پایگاه خبری ستاره ها - آخرين عناوين روانشناسی :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/lifestyle/psychology Wed, 17 Oct 2018 17:44:05 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Wed, 17 Oct 2018 17:44:05 GMT روانشناسی 60 بهداشت روانی چیست؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/144262/ وب‌سایت ستاره نوشت: هنر خوب لباس پوشیدن،‌ چیزی بیشتر از آن است که یک لباس فقط به تن ما جور باشد. هنر خوب زندگی کردن نیز فراتر از رفتار کردن در مجموعه‌ای از موقعیت‌ها و شرایط است. برای مثال برخی از افراد به خاطر فشار زندگی یا عادت به هر سو کشانده می‌شوند و البته افرادی هستند که خود سررشته زندگی خویش را به دست گرفته‌اند. برخی در حین کار تفریح می‌کنند و برخی چنان بازی می‌کنند که گویی مشغول کار هستند. بهداشت روانی بر جنبه‌های مثبت رفتار و نه جنبه‌های صرفا کافی رفتار تاکید می‌کند. در این مقاله با تعریف بهداشت روانی و اصول بهداشت روانی آشنا می‌شویم. بهداشت روانی چیست؟ بهداشت روانی را حالت سازگاری نسبتا خوب، احساس بهزیستی، شکوفایی توان و استعدادهای شخصی تعریف کرده‌اند. این اصطلاح برای کسی به کار برده می‌شود که در سطح بالایی از سازگاری و انطباق رفتاری و عاطفی عمل می‌کند، نه کسی که صرفا بیمار نیست. مراکز بهداشت روانی جامعه‌نگر با هدف سه نوع پیشگیری در جامعه فعالیت می‌کنند: پیشگیری نخستین: جلوگیری از بروز اختلال‌های روانی پیشگیری ثانوی: تشخیص و درمان زودهنگام اختلال‌ها پیشگیری ثالث: کمک به حل معضلات و مشکلات ناشی از ابتلا به اختلال‌های روانی در روانشناسی، علاوه بر اهمیتی که برای پیشگیری قایل می‌شویم، به دنبال دستیابی به ویژگی‌هایی هستیم که سالم، سازگار و مطلوب به شمار آیند. در واقع بعد مثبت بهداشت روان که سازمان بهداشت جهانی نیز روی آن تکیه دارد، در تعریف سلامتی لحاظ شده است «سلامتی یک حالت رفاه فیزیکی، روانی و اجتماعی است نه فقط فقدان بیماری و یا ناتوانی». به‌گونه‌ای دیگر می‌توان گفت که بهداشت روان حالتی از رفاه است که در آن فرد توانایی‌هایش را باز می‌شناسد و قادر است با استرس‌های معمول زندگی تطابق حاصل کرده، از نظر شغلی مفید و سازنده باشد و به‌عنوان بخشی از جامعه با دیگران مشارکت و همکاری داشته باشد. اصول بهداشت روانی برای رسیدن به اهداف بهداشت روانی رعایت اصولی الزامی است. برخی از آن اصول عبارتند از: 1- توجه به تمامیت وجود هر فرد یکی از اصول بهداشت روانی این است که انسان به شکل تمامیت جسم و روان در نظر گرفته شود. انسان سالم می‌تواند درک کند که ممکن است مشکلات جسمی و روانی با هم در ارتباط باشند. هر انسان بر اثر ارتباط خصوصیات روانی و جسمی خود، دست به عمل می‌زند و هیچ رفتاری جدای از این چهارچوب صورت نمی‌گیرد. 2- احترام به شخصیت خود و دیگران احترام به شخصیت خود و دیگران یعنی این که یک شخص خود را دوست بدارد و به دیگران احترام بگذارد. فرد سالم احساس می‌کند که افراد جامعه او را مورد پذیرش قرار می‌دهند و او نیز به نظر موافق به آنها می‌نگرد و برای خود و آنها احترام قائل است. اصول بهداشت روانی مبتنی بر تقویت افراد استوار شده ‌است و از تخریب شخصیت افراد تا جایی که امکان داشته باشد جلوگیری می‌کند. 3- بررسی علل رفتار هر رفتاری علتی دارد و خود به خود انجام نمی‌شود مانند ترس که حتما دلیلی دارد یا آن را می دانیم یا نه. انسان سالم در پی کشف علت رفتارها برمی‌آید. اینکه مثلا چرا می‌ترسم و آن علت را رفع می‌کند. 4- روبرو شدن با واقعیات فردی و اجتماعی هر فرد سالم توانایی‌ها و ناتوانایی خود را می‌شناسد و آن را قبول دارد البته می‌کوشد محدودیت‌های خود را رفع کند و نسبت به آنها جبهه نمی‌گیرد یا پنهانش نمی‌کند. کشمکش و عدم قبول واقعیات اغلب موجب بروز اختلال روانی می‌شود. 5- دانستن و ارزش دادن به نیازهای اولیه بهداشت روانی مستلزم دانستن و ارزش دادن به نیازهای اولیه انسان است. احتیاجات و نیازهای جسمانی و روانی بسیار مهم هستند. بشر دائما از این نیازها تاثیر می‌پذیرد و به نسبت محرومیت و ارضاء آنها رفتارش تغییر می‌کند. بهداشت روانی بر این اصل استوار است که نیازهای جسمانی و روانی هر شخص در هر سنی با شرایط ویژه همان سن باید در نظر گرفته و ارضا شود. 6- مقابله با مشکلات عاطفی مشکلات عاطفی جزیی از زندگی محسوب می‌شوند. سلامتی روانی به نحوه برخورد با این مشکلات و یافتن بهترین راه حل برای غلبه بر آنها بستگی دارد. اصول بهداشت روانی قوانین مربوط به سلامت عاطفی و روانی را در بر می ‌یرد. چگونگی روابط با مردم و توانایی سازگاری با آن مهمترین عامل در احساس خوشی و شادکامی است. بیماری‌های روانی تقریبا همیشه به این حقیقت که بیمار قادر نیست دوست بدارد و عشق بورزد مربوط می‌شود. 7- به دست آوردن رضایت از زندگی به دست آوردن رضایت از زندگی از اصول بهداشت روانی است. رضایت ممکن است از احساس برتری و پیشرفت، از رسیدن به نیاز و آرزوهای شخصی، مقابله با مشکلات و ناملایمات و موارد دیگر به دست آید. رضایت پشتوانه قوی و نیرومندی برای مقابله با مشکلات است. توانایی در کسب رضایت به انسان استقامت می‌دهد و موجب خشنودی درونی می‌شود. خشنودی واقعی به این بستگی دارد که انسان نیازمندی‌های درونی و پنهان خود را به شکلی که جامعه‌پسند می‌باشد در آورد. کسب رضایت با اتکا به نفس، کاردانی، آزادی، استقالال و تدبیر همبستگی تنگاتنگی دارد. چند توصیه جهت ارتقا بهداشت روان هر چه بین نیت درونی فرد و رفتاربیرونی او هماهنگی بیشتری باشد فرد از سلامت روان بهتری می‌تواند برخوردار باشد. مسایلی مانند دروغ، ریا، و حتی مخفی کاری... باعث هدر رفتن انرژی روانی انسان می‌شود. با توجه به اصول بهداشت روانی باید در جهت كامل بودن و پیشرفت تلاش كنیم اما انتظار كامل بودن در همه زمینه‌ها را نداشته باشیم. شكست‌های خود را به عدم تلاش نسبت دهیم نه به ناتوان بودنمان توانایی بخشش خود و دیگران را در خود تقویت کنیم. از كلمات نهایی مثل همیشه و باید كمتر استفاده كنیم؛ مثلا نگوییم من همیشه شكست می‌خورم یا من باید نمره بیست بگیرم و... ورزش كنیم؛ ورزش زنجیره تفكرات منفی را قطع می‌كند. مهارت جرات‌ورزی و مهارت نه گفتن را تمرین كنیم تا بتوانیم بدون استفاده از پرخاشگری و با ارتباط كلامی از حق خود دفاع كنیم. احساسات خود را به صورت مناسبی ابراز كنیم. یعنی احساسات مثبت مثل شادی، محبت و احساسات خشم و ناراحتی را درون‌فكنی و سركوب نكنیم و بدون رفتارپرخاشگرانه آنها را ابراز كنیم. متاسفانه در بخش عظیمی از دنیا بهداشت روان و بیماری روانی باندازه سلامت جسمانی و بیماری جسمی اهمیت ندارد و مورد بی‌توجهی و غفلت قرار گرفته است. ]]> سبک زندگی Wed, 17 Oct 2018 13:31:19 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/144262/ با این جملات، اعتماد دیگران را به دست آورید http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/144216/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها ؛ به دست آوردن اعتماد دیگران برای بیشتر ما از اهمیت ویژه ای برخوردار است، چرا که اثرات قابل توجهی در زندگی و روابط اجتماعی ما می تواند داشته باشد. بیان برخی جملات به ما کمک خواهد کرد که در روابط روزمره اعتماد همکاران، دوستان و حتی غریبه ها را به راحتی به دست آوریم. جملاتی در ادامه مطلب برایتان آورده ایم که با تکرارشان نه تنها اعتماد طرف مقابل را به دست خواهید آورید بلکه داشتن مکالمه ای مثبت و تاثیرگذار را تضمین خواهید کرد. حرفت را می فهمم حتی اگر شما با دیدگاه طرف مقابل تان مخالف اید، به او نشان دهید که برای حرف هایش ارزش قائلید. در این شرایط، قبل از این که او را رد کنید، به او بگویید: «من به حرف های تو احترام می گذارم» سپس نظر خود را بیان کنید. در این صورت، نه تنها حس نادیده گرفتن شدن به او دست نمی دهد بلکه اعتمادش به شما نیز بیشتر می شود. به نظر من... اگر می خواهید در مکالمه ای پیروز شوید، باید اعتماد طرف مقابل را به دست آورید. بیان جمله هایی چون «به نظر من...» یا «پیشنهاد دیگر...» به طرف مقابل تان این حس را منتقل می کند که شما انعطلاف پذیر هستید. اگر نشان دهید که یک زاویه دید بسته ای ندارید و می توانید موضوع را از زوایای مختلف بررسی کنید، اعتماد طرف مقابل تان را به دست آوردید. نظرت در این مورد چیست؟ شما باید نشان دهید که نظر طرف مقابل تان برای شما ارزشمند است. اگر از همان اول مکالمه نظر او را بخواهید، این اعتماد را به او داده اید اما اگر او فکر کند که شما قبل از پرسیدن نظر او، خودتان قضاوت کرده اید، او نیز نسبت به شما گارد می گیرد. بنابراین قبل از بیان نظر خودتان، حتما نظر طرف مقابل تان را هم بپرسید. من چه کاری می توانم انجام دهم؟ با گفتن این که «من چه کاری می توانم انجام دهم» در واقع ثابت می کنید که شما نسبت به تغییرات مثبت انعطاف پذیرید. شما در یک مکالمه باید نشان دهید که برای ایجاد تغییرات مثبت در خودتان انگیزه لازم را دارید. در این شرایط نه تنها دیگران نظرات شان را راحت تر بیان می کنند، بلکه اعتمادشان به شما نیز چند برابر می شود. من سراپا گوشم گفتن جمله «من سراپا گوشم» در ابتدای مکالمه، داشتن یک مکالمه موثر را تضمین می کند. در واقع شما نشان می دهید که تنها برای حرف زدن نیامده اید و به حرف های طرف مقابل تان نیز با دل و جان گوش می دهید. بابت ترافیک معذرت می خواهم تحقیقی نشان داده افرادی که در ابتدای مکالمه برای اشتباهی که مرتکب شده اند عذر خواهی می کنند، برای دیگران قابل اعتمادترند. در حقیقت شما با گفتن جملاتی مثل «ببخشید معطل شدی» یا «بابت ترافیک از شما غذرخواهی می کنم» با طرف مقابل تان همدردی می کنید و به او این حس را منتقل می کنید که در کنار او هستید نه در مقابل اش. آن اشتباه من بود شاید فکر کنید که اشتباه کردن سابقه شما را پیش طرف مقابل تان خراب می کند، اما واقعا اینگونه نیست بلکه برعکس، شما با قبول کردن اشتباه تان، به او ثابت می کنید که پذیرای هر نقدی هستید و برای بهبود شخصیت تان تلاش می کنید. همین کار باعث می شود که طرف مقابل تان به شما اعتماد کند و او نیز در زمان خود، اشتباه اش را بپذیرد. تحقیقات نشان داده، افرادی که نمی خواهند نشان دهند که ایده آل کامل هستند، بسیار جذاب تر از آنهایی اند که دوست دارند خودشان را بی عیب و نقص نشان دهند. می توانی کمک کنی؟ اگر در مواقعی که احتیاج به کمک دارید، از طرف مقابل تان بخواهید که به شما کمک کند، در واقع ثابت می کنید که شما به او اعتماد کرده اید. با این کار اعتماد او نیز به سمت شما جلب می شود و همکاری موفق تری را کنار هم در پیش خواهید داشت. من به نظر تو اعتماد دارم پس از این که از طرف مقابل تان خواستید که کمک حالتان باشد، به او این فرصت را بدهید تا نظراتش را بیان کند. همین که او بداند می تواند در بعضی مسایل روی شما کنترل داشته باشد، یعنی این که اعتماد او را به دست آورده اید. من بدون تو نمی توانم این کار را انجام دهم با گفتن این جمله شما به طرف مقابل تان نشان می دهید که به او اعتماد کرده اید و برای دریافت هر کمکی از جانب او آماده اید. در واقع با این کار شما رابطه خودتان را بر اساس اعتماد و نگاهی مثبت بنا کرده اید و به او نیز نشان می دهید که همکاری کلید موفقیت رابطه شماست. ]]> سبک زندگی Wed, 17 Oct 2018 09:41:58 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/144216/ اجازه دهید کودکان دعوا کنند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/143968/ به گزارش ستاره ها؛ هورا چیت ساز در گفت‌وگو با ایسنا- با بیان اینکه دعوا میان کودکان امری طبیعی است اظهار کرد: والدین باید این دعواها را تحمل کرده و تلاش کنند در محیطی امن برخی از دعواهای میان کودکان رخ بدهد. وی افزود: مادر به عنوان مهره اصلی و نقش مهمی که در خانه دارد باید وقت کافی برای کودکان در این خصوص درنظر گیرد و کودکان را برای ورود به اجتماع آماده کند. دعواها علاوه براینکه یکسری گرفتاری‌ها و مشکلات ایجاد می‌کنند به تثبیت شخصیت کودک کمک می‌کند. آنچه که ما در نظر داریم و مشکل است این است که همیشه می‌خواهیم یک زندگی، خانواده وکودک آرمانی داشته باشیم. چیت ساز تصریح کرد: باید بدانیم که این دعواها اجتناب ناپذیر است و به هر حال وجود خواهد داشت. برای نمونه ممکن است زمانی به وجود آید که یک خواهر و برادر درضمن دوست داشتن همدیگر بر سر مسایل جزیی و کوچک یک نفرت موقتا بین آنها ایجاد شود. وی با تاکید بر اینکه همین دعواها است که موجب می‌شود هویت جسمی و روحی کودکان شکل گیرد و در غیر این صورت این اتفاق نمی‌افتد و دعواها می‌توانند نقش سازنده‌ای داشته باشد و از طرفی کودک می‌تواند یاد بگیرد که همیشه برنده یا بازنده زندگی نیست، ادامه داد: در ضمن کودک قدرت دفاع از خودش را چه در خانواده و چه در مدرسه می تواند یاد بگیرد. این پزشک سلامت روان با اشاره به اینکه باید در نظر بگیریم علت بروز دعواها چیست و چه زمانی باید مداخله صورت گیرد و باید والدین خود را جهت حل مشکل وارد موضوع کنند، گفت: معمولا زمانی دعواها پیش می‌آید که شرایط یک تغییری پیدا می‌کند. برا ی نمونه کودکان متوجه می‌شوند که والدین توجهی به آنها نمی‌کنند و سرگرم کار خودشان هستند. چیت ساز با بیان اینکه از جمله علت به وجود آوردن این دعواها توسط کودکان جلب توجه والدین است، افزود: مورد دیگر نیز زمانی است که نیازهای اساسی کودک برآورده نمی‌شود. برای نمونه کودک خسته است و از صبح تا ظهر مهد کودک بوده است و در صورتی که نیاز او برطرف نشود پرخاشگری می‌کند. چیت ساز ادامه داد: لازم است که در محیط خانه آرامش حاکم شود تا دعواها ازبین برود. ممکن است جلب توجه کودک به علت کار بدی باشد که انجام داده است و والدین در این حالت متوجه اقدام بد او می شوند اما بهتر است در زمانی که کودک کارخوبی انجام داد نیز به او توجه کنند. این پزشک سلامت روان با بیان اینکه مقایسه کودکان حتی با خواهران و برداران باعث می‌شود که حس بدی در آنها ایجاد شود و این حس، حس تنفر ایجاد می‌کند، ادامه داد: ممکن است آنها در این دعواها انتقام خود را بگیرند. باید بدانیم که فرم بازی کردن و همکاری بین کودکان متفاوت است و هر کدام شخصیت خودشان دارند و یک انسان جدا گانه و منفرد هستند پس باید به آنها یاد بدهیم که این مهارت را پیدا کنند تا چگونه با هم ارتباط برقرار کنند. چیت ساز خاطر نشان کرد: زمانی که والدین برای آرام کردن دعوای بین کودکان مداخله می‌کنند، این مداخله نباید به صورت مستقیم باشد و در ضمن سخن چینی بین کودکان ادامه پیدا نکند. زیرا ممکن است که کودک تصور کند که والدین طرف یکی را گرفته‌اند و آن یکی به فراموشی سپرده شده است. وی افزود: والدین باید به کودک یاد دهند که به تنهایی بتواند حق خودش را بگیرد، حرفش را بزند، قلمرو و رفتار و وظایف خود را بشناسد و به این صورت وارد جامعه شود. ]]> سبک زندگی Mon, 15 Oct 2018 12:45:07 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/143968/ چرا همسرتان به شما گوش نمی‌دهد؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/143890/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : «گوش ندادن به همسر یک زنگ خطر در زندگی مشترک است» وقتی شما یا همسرتان به همدیگر گوش نمی‌دهید یعنی مشکلی در زندگی مشترک‌تان دارید. اگر این «گوش ندادن»ها ادامه پیدا کند، زندگی زناشویی‌تان به خطر خواهد افتاد. مشکل ِ به حرف همسر گوش ندادن، می‌تواند با مشکلاتی که همسرتان دارد، روش ارتباطی و انتقال مفاهیم و یا ترکیبی از هر دو مرتبط باشد. شیوه‌ی ارتباطی‌تان . شاید برای اینکه حرف‌تان را بزنید خیلی حاشیه می‌روید. مونولوگهای طول و دراز، خسته کننده‌اند؛ منظورتان را سرراست بگویید! . در گفتگوها به همسرتان مجال حرف زدن نمی‌دهید. به او هم فرصتی بدهید تا حرفش را بزند. . اگر سابقه‌ی گفتن ِ حرفهای آزاردهنده، تحقیرآمیز، توهین آمیز، تهدید کننده و بی‌ادبانه به همسرتان را داشته باشید و بارها احساسات او را جریحه دار کرده باشید، همسرتان با گوش ندادن به شما موضع دفاعی خواهد گرفت. این حرفها را نزنید! . اگر حرفهای‌تان تابع الگویی از تقلب و دغل کاری باشند، همسرتان توجهی به شما نخواهد کرد. رُک و راست باشید! . اگر مدل حرف زدن‌تان نصیحت آمیز، انتقاد آمیز و خطابه مانند و یا ابهام آمیز باشد همسرتان ترجیح خواهد داد گفته‌های شما را نشنود. نگاه‌تان از بالا به پایین نباشد و هنگام حرف زدن با همسرتان در جایگاه استادی قرار نگیرید! . ممکن است در جملات خود خیلی زیاد کلی گویی می‌کنید. نظراتی که در آنها از کلمه‌هایی مانند «همیشه»، «هرگز» و «مدام» استفاده می‌شود می‌توانند همسر را نسبت به گوش دادن به تمام حرفهایتان بی‌علاقه و بی‌تفاوت کنند. این واژه‌ها را از دایره‌ی لغات‌تان حذف کنید! . شاید زمان مناسبی را برای حرف زدن با همسرتان انتخاب نمی‌کنید. همسر شما وقتی که خسته است، ذهنش درگیر است، مشغول کار مهمی است، تلویزیون تماشا می‌کند یا نگران مسئله‌ای است به شما گوش نخواهد داد. به او بگویید که می‌خواهید با او حرف بزنید و از او درخواست کنید وقت مناسبی برای شما درنظر بگیرد. اگر مخالفت کرد، عصبانی نشوید و باز هم به او فرصت بدهید. . هر موضوع و مسئله‌ای که قبلا در موردش طولانی بحث کرده‌اید می‌تواند باعث شود همسرتان به شما گوش ندهد. لطفا پای موضوعات تکراری و مشکلات کهنه را دوباره وسط نکشید! . ممکن است همسر شما از گفتگوهای ادامه دار و بیفایده‌ی شما خسته و دلزده شده باشد. گله کردنها، آه و ناله کردنها و یا منفی بافیهای شما همسرتان را کسل کرده، کمی مثبت‌تر حرف بزنید! . شاید هم خود شما به همسرتان گوش نمی‌دهید! این بار که همسرتان در مورد موضوع مهمی با شما حرف می‌‌زند، خودتان را بسنجید و ببینید شما چقدر به حرفهای همسرتان گوش می‌دهید. . ممکن است همسرتان به موضوعی که درموردش حرف می‌زنید علاقه‌ای نداشته باشد. از او بپرسید موضوعی وجود دارد که دوست داشته باشد درباره‌اش گفتگو کنید. . ممکن است همسر شما با چیزی که می‌گویید مخالف باشد و تمایلی نداشته باشد به حرفهایتان در این مورد ادامه دهید. . ممکن است در این روز همسر شما به اندازه کافی شنونده بوده و زیاد حرف شنیده و خسته شده. در چنین شرایطی توقع نداشته باشید باز هم بنشیند و گوش بدهد! . اگر اطلاعات ارائه می‌دهید یا توصیه‌ای می‌کنید ممکن است همسرتان در حال حاضر آن اطلاعات را داشته باشد یا توصیه‌تان تکراری و ناکارآمد باشد. . شاید همسرتان عادت دارد هنگامی که حرف می‌‌زنید به این فکر کند که جوابتان را چگونه بدهد. . ممکن است همسرتان اینطور قضاوت کند که چیزی که شما می‌گویید مهم نیست. . شاید همسرتان بر این باور باشد که اهمیت ندادن به چیزی که شما می‌گویید باعث می‌شود شما موقعیت را تغییر دهید و دیگر به حرفتان ادامه ندهید. . ممکن است همسرتان از یک نیمه از مغزش برای گوش دادن استفاده می‌کند! محققان آمریکایی دریافته‌اند مردها فقط با نیمی از مغز خود گوش می‌دهند، در حالیکه زنها از هر دو طرف مغز برای گوش دادن استفاده می‌کنند. پژوهشگران می‌گویند، با این وجود نتیجه این نیست که زنها حتما شنونده‌های بهتری نسبت به مردها هستند. بلکه نیاز دارند برای گوش دادن به یک مکالمه، از قسمتهای بیشتری از مغز خود استفاده کنند. یک نتیجه‌ی دیگر هم اینکه زنها می‌توانند به طور همزمان به دو گفتگو گوش دهند! . شاید همسرتان می‌ترسد و راحت نمی‌تواند نظر مخالفش را اعلام کند، برای همین گزینه‌ی راحت‌تری را انتخاب می‌کند و اصلا گوش نمی‌دهد. اجازه بدهید همسرتان آزادانه با شما مخالفت کند! . ممکن است همسرتان آستانه‌ی تمرکز پایینی داشته باشد. آستانه تمرکز یک بزرگسال معمولی فقط 7 ثانیه است. شما باید میان حرفهایتان مکث کنید. اگر لازم بود اجازه دهید همسرتان سوالهایی بپرسد تا موضوع مورد بحث‌تان برایش شفاف‌تر شود. . شاید وقتی که با همسرتان در حال حرف زدن هستید، چیزهای زیادی وجود دارد که حواس همسرتان را پرت می‌کند. اگر واقعا برایتان مهم است همسرتان با حواس کاملا جمع به شما گوش بدهد، تمام حواس پرت کن‌ها را حذف کنید، مثلا موبایل و تلویزیون خاموش! . شاید همسرتان به حرفهایتان گوش نمی‌دهد تا از بگومگو پرهیز کند! . شاید همسرتان می‌داند درخواستی که از او دارید قابل قبول نیست و ترجیح می‌دهد خود را به نشنیدن بزند تا اینکه «نه» بگوید! ]]> سبک زندگی Mon, 15 Oct 2018 06:14:28 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/143890/ چگونه به همسرتان احساس خاص بودن بدهید http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/143767/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : یک شوهر چه کار می‌تواند بکند تا همسرش احساس خاص بودن داشته باشد و با تمام وجودش درک کند که همسرش عاشق اوست؟ لیستی که در ادامه به شما ارائه می‌دهیم حاصل سالها مطالعه و تجربه است که کمک‌تان خواهد کرد ایده‌هایی برای رفتار با همسرتان به ذهن‌تان برسد؛ رفتارهایی که به همسرتان احساس خاص بودن بدهد. 1. برایش یادداشت عاشقانه بگذارید در عصر ارتباطات مجازی و تکنولوژی، نامه نگاری و دست نوشته تبدیل شده به هنری فراموش شده! یک یادداشت عاشقانه که با دست خودتان نوشته‌اید، عشق و محبت شما را ملموس‌تر و واقعی‌تر انتقال می‌دهد و نشان می‌دهد به همسرتان توجه خاصی دارید و برایش وقت می‌گذارید. یک یادداشت کوتاه که علاقه و تحسین شما را به او نشان بدهد و ویژگی‌های خاص او را بستاید و تعهد قلبی شما را یادآوری کند، آنقدر ارزشمند و خوشایند است که به همسرتان احساس خاص بودن خواهد داد. 2. یاد بگیرید که با زبان عشق همسرتان با او حرف بزنید به گفته‌ی گری چاپمن بیشتر افراد، پیام عشق را به یکی از پنج زبانی که برایتان می‌گوییم دریافت می‌کنند. روشی که ما عشق را دریافت می‌کنیم، «زبان عشق» ماست. این پنج زبان عبارتند از: کلام تائید آمیز وقت گذاشتن برای یکدیگر تماس فیزیکی دریافت هدایا خدمت به یکدیگر ممکن است زبان عشق شما کلام تائید آمیز باشد اما زبان عشق همسرتان، وقت گذاشتن برای همدیگر. پس اگر از همسرتان بشنوید که در انجام کاری چقدر عالی هستید، عشق او را به شما منتقل می‌کند، اما این زبان عشق برای همسرتان جوابگو نیست. شما باید توجه بی‌قید و شرط خود را نثارش کنید تا عشق شما را دریافت کند. وقت بگذارید و ببینید کدام زبان عشق برای همسرتان مناسب است و بعد با همان زبان عشق خود را به او بدهید تا احساس خاص بودن بکند. 3. کارهایی را که به عهده‌ی شما گذاشته انجام دهید مدتهاست همسرتان لیستی از کارهایی که باید انجام دهید دست‌تان داده و شما کاری نکرده‌اید؟ درست است که مشغله‌ها و گرفتاریهای زندگی وقتی برایتان باقی نمی‌گذارند اما تمام نشدنی‌اند و نمی‌توانید صبر کنید تا همه‌ی مشغله‌ها تمام شوند. انجام کارهایی که همسرتان از شما خواسته یک راه خوب است برای اینکه نشان دهید چقدر برای شما خاص است. اگر او ببیند کارهایی که برایش مهم است انجام می‌دهید عشق‌تان را دریافت خواهد کرد. رنگ زدن دیوار اتاق بچه‌ها، تمیز کردن انباری و ...، تفاوت بزرگی در احساسی که همسرتان نسبت به شما دارد ایجاد می‌کند و می‌فهمد چقدر برای شما ارزشمند است. 4. پیامهای عاشقانه برایش بفرستید علاوه بر یادداشت‌های محبت آمیز گاهی هم پیامهای عاشقانه برایش بفرستید. چه اشکالی دارد بعضی وقتها با هم چت کنید؟ فکرتان را به کار بیندازید و کمی ابتکار به خرج دهید، از احساس‌تان برای کلماتی که استفاده می‌کنید خرج کنید تا به دل همسرتان بنشیند و به او احساس خاص بودن بدهد. 5. قرارهای عاشقانه با هم بگذارید از کسی بخواهید چند ساعتی مسئولیت بچه‌ها را قبول کند و برای یک خوشگذرانی دو نفره برنامه ریزی کنید. چیزهایی را انتخاب کنید که او دوست دارد، مثلا در رستورانی که او دوست دارد میز رزرو کنید، به تماشای فیلمی بروید که او دوست دارد یا هر فکر دیگری که به ذهن‌تان می‌رسد. وقت گذاشتن برای همسرتان به شیوه‌ای که او می‌پسندد، یک راه بسیار عالی برای ابراز عشق به اوست. 6. وسط روز با او تماس بگیرید یک تماس تلفنی وسط مشغله‌های روزانه به او ثابت می‌کند که به فکرش هستید. هر روز سر ساعت مشخصی به او زنگ نزنید، بلکه سعی کنید غافلگیرش کنید و زمان که کمتر ممکن است اتنظارش را داشته باشد با او تماس بگیرید. همسرتان خوب می‌داند سرتان شلوغ است و کارهای زیادی دارید، بنابراین وقتی برایش وقت می‌گذارید و به او تلفن می‌زنید می‌فهمد که برایتان مهم است و روزش را قشنگ می‌کنید. 7. تماس فیزیکی‌تان را بیشتر کنید خیلی از مردها با خواندن این جمله به یاد رابطه جنسی می‌افتند اما یادتان باشد همسر شما به روش‌هایی غیر از آنچه شما به آن فکر می‌کنید هم دوست دارد لمس شود. یک آغوش گرم اول صبح یا یک بوسه‌ی شیرین هنگام خداحافظی که 15 ثانیه طول بکشد می‌تواند حس خاسی به همسرتان بدهد. پاها و گردنش را ماساژ بدهید و وقتی مشغول تماشای تلویزیون هستید موهایش را نوازش کنید. تماس فیزیکی اهمیت خاصی در رابطه دارد و لزومی ندارد حتما به رابطه جنسی ختم شود. همسر شما عاشق این توجه و محبتی است که به او دارید و لمس شدن بدنش بدون اینکه جنبه‌ی جنسی بگیرد، برایش بسیار خوشایند و دوست داشتنی است. 8. با شش دانگ حواس‌تان به او گوش دهید با توجه به تمام مشغله‌های دنیای امروز که کار و مسائل آن به تمام لحظات زندگی‌مان هجوم می‌آورد به راحتی ممکن است حواس‌مان پرت شود، حتی وقتی که در خانه هستیم. بچه‌ها هم می‌توانند باعث شوند از یک گفتگوی معنادار و درست و حسابی با همسرمان محروم شویم. اما مطمئنا می‌توانید راهکارهایی متناسب با شرایط خود در نظر بگیرید و یک گفتگوی بی‌مزاحم با همسرتان داشته باشید. مثلا آلام ساعت را برای 30 دقیقه تنظیم کنید، تلویزیون را خاموش کنید، تلفن و کامپیوتر و ... را از خود دور کنید و به بچه‌ها هم اجازه ندهید در این 30 دقیقه مزاحم شما بشوند و با همسرتان حرف بزنید و با تمام وجودتان به او گوش دهید. اختصاص دادن نیم ساعت ِ واقعی برای گفتگو کمک‌تان می‌کند الگوهای ارتباطی درستی وضع کنید و حرفهای هم را به خوبی بشنوید. گوش دادن فعال یعنی اینکه با تمام حواس‌تان گوش دهید. این یعنی عاشق همسرتان هستید و او این را می‌فهمد. 9. برایش آشپزی کنید باور کنید یا نه، آشپزی کردن مرد برای همسرش یک کار رمانتیک است که عشق و توجه او را نشان می‌دهد. غذایی که همسرتان دوست دارد را برایش درست کنید. غافلگیر کردن همسرتان با غذایی که دوست دارد و مدتهاست که نخورده حتما احساس خاص بودن به او خواهد داد. 10. به او استراحت بدهید یکی از چیزهایی که خانم‌ها معمولا از آن محرومند مرخصی از کارهای خانه است. از زمانی که از خواب بیدار می‌شوند تا وقتی که به رختخواب بروند، مشغول رسیدگی به امور خانه و بچه‌ها هستند. پس خیلی خوب می‌شود که شما به عنوان همسرش و مرد خانه فرصتی برای استراحت دادن به او بدهید. چه اشکالی دارد همسرتان یک روز کامل دست به سیاه و سفید نزند؟! مادرانی که بیرون از خانه هم کار می‌کنند، مسئولیتی اضافه‌تر هم بر دوش دارند چون وقتی به خانه بر می‌گردند برای انجام کارهای عقب افتاده و رسیدگی به بچه‌ها بیشتر احساس مسئولیت می‌کنند. به او استراحت بدهید و از استرسش کم کنید تا عشق خود را به او نشان بدهید. چه اشکالی دارد شما در انجام تکالیف بچه‌ها به آنها کمک کنید یا ناهار روز بعد را آماده کنید؟! روش ابراز عشق شما هر چه که هست باید به طور مرتب به او این احساس را منتقل کنید که برایتان خاص است و مطمئن شوید که عشق شما را درمی‌یابد و با تمام وجودش این عشق را باور دارد. ]]> سبک زندگی Sun, 14 Oct 2018 06:53:53 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/143767/ سنین 18 تا 36 سال، بیشتر دچار اختلالات روانی می‌شود http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/143581/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایران ،آخرین آمار‌های پیمایش سلامت روان در کشور نیز از ابتلای 23 درصد از جمعیت 80 میلیونی کشور به یک اختلال روانی حکایت دارد. افرادی که به گفته معاون دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت بیشتر آنها در سنین 25 تا 35 سال قرار دارند و مشکلات اقتصادی و بیکاری بیشتر از همه آنها را تحت تأثیر قرار داده است. با این همه، صاحبنظران این حوزه، معتقدند با افزایش شادی و نشاط می‌توان از حجم اختلالات روانی کاست. با این حال، این سؤال مطرح می‌شود که در ایران چقدر شرایط بروز شادی و نشاط برای جوانان فراهم شده است و برای افزایش این موضوع چه کار باید کرد؟ «علی اسدی» معاون دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت در گفت‌و‌گو با «ایران» از بالاتر بودن میزان ابتلا به این اختلالات در سنین 25 تا 35 سال خبر می‌دهد و می‌گوید: این افراد چون در مرحله آغاز زندگی و کار هستند بیشتر از دیگران درگیر این اختلالات می‌شوند و آسیب می‌بینند. به گفته معاون دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت افسردگی و اضطراب دو اختلال شایعی است که در میان مردم دیده می‌شود. البته شکل و علایم این اختلالات در جوانان متفاوت از دیگران است. اسدی، مشکلات اقتصادی، امنیتی، فقر و بیکاری را مهم‌ترین دلایل شیوع اختلالات روانی در مردم می‌داند و تأکید می‌کند: نوسانات ارزی باعث شده جوان‌ها بعد از اینکه از خواب بیدار می‌شوند اول از هر چیز قیمت ارز را سؤال کنند. این بحران‌ها البته می‌تواند زود گذر باشد و با برگشتن به وضعیت سابق تعادل روحی جوانان به وضعیت سابق بازگردد. معاون دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت با اینکه نکات مثبت فضای مجازی را می‌پذیرد اما معتقد است این فضا، تحرک و نشاط را از جوانان گرفته و باعث شده آنها کمتر به رفتارهای شادی آور بپردازند. به گفته اسدی این اختلالات بیشتر در زنان دیده می‌شود و تحقیقات وزارت بهداشت نشان می‌دهد، افراد مجرد، مطلقه و کسانی که تنها زندگی می‌کنند بیشتر به این اختلالات دچار می‌شوند. «امید محدث»، مدیر کل دفتر هماهنگی و نظارت بر امور جوانان هم مسائل اقتصادی را مهم‌ترین عامل ابتلا به اختلالات روانی می‌داند و به «ایران» می‌گوید: با تغییر الگوی‌های رفتار جوانی مواجه هستیم و مشاهده می‌کنیم میل به انزوا و تنهایی در میان جوانان بیشتر شده است. اختلالات روانی به طور قطع بی‌تأثیر در این ماجرا نیست اما باید بررسی کرد که چه عواملی باعث به وجود آمدن آنها شده است. وی با تأکید بر اینکه سطح استرس زندگی در شهر تهران باعث شده تا از هر 4 نفر یک نفر دچار اختلال روانی شود، ادامه می‌دهد: میزان ابتلا به اختلالات روانی در بازه سنی 18 تا 36 سال در ایران بیشتر از دیگران است. چراکه حجم مشکلات و چالش‌ها در حوزه جوانان بیشتر از سایر سنین است و همین موضوع باعث بالا رفتن آمار آنها می‌شود. مدیر کل دفتر هماهنگی و نظارت بر امور جوانان به افزایش آمار مبتلایان به اختلالات روانی در جوانان اشاره و تأکید می‌کند: علت این اتفاق هم به خاطر آن است که بعد از 18 سال افراد وارد بحران‌های زندگی و چرخه کار می‌شوند. همچنین، مشکلات اقتصادی و اجتماعی باعث می‌شود شرایط برای جوانان سخت‌تر از دیگران شود. وی ادامه می‌دهد: تحقیقات نشان می‌دهد زنان بیشتر از مردان دچار اختلالات روانی می‌شوند. همچنین این مشکل در افراد مجرد و مطلقه بیشتر از دیگران است. وی در پاسخ به اینکه آیا امکانات مربوطه برای شادی و نشاط برای جوانان فراهم نشده است، می‌گوید: بیشتر این مشکلات ذهنی است یعنی افراد در ذهن خودشان را از شادی محروم می‌کنند. در اینجا هرچقدر هم تلاش شود که پارک و شهربازی و... ساخته شود هیچ فایده‌ای نخواهد داشت. افزایش هیجانات کاذب در میان جوانان «کوروش محمدی»، رئیس انجمن آسیب شناسی کشور نقش شادی و نشاط را در سلامت روان انکار‌ناپذیر می‌داند و به «ایران» می‌گوید: نشاط و شادی آن چیزی است که رضایت و احساس لذت را در افراد نهادینه کند. منتهی آن چیزی که در جامعه میان جوانان شاهد هستیم احساس نشاط نیست بلکه هیجان‌های لحظه‌ای همراه با شادی است. او معتقد است در ایران تعریف خاصی برای اوقات فراغت جوانان بیان نشده است و این موضوع باعث شده تا آنها به سمت تنهایی و افسردگی بروند. وی ادامه می‌دهد: متأسفانه ما فاقد قدرت شاد بودن هستیم و بیشتر متوسل به هیجان‌های لحظه‌ای می‌شویم. به طور مثال زمانی که اتفاقی مانند مسابقه فوتبال یا یک کنسرت می‌افتد جوان‌های ما به صورت کوتاه مدت به شادی می‌پردازند اما بعد از آن دوباره به تنهایی پناه می‌برند. او شادی در یک کنسرت و فوتبال را یک شادی دائمی نمی‌داند و تأکید می‌کند: زمانی که جوان‌ها در برنامه‌های جمعی، کنسرت و برای مسابقات فوتبال به شادی می‌پردازند هیچ تضمینی برای اینکه این شادی را حفظ کنند وجود ندارد.   ]]> سبک زندگی Tue, 09 Oct 2018 14:09:48 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/143581/ لطفاً بهتر نگران باشید http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/143513/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها: نگرانی هم مانند بیشتر احساسات منفی دیگر، عملکرد خودش را دارد. اگر دلیلی برای نگرانی وجود نداشت نگران نمی‌شدیم! نگرانی هدفی دارد وقتی صحبت از نگرانی و دلواپسی می‌شود، عملکرد آن کاملا روشن است: توجه ما را به سمت این واقعیت معطوف می‌کند که شاید لازم باشد برای آماده شدن یا پیشگیری، کاری بکنیم و به ما انگیزه می‌دهد که درموردش کاری بکنیم. این شرایط می‌تواند به انتخابهای مهمی منتهی شود؛ اگر شما نگران تصادف کردن باشید، کمربند ایمنی را می‌بندید. اگر نگران سرطان پوست باشید، ضد آفتاب می‌زنید. نگرانی، شما را به سمت رفتاری سوق می‌دهد که شاید دردسرساز باشد اما محافظت کننده است. نگرانی شما را آماده هم می‌کند: اگر نگران مصاحبه‌ی شغلی که در پیش دارید باشید، زمان بیشتری صرف آماده کردن خودتان می‌کنید. نگرانی به شما می‌گوید که موقعیت جدی و خطرناکی در پیش است و این را در ذهن شما برجسته می‌کند تا کاری بکنید. اگر ما هرگز نگران آینده نباشیم، خودمان را در معرض خطر و ریسکی جدی قرار خواهیم داد. حتی زمانیکه شما کنترلی روی چیزی که قرار است روی بدهد ندارید، نگرانی می‌تواند به عنوان یک حائل یا دفاع هیجانی عمل کند. احساس نگرانی آنقدر ناخوشایند است که دست کم، هر اتفاقی که در نهایت روی بدهد، در مقایسه با آن احساس نگرانی، حس بهتری خواهد داشت. به طور کلی: به اندازه نگران بودن بهتر از اصلا نگران نبودن است. البته عمل کردن به این توصیه کمی سخت است. همه‌ی ما نگرانی را به طور طبیعی در وجود خود داریم، اما اینکه چقدر به آن وابسته‌ایم و عادت کرده‌ایم به ژنتیک، والدین، نگرش فردی و پیرامون‌مان برمی گردد. درست است که نگرانی جنبه‌های مثبتی هم دارد اما اگر زیاد از حد باشد مشکل ساز خواهد شد. تقریبا 85 درصد از چیزهایی که درموردشان نگرانیم هرگز روی نمی‌دهند. چگونه بهتر و سالم‌تر نگران باشیم؟ 1. نگرانی ناسالم را از خود دور کنید اگر نگرانی و دلواپسی‌های شما زندگی‌تان را مختل کند، اگر نتوانید تمرکز کنید، اگر مانع لذت بردن‌تان از زندگی بشود، اگر مدام نگران بودن شما در مورد جریان امور باعث شود امروز و فردا کنید، اگر نگرانیهای همیشگی شما خواب و استراحت را از شما بگیرد، اگر در مورد موضوعی همیشه و همیشه نگران باشید و نتوانید آن را از خود دور کنید، این نگرانی مخرب است و به هیچ دردتان نمی‌خورد. اگر قرار باشد از موقعیت‌هایی که در زندگی‌تان پیش می‌آید فاجعه سازی کنید و بدترین حالتهای ممکن را به ذهن بیاورید و همین باعث شود بیشتر مضطرب و ناامید شوید، نگرانی برای‌تان چه کارکرد مثبتی خواهد داشت؟ 2. نگرانی را با نشخوار فکری اشتباه نگیرید نگرانی یعنی متمرکز شدن روی حنبه‌های منفی اتفاقهای منفی آیند که می‌تواند شما را آماده کند و یک پیش زمینه به شما بدهد. اما نشخوار فکری یعنی غرق شدن در اشتباهات گذشته و آنچه قبلا روی داده. این سیکل معیوبی از افکار است که می‌تواند افسردگی به بار بیاورد. 3. یک چک لیست برای نگرانیهای‌تان تهیه کنید یک چک لیست برای نگرانیهای‌تان داشته باشید. از خودتان بپرسید: اگر نتیجه‌ی آنچه روی داد منفی بود، آیا از الان آماده هستم؟ چه کار می‌توانم بکنم تا آماده شوم؟ آیا کاری می‌توانم بکنم که احتمال نتیجه‌ی مثبت را بیشتر بکنم؟ اگر از تمام این احتمالات خسته شدید، تمام کاری که می‌توانید بکنید این است که حواس خودتان را پرت کنید. در بدترین حالت که کاری از دست شما ساخته نیست تا اقدامی انجام دهید، باید صبر کنید تا آن نتیجه‌ی بد بیاید و بگذرد. مغز ما ابهام را دوست ندارد و ترجیح می‌دهد همه چیز برایش شفاف باشد. 4. مدت زمانی که نگران هستید را محدود کنید سعی کنید برای خودتان «دوره‌ی نگرانی» تعیین کنید یا زمانهایی را مشخص کنید و فقط در همان زمانها به خودتان اجازه بدهید که مثلا 15 دقیقه نگران باشید. هر وقت احساس نگرانی‌تان شروع شد به خودتان بگویید: باید تا ده صبح صبر کنم و آن وقت اجازه دارم به نگرانی‌ام به پردازم. با این کار کنترل‌تان روی احساسات‌تان بیشتر شده و به خودتان آموزش می‌دهید که فقط در زمانهای خاصی نگران باشید. 5. اجازه ندهید افکارتان شما را آشفته کند اینکه فکر می‌کنید چیزی روی خواهد داد، به این معنی نیست که حتما روی خواهد داد! از خودتان بپرسید: آیا فکرم درست است؟ فایده‌ای هم دارد؟ کمی از افکارتان فاصله بگیرید و ذهن آگاهی را تمرین کنید. سعی کنید با تمام حواس‌تان در زمان حال ارتباط برقرار کنید: بدن‌تان را روی صندلی حس کنید، پابرهنه روی سنگ یا چمن راه بروید و یا روی یک شیء تمرکز کنید و به جزئیاتش بپردازید. 6. نگرانی‌تان را سرکوب نکنید اگر سعی کنید احساسات‌تان را سرکوب کنید، قوی‌تر بازخواهند گشت. احساسی که دارید به دلیل خاصی وجود دارد و آگاه کننده است. اگر احساس نگرانی شما به شما می‌گوید که چیزی وجود دارد که باید به آن توجه کنید، پس نادیده گرفتن آن می‌تواند به ضررتان تمام شود. اجازه دهید نگرانی به شما انگیزه بدهد، اما اگر متوجه شدید فایده‌ای ندارد سعی کنید با سرگرم شدن با فعالیتهای دیگر، ذهن‌تان را از درگیری با نگرانیها و دلواپسیها رها کنید. روی کارتان تمرکز کنید، یک کار دوست داشتنی انجام بدهید یا می‌توانید با یک کتاب رنگ آمیزی مخصوص بزرگسالان مشغول شوید. شما نمی‌توانید همزمان کاری انجام دهید و نگران هم باشید. ]]> سبک زندگی Tue, 09 Oct 2018 08:41:10 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/143513/ ۱۵ روش موثر برای داشتن یک زندگی آرام http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/143494/ مجله دیجی کالا نوشت: استرس و اضطراب جزو احساسات رایجی است که شاید در طول زندگی بارها تجربه کنیم. اما هنگامی که استرس شدید، قوی و از کنترل خارج شود، می‌تواند مشکلاتی را در سلامت روحی و جسمی ما ایجاد کند. به همین دلیل یافتن راه‌های کاهش استرس و اضطراب برای بازگرداندن آرامش روحی و سلامت جسمی لازم است. ولی پیدا کردن یک داروی ضد استرس که در هر شرایطی برای شما مناسب باشد، آسان نیست. فهرستی که در اینجا برای شما تهیه کردیم، مجموعه‌ای کامل از روش‌های مختلف برای رسیدن به آرمش درونی و یک زندگی ضد استرس و تنش است. فراموش نکنید، درست است که احتمالا در زمانی که افکارتان بهم ریخته‌ حوصله مدیتیشن کردن را ندارید. اما مدیتیشن یکی از راه‌های اصلی تسکین استرس است. ممکن است گاهی دچار استرس‌هایی در روابط خود شوید و به دلیل مشکلاتی که در لحظه برای شما ایجاد شده، حس کنید نمی‌‌توانید به سراغ تمرین تنفس بروید. ولی تمرین تنفس یکی از روش‌های بسیار موثر برای کاهش استرس و اضطراب است. پس این مطلب را تا انتها بخوانید و تلاش کنید در هر شرایطی که قرار داشتید، از این روش‌ها به عنوان راه‌های موثر برای کاهش استرس استفاده کنید. 1. ورزش کردن ورزش یکی از بهترین راه‌های کاهش استرس است. شاید به نظر متناقض بیاید اما ایجاد استرس فیزیکی در بدن با استفاده از ورزش، باعث کاهش استرس ذهنی می‌شود. فواید ورزش برای کاهش استرس با تمرین منظم و روتین حتی بیشتر هم می‌شود. افرادی که به طور منظم ورزش می‌کنند، به چند دلیل کمتر از کسانی که ورزش نمی‌کنند دچار اضطراب می‌شوند. کاهش هورمون‌های استرس ورزش باعث کاهش هورمون‌های استرس‌ بدن مثل کورتیزول (Cortisol) می‌شود. ورزش همچنین به تولید هورمون اندورفین (Endorphin) کمک می‌کند. اندورفین نوعی ماده شیمیایی در بدن است که باعث بهبود روحیه می‌شود و مانند یک مسکن طبیعی عمل می‌کند. بهبود کیفیت خواب ورزش باعث بالا رفتن کیفیت خواب می‌شود. کیفیت خواب ممکن است به علت استرس و اضطراب به شدت افت کند. افزایش اعتماد به نفس وقتی به صورت منظم ورزش می‌کنید، بیشتر احساس شایستگی و اعتماد به نفس خواهید کرد و این موضوع باعث افزایش سلامت ذهنی و روحی شما می‌شود. سعی کنید یک ورزش روتین یا فعالیتی مثل پیاده‌روی، رقصیدن، صخره‌نوردی یا یوگا برای خود پیدا کنید که از آن لذت می‌برید. فعالیت‌هایی مانند پیاده‌روی یا دویدن که به صورت مکرر گروه بزرگی از عضلات را درگیر می‌کنند، مشخصا تاثیر خوبی در کاهش استرس دارند 2. استفاده کردن از مکمل‌های غذایی مکمل‌‌های غذایی زیادی هستند که باعث کاهش استرس و اضطراب می‌شوند. در اینجا به طور خلاصه به چند مورد از‌ آن‌ها اشاره می‌کنیم که تاثیر خیلی خوبی در کاهش استرس دارند. فرنجمشک (Lemon Balm) فرنجمشک یا وارنگ بو، گیاهی از خانواده نعناییان است که به دلیل خواص ضد استرس مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته. اسید‌های چرب امگا ۳ تحقیقی نشان داد دانشجویان پزشکی که مکمل امگا ۳ دریافت کرده بودند تا ۲۰ درصد کاهش استرس و اضطراب داشتند. گیلاس زمستانی (Ashwagandha) گیلاس زمستانی یا پنیرباد خواب‌آور اسم‌های متعددی دارد. این گیاه دارویی در طب آیورودا که طب کهن هندی است برای درمان استرس و اضطراب استفاده می‌شده. تحقیقات زیادی تاثیر مثبت این گیاه را ثابت کرده‌اند. چای سبز چای سبز میزان زیادی آنتی‌اکسیدان‌های پلی‌فنل دارد که خواص آن‌ها در بهبود سلامت فرد است. این آنتی‌اکسیدان‌ها می‌توانند باعث کاهرش استرس و اضطراب و افزایش میزان سروتونین در بدن شوند. سنبل‌الطیب (Valerian) سنبل‌الطیب یا علف گربه نام گیاهی است که به دلیل تاثیر آرام‌بخش و خواب‌آور بسیار معروف است. سنبل‌الطیب دارای اسید والرنیک است که باعث تغییر گاما آمینوبوتیریک اسید (GABA) می‌شود که نتیجه آن کاهش استرس است. کاوا (Kava Kava) کاوا یکی از اعضای فعال کننده روان در خانواده نعناییان است. در گذشته به دلیل خاصیت آرام‌بخشی از آن استفاده می‌شد و امروزه در اروپا و امریکا از خواص ضد استرس و اضطراب آن به صورت گسترده‌ استفاده می‌کنند. نکته: برخی از این مکمل‌ها ممکن است با داروهایی که مصرف می‌کنید تداخل یا در برخی از شرایط عوارض جانبی داشته باشند. به همین جهت اگر در حال حاضر دارویی مصرف می‌کنید پیش از استفاده از این مکمل‌ها حتما با پزشک خود مشورت کنید. 3. نوشتن یکی از راه‌های کاهش استرس نوشتن است. ثبت کردن آن‌چه که باعث استرس شما شده مرحله اول است. بعد از آن نوشتن آن‌چه که از داشتن‌ آن راضی هستید و قدردانی از آن در قالب یک چرک‌نویس می‌تواند مفید باشد. حس قدردانی می‌تواند با جهت دادن ذهن‌تان به سمت چیزهای مثبتی که در زندگی دارید، به طرز عجیبی باعث کاهش استرس شود. 4. کم کردن مصرف کافئین کافئین موجود در قهوه، شکلات، چای و نوشیدنی‌های انرژی‌زا در میزان زیاد می‌توانند باعث استرس و اضطراب شوند. افراد ظرفیت‌های مختلفی برای مصرف کافئین دارند. اگر متوجه شدید که کافئین شما را عصبی و مضطرب می‌کند، به فکر قطع کردن آن باشید. تحقیقات زیادی نشان داده است که مصرف میزان مناسبی از کافئین می‌تواند برای سلامتی مفید باشد. اما این میزان در مورد همه افراد یکسان نیست. 5. آدامس جویدن یک راه ساده و سریع برای کاهش استرس، آدامس جویدن است. تحقیقاتی در این زمینه نشان داد افرادی که آدامس می‌جوند در کنترل آرامش ذهن خود موفق‌تر هستند و استرس کمتری دارند. یک توضیح منطقی برای این موضوع این است که جویدن آدامس باعث می‌شود موج‌های مغز فرد شبیه موج‌های مغز افراد آرام می‌شود. دلیل دیگر این است که جویدن آدامس باعث افزایش جریان خون به مغز می‌شود. یک تحقیق دیگر که به تازگی انجام شده است نشان می‌دهد میزان کاهش استرس هنگامی که افراد آدامس خود را با قدرت بیشتر می‌جوند، بیشتر هم می‌شود. 6. وقت گذراندن با دوستان و خانواده حمایت اجتماعی از طرف دوستان و خانواده می‌تواند کمک کند از شرایط استرس‌زا ساده‌تر عبور کنیم. یکی از تحقیقات به این نتیجه رسید که زمان‌های مشخصی که زنان با دوستان‌شان و بچه‌ها صرف می‌کنند، باعث ترشح اوکسیتوسین (Oxytocin) می‌شود که یک ضد استرس طبیعی است. به این تاثیر “Tend To Befriend” گفته می‌شود. این موضوع را به یاد داشته باشید که هم زنان و هم مردان، هر دو به مزایای دوستی نیاز دارند. تحقیقات دیگری نشان داد مردان و زنانی که کمتر در روابط اجتماعی سهمی دارند و روابط و دوستان کمتری دارند بیشتر دچار افسردگی و استرس می‌شوند. 7. «نه!» گفتن همه چیزهای استرس‌زا قابل کنترل نیستند اما برخی از آن‌ها چرا! کنترل آن بخش از زندگی‌تان را که باعث استرس شما می‌شود و می‌توانید آن را تغییر دهید، در دست بگیرید. معمولا یکی از راه‌های جلوگیری از شرایط استرس‌زا «نه گفتن» است. این کار واقعا می‌تواند در پیشگیری از استرس کمک کند، خصوصا اگر برخی از مواقع خودتان را در حالتی پیدا می‌کنید که در حال تحمل چیزی هستید که بیشر از حد تحمل شماست. مثل برداشتن مسئولیت‌های بیش از حد که می‌تواند باعث غرق شدن شما شود. گزیده عمل کردن برای آن‌چه قرار است انجام دهید و یاد گرفتن «نه گفتن» در شرایط ضروری، می‌تواند از استرس جلوگیری کند. 8. عقب نینداختن کارها یک راه دیگر برای به دست آوردن کنترل روی استرس این است که اولویت‌های خود را مشخص کنید و عقب انداختن کارها را متوقف کنید. به تعویق انداختن کارها شما را به سمت واکنشی رفتار کردن هدایت می‌کند و در حال تقلا کردن برای رسیدن رها می‌کند. این موضوع می‌تواند باعث استرس و تاثیرات منفی روی سلامتی و کاهش کیفیت خواب شود. به تهیه یک لیست برای کارها و طبقه‌بندی کردن‌شان بر اساس اولویت عادت کنید. برای خود اهداف واقعی تعیین کنید و تمرکز خود را از روی لیست برندارید. 9. رفتن به کلاس یوگا یوگا چند سالی است که تبدیل به یک متد موثر در کاهش استرس و یک ورزش عالی برای تمام سنین شده است. با این‌که یوگا سبک‌های مختلفی دارد اما یک هدف واحد را دنبال می‌کند؛ ارتباط موثر میان ذهن و جسم. برخی از مطالعات روی تاثیر یوگا بر سلامت ذهن تمرکز کرده‌اند. به صورت کلی تحقیقات به این نتیجه رسید که یوگا می‌تواند روحیه را تقویت کند و حتی مانند یک داروی ضد افسردگی، در درمان افسردگی و اضطراب موثر باشد. با این حال تحقیقات محدود است و هنوز این سوال‌ها مطرح است که یوگا چطور می‌تواند استرس را کاهش دهد. به طور کلی به نظر می‌رسد فواید یوگا برای کاهش استرس‌ و اضطراب با تاثیر آن بر روی سیستم عصبی و واکنش‌های عصبی مرتبط است. یوگا می‌تواند به کاهش میزان کورتیزول، فشار خون و تپش قلب کمک کند و گاما آمینوبوتیریک اسید (GABA) را افزایش دهد که نوعی پیام‌رسان عصبی (Neurotransmitter) است که با افت شرایط روحی کاهش پیدا می‌کند. 10. روشن کردن شمع معطر (آروماتراپی) استفاده از اسانس‌های طبیعی در فضا با روشن کردن شمع معطر، می‌تواند احساس اضطراب و استرس را کاهش دهد. برخی از انواع رایحه منحصرا آرام‌بخش هستند که در این‌جا به آن‌ها اشاره می‌کنیم. شما می‌توانید با استفاده از اسانس‌سوز یا یا روش‌های دیگر از این رایحه‌ها استفاده کنید. اسطوخودوس رز علف وتیور ترنج بابونه رومی بهارنارنج کندر چوب صندل یالانگ یالانگ پرتقال یا شکوفه پرتقال شمعدانی استفاده از اسانس‌های خوشبو در فضا را آروماتراپی می‌گویند. تحقیقات زیادی در این زمینه نشان داده است که آروماتراپی می‌تواند باعث کاهش استرس و بهبود کیفیت خواب شود. 11. خندیدن مضطرب بودن هنگام خنیدن سخت است. خندیدن برای سلامتی‌ شما خوب است و از چند روش می‌تواند به کاهش استرس هم کمک کند. تسکین دادن عکس‌العمل‌های استرسی تسکین دادن تنش عصبی با آرام کردن عضله‌ها در بلند مدت خندیدن حتی می‌تواند باعث بهبود سیستم ایمنی بدن و روحیه شما شود. تحقیقاتی روی افراد سرطانی به این نتیجه رسید که افراد گروهی که می‌خندیدند، کاهش استرس بیشتری را در مقایسه با افرادی که فقط سعی کرده بودند حواس‌شان را از استرس پرت کنند، تجربه کردند. می‌توانید تماشا کردن یک برنامه تلوزیونی یا فیلم یا وقت گذراندن با دوستانی که در کنارشان خوشحال هستید و شما را به خنده می‌اندازند را امتحان کنید. ماندن در شرایط و حال و هوای استرس‌‌زا اوضاع را بهتر نمی‌کند. 12. تمرین ذهن آگاهی (Mindfulness) ذهن آگاهی درواقع تمرینی است برای قرار دادن شما در لحظه حال و قطعی. این تمرین می‌تواند تاثیر ضد استرسی داشته باشد و افکار منفی ذهن را از بین ببرد. متدهای زیادی برای افزایش ذهن آگاهی وجود دارد که شامل ذهن آگاهی بر پایه “Cognitive Therapy” و ذهن آگاهی بر پایه کاهش استرس، یوگا و مدیتیشن می‌شود. تحقیقات اخیر بر روی دانشجویان کالج نشان داد که ذهن آگاهی می‌تواند باعث افزایش اعتماد به نفس شود و این موضوع در ادامه باعث کاهش علائم استرس و افسردگی می‌شود. 13. گوش دادن به موسیقی آرامش بخش گوش دادن به موسیقی می‌تواند تاثیرات ضد استرسی زیادی در بدن داشته باشد. موسیقی آرام و ملایم می‌تواند با ترغیب کردن مغز به آرامش، به کاهش فشار خون کمک کند و به همان اندازه تپش قلب و هورمون‌های استرس را کاهش دهد. برخی از موسیقی‌های کلاسیک و فولک می‌تواند مشخصا آرامش‌بخش باشد اما گوش کردن به موسیقی مورد علاقه‌تان به هر سبک و ژانری که باشد نیز می‌تواند موثر باشد. صدای طبیعیت نیز می‌تواند خیلی آرامش بخش باشد؛ به همین جهت است که این صداها در موسیقی‌های ریلکس کننده گنجانده شده‌اند. 14. نفس کشیدن عمیق استرس ذهن باعث فعال شدن سیستم عصبی سمپاتیک (Sympathetic) می‌شود و به بدن شما سیگنال‌هایی می‌فرستد که باعث عکس‌العمل‌های استرسی شدید خواهند شد. حین این عکس‌العمل، هورمون‌های استرس آزاد می‌شوند و شما علائم فیزیکی را تجربه می‌کنید؛ علائمی مثل ضربان قلب شدید، نفس نفس زدن، سریع نفس کشیدن و گرفتگی عروق. تمرین نفس کشیدن عمیق می‌تواند به فعال کردن سیستم عصبی پاراسماتیک (Parasympathetic) که وظیفه کنترل عکس‌العمل و آرام شدن را دارد، کمک کند. چندین نوع مختلف از تمرین نفس کشیدن عمیق وجود دارد که شامل diaphragmatic breathing، abdominal breathing، belly breathing و paced respiration می‌شود. هدف از نفس کشیدن عمیق تمرکز بر روی نفس کشیدن و چگونگی ‌آن است که باعث می‌شود تنفس عمیق‌تر و آهسته‌تر شود. وقتی که شما یک نفس عمیق از طریق بینی می‌کشید و تمام حجم ریه خود را پر می‌کنید و بعد شمرده و آرام بازدم می‌کنید ضربان قلب شما آرام می‌شود و به شما کمک می‌کند تا احساس آرامش کنید. 15. وقت گذراندن با حیوانات داشتن یک حیوان خانگی می‌تواند به کاهش استرس و بهتر کردن روحیه بسیار کمک کند. وقت گذراندن با حیوانات به ترشح اکسیتوسین در بدن که باعث بهبود روحیه و وضعیت روحی مثبت در افراد می‌شود کمک می‌کند. داشتن یک حیوان خانگی می‌تواند با مسئولیت دادن به شما، مجبور کردن شما به فعالیت بیشتر و در عین حال بخشیدن یک همنشین به شما، باعث کاهش استرس و اضطراب می‌شود. تمام این مزیت‌ها باعث بهبود حال روحی و در نتیجه روحیه شما می‌شود. کلام آخر کلام آخر این‌که همانطور که استرس و اضطراب می‌تواند در زندگی کاری و شخصی شما وارد شود و همه چیز را به هم بریزد، راه‌های زیادی وجود دارد که فشار، تنش و استرس شما را کم کند. این نکات و تکنیک‌های مختلف معمولا می‌توانند ذهن شما را از منبع استرس دور کنند. ورزش کردن، ذهن آگاهی، موسیقی و روابط عاطفی می‌توانند در کاهش استرس و تنش موثر باشند و همچنین باعث بهبود کیفیت کلی زندگی کاری و شخصی می‌شوند. ]]> سبک زندگی Tue, 09 Oct 2018 07:00:13 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/143494/ فرزندتان را مجبور به عذرخواهی نکنید http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/143473/ روزنامه آرمان امروز نوشت: اگر کودک شما با برادرش دعوا کرده است، اسباب بازی دوستش را برداشته است یا شما را با اسم بدی صدا کرده است، آیا باید او را وادار به عذرخواهی کنید؟ اکثر والدین سعی می کنند عذرخواهی کردن را به کودک خود آموزش دهند زیرا فکر می کنند این مناسب ترین راه برای جبران کار اشتباهی است که انجام داده اند. وادار کردن کودکی که تمایلی به عذرخواهی ندارد، ایده خوبی نیست. هدف از عذرخواهی کودک دلیل عذرخواهی، نشان دادن احساس ندامت ناشی از رفتاری است که به واسطه آن به شخص دیگری آسیب زده یا او را ناراحت کرده اید. پس اگر کودک تان را که از رفتار خود احساس پشیمانی نمی کند وادار به عذرخواهی نکنید، در روش تربیتی خود ناموفق عمل کرده اید؟ بیان تاسف و عذرخواهی کردن در کودکی که احساس پشیمانی ندارد، تغییری ایجاد نمی کند. همچنین به جبران آن نیز کمکی نمی کند. خواهر و برادر یا دوستی که از او عذرخواهی شده نیز در پشت حرف های کودکی که وادار به عذرخواهی کردن شده است، احساس پشیمانی او را نمی بیند. رفتاری که نتیجه معکوس می دهد اگر به محض عذرخواهی کودک بعد از یک رفتار اشتباه او را ببخشید و از کار او بگذرید، پیام نادرستی را به او منتقل کرده اید. این کار به آنها یاد می دهد که بعد از انجام هر کار غلط با گفتن «متاسفم»، حتی اگر از صمیم قلب این حرف را نزده باشند، به سادگی می توانند رفتار خود را جبران کنند. این کار سهوا به کودک می آموزد که با یک عذرخواهی می تواند رفتار خود را توجیه کرده و آن را قابل قبول سازد. ممکن است کودکانی که وادار به عذرخواهی کردن می شوند، تنها برای اجتناب از پیشامدهای بعدی این کار را انجام دهند. خیلی مهم است که بچه ها متوجه شوند که رفتار آنها افراد دیگر را اذیت می کند، حتی زمانی که عذرخواهی می کنند.گفتن متاسفم به برادر یا خواهرش به دلیل شکست اسباب بازی او، به درست شدن آن اسباب بازی کمکی نمی کند. یا عذرخواهی از دوستش برای اینکه او را احمق خطاب کرده است، با گفتن یک عذرخواهی درست نخواهد شد. گاهی اوقات پدرها و مادرها تا زمانی که کودک عذرخواهی نکرده است، امتیازاتی را از او می گیرند و به کودک خود اجازه نمی دهند به بازی خود برگردد اما این کار شما به کودک می آموزد که عذرخواهی به جای جبران کردن برای فرد ناراحت شده، فقط برای فرار از مشکل است. از چه سنی باید به بچه ها آموزش دهیم؟ هر انسانی باید از مراحل مختلف رشدی عبور کند تا به بزرگسالی برسد. این مراحل رشد شامل رشد جسمی، روانی و اجتماعی است. کودک از 3 سالگی تا 7 سالگی و بعد، از 7 تا 11 سالگی در دوران کودکی به سر می برد. از 3 تا 7 سالگی یعنی سنین پیش از دبستان، کودک فکرهای عمیق ندارد و در کارهای خود بی منطق است. نکته مهمتر اینکه کودک، خوب و بد را به صورت انتزاعی در نظر نمی گیرد و کارهایی را که انجام می دهد، خطا نمی داند اما از سن 6 سالگی، به مرور زمان خوب و بد را می شناسد و منطق، کم کم در افکار و اعمالش شکل می گیرد.در سنین کودکی، بچه ها همه چیز را بزرگتر از حد واقعی اش در نظر می گیرند و به بیان دیگر، همه چیز در نظر بچه ها غلو شده است، بنابراین والدین باید بدانند در این سنین، بچه ها را زیاد تنبیه یا تشویق نکنند چون بسیار مضر است. چگونه عذرخواهی را مدیریت کنیم؟ بدون اینکه اجباری در کار باشد، به کودک خود عذرخواهی کردن را بیاموزید. در عوض با این رویکرد پیشگیرانه در نهایت کودک تان مشتاقانه بابت کار اشتباهش عذرخواهی خواهد کرد.در اینجا چند راهکار برای تشویق کودکان به عذرخواهی کردن بیان شده است: به کودک نشان دهید چگونه عذرخواهی کند: به جای اینکه به او بگویید معذرت خواهی کند، به او نشان دهید که چگونه و چه زمانی باید این کار را انجام دهد. یک نمونه نقش برای او بازی کنید و شیوه عذرخواهی را به او بیاموزید. به او بگویید که معذرتخواهی کردن همچنین به این معنی است که «من سعی می کنم این کار را دوباره تکرار نکنم چون دوست ندارم ناراحتت کنم.» جبران کردن را به او بیاموزید: به کودک تان کمک کنید احساس پشیمانی خود را فراتر از کلمات نیز بیان کند. برای مثال اگر یک یاز اسباب بازی های برادرش را شکسته است، اجازه دهید از پول توجیبی خودش استفاده کند و برای او اسباب بازی جدیدی بخرد یا اگر خواهر خود را ناراحت کرده است، به او بگویید اسباب بازی مورد علاقه اش را یک روز برای بازی در اختیار او قرار دهد. این نوع جبران ها، به کودک می آموزد که چطور باید مسئولیت رفتارش را برعهده بگیرد. درباره احساسات شخصی که ناراحت شده صحبت کنید: هنگامی که او آرام بود درباره اینکه چطور رفتار او دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد با او صحبت کنید. سخنرانی را کنار بگذارید و به جای آن از او سوال هایی را بپرسید و ببینید که آیا می تواند تشخیص دهد که چگونه رفتارش دیگران را ناراحت کرده و اذیت می کند. استراتژی های جایگزین را اجرا کنید: زمانی که کودک شما شخص دیگری را اذیت یا ناراحت کرده است (لفظی یا فیزیکی) به او بیاموزید که دفعه بعد چطور باید به گونه دیگری رفتار کند. با این روش دفعه های بعد می تواند رفتارهای خود را بهتر کنترل کند. نقش بازی کردن به کودک شما کمک می کند راه های جایگزین برای داشتن رفتارهای بهتر در آینده را بیاموزد. ]]> سبک زندگی Tue, 09 Oct 2018 05:07:02 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/143473/ محرومیت عاطفی تنبیه مناسبی برای کودک نیست http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/143429/ به گزارش ستاره ها به نقل از سیناپرس، در مقدمه کنوانسیون حقوق کودک آمده است که:«کودکان باید در فضایی سرشار از خوشبختی ،محبت و تفاهم بزرگ شوند.» پرسش اساسی این است که کودکان تا چه اندازه از این حقوق طبیعی درکانون خانواده برخوردارند.؟ آیا والدین به این امر واقفند که پرورش کودک چیزی فراتر از برطرف ساختن نیازهای جسمی اوست ؟ و در آخر اینکه محیط خانواده در چه صورت محیطی امن و موجد حس خوشبختی در کودک است؟ یافتن پاسخ این پرسشها و بکاربستن آنها در پرورش کودک، اولین و بهترین هدیه‌ای است که می‌توانیم در این روز به کودکان پیشکش کنیم. دکتر الهه میرآخورلی روانشناس تربیتی در پاسخ به این پرسش که تربیت کودک از چه زمانی باید آغاز شود گفت: درواقع تربیت کودک تا پیش از یک سالگی معنایی ندارد و به دلیل اینکه کودکان در این سنین تنها چیزی که می‌فهمند رفع نیازهای اولیه‌ است .در این زمان به لحاظ جسمانی و روانی باید مورد حمایت قرار بگیرد ولی هیچ نکته تربیتی نباید اعمال شود.زیرا کودک متوجه امر ونهی ما نمی‌شود و درکی از کار خوب وبد ندارد.تقریبا بعد از یک سالگی می‌توان یک سری از نکات تربیتی را ارائه کرد. البته موضوع این است که بعد از یک سالگی هم خیلی نمی‌توان یک سری قوانین و قواعد سفت و سخت برای کودک گذاشت. این اتفاق که کودک بتواند جملات امری شما را متوجه شود کم کم اتفاق می‌افتد آنها معمولا با افزایش سن قادر به درک قوانین هستند و می‌توانند در چارچوب آن قرار بگیرند. در مجموع قبل از سنین مدرسه کودکان توانایی پذیرفتن قوانین را ندارند ودوست دارند آزاد باشند. برای همین والدین بهتر است نکات تربیتی را در غالب مقررات بسیار ساده و سهل ارائه بدهند.بطور مثال اگر کودک دو ساله ما کاری را انجام داد که از دید ما غلط است نیاز به تنبیه وجود ندارد زیرا او هنوز متوجه اشتباه خود نیست و درک نمی‌کند به همین دلیل اطاعت کردن برای او سخت است. وی ادامه داد: تا جایی که امکان داد والدین بهتر است برای رفتارهای مناسب کودک تشویق در نظر بگیرند و کمتر از تنبیه استفاده کنند. کودکان تا پیش از هفت سالگی باید آزاد باشند آزادی نه به این معنی که برای خود خطری ایجاد کنند و یا به دیگران بی احترامی کنند ؛ آزادی که مد نظر ما هست این است که مقرراتی که برای آنها تعیین می‌کنیم بیشتر از توان آنها نباشد. این به این معنی است که توقع بیش از اندازه از کودک نداشته باشیم. ابتدا بشناسیم که کودکان در این سنین تا چه میزان توانایی دارند و تا چه حد می‌توانند مقررات ما را رعایت کنند و سپس برای آنها قوانین بگذاریم. آزادی که ما برای کودکان قبل از هفت سال مد نظر داریم این هست که در انتخاب بازی، دوستان و مکانهایی که قرار می‌گیرند مختار باشند. زیرا بهترین زمان برای افزایش اعتماد به نفس و رشد خلاقیت در هفت سال آغازین زندگی است . وقتی شما مقررات سخت ایجاد کنید هم اعتماد به نفس کودک را پایین می‌آورید و هم خلاقیت او را کور می‌کنید. با ورود به مدرسه راه خلاقیت کودکان تا حدودی بسته می‌شود و قبل از هفت سالگی زمان مناسبی است که کودک خلاقیت خود را رشد بدهد. این استاد دانشگاه ضمن بیان اینکه امر ونهی های مداوم به کودک باعث لجباز شدن اودرآینده خواهد شد اظهار داشت: در سنین مختلف یک سری ویژگیهای رشدی وجود دارد که اگر والدین با این خصوصیات آشنا باشند راحت تر قادر به برخورد با کوکان هستند. به طور مثال در یک سنی کودک شروع به گفتن کلمه نه و مخالفت می‌کند و سعی می‌کند مستقل عمل کند ؛ در این زمان با اینکه شما لباس تن او کنید و یا غذا به او بدهید مخالفت می‌کند. اشتباه بزرگی که اغلب والدین مرتکب می‌شوند این است که با کودک مخالفت کرده و خود این کارها را انجام می‌دهند. این کار لجبازی کودک را چند برابر می‌کند. اگر ما به خصوصیات رفتاری کودک در هر دوره واقف باشیم می‌توانیم رفتار مناسب داشته باشیم. به عنوان مثال زمانی که کودک در سنین دو تا سه سالگی که اوج لجبازی کودک است ، لجبازی می‌کند، بهترین رفتاروالدین این است که اگر خواسته او بجا است و برآورده کردن آن اشکالی ایجاد نمی‌کند، آن خواسته را مرتفع سازند. این کار باعث می‌شود کار به مرحله لجبازی نرسد. اما اگر کودکی دائم خواسته نابجا دارد و این خواسته ها به ضرر کودک است لازم است والدین هم مقداری لجبازی کنند و به هیچ عنوان به او اجازه انجام آن کار را ندهند . توصیه اکید این است که تا جایی که ممکن است خواسته های کودک را برطرف کرده زیرا امر ونهی های زیادی باعث از دست رفتن اعتماد به نفس کودک می‌شود. در ضمن در این سن کودکان بیشتر از رفتار ما درس می‌گیرند تا دستورات ما. وی در پاسخ به این پرسش که در سالهای نخستین زندگی کودک چه عواملی باعث تقویت رفتارهای مثبت در کودک می‌شود گفت: اولین و مهمترین نکته محبت است. شاید این نکته ساده باشد ولی از هر عاملی ریشه‌ای تر است.در واقع از همان زمانیکه کودک بدنیا می‌آید باید مورد محبت و توجه والدین و اطرافیان قرار بگیرد.این محبت باید بی قید و شرط باشد. والدین نباید گمان کنند با محبت زیاد به کودک باعث لوس شدن او می‌شوند. لوس شدن کودک بر اثر براورده ساختن نیازهای نابجای کودک است. محبت سرشار به کودک احساس اطمینان واعتماد به او می‌دهد. در مرحله بعد اگر قصد اعمال اصول تربیتی برای کودک را داریم این قوائد باید تا جای ممکن راحت بوده و بیشتر از توان آنها نباشد. فرض کنید که اگراز کودک بخواهید که به مدت یک ساعت ساکت در جایی بنشیند قطعا این کاربرای کودک زیر هفت سال سخت بوده و قابل انجام نیست.از طرف دیگر زمانیکه قانونی مشخص کردیم ، در این زمان باید روی انجام آنها ثبات قدم داشته باشیم. یعنی زمانی که قانون را رعایت کرد حتما تشویق شود تا برای او ثابت شود رفتار درستی داشته است و دوباره حس انجام رفتار مثبت در او تقویت شود. زمانیکه رفتار صحیح را انجام نداد با توجه به نوع رفتار یا بی توجهی کنیم و یا از روش های محرومیت استفاده کنیم. این نکته بسیار مهم است که محرومیت تعیین شده به هیچ عنوان عاطفی نباشد بسیاری از والدین در برابر کار غلط کودک از عباراتی نظیر اینها استفاده می‌کنند: «دیگه دوستت ندارم» ویا «به دلیل این کار دیگه بوست نمی‌کنم »این قبیل رفتار نادرست است. محرومیت باید در جهت بازداشت از کارهای مورد علاقه او باشد. بطور مثال اگر این رفتار غلط را انجام بدهی امروز نمی‌توانی کارتون ببینی. البته تأکید ما براین است که بیشتر از محرومیت از روشهای تشویقی استفاده شود. وی افزود: در آخر اینکه ایجاد حس مسوولیت پذیری قبل از سنین هفت سال نکته مهمی در تربیت کودک است. این کار باعث افزایش حس اعتماد به نفس و تقویت رفتارهای صحیح می‌شود.به هیچ عنوان در این سنین نباید آموزشهای دوران دبستان را به کودک یاد داد. زیرا کودک هنوز توانایی یادگیری مفاهیم را ندارند و ما گمان می‌کنیم آنها این مفاهیم را یاد گرفته اند درحالیکه در این سنین چیزی به عنوان یادگیری رامتوجه نمی‌شوند. بهترین آموزش در این دوران بازی ،نقاشی وانجام کارهای خلاق هست و بهتر است بیشتر بر روی مهارتهای اجتماعی و تقویت حواس و تقویت عضلات و حرکت کودک کار شود.   ]]> سبک زندگی Mon, 08 Oct 2018 13:12:23 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/143429/