پایگاه خبری ستاره ها - آخرين عناوين روانشناسی :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/lifestyle/psychology Sat, 18 Aug 2018 13:50:58 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Sat, 18 Aug 2018 13:50:58 GMT روانشناسی 60 آیا خود شیفته‌ها هم می‌توانند عاشق شوند؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/138735/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : هر کسی که یک خود شیفته او را دوست دارد با تعجب از خود می‌پرسد: «آیا واقعا او عاشق من است؟»، «آیا واقعا من را قبول دارد؟». در چنین رابطه‌ای طرفین مدام بین عشق و درد، ماندن و رفتن و شک و اطمینان دست و پا می‌زنند، اما انگار هیچکدام را نمی‌توانند انجام دهند. برخی از خود شیفته‌ها قسم می‌خورند که عاشق‌اند؛ و عده‌ای دیگر هم متقاعد شده‌اند که هرگز نمی‌توانند عاشق شوند. واقعا گیج کننده است زیرا خود شیفته‌ها گاهی احساس می‌کنند واقعا نگران فرد مورد علاقه‌ی خود هستند و بودن در کنار او برای‌شان لذت بخش است، اما فقط تا زمانی که رفتار فرد مقابل جوری باشد که به آنها احساس مهم بودن و برتر بودن بدهد. خود شیفته‌ها ادعا می‌کنند عاشق خانواده و همسر خود هستند، اما آیا واقعا هستند؟! عاشق یا عاشق نما؟! خود شیفته‌ها ممکن است در اوایل آشنایی، شور و هیجان از خود نشان بدهند، اما این نوع شور و احساس همیشه تصویری از انتظارات، فانتزی‌ها و خواسته‌های خود فرد است، عشقی که از خود نشات می‌گیرد، نه از طرف مقابل. درچنین روابطی فقط توجه و رضایتی در آنها وجود دارد که غرور و خود خواهی یک خود شیفته را تامین کند. برای بیشتر خود شیفته‌ها، رابطه بر اساس یک داد و ستد است؛ هدف آنها این است که از یک خوشی مستقل و غیر متعهدانه لذت ببرند. آنها فقط با این شرط وارد بازی می‌شوند که برنده باشند. خود شیفته‌ها این انرژی و هوش هیجانی را دارند که هیجانات و احساسات را به نفع خود دریافت کنند و بروز دهند. این ویژگی به آنها کمک می‌کند عشق و توجه افراد را با دوز و کلک صاحب شوند. خود شیفته‌ها در مورد اینکه همه دوست‌شان دارد و آنها را تحسین می‌کنند همیشه لاف می‌زنند. مهارت‌های اجتماعی خود شیفته‌ها در سطح خوبی است و این امتیاز به آنها این امکان را می‌دهد که در اولین برخورد تاثیر خوبی روی طرف مقابل بگذارند. آنها می‌توانند دورنماهای رمانتیک و جالبی به طرف مقابل ارائه بدهند و او را با وعده‌ی عشقی پرشور و قول‌هایی وسوسه کننده بفریبند. خود شیفته‌های عاشق پیشه، عاشق‌ نماهایی ماهر و اغفال کننده‌اند که ممکن است وارد ماجراهای عشقی متعددی شوند اما همچنان تنها باقی می‌مانند. بعضی از خود شیفته‌ها دروغ می‌گویند یا عشق گیج کننده‌ی خود را با کلام و رفتارهای نه چندان طبیعی بروز می‌دهند. اگر از فرد خود شیفته در خواست شود در رابطه بیشتر صمیمی و با گذشت باشد او علاقه‌ی خود را از دست می‌دهد و بدون واکنش صحنه را ترک نخواهد کرد. خیلی از خود شیفته‌ها به سختی می‌توانند بیشتر از 6 ماه رابطه‌ای را ادامه بدهند. آنها قدرت را به صمیمیت ترجیح می‌دهند و از مورد انتقاد قرار گرفتن بیزارند، چون باعث می‌شود احساس کنند ضعیف تلقی شده‌اند. خود شیفته‌ها برای اینکه کنترل امور را حفظ کنند، از صمیمیت اجتناب می‌کنند و سلطه و برتری جویی نسبت به دیگران را به هر چیز دیگری ترجیح می‌دهند. بازی دادن طرف مقابل برای خود شیفته‌ها همیشه بهترین حالت در رابطه است که هم می‌توانند نیازهای خود را برآورده کنند و غرورشان را تغذیه کنند و هم راه را برای آشنا شدن و لاس زدن‌ با پارتنرهای گوناگون باز بگذارند. کسی که با یک خود شیفته طرف است ممکن است ناگهان یک شکست عشقی واقعا تراژیک را تجربه کند چون به طور غیر منتظرانه‌ای می‌بیند در عرض یک دقیقه عشق طرف مقابلش به ضد عشق تبدیل شده، بنابراین احساس مورد خیانت واقع شدن، مورد سوء استفاده قرار گرفتن و رودست خوردن به او دست می‌دهد. بعضی از خود شیفته‌ها در روابط خود تا حدودی واقع‌گراتر هستند و روی هدف‌های خود تمرکز می‌کنند. آنها احساسات مثبتی به طرف مقابل خود دارند اما اگر ازدواج کنند، انگیزه‌ی کمی برای حفظ عشق و هیجان داشته و برای اجتناب از صمیمیت و نزدیکی در لاک دفاعی فرو می‌روند. این خود شیفته‌ها، سرد، بهانه جو و عصبانی می‌‌‌‌شوند مخصوصا زمانی که با چالشی روبرو شوند یا شرایط باب میل‌شان نباشد. آنها فقط زمانی نیازهای همسرشان را تامین می‌کنند که اسباب زحمت‌شان نباشد و غرورشان آسیب نبیند. تعریف عشق چیست؟ عشق واقعی، نمایش مصنوعی ندارد و منفعل نیست؛ عشق به کسی یعنی اینکه او را بشناسید و خود واقعی‌اش را دوست داشته باشید. عشق، یگانگی دو نفر است که در عین حال می‌طلبد طرف مقابل را جدا از خودمان ببینیم. عشق مستلزم تلاش برای شناخت بیشتر، مسئولیت پذیری و توافق است. عاشق باید انگیزه داشته باشد که نیازها، احساسات و خواسته‌های فرد مقابل را بشناسد و از او حمایت کند. عاشق از شادی معشوق خود لذت می‌برد و سعی می‌کند او را آزار ندهد. ما وقتی که عاشق هستیم، نگران زندگی و رشد معشوق‌مان می‌شویم و سعی می‌کنیم نگرش او را درک کنیم هر چند که با نگرش ما تفاوت داشته باشد. عشق و علاقه مبتنی بر توجه، حمایت، احترام، همدلی و پذیرش است و ما باید برای عشق خود، زمان و انرژی صرف کنیم. اما خود شیفته‌ها هیچ انگیزه و تمایلی برای درک واقعی طرف مقابل خود ندارند. خود شیفته‌ها حس همدلی ندارند یعنی نمی‌توانند احساسات و نیازهای دیگران را ببینند و درک کنند. تحقیقات نشان می‌دهد خود شیفته‌ها دارای ناهنجاری‌های ساختاری در قسمتی از مغز هستند که با همدلی‌های هیجانی مرتبط است. از این رو، توانایی آنها برای واکنش احساسی مناسب نشان دادن و ابراز توجه و محبت به میزان قابل توجهی ضعیف است. خود شیفته‌ها، دشواری‌های زیادی در عشق ورزیدن دارند. آنها نه خودشان را شفاف می‌بینند و نه دیگران را. این افراد آدمها را مصداقی از خود می‌بینند، نه به عنوان اشخاصی جدا با نیازها و احساسات و افکار متفاوت. آنها در همدلی با خودشان زیاده روی می‌کنند! و قالب دفاعی‌شان مانع تعاملات‌ مبتنی بر درک و همدلی با دیگران می‌شود. اشتیاق خود شیفته‌ها برای کنترل میزان صمیمیت و آسیب پذیری، بازتابی از جنبه‌های منفی و ناخوشایند خودشان است که دوستش ندارند و معمولا آنها را انکار می‌کنند. خود شیفته‌های کمال گرا بی‌رحمانه دیگران را تحقیر می‌کنند و تلاش می‌کنند حریف خود را تخریب کنند تا ظاهر گول زننده‌شان از کمال گرایی حفظ شود. تمام این چالش‌ها باعث می‌شود توانایی و ظرفیت یک خود شیفته برای پذیرفتن واقعی دیگران مختل شود که شامل عشق دیگران به آنها نیز خواهد شد، یعنی نمی‌توانند باور کنند کسی عاشق آنها باشد. در واقع هوش هیجانی یک خود شیفته به او کمک می‌کند دیگران را فریب بدهد و استثمار کند تا به خواسته‌اش برسد، اما ناتوانی او در همدلی و دلسوزی مانع می‌شود آزاری که به دیگری می‌رساند را درک کند. آیا می‌توانیم عشق را اندازه بگیریم؟ سنجش عشق کار سختی است اما تحقیقات حاکی از آن هستند که افراد عشق را از طریق 1) کلماتی که به عشق اعتراف می‌کنند، 2) اوقات با کیفیتی را با فرد مقابل سپری کردن، 3) هدیه دادن، 4) کمک و یاری رساندن و 5) نوازش، احساس می‌کنند. مطالعه‌‌ای نشان داد افراد عشق را از این راهها نیز احساس می‌کنند: 1) علاقه‌ای که طرف مقابل به کارهای‌شان نشان می‌دهد، 2) حمایت عاطفی و اخلاقی از آنها می‌کند، 3) حرف‌های دلش را پیش آنها بازگو می‌کند، 4) برای‌شان ابراز احساسات می‌کند (مثلا من وقتی کنار تو هستم شادترم! و 5) عیب‌ها و کاستی‌های‌شان را تحمل می‌کند تا رابطه‌شان حفظ شود. و اما نتیجه افرادی که خود شیفته‌ها را دوست دارند تشنه‌ی جنبه‌های گفته شده‌ی عشق هستند. گاهی خود شیفته‌ها سرد و بیگانه می‌شوند، تحقیر می‌کنند و حالت تهاجمی می‌گیرند؛ گاهی هم از خود توجه و محبت نشان می‌دهند و انگار عشق می‌‌ورزند. اینطور نیست که یک خود شیفته ذاتا احساس نداشته باشد یا قادر به درک دیگران نباشد، بلکه مشکل او ریشه در ضربه‌ای در دوران کودکی‌اش و کمبودهای فیزیولوژیکی دارد که بر برآوردهای هیجانی، درک متقابل و ابراز همدلی او تاثیر گذاشته است. ابراز عشق او می‌تواند اینگونه باشد: «من عاشق تو هستم اما...»! مثلا آنقدر سرم شلوغ است که نمی‌توانم برای ملاقاتت به بیمارستان بیایم؛ این جمله ممکن است بی‌منظور به نظر برسد اما منعکس کننده‌ی عشق او به کسی که در بیمارستان انتظار ملاقاتش را می‌کشد نیست. این آدم خود شیفته فقط زمانی ابراز عشق می‌کند که انگیزه داشته باشد. عشق او مشروط است و بستگی به تاثیری دارد که خودش دریافت می‌کند. وقتی فشار خواسته‌ها بر دوش یک خود شیفته بیشتر می‌شود او خود خواه‌تر شده و عدم توانایی او برای ابراز عشق، آشکارتر خواهد شد. کلام آخر اینکه: اگر این سوال برای‌تان مطرح است که آیا یک خود شیفته می‌تواند عاشق شما شود یا نه، باید بگوییم سوال‌تان اساسا ایراد دارد! هر چند مهم است که ذهن یک خود شیفته را درک کنید اما سوال‌هایی که تکلیف شما را روشن می‌کند اینها هستند: آیا در کنار او احساس ارزش داشتن می‌کنید؟ آیا نگران شما می‌شود؟ آیا نیازهای‌تان را پاسخ می‌دهد؟ اگر جواب‌ها منفی هستند پس اعتماد بنفس‌تان را در کنار چنین آدمی تخریب نکنید و تصمیم بهتری بگیرید! ]]> سبک زندگی Sat, 18 Aug 2018 09:11:05 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/138735/ چرا همسرتان رابطه جنسی را پس می زند؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/138628/ ماهنامه سپیده دانایی نوشت: برای بسیاری از همسران، اوایل ازدواج یک دوران رویایی است. این را وقتی به زبان می آورند که چندی از روزگارشان گذشته باشد و گذر ایام، کم یا زیاد، حرارت زندگی شان را کم کرده باشد. همین موقع است که حسرت سرایی ها سر باز می کنند و دو نفر برای دوام آوردن در برابر تندباد کاستی ها، به خاطره آن روزهای طلایی پناه می برند؛ زمانی که هر وقت میلی بود و دست نیازی، «نه»ای در کار نبود. اجابت همیشگی درخواست های جنسی یکدیگر یکی از به یاد ماندنی ترین اتفاقات آن روزهاست که اگر نگوییم به طور ناگزیر اما به هر حال در طی فرآیند بلندمدت زندگی زناشویی، با موانع و دست اندازهایی مواجه می شود. طرد جنسی از جانب شریک زندگی، کسی که قرار بوده صمیمی ترین و نزدیک ترین فرد دنیا باشد، یکی از تلخ ترین تجربیات همسران است که متاسفانه معمولا بعد از گذشت چند سال کم کم به زندگی زناشویی راه پیدا می کند؛ اما چه عواملی در تبدیل شیرینی آن روزها به تلخی این روزها موثرند؟! وقتی بر خلاف عادت گذشته، زنی درخواست جنسی شوهرش را و یا شوهری درخواست جنسی زنش را قبول نمی کند و یا آن را به وقتی دیگر موکول می کند، برای چسباندن برچسب اختلال به او نباید عجله کرد، چه بسا دلایلی پشت این امتناع ناگهانی وجود داشته باشد که زوج طرد شده، خود بتواند با شناسایی و رتق و فتق به موقع آن ها زندگی زناشویی را به حالت مطلوب معمول در آورد. در ادامه به این دلایل پرداخته می شود. 1- کم توجهی به تدارک مقدمات رابطه کسی نمی داند این تصور که برای برقراری رابطه زناشویی، فقط زمان و مکانی لازم است، از کجا آمده، اما واقعیت این است که رابطه جنسی که یکی از پیچیده ترین و پررمز و رازترین روابط انسانی است، برای به ثمر نشستن به چیزی بیش از این ها نیاز دارد.  اگر با کمی اغماض، این چیز را همان «پیش نوازش» معروف بنامیم، باید این را هم اضافه کنیم که این کار می بایست از ساعت ها قبل از برقراری رابطه آغاز شده باشد و اگر هم ابراز عشق و علاقه نسبت به همسر بدانیمش، باز هم باید خیلی پیش از رابطه جنسی شروع شده باشد. بنابراین شوهری که می خواهد در ساعات پایانی روز با خانمش رابطه برقرار کند، باید از صبح با رفتارهای کلامی و غیرکلامی خود به تدریج وی را برای زمان مقرر آماده کرده باشد. در گذشته، عقیده بر این بود که احساس صمیمیت در پاسخ مثبت زنان به درخواست های جنسی شوهرانشان، بیش از پاسخ دهی مثبت مردان به درخواست زنانشان موثر است؛ اما امروزه بر نیاز هر دو جنس یعنی اظهار عاطفه تاکید می شود. اگر این ابراز صمیمیت نباشد یا کافی نباشد به طرد جنسی از سوی زوج مقابل منجر می شود. احساس دوست داشته شدن و مورد علاقه همسر بودن مهم ترین مقدمه رابطه جنسی است. شاید به همین دلیل است که متخصصین امور جنسی، ذهن را قدرتمندترین عضو جنسی بدن می شناسند. یکی دیگر از مقدمات مهمی که باید فراهم شود، اطمینان از رضایت بخش بودن ارتباط بین فردی با همسر است. یعنی که اگر اختلاف، رنجش، خشم و یا تعارضی با همسر یا یکی دیگر از اعضای خانواده، وارد ارتباطات زوجین شده باشد، باید تا قبل از زمانی که برای رابطه جنسی در نظر گرفته شده حل و فصل شود. بر این نکته مهم تاکید می کنیم که نباید مسائل درست قبل از زمان هم بستر شدن مطرح شوند، بلکه باید از مدتی قبل برای آن ها فکری کرد. 2- آگاهی ناکافی از انتظارات همسر رابطه جنسی با همسر، شامل انتظارات بعضا متفاوت زوجین از همدیگر است. انتظاراتی که اگر از سوی یکی از زوجین برآورده نشوند، احتمال پس زدن رابطه را در دیگری افزایش می دهند. انتظار تنوع در رفتار جنسی: یکنواختی آفت رابطه جنسی است چرا که این نوع رابطه مانند رابطه های دیگر نیاز به تنوع دارد. گاهی انتظاری که زوج طردکننده از طرف درخواست کننده دارد، به سادگی ایجاد تغییر در شیوه های برقراری رابطه، مکان یا زمان آن است. ایجاد این تغییرات، گرچه شاید هم به عنوان یک شیوه بلندمدت چندان به کار زوجین نیاید، اما به عنوان یک رفتار جدید به امتحان کردنش می ارزد. انتظار حفظ استقلال جنسی: گاهی اوقات علت پس زدن درخواست همسر، خطری است که طرف طردکننده نسبت به استقلال جنسی خود احساس می کند. به این صورت که زوج دریافت کننده درخواست برای انتخاب این که چه وقت و چه میزان رابطه داشته باشد احساس آزادی و اختیار نمی کند. در نتیجه هرچقدر درخواست کننده برای نزدیکی به او بیشتر تلاش می کند، با قدرت بیشتری او را پس می زند. انتظار اولویت دادن به رابطه جنسی: برای بعضی از زنان و مردان مهم است که اولویت دادن همسرشان به رابطه جنسی را به چشم خود ببینند. برای مثال خانمی که شوهرش در دفعات قبل به دلایلی مثل کار درخواست او را به وقتی دیگر موکول کرده، به خاطر عدم اطمینان از میزان اهمیت و معنای رابطه برای مرد، احتمالا درخواست او را در خواهد کرد. انتظارات متفاوت در تعداد دفعات رابطه: یکی از علت های پس زدن درخواست جنسی همسر می تواند احساس نیاز کمتر فرد طردکننده باشد. این در حالی است که طرف مقابل به دلیل احساس نیاز بیشتر و نیز نبود آگاهی کافی از انتظارات و نیازهای دیگری، پس زده شده و دچار سرخوردگی و احساس بی کفایتی می شود. انتظارات متفاوت در زمان بندی برقراری رابطه: این مورد درباره زنان که از زمان بندی مشخصی برخوردارند، اهمیت بیشتری پیدا می کند. البته همه زنان یک الگوی یکسان زمانی ندارند.  انتظار گیرنده بودن: این نیز یکی از مواردی است که می تواند به پس زدن درخواست جنسی همسر منجر شود. به این ترتیب که اگر زوج درخواست کننده به جای این که رابطه جنسی را یک مشارکت برد- برد بداند، با نگرش گرفتن لذت به آن بنگرد، خاطره خوبی از خود در ذهن همسرش به جا نگذاشته و احتمال مثبت شدن پاسخ وی به درخواست های بعدی خود را کاهش می دهد.  برای مثال مردی که به محض رسیدن خودش به ارگاسم و بدون توجه به زمانی که زن برای رسیدن به این مرحله نیاز دارد، رابطه را تمام شده می بیند و یا بعد از رابطه از پس نوازش غفلت می کند، شانس زیادی برای اجابت درخواست های بعدی خود نخواهد داشت.   3- عوامل تهدیدکننده سلامت روان زوج طردکننده گاهی اوقات، پس زدن درخواست جنسی همسر، به دلیلی غیرجنسی و غیرعاطفی اتفاق می افتد و آن زمانی است که زوج طردکننده با گرفتاری های سلامتر وان دست به گریبان باشد. برای مثال همسری که افسرده شده، حوصله رابطه جنسی را نخواهد داشت. یا کسی که اضطراب دارد یا به وسواس مبتلا شده، به راحتی تن به رابطه نمی دهد. عزت نفس کم و تصور بدنی ضعیف نیز دو عاملی هستند که پذیرش رابطه جنسی را به خصوص از سوی زنان کاهش می دهند. 4- خستگی با این که این مورد هم برای زنان قابل استناد است و هم برای مردان، اما به دلیل نیاز بیشتر زنان به خواب و نیز اشتغال بدون فراغت آن ها به خانه داری و تربیت و درس فرزندان، در مورد زنان بیشتر مورد تاکید قرار می گیرد. 5- استرس های شغلی این مورد به خصوص برای کسانی که تمامیت طلبند و یا موقعیت شغلی را با احساس خود ارزشمندی شان مساوی می بینند، مانع مهمی به شمار می رود. استرس ناشی از احساس عدم امنیت شغلی نیز از مواردی است که حتی در بستر نیز فرد را ترک نخواهدکرد. معلوم است که کسی که درگیر این گونه افکار استرس آمیز است دل و دماغی برای برقراری رابطه جنسی با همسرش نخواهدداشت. چه طور کمتر نه بشنویم؟ این چند راهکار برای پیشگیری از پس زده شدن توسط همسر را امتحان کنید. اولویت بدهید: رابطه جنسی با همسر را در اولویت های زندگی تان قرار دهید و این مهم را برای او عینی کنید. پیش نوازش یادتان نرود: از تدارک مقدمات عاطفی و ارتباطی غفلت نکنید. هرچه مقدمات بهتر، احتمال قبول درخواست شما بیشتر! انتظارتان را بگویید: درباره انتظارات جنسی خود در ابعاد مختلف با همسرتان گفت و گو کنید. البته شاید در نگاه اول کار آسانی به نظر نیاید اما سختی آن در برابر تبعات ناگفته ماندنش، به مثابه تحمل تلخی دارو در برابر سینه پهلو کردن است. تحت فشارش نگذارید: در آغاز، حین و پایان رابطه، طوری رفتار کنید که احساس استقلال و آزادی همسرتان را تقویت کند و در هیچ مرحله ای به هیچ وجه او را تحت فشار نگذارید. با همسرتان همدلی کنید: اگر همسرتان به دلیل علاقه ای که به شغلش دارد، از رابطه با شما کم می گذارد، به جای این که شغل او را هووی خود ببینید، سعی کنید اطلاعاتتان را در آن زمینه افرایش دهید و گوی سبقت را از رقیب بربایید. استرس همسرتان را کم کنید: به هر نحوی که می توانید استرس، خستگی و فرسودگی همسرتان را کم کنید. برای مثال  اگر ممکن است، بعضی از کارهای خانه را به عهده بگیرید. مثلا خواباندن بچه ها، قصه گفتن برای آن ها، پخت و پز یا شستن ظرف ها را نوبتی کنید. یا اگر امکانات مالی خانواده اجازه می دهد، کسی را برای کمک به انجام امور خانه استخدام کنید. کمک به افزایش درآمد خانواده و قناعت نیز از راه هایی است که می تواند مفید باشد. ریلکس باشید: فنون ریلکسیشن را یاد بگیرید و با همسرتان آن را انجام دهید. می توانید این روش ها را به تدارک مقدمات اضافه کنید. رابطه جنسی تعامل معنادار است: افق دید خود را نسبت به رابطه جنسی وسعت ببخشید. رابطه جنسی یک «داد» یا «ستد» نیست، بلکه داد و ستدی متقابل، عاشقانه و معنادار است. خاطره های روزهای خوب را زنده کنید: به جاهایی بروید که آن ایام پاتوق خلوت های عاشقانه دو نفره تان بود، حرف های آن روزهایتان را مرور کنید و دوباره آن ها را نثار هم کنید. وقتی زنده شدن محبت را در دلتان احساس کردید، برای اجابت بی درنگ درخواست های جنسی یکدیگر تلاش کنید؛ درست مثل آن روزها. *کارشناس ارشد روان شناسی ]]> سبک زندگی Wed, 15 Aug 2018 13:59:00 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/138628/ پس از ترک رابطه عاطفی چه باید کرد http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/138163/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایران بانو، در واقع شما هرگز نمی‌توانید به‌طور کامل از این فکر و خواسته رها شوید. ممکن است بتوانید آن را کنترل کنید اما قطعاً نمی‌توانید کاملاً فراموشش کنید. برای فراموش کردن و شروع زندگی بدون او باید انرژی، وقت و حوصله زیادی داشته باشید. شما دائماً وسوسه می‌شوید که به عشق از دست رفته‌تان فکر کنید و خودتان را غرق رؤیای او کنید و این تلاش‌ها شما را برای فراموشی با شکست مواجه می‌کند.   این راهکارها تسکین دهنده هستند و می‌توانند وضعیت شما را تا اندازه‌ای بهبود دهند. توقع نداشته باشید که با این روش‌ها همه چیز را فراموش کنید زیرا هیچ پاک کنی وجود ندارد که خاطرات شما را به کلی محو کنند. اما با این راهکارها می‌توانید کمی آرام بگیرید و زندگی روزمره‌تان را که بشدت تحت تأثیر این مسأله قرار گرفته است، ادامه بدهید: خوب بخوابید. قطعاً برای یک خواب خوب شما باید راهکارهای آن را بلد باشید. بجز این راهکارها سعی کنید طی روز آنقدر خسته شوید که شب وقت کافی برای فکر کردن نداشته باشید. نوشیدن الکل یا مصرف روان گردان و داروهای خواب آور عادت‌های مخربی هستند که افراد پس از یک رابطه شکست خورده ممکن است برای رهایی، یا برای تمرکز بیشتر بر آن استفاده کنند. سعی کنید به مرور این عادت‌ها را ترک کنید. بیشتر ورزش و فعالیت بدنی داشته باشید. برای اینکه کمتر فکر کنید فعالیت‌های جمعی انجام بدهید. ایروبیک بهتر از بدنسازی است چون شما را در یک فعالیت جمعی قرار می‌دهد. لازم است که هر روز یا حداقل ۵ روز در هفته ورزش کنید. هر کسی یک راه برای آرام کردن ذهنش می‌شناسد. وقتی فکرها به شما هجوم می‌آورند به جای فرو رفتن در این افکار که همواره با ترس و اضطراب فراوانی هستند ذهن‌تان را با فعالیتی آرام بخش به سمت دیگری هدایت کنید. استرس و اضطراب را درمان کنید. و از تکنیک‌های کاهش اضطراب استفاده کنید. افکارتان را بنویسید. نوشتن یک فعالیت شفا بخش است. هیچ چیز به اندازه نوشتن به‌شما کمک نمی‌کند که ذهن‌تان را بشکافید. با نوشتن افکاری که نمی‌توانید به کسی بگویید حال خودتان را بهتر کنید. بهتراست یادداشت‌هایتان را نگه ندارید. اگر افسرده هستید یا نمی‌توانید زندگی روزمره‌تان را به شکل طبیعی دنبال کنید حتماً به فکر درمان خودتان باشید. به خودتان اجازه بدهید فقط زمان محدودی از روز را به او فکر کنید. ۲۰ دقیقه در روز برای این کار کافی است. در هر زمان دیگری به خودتان یادآوری کنید که «حالا وقتش نرسیده و نمی‌توانم الان به تو فکر کنم.» اگر رابطه شما بر اثر یک حادثه جدی مثل مرگ از دست رفته است و نمی‌توانید افکارتان را در مورد این فرد هدایت کنید و در شرایطی که فکر کردن باعث مشکلاتی در خواب، تغذیه، سلامت جسمی، تمرکز و روابط‌تان با دیگران شده است باید به فکر درمان خودتان باشید. فکر کردن به دیگری نباید ارتباط شما را با دیگران دچار مشکل کند.   ]]> سبک زندگی Sun, 12 Aug 2018 10:41:37 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/138163/ فعالیت‌های خود مراقبتی برای زوج‌ها؛ از تماشای فیلم تا کتابخوانی http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/138092/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها: ما خیلی زود در دام احساس گناه می‌افتیم و فکر می‌کنیم نباید برای خودمان وقت بگذاریم. این طرز فکر مخصوصا بعد از ازدواج پُررنگ می‌شود یعنی زمانی که وارد یک رابطه‌ی بلند مدت می‌شویم و بچه‌ها دوروبرمان را می‌گیرند. واقعیت این است که خود مراقبتی همیشه ایده‌ای شگفت انگیز است و ارزش آن را دارد که به طور مرتب آن را در برنامه‌های خود داشته باشید، فرقی هم نمی‌کند چقدر سرتان شلوغ باشد؛ در واقع درستش این است که در پرمشغله‌ترین مراحل زندگی‌مان، به خود مراقبتی بیشترین اهمیت را بدهیم. فعالیت‌های خود مراقبتی زیادی وجود دارد که می‌توانیم به تنهایی انجام دهیم، اما فعالیت‌های زیادی هم وجود دارد که می‌توانیم با همسرمان آنها را انجام دهیم؛‌ فعالیت‌هایی که ما را به هم نزدیک‌تر هم می‌کند. فعالیت‌هایی که به شما پیشنهاد می‌کنیم، قدم‌های کوچکی هستند برای هر کسی که نیاز دارد کمی هم از مشغله‌ها دست بردارد و نفسی تازه کند. از همراهی با همسرتان لذت ببرید و از زمان بهترین استفاده را بکنید. برای اینکه احساس کنید رابطه‌ی بهتری با هم دارید با هم صبحانه بخورید برای خیلی از ما صبحانه دوست داشتنی است؛ تخم مرغ و کره و عسل و چای؛ این خوردنی‌ها مطمئنا لذیذند اما در روزهای کاری معمولا با عجله چیزی می‌خوریم و از خانه بیرون می‌زنیم و احتمالا فرصت لذت بردن از این صبحانه‌ی خوشمزه را نداریم یا شاید اصلا فقط به یک فنجان چای صبحانه را محدود کنیم. اما چرا با همدیگر صبحانه را آماده نکنیم؟ صبحانه می‌تواند جزئی از روتین خود مراقبتی‌تان باشد و کمک‌تان کند پیش از شروع یک روز سخت کاری، احساس عاطفی بین‌تان را تقویت کنید. برای اینکه انرژی بگیرید و به هم نزدیک‌تر شوید با هم یوگا تمرین کنید یوگا یکی از بهترین راهکارهای خود مراقبتی است و یک دلیل دارد: برای ذهن، جسم و روح عالیست. یوگا یک استراحت واقعا شگفت انگیز در یک برنامه‌ی پرمشغله است. زوج‌هایی که با هم یوگا انجام می‌دهند فواید زیادی نصیب‌شان می‌شود. برای اینکه کمی خوش بگذرانید دو نفره بیرون بروید تفریحات دو نفره بخش مهمی از یک رابطه‌ی زناشویی‌اند که به طرفین این امکان را می‌دهند اوقات دو نفره داشته باشند. اگر همیشه به یک رستوران بروید و همان تفریحات همیشگی را بکنید دلزده خواهید شد. گاهی تنوع ایجاد کنید و اثرش را ببینید. با هم پازل بازی کنید پازل فقط برای بچه‌ها نیست. با همسرتان یک پازل 500 تکه انتخاب کنید و شروع کنید؛ حین بازی شما فرصت زیادی برای حرف زدن دارید و ضمنا هر زمانی که خواستید می‌توانید آن را متوقف کنید و بعدا ادامه دهید؛ چیدن پازل همراه با یک گپ دوستانه! برای اینکه بدون هیچ مزاحمتی با هم حرف بزنید به پیاده روی بروید پیاده روی کردن یک از آرامشبخش‌ترین کارهایی است که می‌توانید انجام دهید. ما هر روز مسیر مشخصی را از خانه تا محل کار و برعکس طی می‌کنیم. حتی اگر مسیر خانه تا محل کار را هر روز پیاده بروید و آن را ورزش حساب کنید با اینکه خیلی بهتر از اتومبیل سواری است اما خسته کننده و یکنواخت است. زمانی را مشخص کنید تا مسیرهای جدیدی را با همسرتان پیاده روی کنید و با هم حرف بزنید. حتی نیم ساعت در بعضی از عصرها هم بسیار عالیست. حین این پیاده روی‌ها می‌توانید بدون مزاحمت کسی یا چیزی هوای تازه تنفس کنید و با همسرتان گپ بزنید. با کمک هم شام درست کنید شام درست کردن برای بعضی‌ها سرگرم کننده و دوست داشتنی است و برای بعضی‌ها هم مثل یک کابوس است. عجیب است که چطور عده‌ای می‌توانند ساعت‌ها بدون استراحت یا احساس خستگی مشغول تهیه‌ی مواد اولیه باشند و کنار اجاق گاز بایستند و عده‌ای دیگر هر روز از بیرون غذا سفارش بدهند یا حاضری بخورند. روانشناسان توصیه می‌کنند یکی از کارهایی که زوج‌ها می‌توانند برای تقویت پیوند خود انجام دهند این است که یکی، غذای مورد علاقه‌ی دیگری را درست کند. همچنین می‌توانید با کمک هم این کار را انجام دهید، این نشان می‌دهد به سپری کردن اوقات با کیفیت در کنار هم اهمیت می‌دهید. با هم فیلم تماشا کنید همه‌ی ما روزهایی داریم که دوست داریم فقط روی کاناپه لم بدهیم و پشت سر هم فیلم تماشا کنیم. مخصوصا اگر روزهای کاری سختی را پشت سر گذاشته باشیم و نیاز به یک استراحت داشته باشیم. فیلم مورد علاقه را تماشا کردن هم یک جور خود مراقبتی است که می‌توانید در کنار همسرتان این کار را انجام دهید. گاهی بخشی از مسئولیت‌های همدیگر را به عهده بگیرید انجام کارهای خانه برای خیلی‌ها خوشایند نیست اما می‌توانید مثلا به موزیک مورد علاقه‌تان گوش بدهید و ظرف‌ها را بشویید یا کمدها را مرتب کنید. همه‌ی ما گاهی به کمک واقعا نیاز داریم. دست کم هر چند وقت یکبار در انجام کارهای همسرتان به او کمک کنید تا هم در کنار هم، از خستگی کار کم کنید و هم حس خوبی در همسرتان ایجاد کنید. گاهی غذای‌تان را به پارک ببرید و بخورید ایده‌ی بسیار خوبی است؛ هر دوی شما احساس آرامش می‌کنید و می‌توانید در پارک محل‌تان که دور هم نیست اوقات بهتری با هم سپری کنید. اصلا هم نیاز نیست از بیرون غذا تهیه کنید، شامی را که قرار است در خانه بخورید در پارک بخورید، همین! جاهایی بروید که از آنجا با هم خاطره دارید وقتی تازه با همسرتان آشنا شده بودید حتما مدام این طرف و آن طرف می‌رفتید و ساعت‌ها با هم خوش می‌گذراندید، کافه، رستوران و ... . با هم به جاهایی که سالهاست نرفته‌اید بروید و خاطرات‌تان را زنده کنید. این کار هم به اندازه‌ی تجربه کردن لذت‌های جدید می‌تواند حال‌تان را خوب کند و احساس جوانی و شادابی به شما و رابطه‌تان بدهد. دست هم را بگیرید آیا قبلا عادت داشتید وقتی کنار هم راه می‌روید دست هم را بگیرید اما مدتهاست این کار را نمی‌کنید؟ اما این ژست شیرینی است که باید دوباره به آن برگردید و شیرینی‌اش را مزه مزه کنید. گرفتن دست همدیگر احساس صمیمت و نزدیکی به شما می‌دهد و این اطمینان را ایجاد می‌کند که همیشه کنار هم و برای هم هستید. اگر دست در دست هم قدم بزنید می‌توانید یک پیاده روی ساده را تبدیل به یک خاطره‌ی رمانتیک کنید. لحظه‌های خاص برای همدیگر ایجاد کنید احتمالا قبلا و در اوایل آشنایی و ازدواج‌تان زیاد از این کارها می‌کردید. پس دست به کار شوید و دوباره برای هم لحظات خاص و رمانتیک خلق کنید، خلاقیت‌تان را به کار بگیرید و نتیجه‌اش را ببینید. این هم یک شیوه‌ی مراقبت از رابطه است که روح تازه‌ای به آن می‌دهد. برای ابراز عشق به شیوه‌های جدید و مبتکرانه هرگز دیر نیست. با هم کتاب بخوانید چند وقت است که چند جلد کتاب خریده‌اید اما هنوز فرصت نکرده‌اید حتی لای یکی از آنها را باز کنید؟ بسیار خب، می‌توانید با هم و زمانی که کار خاصی ندارید اما می‌خواهید کنار هم باشید این کار را بکنید، می‌توانید کتاب مشترکی که مورد علاقه‌ی هر دوی شماست را بردارید و نوبتی با صدای بلند بخوانید یا اینکه هر کدام کتاب خود را بردارید و کنار هم بنشینید و بخوانید. با این کار هم کنار هم و با هم هستید و هم هر کدام‌تان کار خود را می‌کنید. هر چقدر هم که مشغله دارید اوقات دو نفره‌تان را از دست ندهید زندگی دنیای امروز واقعا پُر از مشغله است و به سختی می‌توانیم با کسی که دوستش داریم آن اندازه که می‌خواهیم وقت بگذرانیم. اگر مجبور هستید تا دیروقت کار کنید چطور می‌توانید با هم شام درست کنید؟ اگر همیشه برنامه‌هایی با خانواده و دوستان و همکاران دارید که نمی‌توانید نادیده بگیرید چگونه می‌توانید فرصتی برای تفریحات دو نفره پیدا کنید؟ روزانه فقط نیم ساعت برای با هم بودن بدون هیچ مزاحمتی نه تنها روشی برای خود مراقبتی است بلکه بهترین کاری است که برای رابطه‌ی زناشویی‌تان می‌توانید انجام دهید. پس لا به لای تمام مشغله‌ها و مسئولیت‌های‌تان برای وقت گذراندن با همسرتان هم ارزش قائل باشید. تایم دو نفره‌تان را حتما در برنامه‌ی روزانه‌تان بنویسید اوایل آشنایی و ازدواج اصلا نیازی نیست برای با هم بودن برنامه ریزی کنید چون انگار تمام ساعات خود را با هم هستید و تمام کارهای‌تان را با هم انجام می‌دهید اما با گذشت زمان و درگیر شدن با مسئولیت‌های زندگی این با هم بودن‌ها کم‌رنگ می‌شوند. پس حتما باید در برنامه ریزی روزانه‌ی خود، تایم با هم بودن‌تان را بنویسید تا هم فراموش‌تان نشود و هم اهمیت آن برای شما به طرف مقابل‌تان ثابت شود. ]]> سبک زندگی Sun, 12 Aug 2018 04:30:31 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/138092/ خشم علت بروز بسیاری از خشونت‌ها در جامعه/راه‌های مقابله با خشم http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/137964/ به گزارش ستاره ها؛ حسین نژاد در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه خشونت‌های موجود در افکار جامعه باید به طریقی دفع شود تا از بروز و نمود آن در رفتار افراد جلوگیری شود، گفت: رفتار، زمانی معنا پیدا می‌کند که با ذهن و فکر انسان ارتباط داشته باشد، رفتاری که همراه با آرامش و قدرت تصمیم‌گیری فرد باشد، رفتاری سالم است. وی ادامه داد: آرامش اسلحه‌ رفتار انسان است که 3 عامل احساس ، اعصاب و افکار و در نتیجه رفتار انسان را به درستی هدایت می‌کند، زمانی که آرامش جایگاه خود را به خشم می‌دهد، افراد کنترل خود را بر افکار ، اعمال و قضاوت خود از دست می‌دهند و همین امر باعث می‌شود که افراد بعد از انجام رفتار اشتباه یا حتی ارتکاب جرم ابراز پشیمانی ‌کنند ، در واقع زمانی که خشم بر رفتار انسان چیره شود ، انسان مدیریت رفتار خود را از دست می‌دهد ، بنابراین یکی از سرمایه گذاری‌هایی که دولت‌ها باید برای بهبود شرایط مالی و معنوی جوامع انجام دهند، تقویت آرامش در انسان است چون «رفتار ملت بیت المال دولت» است . خستگی ذهنی ، با استراحت بدن رفع نمی‌شود این روانشناس با اشاره به وقوع قتل‌ها و پرخاشگری ها میان برخی افراد در جامعه گفت: بعضی از رفتارهای خشن در جامعه حاصل خستگی‌های ذهن انسان است که خودباعث بروز خشم نیز می‌شود ، اما دفع این خستگی‌ها با استراحت بدن حاصل نمی‌شود و باید برای آن راهکارهای اساسی را پیدا کرد. حسین نژاد افزود:  شادی سرمایه جامعه و یکی از راه‌های مقابله با خستگی‌های ذهنی است اما مشکلات جامعه و مسائل اقتصادی آن را تحت تاثیر قرار می‌دهد و فقدان شادی نیز باعث بروز خشم و پرخاشگری در میان افراد می‌شود ، همچنین مشکلات اجتماعی موجب ایجاد خستگی‌های ذهنی می‌شود. به عقیده‌ وی، تصمیمات آنی نیز امری بسیار تاثیر گذار در بروز خشونت‌های بدون فکر و  آنی است که معمولا در آن لحظه افراد " physically absent , mentally present " ، یعنی از نظر فیزیکی حاضر و از نظر فکری و ذهنی غایب هستند و همین امر باعث بروز رفتارهایی می‌شود که دلیلی برای انجام آن‌ها نیست برای مثال برخی افراد در زمان رانندگی همراه با مشغولیت‌ یا خستگی‌های ذهنی این حالت را تجربه می‌کنند و باعث بروز تصادفات می‌شوند. سکوت یکی از راه حل‌های اصلی مقابله با پرخاشگری حسین نژاد یکی از راه حل‌های اصلی مقابله با پرخاشگری را سکوت عنوان کرد و در ارتباط با انرژی که بعد از سکوت در مقابل پرخاشگری در فرد مقابله‌کننده ایجاد می‌شود گفت: راهکار هایی نیز برای دفع این انرژی وجود دارد که می‌توان ‌پناهنده شدن به هنر، موسیقی، ورزش، پیاده‌روی و .... را نام برد. وی همچنین با اشاره به پناهنده شدن به مطالعه در این شرایط و معرفی دو کتاب نیایش از گاندی و ملت عشق از الیف شاکاف، عنوان کرد: ما نیاز به ابزاری داریم که ذهنمان را شست و شو دهد و خشم و پرخاش را در آن از بین ببرد. حرف زدن از راهکارهای کنترل خشم است وی در ادامه با اشاره به نقش صحبت و بیان مشکلات گفت: دردی که بیان نشود تبدیل به غده‌ای سرطانی می‌شود  و بیان مشکلات از ایجاد خشم در افراد جلوگیری می‌کند. بنابراین اینکه هر فردی شنونده‌ای داشته باشد از بروز پرخاشگری در وی جلوگیری می‌کند ، در واقع حرف زدن از راهکارهای کنترل خشم است اما متاسفانه برخی افراد از صحبت کردن برای رفع مشکلات و اختلاف نظرها استفاده نمی‌کنند. خواسته شدن، خشونت را کاهش می‌دهد به عقیده‌ این روانشناس، یکی از بزرگترین نیازهای انسان جلب توجه و خواسته شدن است و بالعکس طرد شدن یکی از عواملی است که باعث بروز خشونت‌ها در فرد می‌شود ، در واقع احساساتی که ما در افراد بوجود می‌آوریم تا حدی عاملی برای جهت دهی به رفتار انسان ‌های دیگر است ، برای مثال اگر ما به فردی که زیبا نیست احساس زیبایی را هدیه کنیم خشونت‌های ناشی از طرد شدن در رفتار وی شکل نمی‌گیرد زیرا احساس زشتی است که افراد را آزار می‌دهد و نه زشت بودن. تاثیر اخبار ناخوشایند در ایجاد احساس خشم وی در پایان نیز در ارتباط با تاثیر اخبار ناخوشایند پیرامون افراد و در جامعه اظهار کرد: بدیهی است زمانی که اخباری را می‌شنویم و از آن مطلع می‌شویم، بند بند وجودمان با آن ارتباط برقرار می‌کند و به آن واکنش نشان می‌دهد که این واکنش‌ها در رفتار ما تاثیرگذار است و شاید خبرهای ناخوشایند بعد از مدتی باعث ایجاد احساس خشم درون انسان شود، بنابراین باید سعی کنیم آلوده به اخبار پیرامون خود نشویم. ]]> سبک زندگی Sat, 11 Aug 2018 05:42:14 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/137964/ ۱۸ راه برای استحکام رابطه‌ عاشقانه http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/137853/ وبسایت مردمان نوشت: با اینکه عشق پایه و اساس هر رابطه‌ی عاشقانه است ولی کافی نیست. برای داشتن رابطه‌ای سالم، هر دو طرف باید بخواهند که برای آن تلاش کنند. اینجا ۱۸ راه برای استحکام رابطه به شما پیشنهاد می‌کنیم. ۱. پذیرش و قدردانی را تمرین کنید. دو رمز عشق درست، پذیرش و قدردانی است. در یک رابطه‌ی درست باید حضور آگاهانه ولی غیرکنترل داشته باشید، درست مثل حضورتان در کنار بقیه‌ی چیزها در طبیعت. همانطور که امکان ندارد به یک درخت سرو نمی‌گوییم که باید سعی کند شبیه درخت نارون باشد. به طبیعت بدون هیچ قضاوتی نگاه می‌کنیم، آن را همانطور که هست پذیرفته‌ایم و قدردانش هستیم. ۲. درک کنید که همه‌ی رابطه‌ها بالا و پایین‌های خودشان را دارند. درست مثل اینکه نمی توانید انتظار داشته باشید که همیشه حالتان خوب باشد و خوشحال باشید، نمی‌توانید از رابطه‌تان هم توقع داشته باشید که همیشه اوضاعش روبه‌راه باشد. وقتی با کسی وارد یک رابطه‌ی متعهد می‌شوید، باید بدانید که مسیر روبه‌رویتان پر از پستی و بلندی است و باید خودتان را برای آن آماده کنید. ۳. از کلمه‌ی «ما» استفاده کنید. محققان دریافته‌اند زوج‌هایی که در زمان صحبت کردن از کلمه‌ی «ما» استفاده می‌کنند، نسبت به آنهایی که از کلمه‌ی «من» استفاده می‌کنند، شادتر، آرام‌تر و به طور کلی از رابطه‌شان راضی‌ترند. کلمه‌ی «ما» بازی را عوض می‌کند. حس صمیمیت را در مغز بیشتر کرده و به جای داشتن ذهنیت «من و تو» شما را وارد ذهنیت مبتنی بر همکاری می‌کند. این ذهنیت همکاری باعث می‌شود در نظر همسرمان دوست‌داشتنی‌تر و سخاوتمند‌تر به نظر برسیم. ۴. برنامه‌ی سه روزه‌ی قدرشناسی را دنبال کنید. داشتن رویکرد قدرشناسی جانی دوباره به زندگی عشقی شما خواهد داد. تحقیقات نشان داده‌اند که با ابراز قدرشناسی، زوج‌ها حس می‌کنند برای همسرشان دوست‌داشتنی‌ترند و احساس آرامش، نشاط و غرور بیشتری می‌کنند. همچنین همسرانشان را افرادی باملاحظه، بامحبت و علاقه‌مندتر می‌بینند و از کیفیت کلی رابطه‌شان احساس رضایت بیشتری می‌کنند. برای اینکه قدرشناسی بیشتری وارد زندگی‌تان کنید، می‌توانید از این برنامه‌ی سه روزه استفاده کنید: روز اول: سه خصوصیت دلپذیر در همسرتان پیدا کنید و سعی کنید کل روز روی آن سه خصوصیت تمرکز کنید. روز دوم: سه موضوع ناراحت‌کننده درمورد همسرتان پیدا کنید و سعی کنید او را بخاطر این چیزها ببخشید. روز سوم: کل روز سعی کنید درمورد همسرتان فقط کلمات محبت‌آمیز به زبان آورید. به این سه روز به چشم یک برنامه‌ی پاکسازی نگاه کنید که به شما این امکان را می‌دهد احساساتی که باعث خراب شدن رابطه‌تان می‌شود را بیرون بریزید. ۵. نسبت ۳ به ۱ را رعایت کنید. در طول روز انواع و اقسام تجربه‌های مثبت و منفی را از سر می‌گذرانیم. درمورد روابطمان هم همینطور است. خیلی‌ها تصور می‌کنند همین که میزان این تجربیات مثبت نسبت به منفی‌ها سنگینی کند همه چیز روبه‌راه است. ولی اینطور نیست. نسبت مثبت‌ها به منفی‌هاست که اهمیت دارد. تحقیقات نشان می‌دهد که نسبت جادویی در یک رابطه‌ی فوق‌العاده ۳ به ۱ است. یعنی باید میزان تجربیات مثبتتان نسبت به منفی‌ها سه برابر باشد تا بگوییم که رابطه‌تان یک رابطه‌ی سالم است. ۶. تازگی رابطه را حفظ کنید. یکی از جنبه‌های مثبت روابط طولانی‌مدت این است که شناخت خوبی نسبت به هم پیدا می‌کنید. جنبه‌ی منفی آن این است که تازگی رابطه ممکن است از بین برود و انسان‌ها عاشق تازگی هستند. ولی زنده نگه داشتن این تازگی در رابطه راه دارد: سعی کنید همیشه فعالیت‌های جدیدی را در کنار هم تجربه کنید. این باعث ایجاد هیجان و عدم‌قطعیت در رابطه می‌شود، حتا اگر طرفتان را مثل کف دست بشناسید. ۷. بازیگوشی را در رابطه حفظ کنید. همه‌ی ما صرفنظر از سن عاشق بازی کردنیم. پس این کار را بکنید: با هم تفریح کنید، با هم مسخره‌بازی درآورید، و وقتی کنار هم هستید همه چیز را فراموش کنید. علاوه بر اینها دفعه‌ی بعد که چیزی گفت که ناراحتتان کرد، به جای اینکه حالت دفاعی بگیرید و بدخلقی کنید، سعی کنید جوابش را با یک جوک بدهید. ۸. به طرفتان فضا دهید. آرتور شوپنهاور فیلسوف معروف از جوجه‌تیغی برای توضیح یک دوراهی که اغلب در روابط انسانی پیش می‌آید استفاده کرده است. دو جوجه‌تیغی برای اینکه گرم بمانند به همدیگر نزدیک‌تر می‌شوند. ولی اگر خیلی به هم نزدیک شوند با تیغ‌هایشان همدیگر را زخمی می‌کنند. در روابط انسانی هم همینطور است: ما خواستار نزدیکی هستیم ولی از طرف دیگر فضا هم می‌خواهیم. رمز موفقیت این است که آن نقطه‌ی درست را برای ایستادن در رابطه پیدا کنیم که هم گرمای رابطه را احساس کنیم و هم به همدیگر اجازه بدهیم فضای کافی برای خود داشته باشیم. ۹. هر روز به همدیگر محبت فیزیکی نشان دهید. مطالعات نشان داده است که محبت فیزیکی فواید بسیار زیادی دارد. باعث ترشح هورمون‌هایی در بدن می‌شود که به ما حس خوب می‌دهند، فشارخون را پایین می‌آورد، به بیرون ریختن استرس کمک می‌کند، روحیه را بهتر می‌کند و رضایت در طرف را از رابطه بالا می‌برد. نشان دادن محبت فیزیکی می‌تواند به سادگی بوسیدن، گرفتن دست‌های همدیگر، در آغوش گرفتن، نوازش کردن و … باشد. ۱۰. از رویکرد ع‌ع‌ع استفاده کنید. وقتی همسرتان از دست شما ناراحت است، باید از رویکرد ع‌ع‌ع استفاده کنید. یعنی عذرخواهی، عشق‌ورزی و عهد به جبران. این یعنی: – به همسرتان بگویید که متاسفید که باعث رنجش و ناامیدی‌اش شده‌اید. – برای ابراز عشقتان رفتاری محبت‌آمیز از خود نشان دهید، مثلاً بوسیدن و بغل کردن. – قول دهید که برای جبران رفتار اشتباهتان اقدام می‌کنید. ۱۱. روی نقاط مثبت تمرکز کنید. نتیجه‌ی مطالعات نشان می‌دهد که زوج‌های برای خوشحال‌تر بودن به جای تمرکز کردن روی مشکلاتشان، باید روی نقاط مثبت رابطه‌ی خود تمرکز کنند. علاوه بر این، اگر لازم است که از جنبه منفی به رابطه‌تان نگاه کنید، سعی کنید این کار را به صورتی مثبت انجام دهید. مثلاً اگر طرفتان شلخته است، می‌توانید به او بگویید، «اگه بیام خونه و ببینم که خونه مرتبه نمیدونی چقدر خوشحال میشم. وقتی خونه نامرتبه استرس می‌گیرم. به نظرت چکار می‌تونیم براش بکنیم؟» ۱۲. آداب و مراسم دونفره داشته باشید. می‌توانید با طراحی یک مراسم دو‌نفره‌ی مخصوص هم رابطه‌تان را مستحکم‌تر کنید. مثلاً هر پنجشنبه شب را می‌توانید با هم بیرون قرار بگذارید، مثل روزهای اول آشنایی. یا اینکه هر روز صبح قهوه‌تان را با هم بخورید یا هر شب قبل از خواب ده دقیقه با هم حرف بزنید. ۱۳. حرف‌هایتان را ویراستاری کنید. زوج‌هایی که از به زبان آوردن هر فکری که وارد ذهنشان می‌شود در مواقع بحث و مشاجره خودداری می‌کنند، شادترین زوج‌ها هستند. ۱۴. حمایت‌گر باشید. راه‌های زیادی برای حمایت از همسرتان وجود دارد که در زیر به چند نمونه از آن اشاره می‌کنیم: – حمایت عاطفی کنید: وقتی ناراحت است و نیاز به حرف زدن دارد، به حرف‌هایش گوش دهید. – تحسینش کنید. – اطلاعاتی که لازم دارد را در اختیارش بگذارید. – وقتی نیاز به کمک دارد، کمکش کنید. مثلاً وقتی باید برای اضافه‌کاری زمان بیشتر در محل‌کار بماند، در کارهای خانه کمکش کنید. ۱۵. به خودتان اجازه دهید که آسیب‌پذیر باشید. شجاعت آسیب‌پذیر بودن روش ما را برای زندگی، عشق‌ورزی، بچه‌داری و رهبری تغییر می‌دهد. آسیب‌پذیری کلید صمیمیت عاطفی است. آسیب‌پذیری یعنی درمورد احساستان، ترس‌هایتان و نیازهایتان صادق یاشید. یعنی به خودتان اجازه دهید که توسط همسرتان واقعاً دیده شوید. ۱۶. «دوستت دارم» را با عمل نشان دهید. با کارهای کوچک و پیش‌پاافتاده به همسرتان نشان دهید که دوستش دارید. در زیر به چند نمونه از این رفتارهای محبت‌آمیز اشاره می‌کنیم: – صبح یک روز سرد زودتر بیدار شوید و ماشینش را از قبل روشن کنید تا گرم شود. – وقتی از سر کار به خانه می‌آیید از رستوران محبوبش غذا بگیرید. – پانزده دقیقه قبل از او از خواب بیدار شوید تا وقتی وارد آشپزخانه می‌شود صبحانه آماده باشد. – وقتی برای خرید بیرون می‌روید برای او یک هدیه سورپرایز بخرید. ۱۷. عادلانه بجنگید. اختلاف‌نظرها نیست که روابط را خراب می‌کند، روش برخورد با این اختلاف‌نظرهاست که باعث ویرانی رابطه‌ها می‌شود. مشاجره و اختلاف‌نظر همیشه پیش می‌آید. سوال اینحاست که آیا با رویکرد حل مشکل وارد آن می‌شوید یا با رویکرد تسلط یافتن و زورگویی؟ اگر این کار را بکنید مطمئن باشید که هیچوقت برنده نخواهید بود. اگر رابطه‌تان را به یک رقابت تبدیل کنید، یعنی اگر قرار باشد شما برنده شوید طرفتان باید بازنده باشد. رابطه رقابت نیست، مشارکت است. در زیر به چند مورد از نکات مربوط به جنگ عادلانه اشاره می‌کنیم: – بدانید که می‌خواهید به چه چیزی برسید. – دور موضوع بحثتان مرز بکشید تا هر مورد منفی‌ای که در رابطه‌تان اتفاق افتاده را وسط بحث نکشانید. – از ترور شخصیتی کردن طرفتان خودداری کنید. – گوش دادن فعال را تمرین کنید. سعی کنید حرف‌های طرفتان را در ذهنتان تکرار کنیدتا مطمئن شوید که حرف‌هایش را خوب فهمیده‌اید و اگر چیزی برایتان گنگ بود حتماً از او سوال کنید. – محدوده‌ی زمانی تعیین کنید. – علاقه‌مند به مصالحه باشید. – درمورد روش حل مشکل به توافق برسید. ۱۸. هدف‌ مشترک داشته باشید. یک تیم دونفره باشید. با هم هدف‌گذاری کنید، هدف‌هایی که برای هر دوی شما مهم باشد، و برای رسیدن به این اهداف در کنار هم تلاش کنید. هدف‌گذاری مشترک فواید زیر را برایتان خواهد داشت: – مطمئن می‌شوید که هر دو در یک جهت در حال حرکت هستید. – پیروزی شما پیروزی او خواهد بود. – می‌توانید بعد از هر پیروزی با هم جشن بگیرید. مطالعات نشان داده‌اند که یکی از مهم‌ترین مولفه‌های خوشبختی تلاش برای رسیدن اهداف معنادار است. یکی از مهم‌ترین مولفه‌های یک رابطه‌ی شاد هم داشتن اهداف مشترک و تلاش برای رسیدن به آنهاست. ]]> سبک زندگی Wed, 08 Aug 2018 07:39:15 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/137853/ «خودبیمارانگاری» ترسي كه رو به افزايش است http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/137782/ به گزارش ستاره ها به نقل از قانون ، این اتفاق ممکن است گاه برای هر فردی رخ دهد ولی افرادی هستند که زندگی‌شان با این تفکر دچار رنج و ناراحتی شدیدی می‌شود. خودبیمارانگاری چنین تعریف شده است: اشتغال ذهنی بیمار با ترس از بیمار شدن یا اعتقاد وی مبنی بر ابتلا به یک بیماری جدی به‌مدت دست کم 6ماه. این ترس یا اعتقاد هنگامی ایجاد می‌شود که بیمار نشانه ها یا کارکردهای بدنی را اشتباه تفسیر کند.     این اشتغال ذهنی سبب ناراحتی قابل ملاحظه و تخریب عملکرد بیمار می‌شود.این اختلال روان‌پزشکی یا طبی دیگر قابل توجیه نیست و بخشی از بیماران دچار خودبیمار انگاری، بصیرت ضعیفی در مورد وجود این اختلال دارند. این افراد با برخورداری از سلامت بدنی و جسمی، خود را بیمار می‌پندارد و همواره از دردها و تکالیف فرضی شکایت می‌کنند. اغلب با آنکه معاینات و بررسی‌های طبی مکمل این افراد، هیچ مشکلی را نشان نمی‌دهد اما فرد خودبیمارانگار به ابتلا به یک بیماری جدی یا مرگبار معتقد است و با استرس و نگرانی بسیار، برای درمان خود تلاش می‌کند. این افراد همیشه دچار یک نوع وسواس فکری هستند و ترس از یک بیماری جدی دارند. این بیماران اشتغال فکری و نگرانی پیوسته‌ای درباره حالت سلامت یا وضعیت بدنی خود دارند و بيشتر مواقع نیز در مورد عملکرد بدن خویش، دچار شک و تردید شده و شکایت‌های متعددی را از دردهای جسمانی خود ابراز می‌کنند. مبتلایان به این بیماری هر کارکرد بدنی را که عموم مردم بدیهی می‌دانند و توجهی به آن نمی‌کنند به صورت نشانه‌ای از یک بیماری درمان‌ناپذیر در نظر می‌گیرند. آن‌ها ممکن است فعالیت‌های طبیعی بدن مانند تندی و کندی ضربان قلب، سردرد عادی، اجابت مزاج ، عرق کردن، خستگی و حتی مسائل جزئی و غیرطبیعی دیگری چون بی‌خوابی، بی‌اشتهایی یا پراشتهایی تب، گلودرد، جوش‌ و دمل‌های کوچک، آبریزش بینی، یا دیگر تظاهرات معمولی را اغراق‌آمیز درک کرده و به عنوان علايم یا نشانه‌ای جدی از شرایط بد بیماری تصور کنند. اگرچه گاهی ممکن است بر اعمال مبهم و پیچیده‌ای متمرکز شوند که معنایی جز بیماری خاص برای آن‌ها ندارد؛ به عنوان مثال بدن خسته و کوفته یا یک دل‌درد ساده از نظر آن‌ها نشانه‌ای برای شروع یک بیماری خطرناک و وحشتناک است. این تصور خودبیمارانگارانه، زمانی بیماری تلقی می‌شود که حداقل 6 ماه از آغاز آن بگذرد و با وجود تایید و اطمینان کامل از سلامت بدن توسط پزشک، فرد همچنان بر بیمار بودن خود اصرار داشته و ترس از آن را به صورت مراجعه مکرر به کلینیک‌ها و درمانگاه‌های مختلف جبران کند. این بیماری به یک نسبت در زنان و مردان است و احتمال بروز آن در هر سنی حتی در بچه‌ها وجود دارد اگرچه شیوع بیشتر آن در اوایل بزرگسالی است. بروز اختلال خودبیمارانگاری به عوامل مختلفی بستگی دارد؛ از جمله ویژگی‌های شخصیتی و خلقی، ‌شیوه تربیتی والدین و برخی شرایط خاص روان‌شناختی دیگر. ویژگی‌های شخصیتی و خلقی بيشتر مواقع ویژگی‌های خلقی، زمینه مساعدی برای بروز این اختلال فراهم می‌کند؛ افراد خودبیمارانگار، ویژگی روان‌شناختی خاصی دارند که آن‌ها را بیش از دیگران مستعد ابتلا به این بیماری می‌کند. افراد عصبی (‌خودمنتقد، درونگرا و خودشیفته)، افرادی که نسبت به مسائل پیرامون خود بیش از اندازه حساس هستند و به سادگی از کنار مسائل مختلف زندگی نمی‌گذرند و همه چیز برای‌شان یک مساله و مشکل است یا کسانی که بیش از حد علاقه‌مند به پردازش امور مختلف هستند یا آستانه تحمل بسیار پایینی دارند، بیش از افراد دیگر در معرض ابتلا به خودبیمارانگاری هستند. زمانی که براي اين افراد ناکامی کوچکي اتفاق می افتد آن را به یک شکست بزرگ تعبیر می‌کنند و از آن مشغولیت فکری می‌سازند و مدام با آن درگیر می‌شوند اما در نهایت ناتوانی در حل این دغدغه ذهنی و نیافتن راه حلی مناسب، باعث می‌شود فرد به کنکاش‌های ذهنی و فکری منفی روی آورد. شیوه تربیتی والدین نوع رفتاری که والدین با فرزندان خود دارند، تاثیر بسزایی در بروز اختلال خودبیمارانگاری دارد؛ بی‌تردید والدینی که ویژگی‌های شخصیتی حساس و شکننده‌ای دارند، زمینه مساعدی برای بروز این اختلال در فرزندان‌شان فراهم می‌کنند. از سوی دیگر، در خانواده‌هایی که اختلالات اضطرابی شیوع فراوانی دارد، اختلال خودبیمارانگاری بیشتر است. اغلب چنین والدینی با فرزندان خود و حتی سایر دوستان و آشنایان با اضطراب، استرس و فشار روانی برخورد می‌کنند و به جای به‌کارگیری مهارت‌های حل مساله، نه‌تنها مدام با فشارهای روانی دست و پنجه نرم می‌کنند بلکه خود را نیز در برابر حل آن مشکلات ناتوان می‌بینند که به طور حتم این وضعیت بحرانی، قابل انتقال به فرزندان خواهد بود و آن‌ها را مجبور به فراگیری یا تقلید خواهد کرد. اگرچه گاهی اوقات افراد خودبیمارانگار ،در تعامل‌های دوران کودکی خودآموخته اند که عاطفه و محبت را گدایی کنند و با تظاهر به بیمار بودن ترحم دیگران را جلب ‌کنند و به طریقی، از پذیرش مسئولیت‌ها طفره بروند. زمانی که در خانواده ای، والدین از الگوی اضطرابی و فشارهای وسواسی برای امر و نهی‌های مربوط به مواد غذایی و سلامت وضعیت جسمانی استفاده کنند؛ براي مثال «بایدصبحانه بخوری والا زخم معده می‌گیری»، «رنگت خیلی پریده، خوب غذا نمی‌خوری» و...؛ این باعث می شود که به مرور زمان، فرزندان احساس درماندگی‌کنند و مدام به بیماری فکر ‌کنند و در نهایت نیز به این باور برسند که بیمار هستند یا اینکه بیماری در کمین آن‌هاست. علاوه بر این، گاهی ممکن است فرد در تعامل با اطرافیان خود اندک اندک به این نتیجه برسد که مشکلات جسمی‌اش جدی بوده و به وارسی‌های دقیق و بیشتر از بدن خود نیازمند است؛ به عنوان مثال وقتی فرد در خانواده راجع به مشکلات جسمی اش توضیح دهد و اطرافیان نیز او را تایید کنند، همین موضوع ممکن است موجب تقویت افکار خودبیمارانگارانه در فرد شود؛ اغلب چنین رفتاری در خانواده‌های با اختلال‌های وسواس بیشتر دیده می‌شود. علل روان‌شناختی در معاینه این بیماران هیچ فرآیند آسیب‌شناختی‌ای قابل مشاهده نیست. بسیاری از متخصصان معتقدند توجه و تمرکز افراطی و غیرطبیعی این افراد بر بدن‌شان، خود نشانی از اضطراب درونی و بنیادین مبتلایان است. به نظر می‌رسد خود بیمارانگاری ناشی از جابه‌جا شدن اضطراب از منابع ذهنی ناخودآگاه به جسم باشد. گاهی اوقات بی توجهی و محبت نگرفتن از دنیای بیرون و اطرافیان باعث اين اختلال می‌شود. به این صورت که فرد با توجه کردن افراطی بر جسم خود مي‌خواهد این کمبود را جبران ‌کند. احساس عدم امنیت دلیل دیگری بر خودبیمارانگاری است. در این وضعیت فرد تهدیدات ناشناخته محیط را به عنوان تهدیدی بر سلامت جسمی خود تجسم می‌کند. اگرچه خودبیمارانگاری منشأ روان‌شناختی دارد اما گاهی بیماری‌های جسمی نیز باعث بروز و تشدید این اختلال می‌شوند، براي مثال زمانی که فرد در درمان مشکلات جسمانی خود ناکام مانده و کامل بهبود نمی‌یابد، ممکن است به این نتیجه برسد که دچار یک مشکل جدی شده است و امتحان روش‌های درمانی دیگر فایده‌ای ندارد. این احساس ناکامی دلیلی بر ابتلای فرد به خودبیمارانگاری است. سلامت نیوز: «خودبیمارانگاری» ترسي كه رو به افزايش است ]]> سبک زندگی Tue, 07 Aug 2018 14:10:44 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/137782/ "اعتماد به نفس" چه وقت و چگونه شکل می گیرد؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/137695/ به گزارش ستاره ها، عصر ایران نوشت: پیرمردی 80 ساله را در نظر بگیرید که اعتماد به نفس کافی ندارد؛ روابط اجتماعی اش چندان قوی نیست و نگاه بدبینانه ای به دنیا دارد. پیرمرد قصه ما، البته بعد از رسیدن به دوران کهنسالی، چنین نشده است. تا جایی که به یاد می آورد، عنصر اعتماد در زندگی اش کم رنگ بوده است: اعتماد به محیط، اعتماد به آدم ها و حتی اعتماد به خودش. او ماه آینده وارد 81 سالگی خواهد شد ولی احتمالاً هیچگاه نخواهد فهمید که ریشه بحران اعتماد در او، به 80 سال قبل برمی گردد، زمانی که کمتر از یک سال داشت. *** اریک اریکسون، روان شناس بزرگ آلمانی نظریه ای دارد به نام "مراحل رشد هشت گانه اجتماعی". او در این نظریه، زندگی انسان را به 8 قسمت تقسیم می کند:اگر کودک یک ساله ای سراغ دارید، این مطلب را حتماً بخوانید 1 - از تولد تا یک سالگی 2 - سال دوم و سوم زندگی 3 - سال سوم تا ششم زندگی 4 - سال ششم تا دوازدهم زندگی 5 - سال دوازدهم تا سال بیستم زندگی 6 - سال بیستم تا سی ام زندگی 7 - سال چهلم تا شصت و پنجم زندگی 8 - از شصت و پنج سالگی به بعد در هر کدام از این مراحل، اتفاقات خاصی می افتد که شخصیت اجتماعی فرد را شکل می دهند. مثلاً در 12 ماه اول زندگی، موضوع "اعتماد یا عدم اعتماد" در فرد، تعیین تکلیف می شود. اگر شرایط زندگی کودک در سال اول زندگی اش، مناسب باشد، او تا آخر عمر، فردی خواهد بود که دنیا را جایی مناسب برای زندگی و موفقیت می داند، می تواند روابط مبتنی بر اعتماد و هوشیاری با افراد برقرار کند و در نهایت، به خود اعتماد کند و همین اعتماد به نفس، زیرساخت توسعه فردی او در تمام زندگی اش خواهد بود. از همین روست که اریکسون سال نخست زندگی را مرحله "اعتماد در برابر عدم اعتماد" می نامد. نوزاد، از محیط امن و آرام رحم مادر وارد دنیای پرهیاهوی انسان ها می شود. بنابر این در سال نخست زندگی اش، در حال سنجش محیط جدید است که آیا می توان در این محیط به خوبی زندگی کرد؟ (درست مانند کسی که وارد شهر جدیدی شده و در اوایل کار، در حال سنجش شهر و مردمانش هست). هر چیزی که آرامش و امنیت کودک را در سال اول زندگی اش به خطر بیندازد، یک ضربه به نرم افزار اعتماد او می زند. فریادی که بر سر او کشیده می شود، دعوایی که پدر و مادر در حضور او می کنند، گرسنگی و تشنگی کودک، دمای نامناسب اتاقی که کودک در آن زندگی می کند، دردهایی که کودک می کشد (به هر علتی مانند بیماری، سوختگی، شکستگی، عرق سوز شدن پا)، بی اعتنایی اطرافیان به کودک و ... همه و همه دست به دست هم می دهند تا عنصر اعتماد در کودک تضعیف شود. از این روست که توصیه می شود به ویژه در سال نخست زندگی کودک، امنیت و آرامش محیط زندگی او با وسواس ویژه ای تأمین شود تا کودک هیچ درد و استرسی را تجربه نکند. حتی گفته می شود که ای کاش ممکن بود واکسن هم تزریق نشود تا کودک درد آمپول را نکشد ولی چون بحث سلامت کودک به طور جدی مطرح است، تزریق واکسن را به عنوان یک استثنا برای تحمیل درد به کودک می پذیریم. یکی از مهم ترین و فاجعه بارترین توصیه هایی که گاه به پدر و مادرهای جوان می شود، این است که کودک تان را زیاد در آغوش نگیرید چون "بغلی" می شود و مجبور خواهید شد مدام او را در بغل بگیرید. این در حالی است که در سال اول زندگی، کودک هر چه بیشتر توسط پدر و مادرش در آغوش گرفته شود، اعتماد به نفس او بیشتر تقویت می شود. کودک در ارزیابی محیط جدید زندگی اش، هر اندازه احساس کند به اطرافیانش نزدیک است و حمایت و تأیید آنها را دارد، آرامش و اعتماد غنی تری به دست خواهد آورد. حتی مشاوران خبره به پدر و مادرها توصیه می کنند که تا حد امکان، حائل لباس را نیز بین خود و نوزاد حذف کنند و تماس پوست به پوست با او برقرار کنند. بنابر این کودک زیر یک سال را اصطلاحاً خیلی تحویل بگیرید، مدام او را بغل کنید، با او صحبت کنید، لبخند بزنید، مراقب سلامتی اش باشید، حواس تان به نیازهای غذایی اش باشد، نگذارید از خیس بودن پوشک عذاب بکشد و دچار التهاب پوستی شود، پیرامون او دعوا و جنجال نباشد، به او نهیب نزنید، با او بازی کنید و ... . بدانید که اعتماد یا عدم اعتماد در انسان، در همان 12 ماه نخست زندگی اش تعیین تکلیف می شود و این، اطرافیان کودک هستند که نقش اصلی را در شکل گیری یا انهدام اعتماد او ایفا می کنند. اگر خانواده پیرمرد قصه ما در 80 سال پیش، رفتار مهربانانه تری با او داشتند، او یک عمر در بحران بی اعتمادی سر نمی کرد. ]]> سبک زندگی Tue, 07 Aug 2018 06:25:33 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/137695/ زنانی كه زندگی مشترك را نابود می کنند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/137681/ به گزارش ستاره ها به نقل از زندگی آنلاین، روابط عاشقانه و دوستانه در زنان و مردان متفاوت است. زن‌ها دوست دارند همسرشان ذهن آن‌ها را بخواند درحالی‌که مردها به دنبال کشف پیام‌های پنهانی از شنیده‌هایشان نیستند و زنی که چنین توقعی دارد نتیجه مثبتی نخواهد گرفت. استقلال داشتن و روی پای خود ایستادن، ویژگی خیلی خوبی است اما اگر یك خانم هستی یادت باشد خیلی این خصوصیتت را به رخ شریكت نكشی. مردان از زنانی كه تمام كارهای‌شان را بدون كمك همسرشان انجام می‌دهند فراری هستند، آن‌ها دلشان می‌خواهد كه زنان روی قدرت و حمایت آن‌ها حساب كنند و... مردان دوست ندارند موردانتقاد قرار بگیرند و از زنانی كه می‌خواهند آن‌ها را با توجه به سلیقه خود تغییر دهند بیزارند، حتی اگر عاشق شریكشان باشند. مردان به دنبال زنانی هستند كه آن‌ها را همین‌جوری كه هستند بپذیرند. بعد از اتمام یك ارتباط رمانتیك و نزدیك، همه آدم‌ها احساس قربانی شدن دارند و حتی یک‌لحظه هم به این فكر نمی‌كنند كه ممكن است خودشان مقصر اصلی ازهم‌پاشیدگی ارتباطشان باشند. هرچند زنان در مقایسه با مردان بیشتر سراغ كتاب‌های مربوط به روانشناسی روابط می‌روند اما این زنان هستند كه دو برابر مردان به جدایی فكر می‌كنند. بیشترین شكایت زنان این است كه مردان از حل مشكلات زناشویی طفره می‌روند و در مقابل مردان ساكت و آرام همه‌چیز را تحمل می‌كنند و خودشان را قربانی یك ارتباط ناموفق می‌دانند اما بالاخره درجایی و در لحظه‌ای خاص این مردان هستند كه کاملاً غیرمنتظره دست‌هایشان را به نشانه تسلیم بالا می‌آورند و اینجاست كه حتی بهترین و برازنده‌ترین زن‌ها هم نمی‌توانند مانع تصمیم جدایی باشند كه شریک‌شان گرفته است. اما چرا؟ وقتی مردان كم می‌آورند اگر یك خانم جوان هستی و به‌تازگی از همسرت جداشده‌ای بهتر است به‌جای قربانی فرض كردن خودت، كمی‌ منطقی در مورد جدایی بین خود و همسرت فكر كنی و برای همین قبل از هر چیز باید با ذهنیت مردان و احساسات درونی‌شان در مورد زنان آشنا شوی. تقریباً می‌شود گفت درصد زیادی از مردان این دیدگاه را در مورد شریک‌شان دارند كه چرا با همه تلاش و توجه نسبت به ارتباط زناشویی‌شان، همچنان موردانتقاد و سرزنش خانم‌ها قرار می‌گیرند. آن‌ها معتقدند، زنان تنها برای شكایت آفریده‌شده‌اند. مردان از گریه كردن زنان بیزارند، به‌خصوص زنانی كه حتی در ساده‌ترین و كوچك‌ترین بحث‌ها اشک‌شان درمی‌آید نمی‌توانند در درازمدت موردعلاقه و توجه یك مرد قرار بگیرند. حالا چه شكایت و انتقاد شما درست و بجا باشد و چه نباشد، سرزنش كردن زنان حتی می‌تواند بهترین و رمانتیك‌ترین ارتباط‌ها را هم از هم بپاشاند. مردان دوست ندارند موردانتقاد قرار بگیرند و از زنانی كه می‌خواهند آن‌ها را با توجه به سلیقه خود تغییر دهند بیزارند، حتی اگر عاشق شریكشان باشند. مردان به دنبال زنانی هستند كه آن‌ها را همان‌جوری كه هستند بپذیرند. اگر در یك ارتباط موفق و پرسوزوگداز عاشقانه هستید و عادت به غر زدن و انتقاد از شریکتان رادارید، به‌زودی شاهد فرار همسرتان خواهید بود. بهتر است تا دیر نشده یاد بگیرید كه شریکتان را همان‌طور كه هست دوست داشته باشید. زنان مستقل مراقب باشند استقلال داشتن و روی پای خود ایستادن، ویژگی خیلی خوبی است اما اگر یك خانم هستی یادت باشد خیلی این خصوصیتت را به رخ شریكت نكشی. مردان از زنانی كه تمام کارهای‌شان را بدون كمك همسرشان انجام می‌دهند فراری هستند، آن‌ها دلشان می‌خواهد كه زنان روی قدرت و حمایت آن‌ها حساب كنند و در واقع تكیه‌گاه شما باشند. البته یادتان باشد نباید در این موضوع خیلی زیاده‌روی كرد چون به همان اندازه‌ای كه زنان بسیار مستقل می‌توانند مردان را از خود دور كنند، زنان خیلی محتاج و كسانی كه حتی برای خرید خمیردندان به كمك شریکشان نیازمندند، مورد تنفر و بیزاری مردان قرار می‌گیرند. شاید بر ای‌تان غیرمنطقی به نظر برسد اما این تصمیم شماست كه بین یك ارتباط پایدار و ناپایدار یك كدام را انتخاب كنید. دلیل مهمی که زنان، مردان را ترك می‌كنند دلایلی كه مردان، زنان را به خاطر آن ترك می‌كنند خیلی بیشتر از دلایلی است كه زنان به خاطر آن مردان را ترك می‌كنند و جالب‌ اینجاست كه زنان در بیشتر بحث‌ها و مشكلات به دنبال راه‌حل هستند هرچند دو برابر مردان به جدایی فكر می‌كنند و در این شرایط مردان با بروز یكی از دلایلی كه برای‌تان گفتیم و ادامه پیدا كردن آن، آسان‌ترین راه را جدایی می‌دانند. زنان به دنبال توجه مردان هستند و دوست دارند مركز توجه شریك‌شان قرار بگیرند. بی‌توجهی حتی بیشتر از كتك و آزار و اذیت‌های فیزیكی می‌تواند زن را نسبت به مرد سرد كند. بیشترین شكایت زنان در مورد مردان، روی این موضوع است كه چرا مردان در تصمیم‌گیری‌هایشان نظر و دیدگاه آن‌ها را نمی‌پرسند. مردانی كه نسبت به كارهای شریکشان بی‌تفاوت هستند و در كارهای موردعلاقه‌شان، مشوق خوبی نیستند،به‌تدریج باعث دوری و سردی روابط می‌شوند. زنان، مردانی كه خیلی تودار هستند را نمی‌پسندند و در عوض دوست دارند شریکشان در مورد احساسات و باورهایش با آن‌ها صحبت كند. آ‌ن‌ها از مردان مرموز بیزار هستند. در اختلاف‌های زناشویی مردانی كه عادت به معذرت‌خواهی ندارند باعث آزار شریکشان می‌شوند و این موضوع در درازمدت باعث جدایی ارتباط خواهد شد. با وجود این زنانی كه محبت و توجه كافی را از سمت شریکشان دریافت كنند می‌توانند سخت‌ترین شرایط را هم تحمل كنند و این همان اصل مهمی است كه مردان باید به آن عمل كنند. این کار، مردان را فراری می‌دهد مردان از گریه كردن زنان بیزارند، به‌خصوص زنانی كه حتی در ساده‌ترین و كوچك‌ترین بحث‌ها اشک‌شان درمی‌آید نمی‌توانند در درازمدت موردعلاقه و توجه یك مرد قرار بگیرند. مردان عاشق زنان منطقی هستند و این همان ویژگی است كه دوست دارند همسرشان آن را داشته باشد. زنانی كه می‌خواهند مردان را تحت كنترل خود دربیاورند نمی‌توانند ارتباط پایداری را داشته باشند. موضوع مهم دیگر بحث آزادی مردان است. بعضی از مردان آن‌قدر در ارتباط‌های‌شان توسط شریک‌شان محدود می‌شوند كه حتی نمی‌توانند با دوستان و همكاران خود فضایی برای صحبت و ارتباط داشته باشند و این اتفاق زنگ خطری است كه باید جدی‌ گرفت. مردان نیاز به فضا دارند و اگر این فضا را از آن‌ها سلب كنید دیر یا زود آن‌ها شمارا ترك خواهند كرد. زنانی كه هرگز از وضعیت چهره و اندام خود راضی نیستند نمی‌توانند موردعلاقه مردان قرار بگیرند. آن دسته از زنانی كه مدام از وضعیت خود برای شریک‌شان ابراز ناراحتی و نارضایتی می‌كنند با سرعت مردان را از خود فراری می‌دهند. مردان به دنبال زنان شادوقوی هستند و اگر شریك زندگی‌شان اعتمادبه‌نفس كافی نداشته باشد، به‌سرعت از او بیزار می‌شوند و یك ارتباط، هرچند رمانتیك و نزدیك را ترك خواهند كرد.   ]]> سبک زندگی Tue, 07 Aug 2018 05:10:34 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/137681/ علائمی که نشان می‌دهند به کارتان اعتیاد دارید http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/137533/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها:  لذت بردن از کار یک چیز است و اعتیاد به کار یک چیز دیگر! اعتیاد به کار علائم انکارناپذیری دارد که برای‌تان می‌گوییم. اولین نفری هستید که به محل کارتان وارد و آخرین نفری هستید که از آنجا خارج می‌شوید شاید دوست داشته باشید صبح زود قبل از اینکه همکاران بیایند و سلام و احوالپرسی‌ها و آمد و رفت‌ها شروع شود برای کارتان آمده شوید و عصر هم وقت مناسبی برای‌تان باشد که در سکوت و خلوت، کارهایی که باید فردا انجام دهید را سازماندهی کنید، اما هر دو حالت اگر مدام تکرار شوند می‌توانند علامت اعتیاد به کار باشند. زیاد کار کردن شما را خسته و بیمار و فرسوده خواهد کرد. ضمنا مطالعات نشان می‌دهند ساعت‌های طولانی کار کردن لزوما به این معنی نیست که این ساعت‌ها مفید و کارآمد باشند. شما باید بعد از پایان 8 ساعت کاری، فعالیت کاری‌تان را تمام کنید تا تعادل سالم و درستی بین کار و زندگی‌تان برقرار باشد. غیر از ساعات کاری هم به کارتان فکر می‌کنید روزهای تعطیل به یک دلیل وجود دارند: که بتوانید استراحت کنید. اگر در یک روز تعطیل در کنار ساحل، استرس یک ضرب العجل کاری را که در شرف وقوع است دارید، یا حین دوچرخه سواری هم سعی می‌کنید به یک تماس کاری پاسخ بدهید پس احتمالا مشکلی دارید. وقتی محل کارتان را ترک می‌کنید سعی کنید تمام ابزار کاری را از دسترس‌تان دور کنید. برخی از کارشناسان حتی توصیه می‌کنند چک کردن ایمیل‌ها را به سه بار در روز محدود کنید: یک بار وقتی به دفتر کارتان رسیدید، یک بار بعد از ناهار و یک بار هم قبل از ترک محل کار. بیش از حد درگیر و مشغول کار شدن باعث می‌شود بودن در زمان حال را فراموش کنید. مراقب سلامتی‌تان نیستید مدام احساس ناخوشی می‌کنید؟ ممکن است علتش زیاد کار کردن باشد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند آنهایی که اعتیاد به کار دارند بیشتر در معرض تعدادی از ناهنجاری‌های فیزیکی و روانی‌اند، شامل دیابت نوع دوم، حمله قلبی، افسردگی، فرسودگی روانی و اضطراب. اگر با وجود بیمار بودن همچنان در محل کارتان حاضر شوید ممکن است اشتباهاتی بکنید یا کارآمدی چندانی نداشته باشید. اعتیاد به کار می‌تواند باعث شود برای ناهار یک فست فود را انتخاب کنید که بتوانید سریع‌تر به کارتان برگردید و یا از رفتن به باشگاه فرار کنید چون تصمیم گرفته‌اید که تا دیر وقت در دفتر کارتان بمانید. اگر مراقب سلامتی‌تان باشید هم بدن‌تان از شما ممنون خواهد بود و هم رئیس‌تان! احساسی که نسبت به خودتان دارید شدیدا وابسته به موفقیت‌های شغلی‌تان است این خیلی خوب است که موفقیت‌ها و پیشرفت‌های کاری‌تان را جشن بگیرید اما اگر شادی شما وابسته به آنها باشد پس حتما مشکلی وجود دارد. یک فرد معتاد به کار نسبت به تائید‌هایی که از مافوقش، همکارانش و یا مشتریانش دریافت می‌کند بسیار وابسته است. کسی که به کارش اعتیاد دارد برای اینکه بفهمد کارش را چقدر درست انجام می‌دهد منتظر معیارهای بیرونی مانند ارزش یابی‌های سالیانه یا شش ماهه می‌ماند. این خیلی مهم است که خارج از حیطه‌ی کاری‌تان هم چیزهایی پیدا کنید که به شما احساس موفق بودن و خوب عمل کردن بدهند، مثلا یک کلوب هفتگی کتاب یا یک تیم فوتبال! خارج از کارتان هیچ سرگرمی و تفریحی ندارید در ادامه‌ی مورد بالا، اگر هدف‌ها و موفقیت‌های شغلی‌تان تنها چیزی باشند که به شما انگیزه‌ی صبح زود بیدار شدن بدهند پس زمان آن است که در الویت‌های‌تان تجدید نظر بکنید. سرگرمی‌ها و تفریحاتی پیدا کنید که کارتان هیچ دخل و تصرفی درآنها نداشته باشد، مثلا پرونده‌ای که در حال کار کردن روی آن هستید را با خود به پیک نیک نبرید! زمانی که تمام وقت‌تان را در محل کارتان سپری نکنید و در بیرون از محل کار هم مشغله‌های کاری ذهن‌تان را درگیر نکنند، میزان خوشنودی شما از زندگی هم روز به روز بیشتر خواهد شد. هیچوقت از عملکرد شغلی‌تان راضی نیستید فرد معتاد به کار هرگز نمی‌داند چه زمانی کافی واقعا کافیست! او همیشه سعی دارد شور همه چیز را درآورد و تمام توجه و تلاشش روی رسیدن به حد نهایت است، زیرا واقعا نمی‌داند موفقیت برایش چه تعریفی دارد! یعنی یک کمال گراست که به تمام جزئیات توجه دارد، هر چند این ویژگی گاهی می‌تواند مفید باشد اما اگر کنترل نشود ممکن است فرد ساعت‌ها در دفتر کارش بماند و در استرسی شدید و رام نشدنی غرق شود. بهتر است رویکرد سالم‌تری در پیش بگیرید و همیشه بدانید چه زمانی باید توقف کنید و ارزش دست آوردهای‌تان را بدانید، درست همانطور که دست آوردهای دیگران در نظرتان بزرگ جلوه می‌کنند. هرگز به رئیس‌تان «نه» نمی‌گویید و هیچوقت هم به دوستان‌تان «بله» نمی‌گویید اگر دوستان‌تان به شما بگویند: «ما هیچوقت تو را نمی‌بینیم» یا «تو همیشه سرت شلوغ است»، پس علامت هشداری است که می‌گوید به کارتان معتاد شده‌اید. این خیلی خوب است که پروژه‌های بیشتری در کارتان به شما محول شود اما این هم مهم است که بدانید چه زمانی دارید از خودتان زیادی کار می‌کشید. از اینکه مقابل رئیس‌تان بنشینید و برایش توضیح دهید حجم مسئولیت‌های فعلی‌تان اجازه نمی‌دهد مسئولیت جدیدی را قبول کنید نترسید. در برنامه‌های روزانه‌تان، محدودیت‌های زمانی برای فعالیت‌های شخصی و اجتماعی‌تان در نظر بگیرید. با این کار می‌توانید بعد از یک روز کاری طولانی، مدتی را هم به استراحت و تنفس هوای تازه و بودن در کنار خانواده بپردازید. هرگز خودتان را معتاد به کار نمی‌دانید درست مانند هر نوع اعتیاد دیگری، یکی از متداول‌ترین علامت‌های اعتیاد به کار این است که فرد معتاد آن را قبول ندارد. تحقیقات نشان می‌دهد آنهایی که به شوخی و تمسخر خودشان را معتاد به کار خطاب می‌کنند در واقع معتاد به کار نیستند. معتاد به کار مانند معتاد به الکل معمولا انکار می‌کند که مشکلی دارد. این افراد معمولا از چیزی در درون‌شان فرار می‌کنند، چیزی که از وجود آن آگاه نیستند. ]]> سبک زندگی Mon, 06 Aug 2018 05:14:06 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/137533/