پایگاه خبری ستاره ها - آخرين عناوين روانشناسی :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/lifestyle/psychology Wed, 14 Feb 2018 10:21:06 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Wed, 14 Feb 2018 10:21:06 GMT روانشناسی 60 اندر آداب کافی شاپ رفتن http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/123834/ به گزارش ستاره ها به نقل از هفته نامه همشهری شش و هفت : سر و ته مان را می زنند، سر از کافی شاپ در می آوریم. به قرارهای آخر هفته تان نگاه کنید، حتی اگر به قصد تماشای تئاتر، دیدن فیلم، خرید، قدم زدن و حرف زدن و ... بیرون می روید، آخر سر، سر از کافی شاپ در می آورید، به ویژه در زمستان ها که هوای سرد نوشیدن یک فنجان چای یا قهوه را طلب می کند. بنابراین شاید به جرأت بتوان گفت، کافی شاپ رفتن به یکی از تفریح های ثابت خانواده ها و به طور خاص، جوانان خانواده ها تبدیل شده است.     در گذشته، فرهنگ قهوه خانه رفتن در بین مردم بسیاری از شهرها از جمله تهران رواج داشت اما این تفریح، بیشتر تفریحی مردانه بود. با درست شدن کافی شاپ ها و تغییر نگاه و فرهنگ اجتماعی، زن ها نیز وارد قهوه خانه ها، اما نوع امروزی آن، یعنی کافی شاپ ها شدند و همین شاید دلیل تلطیف فضای کافی شاپ ها بیه نسبت قهوه خانه هاست. کافی شاپ رفتن هم مانند هر رفتار دیگری، فرهنگ خودش را داراد. بنابراین حالا که فصل کافی شاپ بازی است، می خواهیم درباره آن بیشتر بدانیم؛ از فرهنگ نشستن و گپ زدن در کافه تا طراحی و منوی کافی شاپ ها. چگونه یک کافی شاپ خوب انتخاب کنیم؟ از آنجایی که افراد برای اهداف مختلفی به کافی شاپ می آیند، بنابراین باید امکانات مختلف در کافی شاپ وجود داشته باشد، در غیر این صورت کیفیت آن مناسب نبوده و احساس آرامش نخواهید کرد. ببینیم کافی شاپ به چه امکاناتی نیاز دارد. تزئینات کافی شاپ یکی از ویژگی های فضای کافی شاپ، تزئینات آن است. آرام بخش بودن، امکاناتی برای اطلاع رسانی مانند ساعت، نور مناسب کافی شاپ، راحتی میز و صندلی، جای پارک خودرو و تزئین های فضای کافی شاپ که باید در راستای ایجاد آرامش بوده و شلوغ نباشند از ویژگی های مهم کافی شاپ هاست. کمبود هر کدام از اینها از امتیاز آن می کاهد. امکان انجام کارها معمولا میزهای یک یا دو نفره باید در بخش هایی از کافی شاپ وجود داشته باشند. این میزها معمولا برای ملاقات های خاص کاری یا آشنایی افراد با هم، انجام کار به تنهایی یا دو نفری، انجام کار با لپ تاپ، نوشیدن، مطالعه و ... کاربرد دارد.     امکانات مهم است در حال حاضر امکاناتی مانند شارژر تلفن همراه، پریزهای متعدد برای اتصال، وسایل مختلف برقی مانند لپ تاپ، تلفن همراه، تبلت و ... از لوازم ضروری کافی شاپ است. امکان برقراری ارتباط اینترنتی از دیگر نیازهای کافی شاپ هاست به ویژه اگر این کافی شاپ بیشتر مشتریان جوان را مد نظر قرار داده باشد. میزهای دکوری در گوشه و کنار کافی شاب ها معمولا نیمکت هایی تعبیه شده است. این نیمکت ها علاوه بر این که فضاهای منفی کافی شاپ را پر می کنند، جایی برای نشستن آنهایی است که برای کاری خاص، خوردن غذایی سرپایی و سریع به کافی شاپ می آیند. این میزها معمولا رو به شیشه بوده و امکان دیدن فضای بیرون از کافی شاپ نیز میسر است. سعی کنید وسایل شخصی تان را روی میز رها نکنید تا مزاحمتی برای کار یا نشستن دیگران ایجاد نکنید. منوها باید دیده شوند یکی از نکته های مهم در کافی شاپ ها تابلوهای ویژه درج قیمت ها و منوی کافی شاپ است. این منوهای دیواری علاوه بر کاربرد اصلی شان می توانند کاربرد تزئینی هم داشته باشند. برای مثال طرح آنها به شکل تخته سیاه، تابلوی اعلانات، دایره هایی شبیه تنه درخت و ... همگی از نمونه های طراحی این منوهای دیواری هستند.   آداب ارتباط در کافی شاپ افراد به دلایل مختلف راهی کافی شاپ می شوند. شاید یکی از مهم ترین دلایلش وقت گذرانی باشد اما دلایل مهم تری هم برای دورهمی های کافی شاپ وجود دارد. این دور همی ها باید ویژگی های خودش را داشته باشد؛ چه از نظر ارتباط بین افراد و چه از نظر ارتباط بین مشتری و مسئولان کافی شاپ.     1) انعام بدهید اگرچه برخورد مودب با افرادی که در کافی شاپ کار می کنند مهم است اما یکی از راهکارهای مستقیم تشکر از خدمه کافی شاپ، انعام دادن به آنهاست. بنابراین حتما به خدمه به ویژه کسی که برای شما به شکل مستقیم سرویس می دهد، انعام بدهید. 2) نظافت را رعایت کنید نظافت و تمیزی کارمندان از نکته هایی است که باید به آن توجه شود، بنابراین حتما به تمیزی کافی شاپ و کارمندان آن دقت کنید و در صورت نقصان، حتما موضوع را تذکر دهید. 3) منوهای تازه را امتحان کنید یکی از ویژگی های مهم کافی شاپ ها، منوی آنهاست. هر چه تنوع آن بیشتر و خوراکی ها خوشمزه تر باشد، مشتری ها لذت بیشتری می برند. بنابراین حتما به منو دقت کنید. علاوه بر این که باید غذاهای جدید را امتحان کنید به این مسئله هم دقت داشته باشید که چقدرت تشابه بین منوی کافی شاپ و واقعیت خوراکی که به شما ارائه می شود وجود دارد. این موارد را می توانید دوستانه به مسئولان کافی شاپ بگویید. 4) قرارهای دوستانه یکی از مراکز مهم و با کلاس برای قرارهای دوستانه، قرار آشنایی و ... کافی شاپ هاست. سعی کنید در نشست دوستانه با دیگران همراه باشید. برای انتخاب خوراکی، تعارف کردن، پیشنهاد دادن، تعارف کردن در زمان سرو غذا یا نوشیدنی و ... را فراموش نکنید. 5) جایی برای کار کافی شاپ هعا مکانی مناسب برای قرارهای کاری هستند، بنابراین می توانید برای گپ زدن بیشتر در محیطی آرام، کافی شاپ را انتخاب کنید.     6) سکوت کنید درست است که کافی شاپ مکانی برای گپ و گفت و صحبت است اما نباید صدای شما مزاحم دیگران شود، بنابراین سعی کنید در زمان گپ و گفت و معاشرت حتما حواس تان به سروصدا باشد. 7) قرارهای آموزشی هم اکنون بعضی افراد ترجیح می دهند از فضای کافه برای آموزش استفاده کنند. به همین دلیل همراه شاگرد یا شاگردان شان به این مکان رفته و کلاس های خصوصی یا نیمه خصوصی شان را برگزار می کنند. دردسر برگزاری این کلاس ها بسیار کمتر از برگزاری آنها در آموزشگاه یا منزل دانش آموزان است. 8) گپ های اینترنتی بعضی افراد برای اینکه بتوانند از طریق اینترنت با دیگران مرتبط شوند، کافی شاپ را انتخاب می کنند. استفاده از اینترنت کافی شاپ یکی از دلایل آن است، اما دلایل دیگری هم وجود دارد که از آن موارد می توان به خلوتی و سکوت کافی شاپ، تنها بودن و تمرکز بیشتر و علاقه به نوشیدن یا خوردن خوراکی حین انجام کار است.   این کارها را انجام ندهید بعضی نکته ها اگرچه کوچک به نظر می رسند اما نباید آنها را در هر محیطی به ویژه کافی شاپ انجام دهید.     (1) هیچ وقت با صدای بلند خدمه و گارسن را صدا نزنید. (2) اگر نوشیدنی تان تمام شده به مدت طولانی آن را مقابل تان نگذارید. از گارسن بخواهید فنجان یا لیوان را برداشته و در صورت تمایل نوشیدنی جدیدی برای تان بیاورد. اشغال کردن فنجان ها یا ظرف ها رفتار درستی نیست. (3) سعی کنید در کمترین زمان ممکن، سفارش تان را انتخاب کنید و تا قبل از انتخاب کردن آن، گارسن را سر میز صدا نکنید. (4) از هدفون برای هر نوع شنیدن یا انتقال صدا در فضای کافی شاپ کمک بگیرید. (5) میز را به موقع ترک کنید. اگر نوشیدن و خوردن شما تمام شده است، میز را ترک کنید. اگر می خواهید به مدت طولانی بنشینید، این نکته را از همان ابتدا به گارسن بگویید. (6) سفارش تان را بنویسید. اگر قرار است دم صندوق سفارش بدهید، حتما سفارش ها را یادداشت کنید تا خودتان و دیگران را در صف سفارش معطل نکنید. (7) روی صورتحساب، کلمه «تشکر» را بنویسید. کار سختی نیست اما بسیار دوستانه و مودبانه است. (8) اگر امکان استفاده از دو پریز برق را داشتید، فقط از یکی از آنها برای وسیله ای که ضرورتی برای استفاده از آن دارید استفاده کنید و پریز دیگر را حتما آزاد بگذارید. (9) حضور در کافی شاپ یعنی به اشتراک گذاشتن فضای فردی با دیگران، بنابراین باید نکته های اجتماعی را رعایت کنید. (10) اگر به اینترنت نیاز دارید از آن استفاده کنید، در غیر این صورت دستگاه را خاموش کنید تا دیگران از آن استفاده کنند.         برای آرامش همه برای این که هم شما و هم دیگر افراد حاضر در کافی شاپ از فضا لذت برده و احساس آرامش کنند، باید به این نکته ها دقت کنید:   اگر سیگار یا پیپ می کشید، حتما در بخش سیگاری ها بنشینید تا دود باعث آزار دیگران نشود. حتما بعد از تمام شدن خوراکی ها هر چه زودتر میز را تحویل دهید، حتی اگر مانند بعضی کافی شاپ ها برای شما زمان مشخص برای نشستن تعیین نشده باشد. خندیدن، گریستن، صحبت کردن و ... از رفتارهای عادی بین دوستان است اما کافی شاپ فضای عمومی است و باید درباره این رفتارها دقت کنید. اگر درباره پذیرایی، نوع خوراکی های ارائه شده یا کیفیت آنها اعتراضی دارید، آن را مودبانه ابراز کنید.   چند درصد، چه نوشیدنی میل می کنند؟ 43% 43 درصد از مراجعان کافی شاپ ها نوشیدنی کافئینی خاصی را انتخاب می کنند. 7% 7 درصد از افرادی که به کافی شاپ می آیند به شکل حرفه ای علاقه به نوشیدن اسپرسو دارند. 77% 77 درصد از افرادی که به کافی شاپ می آیند قهوه می نوشند. آمار این تعداد در کل جهان 180 میلیون نفر است.     دنده عقب بگیرید! بالاخره هر کسی از جایی کافی شاپ رفتن را شروع می کند. علاوه بر آدابی که گفته شد، بهتر است بدانید اگر به عنوان یک تازه کار، پا به کافی شاپ گذاشته اید و به قول معروف کافی شاپی شده اید (!) باید از نوشیدن چه نوشیدنی هایی شروع کنید که با دردسرهای گوارشی و بی خوابی و ... دست و پنجه نرم نکنید. آداب نوشیدن در کافی شاپ و عادت کردن به طعم نوشیدنی ها به این ترتیب است، اینجا باید دنده عقب بگیرید! از شماره 3 و از ملایم ترین نوع آن شروع کرده و به تدریج جلو بروید. 3. کاپوچینو معمولا اندازه لیوان کاپوچینو بزرگ تر از قهوه و دیگر نوشیدنی های کافئینی است. از نظر ساختاری نوشیدنی کافئینی ملایمی است. برای تهیه آن به نسبت مساوی، اسپرسو، شیر جوشیده و شیر زده و کف کرده را اضافه می کنند. 2. اسپرسو این نوشیدنی از تحت فشار قرار گرفتن دانه های سیاه قهوه در بخار دستگاه تهیه می شود، بنابراین عطر و طعم آن بسیار عالی است. 1. الف) آمریکانو یک شات از اسپرسو را به یک فنجان آب داغ اضافه می کنند تا آمریکانو درست کنند. از این ترکیب، نوشیدنی خوشرنگ با کفی خاص و مناسب با طعم و عطری خوب تولید می شود که بسیاری از مردم علاقه به نوشیدن آن دارند. اگر ابتدا آمریکانو سفارش می دهید، بعد از مدتی می توانید اسپرسو را انتخاب کنید. 1. ب ) لاته شیرین و ملایم بودن طعم این نوشیدنی دو ویژگی مهم آن است. برای تهیه آن، یک شات اسپرسو را با چند واحد شیر جوشیده مخلوط می کنند و سپس آن را می زنند تا کف ایجاد شود. طعم ملایم این نوشیدنی بسیار عالی است. ]]> سبک زندگی Wed, 14 Feb 2018 06:42:51 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/123834/ گفتن این جملات در پیامک، ممنوع! http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/123753/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : قبل از آنکه پیغام تان را برای طرف مقابل ارسال کنید، یک بار دیگر آن را بخوانید. آیا طرف مقابل تان متنی که می خواهید ارسال کنید را به درستی دریافت می کند؟ برخی از حرف ها هستند که بهتر است از بیان آنها در ایمیل یا پیامک خودداری کنید. در ادامه به آنها اشاره کرده ایم.     هر حرفی که احتیاج به بحث بیشتر دارد     به عنوان مثال: «موارد زیر، نگرانی های من در زندگی هستند»     هیچکسی از خواندن ایمیل یا پیام های طولانی لذت نمی برد. در واقع این پیغام ها حوصله سر برند، بنابراین وقت تان را صرف نوشتن نامه فدایت شوم در تکست ها نکنید. اگر می خواهید در مورد موضوع مهمی صحبت کنید، یک پیغام به طرف مقابل تان بدهید و قرار ملاقات بگذارید. حتی می توانید چکیده ای از آنچه می خواهید در مورد آن صحبت کنید را در متن تان بنویسید تا او نیز آمادگی لازم را برای صحبت کردن داشته باشد، اما از بیان جزییات بپرهیزید. در این صورت، نه تنها مفصل تر در مورد موضوعی که ذهن تان را درگیر کرده با طرف تان حضوری صحبت خواهید کرد، بلکه حرف هایتان نیز تاثیری بیشتری روی او خواهد گذاشت.         دعوا کردن با شریک زندگی      به عنوان مثال: «چیزی که من از تو متوجه شدم این است که...»     اگر متاهل هستید، شانس با شماست زیرا هنگام دعوا می توانید حضوری با شریک زندگی تان صحبت کنید اما اگر از او دور هستید، بهتر است که از دعوا کردن در تکست ها خودداری کنید. از این جهت که طرف مقابل نمی تواند زبان بدن یا لحن شما را از پشت پیامک ها درک کند، بنابراین احتمال سوتفاهم زیاد است و رابطه تان نه تنها بهتر نشده که بدتر هم می شود. پس اگر شریک زندگی تان با پیام های پی در پی شروع به دعوا با شما کرد، بهتر است به او بگویید که ترجیح تان گفتگوی رو در رو است.     حرف هایی که بعدها به ضررتان تمام می شود     به عنوان مثال: «باورت نمی شود که من چه کاری کرده ام!»     قبل از ارسال پیامک یا ایمیل به دیگران، خوب از محتوای آن آگاه شوید زیرا ممکن است که بعدها پشیمانی به سراغ تان آید. آیا می دانید که پیغام های شما، حتی اگر پاک شوند، قابل برگشت هستند و ممکن است که در آینده به ضررتان تمام شود؟ بنابراین از بیان حرف هایی که موجب حساسیت می شوند در تکست ها خودداری و آنها را حضوری بیان کنید، در این صورت هیچ مدرکی برای اثبات حرفی که زده اید، وجود نخواهد داشت.     اطلاعات شخصی     به عنوان مثال: «این شماره و پسورد کارت من است»     از آنجا که امروزه زندگی ما وابسته به تکنولوژی است، سخت است که برخی حرف های خود را در پیام هایمان فیلتر کنیم، اما از خودتان بپرسید که چقدر امنیت اطلاعاتی که رد و بدل می کنید، برایتان مهم است؟ از آنجا که پیغام ها به راحتی می توانند برای دیگران ارسال شوند، یا در صورت گم شدن گوشی، دست شخص دیگری بیافتند، بهتر است که از ارسال اطلاعات شخصی تان خودداری کنید. اگر نمی توانید حضوری اطلاعات تان را منتقل کنید، این کار را تلفنی انجام دهید.     معذرت خواهی     به عنوان مثال: «متاسفم»     نوشتن «معذرت می خواهم» ساده اما گفتن آن سخت است. شاید برای شما هم راحت تر باشد که احساس تاسف و پشیمانی خود را در پیغامی بنویسید و آن را ارسال کنید اما آیا می دانید تاثیری که در کلام حضوری است، در نوشتن وجود ندارد؟ بنابراین اگر می خواهید عذرخواهی تان تاثیری روی طرف مقابل داشته باشد، آن را حضوری بیان کنید.         گفتن جمله «ما باید با هم صحبت کنیم»      به عنوان مثال: «ما باید حرف بزنیم»     شاید بیان این جمله در پیامک روی شما هیچ تاثیری نداشته باشد اما برای طرف مقابل تان ترسناک است و موجب نگرانی او می شود. در واقع، زمانی که شما این جمله را به زبان می آورید بدون آن که دلیلش را بگویید، ذهن طرف مقابل را به هزاران راه می کشانید. پس حتی اگر می خواهید که در مورد موضوعی با او گفتگو کنید، بهتر است که جمله تان را تغییر دهید. به عنوان مثال از او بخواهید که وقت اش را برای دیدار با شما خالی کند.     تمام کردن رابطه     به عنوان مثال: «بهتر است که به دنبال فرد دیگری باشی»     اگر چه تمام کردن رابطه عاطفی، به هر شکلی که باشد، سخت است اما توصیه می شود که از تکست برای این کار استفاده نکنید. برخی ها به دلیل این که نمی خواهند با طرف مقابل شان مواجه شوند یا این که نمی خواهند با حرف زدن های بیشتر، دوباره تحت تاثیر قرار بگیرند و نظرشان را تغییر دهند، پیامک را انتخاب می کنند. دلیل شما هر چه که باشد، اگر در رابطه عاطفی بلند مدتی بوده اید، تمام کردن آن با پیامک یکی از بدترین شیوه هاست.     گفتن «دوستت دارم» برای اولین بار     به عنوان مثال: «دوستت دارم»     فرقی نمی کند که 20 سال سن دارید یا 50 سال، گفتن «دوستت دارم» برای اولین بار مفاهیم زیادی را در خود دارد که بهتر است با تکست عنوان نشود. به این فکر کرده اید که اگر طرف مقابل تان پیام تان را دیر ببینید یا حتی پاسخی به او ندهد، چه حسی به شما دست خواهد داد؟ اگر دوست ندارید که از بیان این جمله پشیمان شوید، بهتر است که آن را حضوری به زبان آورید.         دادن اخبار بد     به عنوان مثال: «او امروز فوت کرد»     حتما خودتان هم به این نتیجه رسیده اید که اخبار بد را نباید از طریق تکست به دیگری منتقل کرد. خوبی حالت حضوری آن است که شما می توانید احساسات تان را با طرف مقابل تقسیم کنید، به عنوان مثال او را در آغوش بگیرید، با او همدردی کنید و از غمش بکاهید.     استعفا دادن     به عنوان مثال: «من از فردا سر کار نمی آیم»     مهم نیست که چقدر از کارتان تنفر دارید یا به چه علتی می خواهید از آن استعفا دهید، در هر شرایطی این کار را با پیامک انجام ندهید زیرا نه تنها رسمی و در حد موقعیت اجتماعی شما نمی باشد، بلکه یک سند رسمی است که ممکن است بعدها به ضررتان تمام شود. بنابراین برای استعفا دادن، حضوری یا با تلفن برای این کار اقدام کنید. ]]> سبک زندگی Tue, 13 Feb 2018 10:04:10 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/123753/ کدام اشتباه شریک زندگی‎تان را ببخشید و کدام را نه؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/123574/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : گاهی بخشش دیگران، نه تنها موجب آرامش خاطر ما می شود، بلکه به تداوم رابطه نیز کمک می کند. از طرف دیگر، رفتارهایی هستند که به هیچ عنوان قابل بخشش نمی باشند، از این رو که تاثیرات منفی آنها تا آخر عمر گریبان مان را خواهند گرفت. البته بخشش همیشه به معنای ادامه دادن رابطه نیست، ما گاهی طرف مقابل مان را به خاطر اشتباهی که مرتکب شده می بخشیم اما تصمیم می گیریم که رابطه را تمام کنیم.   در نهایت آنچه اهمیت دارد، آرامش خود ماست. آیا می دانید که  چه رفتارهایی در رابطه عاطفی قابل بخشش اند و کدامیک نیستند؟ اگر دوست دارید بدانید که کجاها باید گذشت کنید و کجاها از شریک زندگی تان بگذرید، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.    او را به خاطر گذشته اش، ببخشید     ما باید فردی که دوستش داریم را به خاطر گذشته ای که داشته ببخشیم، به این علت که همه ما خطاکاریم و ممکن است اشتباهاتی را خواسته یا ناخواسته مرتکب شویم. اگر او با خانواده اش رفتار اشتباهی کرد، اگر آنجا که دوستانش به او احتیاج داشتند حاضر نبود، اگر جایی نتوانست آنطور که باید انتظارات دیگران را برآورده کند یا حتی انگیزه لازم را در محیط کار نداشت... او را ببخشید.   اگر او در گذشته نمی دانست که از زندگی چه می خواهد یا چگونه باید زندگی بهتری داشته باشد، اگر او شریک ایده آلی در رابطه قبلی اش نبود یا قلب کسی را شکست، باز هم لایق بخشیدن است زیرا او در گذشته زندگی نمی کند، بنابراین بهتر است که او را در زمان حال قضاوت کنید نه با اشتباهاتی که در گذشته انجام داده است.      او را برای آنچه امروز هست، نبخشید     درست است که شما باید شریک زندگی تان را به خاطر اشتباهاتی که در گذشته انجام داده، ببخشید اما به شرطی که اشتباهاتش را قبول کرده و دیگر آنها را تکرار نکند. در واقع شما نباید انتخاب های اشتباه او را در زمان حال نادیده بگیرید زیرا زمان حال فرصتی برای اوست تا خودش را تغییر دهد، پس اگر این تغییرات را احساس نکردید، بدانید که او همان آدمی است که در گذشته بوده و قصد تغییر هم ندارد. اگرچه تغییر شخصیت یک شبه رخ نمی دهد اما شما باید تغییرات را، هر چند کوچک، در او احساس کنید، در غیر این صورت بخشش اشتباه است.   به عنوان مثال رفتارهای اشتباه او را با خودتان، تنها به این علت که او گذشته تلخی داشته، نباید نادیده بگیرید. اگر شما گذشته او را کنار گذاشته اید، او هم باید قدردان حمایت و گذشت های شما باشد و تمام تلاشش را برای تغییر رفتار خود انجام دهد، در غیر این صورت ببخش دوباره تنها به ضرر شما تمام خواهد شد.         اگر دل شما را شکست، ببخشیدش     شاید فکر کنید کسی که قلب شما را شکست، ارزش بخشیدن ندارد اما شما باید این کار را انجام دهید به این علت که خود شما لایق آرامش هستید. اگر شریک زندگی تان نتوانست نیازهای شما را برآورده کند، اگر شما را ترک کرد یا اگر زیر قول هایش زد، ببخشیدش، حتی اگر از او جدا شدید. اگر به خاطر رفتارهای طرف مقابل تان ناامید هستید، اگر باعث شده که از عشق متنفر شوید، اگر آنجا که به او احتیاج داشتید و او در کنارتان نبود، اگر برای شما نجنگید یا آنطور که باید دوست تان نداشت، تنها برای این که باری از روی دوش خودتان بردارید، او را ببخشید. در واقع رفتارهای اشتباه او چیزی از ارزش شما کم نکرده است، بنابراین تنها برای آرامش خودتان، اشتباهات او را نادیده بگیرید.     او را نبخشید اگر باعث شد که نسبت به خودتان حس بدی داشته باشید     برخی از افراد هستند که آهسته آهسته نظر شما را نسبت به خودتان تغییر می دهند، در واقع کاری می کنند که شما از خودتان متنفر شوید. رفتار اینگونه افراد را نباید بخشید. آنها به تدریج شما را متقاعد می کنند که علت تمام اشتباهات پیش آمده، خود شما هستید و این شمایید که باید رفتارتان را تغییر دهید. نتیجه این رفتار نه بهبود رابطه بلکه کاهش اعتماد به نفس شما را به همراه خواهد داشت. پس از مدتی شما احساس می کنید که برای او کافی نیستید و برای خشنود کردن او باید خودتان را تغییر دهید و در نهایت تبدیل به آدمی می شوید که هیچ لذتی از زندگی نمی برد. افرادی که باعث می شوند شما نسبت به خودتان حس ناامنی کنید یا آنهایی که شما را وادار می کنند خودتان را کمتر از آنچه هستید تصور کنید، را نبخشید بلکه هر چه سریع تر از زندگی تان حذف کنید.      افرادی که از شما محافظت می کنند را ببخشید     آدم ها گاهی برای محافظت از کسانی که دوست شان دارند، حقیقت را پنهان می کنند. به عنوان مثال اگر شریک زندگی تان از مشکلات خود، تنها به این علت که شما را ناراحت نکند، سخن نگفت، او را ببخشید یا اگر شما را از شرایطی دور نگه داشت تا آسیب نبینید، سرزنش اش نکنید. این گونه افراد در آن لحظه فکر می کنند که مهمترین عامل محافظت از شماست، به بیان دیگر آنها نمی دانند که چگونه با کمترین آسیب شما را درگیر مشکلات شان کنند،  بنابراین تنها کاری که به ذهن شان می رسد دور نگه داشتن شماست. شما نیز پس از یافتن حقیقت، آنها را ببخشید زیرا که آنها لایق این بخشش هستند.     اگر به شما دروغ گفت، نبخشیدش     دروغ یکی از رفتارهایی ست که نباید ساده از آن گذشت. حتی اگر طرف مقابل تان به شما دروغ مصلحتی گفت، نباید او را ببخشید زیرا همین دروغ ها پس از مدتی تبدیل به دروغ های بزرگ تر می شوند. شما نباید به فردی که یک بار به شما دروغ گفته شانس دوباره دهید. اعتمادی که رفته هیچگاه باز نمی گردد، بنابراین با نادیده گرفتن آن، تنها خودتان را کوچک کرده اید. زندگی با اافراد دروغگو به شما حس ناامنی می دهد.   در واقع آنها با دروغ شان به شما ثابت می کنند که لیاقت صداقت را از نظر آنها نداشته اید. فردی که فکر می کند تنها در مواقعی که خودش بخواهد، باید حقیقت را به شما بگوید، فردی غیر قابل اعتماد و نابخشودنی است، از آن ساده نگذرید.         ببخشیدش اگر به شما اجازه داد تا رابطه را تمام کنید     اگر شما تصمیم گرفتید که رابطه را تمام کنید، طرف مقابل تان هم مانع تان نشد، عصبانی نشوید. درست است که از او انتظار دارید جلوی شما را بگیرد اما او را ببخشید زیرا او هم آرامش شما را می خواهد و فکر می کند که شما لایق بهترین ها هستید، چیزی که در رابطه با او به دست نیاورده اید. اگر فردی شما را دوست داشته باشد، آرامش شما را به آرامش خودش ترجیح می دهد. بنابراین اگر او با این تصور که شما بدون او زندگی شادتری دارید، مانع از رفتن شما نشد، او را ببخشید.     اگر شما را رها کرد، نبخشیدش     اگر شریک زندگی تان برای فرار از بار مسئولیت شما را رها کرد، هرگز نبخشیدش. به عنوان مثال ما از شریک زندگی مان انتظار داریم تا در مواقع ناراحتی کنارمان باشد و به درد و دل هایمان گوش دهد، اما اگر او در این شرایط شما را تنها گذاشت و به جای جسارت، ترسید و عقب نشینی کرد، بهتر است که او رها کرده و هرگز نبخشیدش. میان فردی که جایش همیشه خالی ست، با او که هیچگاه شما را تنها نمی گذارد، فرق بسیار است.     اگر شما را آنطور که می خواستید دوست نداشت، او را ببخشید     هر کسی زاویه دید خود را در رابطه عاطفی دارد، این که شریک زندگی تان آنطور که شما دوست دارید با شما رفتار نمی کند، بدین معنی نیست که به شما بی علاقه است، بلکه هر کسی به شیوه خود احساسات اش را نشان می دهد. بنابراین زمانی که او فکر می کند به بهترین شکل ممکن در رابطه است، ناامیدش نکنید.   اگر در شرایطی خاص نتوانست مانند آنچه شما دوست دارید، رفتار کند، او را ببخشید. شاید به راستی او قبل از شما چنین تجربه هایی نداشته و راه درست را نمی داند، پس دست از پیش داروی بردارید و از رفتارهایی که برایتان چندان خوشایند نبوده، بگذرید. اگر او را دوست دارید، انتظارات تان را از او به زبان آورید، مطمئنا او نیز تمام تلاش خود را براب خشنودی شما خواهد کرد.     اگر برای شما ارزشی قائل نیست، نبخشیدش     اگر شریک زندگی تان با شما طوری رفتار کرده که حس می کنید هیچ جایگاه و ارزشی برای او ندارید، هیچوقت نبخشیدش. یک رابطه نیازمند توجه، عشق و مهربانی ست و رفتار فردی که این موارد را نادیده می گیرد، توجیه ناپذیر است. بدتر از آن فردی است که جدا از بی احترامی رفتاری و کلامی، از خشونت های بدنی استفاده می کند.   از فردی که تنها شما را برای زمان هایی خاص می خواهد، به بیان دیگر شما را یک شی فرض می کند، دوری کنید زیرا که این عشق نیست بلکه سو استفاده از شرایط است. با این اوصاف، افرادی که به شما، اهداف تان یا خانواده و دوستان تان بی احترامی می کنند، هرگز قابل بخشش نیستند. ]]> سبک زندگی Mon, 12 Feb 2018 07:43:15 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/123574/ برای پیدا کردن نیمه گمشده تان تلاش نکنید! http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/123039/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایران بانو، برای اینکه آدم بهتری باشیم هیچ کس نمی‌تواند بجز خود ما تلاش کند. در واقع این یک تلاش فردی است. ما با دیگران ارتباط برقرار نمی‌کنیم تا کامل شویم ما در کنار دیگران فقط می‌توانیم بیشتر یاد بگیریم و بیشتر تجربه کنیم. هرگز نمی‌فهمید احساس دیگری دقیقاً چیست فقط به این دلیل که یک زوج هستید و همدیگر را در بسیاری از جنبه‌ها شناخته‌اید به معنای آن نیست که همه افکار، ایده‌ها و تصورات هم را می‌شناسید. شما حتی نمی‌توانید از تصور دیگری راجع به خودتان کاملاً مطمئن شوید. به همین دلیل نمی‌توانید انتظار داشته باشید هر چیزی را که دیگری واقعاً فکر یا احساس می‌کند بشناسید. یادتان باشد - ما حتی نمی‌توانیم با اطمینان و صراحت درباره تجربه‌های مشترک از واژه «ما» استفاده کنیم. چیزی که یک نفر در یک موقعیت مشترک احساس می‌کند شاید کاملاً با تصور و احساس ما فرق داشته باشد. - ما نباید از قول و زبان دیگری حرف بزنیم. چون ما کامل‌کننده هم نیستیم. - اینکه فکر کنیم همه چیز را درباره هم می‌دانیم گمراه‌ کننده است. همیشه چیزهای تازه‌ای درباره ما و دیگران وجود دارد که کسی از آن خبردار نیست. ما به کمال مطلوب نمی‌رسیم هیچ کس نمی‌تواند کافی باشد. شما در موارد زیادی ضعیف و ناتوان هستید. تصورایده‌آلی که از یکدیگر دارید معمولاً با شکست مواجه می‌شود چون اشتباهات و خطاها اجتناب‌ناپذیرند. پس بهتر است تصویر آرمانی و کامل شریک زندگی‌تان را تغییر بدهید. او واقعاً کامل و بی‌نقص نیست. در عین حال شما نباید شریک زندگی‌تان را به‌خاطر اینکه کامل نیست متهم کنید و لازم نیست ضعف‌های شریک رابطه را بیشتر از آنچه هست ببینید. از رابطه عاشقانه دست برندارید یک پیوند عاطفی قوی در یک رابطه معنا دار وعاشقانه شکل می‌گیرد. رابطه عاشقانه شما با رعایت هویت فردی یکدیگر و عشق ورزی به کسی که در کنارتان است ایجاد می‌شود. با این حال شما نباید طوری رفتار کنید که گویا شریک زندگی‌تان تنها آدم ارزشمند و مورد احترام است. رؤیاپردازی درباره عشق اشتباه است. یاد بگیرید به جای خیال‌پردازی، عشق ورزی را نشان بدهید و دلایل دوست‌داشتن را بشناسید.   ]]> سبک زندگی Sun, 04 Feb 2018 13:51:42 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/123039/ آقایان از جواب دادن به این سوالات فراری‌اند! http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122883/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : حتما برای شما هم پیش آمده که از شریک زندگی تان سوالی پرسیده باشید اما او تمایلی به جواب دادن نداشته باشد. این موضوع نباید شما را نگران کند زیرا این رفتار در آقایان طبیعی است. شاید سوالی که در ذهن شما مطرح شده، ساده باشد اما طرف مقابل تان گاهی آن را بزرگ می کند و از جواب دادن به آن می هراسد. اما همه اینها بدین معنی نیست که شما باید دور ابهامات ذهنی تان را خط بکشید، بلکه باید به دنبال راه دیگری برای بیان آن باشید.     آیا ما منحصر بفرد نیستیم؟   خاص بودن موضوع مهمی در رابطه عاطفی است اما خانم ها و آقایان هر کدام به گونه ای متفاوت در مورد آن می اندیشند. به عنوان مثال خانم ها مدام به ازدواج و تشکیل خانواده فکر می کنند در حالی که آقایان استقلال و قوی بودن را در اولویت زندگی شان قرار می دهند. به همین دلیل سوالی مانند این که «آیا رابطه ما منحصر بفرد است؟» می تواند ترس را به دل آقایان راه دهد زیرا آنها دقیقا نمی دانند که منظور شما از منحصر فرد بودن چیست.     روان شناسان معتقدند که آنچه سوال می پرسید مهم نیست، بلکه چگونگی پرسیدن آن اهمیت دارد. به همین دلیل بهتر است که سوال خود را به گونه دیگری مطرح کنید یا مکالمه را اینگونه آغاز کنید: «من دوست دارم که زمان بیشتری را با هم بگذرانیم» یا «صحبت کردن با تو فوق العاده است» یا حتی «تو آنقدر خوبی که من به هیچ کس دیگری فکر نمی کنم»... با این جملات طرف مقابل تان حس امنیت بیشتری می کند و می داند که دقیقا منظور شما از بیان چنین جملاتی چیست.     درآمدت چقدر است؟   این سوال به شدت حساسیت برانگیز است به این دلیل که طرف مقابل تان فکر می کند مسائل مالی برای شما اهمیت زیادی، حتی بیشتر از خود او، دارد. البته طبیعی است که شما نگران شرایط مالی رابطه تان باشید، به خصوص اگر او قرار است که همسر آینده تان باشد.     شما می توانید تا حدودی از طریق موقعیت مکانی محل سکونت، مدل ماشین یا حتی شغلی که طرف مقابل تان دارد، شرایط مالی او را  بسنجید اما صحبت کردن در این مورد نیز از ضروریات است، به شرطی که درست مطرح شود. به جای این که مستقیم این سوال را از او بپرسید، بگویید: «من دوست دارم به سفر بروم، اما فعلا شرایط مالی خوبی ندارم. تو چطور؟» با این سوال شما می توانید مکالمه را آغاز کنید و از میان حرف های او به سوالات تان پاسخ دهید اما اگر مستقیم از او بخواهید که در مورد درآمدش برای شما توضیح دهد، مطمئن گارد خواهد گرفت و شما را نیز به پول پرستی متهم خواهد کرد.           رابطه قبلی ات چگونه بود؟     یکی از سوالاتی که ریسک زیادی دارد، در مورد رابطه های گذشته است. اگر چه دانستن آن ضرورتی ندارد اما گاهی حس کنجکاوی ما برانگیخته می شود و می خواهد اطلاعات بیشتری را به دست آورد. اما آیا می دانید که با مطرح کردن این سوال و شنیدن جواب های شریک زندگی تان حس حسادت تان نیز برانگیخته خواهد شد؟ یا حتی ممکن است که او در توضیحات خود به جزییاتی اشاره کند که تا ابد در ذهن تان ماندگار شود و به تبع روی رفتارهایتان تاثیر منفی بگذارد. به همین دلیل بهتر است که حس کنجکاوی تان را کنترل کنید یا حداقل در مورد رابطه های گذشته شریک زندگی تان وارد جزییات نشوید.      در این شرایط آقایان به خوبی نمی توانند تشخیص دهند که دانستن چه چیزهایی شما را خوشحال یا ناراحت می کند یا این که منظور واقعی شما از این سوال چیست، از این رو صادقانه هر چه که بوده را به زبان می آورند. بنابراین قبل از مطرح کردن سوالات خودتان را آماده هر جوابی بکنید در غیر این صورت دور سوالات تان را خط بکشید.           رابطه ما را در 5 سال دیگر چگونه می بینی؟     این سوال را معمولا زوج هایی که در رابط جدی و بلند مدت به سر می برند، از هم می پرسند. اگر چه حق شماست که در مورد آینده تان بیشتر بدانید اما این سوالی است که اکثر آقایان علاقه ای به جواب دادن آن ندارند از این رو که آنها می دانند با مطرح کردن این سوال شما نه تنها می خواهید آینده تان را تصور کنید، بلکه می خواهید نظر شخص مقابل تان را در مورد او و رابطه محک بزنید.     در این شرایط بهتر است که این سوال را به طور غیر مستقیم و در میان صحبت هایتان مطرح کنید. با این شیوه طرف مقابل تان راحت تر به آن جواب خواهد داد. به عنوان مثال از او در مورد اهداف اش بپرسید: «دوست داری در آینده ای نزدیک کجا زندگی کنی؟» یا «شغل مورد علاقه ات در 5 سال آینده چیست؟» پس از جواب دادن به این سوالات، نه تنها از برنامه های آینده او بلکه از جایگاه خودتان در رابطه نیز آگاه خواهید شد.           چه زمانی با خانواده ات آشنا شوم؟     این یکی از سوالات بسیار مهم در هر رابطه است که ممکن است عشق زندگی تان به دلایل مختلف از جواب دادن به آن سر باز زند. در واقع در این شرایط تنها موضوع رابطه شما مطرح نیست، بلکه خانواده او نیز نقش اساسی در این تصمیم گیری دارند. بنابراین بهتر است که ابتدا در مورد خانواده او بیشتر بدانید و از شرایط آنها به خوبی آگاه شوید. آیا رابطه طرف مقابل تان با خانواده اش خوب است؟ آیا او به راحتی می تواند با خانواده اش ارتباط برقرار کند؟ برای این که او ساده تر به درخواست شما پاسخ مثبت دهد، بهتر است که خودتان اول پیش قدم شوید و او را به خانواده تان معرفی کنید.           امشب چه غذایی می خوری؟     این سوال به ظاهر ساده ای ست اما گاهی موجب تنش و استرس آقایان می شود. اگر چه شما این سوال را با مهربانی تمام بیان می کنید اما ممکن است که عکس العمل تندی را از جانب طرف مقابل تان ببینید. دلیلش هم خستگی بیش از اندازه اوست. در واقع او کل روز را بیرون از خانه بوده و مغزش انقدر خسته است که دیگر توان فکر کردن به این چیزهای جزیی را ندارد. در این شرایط بهترین کار این است که این سوال را زمانی مطرح کنید که ذهن او خسته نیست.           آیا به نظرت آن دختر زیباست؟     این نوع سوالات بسیار خطرناک اند، از این رو که جواب آقایان هر چه باشد، موجب رنجش و ناراحتی شما می شود. طبیعی است که ما به افراد زیبارو جذب شویم اما این بدان معنی نیست که رابطه ما در خطر است.      روان شناسان اعتقاد دارند که تا جای ممکن از مطرح کردن این سوالات بپرهیزید. البته شرایط خاصی وجود دارد که دانستن جواب این سوالات ضروری است. به عنوان مثال شما با مطرح کردن این موضوع با زاویه دید شریک زندگی تان آشنا می شوید و می فهمید که چه چیزی او را جذب می کند و به تبع می توانید از آن برای بهبود رابطه خودتان کمک بگیرید اما اگر این سوال را بدون هیچ دلیلی می پرسید، بدانید که این موضوع می تواند بحث ها و دلخوری های زیادی را به همراه آورد. پس قبل از مطرح کردن آن دلیلش را از خودتان بپرسید.         در نهایت، قبل از مطرح کردن سوالات بالا برای شریک زندگی تان، به نکاتی که در ادامه برایتان آورده ایم، دقت کنید.      • زمان خوبی را برای صحبت کردن در نظر بگیرید. به عنوان مثال پس از باخت تیم مورد علاقه اش یا بعد از یک روز سخت کاری، زمان خوبی برای صحبت کردن نیست.      • اگر موضوعی که می خواهید در مورد آن صحبت کنید، اهمیت زیادی برایتان ندارد و می توانید به سادگی از آن بگذرید، این کار را بکنید.     • صبور باشید، دست از پیش داوری نیز دست بردارید. پس از پرسیدن سوال تان خوب و با دقت به حرف های طرف مقابل گوش دهید و بدانید که زاویه دید افراد از هم متفاوت است. اگر او نظری خلاف شما دارد، دلیل بر نادرستی آن نیست. پس سعی کنید همان قدر که برای خود ارزش قائل اید، برای نظرات عشق زندگی تان در هر شرایطی نیز ارزش و احترام قائل شوید. ]]> سبک زندگی Sat, 03 Feb 2018 11:37:05 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122883/ چطور آدم‌های ارزشمند را جذب خود کنیم؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122727/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : برای یاد گرفتن مهارت‌های جدید هرگز دیر نیست. کسب مهارت‌های ارتباطی درست به شما کمک می‌کند حلقه‌ای از افراد ارزشمند دور خود تشکیل دهید. می‌خواهیم به شما یاد بدهیم چگونه افراد ارزشمند و مثبت را وارد زندگی خود کرده و آنها را حفظ کنید. اولین کاری که باید بکنید این است که برای این افراد وقت بگذارید. اگر فضا و زمانی برای ورود افراد جدید به زندگی خود باز نکنید، نمی‌توانید کسی را وارد حلقه‌ی اطرافیان خود کنید. شما باید برای این افراد جا باز کنید.     دوستان فعلی خود را بررسی کنید وقت شما محدود است. در میان مشغله‌های کاری و مسئولیت‌های دیگری که دارید، حتما دوست دارید کارهایی را انجام دهید و با آنهایی باشید که شادتان می‌کنند و به شما انرژی می‌دهند. برای بهبود زندگی اجتماعی، باید ببینید بیشترین وقت خود را با چه کسانی می‌گذرانید و آیا این اشخاص، به اندازه‌ی کافی حامی شما هستند و تشویق‌تان می‌کنند یا نه. حتما این را می‌دانید که آدم‌های منفی تا چه حد می‌توانند شما را در زندگی عقب بیندازند. پس بهتر است اطراف خود را با آدم‌های مثبت پُر کنید. این افراد ارزشمند هستند و نگرش غنی‌ای دارند که به آنها این توانایی را می‌دهد حمایت خود از شما را آزادانه و آشکارا نشان دهند. بنابراین سعی کنید آدم‌های منفی را از خود دور کنید.     به دنبال رفتارها و ویژگی‌های ارزشمند باشید ویژگی‌های ارزشمند مانند شجاعت و پشتیبان بودن هستند، اما در مورد سایر ویژگی‌های ارزشمندی که چندان به چشم نمی‌آیند چطور؟ برای شناسایی این ویژگی‌های نهفته‌تر لازم است به نحوه‌ی رفتار آدم‌ها با دیگران بیشتر دقت کنید. . آیا هنگام صحبت با آنها، خوب به حرف‌های‌شان توجه می‌کنند؟ یا اینکه وقتی دیگران با آنها صحبت می‌کنند، سرگرم گوشی‌شان هستند؟ . آیا نسبت به دیگران پذیرا هستند یا فقط انتقاد و قضاوت می‌کنند؟ آیا از موفقیت‌های دیگران خوشحال می‌شوند؟ . آیا گرم و صمیمی هستند و از بودن در کنار آنها احساس راحتی می‌کنید؟ آیا تشویق کننده هستند و اهمیت تحسین کردن پیروزی‌های دیگران را می‌دانند؟ تمام این ویژگی‌های ارزشمند را می‌توانید در آدم‌ها بررسی کنید و وقتی با آنها تعاملات دارید نسبت به آنها آگاه و دقیق باشید. درک ویژگی‌های ارزشمندی چون پشتیبانی کردن و تحسین دیگران اهمیت زیادی دارد. با اهمیت دادن به زندگی دیگران، حمایت خود را نشان دهید تا افراد ارزشمند هم متقابلا به زندگی شما توجه نشان دهند. توجه و تمرکز شما باید همیشه به افرادی باشد که حضور دارند و به شما توجه می‌کنند، مثل اینکه مهمانی بگیرید و از عده‌ای دعوت کنید، آنهایی که نمی‌آیند دیگر مهمان شما نیستند و شما هم میزبان آنها نیستید، بلکه به آنهایی توجه می‌کنید و از آنهایی پذیرایی می‌کنید که دعوت شما را جواب داده‌اند و حضور دارند. این افراد همان‌هایی هستند که شما که برای‌تان ارزش قائلند و ارزش مورد احترام و توجه شما قرار گرفتن را دارند.     آدم‌های ارزشمند معمولا سرشان شلوغ است حالا که تصمیم گرفته‌اید حلقه‌ی اجتماعی‌تان را ارتقاء بدهید و زمان بیشتری برای افراد ارزشمند صرف کنید یادتان نرود که این گونه افراد معمولا مشغله‌های زیادی دارند. عد‌ه‌ی زیادی می‌خواهند توجه آنها را به خود جلب کنند و هر کسی دوست دارد با آنها اوقاتی را بگذراند، بنابراین نمی‌توانید انتظار داشته باشید این افراد همه چیز را رها کنند و فقط به حلقه‌ی اجتماعی شما بپیوندند.   اما صبر و حوصله‌ی شما در بلند مدت نتیجه خواهد داد. این، سرمایه گذاری است که برای بقیه‌ی زندگی‌تان می‌کنید، پس ارزش وقت گذاشتن را دارد. اگر بتوانید یک یا دو نفر را پیدا کنید که به اندازه‌ی کافی از شما حمایت کنند و تشویق‌تان کنند، خیلی بهتر از این است که دوروبرتان را عده‌‌ی زیادی از افرادی بگیرند که هر وقت به آنها نیاز دارید نباشند. با برنامه جلو بروید به این دلیل که افراد مهم و ارزشمند سرشان شلوغ است، شما نمی‌توانید فقط درخواست بدهید: «من را هم وارد زندگیت کن!». بلکه باید چند آپشن جالب و خوب برای ارائه دادن داشته باشید؛ چیزهای با ارزشی که بتوانند نظر فرد مقابل را جلب کنند. اگر یکی دو بار اول جواب نگرفتید، نگران و ناامید نشوید. به همین دلیل است که شدیدا توصیه می‌کنیم پیگیر باشید و پیشامدهای مشترکی پیدا کنید. مطمئن باشید بالاخره شرایطی پیش خواهد آمد که افراد جدیدی را دوستانه وارد زندگی خود کنید.     اگر به یک شهر جدید مهاجرت کردید، باید مهارت‌های اجتماعی خود را تقویت کنید اگر به شهر جدیدی مهاجرت کردید چه باید بکنید؟ بله درست است شما هیچکس را در اینجا نمی‌شناسید و باید خودتان را به دیگران معرفی کنید. باید با افراد دیدار کنید و به آنها توجه کنید و حمایت خود را نشان دهید. می‌توانید با پیدا کردن دو یا سه نفر شروع کنید، کمک‌شان کنید به چیزهایی که می‌خواهند برسند و وارد حلقه‌ی اجتماعی‌شان شوید. در واقع با اینکار شما حلقه‌ی اجتماعی خودتان را خلق می‌کنید و کم کم می‌توانید هر کس دیگری را نیز جذب کنید. حفظ آدم‌های ارزشمند باید این را درک کنید که وقتی صحبت از دیدار با آدم‌های ارزشمند و حفظ آنها می‌شود، بهترین کار تمرکز روی ارتباطات نزدیک و محکم با یک یا دو نفر است. شما نمی‌توانید ناگهان وارد حلقه‌ی دوستان فرد دیگری شوید و توجه هر کسی را که می‌بینید به خود جلب کنید و با آنها صمیمی شوید. وقت صرف کنید و با آدم‌های جدید ملاقات کنید، اما پرورش حلقه‌ی دوستان خودتان را فراموش نکنید. اگر می‌خواهید آدم‌های ارزشمند به شما محلق شوند، پس باید مراقب حلقه‌ی اجتماعی خودتان و چیزهایی که در آن می‌گذرد نیز باشید. پس حوصله داشته باشید و با دو یا سه نفر شروع کنید، زمان زیادی طول نخواهد کشید که حلقه‌ی اجتماعی شما نیز به بار بنشیند. ]]> سبک زندگی Wed, 31 Jan 2018 09:38:46 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122727/ در کله‌ی مرد بد دهن چه می‌گذرد؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121847/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : خشونت خانگی، علت اولیه‌ی آسیب به زنان است که هر ساله یک میلیون زن را به اورژانس‌های بیمارستان‌ها راهی می‌کند. این  خشونت از دست‌های یک غریبه نیست، بلکه از جانب مردی است که به همسرش گفته: «دوستت دارم»!   این مطلب را از روی تجربیاتی که طی مشاوره با بیش از 1000 مرد که نسبت به همسران خود  رفتارهای خشونت آمیز داشته‌اند کسب کرده‌ام می‌نویسم. همه‌ی ما می‌دانیم و شنیده‌ایم که زنان و مردان زیادی در این حوادث کشته می‌شوند، آسیب می‌بینند و کودکان زیادی در خانه‌هایی پُر از خشونت و بدرفتاری رشد می‌کنند که آنها نیز بعدها یا متجاوز و ... خواهند شد یا خودشان قربانی می‌شوند.     خشونت خانگی چیست؟ خشونت خانگی زمانی است که یکی از همسران، با توسل به سلطه و قدرت، همسرش را به صورت کلامی، فیزیکی و جنسی مورد تهاجم، سوء استفاده و خشونت قرار می‌دهد. خشونت خانگی در تمام فرهنگ‌ها، نژادها، طبقات اجتماعی و ... وجود دارد. هم مردها عامل خشونت‌های خانگی‌اند و هم زنها، اما این میزان برای مردها 95 درصد و برای زنها 5 درصد گزارش شده است. هر ساله پلیس آماری از این حوادث و شکایت‌ها ارائه می‌دهد اما این را هم فراموش نکنید که افراد بسیار زیادی هستند که مورد خشونت و تجاوز قرار می‌گیرند اما هرگز آن را به پلیس گزارش نمی‌دهند.     چرخه‌ی خشونت فاز اول: تنش (Tension building) در این مرحله معمولا فرد مهاجم عصبانی شده و بحث را شروع می‌کند، قربانی تلاش می‌کند تا فضا را آرام کند و مواظب رفتار و گفتار خود هست تا مهاجم را خشمگین‌تر نکند. فاز دوم: بحران (Explosion) فرد مهاجم، خشونت کلامی، جسمی یا جنسی را اعمال می‌کند و قربانی خود را در شرایطی تحقیر شده و غیرعادلانه می‌بیند. فاز سوم: ماه عسل (Honeymoon) مهاجم عذرخواهی می‌کند، درخواست کمک می‌کند و یا حتی صحبت از خودکشی به میان می‌آورد. قربانی به او فرصت دیگری می‌دهد و تلاش می‌کند با تغییر رفتارش به مهاجم کمک کند، اما در واقع قربانی با پذیرش اینکه رفتارش باید تغییر کند، بهانه را برای خشونت‌های بعدی ایجاد کرده و تدریجا در موضع ِ مورد خشونت واقع شدن، تثبیت می‌شود. چرخه‌ی خشونت تا زمانی که یکی از طرفین زندگی رابطه را تمام نکند یا به دنبال درمان نرود، پایان نمی‌یابد. پنج نوع خشونت وجود دارد که در ابتدا چندان قابل توجه نیست اما تدریجا، خودش را بیشتر در رابطه نشان داده و تهاجمی‌تر می‌شود. انواع خشونت 1. خشونت روانی رفتار خشنی که سلامت روانی قربانی را تهدید کند؛ مانند فریاد زدنی که ترس و اضطراب به قربانی وارد کند، شک کردن، تهدید کردن، بی‌وفایی و خیانت، تحقیر و توهین و اهانت کلامی 2. خشونت کلامی با اسامی و القاب بد و آزاردهنده قربانی را مورد خطاب قرار دادن 3. خشونت تکنولوژیکی مانند خرابکاری‌های اینترنتی، دست کاری‌های سیستم GPS و ... 4. خشونت جنسی وادار کردن همسر به رابطه‌ی جنسی در خواب یا با وجود عدم تمایل و احتمالا آسیب زدن به او 5. خشونت جسمی هرگونه بدرفتاری فیزیکی مانند کتک زدن، ضربه زدن، گاز گرفتن، بستن به جایی و ... حتما حالا از خود می‌پرسید؛ این مردها دیگر چه موجوداتی هستند؟ آیا در نگاه اول می‌توان این مردها را شناسایی کرد؟ چه علامت‌هایی را باید در همسرم بررسی کنم تا بفهمم او هم یک متجاوز یا سوء استفاده گر هست یا نه؟ باید بگوییم شما نمی‌توانید با نگاه کردن به کسی بفهمید این فرد مهاجم، متجاوز یا ... هست، اما یک سری از رفتارها وجود دارند که نشانه‌هایی آگاه سازند. با نگاهی عمیق‌تر به درون ذهن یک فرد مهاجم، چند نمونه از رفتارهای هشداردهنده را که بین این افراد معمول‌تر است به شما خواهیم گفت.     پروفایل یک فرد متجاوز یا مهاجم 1. حسادت؛ مدام از همسرش در مورد این که کجا هست و کجا می‌رود و چه می‌کند می‌پرسد و زمان‌هایی که از او دور است، حسادت نشان می‌د‌هد. 2. رفتارهای کنترل گرانه؛ قربانی نمی‌تواند در بیرون از خانه کار کند، از خانه بیرون برود یا بدون اجازه‌ی همسرش آب بخورد! 3. تنهایی قربانی؛ فرد قربانی با همه قطع رابطه می‌کند، با خانواده و دوستان. تا جایی که برای حمایت فقط و فقط به همسرش وابسته می‌‌شود. 4. رابطه‌ی جنسی اجباری؛ فرد مهاجم یا متجاوز، قربانی را وادار به برقراری رابطه‌ی جنسی می‌کند. 5. وضع قوانین جنسیتی بسیار سفت و سخت؛ فرد مهاجم عقیده دارد همسرش فقط وظیفه دارد او را تر و خشک کند و به دستوراتش عمل کند. او پادشاه قلعه است! مردهایی که رفتارهای خشونت آمیز دارند، بسیار باهوش و زیرک و بینهایت گیرا و جذابند. بیشتر این مردها شخصیتی دارند که دیگران را جذب خود می‌کنند و این میزان از جذابیت آنها بخشی از هنرشان در فریب کاری و شیره مالیدن سر دیگران است! به همین دلیل است که بیشتر اوقات وقتی قربانی، تجاوز یا تهاجمی را گزارش می‌کند خودش هم به سختی باور دارد، زیرا دیگران معمولا به او می‌گویند همسرت چه مرد خوبی است خوش به حالت! فرد مهاجم هم دقیقا همین را می‌خواهد، او به دنبال این است که با رفتار فریب کارانه‌ی خود، توجه و تائید دیگران را بخرد تا قربانی، هیچ حامی و شاهدی نداشته باشد. در واقع اینگونه مردها، درون و بیرونی کاملا متضاد دارند. وقتی طبق راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (DSM)، ذهن و رفتارهای افراد مهاجم و بدرفتار و سوء استفاده گر را مورد بررسی قرار می‌دهیم، به ملاک‌های تشخیصی در مورد این جمعیت از افراد می‌رسیم. بیماری‌های فرد مهاجم یا متجاوز 1. اختلال شخصیت ضد اجتماعی (Antisocial Personality Disorder)، متقلب است، مدام دروغ می‌گوید، برای دیگران از القاب نادرست استفاده می‌کند تا آنها را تحقیر کند و لذت ببرد. 2. اختلال شخصیت مرزی (Borderline Personality Disorder)، الگوی ارتباطی بین فردی بی‌ثبات و افراطی که بین دو حدّ ِ آرمانی و بی‌ارزش نوسان دارد. 3. اختلال روانی خود شیفتگی (Narcissistic Personality Disorder)، بسیار به خود اهمیت می‌دهد و خودش را به طور افراط گونه‌ای قبول دارد.  با نگاهی دقیق‌تر به پروفایل شخصیتی افراد مهاجم و متجاوز به ضوح می‌توانین ببینیم این اختلال‌ها در میان این جمعیت از افراد وجود دارند. البته در بیشتر موارد، فرد بیمار بهانه‌هایی برای اینگونه رفتارهای خود می‌آورد. حقیقتی که باید بدانید این است که بیشتر این افراد تا زمانی که همسرشان پلیس را خبر نکند یا در محکمه‌ی قاضی قرار نگیرند و یا همسرشان تهدید به ترک زندگی نکند، به دنبال درمان نمی‌روند. البته این را هم باید یادآوری کنیم که این خطر هم وجود دارد که اگر فرد قربانی، تهدید به ترک فرد مهاجم کند، ممکن است توسط مهاجم کشته شود و این دقیقا همان دلیلی است که باعث می‌شود بعضی از زنها، پیش فرد مهاجم بمانند. درمان گروه درمانی بسیار مهم است زیرا این امکان را فراهم می‌کند که فرد بیمار در مواجهه با افراد مشابه خود، رفتارهایش را ببیند و توسط مردهای دیگر، بابت رفتارهایش احساس مسئولیت کند. گروه درمانی معمولا بر پایه‌ی موضوعات هفتگی است: احترام، مهارت‌های ارتباط موثر، اطمینان و امنیت و کنترل خشم و هیجان. روان درمانی فردی نیز نوع خوبی از درمان است زیرا به فرد فرصت بیشتری جهت بروز خودش بدون وقفه‌ای که توسط دیگران ایجاد می‌شود می‌دهد، اما در این روش نیز فرد بیمار باید به خوبی و با جدیت با رفتارهای خود مواجه شده و مسئولیت آنها را بپذیرد. توصیه می‌شود تا زمانی که هر دو طرف، حداقل 6 یا 7 جلسه، مشاوره‌ی فردی و مجزا نداشته‌اند، همراه هم در جلسه شرکت نکنند. در پایان خوب است بدانید مردهای بدرفتار و ... می‌توانند تغییر کنند، آنها می‌توانند دست از رفتارهای خشونت آمیز بردارند و با همسر خود آنگونه که باید رفتار کنند. من مردهای زیادی را دیده‌ام که تغییر کرده‌اند، طبق تجربیاتم باید بگویم آدم‌ها آن چیزی نیستند که رفتار می‌کنند، بلکه رفتارشان صرفا ظاهر آن چیزی است که پنهان شده و باید ریشه را پیدا کرد. ما نمی‌توانیم در اجتماع خود، زنان و کودکانی را داشته باشیم که با ترس و دلهره زندگی می‌کنند. باید این رفتارها و افراد بیمار را اعلام کرد، هیچ بهانه‌ای برای تحمل خشونت خانگی وجود ندارد. ]]> سبک زندگی Sun, 21 Jan 2018 08:22:49 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121847/ چگونه زیبایی درون‌تان را بروز دهید http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121693/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها : به گفته‌ی کارشناسان، این درخشش و زیبایی درون‌تان است که به شما احساسی فوق‌العاده داده و اطرافیان را جذب‌ می‌کند، فقط باید آن را پرورش بدهید. در این مطلب توصیه‌هایی برای‌تان داریم تا بتوانید با زیبایی درون خود بدرخشید، هم پیش خودتان و هم نزد دیگران!     1. صاف بایستید چیزی که باعث می‌شود بالرین‌های ریزاندام، مربی‌های خوش‌رفتار یوگا و ژنرال‌های خانم در همان نگاه اول، تسلط و لیاقت خود را به رخ‌تان بکشند چیست؟ شک نکنید که ژست بدنی آنهاست. منظور ما این نیست که شق و رق و خشک و عبوس باشید، بلکه باید جوری بایستید که انعطاف پذیری و آرامش‌تان را با ستون فقراتی کشیده و سالم نشان دهید و با قامتی صاف و در عین حال متواضع، احساسات و نگاه‌تان را منتقل کنید.   چمنزار بلندی که در نسیم ملایم به این سو و آن سو تاب می‌خورد بسیار زیباتر است از حصار بلندی که صاف و محکم به زمین چسبیده است. باید این ژست را خودتان احساس کنید؛ کف هر دو پای‌تان روی زمین باشد و زانوها را خیلی ملایم خم کنید، عضلات شکم را منقبض کنید، شانه‌ها ریلکس باشند و با نگه داشتن سر و گردن هم راستا با شانه‌های‌تان، خودتان را بالا بکشید. بگذارید ستون فقرات‌تان در حالت خنثی باشد و با وقار و ظرافتی دلپذیر به آن انحنا بدهید. حالا تا حدودی بلندتر، لاغرتر و با اعتماد بنفس ِ بیشتر به نظر می‌رسید.     2. مکررا بخندید اگر بتوانیم آن روحیه‌ی شوخ طبعی حقیقی را که در درون ما و در حوادث روزمره است، بدون کنایه و متلک یا بدون خباثت و خودخواهی بروز دهیم و با آن شادمان باشیم، زندگی‌مان طعم بسیار مطبوع‌تری خواهد داشت. شوخ طبعی، تنش را برطرف می‌کند، رویدادهای سنگین و ناخوشایند را قابل تحمل‌تر می‌کند و ما را به هم ارتباط می‌‌دهد. ضمنا خندیدن می‌تواند ریسک حمله‌ی قلبی را تا 40 درصد کاهش بدهد و به بدن کمک کند قند خون را بهتر پردازش کند.   جنبه‌ی شوخ و بذله گوی‌تان را دوست داشته باشید و پرورش بدهید تا عمرتان هم طولانی‌تر شود. لازم نیست از استندآپ کمدین‌های معروف تقلید کنید، شوخ طبعی شما منحصر بفرد و خاص خودتان است، درست مانند اثر انگشت‌تان، و این همان چیزی است که درون زیبای‌تان را بازتاب می‌دهد. شوخ طبعی را مانند عضله‌ای فرض کنید که باید هرازگاهی تمرین داده شود تا تقویت شود. 3. شعف درونی‌تان را پیدا کنید شاید این حس را تجربه کرده باشید؛ وقتی که در یک غروب دل انگیز، کنار ساحل، دست در دست کودک‌تان قدم می‌زدید، یا در مسیر دوی ماراتن و یا وقتی که روی کار مورد علاقه‌تان مشغول و متمرکز بوده‌اید. انگار زمان متوقف می‌شود و بقیه‌ی دنیا پیش چشم‌تان رنگ می‌بازد. کاملا در لحظه حضور دارید، کاملا متمرکزید و کاملا سرحالید؛ این همان شعف و شادکامی است. احساس ناب ِ بودن که رضایت و خوشی عمیق ایجاد می‌کند.   در این لحظات است که تغییر می‌کنیم و به سمت بهتر شدن می‌رویم. شما نمی‌توانید این حس را تعریف کنید یا اندازه بگیرید، اما مطمئنا می‌دانید چه وقت‌هایی تجربه‌اش می‌کنید، و شگفت انگیز اینکه بدون حتی گفتن کلمه‌ای، دیگران هم آن را می‌فهمند. در این لحظات شما زیبایی درون خود را جلوه می‌دهید، پس بیشتر درون خود را جستجو کنید و این رضایت و شعف درونی را که از با ارزش‌ترین دارایی‌های شماست پیدا کنید. 4. قدردان باشید شاید زمانی که کودک بوده‌اید، تشکر کردن برای‌تان کاری سخت بود که جنبه‌ی وظیفه داشت، یا حتی احساس می‌کردید با تشکر کردن آدم ضعیفی جلوه می‌کنید، اصلا ممکن است هنوز هم اینطور فکر کنید. اما باید بدانید واقعا احساس قدردان بودن کردن، به خود ِ شما احساس خوبی می‌دهد و انرژی مثبت به تمام دنیا می‌فرستد. احساس سپاسگزار بودن کردن، حس خوشینی را تقویت می‌کند، درد و ناراحتی را کاهش می‌دهد،عملکرد شما را در کار و زندگی بهتر می‌کند، هشیاری‌تان را بالا می‌برد، اشتیاق و انگیزه‌تان را بیشتر می‌کند، ارده‌تان را محکم می‌کند و تمرکزتان را افزایش می‌دهد.   پس قدردان بودن می‌تواند در روابط‌ تان جادو بکند و احساس کنید با دیگران ارتباط بهتری دارید و انگیزه‌تان برای کمک به دوستان، همکاران و اعضای خانواده یا هر کسی که درگیر مشکلی است بیشتر می‌شود. با واژه‌هایی زیبا از کارهای خوبی که دیگران برای‌تان انجام می‌دهند تشکر کنید، این کار نه تنها روحی خودتان را رشد می‌دهد بلکه روحیه‌ی دیگران را نیز تقویت می‌کند. زیبایی درون شما در قالب کلمه‌ها و جمله‌هایی که به پاس قدردانی بیان می‌کنید و حقیقتی که از قلب‌تان آمده و در نگاه‌تان نشسته، جلوه خواهد کرد.     5. بیشتر خوش بگذرانید بعدازظهرتان را در یک پارک قشنگ بگذرانید، با چندتا از بهترین دوستان‌تان قراری بگذارید، به کنسرت مورد علاقه‌تان بروید و ... ماموریت شما این است تفریح کردن جزو الویت‌های‌تان باشد، زیرا گاهی بهترین جلوه‌ی زیبایی درون، در خنده‌‌ای از سر هیجان ، بی‌حساب و کتاب و کنترل نشدنی است. همه‌ی ما می‌دانیم که زندگی با مسئولیت‌ها جورواجور و استرس برانگیز گاهی زیادی جدی می‌شود و یک دوش آبگرم یا یک کتاب خوب نمی‌تواند حال‌مان را آنطوری که باید جا بیاورد.   با کودک درون‌تان ارتباط برقرار کنید؛ با همان کودک 12 ساله‌ی پُرانرژی و سرکِشی که درون همه‌ی ما زندگی می‌کند. توجه به کودک درون باعث می‌شود درخشش خاصی در چشم‌های‌تان بوجود بیاید، گام‌های‌تان پُرانرژی‌تر شود و مدام به شما یادآوری کند که چقدر به شما خوش می‌گذرد. 6. دست و دلباز و بلندنظر باشید معلم خصوصی یک بچه محصل شوید، دست نیازمندی را بگیرید و تا حد توان‌تان، مالی یا معنوی کمک کنید. اولین چیزی که با انجام این فعالیت‌ها تجربه خواهید کرد، ترشح هورمون‌های خوبی در مغز است که حال‌تان را خوب می‌کند. کمک کردن به دیگران و داوطلب شدن برای فعالیت‌های خیرخواهانه، نواحی از مغز را که برای برنامه ریزی و سازماندهی زندگی روزمزه مهم هستند فعال می‌کند، ضمنا طول عمرتان هم بیشتر می‌شود: در پژوهشی، آنهایی که در انجام کارهای خیر داوطلب شده بودند، میزان مرگ و میرشان 60 درصد کمتر شده بود! لازم نیست راه دوری بروید، حتما در اطراف شما کسانی هستند که نیازمند حمایت و کمک شما باشند. چیزی که مهم است، درک نعمت‌ها و توانایی‌هایی است که در زندگی دارید و می‌توانید آنها را با دیگران هم سهیم شوید. این، زیبایی واقعی و درونی شماست.     7. اعتبارپذیری را تمرین کنید کیفیت ارزشمند اعتبار و اصالت، تماما به تعادل برمی‌گردد: شما می‌توانید طبق چیزهایی که برای‌تان مهم هستند عمل کنید، به دیگران احترام بگذارید و همه را به یک چشم ببینید. این رفتار یعنی شناختن خودتان و احترام قائل شدن برای خودتان تا حدی که انتخاب‌هایی کنید که بازتاب عمیق‌ترین الویت‌های‌تان باشد و با وقار و مهربانی همیشه حقیقت را ابراز کنید. البته این مهارتی است که شاید لازم باشد طی یک فرایند طولانی آن را یاد بگیرید و یک روزه نمی‌توان آن را کسب کرد. بهتر است با بررسی دقیق‌تر جنبه‌هایی از زندگی‌تان که همسو با ارزش‌های‌تان است شروع کنید و چیزهایی را که نمی‌پسندید تدریجا کنار بگذارید. همه‌ی ما سلول‌هایی در مغزمان داریم که به آنها نورون‌های آینه‌ای می‌گویند. دلیل اینکه وقتی فرد مقابل‌تان خمیازه می‌‌کشد شما هم خمیازه می‌کشید یا وقتی فرزندتان در یک روز سرد زمستانی فقط با یک سویشرت بیرون می‌رود شما احساس سرما می‌کنید، همین سلول‌ها هستند. نورونهای آینه‌ای در مواجهه با فعالیتی که در انسان دیگری مشاهده شود فعال شده و باعث ایجاد نوعی درک احساسی و مفهومی از عملکرد فرد دیگر می‌شوند.   نقش شگفت انگیز نورن‌های آینه‌ای این است که با ایجاد حس همدلی و یگانگی، ارتباط بشر را معنادارتر و عمیق‌تر می‌کنند. توجه و عمل کردن طبق این احساسات مشترک، طرح کلی دوستی و همبستگی است. رفتارهای با اصالت و معتبر، حقیقی‌ترین زیبایی شما را بروز می‌دهند. ]]> سبک زندگی Sat, 20 Jan 2018 06:53:48 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121693/ کارهایی که هر کودک قبل از ۱۲سالگی باید انجام دهد http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121659/ به گزارش ستاره ها به نقل از زندگی آنلاین، در روزگاری نه چندان دور پاره شدن سر زانوهای شلوار پسربچه‌ها، لباس‌های گِلی و خاكی، زمین خوردن‌ها، زخم‌ها و سر شكستن‌ها همه بخشی از نگرانی هر روزه پدر و مادرهایی بود كه صاحب فرزندان كوچك بودند، اما با آمدن بازی‌های كامپیوتری و رواج زندگی آپارتمان‌نشینی دیگر خبری از بازی‌های گذشته و هیاهوی كودكان نیست. تحقیقات نشان می‌دهد شعاع حركتی كودكان در طول 40 سال گذشته نزدیك به 90 درصد كاهش داشته است. در گذشته كودكان ساعت‌ها در فضاهای باز و وسیع بازی می‌كردند، اما امروزه این فضاها به اتاق‌ها و آپارتمان‌های كوچك محدود شده است. بی‌تحركی بچه‌ها تا جایی پیش رفته كه متخصصان سلامت كودكان فهرستی از كارهایی را تهیه كرده‌اند كه كودكان باید تا قبل از رسیدن به 12 سالگی آنها را امتحان كرده باشند. با كامل كردن این فهرست می‌توان مطمئن بود، كودك شما حداقل بخشی از مهارت‌های لازم در زندگی خود را پیدا كرده و حداقل لذت را از دوران كودكی خود برده است. این فهرست ابتدا شامل 400 پیشنهاد مختلف بود كه با انجام تحقیقاتی روی هزاران پدر و مادر و یادآوری خاطرات گذشته آنها از بازی كردن به دست آمد. بالا رفتن از درخت چادر زدن در طبیعت غلتیدن از روی یك تپه سرسبز دویدن زیر باران ساختن و به هوا فرستادن یك بادبادك ماهی‌گیری با تور و قلاب خوردن سیبی كه مستقیما از شاخه یك درخت جدا شده باشد برف بازی كردن كشیدن نقشه گنج گِل بازی كردن ساختن سد برابر جریان آب بازی كردن در شن‌های كنار دریا پریدن از روی طناب (طناب بازی كردن) خوردن توت فرنگی و تمشك در طبیعت رفتن به یك جزیره تماشای طلوع آفتاب بالا رفتن از یك كوه بلند رفتن به پشت یك آبشار غذا دادن به حیوانات و پرندگان شكار حشراتی مانند پروانه دیدن حیوانات وحشی حتی در باغ‌وحش رفتن به فضای سبز و طبیعت هنگام شب كاشتن یك گل و پرورش آن شنا كردن در رودخانه قایق‌سواری كردن روشن كردن آتش بدون كبریت پیدا كردن مسیرهای مختلف روی نقشه استفاده از قطب‌نما درست كردن غذا روی آتش پیدا كردن مختصات مكانی با كمك جی‌پی‌اس موبایل ساختن یك خانه جنگلی خاك‌بازی چه فوایدی دارد؟! در خاك باكتری‌های خاصی وجود دارند كه باعث فعال شدن قسمت‌های خاصی از مغز می‌شوند. این قسمت‌ها مسئول تولید یك ماده شیمیایی به نام «سروتونین» هستند كه نقش مهمی در انجام بسیاری از فعالیت‌های بدن داشته و خواص ضد‌افسردگی دارند. در بسیاری از كارهایی كه در فهرست پیشنهاد شده وجود دارد، كودكان ناگزیر به رفتن به محیط‌های طبیعی و تماس با خاك هستند. كودك حین بازی كردن به كشف محیط اطراف خود می‌پردازد و نخستین قدم‌ها را برای اجتماعی شدن بر می‌دارد. تماس با محیط خارج باعث می‌شود دنیای كودكان وسعت بیشتری پیدا كرده و آنها با مفاهیم جدید آشنا شوند. كودكان حین بازی كردن با شخصیت‌های اجتماعی آشنا می‌شوند و نقش خود را به‌عنوان یك فرد در آینده می‌شناسند. در این زمان است كه كودكان متوجه می‌شوند آیا شخصیت مدیر و هدایت‌كننده دارند یا باید تحت كنترل دیگران باشند.   ]]> سبک زندگی Wed, 17 Jan 2018 14:05:25 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121659/ «مِن‌مِن» کردن؛ واژه‌ بی‌معنایی که به ما قدرت حرف‌زدن می‌دهد http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121357/ به گزارش ستاره ها به نقل از وب سایت ترجمان: هنگامی که فردی از دیگری چیزی می‌پرسد، به‌طور میانگین ۲۰۰ میلی‌ثانیه طول می‌کشد تا طرف مقابل پاسخ دهد. این زمان آنقدر سریع است که ما حتی نمی‌توانیم این مکث را بشنویم. در واقع، این سریع‌تر از عملکرد واقعی مغز ماست.   نیم‌ثانیه برای مغز طول می‌کشد تا واژگان را بازیابی کند و سخن بگوید، یعنی در هنگام گفت‌وگو، قبل از اینکه فرد حتی سخن خود را به پایان برده باشد، طرف مقابل دارد خود را برای سخن‌گفتن حاضر می‌کند. ما با گوش‌دادن به لحن، دستور زبان، و محتوای سخن دیگری، می‌توانیم پیش‌بینی کنیم که وی چه زمانی به سخن خود پایان خواهد داد.       این چرخش دقیق و خودکار که هنگام گفت‌وگوی افراد با یکدیگر رخ می‌دهد، همان چیزی است که ان. جی. اِنفیلد، استاد زبان‌شناسی در دانشگاه سیدنی «ماشین گفت‌وگو»۱ می‌نامد. او در کتاب خود با عنوان ما چگونه سخن می‌گوییم۲، بررسی می‌کند که چگونه نکات ریز گفتاری، واژگان پیوندی۳ نظیر «اُوم» و «مم-اِم»، و مکث‌های طولانی‌تر از ۲۰۰ میلی‌ثانیه، چرخ‌های این ماشین را روغن‌کاری می‌کنند.   در واقع، او استدلال می‌کند که، این «علائم ترافیکی» کوچک تا حدودی گفت‌وگوی میان آدمیان را تعریف می‌کند. آنچه همگی زبان‌های بشری در آن اشتراک دارند، و آنچه گفت‌وگوی ما را از گفت‌وگوی حیوانات متمایز می‌سازد، توانایی ما در استفاده از زبان برای هماهنگ‌سازی چگونگی استفادۀ ما از زبان است. من برای گفت‌وگو دربارۀ تأثیرات بزرگ مکث‌ها و واژگان کوچک بر تعامل بشری، با انفیلد سوار بر ماشین گفت‌وگو شدم. متن فشرده و ویراستۀ مصاحبۀ ما در ادامه آمده است. جولی بک: ممکن است توضیح دهید که «ماشین گفت‌وگو» چیست و چرا در بین حیوانات، منحصر به‌فرد است؟ ان. جی. انفیلد: هنگامی که گفت‌وگو می‌کنیم، به‌دلیل سرشت کاملاً همیارانۀ زبان، یک واحد منفرد می‌سازیم. شناخت‌های اجتماعی خاصی که آدمیان دارا هستند، توانایی خوانش مقاصد دیگران و توانایی انجام کنش مشترک به ما امکان می‌دهد تا در تعامل با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم و سوار بر این ماشین به حرکت ادامه دهیم. روشن است که حیوانات در گستره‌ای از شیوه‌های پیچیده و جالب با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. اما، از دیدگاه من، تمایز این ارتباط با ارتباط بشری پاسخ‌گویی اخلاقی آدمیان در تعامل با یکدیگر است. اگر فردی کار درست را انجام ندهد، برای مثال هنگامی که پرسشی از او پرسیده می‌شود به آن پاسخ ندهد، او باید در قبال آن پاسخ‌گو باشد. ما چنین چیزی را در میان حیوانات نمی‌بینیم. [در میان آدمیان]، فردی می‌تواند بگوید: «چرا چنین چیزی گفتی؟» یا «لطفاً دوباره بگو». اما شما نمی‌بینید که حیوانات همنوعان خود را به‌دلیل خطاهایشان مسئول بدانند، و از آن‌ها بپرسند که چرا چنین چیزی گفتند، یا می‌توانند دوباره سخن خود را تکرار کنند. [آنچه در آدمیان منحصر به‌فرد است] توانایی زبان بشری در ارجاع به خود است. بک: به نظر می‌رسد که گفت‌وگو همیشه در دو سطح رخ می‌دهد. یک سطح عبارت است از اینکه ما در حال صحبت دربارۀ هر آن چیزی هستیم که در حال صحبت دربارۀ آن هستیم و درعین‌حال، در سطحی بالاتر، ما خود گفت‌وگو را زیر نظر می‌گیریم و آن را در جهتی پیش می‌بریم که می‌خواهیم. انفیلد: دقیقاً. در کتاب، من به یک روان‌شناس با نام هرب کلارک در دانشگاه استنفورد اشاره می‌کنم. او سال‌هاست که بر این نکته تأکید دارد که زبان ابزاری برای هماهنگ‌سازی کنش مشترک است. فرض کنید من و شما داریم اسباب‌کشی می‌کنیم. ما در تمام طول روز از زبان برای هماهنگ‌سازی فعالیت خود استفاده می‌کنیم. هنگامی که یک میز را بلند می‌کنیم، ما چیزی شبیه به این می‌گوییم، «یک، دو، سه، بلند کن». ما از زبان برای هماهنگ‌سازی فعالیت فیزیکی خود استفاده می‌کنیم.   هرب کلارک به این نکته اشاره می‌کند، و سپس می‌گوید که از زبان درست به‌همین شیوه برای هماهنگ‌سازی خود فعالیت کاربرد زبان استفاده می‌شود. ما درعین‌حال که دربارۀ موضوعی خاص صحبت می‌کنیم، نظیر اینکه برنامۀ ما برای آخر هفته چیست یا هر موضوع دیگری، از تمام علائم ترافیکی استفاده می‌کنیم تا خود فعالیت صحبت‌کردن را هماهنگ نماییم. ما پیام‌هایی کوچک می‌فرستیم نظیر «صبر کنید، من هنوز سخنم به پایان نرسیده است»، «چه گفتید؟ من منظور شما را نفهمیدم»، «بله، من حواسم به صحبت‌های شما هست». زبانْ خود را سامان می‌بخشد. بک: یکی از این شیوه‌های سامان‌بخشی به زبان، عبارت است از اینکه افراد با چه سرعتی به یکدیگر پاسخ می‌دهند، درست است؟ شما متذکر می‌شوید که افراد معمولاً در حین گفت‌وگو در بازۀ ۲۰۰ میلی‌ثانیه به یکدیگر پاسخ می‌دهند. اگر مدت زمان پاسخ شما بیشتر از این باشد، چه اتفاقی می‌افتد؟ این کار چه پیامی می‌فرستد؟ آنفیلد: این کار می‌تواند چند معنی داشته باشد. این واقعیت که ۲۰۰ میلی‌ثانیه زمان میانگین پاسخ‌گویی است، نشان می‌دهد این زمانْ هدف افراد است. بنابراین، اگر شما دیرتر از این زمان پاسخ بدهید، این نشان می‌دهد شما نتوانسته‌اید به آن هدف دست پیدا کنید زیرا در یافتن واژگان مورد نیاز خود به‌نوعی مشکل دارید. یا شاید شما سخنان طرف مقابل را نشنیده‌اید، یا شاید به‌دلیلی حواس شما پرت شده باشد. آن تأخیر مستقیماً به‌واسطۀ نوعی مشکل پردازش ایجاد شده است. و اگر شما از افراد پرسش‌های دشوار بپرسید، پاسخ‌های آن‌ها معمولاً با تأخیر همراه خواهد بود.    یکی از علائم ترافیکی بزرگ که تأخیر صحبت‌ها را مدیریت می‌کند عبارت است از نشانگرهای تردید نظیر «اُوم» و «اِه» یکی از علائم ترافیکی بزرگ که این تأخیر را مدیریت می‌کند عبارت است از نشانگرهای تردید نظیر «اُوم» و «اِه» ، زیرا آن‌ها را در هر لحظه از آغاز سخن که بخواهید، می‌توانید به کار برید. البته، آن‌ها هیچ محتوایی ندارند، هیچ چیزی دربارۀ آنچه من قرار است بگویم، به شما نمی‌گویند، اما قطعاً می‌گویند، «لطفاً صبر کنید، زیرا من می‌دانم زمان در گذر است و من نمی‌خواهم سکوت حکمفرما باشد اما آماده نیستم که آنچه را می‌خواهم بگویم، بر زبان آورم». دلیل مهم دیگری هم برای تأخیر وجود دارد، و آن عبارت است از اینکه شما می‌کوشید تا از اثر آن چیزی بکاهید که «پاسخ نامطلوب» نامیده می‌شود. مثال روشنش این است: من می‌گویم «چطور است بعدازظهر به کافه برویم؟»، اما وقت شما آزاد نیست. اگر وقت شما آزاد باشد و شما بگویید «بله، حتماً، خیلی هم خوب است»، این پاسخ معمولاً خیلی سریع به زبان آورده خواهد شد. اما اگر شما بگویید، «اِه، راستش نه، متأسفانه وقت من بعدازظهر آزاد نیست»، قطعاً این نوع پاسخ دیرتر بر زبان آورده می‌شود. شاید این هیچ ارتباطی با مشکل پردازش فی‌نفسه نداشته باشد، اما این نوعی حائل ایجاد می‌کند زیرا شما می‌دانید که گفتن «نه»، چیزی نیست که طرف مقابل می‌خواهد بشنود. ما معمولاً این پاسخ‌های نامطلوب را کمی دیرتر بر زبان می‌آوریم. اگر شما خیلی سریع بگویید «نه»، این اغلب بی‌ادبانه یا بی‌ملاحظه یا گستاخانه محسوب می‌شود. شیوۀ بازی ما با این تأخیرهای کوچک، چیزی است که دیگران نسبت به معنای آن بسیار حساس هستند. یک ثانیه، حد تحمل ما برای سکوت است. آنگاه، ما یا فرض می‌کنیم که طرف مقابل اصلاً نمی‌خواهد پاسخ بدهد، و به صحبت خود ادامه می‌دهیم، یا ممکن است از او بخواهیم پاسخ دهد.     بک: شاید من نباید این مطلب را به شما بگویم، اما یکی از کارهایی که به مصاحبه‌گر می‌گویند باید انجام دهد این است که فقط صبر کند. اگر طرف مقابل پاسخ ندهد، فقط آرام آنجا بنشینید، زیرا افراد احساس ناراحتی می‌کنند و سپس بی‌وقفه صحبت می‌کنند. انفیلد: دقیقاً. نکتۀ جالب در این باره آن است که شما در مقام مصاحبه‌گر باید تمایلی کاملاً شدید را سرکوب کنید، یعنی این فضا را به هم نزنید. این کار مهارتی است که شما باید بیاموزید. من فکر می‌کنم که افراد، به‌طور طبیعی در برابر این سکوت، احساس راحتی نمی‌کنند. هنگامی که یک ثانیه سپری شود، کسی باید کاری انجام دهد. مگر اینکه شما در موقعیتی باشید که با عزیزانتان در خانه هستید یا سوار بر خودرو در مسیری طولانی در حرکت هستید یا چیزی شبیه به این. به‌وضوح، در این موقعیت‌ها، ما می‌توانیم در سکوت فرو رویم و این مشکلی ایجاد نمی‌کند، اما اگر در میانۀ یک گفت‌وگو باشیم، معمولاً نمی‌گذاریم چنان چیزی رخ دهد. بک: پس من باید این پرسش و پاسخ را بعداً بازنویسی کنم، و باید تمام آن واژگان پیوندی نظیر «اُوم» و «اِه» و «خب» را از این مصاحبه حذف کنم، کاری که همیشه انجام می‌دهم. اما شما متذکر می‌شوید که این واژگان در واقع فوق‌العاده برای گفت‌وگو مهم هستند. هنگامی که من تمام این واژگان را در حین بازنویسی این مصاحبه حذف می‌کنم، چه چیزی را از دست می‌دهم؟    واژگان هرگز بی‌نقص بر زبان جاری نمی‌شوند، و ما باید در لحظه دست به ویرایش بزنیم انفیلد: من فکر می‌کنم این کار درستی است، یعنی اینکه هنگام بازنویسی مصاحبه، این واژگان را حذف کنید. شما چیز خیلی مهمی را از دست نخواهید داد، بدان دلیل که شما زمینه‌ای را که قرار است افراد با این واژگان برخورد کنند، کاملاً تغییر داده‌اید. در این لحظه، واژگانی که من بر زبان می‌آورم، از سوی شما بی‌درنگ تفسیر می‌شود. واژگان هرگز بی‌نقص بر زبان جاری نمی‌شوند، و ما باید در لحظه دست به ویرایش بزنیم. این کاری است که این واژگان انجام می‌دهند. کار آن‌ها این است که به شما می‌گویند، «نه، آن واژه منظور من نبود، من تجدید نظر کرده‌ام و اکنون آن واژه را با این واژه جایگزین می‌کنم». یا، «یک ثانیه صبر کنید، الان واژه‌ای را که در جست‌وجویش هستم، پیدا می‌کنم». اما به‌محض اینکه شما این سخنان را بازنویسی می‌کنید، افراد با این واژگان در همان زمان و مکانی برخورد نخواهند داشت که من آن‌ها را بر زبان آورده‌ام. آن «اُوم»ها و «اِه»ها دیگر حشو خواهند بود. بک: بنابراین، شما دیگر به واژگانی نیاز ندارید که برای ویرایش سخن خودتان به کار می‌برید، زیرا من عملاً دارم سخن شما را ویرایش می‌کنم؟ انفیلد: دقیقاً. نکتۀ درخور توجه دربارۀ کتاب من آن است که، شما در مقام خواننده، نمی‌دانید من چند بار یک جمله را بازنویسی کرده‌ام. اما شما نمی‌توانید این امر را از کسی پنهان کنید که با او در تعامل هستید، زیرا تحت فشار زمانی باید به‌نوبت بگویید و بشنوید. آنچه ما در حین گفت‌وگو انجام می‌دهیم، آشفته است، و نمی‌توان بر این مشکل غلبه کرد. و این امر هنگامی که شما چیزی را می‌نویسید و آن را منتشر می‌کنید کاملاً از چشم پنهان است، زیرا هیچ کس به تمام پیش‌نویس‌ها دسترسی نخواهد داشت. اما گفت‌وگو سراسر پیش‌نویس است. بک: نکتۀ دیگری متذکر شدید که من فکر می‌کنم بسیار جالب است، شیوۀ استفادۀ افراد از «اُوم» به‌عنوان راهی است برای اینکه فضای گفت‌وگوی بیشتری برای خود مطالبه کنند. اگر ممکن است دربارۀ این موضوع صحبت کنید. انفیلد: در هر نوع تعامل، ما به اذهان یکدیگر دسترسی نداریم. این به‌نوعی مسئلۀ کلاسیک زندگی بشری است. چیزهایی نظیر «اُوم»ها و «اِه»ها نشان می‌دهد که تأخیری در پردازش وجود دارد. اما من، در مقام گوینده، کاری که می‌توانم انجام دهم بهره‌برداری از این نوع علائم است. من می‌توانم از آن‌ها فریب‌کارانه استفاده کنم. من می‌توانم از چیزی نظیر «اُوم» استفاده کنم تا این پیام عامدانه را انتقال دهم که من دارای نوعی مشکل در پردازش هستم، اما در واقعیت من تنها می‌کوشم تا فضای بیشتری مطالبه کنم و شما را مجبور نمایم تا منتظر بمانید که من سخنم را تمام کنم.    می‌توانیم از علائم ترافیکیِ «ممم...» به‌شیوه‌های فریب‌کارانه بهره‌برداری کنیم، مثلاً به طرف مقابل اجازۀ حرف‌زدن ندهیم از تمام واژگان می‌توان برای دروغ‌گویی بهره گرفت. این واژگان چه نام‌ها باشند و چه افعال، یا اگر علائم ترافیکی باشند، ما می‌توانیم از آن‌ها به‌شیوه‌های فریب‌کارانه بهره‌برداری کنیم. اگر شما می‌خواهید که سیستم را به بازی بگیرید، و فقط می‌خواهید که رشتۀ سخن را در دست داشته باشید، در این‌صورت از واژگانی نظیر «اُوم» می‌توان بدان شیوه بهره‌برداری کرد. به‌وضوح، این کار محدودیت‌هایی دارد. افراد به این چیزها حساس هستند، و پس از مدتی، اگر شما بکوشید که بر جریان گفت‌وگو تسلط داشته باشید، افراد یا دست شما را خواهند خواند و جریان گفت‌وگو را از دست شما بیرون خواهند آورد یا اصلاً از شما دل‌زده خواهند شد. بک: کار دیگری که من همیشه در مصاحبه‌ها انجام می‌دهم، که اکنون نیز دارم آن کار را انجام می‌دهم و قصد دارم آن را نیز هنگام بازنویسی این مصاحبه حذف کنم، این است که من هنگامی که طرف مقابل صحبت می‌کند، بسیار «مم-اِمم» می‌گویم. این کاری بامعناست؛ این صرفاً من هستم که پیام می‌فرستم که هنوز دارم گوش می‌کنم. اما این کار چقدر برای تجربۀ ما از گفت‌وگو اهمیت دارد؟ اگر من «مم-اِمم» نگویم، آیا این کار در نحوۀ پیشرفت گفت‌وگوی ما تفاوت ایجاد خواهد کرد؟ انفیلد: بله، این کار تفاوتی بزرگ ایجاد خواهد کرد. هنگامی که شما می‌گویید «مم-اِمم، آه-ها»، شما واقعاً نقشی مهم در عملکرد صحیح این ماشین گفت‌وگو بازی می‌کنید. در کتاب، من دربارۀ مطالعه‌ای صحبت می‌کنم که از سوی جنت باولاس و همکارانش در کانادا انجام شده است. آن‌ها افراد را به آزمایشگاه می‌آورند، از آن‌ها می‌خواهند به گروه‌های دونفره تقسیم شوند، و سپس به‌طور تصادفی یکی از آن‌ها را انتخاب می‌کنند و می‌گویند، «یک سناریوی نزدیک به فاجعه۴ را که برای شما رخ داده است در نظر بگیرید و آن را برای هم‌گروهی خود بازگو کنید». فرد شنونده به آن‌ها نگاه می‌کند، آن‌ها سر خود را تکان می‌دهند، می‌گویند «آه-ها، مم-اِمم»، و هنگامی که گوینده به نقطۀ اوج داستان می‌رسد، آن‌ها چیزهایی نظیر «وای» می‌گویند. سپس آن‌ها شرایطی خاص را پدید می‌آورند و می‌کوشند تا حواس شنونده را پرت کنند. آن‌ها می‌گویند، «هر بار که گویندۀ سناریوی نزدیک به فاجعه از واژه‌ای استفاده می‌کند که با حرف «ت» آغاز می‌شود، شما باید این دکمه را در زیر میز فشار دهید». این کار حواس شنوندگان را کاملاً پرت می‌کند، به‌طوری که عملاً نمی‌توانند محتوای داستان را پیگیری نمایند.   آن‌ها شمار بسیار کمتری از آن «آه- ها»ها و «مم- اِمم»ها را بر زبان می‌آورند. این همچنین بدان معنا بود که زمان‌بندی آن‌ها به‌نوعی ناکارآمد بود، و آن‌ها واقعاً نمی‌توانستند تشخیص دهند که گوینده چه هنگامی به اوج داستان رسیده است، لحظه‌ای که قرار است آن‌ها بگویند «اُوه، وای». جنت باولاس و همکارانش نشان دادند هنگامی که شما حواس شنونده را پرت می‌کنید، آنگاه داستان‌گو تمایل دارد به عقب برگردد و سخنان خود را تکرار کند. در حقیقت، او به داستان‌گویی با مهارت و فصاحت کمتر تبدیل می‌شود. این آزمایش دقیقاً اهمیت آن نوع نشانگرهای بازخورد را برای عملکرد فرد داستان‌گو به‌خوبی نشان می‌دهد.    قانون اخلاق به ما امکان می‌دهد تا دیگران را در قبال سؤال خود پاسخ‌گو بدانیم. اگر دیگران پاسخ ندهند، می‌گوییم: «های، من از تو سؤال پرسیدم»     بک: شما در کتاب دربارۀ «ساختار اخلاقی» گفت‌وگو بسیار سخن می‌گویید. معنای این را در زمینۀ این علائم ترافیکی کوچک توضیح دهید. استفاده از واژگانی نظیر «اُوم» چه ارتباطی با اخلاق دارد؟ انفیلد: اخلاق واژه‌ای سنگین است. هنگامی که شما این واژه را به کار می‌برید، مردم فکر می‌کنند، «اُوه، شما دربارۀ این صحبت می‌کنید که آیا رابطۀ جنسی با حیوانات درست است یا خیر» یا چیزی از این دست. آن‌ها به پرسش‌های اخلاقی بنیادی فکر می‌کنند. من دربارۀ اصولی بسیار ساده‌تر صحبت می‌کنم. به‌طور کلی، اصول اخلاقی به ما می‌گوید که چگونه باید زندگی کنیم. در ساختار اخلاقی زبان، این اصول به ما می‌گوید که چگونه باید سخن بگوییم. قانون اخلاق به ما امکان می‌دهد تا دیگران را در قبال آن قانون، پاسخ‌گو به شمار آوریم. نمونۀ این امر عبارت است از اینکه «های، من از تو یک سؤال پرسیدم». شاید من این را آشکارا نگویم اما به‌طور ضمنی می‌گویم که «این کار بدی است. هنگامی که من از تو یک پرسش می‌پرسم، تو نباید ساکت باشی، تو باید پاسخ بدهی». هنگامی که با واژگان کوچک سر و کار داریم، من «اُوم» و «آها» را به‌عنوان یک پیام به زبان می‌آورم تا به شما بگویم که من می‌دانم که اکنون باید مشغول صحبت شوم. کار درست آن است که با فصاحت سخن بگویم، و گفت‌وگو را به پیش ببرم.   تمام انگیزۀ من برای بر زبان آوردن این علائم ترافیکی کوچک، روشن‌ساختن این موضوع است که، به‌رغم ظواهر موجود، من از شروط بنیادی لازم برای تولید یک گفت‌وگوی مناسب آگاه هستم و از آن‌ها پیروی می‌کنم. این همان کل ساختار اخلاقی است که آدمیان دارا هستند، این ریشۀ بخش بسیار بزرگی از زندگی اجتماعی و زندگی فرهنگی ما است: تعریف آنچه مناسب است، آنچه نامناسب است، و نظارت بر این امور و داوری دربارۀ دیگران بر اساس این امور. و این امر، بدین شیوه‌های فوق‌العاده ظریف و پیچیده در تمام گفت‌وگوهای ما حاضر است. ]]> سبک زندگی Mon, 15 Jan 2018 10:06:37 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121357/