پایگاه خبری ستاره ها - آخرين عناوين روانشناسی :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/lifestyle/psychology Sun, 22 Oct 2017 16:50:43 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Sun, 22 Oct 2017 16:50:43 GMT روانشناسی 60 شش تصور غلط در مورد شادی http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/114041/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایرنا از پایگاه اینترنتی ساینس الرت، برخی افراد شادی را احساسی می دانند که در یک لحظه کوتاه ایجاد می شود - مانند گفتگوی کوتاه میان دوستان صمیمی یا صرف یک وعده غذایی گرم- اما برخی شادی را عمیق تر و نوعی روشن بینی می بینند.   در این میان، محققان شادی را به شیوه دیگری درک می کنند، یعنی آن را وضعیتی می دانند که مدام در حال رخ دادن است و براساس نحوه زندگی افراد کنترل می شود. برخی از یافته های علمی در مورد شادی با درک بسیاری از افراد در مورد چگونگی دستیابی به آن، تناقض دارد. برخی از این موارد به شرح زیر است: 1- پول صرفا تا حدی باعث افزایش شادی می شود تحقیقات زیادی نشان می دهند که داشتن حقوق و دستمزد بالا هر چند خوب است اما لزوما باعث افزایش شادی در انسان نمی شود. برخی مطالعات اقتصادی رفتاری نشان می دهد که پس از رسیدن به میزانی از حقوق و دستمزد بالا، احساس شادی بیشتر نمی شود. مطالعه دیگری نیز نشان داد افرادی که در مناطق مختلف زندگی می کنند بر اساس هزینه های زندگی خود به یک وضعیت ثابت در شادی می رسند. برای مثال، فردی که در آتلانتا زندگی می کند، با حقوق سالانه 42 هزار دلار به اوج شادی دست می یابد، اما برای ساکنان نیویورک رسیدن به این نقطه شادی، با درآمد سالانه 105 هزار دلار میسر می شود. 2- شادی از هدیه دادن نشات می گیرد نه هدیه گرفتن دریافت و باز کردن هدیه در مناسبت ها لذتبخش است، اما علم نشان می دهد فردی که هدیه را تهیه می کند، در قیاس با دریافت کننده آن، شادی بیشتری به دست می اورد. یک مطالعه در سال 2008 نشان داد که سطح شادی افراد زمانی که پولشان را به جای خود صرف دیگران می کنند، افزایش می یابد. مطالعه دیگری هم که سال 2013 برای پیگیری این موضوع انجام شد، نشان داد که این یافته در مورد مردم 136 کشور جهان صادق بود. 3- فراوانی گزینه های انتخاب شادی را کاهش می دهد به اعتقاد بری شوارتز روانشناس، داشتن گزینه های بیشتر برای انتخاب در زندگی همیشه بهترین وضعیت نیست. تحقیقات شوارتز نشان داده است که اگر به انسان ها گزینه های بی شماری برای انتخاب داده شود، توانایی تصمیم گیری آنها محدود می شود. حتی برخی تحقیقات علوم عصبی نشان داده اند که انتخاب، اساسا امری خسته کننده است و می تواند به توانایی های شناختی انسان در سایر زمینه ها صدمه بزند. این یافته ها باعث شده است که مورن سرف، دانشمند عصب شناس دانشگاه نورث وسترن، رویه متفاوتی را در پیش گیرد: او در مواجهه با فهرستی از اقلام خاص، همیشه دومین مورد را انتخاب می کند تا مغز خود را برای انتخاب های مهم تر در طول روز آزاد بگذارد. 4- تعطیلات طولانی تر همیشه شادی آورتر نیستند دانیل کانمن روان شناس، نوشته است که انسان ها در واقع از دو شخصیت متمایز تشکیل شده اند: افراد تجربه کننده و افراد به یاد آورنده . انسان های تجربه کننده در لحظه زندگی می کنند، اما انسان های به یادآورنده طعم خوش زندگی را در افکار خود می چشند. تعطیلات برای بسیاری از افراد به منزله شادی است اما کانمن می گوید از نظر افرادی که شخصیت به یاد آورنده دارند، تعطیلات دو هفته ای لزوما به معنی شاد بودن دو برابری در قیاس با تعطیلات یک هفته ای نیست. 5- هیچ کس نباید سعی کند تمام اوقات خوشحال باشد یک تصور غلط این است که شادی مقوله ای دست یافتنی است و می توان همواره آن را حفظ کرد. اما علم شادی را به صورت مقوله ای چندبعدی در نظر می گیرد؛ به عبارت دیگر، ممکن است چند نوع مناسبت شادی آفرین وجود داشته باشد که با یکدیگر متناقض باشند مانند زمانی که مجبورید دعوت به مراسم میهمانی را رد کنید، زیرا قصد کار روی یک کتاب جدید و یا پیگیری اهداف طولانی مدت دیگری را دارید. محققان همچنین متوجه شده اند که اگر افراد لحظات بد را بشناسند و گاه و بیگاه آنها را به یاد آورند، می توانند از اوقات خوش خود بیشتر لذت ببرند و شادی حداکثری کسب کنند. 6- کینه و دشمنی دشمن شادی است مقابله با احساسات منفی امری دشوار به نظر می آید و به همین خاطر برخی افراد در برابر این احساسات تسلیم می شوند، اما تحقیقات فراوان نشان داده است که بخشیدن دیگران (و خود) برای تخلفات گذشته می تواند معادل طی کردن مسیری طولانی در جهت کاهش استرس ها و بهبود سلامت روان باشد. یک مطالعه در سال 2015 ]]> سبک زندگی Sun, 22 Oct 2017 13:07:09 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/114041/ چرا هنوز مجرد هستید؟! با دلایل تنها بودن خود آشنا شوید! http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/113995/ به گزارش ستاره ها به نقل از وب سایت دیجی رو:  تا به حال از خودتان پرسیده‌ای که چرا هنوز مجرد هستید؟ آیا هنوز منتظر شاهزاده‌تان هستید که خودش با پای خودش بیاید و وارد زندگی‌تان شود؟ شاید فکر کنید که شما هیچ کنترلی بر این شرایط ندارید اما درواقع این شما هستید که نقش اصلی را در دیدار و رویارویی با مرد یا زن رویایتان بازی می‌کنید. در ادامه دلایل مجرد بودنتان را به شما معرفی می‌کنیم: ۱.شما افراد جدیدی را نمی‌بینید هرچه شما در ارتباط با افراد مجرد بیشتری باشید، احتمال اینکه با تعدادی از آنها گفت وگو کرده و سرانجام با یکی از آنها به نتیجه برسید بیشتر می‌شود. اگر شما با افراد جدیدی به طور اغلب یا گاها ملاقات نمی‌کنید، پس احتمالا شانس مجرد ماندنتان بیشتر از دیگران است. این مشکل را با گسترش دایره‌ی اجتماعی خود حل و فصل کنید؛ مثلا با دوستان و همکلاسی‌هایتان بیرون بروید. هرچه آدمهای جدیدی را ببینید، شانس قرارگذاشتن‌تان بیشتر می‌شود! ۲. خیلی وسواسی هستید حق دارید که وقتی می‌خواهید متعهد به رابطه‌ای شوید وسواس به خرج بدهید، اما اگر کسی خواست با شما قراربگذارد- با اینکه شاید خیلی بهم نخورید- بازهم سر قرار بروید. قرارگذاشتن با افراد مختلف موجب می‌شود که شما در ارتباط با شخصیت‌های مختلفی قراربگیرید و همچنین به شما کمک می‌کند که متوجه شوید بیشتر به دنبال چه خصوصیاتی در شریک احتمالی‌تان می‌گردید. بدین طریق شاید دریابید که یک سری خصوصیات برایتان مهم‌تر از دیگر خصوصیات هستند. قرارگذاشتن همچنین موجب میشود که در رویایی با جنس مخالف از اعتمادبنفس بیشتری برخوردار بوده و راحت‌تر باشید. بعد از یک قرار وقتی متوجه شدید که طرف به درد شما نمی‌خورد، لازم نیست همچنان به قرارگذاشتن با آن شخص ادامه دهید، حداقلش این است که شما امتحان کرده و تجربه بدست آورده‌اید. ۳. فکر می‌کنید همهٔ آدم خوبا یکی را دارند و دیگر برای شما کسی نمانده مثلا می‌بینید که بهترین دوستتان با چه آدم عالی‌ای است و از داشتن او هیجان زده‌است یا خودتان کلی خوشحال هستید که بالاخره خواهرتان با یک آدم فوق العاده آشنا شده و این مسئله باعث می‌شود که شما فکر کنید تمام خانم‌ها یا آقایان خوب را قبلا یکی انتخاب کرده و دیگر کسی برای شما نمانده است. اما میلیونها آدم تنها در دنیا هستند و خیلی از آنها واقعا عالی هستند، پس به آدمها شانسی برای نشان دادن خودشان بدهید. ۴. شما خودخواه هستید روابط نیازمند بده بستان‌های دوطرفه‌اند. انتظار نداشته باشید که یک نفر همه کار برای شما بکند اما خودتان هیچ زحمتی به خودتان نداده و این کارها را برای او جبران نکنید. اگر شما مدام به خواسته‌ها و نیازهای خودتان فکر می‌کنید، پس شاید هنوز آمادهٔ در رابطه بودن نیستید. تا زمانی که آماده نشده‌اید تا مراقب شخص دیگری باشید و نیازهای او را بر خودتان مقدم بشمارید، همان مجرد بمانید بهتر است! ۵. خودتان را نشان بدهید قرارگذاشتن ممکن است کلی ریسک دربر داشته باشد و اینکه خودتان را آسیب پذیر نشان دهید ممکن است دردسرساز باشد، اما همچنان لازم است که یک رابطهٔ سالم و صمیمی داشته باشید. شریک آیندهٔ شما خود به خود دم درب خانه شما پیدایش نمی‌شود. شما باید با غریبه‌ها صحبت کنید و از بعضی‌ها بخواهید که با شما بیرون بیایند. شما باید دوستانه و مودبانه رفتار کنید تا دیگران بخواهند با شما سر قرار بیایند. به زبان بدن‌تان فکر کنید، آیا دوستانه است؟ توجه داشتن به همین چیزهای ساده باعث میشود که شما خواستنی‌تر باشید. ۶. شما بیش از حد منفی هستید آیا حس می‌کنید که باید در هر بحث و جدلی پیروز شوید؟ آیا شما اغلب دیگران را ناامید و ناراحت می‌کنید؟ آیا شما هرجا که می‌روید راجع به هر چیز کوچکی شکایت میکنید؟ مردم به طور کلی دوست دارند که با کسانی که شخصیتی ثابت دارند باشند و اگر شما فرد منفی‌گرایی باشید خیلی کم پیش می‌آید که دیگران عاشق شما شوند. سعی کنید به جنبهٔ مثبت همه چیز نگاه کنید، مخصوصا وقتی سر قرار هستید. لبخند بزنید، از طرف مقابلتان تعریف کنید، ریلکس باشید و سعی کنید لذت ببرید. ۷. شما نا امید هستید حواستان باشد که از سر ناامیدی کار دست خودتان ندهید، چون بعضی‌ها انقدر ناامید هستند که هنوز قرار اول را نگذاشته به فکر عروسی هستند. حواستان به تجربیاتی که از روابط قبلی دارید باشد. نگذارید تا یک چیز خوب در کسی دیدید سریع به فکر رابطهٔ بلند مدت با او باشید و فکر کنید که از بقیه خیلی بهتر است. رابطه‌تان را اول فقط با دوستی شروع کنید و تصمیم جدی‌ای برایش نگیرید. بعضی‌ها با چند تغییر کوچک همانی می‌شوند که شما می‌خواهید و بعضی‌ها به تغییرات سخت‌تر و عمیق‌تر احتیاج دارند و هرکاری بکنید هم با شما جور نمی‌شوند؛ پس بهتر است که نه ناامید باشید و نه از سر ناامیدی تصمیمی بگیرید و همیشه حواستان باشد که اصولتان را برای هیچکس زیرپانگذارید. آنکس که نیمهٔ شما باشد به اصول و عقاید شما احترام خواهد گذاشت. ]]> سبک زندگی Sun, 22 Oct 2017 08:05:25 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/113995/ اگر ممکن بود، آیا دلتان می‌خواست جای کس دیگری باشید؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/113845/ به گزارش ستاره ها به نقل از وبسایت ترجمان: معاملۀ زندگی خودمان با آدم‌های مشهور، ثروتمند یا زیبا به این آسانی‌ها نیست. زندگی سخت است، برای بعضی‌ها که حقیقتاً ناجور پیش می‌رود. این سختی همراه می‌شود با آدم‌های موفق، پولدار، زیبا و محبوبی که صبح تا شب تلویزیون و دیگر رسانه‌ها نشانمان می‌دهند. طبیعی است که گاهی دلمان بخواهد ما هم جای یکی از آن‌ها باشیم. اما اگر این آرزو واقعاً جدی شود چه؟ تاد می، فیلسوف آمریکایی، معتقد است تعداد اندکی از ما اگر چنین انتخابی جلویمان باشد، قبولش می‌کنیم.      هیچ وقت با حسادت به زندگی دیگران نگاه کرده‌اید، با حدی از حسادت که برای یکی دو لحظه (یا بیشتر) به این فکر افتاده باشید که می‌شد خودتان جای او باشید؟ مثلاً میشل اوباما که آمیزه‌ای از متانت و شور و هیجان است؛ جرج کلونیِ جذاب و شیک با آن طبع شوخ و طعنه‌آمیز؛ یوسین بولت یا لیونل مسی یا یک ورزشکار مشهور دیگر. اصلاً آدم‌های معروف به کنار، کسی از آشناهای خودتان که انگار نظرکرده است و زندگی خوبی دارد: شغلی چالش‌برانگیز و لذت‌بخش، همسری خوش‌برخورد و جذاب، آپارتمانی بزرگ با منظره‌ای دیدنی (و بله، این‌هایی که در فرودگاه می‌توانند بدون کنترل از گیت رد شوند). آیا در این لحظه‌ها، اگر پیشنهادش وجود داشته باشد، وسوسه می‌شوید که جای خودتان را با آن‌ها عوض کنید؟ واقعاً این را می‌خواهیم؟ و اگر جداً به این چیزها فکر می‌کنیم، این یعنی چه طور آدمی هستیم یا چه نگاهی به زندگی‌مان داریم؟    قطعاً پیچیدگی‌هایی اینجا وجود دارد. اگر جای کس دیگری زندگی می‌کردید، آن وقت چه کسی بچه‌های شما را بزرگ می‌کرد یا به همسرتان عشق می‌ورزید یا از پدر و مادرتان در دوران پیری مراقبت می‌کرد؟ در واقع، اگر شما جای کس دیگری بودید اصلاً بچه‌هایتان وجود نداشتند. که این فکر جالبی نیست. برای بیان این مطلب، شاید بهترین راه این باشد که آن را در قالب نوعی معامله توضیح دهیم: اگر شما زندگی آن افراد را داشتید، آنگاه آن‌ها زندگی شما را داشتند، و دقیقاً همانطور که شما زندگی می‌کنید زندگی می‌کردند. مسئولیت‌های شما را آن‌ها بر عهده می‌گرفتند و بنابراین جایی برای احساس گناه باقی نمی‌ماند. اگر ماجرا را این‌طور در نظر بگیریم، آنگاه مسئلۀ خواستنِ اینکه جای کس دیگری باشیم به مسئلۀ تجربه‌کردن تبدیل می‌شد: آیا کسی هست که تجربۀ زندگی‌اش را به تجربۀ زندگی خودتان ترجیح بدهید، با فرض این که باقی چیزها یکسان باشد؟ وقتی بخواهیم تجربۀ کس دیگری را داشته باشیم، ملاحظه‌ای که سریعاً به ذهن می‌رسد این است که میل به کس دیگری بودن (یعنی داشتن تجربۀ او) مبتنی بر ارزش‌ها و امیالی است که من دارم، اگر جای کس دیگری زندگی می‌کردید، آن وقت چه کسی بچه‌های شما را بزرگ می‌کرد یا به همسرتان عشق می‌ورزید یا از پدر و مادرتان در دوران پیری مراقبت می‌کرد؟ و لذا من باید من باشم تا بخواهم او بشوم. ولی خیلی روشن نیست که آیا این ملاحظه واقعاً می‌تواند مانعی برای چنین میلی باشد یا نه. می‌توانم بگویم درست است که تجربۀ آن‌ها بودن دقیقاً وقتی بهتر است که من خودم باشم، ولی دست‌کم آنقدر همپوشانی بین من و آن‌ها وجود دارد که ارزش‌ها و امیال من در آن‌ها نیز وجود داشته باشد، و درعین‌حال آن‌ها تجربه‌ای بهتر از من داشته باشند. بنابراین کماکان می‌توانم به جای آن‌ها بودن را ترجیح بدهم. در مقابل، می‌شود گفت افراد دیگر را اصلاً نمی‌توان آن‌قدر شناخت که مطمئن شد همان ارزش‌ها و امیال را دارند یا نه. نکته این است که من به قدر کافی دیگران را نمی‌شناسم تا بتوانم بگویم که آیا حاضرم تجربه‌هایم را با آن‌ها معامله بکنم یا نه. ولی ممکن است کسی هم بگوید همین قدر که من با کس دیگری شباهت‌هایی دارم، کافی است تا حاضر بشوم جای او باشم. به نظر من، با مقداری تأمل، اکثر ما حاضر نخواهیم بود جای خودمان را با شخص دیگری عوض کنیم، هر چقدر هم که زندگی دیگران موفق یا اغواکننده به نظر برسد -یا حتی واقعاً باشد. هرچند، برای این که بفهمیم چرا حاضر نیستیم، باید زاویۀ دیدمان را تغییر بدهیم. باید به تجربه‌های خودمان دقت کنیم، نه به تجربه‌های دیگران، یا اول به تجربه‌های خودمان نگاه کنیم. برای اینکه یک نفر دیگر باشم چه چیزهایی را فدا می‌کنم؟ روابطم با همه -فرزندان، همسر، دوستان- و کل گذشتۀ زندگی‌ام را. زیر بار چنین چیزی نخواهم رفت. آنچه از دست خواهم داد کل تجربۀ خودم است. مطمئناً کسانی هستند که زندگی‌های فوق‌العاده سختی دارند. شاید برای آن‌ها کاملاً بیارزد که بخواهند تجربۀ کس دیگری را داشته باشند. اما چند نفر از ما در چنین موقعیتی هستیم، تا این حد ناجور؟ من با کسانی که برایم مهم هستند گذشتۀ خاصی دارم. البته، آن‌ها برای شخصی که من جایم را با او عوض می‌کنم نیز مهم خواهند بود، و به همین طریق، آنچه من برای آن‌ها انجام داده‌ام او نیز برای آن‌ها انجام خواهد داد. اما گذشته‌ای که من خودم تجربه کرده‌ام دیگر از دست می‌رود. به جای آن حالا گذشته‌ای با کسان دیگری دارم که آن‌ها را به اندازۀ کسانی که با آن‌ها ارتباط داشته‌ام نمی‌شناسم. این وضعیت چه حسی خواهد داشت؟ واقعاً نمی‌دانم. شاید این شخص شغلی دارد که آن‌ها از آن لذت می‌برند و از نظر مالی خیالش راحت است و معروف یا زیباست. اما آیا این تفاوت‌هایی که با من دارد آن قدر جدی هستند که حاضر باشم جایم را با او عوض کنم؟ در این سطح این سؤال مثل این است که بپرسیم آیا حاضرم تجربه‌های عمیق‌ترین دلبستگی‌هایم را با خوبی‌هایی که به نظر نمی‌آید به اندازۀ روابطم اهمیت داشته باشند عوض کنم یا نه. ولی معامله دقیقاً بین تجربۀ دلبستگی‌هایم و وسایل آسایش سطحی به علاوۀ یک سری چیزهای مهم است -چیزهایی به نظر من، با مقداری تأمل، اکثر ما حاضر نخواهیم بود جای خودمان را با شخص دیگری عوض کنیم، هر چقدر هم که زندگی دیگران موفق یا اغواکننده به نظر برسد که من در جای خودشان چندان با آن‌ها آشنا نیستم. اگر این طور نگاه کنیم، چنین معامله‌ای دیگر چندان نویدبخش به نظر نخواهد آمد. البته می‌شود این ایراد را گرفت که اگر روابط آن‌ها هم روابط خوبی باشد -روابطی که تجربه‌اش برای آن افراد لذت‌بخش بوده باشد- دیگر لازم نیست دقیقاً بدانم که چه جور روابطی هستند. اما این ایراد خودش مشکلی دارد: حتی اگر آن تجربه‌ها تجربه‌های خوبی باشند، آیا حاضرم تجربه‌های خودم را با آن‌ها عوض کنم؟ در اینجاست که ارزش‌ها و امیال مورد نظر خود من، آن‌هایی که در طول زندگی‌ام پرورش داده‌ام، نیروی واقعی خودشان را به نمایش می‌گذارند. تجربه‌هایی که من در زندگی‌ام برای آن‌ها ارزش قائلم صرفاً به دلیل لذت‌بخش بودن به دست نیامده‌اند، بلکه چون تجربه‌هایی بوده‌اند که من برای آن‌ها ارزش قائل بوده‌ام به دست آمده‌اند. و من به سبب کسی که هستم برای آن‌ها ارزش قائلم. پس مسئله فقط این نیست که آیا تجربه‌های شخص دیگر تجربه‌های خوبی هستند یا نه، بلکه مهم‌تر این است که آیا می‌خواهم این تجربه‌های خوب را داشته باشم یا نه، و آیا آنقدر در این خواستن مصر هستم که حاضر باشم تجربه‌های خودم را با آن‌ها عوض کنم یا نه. تجربه‌های دیگری باید تا حد بسیار زیادی شبیه به تجربه‌های خود من باشند -یعنی تجربه‌هایی که برای من بیشترین اهمیت را دارند- تا بتوانند کاندیداهای مناسبی برای این معامله به حساب بیایند. و این نه‌تنها چیزی است که من قادر به دانستنش نیستم، بلکه بسیار هم بعید است که چنین باشد. به‌علاوه، ما تجربه‌های فراوانی را از سر می‌گذرانیم که در آن‌ها کسانی که برای ما مهم هستند با شرایط سختی مواجه می‌شوند و از چنین تجربه‌هایی احساس پشیمانی نمی‌کنیم. برای مثال، وقتی فرزند کسی مشکلات اجتماعی دارد یا یک دوست شغلش را از دست می‌دهد، از سر گذراندن این اتفاقات نه‌تنها برای آن‌ها دشوار است، بلکه ما هم به سبب همراهی با آن‌ها در مشکلاتشان نوعی رنج همدلانه را تجربه می‌کنیم. دوست داشتیم آن‌ها آن مشکلات را نداشتند. اما، با توجه به این که آن مشکلات را دارند، می‌خواهیم کنارشان باشیم تا بتوانیم از آن‌ها حمایت کنیم. نمی‌خواهیم کس دیگری این کار را انجام بدهد. می‌خواهیم خودمان آنجا باشیم، حتی اگر برای ما تجربۀ لذت‌بخشی نباشد. البته ترجیح ما در وهلۀ اول این است که آن‌ها اصلاً چنان تجربه‌هایی را نداشته باشند. اما این بیشتر برای آن‌هاست تا برای ما. با توجه به این که آن‌ها آن تجربه‌ها را دارند، انتخاب ما این خواهد بود که تجربه‌های ناخوشایند خودمان را در کنار آن‌ها داشته باشیم. علاوه‌براین، از آنجایی که چنین تجربه‌هایی برای ما سنگین بوده‌اند، ممکن است برای خودمان هم ترجیح بدهیم برای اینکه یک نفر دیگر باشم چه چیزهایی را فدا می‌کنم؟ روابطم با همه -فرزندان، همسر، دوستان- و کل گذشتۀ زندگی‌ام را که چنان اتفاقاتی نیفتاده باشند، اما این مسئلۀ کم‌اهمیت‌تری است. این مسئله مربوط به این است که زندگی ما در برخی لحظاتِ ناخوشایند چطور گذشته است، نه استدلالی برای عوض‌کردن زندگی‌مان با زندگی کس دیگر. استدلال برای تعویض زندگی‌ها باید مبتنی بر خواستِ نداشتنِ هر گونه رابطه‌ای با نزدیکان‌مان باشد، با همۀ سیه‌روزی‌هایی که در پی دارد. وقتی من دربارۀ معاملۀ زندگی خودم با زندگی کس دیگری سؤال می‌پرسم، از منظر خودم نگاه می‌کنم و می‌پرسم آیا می‌خواهم آن نوع روابطی را که دیگری دارد من داشته باشم یا نه. و آن روابط هر نوعی که باشند، احتمالاً با نوع روابط خود من فرق دارند، روابطی که عمیقاً برای من معنادار هستند. من دارم چیزی را که در تجربۀ خودم برایش ارزش قائلم با چیزی که در تجربۀ دیگری برایش ارزش قائلم و مهم‌ترین خصوصیات آن تجربه را حتی نمی‌توانم بدانم مقایسه می‌کنم. اگر این طور ببینیم، اکثر ما بعید است وارد چنین معامله‌ای بشویم، حتی اگر برای ما مقدور باشد.   ما در جهانی زندگی می‌کنیم که در آن دائماً زندگی کسانی را پیش چشم ما می‌آورد که ثروتمندتر یا مشهورتر یا تأثیرگذارتر یا زیباتر هستند و انگار که ما باید به این چیزها اشتیاق نشان بدهیم. البته مشتاق چیزی بودن به خودی خود مشکلی ندارد.   اما اگر این زندگی‌های رشک‌برانگیز برای این به ما نشان داده می‌شوند که برایشان له‌له بزنیم، که فقط اگر برایمان مقدور باشد، حاضر باشیم آن زندگی‌ها را داشته باشیم، آنگاه باید گفت این‌ها تصاویری هستند که از ما می‌خواهند چیزهایی را که برایمان مهم است فراموش کنیم. در عصری که عصر طمع‌کاری است، عصری که در آن، تقریباً همۀ قیود اخلاقیِ طمع‌کاری کنار گذاشته شده‌اند، مایۀ تسلی خاطر خواهد بود -و حتی لازم خواهد بود- که بفهمیم اگر بنا باشد از میان گذشتۀ افراد مختلف دست به انتخاب بزنیم، احتمالاً گذشته‌ای که انتخاب خواهیم کرد همان گذشتۀ خودمان خواهد بود. ]]> سبک زندگی Sat, 21 Oct 2017 07:40:24 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/113845/ ویژگی هایی که باعث می شوند افراد مجذوبمان شوند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/113830/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها: از این موضوع تعجب خواهید کرد که دنیای علم زمانی که با داستان های عاشقانه و رمان رو به رو می شود پی به چه چیزی مي برد. یک لحظه به این موضوع توجه کنید که علم چیزی است که باعث شده فردی مانند آرنیل آرمسترانگ روی کره  ماه پیاده روی کرده و قدم بزند. همین علم است که دقیقا به شما می گوید که چگونه قرار ملاقات فانتزی تان را بگذارید.   بر خلاف باور عموم، عشق و جذابیت کمتر به رمان های عاشقانه شباهت دارد و بیشتر شبیه به یک مجله  روانشناسی است. در اینجا آنچه علم در پشت صحنه می گوید کارساز است، یعنی زمانی که در مورد خدای عشق صحبت به میان می آید. لب های شما   یک لحظه تمام تصوراتتان را در مورد خودنمایی کنار بگذارید. نتایج مطالعه ی انجام شده در دانشگاه منچستر نشان داده که لب ها، جذاب ترین ویژگی فیزیکی زنان می باشد. زمانی که در مورد این موضوع فکر می کنید که چقدر زن هایی مانند آنجلینا جولی یا اسکارلت جوهانسون جذاب هستند متوجه اهمیت این ویژگی در زن ها می شوید.   برای جذاب ترین شدن، رژ لب های صورتی و قرمز به عنوان رنگ هایی شناخته شده اند که به مدت طولانی تری می تواند مردها را مجذوب خود کند. اگر تردید دارید می توانید رنگ قرمز را انتخاب کنید- که یک رنگ کلاسیک و اثرگذار است.     ارتباط چشمی قوی این گفته را فراموش کنید که چشم، پنجره ای رو به سوی روح است. زیرا چشم ها نیز دری هستند که باعث حفظ توجه عاشق می شوند. زمانی که جذب کسی می شوید مردمک چشم تان کمی بزرگ تر می شود. آیا به این گفته اعتراض دارید؟ مردم به وضوح بیشتر جذب مردمک های گشاد و بزرگ می شوند. مطالعات نشان می دهند كه هيچگاه فرصت خيره شدن و نگاه كردن ثابت به فرد مورد نظرتان را نباید از دست بدهيد. دندان هاي سفید مرواریدی تحقیقات نشان می دهد که دندان های سفید و صاف جذاب تر هستند و می توان فرض کرد که بیشتر افراد میلی به دندان های زرد و فاسد شده ندارند. لازم به ذکر نیست که همیشه باید مسواک بزنید، نخ دندان بکشید و به طور منظم با دندانپزشک تان ویزیتی داشته باشید. ولی از این موضوع تعجب خواهید كرد که چه تعداد زیادی از افراد وجود دارند که بهداشت دهان شان را رعایت نمی کنند. این موضوع یکی از سیگنال های آگاهی دهنده ی سلامت است که تکامل آن در DNA ما قرار می گیرد تا به بقای ما کمک کند. با بهره بردن از تكامل هاي صورت گرفته، مي توانيد دندان هاي خود را مرتب و به طور نامرئي ارتودنسي كنيد! لبخند زدن مانند یک ایموجی یا شکلک زمانی که می گوییم مانند یک ایموجی لبخند بزنید در مورد یک چهره ی شاد صحبت می کنیم نه یک بادمجان که شکل بدقواره و نامناسبی دارد. یک پژوهش نشان می دهد که مردان بیشتر جذب کسانی می شوند که لبخند می زنند. احتمالا منظور این نیست که آن ها را با ادا و شکلک گیج کنید.     صدایی با گام بلندتر صداهایی با گام بالاتر به وضوح جذاب تر هستند. محققان پیشنهاد می دهند که علت آن این است که صداهای بالاتر نشان دهنده ی اندازه بدن کوچک تر است که برای جامعه ی ما جذاب تر تلقی می شود. همه ی ما این حقیقت را می دانیم: افسانه یا طلسم بخار گاز. زمانی که در مورد این موضوع صحبت می کنیم به خاطر داشته باشید که کشیدن سیگار باعث کم شدن جذابیت شما می شود زیرا صدای شما را بم تر می کند (و دندان هایتان را زردتر می کند و می دانید که باعث سرطان می شود). ظاهر شما دروغ نمی گوید با اینکه به نظر می رسد مردها بیشتر جذب انواع بدن های کوچک تر شوند، طبق بررسی قبلی به این نتیجه رسیدیم، اما به وضوح این موضوع را می بینید که افرادی مانند شکیرا نیز بیراه نمی گویند. شاید فکر کنید که دیوانه هستیم اما نتیجه گرفتیم که این گفته به این معنی است که همه ی انواع بدن زیبا و جذاب هستند. پوشش قرمز رنگ پژوهش هایی انجام شده که در آنها دو عکس از یک زن گرفته شد که دقیقا مشابه هم بودند. یکی از زن ها لباس های آبی در یک عکس پوشیده بود و در عکس دیگر رنگ قرمز پوشیده بود و در حالت مشابهی قرار داشت. طبق نتایج این بررسی، عکس زنی که قرمز پوش بود به صورت جذاب تر و دلفریب تری رتبه بندی شد. علاوه بر این مردان این مطالعه نشان دادند که میل دارند تا بیشتر با زنانی که پوشش قرمز مایل به سرخ دارند قرار بگذارند و حتی پول بیشتری را خرج آن ها کنند. لباس آبی رنگ همچین شانسی را نداشت.     تقارن چهره یکی از ویژگی هایی که به عنوان مهم ترین ویژگی های جذب کننده افراد به نظر می رسد طبق گفته محققان، چیزی است که در ارتباط با آن چندان انتخابی نداریم: تقارن چهره. تقارن زمانی به وجود می آید که سمت چپ صورت تان دقیقا شبیه سمت راست صورت تان باشد و بالعکس یا چیزهایی که در یک سمت شما وجود دارد دقیقا مطابق با چیزهای سمت دیگر باشد. بیشتر بازیگران مشهور و مدل ها دارای چهره های بسیار متقارن هستند.   شما در واقع نمی توانید تقارن چهره ی خود را تغییر دهید مگر اینکه زیر تیغ جراحی بروید و ما امتحان این راه را به شما پیشنهاد نمی کنیم. اگر به طور اتفاقی چهره ی متقارنی داشتید باید ممنون و سپاسگذار ژن های تان باشید. اما اگر چهره ی متقارنی ندارید باور کنید که چیزهای بسیار مهم تری وجود دارد که می توانید برای جذب کردن شخص دیگری آن ها را انجام دهید اعتماد به نفس مهم است جذابیت فقط در مورد جذابیت ظاهری نیست، در نتیجه فکر نکنید که جذابیت فقط در مورد جذابیتی است که به طور ژنتیکی دارید - چیزهای زیادی در مورد کاراکتر شما وجود دارد که می تواند شما را جذاب کند. به عنوان مثال اعتماد به نفس یک نمونه از آن است که می تواند به طور گسترده باعث افزایش جذابیت جنسی شما شود.   افراد دارای اعتماد به نفس بیشتر برای ارسال سیگنال های مورد نظر تطبیق می یابند. هر چه سیگنال های بیشتری را به خارج ارسال کنید سیگنال های بیشتری را در عوض دریافت خواهید کرد - فقط این کار را بسیار سخت نکنید. حتی اگر شما جذاب ترین فرد در یک اتاق نیستید، اما داشتن این طرز فکر که شما از کسی که هستید خوشحال هستید می تواند به شما کمک کند تا برداشت بهتری نسبت به تاپ مدلی داشته باشید که اعتماد به نفس کمتری دارد.  در همین راستا، خصلت های غیر فیزیکی بسیاری وجود دارد که به طور باور نکردنی این خصلت ها جذاب هستند. در مورد این خصلت ها مطالعه کنید تا به این موضوع پی ببرید که چه کارهایی می توانید انجام دهید تا طرف تان را جذب خود کنید.     خود آگاهی در سردر ورودی محلی به نام اوراکل ستایش شده ی یونان باستان در دلفی، نصیحت و توصیه ی خوبی نوشته شده است که "خودت را بشناس". شناخت خود همان خود آگاهی است زیرا شامل درک شما از شخصیت و کاراکترتان می باشد. پس در واقع خود آگاهی چیست؟ روانشناسی به نام دنیل گولمن، نویسنده ی بهترین کتاب پر فروش به نام هوش عاطفی، معروف ترین تعریف از خود آگاهی را بدین صورت پیشنهاد داده که شناخت فرد از حالات داخلی، ترجیحات، منابع و نیات خود استظف با اینکه می تواند محدوده ی وسیعی از چیزها مانند نیازهای شما، امیال، شکست ها، عادت ها، چیزهایی که دوست دارید و دوست ندارید، ترجیحات و موارد دیگری را پوشش دهد، یا آنچه شما را خشمگین می کند یا باعث می شود حالت دفاعی به خود بگیرید و به طور وارونه آنچه که شما را خوشحال می کند. اساسا خود آگاهی شامل همه ی چیزهایی است که به شما کمک می کند تا به این سوال جهانی پاسخ دهید که من چه کسی هستم؟ آگاهی بیشتر از خود می تواند به شدت باعث بهبود اعتماد به نفس شود. از آنجایی که آگاهی از خود ما را قادر می کند تا به طور شفاف نقاط ضعف و قوت خود را ببینیم - و به ما اجازه می دهد تا زمان و انرژی بیشتری را صرف انجام کارهایی کنیم که در آن ها مهارت خوبی داریم. این موضوع به نوبه ی خود باعث افزایش حس اعتماد به نفس کلی ما می شود. اصلت زمانی که یک شخص اصالت دارد از خودش نمی ترسد. شما می توانید اصالت را هم در خودتان و هم در دیگران با خصلت هایی از قبیل داشتن درک واقعی از حقیقت، پذیرش خودتان و افراد دیگر، متفکر بودن، داشتن حس غیر خصومت آمیز از مزاح، توانایی بیان آزادانه و شفاف احساسات، راحت بودن برای یادگیری از اشتباهات دیگران و درک انگیزه های دیگران تشخیص دهید. اصالت، خود آگاهی و اعتماد به نفس همگی ارتباط تنگاتنگی نیز با هم دارند. کریس آرمسترانگ، مربی معتبر رابطه، می گوید که ترکیب اصالت و آسیب پذیری به افراد اعتماد به نفس می دهد تا در مورد اینکه آن ها چه کسی هستند راحت باشند – و در مورد اینکه چه کسی نیستند هم راحت باشند. هیچ تظاهری در مورد افرادی همانند این افراد وجود ندارد و زمانی که افراد می توانند خالص باشند این خلوص نیت به آن ها کمک می کند تا ارتباطات عمیق تر و بامعنی تری را با دیگران ایجاد کنند. زمانی که با آماندا رز، کارشناس واسطه ی ازدواج و قرار ملاقات صحبت کردیم او گفت که چیزهایی در مورد توانایی شخص وجود دارد که این موارد نباید اصلاح شود و باید خام باشد که این موارد باعث ایجاد ارتباط می شود و زمانی که ما حس می کنیم که بیشتر با یک فرد ارتباط برقرار کرده ایم میزان جذابیت افزایش پیدا می کند. در نتیجه همین راه را ادامه دهید و اجازه دهید تا مزاج و تغییر جهت تان خودش را نشان دهد. این موارد برای افرادی گرامی و عزیز می باشد که شما را می شناسند و دوست دارند و اصالت شما برای افرادی که حتی شما را نمی شناسند جذاب خواهد بود. آسیب پذیری آسیب پذیر بودن شامل این موضوع است که به خودتان اجازه دهید که به شیوه ای دیده شوید که شما را ناراحت می کند: ضعف، عیب ها، نا امنی و همه ی موارد دیگر. زمانی که شما آسیب پذیر می شوید عدم پنهان کردن کسی که در واقع هستید را انتخاب می کنید. خوب و بد، قوی و ضعیف... همه ی این ها به صورت راحت انتخاب می شود. راحت بودن، صداقت و حقیقت و اجازه دادن به خودتان برای آسیب پذیر بودن به شما جرات می دهد. با اینکه آسیب پذیری می تواند حس بسیار زیاد ریسک پذیر بودن را ایجاد کند، همچنین می تواند به طور عمیق پاداش دهنده باشد. یون توماس، دکترای روانشناسی لوس آنجلس که تخصص او شامل تخصص در روابط و اعتماد به نفس است می گوید که آسیب پذیری - و راحت بودن در مورد عیب ها، طرز فکر ویژه و ضعف - باعث می شود که افراد بازگو پذیر تر باشند به جای اینکه بسیار سرد یا بسیار کامل باشند. محققی به نام برن براون از دانشگاه هیوستون، آثار فوق العاده ای در مورد مزایای آسیب پذیری نوشته است: استقبال از آسیب پذیری ها، ریسک دار و خطرناک است، اما همیشه به اندازه ی ترک کردن عشق و تعلق و لذت خطرناک نیست - که این تجربه ها باعث می شود ما بیشتر آسیب پذیر شویم، این نوشته ی براون در پر فروش ترین کتابش به نام شهامت بزرگ وجود دارد. و اگر بخواهید که واقعا حس آسیب پذیری بیشتری را در واقع احساس کنید به صحبت های براون تد در مورد قدرت آسیب پذیری مراجعه کنید. این کتاب به شما حس مهار عاطفي به شكل تكان دهنده و وحشت زده را می دهد. شجاعت یادتان می آید که در مورد قبلی گفتیم که آسیب پذیری به شما جرات می دهد؟ شجاعت (یا همان جرات) نیز یک خصلت شخصیتی جذاب است. شجاعت - میل به انجام خطرات حساب شده (که می توان گفت: خطراتی است که بی پروا نیستند در نتیجه لطفا سعی نکنید تا پشت یک وسیله در حال حرکت در حالی که در حال رانندگی آن هستید بایستید یا تک چرخ بزنید) توانایی روی پا ایستادن و میل به انجام کارهایی که ترسناک هستند - باعث انتقال قدرت و بی پروایی می شود. تمایل به تجربه و کنجکاوی تمایل به تجربه، معیار دیگری از جذابیت است. منظورمان خلاقیت، هوش، تصور و کنجکاوی است و افراد گشاده رو بیشتر از یادگیری چیزهای جدید لذت می برند، آن ها در مورد دنیای پیرامون شان بیشتر کنجکاو هستند و به تجارب جدید علاقه دارند.   اکنون این گفته بدین معنی نیست که شما مجبورید یک شیرجه در آسمان داشته باشید یا بیرون بروید یا آخر هفته به پارتی بروید (من به شخصه از شیرجه در آسمان می ترسم و در عوض ترجیح می دهم که بعد از ظهر خود را در خانه با یک کتاب سپری کنم). سوالی که در اینجا وجود دارد بیشتر در مورد این است که در مورد دنیای پیرامون تان چقدر کنجکاو هستید - مثلا در مورد فرهنگ های مختلف، مکان های جدید، فعالیت های جدید، یا رستوران های مختلف - و در مورد میل تان برای امتحان این موارد چقدر کنجکاو هستید.     همدردی یکی از مزایای بزرگ گشاده رويي و تمایل به تجربه و همچنین کنجکاوی این است که احساس همدردی زیادی داشته باشیم که این موضوع به ما کمک می کند که روابطی را با دیگران شکل دهیم از آنجایی که تلاش برای درک زندگی افراد دیگری که متفاوت هستند به ما کمک می کند تا جهان بینی مان را توسعه داده و این تفاوت را بتوانیم بیشتر بپذیریم. زمانی که ما ارتباطات عمیق تری با افرادی که ملاقات می کنیم ایجاد می کنیم، علاقه ی ما به زندگی افراد دیگر احتمالا منجر به علایق متقابل خواهد شد - آن ها نیز می خواهند تا بیشتر در مورد شما بدانند و رشد این ارتباط از اینجا شروع می شود. بخشنده باشید نکته ی مهم فرد جذب کننده این است که می خواهد تا تجاربس را با شما به اشتراک بگذارد. این موضوع تعجب آور نیست در نتیجه خودخواه بودن قطعا جذابیت را با خود به همراه ندارد. در واقع گفته مخالف آن درست است. مطالعات نشان داده است که افراد بیشتر برای افرادی جذاب هستند که روح بخشنده ای دارند. پس از بیشتر برون گرا شوید، قلب تان را باز کنید و بخشنده باشید. به طور داوطلبانه در مورد شهروندان مسن تر مطالعه کنید. یک مرکز خیریه غذا سازماندهی کنید. پول به خیریه اهدا کنید. شما کار خوبی برای افراد اطراف تان انجام می دهید در حالی که طی این روند جذاب تر هم می شوید. این یک بازی برد-برد است. نشان دادن چهره ی سرزنده و شوخ یک ضرب المثل قدیمی وجود دارد که می گوید: شما می توانید نتيجه بیشتری با عسل بگيريد تا با سرکه يعني هر كاري راهي دارد. پس اگر سعی می کنید تا توجه فردی را به خود جلب کنید برخی از محققان پیشنهاد می دهند که در عوض چهره ی شوخ و سر زنده و شیرین خودتان را نشان دهید. در کل چه کسی نمی خواهد که سرگرمی بیشتری داشته باشد؟ زندگی می تواند گاهی اوقات جدی و استرس آور باشد که شما باید جنبه های منفی را دور کنید و زمان خوشی را برای خودتان ایجاد کنید. در نتیجه دفعه بعدی که حس احمقانه و استرس آوری داشتید فقط این حس را رها کنید. با لباس های کثیف بیرون بروید، در باران برقصید و سرتان را این ور و آن ور کنید و از ته دل بخندید. حس عجیبی خواهید داشت و این حس را به افراد دیگر منتقل خواهید کرد.     متفکر باشید فیلم های بیشماری وجود دارد که با این فرضیه ایجاد شده اند که هیچ کس نمی خواهد که یک فرد عجیب متفکر باشد: اما تهیه کنندگان خارج از هالیوودی وجود دارند که اعتقاد دارند این گفته اشتباه است. طبق تحقیقات واقعی، به لحاظ علمی ما جذب افراد باهوش می شویم. این گفته درست است. هوشمند بودن یکی از ویژگی های کیفی مطلوب است در نتیجه دیگر ذهن تان را خاموش نکنید. به کتاب های کتابخانه اجازه ندهید که گرد و غبار روی شان بنشیند، بازی های میزی تان را بیرون آورید و میکروسکوپی که زیر تخت پنهان کرده اید را خارج کنید و از مغز زیبا و بزرگ تان به صورت گشوده و با افتخار و غرور استقبال کنید. به خاطر داشته باشید: رمان های عاشقانه نباید پایان بازی باشند. می دانیم که این بخش از متن به جذابیت فیزیکی و عاطفی در فضای روابط عاشقانه و رمانتیک تاکید دارد، اما ما می توانیم احتمالا با این موارد موافق باشیم که 1) خصلت های مختلف برای افراد مختلف جذاب اند و 2) همه ی زندگی افراد بزرگسال و پایان زندگی، عاشقانه نیست. طبق نکته اول، در حالی که مطالعات نشان داده که مردان بیشتر جذب خصلت های فیزیکی خاصی مانند باسن بزرگ یا لب های شهوت انگیز یا صدایی با گام بلند می شوند، اما قطعا این موضوع برای همه ی اشخاص خارج از اینجا به کار نمی رود. من خودم را به عنوان یک نمونه مثال می زنم: من موهای سیاهی دارم و قطعا صدایی با گام بلند ندارم (گاهی اوقات می گویند که صدایم خشک است) و یک بدن عضلانی ورزشکاری دارم درحالی که این ویژگی های بازگو شده مشخص می کند که مردان بیشتر موهای بلوند را ترجیح می دهند (اما من اعلام کردم که فردی ریزه اندام با موهای قهوه ای تیره هستم) من در نهایت با مردی ازدواج کردم که عاشق قیافه ی من بود و مشخص شد که او عاشق بدن عضلانی من و موهای سیاهم شده است. این موضوع فقط نشان می دهد که آنچه برای مردان جذاب است در کل ذهنی و شخصی است و طبق یک گفته ی کلیشه ای، زیبایی بیشتر در چشم بیننده است. علاوه بر این، درحالی که یافتن یک شریک عاشقانه و رمانتیک قطعی چیزی است که اکثر افراد آن را می خواهند اما نشان دهنده ی ارزش یا موفقیت شما نمی باشد. زنان به طور خاص اغلب با این پیام موافق اند که نیاز داریم تا خودمان را تغییر دهیم تا از نظر مردان جذاب و تاثیر گذار باشیم. و این چیزی است که من در کل به آن اشاره دارم. در عوض شما مي توانيد از خصلت هاي شخصيتي بالا براي كمك به ساخت زندگي اي استفاده كنيد كه عاشق آن هستيد - با شريك يا بدون شريك. پرورش ويژگي هايي مانند خود آگاهي، آسيب پذيري، اصالت، شجاعت، تمایل به كسب تجربه، و همدلي مي تواند در تمام جنبه هاي شخصي و حرفه اي به شما كمك كند. اين خصلت ها می تواند به شما کمک کند تا افرادی که دوست دارید جذب کنید، كاري كه برايتان با معني است ايجاد كنيد، به مكان هايي كه برايتان هيجان انگيز است سفر كنيد، و تجربه هايي را جستجو كنيد كه به رشد شما كمك كند. طبق اين نكته، مي توان با اطمينان گفت كه روابط احتمالا دنبال مي شود و اگر دنبال نشود، آنچه اهميت بيشتري دارد اين است كه قادر به افتخار به شخصيتي كه داريد و زندگي اي كه داريد مي باشيد. ]]> سبک زندگی Sat, 21 Oct 2017 05:13:15 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/113830/ 9 پیشنهاد برای رهایی از احساس ناکامی http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/113818/ به گزارش سلامت نیوز،خراسان نوشت: نمره بد در یک امتحان، نرسیدن به جایگاه کاری مد نظر یا حتی دیدن یک رفتار بد از همسر یا فرزند، می تواند باعث احساس ناکامی در انسان شود. واضح است که لازم نیست همه توصیه هایی را که در ادامه مطرح می شود، انجام دهید.   تنها کافی است آن دسته از راه هایی را امتحان کنید که با آن ها بیشترین احساس راحتی را دارید یا حس می کنید برای شما آسان تر هستند. شایان ذکر است این مقاله توسط دکتر «نیل برتون» استاد دانشگاه آکسفورد انگلیس، روان پزشک، نویسنده و برنده جوایزی همچون نفر اول انجمن نویسندگان روان شناس جهان و بهترین مقاله در انجمن روزنامه نگاران روان شناس انگلستان نوشته شده است. فراموش نکنید در صورتی که پس از بهبود حال تان بتوانید این عادات خوب را نیز ادامه دهید، باز هم احساس بهتری خواهید داشت. 1-زندگی را آرام تر پیش ببرید کارهای بزرگ را به کارهای کوچک تر تقسیم کنید و زمان های دقیق تری برای انجام آن کارها در نظر بگیرید. سعی کنید میزان استرس خود را پایین بیاورید و خودتان را به دلیل این که به سرعت اقدامی برای پیشرفت نمی کنید، سرزنش نکنید. شما فقط دارید به خودتان برای بهتر شدن حال تان فرصت و زمان می دهید. فقط به خودتان بگویید که قدمی به عقب برمی دارم تا بتوانم پرش بلندتری داشته باشم.   2-اصولی بخوابید یک خواب خوب شبانه یا حتی یک چرت خوشایند می ‌تواند به کلی موجب تغییر حال شما شود. برای خواب بهتر و طولانی ‌تر، چند توصیه مهم وجود دارد. هر شب در یک ساعت مشخص به رخت خواب بروید و در یک ساعت مشخص از خواب بیدار شوید. اتاق خواب تان باید تا حدودی تاریک باشد، سر و صدا نداشته باشد و از آن تنها برای خوابیدن استفاده کنید.   3-حواس خودتان را پرت کنید کارهایی انجام دهید که معمولا از آن ها لذت می برید حتی اگر برای دیگران هیچ جذابیتی نداشته باشد. به طور مثال، کتاب دوران کودکی تان را بخوانید، به خرید بروید یا این که در سینما فیلمی را ببینید، غذایی بپزید و زمانی را با یک دوست قدیمی بگذرانید. هر کاری که شما را مشغول و حواس تان را از افکار منفی دور می کند، حال تان را بهتر می کند.   4-با افکار منفی بجنگید فهرستی از تمام چیزهای مثبت درباره خودتان و موقعیت تان تهیه کنید و آن را همراه تان داشته باشید و در طول روز چندین بار آن را مرور کنید. هر قدر هم احساس نگون بختی می کنید، به خاطر داشته باشید که این احساسِ هر روز شما نبوده و همواره نیز نخواهد بود.   5-وقت بیشتری را با فامیل و دوستان بگذرانید صحبت با دیگران درباره احساسات مان و همچنین بهره مندی از نظرات و حمایت اطرافیان، کمک شایانی به تغییر حال و هوای روانی انسان می کند. از این که به دیگران بگویید به کمک شان نیاز دارید، نترسید و از این که کمک آن ها را بپذیرید، احساس گناه نکنید. البته در انتخاب این فرد دقت کنید که علاوه بر همدل بودن، انسان مورد اعتمادی هم باشد. به طور کلی، گذراندن وقت با افراد دلسوز و همراهی با آن ها در انجام برخی کارها می تواند به بهبود حال شما کمک کند.   6-درباره بهبود حال تان واقع گرا باشید به دست آوردن روحیه و پاک کردن احساس ناکامی از ذهن، ناگهانی نیست و به صورت تدریجی رخ می دهد. حتی قبل از آن که شروع به بهتر شدن کنید، به احتمال زیاد حال تان بدتر هم می شود اما به محض آن که در مسیر درست قرار بگیرید، روزهای شیرین در انتظارتان خواهد بود. 7-در این روزها تصمیم سرنوشت زا نگیرید در این روزها از انجام کارهای مهم یا تصمیم گیری درباره آن ها دوری کنید. این موضوع شامل ترک کردن شغل تان، طلاق گرفتن از همسرتان یا صرف هزینه های هنگفت می شود. در بحبوحه افسردگی و پریشانی، اشتباهات فکری ممکن است حس قضاوت و داوری شما را تضعیف کند اما نباید با تصمیم های اشتباه، راه برگشت را ببندید.   8-تنها نمانید به هیچ وجه به تنهایی رو نیاورید. از خانه بیرون بزنید، حتی شده برای خرید یک پاکت شیر یا قدم زدن در پارک. روشنایی روز، هوای تازه و زندگی پر جنب و جوش روزانه، همگی می توانند علاوه بر منظره‌ های طبیعت و صداها و بوهای آن، بسیار کمک کننده باشند. اگر می توانید کمی ورزش نرم انجام دهید. به طور مثال 20 دقیقه پیاده روی. 9-یک شماره برای تماس اضطراری داشته باشید باید بدانید که اگر احساس ناکامی و هجمه افکار منفی را کنترل نکنید، احتمالا افکار خیلی سیاهی به سرتان خواهد زد. همین حالا تصمیم بگیرید که اگر با چنین افکاری مواجه شدید، می خواهید با چه فردی تماس اضطراری برقرار کنید. این فرد می ‌تواند یکی از اقوام یا دوستان یا پزشک شما باشد.   ]]> سبک زندگی Wed, 18 Oct 2017 15:03:02 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/113818/ با کودک بد غذا چه کنیم؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/113724/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها: وقتی پای عادت‌های غذایی به میان می‌آید، به سختی می‌توان عادت‌های غذایی کودکان را پیش بینی کرد. بعضی از روزها ممکن است زیاد نخورند، اما روزهایی هست که به نظر می‌‌رسد تمام روز را در حال خوردن هستند. ممکن است غذایی را تا مدتها هر روز بخواهند و سپس ناگهان آن را کنار بگذارند. اینکه یک کودک چقدر غذا می‌خورد، کاملا متفاوت با مقدار غذایی است که کودکی دیگر می‌خورد.   اما نگران نباشید. عادت‌های عجیب غذایی کودک نوپای شما، اصلا عجیب نیستند! بد غذا بودن هم یک رفتار عادی برای کودکان است. اگر کودک شما هر کدام از علائم زیر را داشته باشد، پس کاملا طبیعی است.   . رد کردن یک غذا به دلیل رنگ آن یا ترکیب آن . انتخاب تعداد معدودی از غذاها و چیزی غیر از آنها نخوردن . عدم توانایی برای تست کردن مزه‌ها و غذاهای جدید . از دست دادن علاقه و میل به غذایی که زمانی عاشقش بوده . خواستن یک قاشق یا چنگال خاص و فقط با همان وسیله غذا خوردن     بیشتر کودکان نوپا، بد غذا هستند، و این تنها جنبه‌ای از زندگی است که می‌توانند تا حدودی کنترل امور را به دست بگیرند! کودک شما با رد کردن غذا، استقلال طلبی‌اش را تمرین می‌کند. این وظیفه‌ی شماست که به عنوان پدر یا مادر، انتخاب‌های سالم غذایی را به او ارائه داده و به او عادت‌های خوب غذایی را یاد بدهید. اگر اینکارها را بکنید و کودک‌تان هم انرژی لازم جهت رشد کردن را داشته باشد، پس دیگر جای هیچ نگرانی وجود ندارد. شما نمی‌توانید کودک‌تان را وادار به غذا خوردن بکنید، اما می‌توانید تشویقش کنید عادت‌های سالم غذایی را در پیش بگیرد و از غذا خوردنش لذت ببرد. عادت‌های سالم غذایی . اجازه دهید کودک‌تان انتخاب کند که چقدر غذا بخورد یک اصل بسیار خوب که باید آن را رعایت کنید، این است که یک قاشق غذاخوری از هر نوع غذایی را در هر سال از سن کودک‌تان به او معرفی کنید. مقدار کمی برایش سرو کنید و این فرصت را به او بدهید که مقدار بیشتری از شما بخواهد. . صبور باشید غذاهای جدید را به دفعات زیاد پیشنهاد بدهید. شاید مجبور شوید غذای جدیدی را 10 تا 15 بار به کودک‌تان پیشنهاد بدهید تا او بالاخره بپذیرد. . اجازه دهید در تهیه‌ی غذا کمک‌تان کند به کودک‌تان اجازه دهید هنگام خرید مواد غذایی به شما کمک کند. راهی پیدا کنید که در تهیه‌ی غذا و چیدن میز هم به شما کمک کند. اگر کودک تان در قسمت‌های مختلف تهیه‌ی غذا با شما همکاری کند، به خوردن تشویق خواهد شد. . غذا خوردن را برایش جالب کند غذا را به شکل‌های جذاب و زیبا تزئین کنید و در آماده کردن بشقاب غذای او ابتکار به خرج دهید. تشویقش کنید برای غذاهای مورد علاقه‌اش، اسم‌هایی خاص انتخاب کند. . به او فرصت انتخاب کردن بدهید به جای اینکه فقط سبزیجات برای کودک‌تان سرو کنید، اجازه بدهید بین دو غذا، یکی را انتخاب کند؛ «برای شام بروکلی دوست داری یا کلم برگ؟» . غذاهای جدید را با غذاهای قدیمی‌تر ترکیب کنید غذای جدید را همراه با غذای که کودک‌تان از قبل دوست دارد سرو کنید. این کار باعث می‌شود تغییری که ایجاد می‌کنید، واکنش کمتری ایجاد کند. . برایش دیپ‌های مختلف تهیه کنید دیپ‌های سالم برای کودک‌تان فراهم کنید تا کودک‌تان تشویق شود میوه‌ها و سبزی‌های جدید را امتحان کند. مثلا هوموس، ماست یا سس‌ها کم چرب سالاد می‌توانند دیپ‌های خوبی برای تکه‌های میوه و سبزی باشند. . الگوی خوبی برایش باشید اگر کودک‌تان ببیند شما هم غذاهای متنوع و سالمی می‌خورید، بیشتر تمایل پیدا خواهد کرد که آنها را امتحان کند. شاید بهتر باشد لیستی از غذاهایی که می‌دانید کودک‌تان دوست دارد تهیه کنید تا مطمئن شوید که رژیم غذایی متعادلی دارد. زمان غذا خوردن را خوشایند کنید . اعلام کنید که زمان غذا خوردن نزدیک است 10 دقیقه قبل از غذا، به کودک‌تان بگویید که به زودی زمان غذا خوردن فرا می‌رسد. کودکان از فعالیت‌هایی که می‌کنند، بسیار خسته و هیجان زده می‌شوند و ممکن است احساس کنند دوست ندارند غذا بخورند. بگذارید کودک‌تان بداند تقریبا وقت خوردن رسیده است تا به خودش فرصتی برای تغییر حالت و آماده شدن برای غذا خوردن بدهد. . برنامه داشته باشید بچه‌ها با برنامه بیشتر احساس راحتی می‌کنند. برای وعده‌های غذایی برنامه‌ی منظم داشته باشید و هر کسی در هر وعده‌ی‌ غذا، سر جای همیشگی‌اش بنشیند. تا جایی که ممکن است به روتین‌تان پایبند باشید. . از زمان غذا خوردن، هم برای خوردن و هم برای سپری کردن اوقاتی خوش و با کیفیت با اعضای خانواده استفاده کنید اجازه ندهید کودک‌تان هنگام غذا خوردن با اسباب بازی‌اش بازی کند یا کتاب بخواند و تلویزیون تماشا کند. به کودک‌تان توضیح بدهید با هم غذا خوردن چقدر خوب و لذت بخش است. از او بخواهید تا زمانی که همه غذای‌شان را تمام کنند، سر سفره بماند. . زمان غذا خوردن را خوشایند کنید اگر زمان غذا خوردن برای کودک‌تان لذت بخش باشد، او به خوردن تشویق خواهد شد. سعی کنید از بحث کردن سر میز غذا خودداری کنید. . انتظارات بیش از حد از کودک‌تان نداشته باشید از کودک‌تان انتظار نداشته باشید رفتارهایی را که برایش واقعا دشوار است داشته باشد. مثلا از کودک سه ساله‌تان توقع نداشته باشید با قاشق و چنگال بزرگ غذا بخورد. برای خیلی از بچه‌ها غذا خوردن با یک قاشق کوچک و بدون چنگال بسیار راحت‌تر است. میان وعده چطور؟ کودک شما باید روزانه ۳ وعده اصلی و 2 میان وعده بخورد. کودکان نوپا معمولا در یک وعده غذای کافی نمی‌خورند که تا وعده‌ی بعدی سیر بمانند. به کودک‌تان میان وعده‌های کوچک و سالم بدهید. مثلا: پنیر کم چرب، یک فنجان ماست، برش‌های سیب یا توت فرنگی، تکه‌های از بوقلمون کم چرب یا بیشکوئیت‌های سبوسدار با کره بادام زمینی. سعی کنید نزدیک ه زمان وعده‌ی اصلی به کودک‌تان میان وعده ندهید. اگر وعده‌ی اصلی چند ساعت دیرتر است، میان وعده خوردن ایرادی ندارد، اما اگر قرار است یک ساعت دیگر غذای اصلی را به کودک بدهید، از میان وعده صرفنظر کنید. اگر کودک‌تان گرسنه سر میز غذا بنشیند، طبیعتا اشتهای بیشتری خواهد داشت. اگر هم کودک‌تان وعده‌ی اصلی‌اش را کامل و به یکباره نمی‌خورد، می‌توانید یکی دو ساعت بعد به او میان وعده بدهید. اگر هم کودک تمایلی به خوردن میان وعده نداشت، می‌توانید تا رسیدن وعده‌ی بعدی صبر کنید و همان غذای اصلی را به او بدهید. معمولا کودک وعده‌ی دوم را می خورد و شما می‌توانید مطمئن باشید که کودک‌تان برای مدت طولانی گرسنه نمی‌ماند یا مشکلی مرتبط با تغذیه‌ی ناکافی پیدا نمی‌کند.     چند توصیه برای تشویق کودک‌تان به غذا خوردن کارهای زیادی می‌توانید انجام دهید، اما کارهایی هم هست که «نباید» انجام دهید: . کودک را مجبور نکنید بشقاب غذایش را تمیز کند وقتی کودک‌تان دیگر گرسنه نیست، باید این اجازه را داشته باشد که خوردن را متوقف کند. اگر مجبورش کنید وقتی دیگر گرسنه نیست، باز هم به خوردن ادامه بدهد، در سیگنال‌های درونی او که می‌گویند به اندازه‌ی کافی خورده‌ است مداخله می‌کنید. این کار، اعتماد بنفسش را ضعیف کرده و ممکن است بد غذاتر شود. به او اجازه دهید به بدنش گوش دهد و انتخاب‌ها و عادت‌های سالم غذایی را در پیش بگیرد. با کودک‌تان وارد مذاکره نشوید یا رشوه ندهید تنبیه، تهدید و پاداش ایده‌های خوبی نیستند، چون بین شما و فرزندتان کشمکش ایجاد می‌کنند. در مورد غذا خوردن با او معامله نکنید، مثلا نگویید اگر سه قاشق بیشتر بخورد می‌تواند دسر بخورد. این کار به او یاد می‌دهد برای هر چیز دیگری هم وارد معامله بشود و پاداش بگیرد. با ادامه‌ی این روند، بعدها وقتی که سن کودک‌تان بیشتر شد، وارد درگیرها و کشمکش‌های بزرگ‌تری خواهید شد. ضمنا پاداش قرار دادن دسر، باعث می‌شود این غذا در ذهن او ارزشی بیش از اندازه پیدا کند، در نتیجه نگاه او به شیرینی‌ و چیزهای اینچنینی از نظر غذایی سالم نخواهد بود. حتی اگر نگران این هستید که کودک‌تان از غذا خوردن سر باز بزند، این را به او نشان ندهید. اگر کودک‌تان به دنبال جلب توجه باشد، از نگرانی شما سوء استفاده خواهد کرد و ممکن است یاد بگیرد در زمان‌های دیگری هم به این شیوه جلب توجه کند. اگر در مورد وضعیت غذایی کودک‌تان و رشد او نگران هستید در این مورد با پزشک او مشورت کنید. سوال‌هایی که باید از پزشک کودک‌تان بپرسید . کودکم هر روز چقدر باید غذا بخورد؟ . اگر کودکم به مدت چند روز متوالی، زیاد غذا نخورد آیا باید نگران باشم؟ . آیا باید به کودکم مکمل‌هایی چون نوشیدنی‌های پروتئینی بدهم تا مطمئن شوم که مواد مغذی لازم را دریافت می‌کند؟ . بد غذایی کودکم چه زمانی برطرف خواهد شد؟ ]]> سبک زندگی Wed, 18 Oct 2017 06:41:00 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/113724/ آقا! چرا همسرت شاد نیست؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/113478/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : ارتباط موثر با همسرتان بسیار مهم است. برخی از زوج‌ها فکر می‌کنند رابطه‌ی آنها همیشه عالی و عاشقانه خواهد ماند چون در همین سالهای آغازین زندگی مشترک‌شان، همه چیز خوب پیش رفته است. اما واقعیت این است که زمان، تعیین کننده‌ی شادی نیست، بلکه احساس شادی و خوشبختی متداوم، نیاز به عادت‌ها خوب مداوم، عشق و فداکاری از هر دو طرف دارد.     بعضی از خانم‌ها ترجیح می‌دهند احساسات‌ خود را پیش خودشان نگه دارند و بروز ندهند چون این طور به نظر می‌رسد که برای همسرشان چندان مهم نیست. اما این واقعیت ندارد! اگر رفتارهای همسرتان شما را شاد و راضی می‌کند، پس باید این احساس را بروز دهید و در این مورد با همسرتان حرف بزنید. اگر شما به عنوان یک شوهر فکر می‌کنید همسرتان آنطور که باید شاد نیست، ممکن است کارهایی انجام بدهید که علت شاد نبودن همسرتان باشد. ۱. به او توجه نمی‌کنید وقتی بعد از یک روز طولانی کاری به خانه برمی‌گردید، تمام چیزی که نیاز دارید استراحت کردن، تلویزیون تماشا کردن و خوابیدن است. این رفتار بسیار طبیعی است اما توجه و تمرکز روی رابطه‌‌ای که با همسرتان دارید، باید الویت شما باشد.     یک زن وقتی همسرش به او توجه نمی‌کند، دچار اندوه می‌شود و این اتفاقی است که وقتی شما تلویزیون، موبایل و یا هر چیز دیگری را به وقت گذراندن به همسرتان ترجیح می‌دهید می‌افتد. کلید یک رابطه‌ی خوب، ارتباط است. با همسرتان گفتگو کنید و راههایی برای تقویت رابطه‌‌تان بیابید تا هر دوی شما شاد باشید. ۲. به نظر او احترام نمی‌گذارید برای آقایان خیلی اهمیت دارد که بتوانند تصمیم‌های بزرگ برای خانواده‌‌شان بگیرند، اما به همین اندازه هم مهم است که بلد باشید نظر همسرتان را چطور در تصمیم‌های‌تان داخل کنید. به استراتژی‌ها و عقاید راه حل‌هایی که همسرتان برای مسائل روزمره ارائه می‌دهید گوش کنید. اجازه دهید او هم در تصمیم گیری‌ها نقش داشته باشد، از کوچک‌ترین چیزها (مثل انتخاب رستوران برای شام) گرفته تا چیزهای مهم‌تر (مانند شعل). به او اعتماد کنید تا متوجه شوید وقتی همسرتان شاد و راضی است چقدر زندگی‌تان ساده‌تر و بهتر می‌شود. ۳. همه چیز یکنواخت شده است بعد از اینکه دوران شیرین ماه عسل به پایان می‌رسد، روزمرگی و یکنواختی کم کم روی روابط شما سایه می‌افکند و ظاهرا دیگر تمایلی به تجربه‌ی چیزهای جدید ندارید. این یکنواختی و بیخیالی می‌تواند هر کسی را دلزده و ناراحت کند، پس نگذارید روند یکنواخت زندگی، شادی زندگی‌تان را نابود کند. برای همسرتان وقت بگذارید، چالش‌های جدید را امتحان کنید، هدف‌های جدید تعیین کنید و ماجراجویی را شروع کنید. به پیاده روی بروید و دست در دست هم از دیدنی‌ها لذت ببرید، با هم به موزه و پارک بروید و هر کاری که می‌توانید برای افزودن چاشنی به زندگی‌تان انجام دهید.     ۴. مسئولیت‌ها و تعهداتی در کارتان می‌پذیرید بدون اینکه درموردشان با همسرتان حرف بزنید به عنوان یک مرد که تمام روز کار می‌کند، ممکن است قرارها و وظایف اجتماعی زیادی داشته باشید؛ اما اگر همسرتان را هرگز در برنامه‌های کاری‌تان وارد نکنید، او احساس طرد شدن و مورد قبول نبودن خواهد کرد. قرارها و کارهای اجتماعی‌تان را تعدیل کنید و سعی کنید از همسرتان هم دعوت کنید همراهی‌تان کند. اگر مدام بدون همسرتان برنامه بگذارید، هم او و هم خودتان ناراحت خواهید بود. ۵. با او معاشقه نمی‌کنید تماس جسمی روزانه در هر رابطه‌ای مهم است. برای اینکه لبخند رضایت را بر لبان همسرتان ببینید، دستش را بگیرید، موهایش را نوازش کنید، برایش گل بخرید، در خانه شکلات قایم کنید تا او پیدا کند و برایش پیام‌ها محبت آمیز و عاشقانه بفرستید. اگر گفتن جمله‌ی «دوستت دارم» سخت است، به روش‌های دیگری این را به او نشان دهید؛ روی یک کاغذ بنویسید و برایش بفرستید. اگر همسرتان ابراز علاقه‌ی شما را احساس کند، حال بهتری داشته و شاد خواهد بود. ۶. نسبت به مسائل مالی، بی‌توجه هستید خرج‌ها و هزینه‌های زندگی را مدیریت کنید و شرایط مالی‌تان را برای یک زندگی شاد با همسرتان تنظیم کنید. اگر برای بدهی‌هایی که دارید فکری نکنید، همسرتان شاد نخواهد بود. هوشمندانه‌تر خرج کنید تا هر دوی شما شادتر باشید.     ۷. در کارهای خانه کمک نمی‌کنید خانم‌ها نگران کارهای روزانه‌ی خانه هستند: مراقبت از بچه‌ها و رسیدگی به آنها، انجام کارهای بیرون از خانه و بسیاری از مسئولیت‌های دیگر برای همسرتان هم استرس برانگیز و خسته کننده است. کارهای خانه را تقسیم کنید و ببینید همسرتان چقدر خوشحال خواهد شد. نیازهای همسرتان را بدانید و در مورد چیزهایی که لازم دارد تا شادتر باشد با او حرف بزنید. اگر هر دوی شما شاد باشید، رابطه‌ی خیلی بهتری خواهید داشت. ]]> سبک زندگی Sun, 15 Oct 2017 06:39:27 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/113478/ رفتارشناسی گربه ها؛ این موجودات ناز پرورده http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/113342/ به گزارش ستاره ها به نقل از هفته نامه کرگدن : گفت و گو با رضا صادقی درباره رفتارشناسی گربه ها؛ صادقی سال هاست در یک کلینیک دامپزشکی مشغول مطالعه و کار روی رفتار گربه هاست و در این زمینه حرف های زیادی دارد. رضا صادقی فارغ التحصیل دانشکده دامپزشکی دانشگاه آزاد در ابتدای دهه هفتاد است. او سال هاست روی شناخت رفتار گربه ها تحقیق می کند. او در حال حاضر در کلینیکی واقع در امارات متحده عربی مشغول به فعالیت و تحقیق بر رفتارشناسی گربه هاست. با صادقی درباره گربه ها و خلق و خوی این موجودات  به گفت و گو نشستیم. چرا رفتارشناسی گربه ها؟ به نظر کمی عجیب می آید. ما در زمینه رفتارشناسی گربه ها به شدت ضعف داریم. از دوره دانشجویی درباره دام های کوچک و حیوانات خانگی، به خصوص گربه ها، شروع به تحقیق کرده ام. یکی از دلایلی که باعث شد روی رفتارشناسی حیوانات خانگی کار کنم، اطلاعات ناکافی ما از این موجودات بود. ما این حیوانات را به خانه های خود می آوریم، اما رفتارهای آن ها را نمی فهمیم و دلمان می خواهد طوری که ما دوست داریم رفتار کنند. حیوانات با نوع رفتارشان با ما حرف می زنند، اما ما حرف آن ها را نمی فهمیم. وقتی نمی توانیم بفهمیم این حیوانات چه می گویند با مشکل مواجه می شویم. آن حیوان با زبانی که بلد است تلاش می کند با ما ارتباط برقرار کند، اما ما چون متوجه نمی شویم، هم خود و هم آن حیوان را دچار مشکل می کنیم.   X در بیشتر موارد گربه ها با سگ ها مقایسه می شوند. این مقایسه درست است یا ظلمی است در حق گربه ها؟  برخی افراد دوست دارند سگ نگه دارند و برخی گربه؛ این دو حیوان کاملا جدا و با روحیات مختلفند. در نتیجه مقایسه آن ها هم با یکدیگر درست نیست. گربه ها برخلاف سگ ها شخصیت اجتماعی ندارند و تنها زندگی می کنند و احتیاجی به قرار گرفتن در جمع و گروه ندارند. این خصوصیت گربه ها باعث شده تا دامپزشکان هم در شناخت بیماری و مشکلات آن ها د چار مشکل شوند گربه ها ضعف خود را پنهان می کنند. بقیه گربه ها به گربه ضعیف بیمار کمک نمی کنند، بلکه به او حمله می کنند. این خصوصیت در سگ ها برعکس است. سگ بیماری اش را بزرگ می کند. برای همین معمولا بیماری گربه ها در مراحل حاد و خطرناک تشخیص داده می شود و این سختی کار دامپزشکان را چند برابر می کند. این ادعا تا چه اندازه درست است که گربه ها دیرتر از سگ ها به جوامع بشری نزدیک شدند و این خاصیت شب بیداریشان هم نشانه شب شکاری آن هاست؟ تا حدی زیادی بله. سگ ها زودتر به انسان ها نزدیک و اهلی شدند. ما دقیق نمی دانیم، اما قطعا اولین گله های سگ که به جوامع انسانی نزدیک شدند، تنها به دلیل استفاده از باقیمانده غذای انسان ها نبوده است، بلکه کنجکاو بوده اند که به ما نزدیک شوند. گربه ها هم به دلیل استقلالشان بسیار دیرتر از سگ ها اهلی شدند و این در رفتارهای فعلی آن ها هم دیده می شود. از شواهد هم چنین بر می آید که ما آن ها را اهلی کردیم و نیاز داشتیم تا موش ها را برایمان از انبارهای غله دور کنند. تحقیقات مختلف نشان می دهند که سگ ها بسیار زودتر از گربه ها به انسان نزدیک شده اند و برای همین است که برخلاف گربه ها به مراقبت بیشتر ما هم نیاز دارند. چرا در فرهنگ ما گربه ها متهم به بی وفایی می شوند؟ یکی از مهم ترین دلایل قضاوت های نابجا در مورد گربه ها همین مورد است که چون گربه ها احساسات خود را بروز نمی دهند، متهم به بی احساسی و بی صفتی می شوند؛ اما این موضوع درست نیست. شخصیت گربه با سگ متفاوت است. این را کسانی که سال های طولانی گربه داشته اند، متوجه می شوند. وقتی بحث مقایسه با سگ ها پیش می آید، به دلیل ذات اجتماعی سگ ها، گربه ها به بی احساسی متهم می شوند. سگ ها زندگی اجتماعی و گروهی دارند و وقتی به خانه ما می آیند، فکر می کنند این ما هستیم که به خانه آن ها رفته ایم، درحالی که گربه ها به هیچ وجه این طور نیستند. گربه ها انفرادی زندگی می کنند و برای همین وابستگی کمتری هم به انسان ها دارند. نیازی ندارند کسی به آن ها یاد بدهد که چگونه نیازهای روزمره شان تامین کنند. کافی است آب و غذا و خاکشان در دسترس باشد تا به راحتی و بدون نیاز به انسان زندگی کنند؛ اما معنایش این نیست که قابلیت آموزش و یادگیری ندارند و تمام آنچه سگ ها یاد می گیرند، گربه ها هم آموزش می بینند، به شرطی که از تولگی آموزش ببینند. در مورد افسانه بی وفایی گربه ها هم مشکل بزرگ عدم شناخت ما از نحوه روحیات گربه ها و نحوه ارتباط برقرار کردنشان با انسان است. ما وقتی با گربه ها برخورد می کنیم بیش از آنکه به ذات و غریزه این موجودات توجه کنیم، به آنچه خودمان توقع داریم، تکیه می کنیم. حیوانات آن جوری که ما می خواهیم نیستند، آن شکلی هستند که خلق شده اند. یک نکته مهم دیگر هم نحوه تربیت و نژاد گربه است؛ گربه ای که بین انسان هال حامی بزرگ شده با گربه ای که با سنگ و چوب آدم ها رانده شده، تفاوت رفتاری وجود دارد.   معتقدید که گربه ها تربیت پذیرند؟ صد در صد. بستگی دارد که چه زمانی تربیت آن ها شروع شده باشد. فرصت طلایی برای تربیت گربه ها و بسیاری از حیوانات در شش ماه اول زندگی است. البته آب و هوا و محیط زیست گربه ها هم روی خلق و خوی آن ها تاثیر می گذارد. به عنوان مثال گربه های بومی امارات متحده عربی به دلیل آب و هوای خشن این منطقه و تکاملی که در این محیط داشته اند، بسیار خشن تر از گربه هایی هستند که مثلا در تهران به دنیا می آیند و بزرگ می شوند. عجیب هم نیست، گربه هایی که در شرایط سخت تکامل داشته اند، دیر و سخت تربیت شوند. درواقع نژاد و زیستگاه بومی گربه ها هم روی تربیت پذیری آن ها تاثیر مستقیم دارد. گربه ها اگر در سنین تولگی وقت و حوصله صاحبش را ببیند، تربیت خواهندشد. در حال حاضر فرهنگ نگهداری از حیوانات خانگی در ایران رو به رشد است، به کسانی که گربه نگهداری می کنند، چه توصیه ای دارید؟ گربه ها در سن بلوغ شما را مجبور می کنند، عقیمشان کنید. چه گربه نر و چه گربه ماده در سن بلوغ و هنگامی که فحل می شوند رفتارهایی انجام می دهند که شما ناچار به عقیم سازی آن ها می شوید. نرها با ادرار نشانه گذاری می کنند که بعد از مدتی قابل تحمل نیست و ماده ها چنان سر و صدا می کنند که باید این کار را انجام دهید. نکته مهم تر این است که هدف از نگهداری حیوان چیست و مخاطبش کیست؟ اگر هدف آن است که فرزندمان را سرگرم کنیم، این رفتار درست نیست، چون حیوان در تولگی و بزرگسالی رفتار متفاوتی دارد و وقتی شما گربه ای را در خانه نگهداری می کنید، دیگر نمی توانید این حیوان را در کوچه و خیابان رها کنید، چون این گربه هیچ تصوری از خطرات بیرون ندارد و توانایی پیدا کردن غذا را هم از دست داده است و خیلی زود کشته می شود. مسئله مهم دیگر غذای گربه است؛ در حال حاضر در تهران غذاهای متنوع خاص گربه ها وجود دارد که شما را از پخت غذاهای خانگی بی نیاز می کند. گربه ها وقتی عادت به خوردن غذایی می کنند، بسیار بسیار سخت است که رژیم غذایی اش را تغییر دهید. برای همین مهم است که به چه غذایی عادت می کند. رفتار مردم کوچه و بازار با گربه ها و سایر حیوانات بهتر شده، اما هنوز مانده به نقطه مطلوب برسد. برخورد هر جامعه ای با حیوانات، نشان دهنده این است که با خودشان چگونه برخورد می کنند. برخی با عقیم سازی گربه ها مخالفند و معتقدند این رفتار نقض حقوق حیوان است، چرا که با این کار او را از ارتباط جنسی محروم می کنیم. به عنوان یک رفتارشناس نظرتان در این مورد چیست؟ رفتار جنسی در حیوانات، با انسان کاملا متفاوت است و نباید آن را با معیاری انسانی سنجید؛ حیوانات زمانی می توانند رفتار جنسی داشته باشند که ماده پذیرای آن ها باشد و در ارتباط بین حیوانات، رفتار جنسی بدون رضایت ماده امکان ندارد. هیچ حیوان نری نمی تواند بدون رضایت ماده اقدام به جفتگیری کند. اساسا جفتگیری در حیوانات به قصد تولید مثل است و نه احساس لذت. البته دیده می شود گربه های عقیم شده هم که هورمون جنسی ندارند، فرم جفتگیری را به خود می گیرند. وقتی گربه عقیم می شود در بدنش هم تغییراتی به وجود می آید که باعث می شود عمر حیوان افزایش یابد. گربه ها لجبازند؟ در برخی موارد گربه ها به شدت حیوانات لجوج و مغروری هستند. یک از این موارد غذاست. گربه ها در مورد غذا بسیار لجبازند، یعنی اگر با غذای خاصی  اخت شده باشند، نوع رژیم غذایی شان را به سختی می شود تغییر داد و در بسیاری از موارد امکان پذیر نیست.  چرا تنوع رفتار گربه ها تا این حد زیاد است؟ چون هر گربه ای شخصیت خاص خودش را دارد. حتی دو بچه گربه ای که از یک مادر به دنیا آمده اند و از یک نژاد و خانواده اند هم در چهل و پنج روزگی با یکدیگر متفاوتند. یکی خجالتی است، یکی بازیگوش و یکی هم قلدر است. برای همین توصیه می کنیم اگر می خواهید حیوانی را به خانه خود ببرید به برخورد اول آن توجه کنید. این که حیوان به شما نزدیک می شود یا شما به آن. این خصوصیت می تواند نشان دهنده نوع رفتار حیوان در آینده باشد. اگر شما به دنبال حیوانی خجالتی هستید، بهتر است همان ابتدا گربه بازیگوش و با اعتماد به نفس نگیرید.   X چه ویژگی ای در گربه هاست که باعث شد شما روی این موجودات تحقیق کنید و آن ها را دوست بدارید؟ شاید مهم ترین ویژگی جذاب از نظر من در مورد گربه ها، استقلال آن هاست. من بارها در کار خودم دیده ام که اگر بهترین غذا را جلوی گربه ای بگذارید، نمی خورد. شاید برخی این رفتار را به عنوان غرور حیوان معنا کنند، در حقیقت گربه برای خود حریم و محدوده ای قائل است و خواسته هایی دارد که انتظار دارد شما به آن ها احترام بگذارید. نکته دیگر هم تمیزی گربه است. گربه در مقایسه با دیگر حیوانات خانگی به شدت به پاکیزگی خود اهمیت می دهد. همچنین نگهداری اش برای صاحبش آسان است. در دوبی یک خانم انگلیسی با کلینیک ما تماس گرفت و اصرار کرد برای واکسینه کردن گربه اش در روز مشخصی مراجعه کنیم. اصرار هم داشت تا قبل از آن روز مورد نظر حتما به منزلش برویم. هنگامی که به منزل این خانم رفتم به من گفت فردا نوبت شیمی درمانی دارد و برای درمان سرطان پستانش باید به بیمارستان مراجعه کند و قصد داشته تا پیش از حضور در بیمارستان واکسن گربه را بزند. بعد هم اضافه کرد همی گربه باعث شده متوجه غده در سینه اش شود. این گربه از یک زمانی روی بدن این خانم می آمده و با دستش نقطه از سینه این خانم را فشار می داده است. چند بار این رفتار را تکرار می کند تا این که خانم احساس می کند در سینه اش توده ای وجود دارد. به پزشک مراجعه می کند و بعد از عکسبرداری مشخص می شود که سرطان دارد. این خانم می گفت پزشکش پس از دیدن نتایج عکسبرداری به او گفته هر کس که سرطان را در سینه شما تشخیص داده، کارش را بلد بوده. قصدم از بیان این خاطره، توجه به این نکته بود که گربه ها قادرند، بارها و بارها انسان را شگفت زده کنند و این جزو حصوصیات جذاب آن هاست.  کسانی که با گربه ها سر و کار داشته اند گاهی با رفتار عجیب این موجودات مواجه می شوند؛ مثلا لاشه یک موجود شکارشده را برای صاحبشان می آورند. این رفتار نشانه چیست؟ نشانه علاقه آن گربه به صاحبش است. درواقع او شکار ارزشمندی را که صید کرده است، به عنوان هدیه نزد شما آورده. خواسته غذایی را که به سختی تهیه کرده است، با شما سهیم شود. از طرفی نشان دهنده قدرت نمایی و مهارت شکارگری اش هم هست. البته فقط هم در مورد گربه ها نیست و خیلی از حیوانات این خصوصیت را دارند. ]]> سبک زندگی Sat, 14 Oct 2017 05:23:33 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/113342/ این دردها را روان‌پزشکان درمان می‌کنند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/113240/ دندان‌های‌تان می‌شکنند؟ به گزارش ستاره ها به نقل از هفته نامه آتیه نو، کمبود کلسیم ندارید، هر شب و هر صبح مسواک می‌کنید و به تاثیر مثبت فلوراید درمانی باور دارید؟ پس چرا دندان‌های‌تان ناگهان می‌شکنند و مدام از درد فک و دندان شکایت می‌کنید؟ به باور متخصصان، این مشکلات ممکن است به‌خاطر دچار بودن‌تان به اضطراب مزمن سراغ شما بیایند. آدم‌های مضطرب، در طول روز و حتی در زمان خواب، به‌طور ناخودآگاه دو فک‌شان را به یکدیگر فشار می‌دهند و تکرار این عادت، باعث آسیب دیدن و شکستن دندان‌های‌شان می‌شود.   هر صبح تهوع دارید؟ استرس، باعث ترشح بیشتر اسید در معده و ناتوان شدن دستگاه گوارش شما در کنترل این اسید می‌شود. به‌همین‌دلیل در بسیاری از صبح‌ها و حتی لحظات روز، احساس تهوع می‌کنید و درصورت بالا آوردن، مایعی زردرنگ را با زحمت و فشار از معده خود خارج می‌کنید. ترش کردن مداوم و بالاآمدن اسید معده از ناحیه مری، از مشکلات شایع در میان افرادی است که از پس کنترل اضطراب‌شان برنمی‌آیند. چاق می‌شوید؟ افزایش طولانی‌مدت ترشح هورمون‌های استرس در بدن شما، باعث می‌شود بیشتر احساس گرسنگی کنید. بسیاری از افرادی که نمی‌توانند وزن‌شان را پایین بیاورند و هرروز چاق‌تر می‌شوند، قربانی ابتلا به اضطراب مزمن یا دیگر اختلالات روانی هستند و تا زمانی که روان‌شان را درمان نکنند، نمی‌توانند جسم خود را به وضعیت مطلوب برسانند. زانوهای‌تان درد می‌کند؟ درد مفاصل، یکی دیگر از عوارض قرار داشتن در معرض اضطراب هرروزه است. به گفته محققان، استرس مزمن، احتمال دچار شدن به بیماری‌های جدی‌تری چون آرتریت روماتوئید را هم ایجاد می‌کند و با ضعیف کردن سیستم ایمنی بدن، زمینه را برای دچار شدن به اختلالات خودایمنی فراهم می‌کند. روده‌های‌تان خوب کار نمی‌کنند؟ فعال‌تر شدنِ آزاردهنده روده‌ها و ابتلا به اسهال، درست مانند ناگهان کم‌کار شدن آنها و دچار شدن به یبوست، می‌تواند از نشانه‌های درگیر شدن با اضطراب باشد. به گفته متخصصان، حتی استرس‌های کوتاه‌مدت و شدید هم می‌توانند معده و روده شما را آزرده کنند و بر اشتها و توان بدن‌تان در هضم غذا هم تاثیر بگذارند. خال‌خالی شده‌اید؟ ظاهر شدن دانه‌های قرمز روی پوست‌تان و نشان دادن حساسیت به مواد مختلف، می‌تواند یکی از عوارض تحمل کردن استرس باشد. استرس شدید یا مداوم، همان‌طور که پیش‌ازاین گفتیم، بر سیستم ایمنی بدن‌تان تاثیر می‌گذارد و وقتی بدن‌تان توان دفاع از خود را نداشته باشد، واکنش‌های آلرژیک را ساده‌تر و بیشتر از قبل نشان می‌دهد. زیاد سرما می‌خورید؟ بدنی که درگیر استرس شده، در برابر انواع ویروس و باکتری ضعیف‌تر است. ابتلا به سرماخوردگی یا عفونت‌های مختلف، در میان افراد درگیر با استرس، بیشتر دیده می‌شود و محققان می‌گویند درصورت درمان مشکل جسمی تا زمانی که عامل استرس‌زا از میان برداشته نشود یا اضطراب مزمن و فراگیری که این افراد را دچار کرده درمان نشود، نمی‌توان به حفظ سلامت آنها امیدی داشت. ]]> سبک زندگی Wed, 11 Oct 2017 09:03:42 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/113240/ زنان خودخواه‌ترند یا مردان؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/113176/ به گزارش ستاره ها به نقل از سلامت آنلاین؛ بخشی از مغز زنان در برابر اعمال ایثارگرانه و کمک به دیگران واکنش بیشتری نشان میدهد، در صورتی که در مردان این بخش از مغز با خودخواهی و خودبزرگ بینی فعال خواهد شد، شاید این دلیلی باشد بر اینکه زنها تمایلات بیشتری به ایجاد دوستی و روابط محبت آمیز با دیگران دارند . به گفته فیلیپ توپلر ، پروفسور عصب شناس دانشگاه زوریخ ، زنان ارزشهای ذهنی بیشتری بر رفتارهای اجتماعی و تعامل با دیگران می گذارند، در حالی که منشا رفتارهای خودخواهانه در مردان بیشتر است . در هر دو جنس، چیزی که ارزشها را کد گذاری می کند، سیستم دوپامین است . منظور از این سیستم ، تغییر فعالیت مغز متناسب با ارزشی است که ما برای روابط اجتماعی خود قائلیم . دوپامین در واکنش های مغزی نقش اساسی دارد و درلحظه های خوشی و لذت ، آزاد می شود و به مغز در پردازش ارزشها کمک می کند . این قابلیت ذهنی ساختار مغز در روان شناسی به عنوان جسم مخطط ( خط دار) شناخته می شود. همین قابلیت مغز است که توسط تارهای عصبی سیگنال ها را از قشر مغز ، تالاموس و نواحی دیگر مغز دریافت کرده و انتقال می دهد . توپلر و همکارانش برای یافتن تاثیر دوپامین بر رفتار زنان و مردان مجموعه ای از آزمایش‌ها انجام دادند . در آزمایش اول ۵۶ زن و مرد در تصمیم گیری برای سهیم شدن یک جایزه مالی با دیگران یا نگهداشتن آن برای خودشان آزاد گذاشته شدند و در مرحله بعد همین امکان به آنها داده شد، البته قبل از تصمیم گیری شبه دارویی به نام آمیزول پراید (نوعی داروی آرام بخش که برای درمان نشانه های بیماری اسکیزو فرنی به‌کار می رود) به آنها تزریق شد . در حالت اول اکثر زنان کمتر خودخواهانه عمل کردند و بیشتر تمایل به سهیم شدن با دیگران داشتند، اما در مرحله دوم زنان خودخواهانه و مردان سخاوتمندانه تر عمل کردند . در اثبات یافته های گفته شده ، پژوهشگران از هر دو گروه (ام.آر.آی ) گرفته و دریافتند که در حالت عادی (بدون تزریق داروی خاصی ) استیریاتوم (جسم مخطط) در زنان فعال تر و به همین دلیل تمایلاتشان در انجام امور جمعی و روابط اجتماعی قویتر است . بر این اساس این تفاوتها در ساختار ذهنی و پایه های بیولوژیکی مغز زنان و مردان است که سبب تفاوت واکنشهای رفتاری آنها از جمله خودخواهی ، فداکاری ، خودبزرگ بینی و ... می شود . اطلاعات به‌دست آمده از تحقیقات انجام شده به جای جداسازی زنان و مردان از یکدیگر و برتری دادن یک گروه بر دیگری از لحاظ شایستگی های ذاتی ، میتواند برای داشتن جامعه ای بهتر به کار گرفته شود تا به دور از لحاظ کردن جنسیت ، اجتماع را به سمت شایسته سالاری پیش برد .   ]]> سبک زندگی Tue, 10 Oct 2017 15:45:16 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/113176/