پایگاه خبری ستاره ها - آخرين عناوين روانشناسی :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/lifestyle/psychology Tue, 12 Dec 2017 09:41:18 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Tue, 12 Dec 2017 09:41:18 GMT روانشناسی 60 رفتارهایی از شوهرتان که نشان از عشق دارد http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118249/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : اسم مردها در ضعف‌شان برای ابراز احساسات بد در رفته است! مخصوصا وقتی صحبت از این جمله‌ی ساده می‌شود: «دوستت دارم». همسر شما ممکن است جزو افرادی باشد که موقع خداحافظی یا قبل از خواب به شما بگویید که دوست‌تان دارد، اما باورتان بشود یا نه، ابراز ظریف‌ترین و رمانتیک‌ترین احساسات، ویژگی‌ نیست که در بیشتر مردان وجود داشته باشد. در واقع، بروز درونی‌ترین و رمانتیک‌ترین احساسات، چیزی نیست که یک مرد به طور منظم و شفاف بیان کند.     خانم‌های عزیز، اجازه ندهید کم حرف بودن همسرتان، شما را ناراحت کند. هر چند کلمات بسیار مهم و قدرتمند هستند اما ابراز عشق و علاقه همیشه هم زبانی نیست. وقتی شوهر شما در کلام چیزی نمی گوید اما در کارهایی که انجام می‌دهد عشقش به شما را فریاد می‌زند، باید آن را درک کنید.   برخی از رفتارهای همسرتان ممکن است پیامی برای‌ شما نداشته باشند اما ساده و کوچک‌اند و مهم نیستند، ولی زمانی که خود را به جای او می گذارید، فداکاری‌هایی را که برای شما می‌کند خواهید دید. در این مطلب، هشت راهی را به شما می‌گوییم که همسرتان با آنها عشق خود را به شما ابراز می‌کند و احتمالا شما از آن غافلید. می‌گذارد شما انتخاب کنید اگر به سینما رفتید و همسرتان اجازه داد شما فیلم را انتخاب کنید، غیر مستقیم به شما اعلام کرده است که چیزی که شما می‌خواهید و دوست دارید برای او مهمتر است. انتخاب غذا در رستوران، رنگ اتومبیل، مقصد سفر، و .... او به این طریق با صدای بلند اما خاموش فریاد می‌زند که دوست‌تان دارد و برایش با ارزشید. در کارهای خانه به شما کمک می‌کند وقتی همسرتان بعد از یک روز کاری به خانه بر می‌گردد و در تهیه‌ی شام یا شستن ظرف‌ها به شما کمک می‌کند، دارد می‌گوید که دوست‌تان دارد. کمک او به شما در کارهای خانه برای پُز دادن به دوستانش یا سرگرمی خودش نیست، دلیلش فقط برداشتن باری از دوش شما و علاقه‌ای است که به شما دارد.       با شما مشورت می‌کند وقتی همسرتان با شما مشورت می‌کند و نظرتان را می‌خواهد، نه فقط به شما می‌گوید که دوست‌تان دارد بلکه اعلام می‌کند که مطمئن است شما راهنمایی‌اش خواهید کرد. برای بسیاری از مردها، کمک خواستن و مشورت کردن کار سختی است، بنابراین اگر همسر شما برای مشورت کردن پیش‌تان آمد، مطمئن باشید به شما افتخار می‌کند، دوست‌تان دارد و به شما اعتماد دارد. در واقع او شما را از میان تمام کسانی که با آنها احساس راحتی می‌کند انتخاب کرده است. او اعلام می‌کند که می‌تواند بدون ترس از قضاوت شدن، به شما اعتماد کند. دست شما را می‌گیرد چه در میان عموم و چه وقتی در خانه تنها هستید، وقتی همسرتان دست شما را می‌گیرد، می‌گوید دوست‌تان دارد. گرفتن دست همسر، ابراز ساده‌ای از عشقی درونی است که بدون اشاره‌ای به جنبه‌های جنسی، تماس فیزیکی برقرار می‌شود. گرفتن دست همسر، ساده‌ترین و فوری‌ترین حرکتی است که یک شوهر می‌تواند برای ابراز احساساتش از صمم قلب انجام دهد. در خرید کردن به شما کمک می‌کند فرقی نمی‌کند با شما به خرید بیاید یا اینکه در راه برگشت به خانه چیزهایی را که گفته‌اید بخرد، در هر صورت وقتی همسرتان شما را در خرید کردن تنها نمی‌گذارد یعنی دوست‌تان دارد. اگر عادت کرده‌اید که همسرتان همیشه در راه خانه خریدها را انجام بدهد، شاید فکر نکنید که این کار او کمک به شماست چون او همیشه این کار را انجام می‌دهد. مخصوصا اگر همسرتان کاری را انجام می‌دهد که می‌داند شما از انجام آن خوش‌تان نمی‌آید، باید بدانید که فداکاری می‌کند تنها به این دلیل که عاشق شماست. به غرولندهای شما گوش می‌دهد بیشتر خانم ها چیزهای زیادی برای گله و شکایت دارند. اگر همسرتان قادر است بنشیند و به غرولندهای بیشمار شما گوش بدهد، پس واقعا دوست‌تان دارد. مردی که می‌تواند «بنشیند» و «گوش بدهد»، مخصوصا به همان غرولندهای همیشگی و تکراری، پس فقط یک دلیل محکم دارد: عاشق شماست! به شما لبخند می‌زند لبخند زدن، مانند گرفتن دست، یک ژست ساده است که حرف با ارزشی برای گفتن دارد. یک لبخند ساده و دوست داشتنی، این قدرت را دارد که نفس یک زن را در سینه‌اش حبس کند. اولین لبخند همسرتان را به خاطر می‌آورید؟ یادتان هست چه اثری روی شما گذاشت؟ این خاطره را همیشه در ذهن‌تان داشته باشید و هر بار که او به شما لبخند زد، کلمات عاشقانه‌ای را به یاد بیاورید که همان زمان‌ها برای اولین بار به شما می‌گفت. این لبخند نه تنها می‌گوید که دوست‌تان دارد، بلکه اعتراف می‌کند که شما او را خوشحال می‌کنید.     تکه‌ای از خودش را به شما می‌دهد چه تعرف و تحسین باشد و چه هدیه‌ای که برای‌تان خریده یا یک نگاه عاشقانه، وقتی همسرتان وقت صرف می‌کند تا چیزی را که مستقیما از طرف خود اوست به شما بدهد، می‌گوید که دوست‌تان دارد. حتی وقتی هدیه‌ای ارزانقیمت به شما می‌دهد، صرفا عمل ِ هدیه دادن نشان می‌دهد که شما در قلب و ذهن او حضور دارید. کلمات ممکن است همیشه هم به بر زبان جاری نشوند، اما اگر با چشم‌های‌تان گوش بدهید، صدای همسرتان را خواهید شنید که می‌گوید: دوست‌تان دارد. ]]> سبک زندگی Tue, 12 Dec 2017 06:07:18 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118249/ حسادت؛ بلای رابطه زن و شوهرها http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118226/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایران بانو ضمیمه روزنامه ایران، ممکن است از فرد درگیر رابطه انتظارات نامتعارف یا نامعقولی داشته باشید.یا احساس مالکیت و سلطه به دیگری حسادت را در وجودتان برانگیزد. تجربه‌های آزاردهنده در گذشته و ناکامی‌های قبلی، احساس عدم امنیت در رابطه، ترس از خیانت یا کنار گذاشته شدن، ترس از دست دادن کسی که دوستش دارید، حس مالکیت شدید، غیرت و تعصب و تمایل به کنترل دیگری همگی می‌توانند حسادت را تحریک کنند. معمولاً عدم تحمل موفقیت دیگری و تمایل به سلطه گری در رابطه و کنترل فرد با عنوان غیرت و تعصب دو عامل مهم برانگیزاننده حسادت هستند. حسادت با رابطه چه می‌کند؟ حسادت شما را از احترام، توجه و محبت تهی می‌کند. اگر در رابطه‌ای هستید که دیگری به شما حسادت می‌کند حتماً بخوبی متوجه شده‌اید که چقدر گاهی خودتان را تهی از عشق و علاقه می‌بینید و چقدر از اینکه در معرض تهدید‌های فرد حسود هستید رنجیده‌اید. با وجود حسادت رابطه پر از گلایه‌مندی، خشم، جنگ و درگیری، بحث‌های بی‌پایان، بی‌اعتمادی، افسردگی، حس انتقامجویی متقابل، جوابگویی‌های غیر لازم، واکنش‌های جسمی، تغییرات خلقی شدید دو طرف و رنجش‌های بی‌پایان است. به مرور زمان احساس می‌کنید بی‌خواب شده‌اید، علاقه‌مندی‌هایتان را از دست داده‌اید و حتی ذائقه غذایی‌تان تغییر کرده است. به‌عنوان کسی که به او حسادت می‌شود شاید مجبور شوید برخی از روابط‌تان را محدود کنید، کارتان را رها کنید، موفقیت‌ها و علاقه‌مندی‌هایتان را دنبال نکنید فقط به این دلیل که حسادت برانگیز نباشید. این یعنی قرار گرفتن در یک موقعیت خشونت‌آمیز و پایان رابطه. با حسادت چه کنید؟ آیا می‌توان بر حسادت غلبه کرد؟ بله اما این نیاز به تلاش و صبر زیادی دارد. مثل احساسات درگیر‌کننده و پیچیده دیگری که تجربه کرده‌اید حسادت هم پیچیده است. اما اگر توانسته باشید بخشی از احساسات‌تان را مدیریت کنید می‌توانید بر حسادت هم غلبه کنید. برای کنترل و درمان حسادت شدید ابتدا باید بپذیرید که چنین احساس و تمایل شدیدی در شما یا دیگری وجود دارد و چنین واکنش منفی‌ای از شما یا شریک زندگی‌تان سر می‌زند. تا زمانی که نپذیرفته‌اید که خشم شما از دیگری ناشی از حسادت است حال خودتان و رابطه بهتر نمی‌شود. گام به گام پیش بروید بپذیرید که حسود هستید و این به دیگران بویژه شریک زندگی‌تان آسیب می‌زند. درباره ریشه و دلیل حسادت‌هایتان با هم حرف بزنید. هر طور که می‌توانید عادت کنترل، جاسوسی و مراقبت بی‌وقفه از همسرتان را ترک کنید. بخواهید تا تغییر کنید... بپذیرید که نباید دیگران را کنترل کنید. به محدودیت‌های یک رابطه اهمیت بدهید. شما نمی‌توانید به اسم شریک زندگی مالک دیگری باشید. آدم‌ها مستقل از هم زندگی می‌کنند و زندگی زیر یک سقف شما را مالک کسی نمی‌کند زندگی زناشویی تعهد می‌‌آورد اما مالکیت نه. درجایگاه کسی که به شما حسادت می‌شود سعی نکنید چیزهایی که به حریم خصوصی‌تان ربط ندارد را از دیگری پنهان کنید. اطمینان و حسن نیت‌تان را نشان بدهید.   ]]> سبک زندگی Mon, 11 Dec 2017 14:38:55 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118226/ ویژگی‌هایی در زنان، که مردان را جذب می‌کند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118151/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : وقتی صحبت از این می‌شود که مردها چگونه هستند، نمی‌توان یک نظر کلی برای همه صادر کرد، اما یک سری ویژگی‌های عمومی و مشترک وجود دارد که تقریبا در مورد همه‌ی مردها صدق می‌کند و می‌توان گفت که بیشتر از هر چیز دیگری آنها را تحت تاثیر قرار داده و جذب‌شان می‌کند. ۱. اهمیت دادن به ظاهر خود اولین چیزی که یک مرد در شما می‌بیند ظاهرتان است و به این معنی هم نیست که سطحی نگر و ظاهر بین است، بلکه منظور ما این است که حتی پیش از اینکه فرصت دهان گشودن و حرف زدن با او را پیدا کنید، تاثیر خود را در همان نگاه اول گذاشته‌اید! اگر خوب به نظر برسید و به ظاهر خود اهمیت بدهید، او متوجه خواهد شد.   اگر ویژگی‌هایی در ظاهر خود دارید که دوست‌شان ندارید، ترفندهای آرایشی وجود دارد که می‌توانید از آنها برای کمتر جلوه دادن این ویژگی‌ها استفاده کنید. اگر بلد نیستید چطور آرایش کنید که بهترین ویژگی‌های ظاهرتان را مشخص‌تر کنید، می‌توانید از توصیه‌های کارشناسان استفاده کنید. ۲. رابطه‌ی خوب با بچه‌ها     وقتی که یک مرد به دنبال شریک مناسب برای زندگی است، زنی که رابطه‌ی خوبی با بچه‌ها دارد نظرش را جلب خواهد کرد، چون می‌داند زنی که از بودن با بچه‌ها لذت می‌برد می‌تواند خانواده‌ی خوبی تشکیل دهد. ۳. اخلاق کاری خوب و مناسب مردها دوست دارند با زنی ازدواج کنند که اخلاق و رفتار کاری خوبی دارد. البته به این معنی نیست که باید سه شغله باشید و ۲۲ ساعت شبانه روز کار کنید تا توجه مردی را جلب کنید، اگر در کارتان موفق باشید و مدت زمان طولانی در یک شغل مانده باشید نشان می‌دهد در کارتان جدی و سختکوش هستید و می‌توان در صورت لزوم روی کمک شما حساب کرد.     ۴. مستقل بودن مردها زنانی را می‌پسندند که روی پاهای خود می‌ایستند. یک مرد دوست دارد شما را زنی قوی ببیند، کسی که نیاز ندارد کس دیگری از او حمایت کند یا مراقبش باشد. البته وقتی موضوع مستقل بودن مطرح می‌شود، نکته‌ی ظریفی هم وجود دارد: هر چند مردها از زنهای مستقل خوش‌شان می‌آید، اما این را هم دوست دارند که گاهی کسی به آنها نیاز داشته باشد. ضمنا شما هم زمان‌هایی نیاز به شانه‌هایی دارید که سربر آنها بگذارید.   شما به عنوان یک زن، نباید در رابطه‌ای قرار بگیرید که صرفا به این دلیل که استقلال را دوست دارید، کسی مراقب‌تان نباشد و به نیازهای‌تان اهمیت ندهد. شما می‌توانید یک زن مستقل و خود ساخته باشید و همزمان هر وقت لازم شد درخواست کمک نیز بکنید.       ۵. معقول و منطقی بودن مردها دوست دارند زنی را برای زندگی مشترک انتخاب کنند که معقول و منطقی باشد. بیشتر مردها دوست ندارند با زنی رابطه داشته باشند که با هر مشکل کوچکی آشفته می‌شود. اگر رفتاری معقول نداشته باشید، ممکن است زمان‌هایی که در میان جمعی هستید، کارهایی بکنید که باعث خجالت‌تان بشود و به درد سر بیفتید. همچنین اگر نتوانید خشم‌تان را کنترل کنید، هر مردی را از خود دور خواهید کرد. البته لازم نیست شخصیت خود را به طور کلی تغییر دهید. معقول و منطقی بودن، یک هدف شخصی است که باید برای آن تمرین کنید. معقول بودن نه فقط به نفع روابط شماست، بلکه در تمام جنبه‌های زندگی روزمره کمک‌تان می‌کند. زنان زیادی هستند که این نکات را نمی‌دانند اما شما دیگر می‌دانید با چه رفتارهایی می‌توانید توجه یک مرد خوب و برازنده را به خود جلب کنید! ]]> سبک زندگی Mon, 11 Dec 2017 08:51:11 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118151/ چگونه از دست افراد مسموم در زندگی خلاص شویم؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118117/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : یکی از ویژگی‌های افراد سمی این است که آن‌ها همواره منطق را رد می‌کنند و بسیاری از آن‌ها شاید از تاثیر مخرب و منفی که روی افراد اطراف خود می‌گذارند آگاه نباشند. برخی از افراد منفی از ایجاد هرج و مرج و شلوغی‌های نابجا لذت می‌برند و دوست دارند به اصطلاح روی مغز دیگران راه بروند. به هر حال، افراد سمی باعث ایجاد پیچیدگی‌های غیرضروری، نزاع و بدتر از همه، استرس می‌شوند.     مطالعات نشان داده‌اند که استرس می‌تواند یک تاثیر ماندگار و منفی روی مغز داشته باشد. حتی قرارگرفتن در معرض چند روز استرس می‌تواند اثربخشی نورون‌های هیپوکامپ (بخشی مهم در مغز که مسئولیت استدلال و حافظه را برعهده دارد) را تحت تاثیر قرار دهد. اگر این استرس برای هفته‌ها ادامه داشته باشد، می‌تواند باعث آسیب به دندریت‌های عصبی (رابط میان سلول‌های مغزی) شود و اگر مدت زمان این استرس از هفته بگذرد و وارد ماه‌ یا ماه‌ها شود، نورون‌ها به طور کامل از بین خواهند رفت. استرس خطر بزرگی برای موفقیت شماست، وقتی که این استرس از کنترل خارج می‌شود، مغز و عملکرد شما تحت الشعاع آن قرار خواهند گرفت.     تحقیقات اخیر گروه روانشناسی زیستی و بالینی در دانشگاه فردریش شیلر در آلمان نشان داد که قرار گرفتن در معرض محرک‌هایی که موجب احساسات شدید منفی می‌شوند، همانند زمان برخورد با افراد سمی، مغز را وادار می‌کند که یک پاسخ قدرتمند به استرس بدهد. فرقی نمی‌کند این منفی بودن از عصبانیت، سندروم قربانی بودن یا یک دیوانگی ساده ناشی می‌شود. مهم این است که افراد مسموم مغز شما را به یک حالت استرسی وارد می‌کنند و شما باید با هر هزینه‌ای از این مورد اجتناب کنید. توانایی مدیریت احساسات و حفظ آرامش در مواقعی که فشار بالا می‌رود، ارتباط مستقیمی با عملکرد شما دارد. TalentSmart مطالعه‌ای را روی بیش از یک میلیون نفر انجام داده است. در این تحقیق مشخص شد که 90 درصد از افراد با عملکرد بالا از مهارت مدیریت احساسات در زمان‌های استرس برخوردار هستند تا بتوانند آرامش خود را حفظ کنند و آن را در کنترل خود داشته باشند. یکی از بزرگترین تواناهایی‌های این افراد، توانایی در خنثی کردن افراد منفی است. 12 موردی که در ادامه آورده شده است دقیقا همان مواردی است که این افراد موفق برای مدیریت و خنثی کردن افراد مسموم از آن‌ها استفاده می‌کنند. برای مواجهه با افراد سمی، به رویکردی نیاز دارید که شما را قادر کند آن چیزهایی که می‌توانید انجام دهید را کنترل کرده و آن چیزهایی که قادر به انجامش نیستید را حذف کنید. با هم این دوازده رویکرد برای مواجهه با افراد مسموم را خواهیم خواند.   1. آن‌ها محدودیت تعیین می‌کنند (به‌خصوص با شکایت‌کنندگان) افراد شاکی و منفی خبر بدی برای یک مدیر و سازمانش هستند. زیرا این افراد در مشکلاتشان غرق می‌شوند و نمی‌توانند روی راه‌حل تمرکز کنند. آن‌ها از افراد انتظار دارند به جمع آن‌ها ملحق شوند تنها برای اینکه در مورد خودشان احساس بهتری داشته باشند. افراد اغلب برای گوش دادن به افراد شاکی تحت فشار هستند، زیرا آن‌ها نمی‌خواهند که چهره‌ای خشن یا بی‌ادب از آن‌ها به نمایش گذاشته شود. اما بین یک گوش دادن دلسوزانه و گیر افتادن در مارپیچ احساسی افراد منفی مرزهایی وجود دارد که باید از آن‌ها آگاهی داشته باشید. تنها روش انجام این کار این است که بین خودتان و افراد منفی محدودیت ایجاد کنید و در مواقع لزوم از این افراد فاصله بگیرید. بدین صورت که فردی مدام سیگار می‌کشد، آیا شما حاضر هستید تمام بعد از ظهر را در دودهای سیگار او غرق شوید؟ شما باید بین خودتان و او فاصله بیاندازید و این دقیقا همان کاری است که باید با افراد منفی انجام دهید. یکی از روش‌های ایجاد محدودیت و فاصله این است که از افراد شاکی بپرسید که آن‌ها چگونه قصد دارند مشکل خود را حل کنند. آن‌ها یا آرام می‌شوند و یا گفتگو را در یک جهت مولد هدایت می‌کنند. 2. آن‌ها در مبارزه از بین نمی‌روند افراد موفق می‌دانند که این چقدر مهم است که با روزی دیگر از زندگی پنجه در پنجه بیاندازند، مخصوصا زمانی که دشمن شما یک فرد سمی است. در درگیری‌ها اگر روی احساسات خود کنترل نداشته باشید، نمی‌توانید در تصمیمات و ایده‌های خود تغییری ایجاد کنید و قطعا از این مبارزه سربلند بیرون نخواهید آمد و ضربه سختی نیز به شما وارد می‌شود. وقتی که احساسات خود را می‌خوانید و به آن‌ها پاسخ می‌دهید، قادر هستید که مبارزه خود را به طرزی عاقلانه انتخاب کنید و فقط در زمان‌های مناسب در میدان نبرد حاضر شوید. 3. آن‌ها تحت تاثیر افراد مسموم قرار نمی‌گیرند افراد مسموم شما را دیوانه می کنند؛ زیرا رفتار آن‌ها خیلی غیر منطقی است. پس شما چرا باید به خودتان اجازه دهید که به صورت احساسی به آن‌ها پاسخ دهید و خود را در دام آن‌ها گرفتار کنید؟ هرچقدر که یک شخص غیرمنطقی و بی‌پایه‌تر باشد، حذف خودتان از تله‌های آن‌ها ساده‌تر است. سعی کنید که در زمین خودشان به آن‌ها ضربه بزنید. خودتان را از لحاظ احساسی از آن‌ها جدا کنید و تعاملات خود را به گونه‌ای تنظیم کنید که انگار آن‌ها یک پروژه علمی هستند. شما لازم نیست به هرج و مرج احساسی پاسخ دهید. فقط حقایق هستند که به پاسخ شما نیاز دارند.     4. آن‌ها از احساسات خود آگاهی کامل دارند حفظ فاصله احساسی نیاز به آگاهی دارد. شما نمی‌توانید مانع از راه رفتن کسی روی مغزتان شوید وقتی که نمی‌دانید این حادثه در حال وقوع است. گاهی اوقات شما خودتان را در شرایطی می‌بینید که نیاز به گروه بندی مجدد و انتخاب بهترین راه پیش رو دارید. این خوب است و نباید از صرف زمان روی آن هراسی داشته باشید. به این ترتیب فکر کنید: اگر یک فرد ناسازگار ذهنی در خیابان به سمت شما می‌آید و می‌گوید که او جان اف کندی است، شما احتمالا در مقابل او تعظیم نخواهید کرد. هنگامی که شما با یک همکار که در تفکر مشابهی مشغول است، نشست و برخواست دارید، گاهی اوقات بهتر است که فقط لبخند بزنید. اگر قصد دارید که این افراد را اصلاح کنید، بهتر است زمان خود را روی برنامه‌ریزی برای پیدا کردن بهترین رویکرد مصرف کنید. 5. آن‌ها مرزها را تعیین می‌کنند تعیین مرزها دقیقا همان چیزی است که اکثر افراد در آن به مشکل می‌خورند. شما با یک فرد همکار هستید و با او زندگی می‌کنید و راهی هم برای کنترل هرج و مرج ندارید. وقتی که روشی را برای تحت تاثیر قرار نگرفتن پیدا کردید، می‌توانید رفتارهای افراد مسموم را پیش‌بینی کنید و راحت‌تر آن‌ها را بفهمید. از این طریق می‌توانید در مورد زمان‌هایی که باید با افراد مسموم کنار بیایید و زمان‌هایی که باید آن‌ها را حذف کنید، به صورتی منطقی فکر کنید. برای مثال، حتی اگر با شخصی در یک پروژه تیمی به صورتی نزدیک کار می‌کنید، این به این معنی نیست که باید این نزدیکی را در روابط یک به یک خود نیز داشته باشید. شما می توانید یک مرز ایجاد کنید، اما باید آن را به صورت آگاهانه و فعالانه انجام دهید. اگر بگذارید همه چیز به طور طبیعی اتفاق بیفتد، شما مجبورید خود را در مکالمات دشوار بطور دائمی وارد کنید. اگر مرزها را تعیین کنید و تصمیم بگیرید که چه موقع و کجا در مباحثات سخت وارد شوید، می‌توانید اغلب هرج و مرج‌ها را مدیریت کنید. تنها روش این است که وقتی فردی تلاش می‌کند مرزهای شما را بشکند و یا آن‌ها را تحت تاثیر قرار دهد، شما به قوای خود تکیه کرده و مرزهای خود را حفظ کنید.     6. آن‌ها اجازه نمی‌دهند کسی لذت‌هایشان را محدود کند هنگامی که احساس لذت و رضایت شما از دیدگاه دیگران مشتق می شود، شما دیگر استاد شادی خود نیستید. وقتی که افراد باهوش در زمینه احساسی در مورد کاری که انجام داده‌اند احساس خوبی می‌کنند، آن‌ها اجازه نمی‌دهند که نظرات و احساسات اشخاص دیگر روی این احساس خوب تاثیرگذار باشد. وقتی که امکان واکنش به چیزهایی که افراد در مورد شما می‌گویند وجود ندارد، شما مجبور نیستید که خودتان را با دیگران مقایسه کنید. از این طریق، دیگر مهم نیست که افراد مسموم چه فکر می‌کنند و یا انجام می‌دهند، ارزش شما از خودتان ناشی می‌شود. صرف نظر از آن چیزی که افراد در لحظات خاص در مورد شما فکر می‌کنند، یک چیز قطعی است: شما هیچ وقت آن قدر خوب و یا آنقدر بد که آن‌ها می‌گویند نیستید.   7. آن‌ها روی راه‌حل‌ها تمرکز می‌کنند و نه مشکلات جایی که توجه خود را متمرکز می‌کنید، حالت احساسی شما را مشخص می‌کند. وقتی که روی مشکلاتی که باید با آن‌ها مواجهه کنید متمرکز می‌شوید، به صورت ناخودآگاه احساسات منفی و استرس برای خود ایجاد می‌کنید. اما وقتی که تمرکزتان را روی اقدامات و شرایط خود قرار می‌دهید، نوعی حس را در خود به‌وجود می‌آورید که باعث احساسات مثبت می‌شود و کاهش استرس را نیز به دنبال دارد. در مورد افراد سمی نیز همین مورد صدق می‌کند. متمرکز شدن رو اینکه این افراد تا چه حد دیوانه و سخت هستند، این قدرت را به آن‌ها می‌دهد که بر شما غلبه کنند. در مواجهه با افراد منفی به میزان سختی و دیوانه بودن آن‌ها فکر نکنید. فقط به این فکر کنید که چگونه می‌توانید این افراد را مدیریت کنید. این باعث می‌شود که شما کنترل بیشتری داشته باشید و میزان استرس شما را در هنگام تعامل با آن‌ها کاهش می‌دهد. 8. آن‌ها فراموش نمی‌کنند افرادی که از نظر احساسی باهوش هستند، سریع‌ می‌بخشند ولی فراموش نمی‌کنند. برای بخشیدن فقط کافی است که رخدادهای پیش آمده را از ذهن خود پاک کنید. اما این نباید به این معنا باشد که شما یک شانس دیگر را به یک متخلف می‌دهید. افراد موفق قطعا نمی‌خواهند که در اثر اشتباهات دیگران غافلگیر شوند. بنابراین اجازه می‌دهند که این موارد منفی سریعا رفع شوند و سپس از خود در برابر آسیب‌هایی که در آینده ممکن است متوجه‌شان شود به قاطعیت محافظت می‌کنند. 9. آن‌ها نداهای منفی درون خود را سرکوب می‌کنند گاهی اوقات، شما بدون آنکه خودتان متوجه باشید، منفی بودن را از دیگران جذب می‌کنید. احساس بد داشتن نسبت به رفتار افراد با شما اشکالی ندارد، اما نداهای درونتان می‌تواند این منفی بودن را تشدید کند و یا به شما کمک کند که آن را پشت سر بگذارید. نداهای درون منفی، غیرواقعی و غیرضروری هستند و باعث شکست شما نیز می‌شوند. این نداها شما را به یک مارپیچ احساسی وارد می‌کنند که خارج شدن از آن نیز بسیار سخت است. باید با هر هزینه‌ای که شده، از شر نداهای منفی درونی‌تان خلاص شوید.     10. آن‌ها مصرف کافئین خود را محدود می‌کنند نوشیدن کافئین باعث آزاد شدن آدرنالین می شود. آدرنالین منبع پاسخ " جنگ یا گریز" است. پاسخ جنگ یا گریز نوعی پاسخ است که انسان و دیگر جانوران نسبت به موقعیت‌های خطرناک از خود نشان می‌دهند. مکانیسم جنگ یا گریز، تفکر منطقی را به نفع پاسخ سریع‌تر، متوقف می‌کند. زمانی که یک خرس شما را دنبال می‌کند، این پاسخ قطعا عالی است، اما وقتی در راهرو شرکت با یک همکار عصبی مواجه می‌شوید، این پاسخ چندان پاسخ مناسبی نیست. 11. آن‌ها می‌خوابند خوابیدن می‌تواند تا حد بسیار زیادی در افرایش هوش احساسی و مدیریت کردن سطوح استرس موثر باشد. وقتی که می‌خوابید، مغز شما به معنای واقعی کلمه شارژ مجدد می‌شود. در موقع خواب، ذهن خاطرات و رویدادهای روزانه را ذخیره یا پاک می‌کند و از این طریق زمانی که از خواب بیدار می‌شوید، کاملا هوشیار و سرزنده هستید. کنترل روی خود، توجه و حافظه، زمانی که خواب کافی نداشته باشید کاهش خواهند یافت. حتی اگر هیچ عامل استرس‌زایی نیز وجود نداشته باشد، محرومیت از خواب باعث افزایش سطح هورمون استرس می‌شود. یک خواب خوب شبانه می‌تواند شما را در مواجه با افراد سمی، مثبت‌تر، خلاق و فعالانه‌تر نشان دهد و این امکان را به شما می‌دهد که به طوری موثر با افراد مسموم برخورد کنید. 12. آن‌ها از سیستم پشتیبانی خود استفاده می‌کنند هرچند که تلاش برای مواجهه تک‌نفره با مشکلات می‌تواند وسوسه‌انگیز باشد، اما باور کنید این کار کاملا بی‌فایده است. برای مواجهه با افراد سمی، باید نقاط ضعف رویکرد خود را شناسایی کنید. این بدان معناست که از تیم پشتیبان خود بخواهید دیدگاه‌های خود را در مورد یک فرد چالشی ابراز کنند. هرکسی در محیط کار و یا خارج از آن افرادی را دارد که حاضرند به آن‌ها کمک کنند تا از شرایط سخت سربلند بیرون بیایند. بنابراین این افراد را در زندگی خود شناسایی کنید و در زمان‌های نیاز، دیدگاه‌های آن‌ها را دریافت کنید. حتی موردی ساده مانند توضیح دادن شرایط می‌تواند به یک دیدگاه جدید منجر شود. اکثر اوقات، افراد دیگر می‌توانند راه‌حلی را ببینند که شما نمی‌بینید، زیرا آن‌ها به اندازه شما از لحاظ احساسی در شرایط قرار نگرفته‌اند. جمع‌بندی قبل از اینکه بتوانید از این سیستم به نحو احسن استفاده کنید، باید برخی تست‌ها را پشت سر بگذارید. در اکثر اوقات، شما ممکن است به دلخواه یا به ناچار با افراد سمی ملاقات و دیدارهایی را داشته باشید. اما خوشبختانه، انعطاف‌پذیری مغز این امکان را می‌دهد تا براساس رفتارهای شما، حتی وقتی که شکست می‌خورید، این بخش حیاتی از بدن نیز تغییر کند. پیاده‌سازی این روش‌های سالم و کاهنده استرس برای مقابله با افراد مسموم، مغز را تمرین می‌دهد تا استرس را به طرزی موثرتر مدیریت کند و اثرات آن را کاهش دهد. ]]> سبک زندگی Mon, 11 Dec 2017 06:16:23 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118117/ بیشتر با وجدان هستید یا روشن فکر؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118016/ به گزارش ستاره ها به نقل از وبسایت دیجی رو: شخصیت شما بر هر چیزی، از دوستان‌تان گرفته تا کاندیدی که به او رای می‌دهید تاثیرگذار است؛ اما با این حال خیلی از افراد وقت زیادی را صرف فکر کردن به ویژگی‌های شخصیتی‌شان نمی‌کنند. درک شخصیت‌تان می‌تواند دیدگاه‌هایی را راجع به نقاط ضعف و قوت‌تان به شما بدهد و حتی می‌تواند به شما درکی از اینکه دیگران شما را چطور می‌بینند بدهد. اکثر روان‌شناسان مدرن بر سر این مسئله به توافق رسیده‌اند که فقط ۵ نوع شخصیت اصلی وجود دارد و هرکس درجاتی از این تیپ‌های شخصیتی را از خود نشان می‌دهد؛ در ادامه با معرفی این ۵ تیپ شخصیتی با ما رو همراه باشید.    ۱. با وجدان و وظیفه‌شناس(Conscientiousness) افرادی که بسیار وظیفه شناس و با وجدان هستند، با کفایت، منظم، قابل اعتماد و خودکفا نیز هستند. آنها ترجیح می‌دهند که امور را از پیش برنامه‌ریزی کرده و به دنبال بزرگ‌ترین دستاوردها بروند. افرادی که این ویژگی‌ها را ندارند این گونه افراد را لجباز و وسواسی می‌بینند. واقعیتی جالب: مطالعات نشان می‌دهند که ازدواج با فردی که خیلی وظیفه شناس است موفقیت شما را در محل کار افزایش می‌دهد. یک همسر وظیفه شناس بهره‌وری شما را افزایش داده و باعث می‌شود به بیشترین چیزها برسید. ۲. برون گرا(Extroversion) افرادی که خیلی برون گرا هستند از فعالیت‌های اجتماعی انرژی میگیرند. آنها پرحرف و معاشرتی هستند و با در مرکز توجه بودن احساس راحتی می‌کنند. دیگران ممکن است آنها را سلطه طلب و به دنبال توجه دیگران ببینند. واقعیتی جالب: در جست و جوی یک دست دادن قوی باشید. مطالعات نشان می‌دهند که مردانی که قوی دست می‌دهند بیشتر برون گرا هستند و کمتر عصبانی می‌شوند ولی برعکس این قضیه درمورد زنان صدق نمی‌کند. ۳. سازگاری(Agreeableness) کسانی که سازگاری بالایی دارند قابل اعتماد، مهربان و با محبت هستند. آنها اغلب متعهد به فعالیت‌های داوطلبانه و نوع دوستانه هستند. دیگران ممکن است آنها را ساده لوح و به شدت دستخوش عوامل خارجی ببینند. واقعیتی جالب: به دنبال سرمایه گذارانی که به شدت سازگاری دارند بگردید. مطالعات نشان می‌دهند که سرمایه گذاران سازگار به احتمال کمتری پول‌هایشان را در معاملات ریسکی از دست می‌دهند. از یک سرمایه گذار خیلی اپن هم اجتناب کنید، چراکه این گونه افراد اعتماد بنفس بیش از حدی داشته و بروز رفتارهای ریسکی در میان آنها شایع است. ۴. روشن فکر بودن نسبت به تجربه (Openness to Experience) افرادی که خیلی روشن فکر هستند به خاطر طیف گسترده‌ی علایق و تصورات زنده‌شان شناخته شده هستند. آنها کنجکاو و خلاق بوده و اغلب تنوع را بر کار روتین ترجیح می‌دهند. دیگران ممکن است آنها را غیرقابل پیش‌بینی و نامتمرکز ببینند. واقعیتی جالب: روشن فکر بودن تنها ویژگی شخصیتی‌ای است که جهت‌گیری‌های سیاسی را پیش‌بینی می‌کند. مطالعات نشان می‌دهند که افرادی که خیلی روشن فکر هستند بیشتر آزادی‌خواه بوده و به احتمال بیشتری عقاید سیاسی خود را بروز می‌دهند. ۵. روان رنجور خویی(Neuroticism) افراد روان رنجور خو، درجات بالایی از بی‌ثباتی عاطفی را تجربه می‌کنند. آنها واکنش‌پذیر و تحریک‌پذیر بوده و احساسات ناخوشاند بیشتری از جمله اضطراب از خود نشان می‌دهند. افراد دیگر ممکن است آنها را بی‌ثبات و ناامن ببینند. واقعیتی جالب: افراد روان رنجورخو با پست‌کردن عکس‌های زیاد از خودشان به دنبال پذیرفته شدن می‌گردند. درک مبانی شخصیت شخصیت افراد معمولا در طول زمان ثابت می‌ماند ویژگی‌های شخصیتی‌ای که در ۷ سالگی دارید احتمالا در بزرگ‌سالی هم قابل رویت خواهند بود. البته که می‌توانید برخی ویژگی‌های شخصیتی‌تان را عوض کنید اما این کار به تلاش زیادی احتیاج دارد ولی در عین حال اکثر دانشمندان موافق‌اند که این موضوع امکان پذیر است. ]]> سبک زندگی Sun, 10 Dec 2017 08:33:53 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/118016/ نشانه‌هاي عاشق شدن يك مرد را بشناسيد http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/117529/ به گزارش مجله زندگی ایده آل: پشتوانه مالي، ظاهر زيبا، خانواده‌اي محترم و شغل خوب معيار خيلي‌ها براي تشكيل يك زندگي مشترك است اما اكثريت انسان‌ها نخستين و مهم‌ترين ملاك پذيرش يك نامزد را وجود يك حس عاشقانه مي‌دانند. آن‌ها احتمال اين‌كه زندگي‌شان به موفقيت ختم مي‌شود را نه با شمارش معيارهاي ظاهري و مالي بلكه با ميزان عشقي كه در نامزدشان احساس مي‌كنند، تخمين مي‌زنند. اگر شما هم جزو آن افراد هستيد احتمالا اين سوال براي شما پيش مي‌آيد كه چگونه مي‌توانيد عشق فردي كه قرار است يك عمر در كنارش زندگي كنيد را بسنجيد.         وقتی با كسی آشنا می‌شویم و تصمیم می‌گیریم با او نامزد و در نهایت ازدواج كنیم، شاید گاهی شك و تردید سراغ‌مان بیاید و از خودمان بپرسیم آیا این فرد واقعا به ما علاقه دارد؟ چگونه می‌توانیم از عشق و احساس او مطمئن باشیم؟ شاید فهمیدن این موضوع به مرور زمان امكان‌پذیر باشد اما اگر می‌خواهید در همان مراحل اولیه به این موضوع پی ببرید لازم است زبان بدن آن شخص را بلد باشید. این روش به صورت قطعی نمی‌تواند به تمام سوالات ما پاسخ دهد اما با کمک آن می‌توانیم تا حدودی این موضوع را تشخیص دهیم. در این مقاله پویا ودایع، سخنران و مدرس زبان بدن به شما می‌گوید چطور می‌توانید یك خواستگار عاشق را تشخیص دهید. اگر زمانی كه با خواستگار یا نامزدتان به گردش می‌روید در اغلب اوقات چشمان نامزدتان به شما دوخته شده است، نشانه این است كه او عاشق شماست و اطلاعات درونی و شخصیت پنهان شما را واكاوی می‌كند اما اگر زمانی كه با یكدیگر هستید چشمان او به اطراف می‌چرخد؛ این حالت می‌تواند نشان‌دهنده این باشد كه او در انتخاب خود مردد است. البته هر نگاه به اطراف نشانه این مردد بودن و شكاك بودن نیست. افرادی كه در انتخاب مردد هستند سعی می‌كنند به دفعات مختلف از نگاه مستقیم پرهیز كنند. مردها مغزی تصویری و كاملا مبتنی بر تصاویر دارند. زمانی كه یك مرد نامزدش را می‌بیند دوست دارد دوباره به او نگاه كند. مردمك چشم افراد عاشق بزرگ‌تر می‌شود و فرد دارای چشم‌های شفاف‌تر و درشت‌تری می‌شود كه حس خیس بودن یا اشك‌آلود بودن به او دست می‌دهد. چشم‌هايش چه مي‌گويند؟ شما مي‌توانيد عشق نامزدتان را از نگاهش بشناسيد. اگر هنگام صحبت كردن يا در مواقعي كه كنار هم هستيد، زياد به شما نگاه مي‌كند، اين اتفاقات را بي‌معنا ندانيد. شايد هم او فردي خجالتي باشد و علاقه به ديدن شما را با نگاه‌هاي كوتاه، دزدكي و مكررش نشان دهد. از طرف ديگر اگر نامزدتان عاشق‌تان باشد، با چشم‌هايش رفتارهاي‌تان را كنترل مي‌كند. وقتي در مورد موضوعي مي‌خندد، به شما نگاه مي‌كند تا ببيند كه آيا شما هم مي‌خنديد؟ يا وقتي كه احساس مي‌كند از موضوعي رنجيده‌ايد، فورا به شما نگاه مي‌كند تا ببيند كه در چه شرايطي هستيد. يادتان نرود كه چشم‌ها دروغ نمي‌گويند پس چه اين نگاه‌ها به شما اطمينان دوست داشته شدن را بدهد و چه شما را نااميد كند، هيچ‌كدام‌شان را در اين ماه‌هاي نامزدي بي‌معنا ندانيد. آيا شما براي او خاص هستيد؟ نگاه كردن به رفتاري كه او با افراد ديگر دارد هم مي‌تواند يكي از اين نشانه‌ها باشد. آيا رفتارش با شما مثل ديگران است يا اين‌كه با شما متفاوت و خاص‌تر برخورد مي‌كند؟  اين نشانه را با حسادت اشتباه نگيريد. قرار نيست او به دليل عشق به شما تمام روابط اجتماعي‌اش را كنار بگذارد بلكه همين‌كه نگاهي متفاوت و رفتاري خاص با شما داشته باشد، كافي‌ است تا نوع رابطه خود و نامزدتان را متفاوت از نوع رابطه‌اي بدانيد كه با ديگر آدم‌ها دارد؛ تفاوتي كه مهم‌ترين دليل به‌وجود آمدنش حسي است كه او نسبت به شما دارد. چيزي را مي‌پسندد كه شما دوست داريد؟ مرد‌ها گاهي علاقه‌شان را با توجه‌كردن به خواسته‌هاي كسي كه دوستش دارند نشان مي‌دهند. اگر نامزدتان شما را به كنسرت خواننده مورد علاقه‌تان دعوت كرده يا سعي مي‌كند لباس‌هايش را از ميان رنگ‌هاي مورد علاقه شما انتخاب كند، بيشتر به حسش اعتماد كنيد. او به دليل علاقه‌اي كه به شما دارد سعي مي‌كند، چيزهايي را دوست داشته باشد كه شما دوست داريد و به شيوه‌اي زندگي كند كه شما زندگي مي‌كنيد.   اگر شما از برنامه‌هاي آينده‌تان با او صحبت كنيد، او سعي مي‌كند برنامه‌هاي خودش را با شما تنظيم كند و آينده‌اش را به سمت خواسته‌هاي شما ببرد؟ چنين مردي آماده ازدواج با شماست و به خاطر علاقه‌اي كه به شما دارد دوست ندارد بي‌گدار به آب بزند و از همين حالا مي‌خواهد فكر همه چيز را بكند آيا شما را به دوستانش معرفي كرده؟ اگر او شما را دوست داشته باشد، قطعا با دوستانش در مورد شما صحبت كرده و از حسي كه به شما دارد براي‌شان گفته است. در اين مواقع ممكن است دوستانش با ديدن شما احترامي متفاوت براي‌تان قائل شوند يا اين‌كه با نيش و كنايه سعي كنند با نامزدتان در مورد حسي كه به شما دارد شوخي كنند. از طرف ديگر، زماني كه شما را دوست داشته باشد و از اين‌كه قرار است در آينده با شما زندگي كند مطمئن باشد، خيلي راحت‌تر شما را به ديگران معرفي مي‌كند و ديگر با ديدن ناگهاني يك آشنا در خيابان دست و پايش را گم نكرده و با اعتماد به نفس شما را به او معرفي مي‌كند. آيا تغييرات كوچك را مي‌بيند؟ قدر تمام تعريف‌هايي كه از شما مي‌كند را بدانيد. اگر او دوست‌تان داشته باشد، هر لباس تازه‌اي كه مي‌پوشيد و هر كار تازه‌اي كه مي‌كنيد برايش زيبا و رويايي جلوه مي‌كند. براي نامزدي كه عاشق شماست، هر تغيير كوچكي در ماه‌هاي اول بزرگ و مهم جلوه مي‌كند و البته او نمي‌تواند حسش را نسبت به اين تغييرات مهم از شما پنهان كند. بهتر است نشانه‌هاي اين موضوع را هم در حرف‌ها و نگاه‌هايش جست‌و‌جو كنيد. پيام دوست داشتن بدون حرف زدن نامزد شما قرار نيست كه با حسادت زندگي شما را مختل كند اما اگر بدون‌‌ايجاد چنين دردسري دوست داشته باشد كه بيش از ديگران در كنارتان باشد، بدانيد كه عاشق‌تان شده است. زماني كه با ديگر دوستان‌تان سر يك ميز نشسته‌ايد و صحبت مي‌كنيد، ممكن است بي‌آن‌كه چيزي بگويد به شما اين پيام را بدهد كه دوست دارد روي‌تان را بگردانيد و بيشتر با او صحبت كنيد تا ديگران. اين حرف ممكن است از طريق سكوت طولاني او يا نگاه‌هاي مكررش به شما منتقل شود پس نسبت به آن بي‌توجه نباشيد. احساس او حسادت ديگران را برانگيخته؟ اگر  برخي فاميل‌هايش به شما كمي حسادت مي‌كنند، مي‌توانيد مطمئن باشيد كه او به شما متفاوت‌تر از ديگران نگاه مي‌كند. قطعا آدم‌هاي اطرافش اين تفاوت را در رفتارهايش مشاهده كرده‌اند و به همين دليل احساس مي‌كنند كه شما جايگاه ‌شان را گرفته‌ايد. براي كساني كه سال‌هاست او را مي‌شناسند، تشخيص عاشق شدن او از يك رابطه ساده كار سختي نيست، پس اگر آن‌ها احساس مي‌كنند كه او عاشق شماست، حرف‌شان را دست كم نگيريد. زماني كه با ديگر دوستان‌تان سر يك ميز نشسته‌ايد و صحبت مي‌كنيد، ممكن است بي‌آن‌كه چيزي بگويد به شما اين پيام را بدهد كه دوست دارد. ممكن است نامزد شما پيش از اين زياد از حد به كارش اهميت مي‌داده يا اين‌كه با دوستانش وقت مي‌گذرانده. اگر آمدن شما باعث شده كه برنامه زندگي‌اش تغيير كند، بدانيد كه جايگاه خاصي را براي‌تان درنظر گرفته است. اگر در ماه‌هاي اخير ترجيح مي‌دهد به جاي كار كردن شبانه روزي يا سفر رفتن با دوستانش، در كنار شما باشد و آن‌طور كه شما دوست داريد وقت بگذراند، از اين رفتارهايش چشم‌پوشي نكنيد. براي چنين مردي اين تغييرات دليلي جز عشق نمي‌تواند داشته باشد.   آيا زمان را فراموش مي‌كند؟ آيا ساعات ملاقات‌تان طولاني‌تر از انتظارتان مي‌شود وقتي او شما را دوست دارد زمان را فراموش مي‌كند و ترجيح مي‌دهد به جاي فكر كردن به هر چيز ديگري در كنار شما باشد و با شما صحبت كند. او دوست ندارد اين زمان تمام شود و از هم جدا شويد. اگر نامزد شما اين‌طور رفتار مي‌كند، پس قطعا با يك مرد عاشق طرف هستيد. مردي كه هدف پيدا مي‌كند آيا برنامه‌هاي مالي‌اش را منظم‌تر كرده است و بيشتر به فكر فراهم كردن امكانات زندگي آينده‌اش است؟ يا اين‌كه در كارش پويا‌تر شده و با جديت بيشتري براي زندگي و فعاليت‌هايش برنامه‌ريزي مي‌كند؟ اگر اين‌طور است حتما او در حال آماده‌كردن شرايط خوب براي زندگي مشترك است. او شما را دوست دارد و به همين دليل تلاش مي‌كند تا امكانات بهتري را براي آينده شما فراهم كند. به خاطر اين عشق است كه خودش را در برابر شما مسئول مي‌داند و اين حس مسئوليت را در تمام جنبه‌هاي زندگي‌اش وارد مي‌كند. مدام از آينده صحبت مي‌كند؟ آيا بيشتر از هميشه از آينده مشترك‌تان صحبت مي‌كند و هيجان‌زده برايش برنامه مي‌ريزد؟ وقتي به سفر مي‌رود به شما تلفن كرده و آرزو مي‌كند كه آن مناطق را در سال‌هاي آينده با يكديگر ببينيد؟ يا وقتي شما از برنامه‌هاي آينده‌تان با او صحبت مي‌كنيد سعي مي‌كند برنامه‌هاي خودش را با شما تنظيم كند و آينده‌اش را به سمت خواسته‌هاي شما ببرد؟ چنين مردي آماده ازدواج با شماست و به خاطر علاقه‌اي كه به شما دارد دوست ندارد بي‌گدار به آب بزند و از همين حالا مي‌خواهد فكر همه چيز را بكند.   عشق یك بیماری دوست‌داشتنی است با تصویر‌برداری از افراد عاشق، پژوهشگران دریافتند یك نقطه خاص در تصاویر مغزی بیشترین ارتباط را با عشق دارد. این نقطه مسئول بیشتر اعمال حیاتی مانند خوردن، آشامیدن و حركات چشم است. دانشمندان روی این موضوع تحقیق كردند و متوجه شدند همانند خوردن، خوابیدن و... عاشق شدن هم جزء نیازهای بدنی و روحی ماست و جالب است بدانید روانشناسان هم بیشترین شباهت را بین عشق و یك بیماری خاص روانی به نام وسواس اجباری مشاهده كرده‌اند. در این بیماری، افكار خاصی به مغز هجوم می‌آورد كه فرد از آنها گریزی ندارد؛ این افكار او را مجبور به انجام رفتارهای خاصی می‌كند كه اگر انجام ندهد دچار اضطراب و استرس زیادی می‌شود. درست مانند شخصی كه وسواس دارد و خانه و محل كار خود را روزی دو بار تمیز و گردگیری می‌كند. این علاقه شدید قلبی یا همان عشق در ظاهر نشانه‌های بالینی شبیه بیماری وسواس اجباری دارد كه از نظر آزمایشگاهی هم به آن شبیه است. در بیماری وسواس اجباری، یك ناقل خاص در سلول‌های پلاكت خون بیمار افزایش پیدا می‌كند. آیا او، واقعا عاشق من شماست؟! پژوهشگری به نام مارازیتی، افراد عاشق را به این طریق آزمایش كرده و به این نتیجه رسیده كه آنها هم درست همین حالت را دارند، پس عشق حالت وسواس اجباری ایجاد می‌كند در آن فرد عاشق دچار افكار و عادت‌های خاصی می‌شود كه نمی‌تواند از دست آنها خلاص شود؛ مثل دیدار‌های پی در پی، تماس گرفتن مكرر با طرف مقابل خود و فكر كردن مداوم به او كه عملكرد عادی مغزش را مختل می‌كند.   زبان بدن افراد عاشق افراد عاشق همان‌طور كه گفتیم دچار فعل و انفعالاتی می‌شوند كه مغز وظیفه انتقال این اطلاعات و حالت‌ها را به اندام‌شان برعهده دارد، در نتیجه بدن‌شان دچار تغییر و تحول خواهد شد. بسیاری از نشانه‌ها وجود دارد كه می‌توانیم از روی آنها حدس بزنیم یك فرد عاشق شده است یا خیر. برخی از راه‌های ابراز اطلاعات مربوط به احساسات از طریق زبان بدن فرد عاشق حالات چهره، تماس چشمی، صدا و زبان بدن است. به این ترتیب هر یك از این حالت‌ها دارای نشانه‌های مخصوصی هستند كه می‌توانند در رفتار غیركلامی ما انسان‌ها دیده شوند.     لبخند زدن زمانی‌كه نامزدتان به شما علاقه‌مند است، عمیق و صمیمی به شما لبخند می‌زند. اگر او لبخندی خشك و مصنوعی دارد انگار كه آن لبخند به زور به او دیكته شده است. در این صورت بهتر است بدانید او از روی ادب كنار شماست و به محض اینكه فرصتی پیدا كند، شما را ترك خواهد كرد. لبخند مصنوعی را می‌توانید از هماهنگ نبودن ابرو‌ها با گوشه‌های لب در خندیدن تشخیص دهید. در خندیدن واقعی گوشه‌های لب بالا و ابرو‌ها كمی مچاله می‌شوند. افراد عاشق سعی می‌كنند جوری بخندند كه لب‌شان به گوشه كشیده‌تر شده و دندان‌های آنها همراه چشم‌های گرد شده دیده می‌شود. آنها خندیدن را با چشم‌های‌شان هم اجرا می‌كنند و می‌توانید آثار خندیدن یك عاشق را در چشم‌های گرد شده او هم ببینید.   شخصیت مردی كه به نامزدش علاقه داشته باشد سعی می‌كند در مقابل او مانند یك جنتلمن رفتار كند. كمك می‌كند تا مانتو یا پالتویش را بپوشد، مراقب اوست و سعی می‌كند زندگی را برای او ساده‌تر كند. با این نشانه‌ها می‌توانید بفهمید كه مادرش او را به خوبی تربیت كرده و این علامتی است برای اینكه بفهمید علاقه مرد به نامزدش چقدر واقعی است و فقط از روی ادب با خانم‌ها رفتار نمی‌كند. این نوع مردان همیشه در تمام موارد اولویت را با خانم ها می دانند و در موضوعات مهم در زندگی با آنها مشورت می کنند.   مردانی كه زبان عشق ندارند بسیاری از مردان علاقه‌شان را پشت حرف‌های آزاردهنده و نیش‌دارشان پنهان می‌كنند. آنها ممكن است جوك یا حرف خنده‌داری بزنند یا نامزدشان را دست بیندازند اما این نوع مردان با كارهای‌شان در واقع به خانم‌ها نشان می‌دهند كه عاشق‌شان هستند. ادبیات اغلب آقایان در این نوع خشونت كلامی خلاصه می‌شود و به مرور زمان هم خانم‌ها به این نوع ادبیات عادت می‌كنند.   زبان بدن افراد عاشق در اجتماع افراد عاشق وقتی در مقابل معشوق قرار می‌گیرند بدن خود را به فرد مورد علاقه مایل کرده و سعی می‌كنند كه همیشه رو به او قرار گیرند. در آقایان معمولا بدن به صورت یك حمایت كننده و در برگیرنده است و در خانم‌ها بدن كوچك و ضعیف‌تر نشان داده می‌شود تا حمایت مورد نیاز را از مرد دریافت كند. مرد‌ها غالبا دوست دارند نامزدشان در سمت چپ‌شان قرار گیرد و اندازه یك كف پا هم فاصله راه رفتن مرد از خانم بیشتر باشد. موقع راه رفتن مرد با كج كردن سر به سمت نامزدش سعی در ارتباط چشمی با او دارد. بیشتر وقت‌ها افراد عاشق مات و خیره به یك نقطه نگاه کرده و از شنیدن صدای بیرون و خارجی اجتناب می‌كنند. سر فرد عاشق معمولا متمایل به یك طرف است و سعی می‌كند هنگام شنیدن هم لبخند كوچكی بر لب داشته باشد و با حركات سر معشوق خود را همراهی می‌كند.   بازوها زمانی‌كه نامزدتان با دستانی باز به استقبال شما می‌آید، نشان‌دهنده علاقه به ایجاد صمیمیت و آشنایی بیشتر است اما اگر كسی بازوهایش بسته باشد به این معنی است كه او علاقه ندارد شما به حریم شخصی‌اش وارد شوید. دست‌های عرق كرده و بازی كردن با وسایل دم‌دست خود یكی از نشانه‌های عاشق شدن مرد‌هاست.     شانه‌ها زمانی‌كه مردان در حال صحبت و گفت‌وگو با نامزد مورد علاقه‌شان هستند شانه‌های‌شان به‌طور غیر ارادی به سمت جلو خم می‌شود. این كار به خاطر بهتر گوش كردن به فرد مقابل انجام می‌شود. این حالت نشان‌دهنده این است كه آن مرد می‌خواهد شما در مركز توجهش باشید و تمام تمركز و توجهش به شماست.   اندام بالاتنه زمانی كه مردی با نامزدش قدم می‌زند، سینه‌اش را جلو داده و بازوهایش به عقب متمایل می‌شود. این حالتی است كه مردان سعی می‌كنند جنس مخالف‌شان را با آن تحت تاثیر قرار دهند و قدرت و استواری خود را به دیگران نشان دهند. معمولا هم تنفس‌های عمیق و بلندمدت می‌کشند یا تپش قلب ناشی از هیجان را كنترل می‌كنند.   پا ها اگر مردی به نامزدش علاقه‌مند شده باشد سعی می‌كند در راه رفتن خانم را راهنمایی كند یا هنگام ورود به محل خاصی بعد از خانم حركت كند حتی در را برای خانم باز كند و صندلی‌اش را به جلو بكشد. موقعیت و حالتی كه او به خود می‌گیرد نشان‌دهنده میزان صمیمیت و علاقه او به نامزدش است. او سعی می‌كند نامزدش را حمایت كند و به طرف مقابل بفهماند كه همیشه در كنار اوست.   نشستن فرد عاشق فرد عاشق برای فرار از دیده شدن استرس‌ها و علائم ظاهری، متمایل به جلو می‌نشیند و نشیمنگاه خود را از صندلی كمی فاصله می‌دهد. او با این كار به نامزدش توجه کرده و خود را به او نزدیك‌تر می‌كند و البته در تلاش است بدن خود را كنترل كند. افراد عاشق موقع نشستن سعی می‌كنند روبه‌روی یكدیگر بنشینند اما در روابط بسیار نزدیك‌تر سعی می‌كنند كنار هم و در یك محل قرار گیرند حتی برای استفاده از یك بشقاب برای غذا و نوشیدنی ترجیح می‌دهند كنار هم بنشینند. افراد عاشق موقع نشستن سعی می‌كنند هیچ مانعی روبه‌روی شان نباشند و هیچ چیز خارجی بین آنها قرار نگیرد. لباس‌های اضافی و وسایل اضافی خود را در كنار دیگری قرار می‌دهند و از فاصله انداختن یا مانع گذاشتن بین خود و نامزدشان پرهیز می‌كنند. این افراد هنگامی كه می‌نشینند و به گوش كردن و نگاه كردن نامزدخود ادامه می‌دهند، مشت خود را گره می‌كنند و كنار سر می‌گذارند و با علاقه و یك حسرت كوچك به فرد خیره می‌شوند.  ]]> سبک زندگی Sun, 03 Dec 2017 11:36:46 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/117529/ رفتارهای زیرپوستی که رابطه را ویران می کنند! http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/117328/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها: داشتن یک رابطه عاطفی سالم کار ساده ای نیست. شاید شما رفتارهایی از خود نشان دهید که به خیال تان برای رابطه عاطفی مفیدند، اما واقعیت چیز دیگری است. بسیاری از کارهایی که ما انجام می دهیم در دراز مدت رابطه را ویران خواهند کرد. اگر شما هم دوست دارید بدانید که این رفتارها کدامند، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.      تلاش برای تغییر طرف مقابل     اکثر ما این اجازه را به خودمان می دهیم که در سبک زندگی و رفتار شریک زندگی مان دخالت کنیم و اگر چیزی به میل ما نباشد، آن را تغییر دهیم. تصور می کنیم که طرف مقابل باید قهرمان زندگی ما باشد و آنطور که ما می خواهیم رفتار کند، در حالی که این غیر ممکن است. جز برخی از رفتارهایی که برای رابطه عاطفی مخرب اند، شما نباید برای تغییر دادن شخصیت شریک زندگی تان تلاش کنید، بلکه احترام گذاشتن به او و طرز فکرش از ضروریات رابطه است.       به او بیش از خود توجه کردن     مطمئنا شما باید شریک زندگی تان را در اولویت قرار دهید اما نباید در این کار افراط کنید، بدین معنی که خود و نیازهایتان را نادیده بگیرید و تنها به او توجه کنید. اگر قدرت تان را فدای شریک زندگی تان کنید، خیلی زود از چشم او هم خواهید افتاد. شما باید در هر زمینه ای تعادل را حفظ کنید، در غیر این صورت مانند برده ای خواهید شد که هیچ اراده ای از خود ندارد. بنابراین قبل از هر کسی به خودتان اهمیت دهید تا بتوانید فرد بهتری برای شریک زندگی تان باشید.     به سرعت زندگی مشترک را آغاز کردن     بسیاری از افراد، پس از چند بار قرار ملاقات، سریع تصمیم به ازدواج می گیرند در صورتی که شناخت کافی از هم ندارند. این باعث می شود که پس از مدتی از هم خسته شوند و به این نتیجه برسند که برای هم ساخته نشده اند.  آیا شما بعد از چندین دیدار به تمام رفتارها و عادات طرف مقابل تان شناخت پیدا کرده اید؟ آیا می دانید که او با چه افرادی در تماس است یا دوستان او چه کسی هستند؟ یا این که در مواقع سخت و ناراحتی چه عکس العملی از خود نشان می دهد؟... اگر می خواهید برای زندگی آینده تان انتخاب درستی داشته باشید، باید به طور کامل شریک زندگی تان را بشناسید که این احتیاج به زمان دارد. پس اگر می خواهید که پشیمانی به سراغ تان نیاید، زود تصمیم نگیرید.   کوتاه آمدن های مدام     سازش و توافق لازمه یک رابطه عاطفی سالم است اما این بدین معنی نیست که شما همیشه از خواسته ها و علاقمندی هایتان به خاطر طرف مقابل، بگذرید. اگر شما نیازهای خود را همیشه نادیده بگیرید، در واقع به خودتان خیانت کرده اید. بنابراین گاهی لازم است که خواسته های خود را به شریک زندگی تان ترجیح دهید، حتی اگر قرار است که چند ساعتی از او دور بمانید.         تهدید به جدایی     درست است، ما از بسیاری از رفتارهای شریک زندگی مان راضی و خشنود نیستیم اما نباید او را توسط این رفتارها تهدید کنیم. به عنوان مثال اگر شما دوست ندارید که شریک زندگی تان با جنس مخالف در ارتباط باشد، نباید به او بگویید که اگر این کار را کردی، رابطه ما تمام خواهد شد. با این ترفند نه تنها او به شما وفادار نخواهد ماند بلکه برعکس، حقیقت را نیز از شما پنهان خواهد کرد. بنابراین برخلاف چیزی که شما تصور می کنید، تهدید در رابطه عاطفی اشتباه محض است.     به اشتراک گذاشتن جزییات رابطه در شبکه های اجتماعی     رابطه عاطفی شما جزیی از زندگی شخصی تان است، بنابراین لزومی ندارد که آن را با دیگران به اشتراک بگذارید. اگر شما هر لحظه از زندگی مشترک تان را در شبکه هایی چون فیسبوک، اینستاگرام و... به اشتراک بگذراید، در واقع هیچ رابطه شخصی با شریک زندگی تان نخواهید داشت، به علاوه دیگران نیز علاقه ای ندارند که از هر دقیقه زندگی شما باخبر باشند. آنچه برای شما جذاب است، شاید برای دیگران هیچ جذابیتی نداشته باشد، بنابراین زندگی خصوصی خود را برای خودتان نگه دارید.         بحث نکردن     آیا شما هم جزو افرادی هستید که در زمان های ناراحتی از بحث کردن گریزانند؟ ممکن است در عصبانیت و ناراحتی گفتگوی شما حالت دعوا به خود بگیرد اما باز این شرایط بهتر از حرف نزدن است. بحث نکردن در دراز مدت شما را از شریک زندگی تان دور و دورتر خواهد کرد. حرف زدن، حتی اگر به دعوا منتهی شود، نشاندهنده این است که شما برای رابطه تان ارزش قائلید و برای بهبود آن تلاش می کنید، به علاوه به شریک زندگی تان نیز اعتماد دارید و مشکلات و ناراحتی های خود را با او در میان می گذارید. بنابراین بحث کردن خود یکی از علائمی است که نشان می دهد شما هنوز هم به رابطه عاطفی تان اهمیت می دهید.     او را یک انسان کامل و ایده آل فرض کردن     در ابتدای هر رابطه، ممکن است که ما آنقدر محو زیبایی و خوبی های طرف مقابل مان باشیم که نقض های او را نبینیم. اما هر چه که رابطه بیشتر پیش می رود متوجه می شویم که او هم مانند دیگران یک انسان معمولی است. بنابراین شما نباید طوری نشان دهید که شریک زندگی تان یک انسان کامل و بی عیب و نقص است زیرا این موضوع نه تنها بعدها توی ذوق خودتان می زند، بلکه ممکن است انتظارات طرف مقابل تان را هم بالا برده و برای او یاس و ناامیدی به همراه آورد.         مطرح کردن کوچک ترین مشکلات     مطمئنا شما تمام رفتارهای شریک زندگی تان را نمی پسندید، اما آیا منطقی است که تمام آنها را مطرح کنید. برخی از رفتارها هستند که اهمیت چندانی ندارند. به عنوان مثال امروز شما رفتاری از شریک زندگی تان می بینید که ناراحت تان می کند اما اگر این رفتار او فردا صبح که از خواب بیدار شدید از یادتان رفته بود، بدین معنی است که اهمیت چندانی ندارد و مطرح کردن آن نیز غیر ضروری است. بنابراین رابطه خود را به خاطر مشکلات کوچیک متشنج نکنید.     در تلاش مدام برای شاد کردن او     زندگی پستی و بلندی های خود را دارد. مسلما شرایط همیشه آنطور که ما می خواهیم نخواهد ماند و وظیفه زوج ها این است که در این شرایط همدل و سنگ صبور هم باشند. اگر شما تنها به این علت که دوست ندارید شریک زندگی تان را ناراحت ببینید، از بیان مشکلات و نگرانی هایتان خودداری می کنید، در واقع دارید به رابطه خود آسیب می رسانید. یک رابطه زمانی موفق است که هر دو طرف در هر شرایطی، چه خوب و چه بد، کنار هم باشند، نه فقط در خوشی ها.           خود را مسئول شادی های او دانستن     زمانی که ما وارد یک رابطه عاطفی می شویم، در واقع مسئولیت فرد دیگری را نیز به عهده گرفته ایم اما این که خودمان را مسئول خوشحالی او بدانیم، کار اشتباهی است. هر کسی خود مسئول شاد کردن زندگی خود است. به بیان دیگر، شادی شخصی، انتخاب خودمان است. بنابراین اگر شما خودتان را مسئول شاد کردن شریک زندگی تان بدانید، بعد از مدتی نه تنها خودتان بلکه طرف مقابل تان نیز تبدیل به فردی افسرده خواهید شد.      حسادت      شاید حسادت در ابتدای رابطه برایتان رمانتیک باشد و به شما ثابت کند که برای طرف مقابل تان مهم هستید اما هر چه رابطه بیشتر پیش می رود، ممکن است که این حس رابطه تان را ویران کند. طبیعی است که هر دو طرف رابطه باید مراقب رفتارهای خود و افرادی که با آنها در تماس اند باشند اما حسادت بیش از حد نشاندهنده عدم اعتماد و احترام به طرف مقابل است که در دراز مدت رابطه شما را ویران خواهد کرد. بنابراین بهتر است که آن را کنترل کنید.     وابستگی بیش از حد     وابستگی در هر رابطه ای طبیعی است اما اگر در آن افراط شود، نه تنها شما را به شریک زندگی تان نزدیک تر نخواهد کرد، بلکه او را از شما نیز خواهد گرفت. اگر شما مرتب به عشق زندگی تان بگویید که بدون او نمی توانید زندگی کنید، در واقع این پیغام را به او منتقل می کنید که در زندگی هیچ استقلالی ندارید و اگر یک روز او در کنارتان نباشد، نمی توانید از پس خود و احساسات تان برآیید. این حرف شما مسئولیت های شریک زندگی تان را دو چندان می کند طوری که ممکن است برای جلوگیری از وابستگی بیشتر شما را ترک کند. بنابراین حتی اگر در رابطه ای عاطفی به سر می برید، باید استقلال داشته باشید.         24 ساعت با هم بودن     زمانی که شما کل روز را با شریک زندگی تان می گذرانید، در واقع هویت اصلی خود را از دست می دهید. به عنوان مثال دوست دارید کارهایی انجام دهید که او دوست دارد، یا دور دوستان و خانواده تان را خط بکشید یا حتی به باشگاه ورزشی نروید تا زمان بیشتری را در کنار او باشید... در واقع کل برنامه زندگی شما هول محور او می چرخد، در صورتی که ما باید یاد بگیریم که در کنار دیگری برنامه و هدف های زندگی خودمان را نیز پیش ببریم. بنابراین همه ما به زمان های تنهایی احتیاج داریم تا بتوانیم خود و آنچه به راستی دلمان می خواهد را پیدا و به آن عمل کنیم. ]]> سبک زندگی Sat, 02 Dec 2017 06:06:46 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/117328/ بعد از طلاق با چه مشکلاتی مواجه می‌شویم؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/117137/ به گزارش ستاره ه به نقل از هفته نامه سلامت : طلاق پیامدهای منفی دارد که می تواند برای هر دو جنس، ولی به طور متفاوت مشکلاتی ایجاد کند. پیامدهای اجتماعی، روانی، امنیتی، مالی، عاطفی، جنسی و ... زیادی با وقوع طلاق در انتظار افراد است. در این مطلب قصد داریم به مشکلاتی که زن و مرد بعد از طلاق تجربه می کنند، اشاره کنیم. با این امید که همه افراد هنگام ازدواج با درایت بیشتری همسر خود را انتخاب کنند تا بتوانند زندگی شان را حفظ کنند. کمتر کسی است که بعد از طلاق بتواند زندگی عادی و روزمره خود را از سر گیرد. لااقل مدتی از نظر روانی، اجتماعی و ... درگیر خواهد بود. برخی از مهم ترین مشکلات بعد از طلاق از جنسی هستند که در ادامه می خوانید.   حس گناه بحث مهمی به نام احساس گناه وجود دارد که تقریبا در همه افرادی که از همسرشان جدا شده اند، دیده می شود. حس گناه ممکن است نسبت به خود یا فرزند باشد. احساس گناه نسبت به قربانی شدن فرزندان در این رابطه که خوشبختی آنها دستخوش تغییر خواهد شد و آینده از نظر ازدواج، تحصیل و ... دچار مشکل می شوند، وجود دارد. از طرفی فرد احساس گناه نسبت به خود دارد که چرا وارد این رابطه شده است. گاهی لجبازی هایی از سوی مرد مشاهده می شود که اجازه دیدن فرزندان را از خانم می گیرد. چنین حرکتی از نظر عاطفی برای زنان مشکلات زیادی ایجاد می کند و احساس گناه را چند برابر خواهد کرد. مادری که نمی تواند حس مادرانه خود را ابراز کند و به دلیل شرایط نامساعد از فرزندان خود دور افتاده، دچار مشکلات زیادی می شود. ترس از آینده مبهم شدن و ترس از آینده برای هر دو جنس نیز مشکلی است که بعد از طلاق دیده می شود. البته این حالت بیشتر در زنان مشهود است. مثلا این که در مورد مسائل اقتصادی چه کار باید انجام دهند؟ یا اگر فرزند و فرزندانی هم وجود داشته باشند، چگونه قرار است از آنها نگهداری شود؟ دوگانگی نقش نگهداری از فرزندان به صورت تک والدی کار دشواری است. مردان و حتی زنان نمی توانند به تنهایی از پس فرزندان بربیایند. مردان باید زمان بیشتری را برای حل مسائل اقتصادی و معیشتی خانواده بیرون از خانه به سر ببرند. هر دو جنس نقش خاصی برای فرزندان ایفا می کنند. هیچ کدام قادر نیستند نقش دیگری را برای فرزند بازی کنند. دوگانگی نقشی است که مرد یا زن بعد از طلاق باید به اجبار بازی کند. یعنی وقتی پدر دور است، مادر باید نقش پدر را برای فرزندش بازی کند و برعکس. چنین کاری عملا ممکن نیست و بسیار دشوار است. مثلا وقتی پدر فرزند را تقبل می کند، چگونه می تواند هم ماموریت کاری خود را انجام دهد و هم به غذا و درس و مشق فرزندش رسیدگی کند؟ ناامیدی و افسردگی ناامیدی و افسردگی از شکست در یک رابطه که زمان زیادی برای آن صرف شده نیز یکی از مسائل مهمی است که بعد از طلاق برای هر دو طرف اتفاق می افتد.   قطع ارتباط عاطفی قطع ارتباط عاطفی با جنس مخالف نیز یکی از آسیب هایی است که در طلاق افراد دیده می شود. ممکن است ازدواج دوباره تکرار نشود و در این موقع احتمال شکل گیری رابطه های خارج از عرف وجود دارد که زمینه را برای مشکلات بعدی مهیا می کند. مردان ممکن است اصلا تمایلی برای ازدواج بعدی نداشته باشند و با پیدا کردن دوست و ... بخواهند نیازهای جنسی خود را برطرف کنند ولی زنان عمدتا سعی دارند مردی را پیدا کنند تا مسائل عاطفی آنها را پوشش دهد. وقتی برای برطرف کردن نیازهای عاطفی دوستی اتفاق می افتد، ناخودآگاه روابط زناشویی هم برقرار می شود که راه را برای فساد اخلاقی هموار می کند. گاهی هم ازدواج های شتاب زده صرفا برای جلوگیری از تنهایی دیده می شود که این نوع از ازدواج ها می تواند موجب طلاق بعدی شود و تبعات آن هم برای افراد بسیار سنگین است. حس تعارض مورد بعدی احساس تعارضی است که بعد از طلاق برای هر دو جنس اتفاق می افتد. مثلا زن یا مرد بعد از طلاق به خوبی های یکدیگر فکر می کنند. گاهی هم تنفری نسبت به هم پیدا می کنند و فقط مشکلات و بدی ها را مرور می کنند. دو نظر متضاد این کشمکش ذهنی را پدید می آورند که آیا واقعا طلاق درست بوده یا نه؟ چون زن یا مرد نمی توانند این دو وجه را یکپارچه کنند. اختلال در مدیریت خانواده اختلالی که در مدیریت زندگی ایجاد می شود نیز می تواند به تغییرات روانی شدیدی در هر دو طرف منجر شود. درگیری های لفظی خانوادگی، اقتصادی و ... باعث می شود افراد روحیه خود را از دست بدهند. فرض کنید مرد مهریه سنگینی پرداخت کرده یا قرار است پرداخت کند. این موضوع فشار مالی زیادی روی دوش مرد خواهد گذاشت. این که فرزندان قرار است کجا بمانند و با کدام والد زندگی کنند نیز فشار زیادی به هر دو طرف وارد می کند. مدیریت چنین شرایطی کار بسیار دشواری است و این حس را به طرفین طلاق می دهد که زندگی کاملا از دست آنها خارج شده است. اختلال در الگوگیری فرزندان الگوگیری فرزندان هم دچار اختلال می شود. همان طور که می دانید پسرها از پدر خود الگو می گیرند و دخترها از مادرشان. وقتی مادر حضانت فرزند را بر عهده می گیرد و فرزند پسری هم دارد، همانندسازی پسر با پدری که حضور ندارد دچار اختلال خواهد شد یا فرض کنید دختر با والد پدر زندگی می کند. قطعا چنین دخترانی هنگام رسیدن به سن بلوغ دچار مشکل خواهند شد.     دختران مسائل بلوغ خود را با پدر مطرح نمی کنند. اگر هم مطرح کنند، کاری از دست پدر بر نمی آید. در یک خانواده از هم گسیخته بعضی از یادگیری ها، به خصوص یادگیری های جنسیتی به خوبی مسیر خود را طی نمی کند. فرزندان نیز از این موضوع شاکی هستند و اغلب آنها از این که یک والد وجود ندارد، ابراز نارضایتی می کنند. مسائل مربوط به دوران نوجوانی پسرها را پدرها و مسائل مربوط به دوران نوجوانی دختران را مادرها می دانند. فرزندان سعی می کنند مسائل عاطفی خود را با مادر بازگو کنند. دشواری ازدواج مجدد ازدواج مجدد به خصوص با فرزندان نیز بعد از طلاق مشکلات زیادی ایجاد می کند داشتن فرزند طرف مقابل و ادغام فرزندان با یکدیگر، اختلاف نظرها و حضور نامادری و ناپدری در خانه جدید ممکن است مشکلات عدیده ای با خود به همراه آورد. حتی گاهی دیده می شود فردی که سابقه طلاق دارد، اگر حرف حقی هم بزند این طور قلمداد می شود که اشتباه می گوید و چون نتوانسته با همسر قبلی زندگی کند حتما مشکلی دارد. افزایش دخالت خانواده ها در جامعه ما خانم ها بیشتر از آقایان از طلاق آسیب می بینند. خانواده ها در ایران به دخترها با دید دیگری نگاه می کنند. آنها در این موارد سعی می کنند دختری را که طلاق گرفته، حفاظت کنند. در واقع تصمیم گیری از سوی والدین و برادرها گاهی باعث دخالت در امور زندگی دختر می شود. این که مکان زندگی او را تعیین یا هنگام رفت و آمد، او را کنترل کنند و ... باعث می شود قدرت حرکت و ورود به زندگی اجتماعی از یک زن سلب شود. زنی که سال ها زندگی به سبک خودش داشت، دوباره باید به گذشته برگردد و از سبک و سیاق خانواده خود اطاعت کند. تنهایی آزار دهنده تنها زندگی کردن خانم ها نیز آزار دهنده است. تنها ماندن در یک خانه یا آپارتمان ممکن است باعث ناراحتی، ترس و ... شود. همچنین هزینه تنها زندگی کردن و اجاره یا خرید یک جا برای خانم هایی که شاغل نیستند، بسیار دشوار است. چه کسی قرار است از نظر مالی خانم مطلقه را حمایت کند؟ طبیعی است که چنین فردی باید دوباره به خانه پدری خود برگردد. حال اگر فرزندی هم داشته باشد، مشکل بیشتر است و در واقع حریم خصوصی او تخریب خواهد شد. حتی دیده می شود که خانواده پدری ممکن است از نظر مالی اصلا توانایی پذیرش فرد دیگری را نداشته باشند و دختری که طلاق گرفته بر آنها تحمیل شود. عاطفه قوی تر؛ مشکلات روانشناختی و جسمانی بیشتر احتمال ابتلای خانم هایی که عاطفی تر و حساس تر هستند به مشکلات روانشناختی و جسمانی بیشتر می شود. مشکلات روانشناختی و جسمانی در تعاملات و ارتباطات بعدی خانم در محیط خانه و جامعه مشکل ایجاد می کند.     دشوار شدن تفریح برای خانم ها تنها بودن خانم ها در تفریحات او هم اثرگذار است. فرض کنید خانم تنها قرار است به شهر دیگری سفر کند. در کشور ما معمولا هتل ها از پذیرش خانم تنها امتناع می کنند. حتی اگر بتواند اتاقی هم رزرو کند، شرایط ایمنی مکان برای یک خانم مورد سوال است. کاهش فرصت ازدواج فرصت ازدواج بعد از طلاق کاهش می یابد. در جامعه ما فرصت ازدواج برای دخترها بسیار پایین آمده و سن ازدواج نیز بالا رفته، چه رسد به خانمی که طلاق گرفته و فرزندی هم دارد. فرصت ازدواج برای چنین افرادی به شدت پایین می آید. دیدگاه عامیانه و آزار دهنده مردم دیدگاه مردم نسبت به مرد یا زن طلاق گرفته منفی است، ولی نسبت به خانم ها بیشتر است. اگر از خانواده شروع کنیم، می بینیم که زنان فامیل سعی می کنند چنین خانمی را از جمع هایی که همسران شان در آن حضور دارند، دور کنند. بدین معنا که ممکن است خانم مطلقه قصد سوئی داشته باشد. این دیدگاه منفی برای مردان هم ممکن است وجود داشته باشد ولی برای زنان بیشتر است. افزایش افسردگی و ناامیدی مردان هم ممکن است به دلیل فشار مالی و اقتصادی ناشی از طلاق، ناتوانی و درماندگی در کنترل فرزندان و ... دچار ناامیدی و افسردگی شوند. اصولا مردها کمتر در مورد این مسائل با دیگران صحبت می کنند و حتی تمایلی هم به مشاوره ندارند و همین موارد می تواند از نظر روانی و جسمی تاثیر منفی داشته باشد. افزایش میزان بدبینی بدبینی در هر دو جنس بعد از طلاق مشاهده می شود ولی این عارضه در مردان شدیدتر است. در خانه ای که خانم حضور ندارد، کسی که محور عاطفی خانواده است، خاموشی چراغ خانه رخ می دهد و خانه سرد و بی روح است. افزایش میزان بروز سوگ در هر دو جنس ممکن است سوگ اتفاق بیفتد و هر دو در طلاق آسیب می بینند، ولی این آسیب بیشتر متوجه خانم هاست. به همین دلیل است که در مشاوره ازدواج تاکید می شود دو نفر یکدیگر را به خوبی بشناسند تا جلوی چنین پدیده های نابسامان و مخربی برای بنیان خانواده گرفته شود. * روانشناس و مشاور خانواده، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی ]]> سبک زندگی Tue, 28 Nov 2017 12:07:56 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/117137/ بهم ریختگی چه اثری روی مغزتان دارد؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/117080/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : چند سال پیش در یک آژانس طراحی وبسایت کار می‌کردم و مدیر تولید بودم. آن بخش از کارم که خیلی دوستش داشتم، کار کردن با تیم طراحی و مشتریان‌مان بود. اما متاسفانه این فقط 10 درصد از کاری بودن که فرصت داشتم انجام دهم و بیشتر وقت من صرف کنترل گزارش‌های جلسات، جستجوی پرونده‌ها و سعی در باخبر شدن از جدیدترین اخبار تکنولوژی بود.         همیشه با ذهنی خسته به خانه بر می‌گشتم و احساس می‌کردم کاری انجام نداده‌ام چون خلاقیتی به کار نگرفته بودم و این من را راضی نمی‌کرد. در واقع دور و بر من آنقدر  شلوغ بود که فرصتی برای خلاقیت باقی نمی‌ماند. طی سالهای اخیر، راههایی پیدا کردم که بتوانم از شلوغی و سر و صدای اطرافم کم کنم تا بتوانم تمرکزی برای خلاقیت و ابتکار پیدا کرده و زمان بیشتری برای چیزهایی داشته باشم که اهمیت بیشتری دارند. سال گذشته، کارآمدترین سال زندگیم بود و تمام آن را مدیون درک اهمیت حذف چیزهای اضافی و بیفایده از زندگیم هستم. بهم ریختگی چطور بوجود می‌آید؟ شما چیزهایی را به دلایلی دور خود جمع می‌کنید، شاید فکر می‌کنید بعدا به آنها نیاز خواهید داشت، ارزش عاطفی و احساسی برای‌تان دارد یا اینکه پول زیادی بابتش پرداخت کرده‌اید و احساس می‌کنید باید حتما نگهش دارید حتی اگر هفته ها، ماهها و سالها حتی به آن دست هم نزنید؛ کتاب، لباس، وسیله‌ای زینتی یا هر چیز دیگری ممکن است واقعا دیگر کاربردی برای‌تان نداشته باشند. اما واقعیت این است که ممکن است در خریدن چیزهایی اشتباه کرده باشید اما اگر بخواهید به این اشتباه اعتراف کنید و از نگه داشتن آن امتناع کنید، مغزتان آزرده شود. محققان دانشگاه Yale دو ناحیه در مغز را شناسایی کرده‌اند که مربوط به درد و ناراحتی است؛ قشر کمربندی قدامی (anterior cingulate cortex) و اینسولا (insula)، در واکنش به دور انداختن و دل کَندن از اشیاء، فعال شده و ارتباط‌هایی برقرار می‌کنند. این قسمت‌ها همان نواحی از مغز هستند که وقتی درد فیزیکی ناشی از بریدگی با کاغذ یا نوشیدن قهوه‌ی خیلی داغ احساس می‌کنید، فعال می‌شوند. مغز شما، از دست دادن یک شیء با ارزش را که متعلق به خودتان است مانند همان چیزی تلقی می‌کند که موجب درد فیزیکی‌تان می‌شود. و هر چه نسبت به یک شیء، احساس تعلق روحی یا مالی بیشتری داشته باشید، بیشتر مایلید آن را دور و بر خود نگه دارید.     چرا Apple می‌خواهد شما محصولاتش را لمس کنید؟ وقتی پای چیزهای فیزیکی به میان می‌آید، صرفا لمس کردن یک شی‌ء می‌تواند باعث شود از نظر هیجانی و روحی نیز به آن وابسته‌تر شوید. در مطالعه‌ای، پژوهشگران قبل از یک حراجی به افراد شرکت کننده ماگ‌های قهوه دادند تا لمس کنند. آنها مقدار زمان‌های متفاوتی برای لمس کردن ماگ‌ها توسط افراد در نظر گرفتند تا ببینند چه تاثیری روی مقدار پولی که این افراد قرار است برای خریدن این ماگ‌ها در حراجی خرج کنند می‌گذارد. نتایج این مطالعه نشان داد که افرادی که ماگ‌ها را طولانی‌تر در دست داشتند و لمس کردند، نسبت به آنهایی که زمان کوتاه‌تری ماگ‌ها را در دست داشتند، توانسته بودند 60 درصد پول بیشتری پرداخت کنند. بررسی این نتیجه این بود که شما هر چه بیشتر چیزی را لمس کنید، ارزش بیشتری نیز برای آن قائل خواهید بود. شرکت Apple با تاثیر لمس کردن بر روح و روان شما آگاه است و فرشگاه‌های خود را هوشمندانه و با دقت جوری طراحی کرده است که شما ارتباطی روحی با محصولاتش برقرار کنید. وقتی شما چیزهایی جدیدی را وارد زندگی‌تان می‌کنید، فورا با ارزشی که این اشیاء دارند ارتباط برقرار کرده و دست کشیدن از آنها در آینده برای‌تان دشوارتر خواهد شد. این ارتباط روانی با اشیاء همان چیزی است که باعث «جمع کردن» یا «احتکار» اشیاء می‌شود.     تاثیر بهم ریختگی و شلوغی بر مغز فرقی نمی‌کند کمد خانه‌تان باشد یا میز کارتان، در هر صورت چیزهای اضافی پیرامون‌تان می‌توانند تاثیر منفی بر توانایی تمرکز و پردازش اطلاعات شما داشته باشند. این دقیقا همان چیزی است که دانشمندان دانشگاه پرینسون دریافتند؛ آنها عملکرد کاری افراد در محیطی منظم را با عملکرد کاری در محیطی نامنظم و آشفته مورد مقایسه قرار دادند و نتایج نشان داد بهم ریختگی فیزیکی در اطراف شما، در تضاد با توجه و تمرکزتان بوده و منجر به کاهش عملکرد و افزایش استرس می‌شود. تیمی از پژوهشگران دانشگاه UCLA، 32 خانواده‌ی لس آنجلسی را مورد مشاهده قرار دادند و دریافتند تمام مادرها، هورمون‌ استرس‌شان طی زمانی که با متعلقات‌شان سر و کار داشتند افزایش یافته بود. این اتفاق مشابه اتفاقی است که هنگام انجام چند کار به طور همزمان (multitasking) در مغز روی می‌دهد؛ فشار اضافی وارد ناشی از بهم ریختگی بر احساس، استرس و اختلال در توانایی خلاقانه فکر کردن. بهم ریختگی فقط فیزیکی نیست فایل‌هایی که در کامپیوترتان دارید، نوتیفیکیشن‌های اکانت‌های جورواجورتان و هر چیزی که حواس‌تان را پرت می‌کند، رقیب تمرکز شماست. فُرم دیجیتالی ِ بهم ریختگی و آشفتگی، توانایی شما را برای تمرکز و انجام کارهای مفید و مبتکرانه نابود می‌کند. Mark Hurst، که پُر فروش‌ترین کتاب را در زمنیه‌ی کنترل جریان اطلاعات در عصر دیجیتال نوشته است، اینطور می‌گوید: «وقتی شما آیتم‌هایی برای انجام دادن دارید که مدام در ذهن‌تان غوطه ورند یا هر چند دقیقه یکبار نوتیفیکیشنی هست که حواس‌تان را پرت کند، مغزتان فرصتی برای وارد شدن به جریان ابتکار یا پردازش پیدا نخواهد کرد. وقتی مغزتان مشغول چیزهای زیادی باشد، قدرتش را از دست می‌دهد و نتیجه اینکه در زمینه‌های زیر وحشتناک عمل خواهید کرد: . فیلتر کردن اطلاعات . فورا بین اطلاعات سوئیچ کردن . داشتن حافظه‌ای که با قدرت کار می‌کند استفاده‌ی بیش از حد از امکانات دیجیتالی همان تاثیری را روی مغزتان دارد که بهم ریختگی فیزیکی». حد بهم ریختگی خودتان را پیدا کنید من دوست دارم همه چیز را تمیز و مرتب نگه دارم اما وقتی از نظر خودم همه چیز کامل و روبراه بود، مادرم همان اتاق را همچنان طوفان زده می‌دید! تحمل هر کسی برای بهم ریختگی متفاوت با دیگری است. محققان دریافته‌اند بعضی از افراد به کمی بهم ریختگی در پیرامون خود نیاز دارند تا احساس انگیزه کنند و کارشان را انجام بدهند. در نگاه ین افراد، یک میز کاملا تمیز و خلوت مانند یک منطقه‌ی خاموش و به خواب رفته به نظر می‌رسد که نشان می‌دهد هیچ فکر و کاری برای انجام دادن در آن نیست. مثلا به عکس زیر که از دفتر کار استیو جابز در خانه‌اش است نگاه کنید؛ احتمالا این همان چیزی نیست که از یک فرد آرمانگرا انتظار دارید.   از طرفی دیگر، گراهام هیل، موسس وبسایت TreeHugger، که خانه‌ی مجلل خود را فروخت و یک آپارتمان 300 متری خرید، تنها چند لوازم ضروری در منزل دارد. در آشپزخانه‌ی او فقط 12 ظرف سالاد و کارد و قاشق و چنگال پیدا می‌شود.   او در مصاحبه‌ای که با نیویورک تایمز داشت گفته است: «من هم مانند دیگران چیزهای مادی را دوست دارم و در رشته‌ی طراحی محصولات تحصیل کرده‌ام و مانند همه به وسایلی چون لباس و ... نیاز دارم. اما از زمانی به بعد تجربه به من نشان داده که چیزهای مادی اگر تجمع پیدا کنند این توانایی را دارند که نیازهای روحی و هیجانی را بیرون برانند». هر چند ثابت شده که بهم ریختگی تاثیر منفی بر عملکرد فرد دارد اما این دریافت خود شما از بهم ریختگی است که اهمیت دارد، نه درک و استنباط کس دیگر. اگر قرار دادن دفترچه‌ی یادداشت، خودکار و یا عکس کسی که دوستش دارید روی میزتان به شما احساس آشفتگی و بهم ریختگی نمی‌دهد، پس میزتان بهم ریخته نیست. شما باید به دنبال ایجاد فضایی باشید که به شما احساس آرامش و راحتی بدهد. راههایی برای منظم بودن میلیون‌ها منبع از اطلاعات و چیزهایی وجود دارد که می‌توانید مصرف‌‌شان کنید پس مهم است که راهی برای کنترل این جریانات پیدا کنید تا زمان بیشتری برای انجام کارهای مهمتر داشته باشید. ۱. محدود و مقید کردن یکی از اصول طراحی خوب، وضع محدودیت‌هاست. شما می‌توانید از همین تئوری برای ایجاد سیستمی جهت کنترل مصرف خود بهره ببرید. مثلا، برای تعداد افرادی که در صفحه‌ی مجازی‌تان دنبال می‌کنید محدودیتی در نظر بگیرید، در مورد کتاب‌هایی که باید بخرید و یا در مورد اپلیکشین‌هایی که دارید. با خودتان قرار بگذارید تا زمانی که کتاب جدیدتان را نخوانده‌اید کتاب دیگری نخرید، یا تا وقتی که به اپلیکشینی واقعا نیاز پیدا نکرده‌اید آن را دانلود نکنید. همیشه اطلاعات خیلی بیشتری از میزان نیازمان وجود دارد، برای همین اگر محدودیت برای خودمان در نظر بگیریم، به جای اینکه دچار آشفتگی و شلوغی شویم، از چیزهایی که در اختیار داریم و مصرف می‌کنیم لذت خواهیم برد. ۲. فضای ذخیره‌تان را کوچک کنید کوچک و محدود کردن فضای ذخیره و انبار می‌تواند تاثیر شگفت انگیزی در محدود کردن مصرف داشته باشد. سعی کنید در کمدتان فقط 10 آویز قرار بدهید یا وقتی به سفر می‌روید چمدان کوچکی با خود ببرید. با کوچک‌تر کردن فضای ذخیره، خواهید دید چه چیزهای بی‌مصرفی دور و بر خود جمع کرده‌اید که باید از دست‌شان خلاص شوید. ۳. مروری ماهیانه بر کمد و گنجه‌های‌تان داشته باشید هر ماه، کمد و گنجه‌های‌تان را بررسی کنید تا چیزهایی که دیگر نیازی به آنها ندارید از دور خارج کنید. اگر تابستان رسیده و لباس‌هایی در کمد دارید که در این فصل سراغ‌شان نخواهید رفت، آنها را از کمد خارج کرده و به نیازمندان ببخشید یا اگر واقعا چیزی است که مطمئن هستید باز هم از آن استفاده خواهید کرد، دست کم آن را دور از دسترس قرار دهید. ۴. هر روز کامپیوترتان را خانه تکانی کنید اگر با کامپیوتر کار می‌کنید و دسک تاپی بهم ریخته دارید، هر زمان که سیستم را روشن می‌کنید این دسک تاپ می‌تواند احساس ناراحتی و استرس به شما بدهد. در پایان هر روز، تمام فایل‌های غیر ضروری و اضافی را پاک کنید. اگر هم دوست ندارید فورا این کار را بکنید می‌توانید فولدری درست کنید و فایل‌های بی مصرف را در آن بگذارید و بعدا آن را بررسی کنید. بهم ریختگی و بی‌نظمی چه فیزیکی و چه دیجیتالی، چیزی است که شما همیشه با آن سر و کار دارید اما می‌توانید کنترلش کنید. پیدا کردن راههایی برای کنترل جریان مصرف به صورتی که مورد علاقه‌ی خودتان باشد به شما احساس قدرت داده و ذهن‌تان را آزاد خواهد کرد. برای خلاقیت در ذهن و پیرامون خود فضایی باز کنید تا تجربیات جدید و مفید به سمت‌تان سرازیر شوند.   ]]> سبک زندگی Tue, 28 Nov 2017 07:42:29 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/117080/ با این ۱۰ علامت، هنوز آمادگی ازدواج را ندارید http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/116934/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : ازدواج یکی از بزرگ‌ترین تعهدات در زندگی است. طبیعی است که با تصور اینکه قرار است باقی عمرتان را با یک نفر دیگر سپری کنید، کمی مضطرب شوید و حتی بترسید، اما این احساسات در چه حدی نشاندهنده‌ی چیزی فراتر از اینها هستند؟ در این مطلب علامت‌هایی را می‌گوییم که نشان می‌دهند شما هنوز آماده‌ی ازدواج کردن نشده‌اید.   ۱. از ازدواج کردن وحشت دارید اگر فکر اینکه بقیه زندگی‌تان، یا دست کم 10 تا 20 سال آینده را با تنها یا یک نفر دیگر شریک شوید، شما را پُر از احساس ترس و وحشت می‌کند پس هنوز آمادگی ازدواج کردن را ندارید. ۲. از طرف مقابل‌ خوش‌تان می‌آید اما عاشقش نیستید اگر قرار است با کسی ازدواج کنید تنها به این دلیل که فکر می‌کنید همسر خوبی برای‌ شما و مادر یا پدر خوبی برای فرزندتان خواهد بود، اما عاشقش نیستید و واقعا او را دوست ندارید، پس باید به طور جدی تجدید نظر کنید تا ببینید آیا واقعا آماده‌ی ازدواج، مخصوصا با این فرد هستید.    ۳. چیزهایی را از همدیگر پنهان می‌کنید یکی از علامت‌هایی که نشان می‌دهد هنوز آمادگی ازدواج کردن را ندارید این است که رازهایی دارید که از طرف مقابل‌تان پنهان می‌کنید. این رازها می‌تواند شامل این باشد که با چه کسی بیشتر وقت می‌گذرانید، وضعیت مالی‌تان چطور است یا گهگاه مواد مصرف می‌کنید. ۴. فکر می‌کنید طلاق، چیز بدی نیست اگر با این نگرش در حال ازدواج کردن هستید که؛ اگر اوضاع خوب نبود، مسئله‌ای نیست، طلاق می‌گیریم، پس این علامت خوبی نیست، یعنی شما هنوز برای متعهد شدن و قبلو مسئولیت آماده نیستید. ۵. باورها و عقاید شما هیچ تناسبی با هم ندارند اگر در باورها و عقایدتان، تفاوت‌های اساسی با هم دارید، زندگی مشترک‌تان با دردسرهایی روبرو خواهد شد که احتمالا به راحتی نخواهید توانست آنها را رفع و رجوع کنید. یک نمونه‌ی بارز می‌تواند تفاوت در شیوه‌ی تربیت و پرورش بچه‌ها باشد.     ۶. تنها برای مدت کوتاهی است که طرف مقابل‌تان را می‌شناسید اگر مدت کوتاهی که با طرف مقابل‌تان آشنا شده‌اید، پس هنوز آماده نیستید که تصمیم جدی برای ازدواج بگیرید، و فرقی هم نمی‌کند چند سال دارید. برای شناختی نسبتا دقیق از همدیگر و گرفتن تصمیم قطعی برای ازدواج، حداقل بیشتر از یک سال زمان لازم دارید. ۷. به طور مکرر در مورد موضوعاتی خاص با هم مشاجره می‌کنید اگر هنوز نتوانسته‌اید در مورد موضوعاتی که بین شما به بحث کشیده می‌شوند جوری به توافق برسید که هر دوی شما راضی باشید و احساس کنید طرف مقابل درک‌تان کرده و مسئله برطرف شده باشد ، پس به احتمال زیاد آماده‌ی ازدواج کردن نیستید. اتفاقا فرصت خوبی است که بسنجید آیا می‌توانید بین خودتان یا با کمکی از بیرون، مشکلات خود را حل کنید یا نه، به هر حال مهارت حل مسئله، مهارتی بسیار مهم و ضروری در زندگی مشترک است. ۸. به خاطر احساس گناه، ترس یا خشنود کردن یک نفر دیگر ازدواج می‌کنید ممکن است به خاطر فرار از احساس گناه یا اینکه نمی‌خواهید احساسات یک نفر دیگر را جریحه دار کنید یا زیر قول‌تان بزنید تن به ازدواج بدهید. گاهی زن یا مرد ازدواج می‌کنند چون به اشتباه فکر می‌کنند این، تنها فرصت دوست داشتن است یا عشق و علاقه‌ای که هم اکنون دارند، بهترین عشق‌شان است. ازدواج کردن به منظور راضی و خوشنود کردن هر کس دیگری غیر از خودتان، کاری کاملا غیرعاقلانه و نادرست است.     ۹. شما در واقع عاشق کسی هستید که فکر می‌کنید طرف مقابل‌تان خواهد شد، نه آن کسی که الان هست اگر امیدوارید که بعد از ازدواج چیزهایی در طرف مقابل‌تان تغییر کند، پس آماده‌ی ازدواج با او نیستید. مثلا ممکن است فکر کنید بعد از ازدواج نظر نامزدتان در مورد بچه دار شدن تغییر کند و دیگر از بچه دار شدن فراری نباشد. یا شاید هم فکر کنید بعد از ازدواج، دیگر مواد مصرف نخواهد کرد. واقعیت این است که آدم‌ها ندرتا تغییر می‌کنند و این خیالات که ازدواج کردن، فرد مورد علاقه‌تا را تغییر می‌دهد، معمولا علامت این است که آمادگی ازدواج کردن را ندارید. 10. تعهدات ازدواج و زندگی مشترک را قبول ندارید اما در این مورد به طرف مقابل‌تان چیزی نگفته‌اید اگر خواهان زندگی مشترک بدون اصول و تعهدات هستید، پس چرا می‌خواهید ازدواج کنید؟ اگر واقعا به روابط آزاد و بدون قید و شرط عقیده دارید بهتر است زندگی مجردی را انتخاب کنید. قبل از هر گونه اقدامی حتما در این مورد با طرف مقابل‌تان مفصلا صحبت کرده و همه‌ی عقایدتان را رو کنید. ]]> سبک زندگی Sun, 26 Nov 2017 06:05:12 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/116934/