدیتیشن در روز کافیست تا تسلط فکری‌تان را به دست بیاورید و بیقراری‌تان را کم کنید. خود مراقبتی نیز خیلی مهم است. خوب غذا بخورید، خوب بخوابید و برای پرداختن به سرگرمی‌های مورد علاقه‌تان وقت بگذارید. خیلی از افراد مدام نگران اطرافیان‌شان هستند و زمان زیادی را صرف مراقبت و رسیدگی به آن‌ها می‌کنند. فراموش نکنید که شما اول باید به سلامت جسم و روح خودتان اهمیت بدهید تا سر پا باشید و توان و انرژی لازم برای رسیدگی به دیگران و مراقبت از آن‌ها را کسب کنید. وقتی منبع انرژی خودتان کافی نباشد، طبیعی است که دچار استرس شوید و دلشوره‌ی این را بگیرید که مبادا از پس مسئولیت‌های‌تان برنیایید. از درمانگر کمک بگیرید اگر روش‌های گفته شده را به کار بردید و تلاش‌تان را کردید، اما همچنان درگیر اضطراب شدید و دست و پاگیرتان بودید، پس حتما نیاز دارید از یک درمانگر حرفه‌ای کمک بگیرید. یک درمانگر خوب کمک‌تان می‌کند علت اضطراب‌تان را بشناسید و تکنیک‌های لازم برای غلبه بر استرس‌تان را یاد بگیرید. پس اگر به این نتیجه رسیدید که کمک گرفتن از یک درمانگر، قدم اصلی شما برای داشتن یک زندگی با نگرانی‌های کمتر و آرامش بیشتر است، تردید نکنید و از همین امروز اقدام کنید. ]]> سبک زندگی Sat, 17 Aug 2019 05:06:46 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/165161/ والدین مطلقه‌ای که قصد ازدواج مجدد دارند، بخوانند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/165154/ به گزارش ستاره ها؛ امین رفیعی‌پور در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه هر زوجی که قصد ازدواج دارند باید نسبت به یکدیگر به شناخت و آگاهی کاملی دست یابند و تفاوتی ندارد که آنها پیش از این مجرد یا متاهل بوده‌اند، افزود: برای دست‌یابی به شناخت و آگاهی کامل زوجین پیش از ازدواج به مدت زمان حداقل سه تا شش ماه نیاز است، اما والدین مطلقه‌ای که قصد ازدواج مجدد دارند باید متناسب با سن فرزندان‌شان این موضوع را برای آنها مطرح کنند، زیرا فرزندان در هر بازه سنی رفتار خاصی از خود نشان می‌دهد. بنابر اظهارات وی، کودکان کمتر از شش سال راحت‌تر با ازدواج مجدد والدین خود کنار می‌آیند، اما در سنین بلوغ پذیرش این موضوع به مراتب سخت‌تر می‌شود زیرا آنها در این دوران احساس می‌کنند فردی که جای پدر یا مادرش حضور دارد والد واقعی‌شان نیست و این والد است که باید بتواند روابط همسر جدید خود را با فرزندش به درستی شکل دهد، در غیر این صورت تشکیل چنین خانواده‌ای با مشکل مواجه خواهد شد، اما در دوران بزرگسالی یعنی پس از ۲۰ سالگی پذیرش ازدواج مجدد والدین برای فرزند راحت‌تر است؛ هرچند ممکن است مخالفت از سوی فرزندان بزرگسال نیز دیده شود. به گفته این متخصص روانشناسی سلامت، بدترین سن پذیرش ازدواج مجدد والدین برای فرزندان، دوران "نوجوانی" است که در پی وقوع این مسئله باید آمادگی‌های روانی و مداخلات روانشناختی در این زمینه صورت گیرد. مشاور رئیس سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره ایران در حوزه سلامت همچنین درباره علت مخالفت فرزندان در مواجهه با ازدواج مجدد والدین‌شان نیز گفت: والدین برای فرزندان حکم قدیسی را دارند که در صورت ازدواج مجدد والدینشان احساس خوبی ندارند، برخی فرزندان احساس می‌کنند همسر جدید والدشان قصد دارد جای پدر یا مادرش را بگیرد و برخی دیگر تصور می‌کنند که با ازدواج مجدد والدینش روابط آنها با والدین کمتر می‌شود که در چنین حالتی دچار اضطراب می‌شوند و این اضطراب درنهایت می‌تواند منجر به بروز اختلالات روانشناختی شود، اما در هر صورت عوامل این مخالفت‌ها از نظرروانشناسی درست نیست، زیرا والدینی که از همسر خود جدا شده‌اند یا همسرشان فوت کرده‌ حق حیات و ادامه زندگی دارند و باید با شرایط خاص و آمادگی‌های لازم پذیرش این موضوع را برای فرزندان راحت‌تر کرد؛ البته نوع رفتار و نحوه برخورد همسر جدید والدین با فرزند در پذیرش تفکر فرزند خانواده بی‌تاثیر نیست. وی در ادامه درباره تاثیر مداخلات روانشناختی بر بهبود روابط همسر جدید والد با فرزند نیز گفت: در این مداخلات ابتدا شرایط ازدواج والد با همسر جدید (مشاوره‌های پیش از ازدواج) بررسی می‌شود این که آیا این زوج می‌توانند ازدواج موفقی داشته باشند؟، در صورت تایید مشاور برای ازدواج بین والد و فرزند و سپس میان فرزند و والد جدید مداخلات صورت می‌گیرد و فرزند برای پذیرش و برقراری ارتباط با همسر جدید والد آماده می‌شود. می‌توان ادعا کرد این مداخلات اثرگذار هستند؛ چراکه شاهد شکل‌گیری روابطی بوده‌ام که با مداخلات به موقع زندگی‌های آرامش‌بخشی شکل گرفته است. گرچه در برخی مواقع ممکن است شکل‌گیری این رابطه‌ها به قدری پیچیده باشد که امکان مداخله صورت نگیرد و شکل‌گیری آن رابطه آسیب‌زا باشد. مشاور رئیس سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره ایران در حوزه سلامت تاکید کرد: این دسته از فرزندان باید قبول کنند که گرچه همسر جدید پدر یا مادرش، نمی‌تواند جای والد واقعی‌اش باشد اما عضوی از زندگی اوست. از طرفی دیگر فرد جدیدی که وارد خانواده می‌شود باید بپذیرد که اگرچه فرزند همسرش، فرزند واقعی او محسوب نمی‌شود اما خانواده جدیدی را تشکیل داده‌ که حفظ این خانواده بسیار مهم است. ]]> سبک زندگی Sat, 17 Aug 2019 04:17:59 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/165154/ رمز و رازهای زندگی با مرد شکاک http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/164896/ به گزارش ستاره ها یکی از کاربران سایت تبیان نوشته است: شوهر شکاک و بدبینی دارم و این خصلت بد او زندگی را به کام من و بچه‌هایم تلخ کرده. لطفاً من را راهنمایی بفرمایید که چگونه با او رفتار کنم؟ پاسخ: متأسفانه این مسئله در جامعه ما بسیار زیاد مشاهده می‌شود و موجبات مشکل در زندگی‌های زناشویی را پدید آورده است. برای حل این مشکل متأسفانه درمان مشخصی وجود ندارد و عموماً به همسران این دسته از افراد توصیه می‌شود تا موجبات تحریک همسرشان را فراهم نیاورند و نقاط حساسیت و تحریک‌پذیری همسرشان را شناخته و از آن شرایط و موقعیت‌ها خودداری و جلوگیری کنند و در ضمن توصیه دیگر ما به شما این است که حتماً به‌اتفاق همسرتان به یک روان‌شناس مجرب مراجعه داشته باشید تا از طریق روان‌درمانی مشکل شما کاهش یابد. قسمت اصلی ماجرا، درمان فرد بدبین است وگرنه زندگی بسیار دشوار خواهد شد. جالب است که گاهی مواقع فرزند خانواده نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد و او هم از پدر یا مادر سؤال می‌کند که کجا بوده است و این فرد نیز بعدها ممکن است در زندگی مبتلابه بدبینی شود. افراد مبتلابه بدبینی در درجه اول نیازمند دارودرمانی هستند. خانواده‌ها می‌توانند فرد بدبین را به‌ عنوان دیگری غیر از بدبینی نزد پزشک ببرند. به‌طور مثال می‌توانند. به همسرشان بگویند: «تازگی‌ها قدری عصبی شدی، احساس می‌کنم فکرت مشغول شده» و او را به مطب روان‌پزشک ببرند. همان‌طور که می‌دانید چنین افرادی می‌گویند جامعه بد است یا نگران همسرم هستم بنابراین افراد خودشان را بیمار نمی‌دانند؛ و نکته آخر اینکه بدبینی در آقایان شدیدتر است و همچنین همکاری کمتری هم دارند و خانم‌ها راحت‌تر به روان‌پزشک مراجعه می‌کنند. شاید آقایان به دلیل مرد بودنشان و وظیفه اخلاقی‌شان به خانواده کمتر حاضر به درمان شدن باشند. خانم‌ها در مواقع خفیف خیلی خوب می‌توانند کمک کنند. به‌طور مثال در مواقع خفیف با شفاف کردن رفتارهایشان و ابراز محبت مناسب بدون افراط‌ و تفریط می‌توانند کمک کنند. در ضمن شما نباید فکر کنید که درمان این افراد یک درمان خیلی خاص است بلکه درمان در این افراد اغلب با نوشتن، موسیقی، یا نقاشی آغاز می‌شود که نوعی شناسایی غیرمستقیم فرد از طریق بازتاب‌های ذهنی او است. پس از ایجاد اعتماد، روان‌درمانی انفرادی تنها روشی است که کم‌کم باعث می‌شود این افراد به درک احساس‌های دیگران توانایی پیدا کنند و بعد بیاموزند که در قبال این احساس‌ها چگونه واکنش نشان دهند. معمولاً مرحله بعدی این است که فرد ارتباطش را با اعضا خانواده‌اش گسترش بدهد که نهایتا منجر به آموزش ارتباط با سایر افراد جامعه خواهد شد. رفتار درمانی برای آموزش مهارت‌های اجتماعی بسیار مفید خواهد بود زمانی که بیمار به مرحله‌ای رسیده باشد که انجام دستورالعمل‌های درمانی برای او امکان‌پذیر باشد. چند توصیه به افرادی که همسر شکاک دارند - زندگی مشترک میدان جنگ نیست و راه حل آرام‌کردن همسر شکاک، بیشتر کردن تردیدهایش نیست. اگر از همسرتان رنجیده‌اید، برای تلافی‌کردن موقعیتی را به وجود نیاورید که احساس شک بیشتری کند. - اگر قبلا سابقه نامزدی شکست خورده‌ای را داشته‌اید، از همسرتان پنهان نکنید و این قضیه را به اطلاع شریک زندگیتان برسانید اما به جزئیات وارد نشوید. هرگز درباره رازهای رابطه تمام شده خود به همسرتان چیزی نگویید. هرگز نگذارید همسرتان در مورد موضوعاتی که مربوط به گذشته شماست بیش از حد سوال کند شما باید رازهای خودتان را داشته باشید و در مکان‌های خصوصیتان احساس امنیت کنید و خودتان هم به گذشته او وارد نشوید. - همه مردها در مورد یک موضوع واحد حساسیت دارند زیرا همه آنان دوست دارند در زندگی یکه‌تاز باشند و تحمل ورود هیچ مرد دیگری را به زندگی ندارند. مردها از مقایسه شدن بیزارند و اگر پای مرد دیگری حتی برادر شما به زندگیشان باز شود، کلافه می‌شوند. پس هیچ‌گاه آنها را مقایسه نکرده و تصور نکنید این جملات می‌تواند عملکرد همسرتان را بهتر و او را باانگیزه‌تر کند. - مدام در مورد مشکل همسرتان دعوا نکنید. حتی بدون حضور همسرتان با یک مشاور خانواده صحبت کنید و برای کم کردن حساسیت همسرتان یا رسیدن خودتان به آرامش از راهکارهایی که او به شما آموزش می‌دهد استفاده کنید. - اگر همسرتان احساس کند برای شما تکراری شده و فراموش گشته و نادیده گرفته می‌شود و به اندازه دیگران نمی‌تواند شما را شاد کند، ممکن است آسیب زیادی ببیند و حتی به مردی شکاک تبدیل شود. پس به او بگویید در همه لحظات زندگی مشترکتان قلب شما در اختیار او قرار دارد و جز او به کس دیگری فکر نمی‌کنید و مانند اوایل ازدواج با او با محبت رفتار کنید.   ]]> سبک زندگی Sun, 11 Aug 2019 11:43:38 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/164896/ روش‌های کنترل خشم http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/164629/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایسنا، منشاء وقوع تمام نزاع‌ها در هر ابعادی، خشم و ناتوانی افراد در کنترل آن است؛ خشمی که یکباره بر فرد چیره شده و با کنار زدن عقل، نبض رفتارهای فردی را به دست می‌گیرد و تا بن بست پشیمانی انسان را پیش می‌برد. ریشه‌یابی علت وقوع اکثر نزاع‌ها، عمدتا مسائلی پیش پا افتاده و اولیه بوده که امکان رفع آن با تعقل وجود دارد؛ اما خشم، اجازه فکر کردن را از فرد گرفته و او را به تصمیماتی آن وا می‌دارد. نگرانی از آمار فزاینده درگیری و نزاع‌هایی که گاه به مصدومیت یا حتی مرگ طرفین دعوا منجر می‌شود، در جامعه روندی صعودی دارد، اگرچه آمارها برای همه جوامع یکسان نیست. کسب مهارت کنترل خشم، در شرایطی که سبب برای خشمگین شدن افراد فراهم است، یکی از ضرورت‌های زندگی به شمار می‌رود. یک کارشناس ارشد روانشناسی بالینی در گفت و گو با ایسنا، گفت: خشم هیجانی پیچیده و یک واکنش به هنجار، مفید و متداول نسبت به ناکامی و بدرفتاری است؛ اما این هیجان اگر از کنترل فرد خارج شود، ویران کننده خواهد بود و گاه منجر به آسیب‌های فراوان فردی و اجتماعی جبران ناپذیر می‌شود. مریم بنایی با تاکید بر لزوم فراگیری مهارت‌هایی برای کنترل خشم، به تشریح عوامل مختلف برانگیخته شدن خشم در افراد پرداخت. عوامل برانگیختگی خشم او گفت: دلایل برانگیخته شدن خشم می تواند بیرونی یا درونی باشد؛ افکاری که از انتظارات نابه جای فرد از خود و دیگران یا احساس مقصر بودن نشات می گیرد یک عامل درونی و بی احترامی و تحقیر شدن، پایمال شدن حق، مشکلاتی مانند از دست دادن اموال، درگیری خانوادگی و زناشویی و ... عوامل بیرونی برانگیخته شدن خشم است. افراد با چه خصوصیاتی بیشتر خشمگین می شوند؟ این کارشناس ارشد روانشناسی بالینی اضافه کرد: افرادی که نیاز مبرم و سیری ناپذیر برای کامل بودن دارند، آنان که ترس شدید از اشتباه کردن دارند، افرادی که نیاز شدیدی به کنترل دیگران دارند، افرادی که از شنیدن عقاید دیگران هراس دارند، افرادی که نیاز به تایید و پذیرش دیگران دارند، افرادی که اعتماد به نفس پایین دارند و افرادی که تصور می کنند همواره باید با صلاحیت، شجاع، قدرتمند و قوی به نظر برسند، بیشتر مستعد خشمگین شدن هستند . در چه مواقعی آستانه کنترل خشم پائین‌تر است؟ بنایی با بیان اینکه آستانه تحمل در افراد گاه پائین‌تر از دیگر مواقع است، گفت: زمانیکه فرد با ناکامی و شکست مواجه بوده یا دچار مشکلات مالی باشد، زمانی که احساس کند با او منصفانه و عادلانه برخورد نشده یا آنوقت که فرد برای زمانی طولانی دچار استرس باشد، آستانه تحمل هم پائین‌تر خواهد بود. این کارشناس ارشد روانشناسی ادامه داد: وقتی فرد احساس ضعف و ناتوانی کند یا با چندین مشکل به طور همزمان مواجه شود، وقتی که به یک بیماری مزمن و سخت مبتلا بوده یا احساس درد دارد و احساس خستگی می کند و زمانی که از سوی دیگران تحقیر می شود، آستانه برانگیختگی خشم به میزان بیشتری پایین می‌آید. روش‌های کنترل خشم او در بیان راهکارهایی برای کنترل خشم، لزوم شناخت مهارت‌هایی که مانع استمرار رفتارهای پرخاشگرانه می‌شود را یادآور و در ادامه افزود: شناخت احساساتی که باعث خشم می‌شود و اطلاع از پیامدهای رفتار پرخاشگرانه برای خود و دیگران به کنترل خشم کمک می‌کند. بنایی گفت: تمرین مکانیزم مقابله با خشم، آرامش آموزی، بازسازی شناختی، تغییر تفکر، تخلیه انرژی، افزایش توانایی حل مسئله و تغییر محیط، بهترین راهکارها برای کنترل خشم است. او ادامه داد: وقتی خشمگین و عصبی می شویم، افکارمان بسیار اغراق آمیز شده و به طور کامل نمایشی می‌شود، در این حالت بهتر است از راه هایی برای مهار آن استفاده کنیم، به عنوان مثال به جای اینکه بگوییم "چقدر وحشتناک!" یا "بدبخت و بیچاره شدم" به خودمان بگوییم "این مسئله من را ناراحت کرد، اما دنیا به آخر نرسیده و عصبانی شدن هم مشکل را حل نمی کند." چه کاری را هنگام عصبانیت انجام ندهیم این کارشناس ارشد روانشناسی گفت: انجام ندادن بعضی رفتارها مانع از خشم شده و فرد را در این مسیر کمک خواهد کرد. او گفت: مسخره کردن دیگران، فرار از مسائل، بیان برخی واژه‌ها و جملات تحقیر آمیز و تحریک کنند، تعمیم ندادن یک رفتار بد که یک بار اتفاق افتاده، تهدید کردن، توهین کردن و ... از رفتارهایی است که هنگام عصبانیت نباید انجام داد. این کارشناس ارشد روانشناس اضافه کرد: هنگام عصبانیت نباید به گذشته برگشت، باید در روند کار وقفه ایجاد کرد، واکنش سریع نشان نداد و برای تغییر محیط تلاش کرد. بنایی همچنین گفت: برای پیشگیری از بروز خشم و مدیریت آن، سعی کنیم با دیگران همدردی کنیم، خودمان را چند لحظه به جای طرف مقابل قرار دهیم، سعی کنیم دیگران را ببخشیم، سرزنش کردن را متوقف و به فکر انتقام و تلافی کردن نباشیم، به ویژگی مثبت خود و کارهایی که در گذشته فرد خطاکار برای ما انجام داده خوب فکر کنیم. ]]> سبک زندگی Wed, 07 Aug 2019 04:21:51 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/164629/