پایگاه خبری ستاره ها - آخرين عناوين روانشناسی :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/lifestyle/psychology Sat, 21 Apr 2018 12:27:39 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Sat, 21 Apr 2018 12:27:39 GMT روانشناسی 60 راه‌های ساده برای خوشحال بودن در زندگی روزمره http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128100/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : همیشه فرصت هایی تازه برای خوشحال بودن وجود دارد. در اینجا 11 راه ساده را معرفی می کنیم تا خوشحالی را به زندگی روزمره خود اضافه کنید. 1. منتظر خوشحالی نمانید. خبر خوب این است که همیشه فرصت هایی تازه برای خوشحال بودن وجود دارد. زندگی را مثل ایستگاه مرکزی قطار تصور کنید، جایی که زمان های شاد تمام مدت و بدون توقف از راه می رسند. به احتمال فراوان فرصت شاد بودن از پیش رسیده است. بعضی وقت ها صاف جلوی شما قرار دارد. به هر دلیلی، شما قادر نیستید که توجه خود را معطوف آن کنید و قدر آن را بدانید. فارغ از اینکه چه اتفاقی دور و بر شما می افتد، شما همیشه می توانید احساس شادتری داشته باشید، بهره ور تر باشید، موفقیت را جذب کنید و از خودتان در هنگام موفقیت لذت ببرید. وقتی تمرکز خود و شیوه تفکرتان را عوض کنید، دیدگاه های شما هم تغییر می کند. زمانی که این تغییر اتفاق بیفتد، زندگی شما عوض می شود. 2. خوشحالی را به زندگی خود اضافه کنید، همین حالا! می توانید آن را ببینید؟ شما در جزیره ای گرمسیری زندگی می کنید. هر وقت که دلتان بخواهد از خواب بیدار می شوید و هر کاری که دلتان بخواهد انجام می دهید. یک نفر صبحانه شما را برایتان می آورد. از جای راحت خود در بالکن تان، تنها چیزی که می توانید ببینید اقیانوس و پاهایتان است. چه زندگی دلچسبی! همه ما رویای روزی را داریم که خوشحال باشیم. تا آن زمان، بیش از اندازه کار می کنیم، بیش از اندازه تحت استرس هستیم، و به اندازه کافی خوشحال نیستیم. آن رویا بدون برنده شدن در بخت آزمایی یا تماسی از عمویی ثروتمند که در حال فوت است، ممکن به نظر نمی رسد. ولی زندگی چه جذابیتی دارد اگر خوشحال نباشیم؟ خبر خوب این است که، شما می توانید خوشحالی را همین حالا به زندگی خود اضافه کنید. تنها چند فعالیت ساده تولید کننده سروتونین می تواند استرس را کاهش دهد و انتظار برای آرمان شهر مورد نظرتان را آسان تر کند. 3. مراقبت از خود را بخشی از روال عادی زندگی خود کنید. اینکه قادر باشید زمانی برای خود بگذارید تا دکمه ریست (reset) خود را فشار دهید، چیزی است که همه ما هر از گاهی نیاز به انجامش داریم. ولی یک نکته را باید در نظر گرفت: گذاشتن زمان توقفی برای اینکه به خودتان لحظه ای استراحت یا آرامش یا لذت دهید تنها بخشی از نبرد است. ما زمانی را به ساعت خوشحالی اختصاص می دهیم، ولی این زمان خوشحال نمی گذرد چرا که در آن زمان در مورد چند ایمیل آخر که بهشان نظم ندادید فکر می کنید. چطور می توانید بدون استرس به تماشای تلویزیون بپردازید وفتی که انبوهی از لباس های کثیف در کنار تلویزیون جا خوش کرده اند؟ آیا می توانید واقعاً مشغول خوردن کرم کارامل شوید در حالی که می دانید 18 ماه است که به دندانپزشک مراجعه نکرده اید؟ یا در حالی که دو سال از عروسی هم اتاقی دوران دانشگاهتان گذشته، ولی هنوز برای او هدیه عروسی سفارش نداده اید؟ یکی از مطمئن ترین راه ها برای اینکه از زمان خودمراقبتی خود بهره ببرید این است که در مورد مسائل متفرقه استرس نداشته باشید. به دور و بر خودتان نظم دهید تا زمانی که به خود اختصاص داده اید نهایت اثربخشی را برایتان داشته باشد. 4. در حالت ذهنی خوشحالی قرار داشته باشید. زندگی شاد بهترین تجربه ای است که می توانیم امیدوار باشیم تا به آن برسیم. آن نوعی از زندگی است که احساسات مثبت و انرژی خوب را ایجاد می کند، و ما را تشویق می کند تا با امیدهای زیاد به آینده نگاه کنیم. شادی محض شاید احساسی زودگذر به نظر برسد، ولی حتی اگر آن را برای یک لحظه هم حس می کنید، می توانید از آن استفاده ببرید. می توانید از آن لذت ببرید. 5. دست از نگرانی بردارید. خوشحالی تا حد زیادی مثل عشق عمل می کند، به شکلی مرموز! با این حال، علم و روانشناسی به ما می گویند که مواد شیمیایی مغز عواطف را دگرگون می کند. ولی برای اینکه آن مواد شیمیایی را فعال کنیم، باید ابتدا راجع به عادت ها صحبت کنیم. فرمولی برای خوشحالی وجود دارد، که مربوط به تغییر الگوهای فکری می شود. الگوهای شما (اینکه هر روز چه کاری انجام می دهید و چه فکری می کنید و چه حرفی می زنید) تعیین می کند که چقدر خوشحال هستید. این موضوع هیچ ربطی به چیزهایی ندارد که در اطرافتان وجود دارد، بلکه مربوط به این می شود که مغز شما چگونه کار می کند: آن ندای درونی. خوشحالی در یک قدمی شما نیست، چرا که در واقع، درون خود شماست. 6. قدر چیزهای کوچک را بدانید. همه ما آن ها را داریم؛ آن لحظه ها یا چیزهای کوچکی که اغلب نادیده گرفته می شوند چرا که فکر می کنیم یا کم اهمیت هستند، یا اینکه آن ها را امری بدیهی فرض می کنیم چون در فرهنگی زندگی می کنیم که دستاوردهای بزرگ را جشن می گیرد. ولی اگر خودمان را عادت دهیم که از آن چیزهای کوچک استقبال کنیم و آن ها را جشن بگیریم چطور؟ زندگی واقعی در اطراف ما اتفاق می افتد، وقتی که منتظر آن چیز بزرگی هستیم که امیدوار هستیم به ما نوعی آرامش درونی، حس خرسندی یا لذت دهد. حقیقت این است که اغلب چیزهایی که بیش از همه اهمیت دارند، چیزهای کوچک هستند. 7. خود را با افراد مثبت احاطه کنید. یک اشتباه بزرگی که آدم ها مرتکب می شوند این است که متوجه نیستند که خوشحالی انتخابی انفرادی است. ولی هر انتخاب ما تحت تأثیر آدم هایی قرار می گیرد که در زندگی ما هستند. اگر شما بتوانید آدم های بهتری را وارد زندگی خود کنید، احتمال خود در رسیدن به خوشحالی و موفقیت را نیز به طرز قابل توجهی افزایش می دهید. ارتباط اجتماعی مثبت مهم ترین تأثیر را در خوشحالی بلندمدت دارد. خوشامدگویی به فردی مثبت در دنیایتان می تواند یکی از مهم ترین انتخاب های شما برای رسیدن به خوشحالی باشد. 8. بیشتر بخندید. خبر مهم: خندیدن به شما حس خوبی می دهد. بسیار خب، این خیلی جای تعجب ندارد. ولی سعی کنید راجع به آخرین باری که واقعاً خندیدید فکر کنید. این احتمال وجود دارد که مربوط به خیلی وقت پیش باشد. ما بزرگسالان به قدری گرفتار مسئولیت های بزرگسالی خود هستیم که به اندازه دوران کودکی خود نمی خندیم. ولی باید این کار را کنیم! ثابت شده که خندیدن استرس را کاهش می دهد، ایمنی بدن را تقویت می کند، جریان خون را بهبود می دهد و روابط را تقویت می کند. 9. بیشتر عشق بورزید. «خرگوش پرسید: واقعی بودن چیست؟» «اسب چرمین پاسخ داد: واقعی بودن این نیست که از چه ساخته شده ای. بلکه چیزی است که برایت اتفاق می افتد. در سال 1992 مارجری ویلیامز در کتاب کودکان پرطرفدار خود به اسم «خرگوش ولوتین» به موضوعی بسیار پیچیده پرداخت. خرگوش ولوتین در مسیر خود برای کشف اینکه واقعی بودن به چه معناست، متوجه می شود که در پایان، به این معناست که کسی را داشته باشید که شما را دوست داشته باشد و بتوانید آن عشق را بپذیرید.. آن تصاویر کلاسیک و درس تأثیرگذار قصه شب آرامش بخشی است. ولی هر چه سن ما بیشتر می شود، به ما یاد داده می شود که واقعی بودن یعنی اینکه در مدرسه حواس خود را جمع کنیم، شغل خوبی به دست آوریم، درآمد ثابتی کسب کنیم، خانواده ای داشته باشیم و برای بازنشستگی آماده شویم. به عنوان افراد بزرگسال، ما به زمان های ساده تر گذشته لبخندی نوستالژیک می زنیم. چون که می دانیم زندگی پیچیده تر از فقط دوست داشتن و دوست داشته شدن است. اینطور نیست؟ 10. فهرستی از خوشحالی داشته باشید. هر دفعه که یکی از آن چک لیست ها را تیک بزنیم، لحظه ای وجود دارد. گاهی وقت ها فقط یک ثانیه طول می کشد، ولی بعضی روزهای خوب برای یک دقیقه یا حتی ساعت ها طول می کشد. یک لحظه است، یک لحظه زودگذر، که واقعاً می توانید بگویید خوشحالی را یافته اید. هر بخشی از شما، از انگشتان دست هایتان گرفته تا انگشتان پاهایتان هدف پیدا می کند. آن خوشحالی مایه حیرت، غرور، پیروزی و حس فراوانی از خالص ترین خوددوستی است. تمام دیدگاه شما بعد از دیدن دنیا از لنزهایی متفاوت تغییر می کند. 11. خوشحالی خود را برنامه ریزی کنید. ما برای بیمه بازنشستگی خود پول کنار می گذاریم. مکمل های کلسیم مصرف می کنیم. ورزش می کنیم. امیدوار هستیم که هر چه سن و سالمان بیشتر می شود، این اقدامات احتیاطی از ما محافظت کنند. ولی وقتی که در حال حفاظت از پول، استخوان ها و فشار خون خود هستیم، فراموش می کنیم از چیزی که می تواند در کیفیت زندگی ما وقتی که سنمان بیشتر می شود تفاوتی ایجاد کند، محافظت کنیم: خوشحالی مان. چندین دهه تحقیقات در مورد روانشناسی مثبت نشان داده سطوح بالای سلامت ذهنی (ترکیب رضایت کلی زندگی و احساسات مثبت لحظه ای) می تواند منجر به سلامت جسمی بهتر و عمر طولانی تر شود. در گزارشی در سال 2011 از اتحادیه بین المللی روانشناسی کاربردی، دکتر ادوارد دینر استاد دانشگاه ایلینوی بیش از 160 مطالعه مرتبط را تحلیل کرد و به این نتیجه رسید که با اینکه احساسات مثبت نتایج را برای افرادی با بیماری های خاص مثل سرطان بهبود نداد، ولی شواهد در مورد اینکه خوشحالی منجر به سلامت بهتری می شود کاملاً «شفاف و قانع کننده» است. شروع به برنامه ریزی برای آینده خوشحال خود کنید. ]]> سبک زندگی Sat, 21 Apr 2018 07:37:02 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/128100/ سرگرمی‌هایی که حال‌تان را خوب می‌کنند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/127709/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : برای بیشتر ما، سرگرمی‌ها بخشی لازم از زندگی فردی هستند اما آیا می‌دانستید که برای سلامت جسم و روح ما نیز مفیدند؟ سرگرمی‌ها نوعی استفاده‌ی خلاقانه و راضی کننده از اوقات فراغت هستند و هویت اصلی ما معمولا با علایق و سرگرمی‌هایی که انتخاب می‌کنیم گره خورده است. البته بیشتر ما به این دلیل سرگرمی خاصی را انتخاب می‌کنیم که از آن لذت می‌بریم. اما برای‌تان خواهیم گفت که این سرگرمی‌ها فوایدی فراتر از گذراندن وقت برای شما دارند. رقص؛ هم تفریح و هم ورزش رقصیدن فواید زیادی برای سلامتی دارد و راهی ساده و بی‌هزینه برای ورزش کردن برای بیشتر افراد است. شما برای رقصیدن نیاز به تجهیزات خاصی ندارید، فقط بدن‌تان، یک موسیقی و ترجیحا یک یا دو دوست! رقصیدن، نوازش بدن است و شما می‌توانید هر چقدر که دوست دارید برقصید. شما حتی اگر خجالتی هم باشید و دوست نداشته باشید در حضور دیگران برقصید می‌توانید در خانه که محل امن و آرام شماست برقصید. رقصیدن، درست و غلط ندارد و هر حرکتی که احساس خوبی به شما می‌دهد می‌توانید انجام دهید. رقصیدن یک فعالیت اجتماعی نیز هست و می‌دانیم که از نظر اجتماعی فعال بودن برای تندرستی عمومی ما خوب است. رقص یک تمرین بدون درد و فشار و انرژی بخش است اما رقصیدن واقعا چه کمکی به سلامتی ما می‌کند؟ رقصیدن یک تمرین هوازی عالی است و می‌دانیم که تمرین هوازی به سلامت قلبی و عروقی ما کمک می‌کند، استقامت را بالا می‌برد و استخوانها و عضلات را محکم می‌کند. مطالعات نشان داده دست کم سه بار رقصیدن در هفته، حفظ تعادل را در افراد سالمند بهتر می‌کند و این نکته‌ی مهی است زیرا هر سال افراد سالمند زیادی در اثر عدم تعادل بر زمین می‌افتند و دچار آسیب می‌شوند. بنابراین وقتی فعالیت ساده‌ای مثل رقصیدن می‌تواند چنین کمک بزرگی بکند چرا نرقصید؟ رقصیدن برای سلامت مغز نیز مفید است. پژوهشی نشان داده به طور منظم رقصیدن می‌تواند ریسک زوال عقل را 76 درصد کاهش بدهد. باغبانی؛ مفید برای مغز باغبانی و سرگرم شدن با گل و گیاه شاید در نگاه اول ورزش به نظر نرسد اما مطالعات نشان داده نگهداری از گل و گیاه و رسیدگی به آنها فواید غیرمنتظره‌ای برای سلامتی‌ دارد. عمل ِ ساده‌ی چیدن علف‌های هرز، کاشتن گیاه و آبیاری و ...، نوعی ورزش هوازی است که همه‌ی ما می‌دانیم برای عضلات و افزایش قدرت، استقامت و انعطاف پذیری بدنی عالی است. ضمنا وقت گذراندن در محیط باز برای شما خوب است. تحقیقات نشان می‌دهد باغبانی و دورچرخه سواری به طور منظم، احتمال کمبود ویتامین D را در افراد سالمند پایین می‌آورد. بین کاهش ریسک زوال عقل و باغبانی نیز ارتباط وجود دارد. همچنین باغبانی و سرگرم شدن با گل و گیاه، ریسک حمله‌ی قلبی و سکته‌ی مغزی را تا 30 درصد کاهش می‌دهد. نوشتن؛ شگفت انگیز برای درمان زخم فکر می‌کنید پشت میز نشستن و با قلم روی کاغذ نوشتن یا تایپ کردن با لپ تاپ برای سلامتی‌تان فایده‌ای ندارد؟ پس بهتر است بدانید علم ثابت کرده که نوشتن، فواید زیادی برای سلامت روحی و جسمی‌تان دارد مانند بهبود حافظه، کاهش استرس، کمک به خواب و ... مطالعات نشان داده نوشتن در مورد تجربیات، به بیماران سرطانی کمک می‌کند تا بر استرس ناشی از بیماری‌شان غلبه کرده و وضعیت جسمی و روحی بهتری پیدا کنند. پژوهشی که توسط محققان دانشگاه اوکلند نیوزلند انجام شد به بررسی این موضوع پرداخت که آیا نوشتن تاثیری بر سرعت التیام زخم دارد یا نه. محققان گروهی را مشخص کردند تا روزانه به مدت 20 دقیقه در مورد بدترین تجربیات زندگی خود بنویسند و گروهی دیگر ا تعیین کردند تا طی همان 20 دقیقه هر روز در مورد برنامه‌های روز بعدشان بنویسند. دو هفته بعد از شروع اولین روز نوشتن، نمونه‌ برداری‌های کوچکی از پوست این افراد انجام شد و محققان هر سه تا پنج روی نتیجه‌ی درمان زخم‌ها را تا التیام کامل پیگیری کردند. آنها دریافتند 11 روز بعد از نمونه برداری، 76 درصد از زخم‌ها در گروهی که در مورد تجربیات تلخ خود نوشته بودند درمان شده بود اما در گروهی که در مورد برنامه‌‌های روزانه خود نوشته بودند فقط 42 درصد از زخم‌های‌شان التیام پیدا کرده بود. به طور کلی نوشتن، ابزاری موثر برای ابراز احساسات و افکار بوده نوشتن در مورد تجربیات و احساسات ناخوشایند و آزاردهنده موجب پالایش روان می‌شود. مثلا وبلاگ نویسی می‌تواند به شما کمک کند روابط تازه‌ای برقرار کنید و در زمنیه‌ی علاقه مندی‌های خود جلوتر بروید. موسیقی؛ چیزی شبیه دارو نواختن موسیقی یا گوش دادن به آن می‌تواند سلامت جسمی و روحی را تحت تاثیر قرار بدهد. مطالعه‌ای در سال 2013 در معیار وسیعی به مطالعه در مورد تاثیر موسیقی بر شیمی اعصاب پرداخته است. این مطالعه گزارش کرده است که موسیقی می‌تواند سیستم ایمنی بدن را تقویت کند، استرس و اضطراب را کاهش بدهد و افسردگی را کم کند. در این تحقیق، در میان بیمارانی که در انتظار جراحی به سر می‌بردند، معلوم شد گوش دادن به موسیقی بیشتر از دارو در کاهش اضطراب آنها موثر بوده است و از سطح هورمون استرس‌شان کاسته شده بود. برای بررسی این که موسیقی تا چه حد مغز را تحریک می‌کند، مطالعه‌ای در سال 2011 واکنش مغز نسبت به موسیقی را با واکنش آن نسبت به غذا و رابطه‌ی جنسی مورد مقایسه و بررسی قرار داد، خوب است بدانید احساس لذت بخش ناشی از هر سه مورد از ترشح دوپامین ناشی می‌شود. حیوان خانگی؛ مفید برای قلب حیوانات خانگی از هر نوع آن می‌توانند به شما کمک کنند سالم‌تر باشید. طبق پژوهش‌ها، داشتن و نگهداری یک حیوان خانگی فرصتی برای ورزش کردن، انجام فعالیت‌های بیرون از خانه و برقراری روابط اجتماعی فراهم می‌کند که همه‌ی اینها می‌توانند فشار خون را بهبود بدهند، کلسترول و تریگلیسرید خون را تنظیم کنند و احساس تنهایی را برطرف کنند. اگر تعجب کرده‌اید که چطور همه‌ی این موارد به سلامتی شما کمک می‌کنند باید یادآوری کنیم که همه‌ی این فاکتورها می‌توانند احتمال سکته‌ی قلبی را به حداقل برسانند. اما مطالعه‌ای در سال 2013 به بررسی این پرسش پرداخت که آیا داشتن حیوان خانگی به خودی خود مستقیما منجر به کاهش ریسک بیماری قلبی در میان آنهایی که حیوان خانگی دارند می‌شود یا نه. به گفته‌ی سرپرست این تحقیق، داشتن حیوان خانگی مخصوصا سگ با پایین‌تر بودن ریسک بیماری قلبی ارتباط دارد و به زبان ساده‌تر می‌توانیم بگوییم افراد سالم‌تر آنهایی هستند که حیوان خانگی دارند، نه اینکه داشتن حیوان خانگی باعث کاهش ریسک بیماری قلبی شود یا علت این کاهش باشد. ]]> سبک زندگی Mon, 16 Apr 2018 11:40:09 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/127709/ شکنجه سادیسمی بیماران اوتیسمی http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/127533/ به گزارش ستاره ها، روزنامه قانون نوشت: «پنج یا ۶ کودک ۹ تا ۱۱ سال کنار هم نشسته اند و یکی بعد از دیگری کتک می خورند. پرستار زن با مانتو و مقنعه مشکی رنگ در حالی که یک پیش بند سفید رنگ هم به کمرش بسته است با ابزار شیلنگ مانند کوچکی که در دست دارد، یکی یکی به سر بچه ها ضربه می زند. گاهی هم از پایش استفاده می کند و با لگدی به بچه ها می زند. یکی از بچه ها همین که پرستار لگدی به پایش می زند در حالی که روی زمین نشسته، خودش را می کشد تا خود را دور کند اما تکان چندانی نمی تواند بخورد و همچنان ضربه های شیلنگ به بدنش می تازد. جنسیت بچه ها معلوم نیست، اما انگار پسر هستند. کودک دیگری که کنار دیوار ایستاده و فاصله اش با مربی و بچه هایی که در حال ضرب و شتم هستند، کم است و بی حرکت این صحنه را تماشا می‌کند اما از جایش تکان نمی خورد. در این هنگام مربی دیگری دست دو کودک را در دست گرفته و به بیرون از اتاق می برد که این کودکان عکس العملی در مقابل کتک خوردن بچه های دیگر نشان نمی دهند. این بخش اول فیلمی است که از آزار جسمی بیماران مبتلا به اوتیسم از دوربین های مداربسته مرکز نگهداری بیماران اوتیسمی در رشت که «سرای مهربانی» نام دارد، منتشر شده است. در بخش دیگری از این فیلم پسری ۱۴ یا ۱۵ داخل اتاقی که به آشپزخانه شباهت دارد پشت میز نشسته است که ناگهان یک مربی زن با چوبی در دست وارد می شود و در حالی که پسر دستش را مقابل او دراز می کند، با چوب بارها به کف دست های پسر می زند. فیلم بی صداست و زن در حال کتک زدن پسر، او را تهدید هم می‌کند. در ادامه دوباره به همان اتاقی می رویم که در اول فیلم چندین پسربچه به دست مربی ضرب و شتم می‌شدند. پسربچه ای ظاهرا ۱۳ ساله روی زمین نشسته و مربی روبه‌روی او با لباس‌های سیاه و شیلنگی در دست ایستاده است. پسر سرش را پایین انداخته و مربی بارها با شیلنگ بر سر او می‌کوبد، بی آن که عکس العملی از سوی او ببیند. مربی دیگری کمی آن طرف تر ایستاده و در حال تماشای این صحنه است و چیزی نمی گوید. چندین پسربچه هشت تا ۱۲ساله هم در اطراف مشغول تماشای این صحنه هستند. یکی از آن‌ها محکم دست هایش را به هم می زند و پشتش را کرده و دیگری نزدیک تر می آید تا ماجرا را ببیند. یکی دیگر از بچه‌ها هم انگار که دیدن این تصویر برایش عادی باشد، توجهی به آن نمی کند. ناگهان دوربین موبایلی که در حال ثبت تصویر از روی تلویزیون مداربسته است، تکان می‌خورد و ما می‌فهمیم که این تصاویر از تلویزیونی است که در حال پخش تصاویر دوربین مداربسته است. این فیلم چند روز پیش در شبکه‌های مجازی و رسانه‌های اجتماعی پخش شد و اعتراض های زیادی را میان مردم برانگیخت. البته این اولین بار نیست که بیماران اوتیسمی یا معلولان در مراکز نگهداری‌شان مورد آزار و اذیت قرار می گیرند. در خرداد سال گذشته نیز عده ای از خانواده کودکان اوتیسمی از شکنجه و آزار این کودکان در یک مرکز توانبخشی در مشهد شکایت کردند. این خانواده‌ها از شکستگی استخوان، خونریزی گلو و آثار ضرب و جرح بر سه نفر از کودکان مددجو، از مدیر این موسسه بی‌مجوز با اتهام سنگینی شکایت کردند. البته گفته می شد که این مرکز مجوزی برای فعالیت نداشته است. مسعود فیروزی، معاون امور توانبخشی اداره کل بهزیستی خراسان رضوی گفته بود که این خبر اثبات نشده و نیاز به بررسی بیشتری دارد. مدتی بعد خبر رسید که دو نفر در رابطه با این پرونده بازداشت شدند که در صورت تایید اتهامات‌شان از سوی دادستانی با آنها برخورد می شود. این در حالی است که تقی زاده، یکی از فعالان اجتماعی مشهد در تایید این آزارهای جسمی در مرکز نگهداری کودکان اوتیسمی از پیدا کردن فایل صوتی خبر داد که در آن مادر یکی از بچه ها خبر از دیده شدن آثار ضرب و شتم و کبودی روی بدن کودکش داده بود. در حالی که مسئولان این مرکز علت را لیز خوردگی کودکان عنوان می کردند اما آثار جراحت ها و شکستگی ها نمایانگر ضرب و شتم روی بدن آنها بود. فیلم مربوط به سال گذشته بوده است در حالی که هیچ یک از مسئولان بهزیستی رشت درباره این انتشار این فیلم و واکنش های آن هیچ گونه پاسخگویی نداشتند، معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور در خصوص مستندی که در یکی از شبکه‌های خارجی درباره آزار و اذیت کودکان مبتلا به اوتیسم در رشت پخش شده بود، توضیح داد. حسین نحوی‌نژاد، آزار و اذیت این بیماران و کودکان را در مرکز نگهداری رشت تایید کرد و گفت: ما آزار و اذیت هایی که در مراکز نگهداری کودکان و سالمندان اتفاق می افتد را رد نمی کنیم، چون ممکن است در بعضی مراکز سهل انگاری ها و انحراف از قانون اتفاق بیفتد. نحوی‌نژاد در گفت و گو با خبرگزاری ها با بیان این که بحث‌هایی که در خصوص آزار و اذیت معلولان یا سالمندان در مراکز نگهداری این افراد می‌شود، به طور کلی رد نمی‌کنیم، زیرا ممکن است در برخی از مراکز سهل‌انگاری‌هایی رخ دهد و انحراف از قوانین وجود داشته باشد. معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور با اشاره به فیلم اخیری که از مرکز نگهداری اوتیسم در رشت از صدای آمریکا پخش شد، گفت: مواردی که در رسانه‌های داخلی منعکس می‌شود، معمولا پاسخ بهزیستی را نیز در پی دارد و تلاش می‌شود به طور شفاف به همه ابعاد حادثه پرداخته شود. نحوی‌نژاد با اشاره به فیلم منتشر شده توضیح داد: «این فیلم مربوط به خرداد سال گذشته است که بهزیستی استان و ستاد با دو مربی که به این دانش‌آموزان آزار و اذیت رسانده بودند، برخورد کرد و از مجموعه اخراج شدند. همچنین مجموعه اخطار گرفت و به صورت مشروط به فعالیت خود ادامه داد تا در صورت گزارش مورد مشابه، تعطیل شود. در حال حاضر نیز حفظ فیلم‌های مراکز تا ۳۰ روز اعلام شده که پیش از این ۱۵ روز بود تا با بازبینی فیلم‌ها، اگر مشکلی مشاهده شد، برخورد شود.» نحوی نژاد در حالی این توضیحات را درباره این پرونده بیمار‌آزاری در مرکز نگهداری بیماران اوتیسمی رشت عنوان می کند که مشابه این این اتفاق در خرداد سال گذشته در مشهد رخ داده بود، دو نفر از خاطیان این مرکز بازداشت شده بودند. همچنین دیروز مدیر کل بهزیستی گیلان در گفت‌و‌گو با ایرنا درباره فیلم منتشر شده از یکی از مراکز نگهداری کودکان اوتیسم استان با عنوان سرای مهربانی رشت نیز گفت که این موضوع مربوط به خرداد سال گذشته بوده است. محمدرضا پارسی نژاد از اخراج دو نفر از عوامل خاطی در زمانی که این اتفاق رخ داده بود نیز خبر داد و گفت: «خرداد سال گذشته یکی از کودکان در مرکز سرای مهربانی رشت محل نگهداری کودکان اوتیسم مورد آزار و اذیت دو نفر از مربیان قرار گرفته بود که سازمان بهزیستی در همان زمان برخورد با افراد خاطی را در دستور کار قرار داد.» سرای مهربانی، مرکز نگهداری از بیماران اوتیسم در رشت در ۲۴ تیرسال ۹۵ با حضور نحوی نژاد، معاون توانبخشی سازمان بهزیستی کشور افتتاح شده بود. این اولین و آخرین بار نیست روزنامه «قانون» برای پیگیری این موضوع با سعیده صالح غفاری، مدیر عامل انجمن اوتیسم ایران تماس گرفت که او توضیحات درباره این اتفاق را به مدیر آموزش، پژوهش و توانبخشی انجمن اوتیسم ایران سپرد. سینا توکلی که در روزهای گذشته پیگیر این اتفاق بوده است، به «قانون» می‌گوید: «این اولین بار نیست که چنین اتفافی در کشور رخ داده است. البته اصل ماجرا مربوط به چندین ماه پیش است.» او درباره جایگاه این دو آزارگر در این مرکز نگهدای به «قانون» می‌گوید: «یکی از این افراد مربی داخل مرکز بوده و دیگری کارشناس مرکز بوده است اما این که با چه توجیهی این اتفاق افتاده معلوم نیست.» توکلی با اشاره به این که مدیر این مرکز در مرداد که این اتفاق افتاده توبیخ کتبی شده است، گفت: «دو فرد خاطی هم از آنجا اخراج شده‌اند.» او در ادامه صحبت‌هایش، انتهای این ماجرا را تعطیل شدن این مرکز نگهداری از کودکان اوتیسمی می‌داند و می‌گوید: «این به صلاح کودکان نیست چون در نهایت خانواده ها نمی دانند که این بچه ها را کجا نگهداری کنند اما باید اصلاح عملکرد اتفاق بیفتد. متاسفانه ما پکیج آموزشی برای تربیت کارشناسان اوتیسم برای کار‌کردن با کودک نداریم. در تمام متدهای درمانی به این موضوع تاکید شده که باید کادر درمانی این مراکز اخلاق داشته باشند و آموزش های لازم را هم دیده باشند. متولی این امر هم بهزیستی است که باید این کار را انجام دهد. متاسفانه در بعضی از این مراکز از نیروهای تازه فارغ التحصیل شده استفاده می کنند که باعث چنین اتفاق‌هایی می‌‌شوند.» توکلی درباره توجیهاتی که کارشناسان درباره تنبیه بیماران اوتیسمی می دهند، می گوید: «ما در این متدهای درمانی که برای بیماران اوتیسم داریم، به هیچ وجه متدی به نام تنبیه بدنی بچه اوتیسمی نداریم. بعضی درمان های اوتیسم می گوید که باید با این کودکان جدی باشیم اما به هیچ وجه نمی گوید که باید کودکان را تنبیه بدنی کنیم. این که ما بیاییم به بهانه این که این یک روش درمانی است که باید بچه ها را برای درمان تنبیه کنیم، درست نیست.» انتشار این فیلم بسیاری از خانواده‌هایی که کودکان‌شان را در این مراکز نگهداری گذاشته اند، نگران کرده است. دو حادثه بیمار آزاری و کودک آزاری در تابستان سال گذشته در مشهد و رشت که رسانه‌ای شد، به این نگرانی دامن زده است چون به هر حال موارد دیگری از این دست وجود دارد که رسانه‌ای نمی شود و برای همیشه پنهان می ماند و تنها رنجی می‌ماند که این بچه ها در این مراکز می برند.»   ]]> سبک زندگی Sun, 15 Apr 2018 07:37:08 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/127533/ تاثیرات فرسودگی شغلی معلمان بر سلامت روان شاگردان http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/127508/ به گزارش ستاره ها ؛ هفته نامه سلامت - دکتر میترا حکیم شوشتری*: در مسیر رشد و پرورش طبیعی بچه ها، همان طور که نقش والدین و بزرگسالانی که با بچه ها در ارتباط هستند بسیار پررنگ است و هر رفتار و گفتار آنها توسط بچه ضبط می شود و در شکل گیری شخصیت کودک موثر است، یک معلم با رفتار درست نقش الگو برای شاگردانش دارد. رفتار معلم در واقع مانند تدریس بی کلام می تواند چنان نتیجه تربیتی داشته باشد که آینده یک کودک را متحول کند. بچه های ما ساعت های زیادی از روز در مدرسه هستند و از افراد مهمی مثل معلم های خود تقلید می کنند. رفتار مثبت و سازنده معلم به مراتب بسیار مهم تر از موفقیت تحصیلی دانش آموزان و حتی بیشتر از امکانات آموزشی و کتاب های درسی روی یادگیری دانش آموزان موثر است و آینده آنها را رقم می زند. بچه هایی که در کلاس درس همدلی و محبت لازم از معلم خود دریافت نمی کنند، تعلق خاطر کمتری به درس و مدرسه دارند. بی مناسبت ندیدیم مصادف با پایان امتحانات نیمه اول تمام مقاطع، در دوره ای که شاید خیلی از بچه ها و معلم های شان خسته هستند، به موضوع فرسودگی شغلی معلم ها و راهکارهای عملی برای معلم های عزیز بپردازیم، خصوصا آنهایی که با عشق این شغل را انتخاب کرده اند و هر روز در پی یافتن راهی برای بهتر شدن فضای کلاس و درس و موفقیت دانش آموزان شان هستند. با مطالعه تحقیقات انجام شده متوجه می شویم که احساس مثبت و خوشرویی معلم تاثیر مستقیمی بر موفقیت تحصیلی دانش آموزان دارد. در دانش آموزانی که سال های نخست دوران ابتدایی را می گذرانند این برخورد مثبت و حس خوشایند، حتی در شکل گیری و تقویت اعتماد به نفس بچه ها و هدف گذاری درست برای آینده موثر است. کودکانی که به دلایل مختلف منزوی هستند یا مورد بدرفتاری همکلاسی های خود قرار می گیرند، در صورت داشتن یک آموزگار خوش رفتار و مثبت، به راحتی می توانند فشار گروه همسالان خود را تحمل کنند یا حتی راه حل هایی بیابند تا روابط اجتماعی و ارتباط با دوستان خود را تقویت کنند. آیا مسیر موفقیت از حال خوب می گذرد؟ گشاده رویی معلم، حس مثبت او و همدلی با دانش آموزان در کلاس از مهم ترین عواملی است که نظام های آموزشی موفق دنیا برای موفقیت تحصیلی دانش آموزان روی آن تاکید دارند و پیشرفت خود را مدیون این عامل مهم اند. تحقیقات انجام شده ثابت کرده فارغ از امکانات آموزشی که در مدرسه مهیا باشد یا نباشد، اثربخشی رفتار معلم چنان ویژه است که بهترین کار سرمایه گذاری روی همین امر است؛ یعنی باید تا می توانیم معلم ها را یاری کنیم که به حس خوب و نگرش مثبت در زندگی برسند و آن را در قالب لبخندی گرم و عشقی همیشگی به بچه ها عرضه کنند. در تحقیقات زیادی که انجام شده و در سایت ها و مجلات معتبر هم چاپ شده معلم ها، به دلیل ماهیت شغل شان نیاز دارند بیش از سایرین به تغییرات خلق و خو، حالت های روانی و فشار و تنش های زندگی شان اهمیت بدهند چرا که آنها در معرض خطر فرسودگی شغلی یا «برناوت» هستند. در انگلیس 90 درصد معلم ها درجاتی از فرسودگی شغلی را تجربه کرده اند و 74 درصد آنها مضطرب اند و اختلالاتی از این نوع دارند. حدود 90 درصد معلم های انگلیسی از ساعات زیاد کارشان شاکی اند. آمارها نشان می دهد معلم های آمریکا هم از این قاعده مستثنی نیستند و تقریبا نیم میلیون نفر سالانه این شغل را ترک می کنند. از کجا بفهمیم دچار فرسودگی شغلی شده ایم یا نه؟ حساسیت ویژه ای روی شغل معلمی در همه جای دنیا وجود دارد چرا که معلم ها با کودکان سروکار دارند و هرگونه تغییر خلق و خو و خستگی که سبب تغییر رفتار و افت خلق و خوی آنها شود می تواند روی بچه ها اثر مستقیم بگذارد. این نکته هم از آن جهت که معلم ها الگوهای تربیتی بچه ها هستند و هم از این منظر که رفتار معلم سر کلاس روی سلامت روان بچه ها تاثیر مستقیم دارد؛ حائز اهمیت است. همه ما ممکن است دچار حس خستگی شویم و این حالت کاملا طبیعی است، ولی اگر این خستگی به ما حس بیمار شدن بدهد و روی عملکردمان اثر بگذارد، به آن فرسودگی شغلی یا «برناوت حرفه ای» می گوییم. این فرسودگی فقط به علت کار زیاد یا دریافت پول کم نیست، بلکه به علت خستگی ناشی از فشار کار توأم با حس بی ارزشی و این که آنچنان که باید مورد احترام نیستیم، بروز می کند. معلم ها بیش از بقیه افراد باید شغل خود را جدی بگیرند و اجازه ندهند گاهی یکنواختی شغلی، نبود منابع حمایتی کافی برای مدیریت زندگی شان یا تحریکات شدید در محیط که اغلب به علت رفتارهای دانش آموزان و سختی مدیریت کلاس سبب فرسودگی آنها شود. معلم هایی که خودآگاهی خود را بالا می برند و خلاق اند، آنهایی که خلأها و ویژگی های شخصیتی خود را می شناسند و سعی می کنند با خواندن کتاب، شرکت در کلاس های مهارت های زندگی و اصلاح شیوه زندگی شان از روزمرگی دور شوند، در دام این فرسودگی نمی افتند. چگونه اولین علامت های فرسودگی شغلی را تشخیص بدهیم؟ برای تشخیص علائم فرسودگی شغلی معمولا توجه به 3 گروه از علایم در نظر گرفته می شود. علایم مذکور از این قرارند: 1. خستگی هیجانی گویا برخی هشدارها قبل از بروز فرسودگی شغلی وجود دارند که معلم های آگاه و دانا آنها را شناسایی کرده و بلافاصله برای آن چاره جویی می کنند؛ مثلا خستگی شدید و تمایل به ترک حرفه یا حس این که دیگر صبر و آرامشی ندارند و به راحتی تحریک پذیر می شوند. حس بی کفایتی و منفی نگر شدن درباره هر چیز و هر کس تا جایی که این بی کفایتی و خستگی جسمی و روانی سبب می شود با ناتوانی در مدیریت و سر و سامان دادن به کارها، اشک های فرد مبتلا جاری شود. برنامه خواب او به هم می ریزد و بی خوابی یا پرخوابی سراغش می آید. حس همدلی به دیگران و درک موقعیت های دانش آموزان یا همکاران را از دست می دهد. 2. منفی نگری گروه دوم علائم به منفی نگری در کارهای شخصی مربوط است. افت اعتماد به نفس، حسادت حرفه ای، حس ناکامی در کار حرفه ای و حتی زندگی خصوصی به طوری که باور دارد زندگی اش خالی از ارتباط و عشق و محبت است؛ تنهاست و هر آنچه بد و ناخوشایند است برایش مدام رخ می دهد. 3. مسخ شخصیتی گروه سوم علائم هم به مسخ شخصیتی، شخصیتی که منتسب به مکتب کلییون است و به طور خلاصه تمایل به انزواگزینی را بیان می کند. چنین فردی به همه نگرش بد دارد؛ از دانش آموز و مدرسه گرفته تا همکاران. او حتی نمی خواهد با کسی چشم در چشم شود و مجبور به سلام کردن باشد. تجارب آموزشی خود را مخفی کرده و حس می کند همه نیز با او چنین هستند. چه باید کرد؟ این علامت ها یکدفعه بروز نمی کنند. پیش از همه، خود فرد متوجه می شود که خسته است و نیاز به کمک و حمایت دارد. معلمی که از نظر شخصیتی و روانی یا دیگر ابعاد سلامت، سالم باشد، می داند که باید خودآگاهی اش را بالا ببرد. اولین نشانه های این تغییر خلق و خو را در خود بشناسد و با خودگویی به موقع، ریشه یابی کند که چرا امروز یا این هفته خلق و خوی من پایین آمده؟ چرا حوصله ندارم؟ و به طور جدی دنبال راه حل باشد. 7 پیشنهاد ویژه به معلم ها 1. برای خودتان زمان بگذارید در نظر گرفتن اوقات شخصی برای خود، بسیار مهم است. به خودتان به عنوان شخص بسیار مهم و با ارزش نگاه کنید و به کارهای دلخواه تان بپردازید. گوش دادن به موسیقی، کتاب خواند، رقصیدن و حتی سفر کردن را برای خود در نظر بگیرید. سخت نگیرید و در پی یافتن فرصت مناسب برای یک سفر چند روزه نباشید، گاهی رفتن به تور یک یا دو روزه جایی نزدیک محل سکونت چنان سودمند است که در انتظار ماندن برای مهیا شدن شرایط سفری چند هفته ای و آنچنانی نیست. 2. کارهای مدرسه را به خانه نیاورید اگر در خانه هم مدام در حال تصحیح کردن اوراق بچه ها، نمره دادن و برنامه ریزی باشید، به مرور حس ناخوشایندی به شما دست می دهد. اوقات خانه، برای شماست و برای خانواده و همسر و بچه ها. طوری برنامه ریزی کنید که کارها را فقط در مدرسه انجام دهید و اگر مجبور شدید، ساعتی بیشتر در آنجا بمانید تا به اتمام برسد. 3. از کمک گرفتن نترسید اگر حس می کنید خودتان با اوقات مختلف و تمرین مثبت اندیشی نتوانستید حال تان را بهتر کنید حتما از کارشناس کمک بگیرد و به روان شناس تان یا روان پزشک مراجعه کنید. چه بسا افرادی که با مصرف یک دوره دارودرمانی یا توصیه های دیگر توانسته اند طعم لذت بردن از زندگی را بچشند. شما جزو افراد فرهیخته جامعه هستید و باید نسبت به این مسائل تابوشکن باشید. 4. فراموش نکنید چرا معلم شده اید گاهی همین خودآگاهی و تلاش برای شناخت خصوصیات شخصیتی و ویژگی های رفتاری می تواند راهگشا باشد. معلم های درون نگر که به علت تیپ شخصیتی شان اهل حرف زدن نیستند و تودار هستند، بیشتر دچار فرسودگی می شوند. بعضی وقت ها یک معلم با درخواست تغییر شیفت کاری از صبح زود به ظهر توانسته حس خوب تری پیدا کند و به نهایت راندمان کاری خود برسد چرا که از نظر ذاتی جزو گروهی بوده که خلق و خوی آنها سر صبح پایین است. 5. روند بازآموزی و و یادگیری موارد جدید را متوقف نکنید باید با شرکت در ورک شاپ ها و فراگیری تکنیک های مختلف مدام بکوشید از روزمرگی فاصله بگیرید. بد نیست مهارت ارتباطی بیشتر با بچه ها، خصوصیات رشدی و آداب رفتاری و روان شناسی با کودک را بیاموزید یا در این زمینه مطالعه کنید تا در اداره کلاس و ارتباط با دانش آموزان موفق تر باشید. 6. از شبکه حمایتی دوستان و همکاران کمک بگیرید اگر حال تان خوب نیست، با دوستان و همکاران حرف بزنید و مشکلات را ریشه یابی کنید. شاید تکنیک خاصی که شبکه حمایتی به شما پیشنهاد می دهد، راهگشا باشد یا بتوانید برای مرخصی گرفتن و هماهنگی با گروه در ارتباط باشید. 7. مهارت های زندگی را بیاموزید روش های مدیریت استرس و کنترل خشم و هرگونه حمایتی که خودتان حس می کنید در آن ضعف دارید بیاموزید. هیچ محدودیت سنی برای یادگیری وجود ندارد. گاهی به کارگیری یک تکنیک بجا؛ مثلا 5 دقیقه دور شدن از محیط پرتنش، تکنیک نفس کشیدن درست و «نه» گفتن به مسئولیت هایی که می دانیم فشار زیادی بر ما تحمیل می کند و فقط به علت رودربایستی قبول شان کردیم و نتوانستیم «نه» بگوییم، کلید موفقیت و آرامش ماست. معلم های ما باید باور کنند که شغل خاص و مهمی دارند و هرگونه تنش و تغییر خلق و خو تنها در زندگی خصوصی آنها محصور نخواهد ماند و به فضای درس و مدرسه هم کشیده می شود و حتی برعکس، پس باید به خودشان اهمیت بدهند و برای سلامت جسم و روان شان ارزش ویژه قائل باشند و راحت از کنار این تغییر نگرش ها و تغییر خلق و خوها و خستگی های خاص نگذرند. *روانپزشک کودک و نوجوان - دانشیار دانشگاه علوم پزشکی ایران ]]> سبک زندگی Sun, 15 Apr 2018 05:42:00 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/127508/ رابطه جنسی زودگذر با روان‌تان چه می‌کند؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/127318/ به گزارش ستاره ها به نقل از وبسایت مردمان: باتوجه به اینکه فاصله‌ی بین سن بلوغ تا ازدواج روز‌به‌روز بیشتر می‌شود، افراد بیشتری برای برآورده کردن نیازهای جنسی خود به روابط‌جنسی تصادفی روی می‌آورند. طبق مطالعه‌ای که در دانشگاه بینگهمتون در این رابطه انجام گرفت، مشخص شد که روابط‌جنسی تصادفی بخشی از یک تغییر فرهنگی محسوب می‌شود که به زندگی افراد بزرگسال در جهان غرب به‌شدت نفوذ کرده است. با این‌حال این روابط تهدید قابل‌توجهی برای سلامت جسمی و روانی این افراد محسوب می‌شود. علاوه بر خطراتی مثل ابتلا به بیماری‌های مقاربتی، بارداری‌های ناخواسته، تجاوز یا آزارهای جنسی دیگر. افرادیکه چنین روابطی در زندگی دارند دچار عواقب احساسی می‌شوند که مدتی طولانی بعد از اتمام رابطه هم در فرد باقی می‌ماند. برقراری چنین روابطی در زمان دانشگاه می‌تواند بر آینده تحصیلی و کاری جوانان تاثیر بگذارد و در محل‌کار هم می‌تواند تا همین میزان فاجعه بار باشد. انجام تحقیقات روی رفتارهای جنسی به اندازه‌ی کافی دشوار هست. ولی وقتی موضوع روابط جنسی تصادفی و یک‌شبه و خارج از روابط جدی و طولانی باشد، کار سخت‌تر هم خواهد شد. پشیمانی، شرم، خجالت و خاطرات بد ناشی از این روابط روی اعتمادبه‌نفس فرد تاثیر می‌گذارد و در عین حال افراد دیگری در این ارتباطات خود از جهت متضاد اغراق می‌کنند. با وجود اینکه در حال حاضر در قرن بیست‌ویکم هستیم ولی خیلی از هنجارهای اجتماعی ما هنوز به قرن بیستم متصل است. استاندارد دوگانه قدیم هنوز هم نگاهی تحقیرآمیز به زن‌ها دارد و از مردهایی که به روابط زودگذر عادت کرده‌اند یا تجلیل می‌کند و یا سرزنش کردنشان را فراموش می‌کند. براساس آنچه محققان این تحقیق دریافتند، پذیرش بیشتر روابط‌جنسی زودگذر از جانب مردان قطعاً پایه و اساس بیولوژیکی دارد ولی راهی برای جداسازی بیولوژی از تاثیرات اجتماعی-فرهنگی نیست زیرا هر دو آنها به‌شدت به هم وابسته هستند و همیشه هم همینطور خواهند ماند. اگر مسئله‌ی تفاوت‌های جنسیتی را کنار بگذاریم، درمورد عواقب احساسی غیرعمدی روابط‌جنسی زودگذر چه می‌دانیم؟ محققان این عواقب را بی‌شمار می‌دانند. اول عامل ناراحتی را عنوان می‌کنند. باوجود سیل پیام‌هایی که در رسانه‌های درمورد بی‌اشکال بودن این روابط‌جنسی موقت می‌خوانید، این روابط اگر مطابق میل شما نباشند این احساس را ایجاد خواهند کرد که استانداردهای درونی‌ خودتان را نقض کرده‌اید. اینکه برای وارد شدن به چنین روابطی خودتان را تحت‌فشار احساس کنید، فقط به این دلیل که بقیه‌ی افراد جامعه هم این کار را می‌کنند، ممکن است دچار اضطراب عملکردی شوید و خودتان را در معرض نارسایی جنسی در آینده قرار دهید. واکنش‌های متداول دیگر شامل پشیمانی، ناامیدی، سردرگمی، خجالت، گناه و پایین آمدن اعتمادبه‌نفس می‌شود و افراد دیگری هم مشکلاتی مثل احساس غرور، احساس اضطراب، هیجان و احساس دوست‌داشته‌شدن را گزارش کرده‌اند. (معمولاً احساسات قبل و حین این روابط مطلوب‌تر هستند و بعد از رابطه منفی می‌شوند.) محققانی که ارتباط سلامت روانی و روابط‌جنسی زودگذر را بررسی می‌کنند گزارش کرده‌اند که شرکت‌کننده‌های این تحقیق که قبلاً افسرده نبودند بعد از وارد شدن به چنین ارتباطاتی علائم بیشتری از افسردگی و تنهایی از خودشان نشان داده‌اند. گروه دیگری از عوامل خطرزا روابط‌جنسی نامشخص است. یک تحقیق گزارش کرده است که تقریباً نیمی از زنان شرکت‌کننده در این تحقیق عنوان کرده‌اند که رابطه‌جنسی نامشخص داشته‌اند که مصرف الکل و موادمخدر یکی از دلایل مهم این روابط بوده است. اکثر تحقیقاتی که بر روی ارتباط سلامتی و روابط‌جنسی زودگذر انجام گرفته است براساس نمونه‌های کوچک بوده‌اند که عموماً از دانشکده‌ها جمع‌آوری شده‌اند. ولی مقاله‌ای از دانشگاه ایالت ساکرامنتو براساس تحقیقی است که روی دانش‌جوهای چند دانشکده، بیش از ۳۹۰۰ نفر در ۳۰ دانشکده در سراسر ایالات متحده امریکا، انجام گرفته که همه‌ی آنها هم دگرجنس‌گرا بوده و پیشینه‌ی قومیتی و طبقه‌اجتماعی متفاوتی داشته‌اند. از شرکت‌کننده‌ها خواسته شد عنوان کنند که طی ۳۰ روز گذشته چند مرتبه با کسی که کمتر از یک هفته می‌شناخته‌اند رابطه‌جنسی داشته‌اند. برای ارزیابی وضعیت سلامت آنها از شرکت‌کننده‌ها خواسته شد به اعتمابه‌نفس، میزان رضایت از زندگی، حسشان نسبت به عملکرد مثبت و حس خودآموزی‌شان امتیاز بدهند. برای بررسی ناامیدی روانی افراد از شرکت‌کننده‌ها خواسته شد میزان احساس افسردگی، اضطراب عمومی و اضطراب اجتماعی خود را گزارش کنند. نتایج تحقیق نشان داده که درصد نسبی بالایی از دانش‌جوها طی یک ماه گذشته رابطه‌جنسی زودگذر داشته‌اند (۱۱٪) که بیشتر آنها مرد (۶/۱۸٪) و میزان کمتری زن (۴/۷٪) بوده‌اند. این تفاوت شبیه به نتایج تحقیقات دیگری است که در این زمینه انجام گرفته است و می‌تواند نشان‌دهنده‌ی یک تفاوت جنسیتی واقعی و برمبنای بیولوژی باشد. از سوی دیگر، این تفاوت می‌تواند منعکس‌کننده‌ی تاثیرات متفاوت اجتماعی باشد که بر میزان راحتی افراد درصورت چنین روابط و آشنایی‌هایی اثر می‌گذارد. همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، افرادی که روابط زودگذر بیشتری داشتند، دچار ناراحتی‌های روانی بیشتری بودند. دانش‌جوهایی که اخیراً چنین رابطه‌ای را تجربه‌ کرده بودند، سطح پایین‌تری از اعتمادبه‌نفس، رضایت از زندگی و شادی را در مقایسه با آنهایی که طی یک ماه اخیر رابطه‌جنسی زودگذر نداشته‌اند، گزارش کرده بودند. و دانش‌جوهایی که اخیراً رابطه‌جنسی زودگذر داشتند، باتوجه به سطح افسردگی و اضطرابشان، دچار میزان بالاتری ناراحتی و پریشانی بوده‌اند. برخلاف این تصور که مردان با چنین روابطی مشکل ندارند ولی خانم‌ها با آن مشکل دارند، هیچ تفاوت جنسیتی در این تحقیق مشاهده نشد. یک رابطه‌جنسی واقعی با یک غریبه به جای یک پارتنر یا دوست هم برای آقایان و هم خانم‌ها به یک میزان موجب تضعیف سلامت روحی و اعتمادبه‌نفس می‌شود. البته این تحقیق همبستگی بوده است و نمی‌دانیم ضعیف‌تر بودن سلامت روحی باعث می‌شود فرد بیشتر به‌سمت این روابط کشیده شود یا نه. تنها راه برای بررسی مستقیم رابطه‌ی بین روابط‌جنسی زودگذر و سلامت روحی-روانی انجام تحقیقات طولی است، هرچند این تحقیقات هم کامل نخواهند بود. افرادی‌که به دنبال فرصت‌هایی برای روابط‌جنسی زودگذر هستند، به‌ویژه کسانی که این کار را تحت‌تاثیر الکل و موادمخدر انجام می‌دهند، احتمالاً با احساسات مداوم تنهایی، افسردگی و اضطراب اجتماعی سر و کار دارند و به همین دلیل سعی دارند که این مشکلات خود را به صورت موقتی با این ارتباطات کاهش دهند. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که هرچند هنجارهای جنسیتی، بیولوژی یا ترکیبی از هر دوی اینها ممکن است باعث شود که مردها بیشتر به دنبال چنین ارتباطاتی باشند (یا حداقل آن را گزارش کنند)، ارتباط بین سلامت روانی و داشتن این روابط در زن‌ها و مردها یکسان است. علاوه‌براین، این واقعیت که رابطه‌جنسی زودگذر در این تحقیق اینطور معنی شده است (با یک غریبه طی یک ماه اخیر)، این امکان وجود دارد که فقط روی جمعیتی تحقیق شده باشد که به‌خاطر بالاتر بودن سطح تحریک‌پذیری، بیشتر درمعرض این روابط هستند. در این مقطع، عوامل سلامت روحی می‌توانند برای از بین بردن تاثیرات جنسیتی، روابط‌ اجتماعی یا بیولوژی را مغلوب کنند. نتیجه‌گیری: ما باید توجه بیشتری به این روابط در همه‌ی سطوح داشته باشیم، از زن و مردهای جوان گرفته که به سمت این روابط تمایل دارند تا والدین، مسئولان دانشگاه‌ها و متخصصین سلامت روان. اگر شما قبلاً چنین روابطی داشته‌اید، نتایج تحقیقات به شما پیشنهاد می‌کند که به این فکر کنید که چطور این روابط می‌تواند بر سلامت روح و روان شما اثر داشته باشد. همه‌ی ما به دنبال روابط خوب و رضایت‌بخش هستیم و با دانستن خطراتی که این روابط زودگذر می‌تواند بر سلامتتان داشته باشد، می‌توانید فرصت بهتری برای پیدا کردن یک رابطه‌ی بادوام به خودتان بدهید. ]]> سبک زندگی Tue, 10 Apr 2018 12:02:58 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/127318/ متولدین ماه‌های مختلف چند فرزند می‌خواهند؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/127038/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : خانم ها از کودکی حس مادرانه را تجربه کرده اند. آنها عروسک هایشان را در آغوش می گرفتند، آنها را می خواباندند و قربان صدقه شان می رفتند.   آقایان نیز عاشق فرزندند و هر چه تعداد فرزندانشان بیشتر باشد ،خوشحال ترند. اما آیا می دانید که متولدین ماههای مختلف هر کدام با توجه به روحیه و شخصیتی که دارند، دوست دارند چند فرزند داشته باشند؟ در ادامه مطلب با ما باشید تا در مورد علاقمندی متولدین ماههای مختلف در مورد تعداد فرزندان، بیشتر بدانید.     فروردین     تمام نشانه ها حاکی از آن است که متولدین فروردین فرزندان زیادی می خواهند. آنها به حداقل 3 تا 4 فرزند فکر می کنند. اما چرا؟ خانم های فروردینی افرادی مهربان و عاشق مراقبت و حمایت از دیگران هستند. آنها قدرتمند، مستقل و دارای اعتماد به نفس بسیار بالایی هستند. مادر بودن برای خانم های فروردینی به معنای نادیده گرفتن خود نیست. بلکه آنها می دانند که جدا از زندگی فرزندان شان باید به زندگی خود نیز رسیدگی کنند و همین انتظار هم از فرزندان شان دارند.     اردیبهشت     مادران اردیبهشتی دوست دارند که 2 فرزند با اختلاف سن کم داشته باشند. آنها افرادی صبور و دلسوزند که توانایی زندگی در ارتباط برقرار کردن با کودکان دارند. آنها 2 فرزند را ترجیح می دهند بدین دلیل که دوست ندارند گیج شوند و تمام کارها را نیمه رها کنند. آنها دوست دارند که کودکیاری خود را در کنار شغل حرفه ای و گشت و گذار و میهمانی هایشان داشته باشند.   مادران اردیبهشتی مادرانی جدی در تعلیم و تربیت فرزندان شان هستد طوری که اگر یک بار به کودکشان یاد دادند که هنگام رد شدن از خیابان هر دو سمت را باید نگاه کند، فرزند موظف به انجام این کار است.    خرداد     گفته می شود که خردادی ها افرادی دو شخصیته هستند ،شاید هم به همین دلیل است که دوست دارند دوقلو داشته باشند. مادران متولد این ماه برای کودکان شان وقت زیادی می گذارند. فرزندان آنها در خواندن و نوشتن جزو اولین ها خواهند بود که هیچ گاه در کنار این مادران احساس کسل بودن نخواهند داشت. خردادی ها افراد پیچیده ای هستند، به همین دلیل گاهی باید به حرف های آنها گوش داد اما در بسیاری از جاها نیز به نفع کودکان شان سکوت می کنند.     تیر      در طالع تیری ها دو فرزند دیده می شود که تفاوت سنی زیادی نیز با یکدیگر دارند. این مادران تمام زندگی شان را وقف فرزندان شان می کنند طوری که تصور می کنند از همان ابتدا برای مادری ساخته شده اند. آنها دوست دارند در خانه بمانند و به زندگی و خانواده  خود سر و سامان دهند. به همین دلیل در خانه آنها همیشه شادی، سلامتی و صمیمیت موج می زند.     مرداد      مردادی ها بین 2 تا 4 فرزند می خواهند. زیاد است؟ نگران نباشید. آنها افرادی هستند که به خوبی می توانند مسئولیت های مختلف را در آن واحد به عهده گیرند و از پس تمام شان به خوبی بر آیند. می توان گفت که مادر بودن در ذات آنهاست. آنها استقلال را دوست دارند و تمام مسئولیت های فرزندان شان را به تنهایی به عهده می گیرند که البته در این وطیفه نیز سربلند بیرون می آیند. فرزندان متولد تیر ماه در کلاس های مختلفی از ورزش گرفته تا زبان و هنر شرکت می کنند.     شهریور     شهریوری ها افرادی هستند که مدام در حال فکر کردند. آنها آنقدر خیالبافی می کنند تا استرس بگیرند. مادر بودن نیز برای آنها همین دردسرها را دارد. به همین دلیل بهتر است که آنها تنها یک فرزند داشته باشند در این صورت می توانند که از آنها به خوبی مراقبت کنند. متولدین این ماه افرادی مستعد هستند و دوست دارند که هر روز بر دانش شان بیافزایند و این شرایط جز با داشتن فرزندانی کمتر امکان پذیر نیست.         مهر     متولدین مهر خواهان تعادل و عدالت در زندگی هستند به همین دلیل دوست دارند که تعداد فرزندان شان 2، 4 یا 6 باشد. آنها فکر می کنند که با فرزندان بیشتر می توانند مهر و محبت بیشتری را به خانه راه دهند. با وجود شلوغی های اطراف شان آنها همچنان آرامش خود را حفظ می کنند. مهری ها نه تنها از فرزندان شان انرژی می گیرند بلکه دوست دارند این انرژی را به آنها نیز منتقل کنند.     آبان     فرزند برای آبانی ها همه چیز است. اگر از آنها بپرسید که چند فرزند می خواهند، در جواب می شنوید: «هر چه بیشتر بهتر». آنها می توانند خودشان را با یک شهر کودک تصور کنند. اگر چه تعداد فرزندان آنها زیاد است اما آنها عشق مادرانه خود را به طور مساوی بین همه شان تقسیم می کنند. به بیان دیگران، آنها آنقدر حامی فرزندان شان هستند که هیچ کس جرات بی احترمی به آنها را ندارد.     آذر     آذری ها با یک فرزند شادترین مادران جهان خواهند بود. بدین جهت که آنها از یک جا ماندن بیزارند و ترجیح می دهند که مدام به این طرف و آن طرف بروند که این شرایط با داشتن فرزندانی کمتر راحت تر خواهد بود. آنها آزادی شان را دوست دارند. بزرگ کردن فرزند زمان و انرژی زیادی می برد به همین دلیل ترجیح آذری ها همان یک فرزند است.     دی-مادر سوپرقهرمان     متولدین دی سوپرقهرمان هستند. آنها می توانند 3 فرزند را با اختلاف سنی کم به خوبی بزرگ کنند، به علاوه در کنار آن به کارهای خانه و بیرون شان هم خواهند رسید. آنها می توانند در آن واحد هم پدر و هم مادر باشند. نظم در زندگی آنها موج می زند به طوری که فرزندان شان هم این موضوع را به خوبی می دانند و اجازه شکستن قوانین را ندارند.           بهمن-مادران انعطاف پذیر     کودک درون بهمنی هنوز بزرگ نشده است، به همین دلیل برایشان سخت است که مادر شوند. اما از آنجا که هیچ کس نمی تواند در مقابل لذت شیرین بچه دار شدن مقاومت کند، آنها حداقل را ترجیح می دهند. بهمنی ها دوست دارند که یک فرزند داشت باشند تا بتوانند تمام انرژی خود را وقف او کنند.   روحیه انعطاف پذیر آنها باعث شده که به سادگی خود را با هر شرایطی وفق دهند. به عنوان مثال فرقی نمی کند که کودکشان در آینده چه شغلی را انتخاب کند، معلمی، بازیگری یا آرایشگری... تنها چیزی که برای آنها اهمیت دارد موفقیت شان است و تا آخرین نفس از آنها حمایت خواهند کرد.     اسفند- مادران مهربان     اسفندی ها تمام تلاش شان را می کنند تا بر تعداد فرزندان شان بیافزایند. آنها دوست دارند که یک مهدکودک فرزند داشته باشند. به همین دلیل تعداد فرزند مورد علاقه آنها 5 به بالاست. آنها آنقدر مهربان و خونگرم هستند که دوست دارند این احساس را به افراد بیشتری منتقل کنند. آنقدر ایده آلیسم هستند که دیگران به آنها حسادت می کنند.   آنها حتی سعی می کنند که دکوراسیون خانه را به گونه ای که به فرزاندان شان انرژی می دهد، درست کنند. بنابراین در خانه آنها به روی فرزندان بیشتر همیشه باز است. ]]> سبک زندگی Sun, 08 Apr 2018 09:15:33 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/127038/ وفاداری واقعی در زندگی مشترک یعنی ... http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/126768/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها: چیزی که پیوند زناشویی بیشتر از هر چیزی به آن نیاز دارد، تعهد کامل نسبت به همدیگر است. یعنی شما نباید نگران باشید که مبادا همسرتان رفتاری خارج از تعهدی که به شما دارد داشته باشد یا او هم نباید نگران این باشد که ممکن است شما کاری بکنید که بر خلاف تعهدتان باشد. وفاداری در رابطه‌ی زناشویی فراتر از صرفا ارتباط برقرار نکردن با زن یا مردی دیگر است. وفاداری واقعی یعنی اینکه با همسرتان کاملا یکی و متحد شوید.       وفاداری یعنی با زن/مرد دیگری گرم نگیرید هر گونه رفتاری که فراتر از یک تعامل ساده بین شما و فرد دیگری از جنس مقابل‌تان باشد، مصداق بی‌وفایی و خیانت است. شما می‌دانید که صرفا بی‌ضرر بودن این نوع ارتباط و تعامل با جنس مخالف، توجیه‌ کننده‌ی رفتار شما نیست. وفاداری یعنی رابطه‌ی جنسی رضایت بخشی داشته باشید وفادار بودن نسبت به همسرتان یعنی اینکه بتوانید نیازهای او را تامین کنید. البته زمان‌هایی وجود دارد که ممکن است نتوانید رابطه‌ی جنسی صد در صد موفقی داشته باشید و این کاملا طبیعی است، اما نباید اجازه بدهید این زمان‌ها، زیاد بشوند. وفاداری در زندگی مشترک یعنی تقویت پیوندتان با نزدیکی و صمیمیتی که خاص رابطه‌ی شما دو نفر باشد. وفاداری یعنی در مورد همسرتان بد صحبت نکنید به عنوان یک دوست وفادار حتما اجازه نمی‌دهید کسی در مورد دوست‌تان بد حرف بزند و شما هم پشت سر او حرف ناخوشایندی نمی‌زنید. در زندگی زناشویی هم باید در مورد همسرتان و پشت سر او، از هر گونه کلام منفی خودداری کنید. وفاداری یعنی اینکه تحت هر شرایطی پشت سر همسرتان خوب حرف بزنید. اگر مشکلی دارید که باید آن را مطرح کنید، فقط با همسرتان و در خلوت خودتان این کار را بکنید. وفاداری یعنی رازهای ‌تان را فقط با همسرتان در میان بگذارید شما زندگی مشترکی با همسرتان دارید، بنابراین او تنها کسی است که باید روح مشترک با او پیدا کنید. اگر نیاز به شانه‌هایی برای گریه کردن دارید، بگذارید همسرتان تکیه گاه شما باشد. درست است که شما بیرون از خانه هم یک سیستم حمایتی از دوستان دارید، اما نباید رازهای‌تان را فقط با همسرتان در میان بگذارید.   وفاداری یعنی رازدار همسرتان باشید وفادار بودن نسبت به همسر یعنی رازدار او بودن. شما باید بدانید رازهای‌ همسرتان مانند رازهای خود شما هستند و نباید این مسائل را با کس دیگری مطرح کنید. وفاداری یعنی چیزی برای پنهان کردن از همسرتان نداشته باشید شما نباید نیاز به این پیدا کنید که ایمیل‌ها، پیام‌ها و ... را از همسرتان مخفی کنید. وفادار بودن یعنی در غیاب همسرتان هرگز چیزی به کسی نگویید یا کاری نکنید که اگر او ببیند آزرده و ناراحت می‌شود. وفاداری یعنی با جنس مخالف ارتباطی برقرار نکنید که رابطه‌ی زناشویی‌تان را تحت تاثیر قرار بدهد اگر با کسی از جنس مخالف ملاقات دو نفره‌ای داشته باشید که احتمال عمیق‌تر شدن رابطه وجود دارد، یعنی بی‌وفایی به همسرتان. وفاداری یعنی اجتناب از هر رابطه‌ای که می‌تواند رابطه‌ی شما و همسرتان را تحت الشعاع قرار بدهد. وفاداری یعنی هیچ کسی را به همسرتان ترجیح ندهید زندگی شما پُر از افراد مهم و دوست داشتنی است، اما هیچ کس را نباید به همسرتان ترجیح بدهید. فرقی نمی‌کند پدر و مادرتان باشند یا فرزندتان و یا رئیس‌تان، همسر شما باید مقدم بر همه باشد. وفاداری با تمام وجود یعنی همسرتان الویت صد در صد شما باشد. ]]> سبک زندگی Wed, 04 Apr 2018 07:16:49 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/126768/ روش های غافلگیر کردن همسر در روزهای پایانی سال http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/126515/ به گزارش ستاره ها به نقل از روزنامه خراسان، زندگی مشترک همه ما دستخوش مسائل و فراز و نشیب‌های متفاوتی است و هر کس در زندگی به قدر خودش دغدغه دارد. اصلا معنای زندگی مشترک، همین روزهای خوب و بد کنار یکدیگر است. در زندگی مشترک، حال دل آدم های خانه تاثیر مستقیمی روی یکدیگر دارد اما قسمت جذاب ماجرا این است که اگر حال دل خانم خانه خوب باشد، حال خانه و بقیه اعضای خانواده هم خوب است.   حتما شما هم به عنوان همسر، این را متوجه شده اید که هر وقت خانمتان خوشحال است، خانه غرق نور و انرژی مثبت می شود. وقتی حال همسرتان خوب است، دست پختش بهتر و لبخندش پر رنگ تر است و نتیجه همه این ها می شود آرامش و احساس رضایت اعضای خانواده. اما موضوع مهم این است که حال دل خانم ها چگونه خوب می‌شود؟ شاید در این لحظه واقعا جواب این سوال را ندانید و با خودتان فکر کنید که خانم ها آن قدر پیچیدگی دارند که جواب این سوال به این راحتی مشخص نمی شود اما باور کنید موضوع خیلی ساده است و بیشتر خانم ها با "عشق" ، "محبت"، "توجه" و "احترام" پر از حس خوب و خوشبختی می شوند و اگر آقایان این چهار هدیه را به همسرشان بدهند، زندگی شیرین می شود. در مقاله امروز علاوه بر مرور حرف‌های زنان و مردان متاهلی که به تاثیر حالِ خوب و بد همسران بر هم و بر زندگی و حال و هوای خانه معترفند، به بیان راهکارهایی برای گرم کردنِ قلب بانوی خانه، به ویژه در بدو بدوهای شب عید و خرید و خانه‌تکانی، اختصاص دارد. با ما همراه باشید. زنان چه می گویند، مردان به چه فکر می کنند؟ شاید باورتان نشود اما منشأ بیشتر افسردگی ها و نارضایتی ها از زندگی مشترک در خانم ها، ریشه در رفتار آقایان دارد. حرف‌های این زنان و مردان درباره خودشان و حالشان زده‌اند را در این مقاله بخوانید تا کمی در فضای پرونده امروز قرار بگیرید و با هم، به سراغ راهکارها و راهِ‌حل‌ها برویم. خانم‌ها چه می‌گویند؟ فائزه، 31 ساله، 8 سال است ازدواج کرده ام «حال من در خانه ۹۰ درصد به همسرم بستگی دارد. مثلا وقتی همسرم از سر کار می آید و تلفن همراهش از دستش جدا نمی شود و دایم اخبار تماشا می کند یا در حال فکر کردن است و هیچ صحبت و درد دلی بین ما رد و بدل نمی شود، من خیلی به هم می ریزم.» پریا، 29 ساله، ٤ سال است ازدواج کرده ام «رفتار همسرم در روحیه و حال دل من خیلی تاثیر دارد. یک روز که همسرم مشکل دارد یا به هر دلیلی ناراحت است آن روز برای من تبدیل به یک روز سخت می شود. خیلی سعی می کنم که روحیه ام را حفظ کنم و ناراحتی ام را بروز ندهم ولی متاسفانه توانایی خوبی در این زمینه ندارم. به طور کلی رفتار و برخورد همسرم در ایجاد حس خوشبختی در من خیلی تاثیر دارد. آن حس دوست داشتنی که به من منتقل می کند، حتی اگر با انجام کوچک ترین کار باشد، برای من بسیار با ارزش است و من خودم را خوشبخت ترین می دانم. شاید بتوانم به جرئت بگویم یک روز که همسرم به من نمی گوید دوستت دارم، احساس می کنم آن روز چقدر کسلم.» نازنین، 30 ساله، 8 سال است ازدواج کرده ام «من شاغل هستم. اگر بعد از یک روز سخت کاری به خانه برگردم و با چهره شاداب همسرم رو به رو شوم، حداقل نیمی از خستگی آن روز از بین می رود و انرژی مضاعفی می گیرم. در صورتی که اگه با قیافه عبوس همسرم رو به رو شوم، خستگی و ناراحتی من تشدید می شود. به نظر من در زندگی مشترک هر دو طرف به یکدیگر انگیزه می دهند.» منصوره، 32 ساله، 8 سال است ازدواج کرده ام «به یقین می توانم بگویم که 90 درصد حال روحی من به رفتار همسرم بستگی دارد. خیلی وقت ها با کوچک ترین حرف یا کار همسرم، خوشحال می شوم و حال روحی ام عالی می شود. برعکس زمانی که همسرم مشغله کاری دارد یا خسته است، اوضاع من به هم می ریزد و گاهی حتی بروز هم نمی دهم. همان طور که می گویند پشت هر مرد موفقی، یک خانم موفق هست که همسرش را تشویق می کند، درباره خانم ها هم همین حرف حتی بیشتر صدق می کند. امیدوارم که حال دل خانم های خانه همیشه خوب باشد تا همه افراد خانه شاد و خوشحال باشند.» نجمه، 26 ساله، 5 سال است ازدواج کرده ام «بخش مهمی از حال من به رفتار همسرم بستگی دارد. گاهی سعی کرده ام بدون توجه به رفتار همسرم شاد باشم اما انگار این شادی از ته دلم نیست. زمانی که از همسرم رفتارهای خوب و توجه کافی می بینم واقعا از اعماق وجودم شاد هستم و فکر می کنم خوشبخت ترینم. وقتی عشق و توجه کافی از همسرم می‌بینم، مشکلات دیگر هم نمی تواند مرا ناراحت یا از شادی ام کم کند. اما امان از روزی که بی توجهی از همسرم ببینم. همه چیز واقعا برای من ناراحت کننده می شود و منتظر فرصت برای اشک ریختن هستم.» آقایان چه تجربه‌هایی دارند؟ مرتضی، 35 ساله، 10 سال است ازدواج کرده ام مشکلات بچه ها دیگر جایی برای من و همسرم نمی گذارد! من به شخصه از صبح تا شب سرکار هستم و شب وقتی به خانه می روم، همسرم به دلیل شیطنت ها و اذیت های بچه ها و خستگی به مرز انفجار رسیده است و دیگر حتی مکالمه ای هم بین ما صورت نمی گیرد. البته ترجیح خودم این است که زیاد صحبت نکنم تا تنش یا مشکل جدیدی ایجاد نشود و بگو مگویی بین من و همسرم که آماده انفجار است پیش نیاید.» علی، 32 ساله، 4 سال است ازدواج کرده ام «همسر من با کارهای کوچک خوشحال می شود اما ذهن من آن قدر درگیر است که نمی توانم این کارها را انجام دهم. در روز شاید به هزار و یک موضوع فکر می کنم و جدا از این ها، مشکلات اقتصادی و قسط و وام، دیگر دل و دماغی برای احساس خوشبختی نمی گذارد!» سعید، 25 ساله، 2 سال است ازدواج کرده ام «من در تمام این دو سال زندگی مشترک تمام سعی ام را کرده ام تا به خواسته های همسرم نه نگویم اما حالا بعد از دو سال احساس می کنم همسرم به من به شکل یک ماشین پول ساز نگاه می کند و هر روز توقعش نسبت به روز قبل از من بیشتر می شود. تنها در شرایطی خوشحال و راضی است که هدیه های گران قیمت برای او بگیرم.» با شناخت و همدلی، پیش به سوی رضایتمندی «فریبا البرز» کارشناس ارشد مشاوره خانواده، ضمن تایید این نکته که آقایان نقش مهمی در خوشحال و راضی کردنِ همسرانشان در زندگی دارند، به نکات کلیدی و مهمی اشاره می‌کند که خواندنی است. کلیدی‌ترین نکته یک ازدواج موفق چیست؟ شناخت متقابل، بستری برای ازدواج موفق ایجاد می کند و ازدواج با شناخت عمیق می تواند مانع از افول کیفی و گسست پیوند زناشویی میان زوجین شود و مهم ترین عامل پیشگیری از رشد طلاق باشد. شناخت مستقیم زوجین از یکدیگر مهم بوده و به همین خاطر گفت وگوهای مستقیم و خودتوصیفی دو طرف برای یکدیگر بسیار کارآمد است. در کنار آن از مشاوره قبل از ازدواج هم می توان بهره جست که می تواند به شناخت دقیق تر دوطرف از یکدیگر برسد. در عین‌حال، درست است که شناخت قبل از ازدواج تعیین کننده است و چنان چه تشابهی نباشد غالبا به ازدواج نمی رسد اما اگر حالا به هر شکلی، ازدواجی صورت گرفت، زوجین می توانند باز هم تلاش کنند که همسر خود را بیشتر و بهتر بشناسند و شناخت بیشتر چنان چه دوطرف با یکدیگر همکاری داشته باشند، از بسیاری از ناکامی ها و اختلافات در زندگی مشترک جلوگیری می کند. چگونه آقایان می‌توانند خانم‌ها را بشناسند؟ زن و مرد، تفاوت های بسیاری باهم دارند. پس یک مرد نمی تواند به زن، مثل رفیق مرد خود نگاه و با او آن گونه رفتار کند. پذیرش تفاوت های جنسیتی و بیولوژیکی، می تواند به شناخت بیشتر از همسر کمک کند. برای شناخت بهتر زنان باید این موارد را بدانید: زن دوست دارد مرد مقتدر باشد. زن دوست دارد به او احترام گذاشته شود و حضورش درک شود. اگر زن بتواند راحت و با فراغ بال درباره مسائل روزمره خود حرف بزند فشار دریافتی خود را تخلیه می کند. وقتی زن ناراحت است نیازمند کسی است که به حرف هایش گوش کند و می خواهد درباره ناراحتی اش صحبت کند و بدترین کار این است که طرف مقابل، حرف های او را بی اعتبار و کوچک کند. صحبت و داشتن ارتباط با زن می تواند او را راضی کند و برایش منبع کمال است. زن ها در مواردی احساس دوست داشته شدن ندارند که ببینند مرد به احساسشان بهایی نمی دهد و به آن ها احترام نمی گذارد. زن ها با صدای بلند فکر می کنند و احساسات و هیجانات قوی تری دارند. نشانه های یک زندگی مشترک سالم چه چیزهایی است؟ _ زن و شوهر یکدیگر را دوست دارند و تحسین می کنند. _ زن و شوهر به راحتی افکار و احساسات شان را با یکدیگر در میان می گذارند. ترس و نگرانی از قضاوت همسرشان ندارند. _ با هم تصمیم می گیرند و بار مسئولیت را تقسیم می کنند. _ تلاش می کنند چالش ها و مشکلات را به جای دعوا و جروبحث به صورت درست و سازنده حل و فصل کنند. _ زن و شوهر از مسائل بزرگی مثل مسائل مذهبی و اخلاقی تا چیزهای کوچک، دارای اهداف و ارزش های هماهنگ هستند. _ گذراندن زمان با کیفیت در کنار یکدیگر را در اولویت قرار می دهند. _ از زندگی اجتماعی خود به عنوان یک زوج راضی هستند. اگر آقایان باعث ایجاد حال خوب در همسرانشان نشوند، خانم ها باید چه کاری انجام دهند؟ _ هرگز همسرتان را با مردان دیگر مقایسه نکنید. _ از رفتارهای مطلوب همسرتان تشکر و او را تشویق کنید تا انگیزه تکرار آن رفتار بیشتر شود. _ از تصمیم های نادرست و غیر منطقی و شکل گیری افکار منفی درباره همسرتان به شدت بپرهیزید و بیشتر نقاط مثبت و قوت او را ببینید حتی اگر کم باشد. _ از طرف مقابل به اندازه گنجایش و ظرفیتش انتظار داشته باشید. _ در هر فرصت ممکن با همسر و اعضای خانواده ارتباط کلامی و عاطفی برقرار کنید. _ برای رسیدن به امنیت روانی و عاطفی در روابط زناشویی، داشتن صداقت، پذیرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهید. _ در صورت به وجود آمدن هرگونه سوءتفاهم یا مشکل به حل آن بپردازید. ایده های حال خوب کن و ساده شاید برایتان جالب باشد که با چند کار ساده می توانید باعث احساس خوشبختی در خانمتان شوید. _ گاهی زمان بازگشت به خانه برای همسرتان گل بخرید. قطعا دیدن یک شاخه گل در دستان شما موقعی که در خانه را باز می کند لبخند بر روی لب هایش می آورد. _ هر روز با همسرتان تماس بگیرید و حالش را بپرسید و نشان دهید که به او توجه کافی دارید. _ به همسرتان احترام بگذارید. حتی وقتی می دانید که طرز فکرش اشتباه است در مقابل فرزندان، تاییدش کنید. _ هنگام خطاب کردن همسرتان در جمع یا در تنهایی از لفظ "عزیزم" استفاده کنید. _ برای همسرتان هدیه بی دلیل، حتی کوچک تهیه کنید. به این شکل نشان می دهید که به یادش بوده اید و او را دوست دارید. _ لطفا از گفتن "دوستت دارم" غافل نشوید و فکر نکنید که همسرتان باید از زحمت ها و کارهای شما به این نتیجه برسد که شما او و زندگیتان را دوست دارید. اغلب خانم ها دوست دارند این عبارت را از همسرشان هر روز بشنوند.   ]]> سبک زندگی Sun, 18 Mar 2018 13:49:51 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/126515/ همسرانی که ایام عید را تلخ می کنند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/126489/ به گزارش ستاره ها به نقل از سایت تبیان، پدر یک رابطه زناشویی ممکن است زن گوشه گیرو مرد معاشرتی باشد و یا بالعکس اما به هر ترتیب در چنین رابطه ای آن طرفی که اهل معاشرت و رفت و امد است شرایط برایش به مراتب سخت تر خواهد بود چرا که از طرفی تمایل دارد که با همسرش به مهمانی و تفریح برود و چون همسرش دچار شخصیت گوشه گیر و منزوی است یا مجبور است تنهایی همه جا برود و یا به کل قید تفریحات اجتماعی را بزند که در هر صورت چنین شرایطی برایش آزار دهنده است اما راهکار برای حل اختلافات این زوجین چیست ؟ ریشه انزواگری در افراد گوشه گیر چیست؟نحوه بخورد این زوجین با یکدیگر چگونه باید باشد ؟ ما برای بررسی کارشناسانه ی این مسئله با سرکار خانم "ویدا فلاح روانشناس و مدرس مهارت های زندگی" گفتگویی را انجام دادیم. با یکدیگر گفتگو کنید سرکار خانم فلاح روانشناس و مدرس در زمینه اختلاف زوجین در این مسئله می گویند: تصور کنید در یک رابطه، آقا اهل رفت و امد و معاشرت نیست اما خانم رفت و امد را دوست دارد لذا این دو نفر بایکدیگر موافق نیستند اما باید بدانیم که اولین فاکتور یک خانواده ی سالم این است که آدم ها راجع به تفاوت ها و علائق متفاوتی که نسبت به یکدیگر دارند با هم گفتگو کنند.بنابراین این دو نفرباید در موقعیتی که از هم خواستی ندارند، زمانی که وقت بیرون رفتن نیست و اصلا به مهمانی دعوت نشدند ، وقت بگذارند و با یکدیگر صحبت کنند که البته گفتگو کردن هم باید در شرایطی باشد که هیچ کدام از طرفین قصد سرزنش کردن، تحمیل عقاید، مقایسه کردن و تحقیر کردن یکدیگر را نداشته باشند چرا که اگر در گفتگو، کنترل گری پیش بیایید طرف مقابل مقاومتش بالا می رود و می خواهد آن وضعیت را ادامه دهد. ریشه انزوا گری ها کجاست؟ ایشان می فرمایند: نکته ی مهم این است که دو نفر باید اوقات خوشی را در کنار هم سپری کنند که از کنار هم بودن و تنها بودن لذت ببرند به طوری که به فرض آقا که تنها بودن با همسرش را کافی میداند احساس کند که این تنها بودن ازطرف همسرش مورد احترام است و همسرش حالت طلبکارانه در این فضا قرار نمی گیرد که در این صورت آقا دلش می خواهد که این رفتار همسرش را جبران کند یعنی حتی اگر اهل معاشرت نیست اما یک جاهایی بخاطر همسرش این کار را می کند و سعی می کند در جمع قرار بگیرد اما باید بدانیم که مسئله به این سادگی ها هم نیست چرا که گاهی درک طرفین از یکدیگر بسیار پایین است و گاهی این انزوا گری ها ریشه دار است. ممکن است ریشه ی انزواگری اضطراب هایی باشد که فرد در جمع به سراغش می آید و وقتی در جمع حاضر می شوند مدام ترس از مورد قضاوت قرار گرفتن را دارند یا بدبینی هایی دارند و یا باورهایی از گذشته به آنها وارد شده که این افراد را در جمع معذب می کند مثلا اینکه این افراد دوست ندارند در جمع حاضر شوند شاید به این علت است که در دوران نوجوانی وقتی در جمعی قرار گرفتن مورد تمسخر واقع شدند و این باعث شده است که کمتر در جمع قرار بگیرند و در واقع " دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد" می شود شعار این افراد. متاسفانه این افراد هنگام ازدواج به این تفاوت ها برای انتخاب همسرآینده شان دقت نمی کنند و همسری را انتخاب می کنند که از نظر تفریحات اجتماعی و نوع معاشرت کاملا با خودشان متفاوت است که این مسئله می‌تواند مشکل آفرین باشد که البته همانطور که گفتیم باید وقت بگذارند و گفتگو کنند. اندر مشکلات معاشرتی بودن! در صورتی که انزوا گری طرف مقابلتان ریشه دار نبود ممکن است عوامل دیگری باعث معاشرتی نبودن همسرتان شده باشد . فلاح به برخی دیگر از عوامل منزوی بودن و گوشه گیری اشاره کرد و یاد آور شد : برخی از افراد منزوی و گوشه گیر معتقدند ، با مردم رفت و امد کردن مشکلات زیادی دارد چرا که اگر مهمانی بروی باید مهمانی بدهی، اگر هدیه ای به شما بدهند باید برایشان هدیه بخری و... بنابراین باید هزینه کرد حالا تصور کنید مردی در امدش پایین است یاصرفه جو بزرگ شده است، در اینصورت سعی اینکه یک فردی تمایلی به رفت و امد ندارد چند گانه است که البته این با گفت و گو حل می شود و با بیان مشکلات و علت های منزوی گری دو نفر تو جیه می شوند که در دورنیات طرف مقابل چه چیزی است . می‌کند برای محافظت کردن از درامدش رابطه اش را کم کند و یا گاهی دلیل معاشرت نکردن ها می تواند ناشی از چشم و هم چشمی ، مقایسه کردن با دیگران و تحت تاثیر قرار گرفتن از زندگی دیگران باشد این باعث می شود که یکسری رفتارهاری هیجانی (مثلا از طرف خانم) باعث شود که پیامدهای بلند مدت قاطعانه ای در همسرش به وجود بیایید . به عنوان مثال یک زمانی مردی به هیچ عنوان تمایلی به رفت و امد ندارد چرا که همسرش به شدت تحت تاثیر ظواهر دیگران قرار میگیرد و با هر رفت و امدی میخواهد خودش را با دیگران مقایسه کند که فلانی ماشینش را عوض کرد چرا ما نکنیم، فلانی دارند میروند مسافرت چرا ما نمیرویم و ... بعد این آقا که می بیند همسرش خیلی مقایسه می کند و خیلی چشم و هم چشمی دارد و به سادگی تحت تاثیر زندگی مردم قرار میگیرد آنوقت ترجیح می دهد که با کسی رفت و امد نکند. بنابراین اینکه یک فردی تمایلی به رفت و امد ندارد چند گانه است که البته این با گفت و گو حل می شود و با بیان مشکلات و علت های منزوی گری دو نفر تو جیه می شوند که در دورنیات طرف مقابل چه چیزی است . فلاح افزود: گاهی این اختلافات بین زن و مرد شدت پیدا می کند بنا به این دلیل که هر دو شدیدا اصرار دارند که فرد مقابل را تغییر دهند بدون اینکه درک کنند که طرف مقابلشان از چه زاویه ای به موضوع نگاه می کند و من باید چه تغییراتی بکنم! متاسفانه چون این دقت نظر اتفاق نمی افتد این دو نفر مدام در این گفت ها آزرده و آزرده تر می شوند و از رسیدن به تفاهم دور می شوند پس با توجه به نزدیک شدن ایام عید به جای آنکه اوقات و روزهای خوب باهم بودن را تلخ کنیم یاد بگیریم که چگونه باهم گفت‌و‌گو کنیم که البته این مسئله نیاز به مهارت و یادگیری و اموزش دارد تا به تدریج مهارت گفت و گو کردن را کسب کنیم...   ]]> سبک زندگی Sun, 18 Mar 2018 11:08:31 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/126489/ عاداتی که شخصیت‌تان را رو می‌کنند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/126460/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها: هر کسی علاقه مندی‌ها و عادت‌های خودش را دارد. ما معمولا به علت این عادت‌های‌مان فکر نمی‌کنیم و تقریبا بی‌اراده انجام‌شان می‌دهیم و عادت‌ کرده‌ایم آنها را رفتارهای عادی تلقی کنیم، اما دانشمندان ادعا می‌کنند عادت‌های ما می‌توانند چیزهای زیادی از قسمت‌هایی از شخیصت‌مان را لو بدهند؛ احتمالا همان قسمت‌هایی که سعی می‌کنیم پنهان‌شان کنیم. در این مطلب با ما باشید تا 7 تا از عادت‌هایی را که می‌توانند شخصیت‌مان را فاش کنند برای‌تان بگوییم. 1. غذاهای ارگانیک! آنهایی که غذاهای مضر و آلوده را نمی‌خورند و غذاهایی را انتخاب می‌کنند که کیفیت بالایی داشته و بدون هورمون و سم و ... هستند، بیشتر گرایش دارند که دیگران را قضاوت کنند! این افراد معمولا حس نوع دوستی کمتری دارند و نسبت به دیگران بسیار ذهنیت گرایانه برخورد می‌کنند. سرپرست تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده نتایج را اینگونه توضیح می‌دهد: افراد فکر می‌کنند کار خوبی انجام داده‌اند و حالا این حق را دارند که غیر اخلاقی عمل کنند. اینطور تصور کنید که شما باشگاه می‌روید، مایلها می‌دوید و بعد از آن فکر می‌کنید می‌توانید شکلات یا ساندویچ بخورید. در مورد افرادی که غذاهای ارگانیک می‌خورند نیز همینطور است. این اشخاص به خودشان بابت تغذیه‌ی درست امتیاز می‌دهند و بعدا این امیتاز را برای رفتارهای غیر اخلاقی و غیر اصولی‌شان خرج می‌کنند! 2. سولاریوم! بیشتر افراد نسبت به تاثیرات منفی برنزه کردن آگاهند و این باعث شده از تعداد اشخاصی که از سولاریوم استفاده می‌کنند کم شود. اما همچنان هستند کسانی که مرتبا به این اتاقک‌ها می‌روند و به گفته‌ی دانشمندان تمایل این افراد به برنزه شدن زیر نور مصنوعی نشان می‌دهد آنها اعتیادهای دیگری نیز دارند! مثلا چنین افرادی شش برابر دیگران مستعد الکلی شدن هستند و سه برابر بیشتر در معرض دچار شدن به اختلال عاطفی فصلی (seasonal affective disorder) قرار دارند. 3. دوش آب سرد! دانشمندان ادعا می‌کنند که معمولا افراد با تغییر دمای آب دوش، هیجانات خود را تعدیل می‌کنند. مثلا هر چه فرد بیشتر زیر دوش آب گرم بماند، یعنی بیشتر احساس تنهایی می‌کند. در مورد آنهایی که دوش آب سرد می‌گیرند چطور؟ تحقیقات نشان می‌دهد این افراد سرسخت، خودمحور و لجوجند و عقاید دیگران را نمی‌پسندند. چنین اشخاصی می‌توانند به نظرات متفاوت گوش دهند اما هرگز با آنها موافق نخواهند بود. 4. کیسه‌های پلاستکی چند بار مصرف! چند سال پیش، کیسه‌های پلاستیکی چند بار مصرف به بازار آمد و خیلی زود رایج شد، بعضی از آدمها خوشحال و راضی بودند که این کیسه‌ها جای کیسه‌های کاغذی را گرفته است. در این مورد هم درست مانند طرفداران غذاهای ارگانیک، افرادی که احساس می‌کنند بابت کارهای خوبی که انجام می‌دهند صاحب امتیازاتی می‌شوند، اغلب غذاهای ناسالمی مانند چیپس و شکلات و نوشابه و ... می‌خرند. سرپرست این تحقیقات توضیح می‌دهد، مشتریانی که با کیسه‌های پارچه‌ای خرید می‌کنند فکر می‌کنند با این کار مراقب محیط زیست هستند و بنابراین این حق را دارند که خوراکی‌‌های خوشمزه اما ناسالم بخرند! ارتباط عجیبی است، نه؟! 5. ایمیل! مِیل باکس فرد می‌تواند گویای جنبه‌هایی از شخصیت او باشد. آنهایی که هرگز ایمیل‌های جدید را نادیده نمی‌گیرند (آنها را مرتب می‌کنند، حذف می‌کنند و یا در اسرع وقت جواب می‌دهند)، عاشق این هستند که امور را تحت کنترل خود داشته باشند. اگر کسی به ندرت پیام‌ها را بعد از خواندن پاک می‌کند، علامت کمال گرایی اوست. این آدم نیاز به احساس امنیت دارد و همه چیز را نگه می‌دارد. آنهایی که ایمیل‌ها را نخوانده رها می‌کنند و حذف‌شان نمی‌کنند، باهوش‌ترند زیرا آنها می‌فهمند که خواندن این نامه‌ها چیز مفیدی برای‌شان ندارد و ترجیح می‌دهند وقت‌شان را برای آنها تلف نکنند. 6. لایک‌ها در فضای مجازی! دانشمندان کشف کرده‌اند که شما می‌توانید از لایک‌های فیس بوک و ... بفهمید نگرش‌های سیاسی و مذهبی و سطح هوش یک نفر چگونه است. این مطالعه جهت بهبود متدهای فروش غذاهای جورواجور صورت گرفت اما محققان این را هم دریافتند که لایک‌ها، نوعی وقت تلف کنی و سستی و علامتی از تنبلی هستند. آنهایی که می‌توانند مثلا احساس نگرانی یا مخالفت خود را تنها با یک کلیک ابراز کنند، نسبت به سایرین بی‌تحرک‌تر و مسامحه کارترند؛ این اشخاص در واقع دست به هیچ تلاشی نمی‌زنند! 7. غذاهای تلخ! تقریبا همه‌ی ما کسانی را می‌شناسیم که قهوه را بدون خامه و شکر دوست دارند. دانشمندان ادعا می‌کنند افرادی که دوست دارند قهوه را کاملا سیاه و خالص بنوشند، احتمال اینکه دچار اختلالات روحی یا روانی باشند بیشتر است! مثل قاتلان زنجیره‌ای! طبق نتایج بدست آمده، تمایل به مزه‌های تلخ می‌تواند علامت این باشد که فرد یک سایکوپث است. ضمنا افرادی که عاشق آبجو و ودکا و سایر نوشابه‌های غیر شیرین هستند بیشتر احتمال دارد که رفتارهای سادیسمی یا خود شیفتگی از خود بروز دهند! این اشخاص ممکن است ریاکار و تهی مغز و خودخواه باشند و از رنج دیگران لذت ببرند ]]> سبک زندگی Sun, 18 Mar 2018 08:57:07 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/126460/