پایگاه خبری ستاره ها - آخرين عناوين هنری :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/art Mon, 29 May 2017 12:04:55 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Mon, 29 May 2017 12:04:55 GMT هنری 60 یادمان نمایشنامه‌خوانی استادمحمد برگزار می‌شود/ چاپ آثار مختلف http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103283/ به گزارش ستاره ها به نقل از مهر؛ جواد عاطفه سخنگوی بنیاد محمود استادمحمد درباره برنامه های سال جاری این بنیاد گفت: سومین یادمان نمایشنامه خوانی استادمحمد مردادماه سال جاری، همزمان با سالمرگ این هنرمند تئاتر برگزار و فراخوان این دوره از یادمان نیز هفته آینده منتشر می شود. وی درباره زمان انتشار فراخوان سومین یادمان نمایشنامه‌خوانی استادمحمد، افزود: هفته آینده فراخوان سومین یادمان نمایشنامه‌خوانی استادمحمد منتشر می شود و قرار است همزمان با سالمرگ استادمحمد، اولین مجموعه نمایشنامه های این هنرمند فقید تئاتر، اعم از نمایشنامه های منتشر شده یا منتشر نشده توسط نشر چشمه منتشر شود. عاطفه درباره سومین دوره مسابقه ادبیات نمایشی محمود استادمحمد، اظهار کرد: امسال طبق قاعده ۲ سال گذشته، سومین دوره مسابقه ادبیات نمایشی استادمحمد نیز در نیمه دوم سال جاری برگزار می شود که طبق سال گذشته در ۲ بخش تألیفی و اقتباسی برگزار می شود. سخنگوی بنیاد استادمحمد یادآور شد: ما امسال به دنبال برگزاری برنامه هایی هستیم تا ارتباط نسل جدید با آثار محمود استادمحمد برقرار و بیشتر شود و همچنین استعدادهای جدید و جوان به همراه آثارشان از این طریق معرفی و حمایت شوند. وی ادامه داد: فراخوان سومین دوره مسابقه ادبیات نمایشی محمود استادمحمد مردادماه سال جاری منتشر خواهد شد. عاطفه در پایان درباره روند ثبت بنیاد استادمحمد گفت: کارهای حقوقی در دست انجام است و به احتمال بسیار زیاد در نیمه اول سال این کارها به پایان خواهد رسید و بنیاد استادمحمد در قالب یک مؤسسه فرهنگی و هنری فعالیت خواهد کرد. ]]> هنری Mon, 29 May 2017 07:25:15 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103283/ برنامه مرور بر فیلم‌های اولیه عباس کیارستمی در بریتانیا http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103280/ به گزارش ستاره ها به نقل از  خبرگزاری مهر ، سینما کلوزآپ در لندن از ۵ تا ۱۹ ماه ژوئن (۱۵ تا ۲۹ خردادماه) در برنامه‌ای با عنوان «کیارستمی: سال‌های آغازین» مجموعه آثار اولیه عباس کیارستمی را نمایش می‌دهد که بین سال‌های ۱۳۴۹ تا ۱۳۶۷ ساخته شده اند. این یکی از معدود برنامه‌های مرور بر آثار کم‌تر دیده شده کیارستمی است. به نقل از بی بی سی، در این برنامه که با پشتیبانی شورای فرهنگی بریتانیا برگزار می‌شود، ۱۴ فیلم از آثار اولیه عباس کیارستمی، از اولین فیلم او «نان و کوچه»، تا «مشق شب» به نمایش درخواهند آمد. این برنامه شامل اولین فیلم بلند داستانی کیارستمی، «مسافر»، فیلم کلیدی «گزارش» و بیش‌تر آثار کوتاه این فیلمساز هم خواهد بود. این فیلم‌ها توسط احسان‌ خوش‌بخت منتقد سینما، انتخاب شده‌اند. کتابچه‌ای به زبان انگلیسی در مورد این فیلم‌ها به عنوان راهنما و مکمل برنامه‌های نمایش فیلم منتشر خواهد شد. این کتابچه شامل نقدها و نوشته‌هایی از منتقدان سینمایی درباره فیلم‌های اولیه کیارستمی می‌شود. دیمین سَنویل مدیر سینما کلوزآپ در شرق لندن می‌گوید که نام این سینما به خاطر عشق به فیلمی به همین نام ساخته عباس کیارستمی انتخاب شده است. سینما کلوزآپ در حال حاضر یکی از مهم‌ترین سینماهای هنری لندن است که به نمایش فیلم‌های تجربی، آوانگارد و کلاسیک اختصاص دارد و هزاران بلو-ری، دی وی دی و کتاب سینمایی در مجموعه‌اش نگهداری می‌کند. شورای فرهنگی بریتانیا گفته که برنامه معرفی سینمای کیارستمی محدود به سینما کلوزآپ و لندن نخواهد بود و در ادامه، بعضی از فیلم‌های این برنامه در شهرهای دیگر بریتانیا مانند کمبریج و ادینبورگ (ادینبرو) نمایش داده خواهند شد. دوشنبه همین هفته در سینما آرتس پیکچرهاس در شهر کمبریج فیلم «مسافر» به عنوان بخشی از برنامه «کیارستمی: سال‌های آغازین» نمایش داده می‌شود. این فیلم، داستان نوجوانی است که برای تماشای یک بازی فوتبال می‌خواهد به هر قیمتی که شده خودش را از ملایر به تهران برساند. او برای رسیدن به هدفش از هیچ چیز (شامل دروغ گفتن، کلک زدن و تقلب کردن) فروگذار نمی‌کند و باید برای این سماجت بهایی سنگین بپردازد. بعضی منتقدان این فیلم را یکی از کامل‌ترین «فیلم‌های اول» سینما می‌دانند، فیلمی که به درستی از دل آثار کوتاه کیارستمی متولد شده و بسیاری از مولفه‌های آشنای سینمای او را به شکلی درخشان در خود دارد. از فیلم‌های کم‌تر دیده شده این برنامه، «تجربه» است که امیر نادری کارگردان ایرانی همراه کیارستمی فیلمنامه آن را نوشته‌اند. در کاتالوگ برنامه، رامین صادق خانجانی منتقد سینما، این فیلم را «یکی از معدود تجربیات موفق در سینمای ایران در ترسیم عشق دوران نوجوانی» خوانده است: «[تجربه] فیلم شاعرانه‌ای است با سبکی متفاوت از آثار شناخته شده کیارستمی. این فیلم با سودجستن از غنای تصویری و استفاده محدود از گفتگو، تنهایی قهرمان فیلم و تمنای عشق او را به منزله راه ورود به جهان بزرگسالی به شیوایی به تصویر می‌کشد.» این مرور بر آثار، شامل فیلم «گزارش» نیز می‌شود، داستان فروپاشی یک ازدواج، به تهیه‌کنندگی بهمن فرمان‌آرا و با شرکت شهره آغداشلو و کوروش افشارپناه که یکی از معدود فیلم‌های ایرانی ساخته شده و نمایش داده شده در سال ۱۳۵۶ بود. کاتالوگ برنامه «کیارستمی: سال‌های آغازین» در یادداشتی به قلم نیما حسنی‌نسب می‌نویسد: «گزارش» کیارستمی از مهم‌ترین اسناد تصویری تاریخ سینمای ایران درباره زیست اجتماعی و فردی و خانوادگی و تحولات بنیادین سبک زندگی طبقه متوسط در نیمه دوم دهه ۱۳۵۰ است که از لابه‌لای تصاویر و موقعیت‌هایش حتی می‌شود بخشی از دلایل و ریشه‌های وقوع انقلاب اسلامی را جست‌وجو و تحلیل کرد. تصویر و تحلیل فیلم از تقابل وضعیت زندگی طبقه متوسط شهری در هیاهوی پروپاگاندای رونق سریع حاصل از فروش نفت و رضایت‌مندی بی‌ریشه متعاقب آن تکان‌دهنده است و حس پیشگویانه و آینده‌نگری فیلم هنوز در میان آثار اجتماعی سینمای ایران مثال‌زدنی است... اصغر فرهادی بارها بر تاثیر کیارستمی بر آثارش و مشخصاً فیلم «گزارش» اشاره کرده و می‌گوید موقع نوشتن فیلمنامه «چهارشنبه‌سوری» بارها این فیلم را دیده و به آن رجوع کرده است. علاوه بر نمایش فیلم‌های اولیه کیارستمی، مستند سیف‌الله صمدیان درباره او با نام «۷۶ دقیقه و ۱۵ ثانیه با عباس کیارستمی» و فیلم کوتاه «مرا به خانه ببر» که خود کیارستمی در ماه‌های آخر حیات اش ساخت، نمایش داده خواهد شد. این در حالی است که یکی دیگر از پروژه‌های متأخر کیارستمی به نام «۲۴ فریم» که پس از درگذشت‌اش کامل شده در فستیوال فیلم کن به نمایش درآمد و با نقدهای بسیار مثبتی در نشریه‌های سینمایی روبرو شد. در طی فستیوال کن بود که اعلام شد کمپانی فرانسوی MK۲ حقوق تمام فیلم‌های اولیه کیارستمی را از کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان خریداری کرده و به زودی کار مرمت آن‌ها را آغاز خواهد کرد. با در نظر گرفتن این که MK۲ پیش از این حقوق فیلم‌های متأخر کیارستمی را داشت، اکنون حقوق پخش جهانی تقریباً تمام آثار عباس کیارستمی متعلق به این شرکت فرانسوی است. ]]> هنری Mon, 29 May 2017 06:57:15 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103280/ نمایش زنان بی‌حجاب در «نفس» مشکل شرعی ندارد/ مخاطب تعجب کرده است http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103274/ به گزارش ستاره ها بهنقل از مهر؛ مهدی روشن روان مدیر گروه فیلم و سریال شبکه سه سیما  با اشاره به فضا و ویژگی های سریال «نفس» ساخته جلیل سامان که این شب ها به عنوان سریال رمضانی از شبکه سه سیما روی آنتن می رود، عنوان کرد: اگر مخاطب از قسمت های اول و دوم این مجموعه راضی باشد قسمت های بعدی خیلی بهتر می تواند او را جذب کند. وی درباره پخش تصاویری از زنان بی حجاب که در فضای قبل از انقلاب در این سریال به تصویر کشیده شده است، عنوان کرد: بعضی به غلط می خواهند القا کنند که این سریال بحث بی حجابی را عادی سازی می‌کند درحالیکه اولا اینها تصاویری از زنان خارجی و غیر مسلمان است که در ارمنستان ضبط شده است و ثانیا ما اصلا روی چنین فضاهایی تاکیدی نداشتیم اما شاید چون مخاطب برای اولین بار چنین چیزی را می بیند ممکن است کمی برایش تعجب برانگیز باشد. آنچه که در این سریال دیده می شود به لحاظ شرعی و قانونی مشکلی ندارد مدیرگروه فیلم و سریال شبکه سه درباره اینکه این روند چقدر توانسته در باور پذیربودن ماجرا تاثیر داشته باشد، توضیح داد: البته در این سال ها ما در ساخت سریال قراردادهایی داشته ایم که مخاطب هم آنها را پذیرفته است. با این حال آنچه که در این سریال دیده می شود به لحاظ شرعی و قانونی مشکلی ندارد و تنها در راستای فضاسازی های بهتر داستان است. وی اضافه کرد: نمی توان به طور مصداقی به نکته ای اشاره کرد چون ممکن است قصه لو برود اما اگر جلوتر برویم می فهمیم بسیاری از اتفاقات در داستان به لحاظ منطقی و دراماتیک توجیه خود را دارد. در این قصه هم فضای قبل از انقلاب نمایش داده می شود و شاید بسیاری از نسل جوان آن زمان را به طور دقیق به خاطر نداشته باشد. مخصوصا نسل جوان تر و نوجوان امروزی که آن زمان را ندیده است و وقتی سریالی با فضای انقلاب می بیند که در آن همه اتفاقات در جای خود درست هستند و همه موازین شرعی و اخلاقی رعایت می شود این سوال برایش به وجود می آید که پس چرا ما انقلاب کردیم. حساسیت خاصی روی آثار نمایشی وجود دارد روشن روان یادآور شد: من نمی گویم باید همه مسایل قبل از انقلاب را همانگونه که بوده نمایش داد اما خوب است تا می توانیم با حفظ مسایل شرعی و قانونی فضای واقعی را نمایش دهیم و ممکن است این میان عده ای بخواهند جلوتر از شرع و قانون باشند که این درست نیست. مدیر گروه فیلم و سریال شبکه سه سیما در پایان عنوان کرد: تصاویر مستند زیادی تاکنون از فضای جامعه در قبل از انقلاب پخش شده است که تصاویر متعددی از خانم های بی حجاب در آنها وجود دارد و تا کنون کسی ادعا نکرده برای عادی سازی و رواج بی حجابی است اما معمولا حساسیت خاصی روی آثار نمایشی وجود دارد. ]]> هنری Mon, 29 May 2017 06:23:21 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103274/ فیلم «ویلایی ها»؛ همیشه مرد‌ها قهرمان نیستند! http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103260/ به گزارش ستارهها به نقل از هفته نامه چلچراغ : «ویلایی‌ها» اولین ساخته منیر قیدی، به تازگی در میان انبوهی از فیلم‌های اکران دوم نوروزی قرار گرفته است. فیلمی که قرار است مرهمی برای مهجور ماندن زن‌ها در ژانر دفاع مقدس باشد. حکایت ساخت فیلم ویلایی‌ها از سال‌هایی آغاز می‌شود که سینما مضمون جنگ را بدون حضور زن‌ها کلید زد و فیلم‌هایی از جنس قهرمان‌های سنگر و میدان نبرد ساخته شدند. زن‌ها در این فیلم‌ها در سکانس ابتدایی فیلم، همسر یا فرزندانشان را از زیر قرآن رد می‌کردند، پشت پای آن‌ها آب می‌ریختند و در پایان بر سر مزار او می‌نشستند و زار زار گریه می‌کردند.           حضور منفعل و خنثی زن‌ها در ژانر دفاع مقدس حتی به سریال‌ها و فیلم‌های کوتاه هم سرایت پیدا کرد و با این وجود هیچ فیلم‌سازی از مفهوم جسارت برای واکاوی محدودیت زن‌ها در این نوع آثار بهره نبرد. شاید سیاست‌های مبهم دولت‌های مختلف بر سینما و محدودیت سینما دلیل اصلی فاصله گرفتن سینمای دفاع مقدس برای خلق قهرمان‌های تازه و بی‌بدیل در این ژانر شده بود و اهمیت این موضوع را برای سینماگرها به خط قرمز تبدیل کرده بود. با شرایط رو به بهبود سینمای ایران در دولت یازدهم اما این اتفاق بالاخره توسط یک سینماگر زن جوان (منیر قیدی) اتفاق افتاد. با نگاه به این موضوع و مهجور ماندن زن‌ها در سینمای دفاع مقدس به سراغ فیلم «ویلایی‌ها» رفتیم و پای صحبت‌های منیر قیدی کارگردان و پریناز ایزدیار، بازیگر اصلی فیلم نشستیم.   گفت‌وگو با منیر قیدی، کارگردان فیلم «ویلایی‌ها»      سینمای دفاع مقدس همواره در این سال‌ها با ساختار و پرداخت متفاوتی از سوی فیلم‌سازان مواجه بوده است. شاید تنها وجه اشتراک فیلم‌هایی هم که در این حوزه ساخته شدند، نادیده گرفتن و مهجور ماندن حضور زن‌ها طی هشت سال دفاع مقدس است. این موضوع نه‌چندان با اهمیت در سینمای جنگ، اما امروز زمینه‌ساز و بستر اصلی فیلم «ویلایی‌ها»، اولین ساخته شما شده است. چطور این موضوع فراموش‌شده برای شما قابل اهمیت شد و این تم را، به‌عنوان اولین تجربه فیلم‌سازی‌تان انتخاب کردید؟     من از طریق یکی از دوستانم که خودش بازمانده جنگ بود، با این موقعیت و آن مجتمع فیلم که واقعی است، آشنا شدم. این موضوع این‌قدر برایم جذاب و قابل اهمیت بود که چند سال مجبور شدم به‌خاطر ساخته نشدن آن صبوری کنم. این فیلم بخش نادیده‌ای از هشت سال دوران دفاع مقدس است و به نظرم تمام جذابیتش، اهمیت حضور زن‌ها در این برهه زمانی است.     فکر می‌کنید چرا این نوع زن‌ها در سینمای ما نادیده گرفته شدند؟     متاسفانه یک مسئله ابدی و ازلی در مملکت ماست که الزاما مختص به آن دوران نیست. چون بی‌توجهی به حقوق زن‌ها در جامعه امروز هم وجود دارد. مثلا جشنواره فیلم فجر ما که با شعار انقلاب برگزار می‌شود و در دهه فجر اتفاق می‌افتد، به‌راحتی از کنار این فیلم می‌گذرد و موضوع آن را نادیده می‌گیرد. اما نادیده گرفتن این فیلم در این جشنواره، نادیده گرفتن قیدی نیست، نادیده گرفتن همسران و مادران شهداست. جالب این‌که یکی از داوران محترم مصاحبه می‌کنند و می‌گویند ما نمی خواستیم افتخار جایزه دادن به ویلایی‌ها را از خودمان دریغ کنیم. داور محترم افتخار واقعی از آنِ شیر زنان این سرزمین است که 8 سال قهرمانانه دوشادوش مردان شان ایستادند و همواره در طول این سال‌ها نادیده گرفته شدند. شما نمی توانید با یک سیمرغ… آن را از آن خود کنید.           کاراکترهایی که در این فیلم خلق شدند، اغلب فرمانده و همسر شهدا هستند و برای اولین بار است که مخاطب با قهرمان‌های زن این‌چنینی مواجه می‌شود. خلق این کاراکترها چگونه شکل گرفت؟     طی تحقیق‌ها و پژوهش‌هایی که برای ساخت این فیلم داشتیم، ما یک‌سری خاطره و مصاحبه از زن‌های آن دوران جمع‌آوری کردیم که یکی دو تا از شخصیت‌های فیلم از دل همان تحقیقات بیرون آمدند و خلق شدند. مثلا شخصیت فرمانده (پریناز ایزدیار) که از ابتدا در فیلمنامه وجود داشت، مابه‌ازای بیرونی داشت، ولی شخصیت عزیز (ثریا قاسمی) و سیما (طناز طباطبایی) ساخته و پرداخته ذهن خودم بود و اصلا حضور واقعی در آن مجتمع نداشتند. ما این دو شخصیت را خلق کردیم تا بتوانیم یک کنشی را در داستان به وجود بیاوریم و فضای کار را از یکدستی خارج کنیم. چون تمام زن‌هایی که در فیلم وجود داشتند، دارای عقاید همراه و همگون بودند و خیلی تفکر و ایدئولوژی متفاوتی نداشتند. به نظرم شما وقتی فیلم می‌سازید، نمی‌توانید خیلی به واقعیت‌ها پای‌بند باشید، چون ممکن است آن واقعیت خیلی دراماتیک نباشد..     شنیدم چند بار فیلمنامه از سوی ارشاد رد شده است. دلیل مخالفت ارشاد با این فیلم چه بود؟     ما از سوی ارگان‌های مربوطه با مخالفت رو به رو شدیم. آن‌ها موضوع این فیلمنامه را غیردراماتیک می‌پنداشت و معتقد بود تا زمانی که او مسئولیت ارشاد را به عهده دارد، اجازه ساخت این فیلم را نخواهند داد. آن آقا معتقد بودند که این فیلم بار منفی دارد و خانم‌ها در آن زیاد منفعل هستند. متاسفانه در آن دوران هیچ‌یک از ارگان‌هایی که می‌خواستند حامی مالی پروژه ما باشند، کاری انجام ندادند و ما تا دولت یازدهم برای ساخت این فیلم صبر کردیم و درنهایت با کمک فارابی و آقای تابش موفق به ساخت این فیلم شدیم.     شما خودتان بچه زمان جنگ هستید، از آن دوران چه تصویری یادتان است؟     فکر می‌کنم تمام کسانی که در آن دوران زندگی کردند و متولد شدند، مهم‌ترین دوره زندگی‌شان، دهه 60 و زمان جنگ بوده است. خاطرات آن دوران خیلی پررنگ‌تر از بقیه سال‌های زندگی آدم است. بخش زیادی از این فیلم بر اساس خاطرات آن دوران شکل گرفته است و این موضوع به رئال شدن فضای کار خیلی کمک کرد.     یکی از نکات بالقوه فیلم به تصویر کشیدن احساسات زنانه فیلم به اقتضای سن شخصیت‌هاست. چطور خودتان توانستید این احساسات مختلف شخصیت‌ها را درک کنید و آن‌ها را به مخاطب انتقال دهید؟     یکی از اتفاقاتی که اصولا در حین کار برای من می‌افتد، این است که من تا زمانی که مابه‌ازای بیرونی برای شخصیت‌هایم نداشته باشم، نمی‌توانم آن‌ها را خلق کنم. در این فیلم هم تقریبا سعی شده برای تمام کاراکترهای فیلم یک مابه‌ازای بیرونی وجود داشته باشد. فکر می‌کنم یکی از ویژگی‌های اصلی فیلم هم همین بود و ما کاراکترها را بر اساس شخصیت‌هایی واقعی که از آن‌ها الگو گرفته بودیم و در خاطرات باقی مانده بود، خلق کردیم. تمام سعی‌مان هم این بود که همه چیز این فیلم به زندگی واقعی شباهت داشته باشد. حتی دیالوگ‌هایی که احساس می‌کردیم ممکن است به شکل دیالوگ صرف گفته ‌شود، بلافاصله حذفشان می‌کردیم.     با توجه به این‌که تمام کاراکترهای فیلم زن هستند و مردها حضور کوتاهی نیز در آن دارند، اما احساس می‌کنم همان حضور اندک مردها در فیلم، الکن و غیرقابل باور درآمده است و شاید اگر دو شخصیت الیاس (علی شادمان) و آقای خیری (صابر ابر) در این فیلم وجود نداشتند، مسیر فیلم مستقیم و سرراست‌تر درمی‌آمد…     فکر می‌کنم شخصیت الیاس شامل این موضوع نباشد و مخاطب با این شخصیت ارتباط برقرار می‌کند. اما با توجه به این‌که شما دومین نفری هستید که نسبت به حضور آقای خیری در فیلمنامه انتقاد دارید، من موافق حضور او در این فیلم هستم. من همه کارهای صابر ابر را دوست دارم و به نظرم حضور در این فیلم، هم به‌اندازه و هم درست است.   شاید چیزی که پس ذهنم من بود و ناخودآگاه تاثیرش را در فیلم گذاشت، باعث شده است که برخی از مخاطب‌ها نسبت به کاراکترهای مرد فیلم چنین برداشتی داشته باشند. چون من همیشه معتقدم بخش عمده‌ای از فیلم وام‌دار کاراکتر خود کارگردان است و همیشه یک چیزی از کارگردان خیلی ناخواسته و بدون انگیزه قبلی در فیلم جاری می‌شود. من همواره در طول نگارش فیلمنامه دوست داشتم که مردها و رزمنده‌ها را نبینیم و تماشاگر فقط یک تصور ذهنی نسبت به آن‌ها داشته باشد، اما روند ساخت فیلم به گونه‌ای پیش رفت که عدم حضور آقای خیری در داستان اجتناب‌ناپذیر بود. برای همین مجبور شدیم این شخصیت را وارد فیلم کنیم.           پرسوناژ بسیار متفاوت فیلم که بار اصلی داستان را به دوش می‌کشد، شخصیت فرمانده یا همان خانم خیری است. فرمانده جدا از مقام، مسئولیت و جذبه‌ای که دارد، اما گاه همانند همه انسان‌ها دچار اشتباه می‌شود و از حالت خوب بودن مطلق درمی‌آید. حتی می‌بینیم از این‌که خبر شهادت شوهر زن دیگری را به جای خبر شهادت همسر او آورده‌اند، به شکل پنهانی خوشحالی می‌کند. خودتان چطور به این شخصیت رسیدید و نقاط مثبت و منفی او را در فیلمنامه لحاظ کردید؟     نکته قوت شخصیت خانم خیری در همین خاکستری بودنش است. اگر ما این شخصیت را مثبت مطلق خلق می‌کردیم، مسلما این فیلم هم شبیه فیلم‌های دفاع مقدسی دیگر درمی‌آمد و مخاطب از تماشای آن خسته می‌شد. اگر من فقط به ویژگی‌های مثبت این شخصیت می‌پرداختم، تبدیل به کاراکتر نمی‌شد و مخاطب در همان 10 دقیقه اول فیلم، آن را پس می‌زد.     در این فیلم از ترکیب متفاوت بازیگران سینما و تئاتر استفاده کردید که در رأس آن‌ها پریناز ایزدیار، ثریا قاسمی و طناز طباطبایی قرار دارند. چطور به این بازیگرها رسیدید؟     ما از ابتدا قصدمان استفاده از بازیگران سینما برای ایفای نقش‌های اصلی فیلم نبود و به‌تدریج بازیگران سینما برایمان اولویت پیدا کردند. از سوی دیگر، طبیعتا استفاده از نابازیگر هم با توجه به بودجه و زمان اندکی که ما داشتیم، در این کار امکان‌ناپذیر بود. شاید اگر برای این فیلم از نابازیگر استفاده می‌کردیم، کل فیلم جور دیگری درمی‌آمد و شاید بهتر یا بدتر می‌شد. اما ما کاملا از انتخاب بازیگرهایمان راضی بودیم و به نظرمان بهترین انتخاب‌ها بودند.     از تجربه همکاری با ثریا قاسمی به‌عنوان بازیگر پیش‌کسوت این کار بگویید.     خانم قاسمی برگ برنده این کار بود و بسیار خالصانه با ما همراه شد. او بدون هیچ نوع انرژی منفی و مخالفتی خودش را در اختیار کار قرار داد و خیلی خوب به درک نقشش رسید. وقتی ما سر صحنه با او کار می‌کردیم، تفاوت سلیقه‌ای آن‌چنانی با هم نداشتیم و در چند جلسه‌ اول فیلم با هم به توافق رسیده بودیم. فکر می‌کنم بخشی از همراهی خالصانه او، به همان تربیت بازیگری در همان سینمای گذشته برمی‌گردد، چون الان واقعا بازیگرها به این شکل نیستند.     فیلم «ویلایی‌ها» با این شعار که فیلم را به همراه خانواده در سینما ببینید، اکران شده است. فکر می‌کنید در شرایط فعلی اکران و نمایش فیلم‌هایی مثل «نهنگ عنبر» که با فروش یک روزه خود رکورد تاریخ سینمای ایران را می‌شکند، خانواده‌ها برای تماشای این فیلم تمایلی از خودشان نشان بدهند؟     زمانی که ما این فیلم را می‌ساختیم، می‌دانستیم که به اندازه فیلم‌های کمدی و بفروش سینمای ایران مخاطب نخواهیم داشت. ضمن این‌که مخاطب این فیلم با یک کارگردان جدید مواجه است که هیچ ذهنیتی نسبت به او ندارد. تماشاگر الان با یک بسته سربسته‌ مواجه است که کارگردانش را نمی‌شناسد و به نظرش موضوع فیلم هم موضوع خسته‌کننده‌ای به نظر می‌رسد. اما با همه این تفاسیر، من نسبت به وضعیت اکران این فیلم راضی هستم و خدا را شکر می‌کنم که نسل جوان هم توانستند با این فیلم ارتباط برقرار کنند؛ این برای من خیلی باارزش است.     ارتباط مردها با این فیلم چگونه بوده است؟     خیلی خوب، حتی بعضی مردها آن‌قدر تحت تاثیر فیلم قرار گرفته بودند که بغض در چشم انشان جاری شده بود. یکی از آن‌ها چند روز پیش عکسی از دستش را برای من فرستاده بود که آن‌قدر در حین تماشای فیلم عصبانی شده بود و استرس داشت که تمام گوشه‌های دستش را کنده بود و زخم شده بود. خوش‌بختانه مردها با این فیلم نامهربان نبودند.   گفت‌وگو با پریناز ایزدیار، بازیگر فیلم «ویلایی‌ها»      اولین بار قبل از دیده شدنش در سینما، برای سریال «شهرزاد» و زمان بازی در فیلم «ابد و یک روز»، با هم گفت‌وگو داشتیم. مثل یک بازیگر پخته و میان‌سال و البته باهوش درباره مسیر بازیگری‌‌اش حرف می‌زد و هم‌چنان خودش را مدیون انتخاب حسن فتحی در سریال «زمانه» می‌دانست… پریناز ایزدیار یکی از بازیگران موفق این روزهای سینمای ایران است که شاید هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد که بازیگر نقش کوتاه و فرعی فیلم «ورود آقایان ممنوع»، امروز به یکی از پرکارترین و مهم‌ترین بازیگران زن جوان سینمای ایران بدل شود. یکی از نکات جالب توجه و بارز شخصیتی او که در کارش هم تاثیر گذاشته است، بی‌اعتنایی و مغرور نشدن به همین موقعیت کنونی بازیگری‌اش است. این را از همان لحن و شیوه برخوردی که در این مصاحبه همانند گفت‌وگوی دو سال قبل چلچراغ داشت، متوجه شدم.   تجربه حضور در «ویلایی‌ها» بعد از دریافت سیمرغ جشنواره فیلم فجر برای شما اتفاق افتاد؛ یک نقش بسیار متفاوت و ارزشی که کمتر در سینمای ایران شاهد چنین کاراکتری بودیم. این نقش چگونه سراغ شما آمد؟ چندان دقیق نمی‌دانم ابتدا پیشنهاد حضور من در این فیلم، از جانب چه کسی مطرح شد. فقط می‌دانم که خود خانم قیدی تمایل داشتند من نقش فرمانده را بازی کنم. دستیار خانم قیدی با من تماس گرفتند و بعد از خواندن فیلمنامه یک قرار حضوری گذاشتیم و خیلی زود به توافق و نتیجه رسیدیم. به نظرم فضای فیلمنامه این‌قدر متفاوت و عجیب بود که وقتی آن را می‌خواندی، می‌ترسیدی از این‌که چگونه قرار است ساخته شود. «ویلایی‌ها» فیلم بسیار سختی بود، ولی به نظرم ارزش بازی کردن را داشت. وقتی فیلمنامه را می‌خواندید، مواجهه‌تان با کاراکتر فرمانده به چه شکل بود؟ از سخت بودن این نقش نگران نبودید؟ خیلی وقت بود که دلم می‌خواست در فیلمی مرتبط با ژانر دفاع مقدس بازی کنم؛ اما یا قسمت نمی‌شد یا پیشنهادها دل‌چسب نبودند. وقتی فیلمنامه این کار خواندم، از همان ابتدا نقش را دوست داشتم، اما زیاد با واژه «فرمانده» بودنش موافق نبودم. چون خیری به جنوب نرفته بود که فرمانده باشد، آن‌جا رفته بود تا هر کاری از دستش برمی‌آید، انجام دهد. من میزان زنانگی را که در ژانر این فیلم وجود داشت، خیلی دوست داشتم… زمانی که قرار برای بازی در این فیلم گذاشتید، با اتکا به فیلمنامه، چند درصد از شخصیت فرمانده را شناختید؟ من با هر کاراکتر و نقشی مثل یک کتاب یا فیلم برخورد می‌کنم و اولین چیزی که زمان خواندن فیلمنامه برایم مهم است، میزان ارتباطم با نقش است. من خیلی دنبال مابه‌ازای بیرونی نقش‌ها نمی‌گردم و بیشتر ارتباط درونی و حسی‌ام با نقش مهم است. در مورد خانم خیری هم این اتفاق برای من افتاد. قطعا من سختی‌ها و عشقی را که این نقش در زندگی داشت، به آن شکل تجربه نکرده بودم، ولی به‌عنوان یک زن و یک انسان سعی کردم موقعیت او را درک کنم. به نظرم خانم خیری یک زن محکم بود و من بیشتر از هر چیزی سعی کردم آن لحظه و موقعیتی را که او در آن قرار می‌گیرد، درست بازی کنم؛ چه آن لحظه‌ای که دستور می‌دهد و یک قانون را اجرا می‌کند، و چه آن لحظه که عاشق همسرش است و برای شهید شدن او گریه می‌کند. آیا تصویری که ما از نقش فرمانده در این فیلم می‌بینیم، همه چیز آن از پیش طراحی شده بود، یا این‌که خودتان هم تحقیقی در این زمینه داشتید که مواردی را به نقش اضافه کنید؟ خانم قیدی یک‌سری فیلم‌های مستند از آن خانم‌های فیلم (که به شکل واقعی وجود داشتند) به من داد که خیلی به در آمدن نقش کمک کرد. تقریبا بخش مهمی از ویژگی‌های شخصیت‌ها به نوعی الهام‌گرفته از آن فیلم‌ها بود. البته بخش زیادی‌ از فیلمنامه هم حاصل تحقیقی بود که خانم قیدی سال‌ها روی آن داشتند و این خیلی به ما کمک کرد. تجربه کار کردن با یک کارگردان زن آن هم در فضایی کاملا زنانه چه ویژگی‌هایی داشت؟ من همیشه دلم می‌خواست با یک کارگردان خانم کار کنم و از این بابت خیلی خوشحالم که افتخار همکاری با خانم قیدی در این کار نصیبم شد. کار کردن با یک کارگردان زن مسلما تجربه متفاوتی است و خیلی بی‌واسطه‌ و راحت یک بازیگر زن می‌تواند با هم‌جنس خودش در مورد هر چیزی صحبت کند. این اتفاق در این فیلم باعث شد پذیرش ابعاد کاراکتر برای بازیگر راحت‌تر باشد. به نظرم گریم و لباس هم نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت فرمانده داشته؛ به‌خصوص آن چادری که بر سر می‌کند و در مواجهه با موقعیت‌های مختلف حالت آن را تغییر می‌دهد… همان مستندهایی که ما تماشا می‌کردیم، به این موضوع خیلی کمک کرد. البته با طراح لباس هم درباره چادر سر کردن خانم خیری خیلی صحبت ‌کردیم. شیوه چادر سر کردن او در موقعیت‌های مختلف متفاوت است و ما با تمرین زیاد سعی کردیم موقعیت‌های مختلف چادر سر کردن او را اجرا کنیم.   وقتی در این فیلم حضور پیدا کردید، چقدر خودتان حدس می‌زدید که این کار هم بتواند مثل «ابد و یک روز» دیده شود؟ شاید در مرحله خواندن فیلمنامه قبل از این‌که بخواهم به این چیزها فکر کنم، برایم مهم است که چقدر کار می‌تواند موفق و آبرومند باشد، یا چالش جدیدی در کارم ایجاد کند که برایم تازگی داشته باشد. من در «ویلایی‌ها» همه این چیزها را دیدم. اما وقتی وارد فیلم شدم و تعهد دادم و قرارداد بستم (مثل همه کارهای دیگری که در آن‌ها بازی کردم)، تمام این فکرها را کنار گذاشتم و فقط به این فکر کردم که کارم را به بهترین شکل درست انجام دهم…       دوست نداشتید برای بازی در این فیلم در جشنواره فیلم فجر نامزد شوید یا دوباره سیمرغ بگیرید؟ نه. شاید کمی این موضوع شعاری به نظر برسد، ولی من هیچ‌وقت دغدغه جایزه گرفتن یا کاندیدا شدن نداشتم. شاید نزدیک ایام جشنواره، کمی هیجان‌زده باشم، ولی همیشه سعی می‌کنم که هیجان خودم را کنترل کنم و به خودم آسیب نزنم. یعنی شما تا قبل از «ابد و یک روز» هم به جایزه فکر نمی‌کردید؟! نه. یادم است اواسط فیلم‌برداری «ابد و یک روز» خیلی از دوستان سر کار به من می‌گفتند که تو به احتمال زیاد برای این فیلم کاندیدا می‌شوی، اما من می‌گفتم تو را به خدا به من این چیزها را نگویید، بگذارید این نقش را با خیال راحت تمام کنم! چون من خودم را می‌شناسم و می‌دانم که این موضوع ممکن است من را از مسیری که هدفم است، خارج کند… قطعا جایزه لذت‌بخش است و من بی‌نهایت از جایزه‌ای که برای «ابد و یک روز» دریافت کردم، بسیار خوشحالم، ولی سعی می‌کنم خیلی به آن فکر نکنم. بگذریم… ارتباط شما با طناز طباطبایی، که پارتنر اصلی شما در فیلم «ویلایی‌ها» است، چگونه شکل گرفت؟ ارتباط ما به‌سادگی و درست و راحت شکل گرفت. ما هم در تهران و هم جنوب با هم دورخوانی و تمرین داشتیم و تمام سکانس‌هایی هم که با هم بازی کردیم، خیلی راحت و خوب گذشت. «ویلایی‌ها» با توجه به سختی‌ها و وضعیت آب‌وهوایی گرم و طاقت‌فرسایی که داشت، اما پشت صحنه به‌شدت آرام و خوبی داشت و من با تمام پارتنرها خصوصا صابر ابر که در «تابستان داغ» هم یک تجربه مشترک دیگر با او داشتم، ارتباط بر قرار کردم. و اگر کمی از نقشتان در این فیلم فاصله بگیرید، فکر می‌کنید این شخصیت و این فیلم چه جایگاهی در کارنامه‌تان دارد؟ با توجه به سختی‌ها و فشارهایی که برای بازی در این فیلم متحمل شدید، آیا حاضرید دوباره در یک کار جنگی بازی کنید؟ صددرصد. اگر پیشنهاد کار جنگی به من شود و نقش را دوست داشته باشم، حتما آن را بازی خواهم کرد. همان‌طور که قبلا هم به این موضوع اشاره کردم، من از بازی در فیلم «ویلایی‌ها» بسیار خرسند هستم و با این‌که سهم کوچکی از این فیلم داشتم، ولی به‌شدت از آن راضی‌ام و امیدوارم قسمت بشود که باز هم در چنین کارهایی بازی کنم. در حال حاضر مشغول بازی در چه کاری هستید؟ مدتی است که بازی در فیلم «هت تریک» رامتین لوافی را به پایان رساندم و در حال حاضر هم مشغول «شهرزاد 2» حسن فتحی هستم… شما به نوعی با اعتماد و اطمینان حسن فتحی وارد کار جدی بازیگری شدید. آیا برای انتخاب آثار سینمایی از او مشورت و راهنمایی می‌گیرید؟ همان‌طور که می‌دانید، مسیر حرفه‌ای کار من با آقای فتحی و از سریال «زمانه» شروع شد. آقای فتحی با راهنمایی‌هایشان چیزهایی را به من یاد دادند که شاید تا پنج سال پیش هیچ نوع آگاهی‌ نسبت به آن‌ها نداشتم و اصلا نمی‌دانستم بازیگر باید چه کاری انجام دهد تا زود فراموش نشود. بی‌شک من بخش زیادی از موفقیتم را مدیون اعتماد آقای فتحی هستم. آگاهی نسبت به انتخاب نقش‌ها و راه‌ورسم فراموش نشدن بازیگر که به آن اشاره کردید، برای شما چگونه محقق شد؟ من سعی می‌کنم اول از همه فیلمنامه را دوست داشته باشم و بعد کاراکتر را. خیلی وابستگی به این موضوع ندارم که کارگردان فلان اثر حتما باید یک آدم سرشناس و صاحب‌نام باشد. البته بسیاری از اسم‌ها هستند که من هم مثل اغلب بازیگرها دوست دارم با آن‌ها کار کنم، ولی سعی می‌کنم خودم را زیاد درگیر این موضوع نکنم؛ بنابراین کارکردن با فیلم اولی‌ها را دوست دارم و به شرط فیلمنامه و نقش خوب، نقش را به‌راحتی می‌پذیرم.  ]]> هنری Mon, 29 May 2017 05:06:17 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103260/ آرزوی ویژه مهمان خندوانه برای رامبد جوان http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103258/ به گزارش ستاره ها به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان: همزمان با ماه مبارک رمضان، شب گذشته رامبد جوان با میزبانی از خادمین مساجد استان تهران، به گفتگو با حجت الاسلام علی سرلک پرداخت و کمدین مجید یاسر به اجرای استندآپ کمدی پرداخت.   جوان در ابتدای برنامه تلویزیونی خندوانه در خصوص حال و هوای خانواده های ایرانی در ماه مبارک رمضان گفت و به برپایی افطاری های ساده اشاره و شادی برنامه را به همه خادمین مساجد ایران تقدیم کرد.    مجید یاسر ابتدای برنامه به همراه علی مسعودی وارد استودیو خندوانه شد و با تعریف خاطرات خود از سفر به شمال به اجرای استندآپ کمدی پرداخت و جوان پس از یک میان برنامه گزارشی از قول امیر جعفری را به نمایش گذاشت.   مجری برنامه تلویزیونی خندوانه شب گذشته برای بار سوم میزبان حجت الاسلام علی سرلک شد.   حجت‌ الاسلام سرلک ابتدا ضمن سلام و تبریک ورود به ماه مبارک رمضان، از حال و هوای خوب زندگی خودش و برکات پرودگار الهی گفت.   جوان به حضور حجت الاسلام سرلک برای بار سوم در برنامه تلویزیونی خندوانه اشاره کرد.   این کارشناس مذهبی درخصوص سرایت کردن کارهای خوب در ماه رمضان بیان کرد: همه کارهای خوب ریشه دار می شود و در بقیه سالهای زندگی اثر خود را می گذارد و در مقابلش کارهای بد هم همین شکل است. باید یادمان باشد در مسیر درست کار خود را ادامه بدهیم و یادمان باشد، هیچ کار نیکی در عالم گم نمی شود.   حجت الاسلام سرلک به میزان ناامیدی در بین جوانان اشاره کرد و اظهار داشت: جوان یک لوکوموتیو متحرک است و بیکار است و خیلی ها به دلیل اینکه آینده‌ای روشن ندارند، دلشان روشن نیست و بعضی از جوانان ناامید می شوند چون دیر خبر به آنها می رسد و دیرتر به امید می رسند.   وی افزود: در جامعه به صورت فراوان جوان امیدوار داریم و یک آدم پرانرژی می تواند این لوکوموتیو را به جریان در بیاورد.   جوان از پدر شدن حجت‌ الاسلام سرلک برای بار چهارم و‌تولد پسر او محمد مهدی خبر داد.   همچین حجت الاسلام سرلک به دنبال تجربه پدر شدن خود، برای جوان آرزوی پدر شدن کرد.   کارگردان برنامه تلویزیونی خندوانه ادامه قرعه‌کشی تماشاگران را با حضور حجت الاسلام سرلک انجام داد و یک انگشتر از سمت سرلک و یک سفر مشهد از طرف جوان به برندگان تعلق گرفت.   حجت‌ الاسلام سرلک با بیان روایتی از امام صادق علیه السلام به جایگاه والای خادمین مساجد اشاره کرد.   وی با بیان اینکه من در شهر عالم پرور الیگودرز به دنیا آمدم، از حال و هوای طبیعی و صاف و سادگی مردمان الیگودرز و خاطرات خود گفت.   حجت الاسلام سرلک با اشاره به بیان امام خمینی (ره) که مثنوی در جایی تفسیر قرآن است، به بزرگی ابیات و تفسیر های مثنوی مولانا اشاره کرد و چندی از ابیات این کتاب را به تناسب ماه مبارک رمضان خواند.   وی درباره آخرین فیلم سینمایی که دیده بود، گفت: ماجرای نیمروز آخرین فیلمی بود که امسال دیدم و به عقیده من ائمه مساجد باید مردم را برای تماشای فیلم‌های خوب دعوت کنند. به نقل از بزرگان ما سینما بزرگترین اتفاق است و در کنار سرگرمی و تفریح بودن یکی از تاثیرگذارترین مولفه ها است. ما با سینما قهر کرده ایم و باید مهربان تر سینما و اهالی هنر را دید.   حجت‌ الاسلام سرلک در پایان قول داد تا در مسجد خاتم الانبیاء به همراه اهالی محله یک سفره افطاری را در کنار همسایگان خود باشد. ]]> هنری Mon, 29 May 2017 04:52:57 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103258/ «ربنا»یی که سیاسی شد / «نمادهای مذهبی با دستور از بین نخواهند رفت» http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103255/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایسنا؛ اینها بخشی از اظهارات سیدابوالحسن مختاباد - روزنامه‌نگار و پژوهشگر تاریخ موسیقی ایران - است که در پی حواشی اخیری که برای پخش «ربنا»ی محمدرضا شجریان مطرح شده است، در پاسخ به ایسنا مطرح کرده است. مشروح نقطه‌ نظر مختاباد را در ادامه می‌خوانیم: «به گمانم ربنای استاد شجریان و پخش شدن یا نشدن آن به موضوعی سیاسی تبدیل شده است؛ چراکه وجهی از شخصیت استاد شجریان به دلیل اظهار نظرهایی که کردند، رنگ و صبغه‌ای سیاسی گرفت. اما این تنها بخش بسیار کوچکی از وجه شخصیتی استاد است و نه وجوه دیگر ایشان که عمدتا هنری، اجتماعی و فرهنگی است. طبیعی است که هر پدیده‌ای که سیاسی شود موضع مخالفان، منتقدان و موافقان از منظر سیاسی مطرح می‌شود و وجوه اجتماعی و فرهنگی و هنری و مذهبی و دینی آن مغفول می‌ماند، یا این که برای طرفین اهمیتی ندارد.» مختاباد اضافه کرد: «اما شخص خودم به "ربنا" و "مثنوی افشاری" به عنوان یک نماد مذهبی نگاه می‌کنم، همچنانکه به اذان مرحوم موذن زاده هم از این منظر نظر می‌کنم، یا مناجات‌های مرحوم ذبیحی که متاسفانه در حق ایشان هم در تمامی این سال‌ها جفا شد و با نگاهی سیاسی مردم ما را از شنیدن چنین صدای ملکوتی محروم کردند و خوشبختانه و به مدد فضای مجازی صدای استاد ذبیحی بازگشتی پرشکوه داشته و دارد و حتی نشان می‌دهد که چقدر مناجات‌خوانان ما، بخصوص استاد شجریان در خواندن همان مثنوی افشاری (مثنوی پیچ) تحت تاثیر خوانده‌های استاد ذبیحی بوده‌اند و حتی متن دعای ربنای خوانده شده از سوی استاد شجریان هم پیش از این از سوی استاد ذبیحی خوانده شده بود.» او در ادامه این مطلب بیان کرد: «نمادهای مذهبی وقتی به رگ و پوست جامعه راه یافته باشند، با دستور من و شما و یا رئیس و مدیر از بین نخواهد رفت. اتفاقا استاد شجریان چه خود آگاه و چه ناخود آگاه به این ماجرا متفطن شده و هنگام نامه سال ۱۳۷۴ به رئیس وقت صدا و سیما از همین منظر این دو اثر را مستثنی دانستند و آقای علی لاریجانی هم بر خلاف برادرشان که این روزها اظهار نظر شاذی درباره کار استاد کردند، اجازه دادند که ربنا پخش شود. برخی اظهار نظرات نیز درباره کار استاد انجام شده است که آن را بیشتر اثر هنری دانسته‌اند و نه اثری ذوقی و دارای به قول عرفا«زبان حال»، یعنی این که این اثر استاد بیشتر تکنیکی است تا همانند اذان مرحوم موذن زاده اثری ذوقی و اشراقی. در حالی که این اظهار نظر تنها برای فردی که این اثر را می‌شنود صادق است و برای افراد دیگر نه؟ چرا که تاثیرگذاری آثار هنری از فردی به فردی دیگر تفاوت دارد. به همین دلیل است که حتی از زاویه فقهی ماجرا هم فقط فرد می‌تواند تعیین کند که یک موسیقی چه تاثیری بر او دارد و آیا او را به طرب می‌آورد یا به او ابتهاج روحی می بخشد؟» این پژوهشگر تاریخ موسیقی ایران همچنین گفت: «اخیرا در مراسمی که درباره عدالت اجتماعی در شهر اوکلند کالیفرنیا و همزمان با نیمه شعبان برگزار شد و سخنران مراسم هم این موضوع را از لحاظ تاریخی و فلسفی در ادیان و مکاتب دیگر ردیابی کرده بود، وقتی از من خواسته شد که قطعه‌ای را بخوانم، قطعه معروف «‌تو ای پری کجایی» مرحوم همایون خرم را با صدای جاودانه استاد قوامی و شعر زیبای استاد سایه، خواندم، چون حس کردم که عدالت اجتماعی همان پری گمشده‌ای است که همه به دنبال آنند. از این منظر ربنای استاد شجریان به دلیل پخش آن در سال‌های متمادی خود به خود با نمادهای مذهبی دیگر همخوانی پیدا کرده است و مردم به وجه تکنیکی کار کمتر نظر می‌کنند و وجه مذهبی آن تاثیر بیشتری داشته و دارد. خوشبختانه گسترش رسانه نیز کمک کرده است تا این اثر عملا همچنان به عنوان نماد باقی بماند و صدا و سیما هم نتوانسته تاثیری در حذف یا برکشاندن آن داشته باشد. لجاجت صدا و سیما در عدم پخش این اثر هم تنها به ضرر صدا و سیماست و مخالف مشی جذب حداکثری و دفع حداقلی که رهبر معظم انقلاب دستور دادند.» مختاباد در پایان این مطلب، بیان کرد: «اما من از منظر اخلاقی ماجرا هم به این کار نگاه می‌کنم. ما اگر ادعای مسلمان بودن و پیرو پیامبری با آن همه عظمت و خلق کریمانه داریم، باید توجه کنیم که یک استاد برجسته که این همه حق برگردن فرهنگ و هنر این مرز و بوم دارد، اکنون بیمار و گرفتار است و نیازمند توجه و گذشت. از قرار رافت اسلامی و گذشت در قاموس مخالفان و منتقدان استاد جایی ندارد و آنها از اسلام و مسلمانی تنها وجه غضب و خشونت آن را برگرفته‌اند و از «رحماء بینهم» نیز خبری نیست و شجریان مسلمان‌زاده مشهد را همانند کافران می‌بینند و به سیاق «اشداء علی الکفار» با ایشان برخورد می‌کنند؟‌ چرا که در یک امر سیاسی نظری مخالف نظرشان داشته است. نظری که تاریخ همین هشت ساله و تشعشعات دولت هزاره سوم ثابت کرده است که خس و خاشاک چه کسی است و چه کسانی بر دامن این مرز و بوم چنان گرد و غباری افشاندند که ده‌ها دولت هم قادر به پاک کردن آن نیستند؟» بنا بر این گزارش، طی روزهای اخیر در پی نامه‌ی سیدرضا صالحی امیری - وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی - که هفته‌ی گذشته به رئیس سازمان صدا و سیما در حاشیه‌ی جلسه‌ی هیات دولت ارایه شد و در آن درخواست پخش «ربنا»ی محمدرضا شجریان از صدا و سیما شد؛ محمدجواد لاریجانی، عضو شورای نظارت بر صدا و سیما، در واکنش به نامه صالحی‌امیری مطلبی را منتشر کرد که با واکنش‌های مختلفی از سوی هنرمندان موسیقی مواجه شد.  لاریجانی در بخشی از گفته‌هایش آورده است: «از آنجا که موضوع دفاع از ایشان یک مناقشه سیاسی شده است، لذا در تلاوت مذکور توجه به آیت تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد و این امر خلاف موازین شرعی تلاوت است؛ لذا خواهشمند است که سایر قطعات آوازی آن هنرمند را مطرح فرمائید که اتفاقا دارای ساختار موسیقیایی مهمتری هم هستند. حتما می‌دانید که تحت‌الشعاع قرار گرفتن توجه به آیات باهرات نسبت به مقارنات آنقدر مهم بوده که برخی از فقهای بزرگ تلاوت ملحون را مورد شبهه قرار داده‌اند.» حمیدرضا نوربخش، مدیرعامل خانه موسیقی ایران  نیز در واکنش به اظهارات لاریجانی بیان کرد: «سوال من این است که آقای دکتر لاریجانی از کدام جایگاه کارشناسی درباره ربنای استاد شجریان صحبت می‌کند؟ ایشان استاد قرائت هستند؟ یا کارشناس قرآن؟ یا مفسر هستند؟» حسام‌الدین سراج، خواننده آواز ایرانی نیز در واکنشی صریح مطرح کرد: «وقتی صحبت از موازین شرعی به میان می‌آید، به نوعی بحث حلال و حرام موسیقی مطرح است اما اینکه ربنای استاد شجریان برخلاف موازین شرعی تلاوت است جمله جالبی نیست و بسیار سنگین است. مردم از این ربنا خاطره دارند همانطور که از اذان موذن زاده اردبیلی خاطره دارند و می‌توان گفت که موذن زاده نیز در تلاوت آن اذان تجوید قرآنی را رعایت نکرده و با صوت اجرا کرده است.» بحث پخش ربنای محمدرضا شجریان از رسانه‌ی ملی یکی از مطالبات جدی اهالی فرهنگ و هنر در سال‌های اخیر بوده است و همین روند باعث شده است که سیاسیون هم در این زمینه اظهارنظر کنند. محمدجواد ابطحی، نماینده مردم خمینی‌شهر، در تذکری در جلسه علنی (یکشنبه ۷ خرداد) مجلس گفته بود: «مشکل مملکت سرود ربنا و غیر آن نیست؛ بلکه مشکل کاسپین و ثامن الحجج و عدم واریز درآمدهای پتروشیمی است که صادر می‌کنیم و برنمی‌گردد.» او اضافه کرده بود: «آقای خواننده معلوم‌الحالی خودش در سال ۸۸ تقاضا کرده که برنامه‌هایش از صدا و سیما پخش نشود،‌ حالا هم خودش تقاضا کند که دو مرتبه پخش شود. این در حد هیات دولت نیست که در این مسائل ورود کند.» مرتضی میرباقری، معاون سیمای رسانه ملی، در آخرین اظهار نظر رسمی‌ خود در این زمینه، اسفندماه ۱۳۹۵ درباره پخش صدای ربنای محمدرضا شجریان در رسانه ملی گفته بود: «این فرد بعد از انتخابات  ۸۸ برای خودش یک منعی قرار داد که ما نمی‌توانیم صدایش را پخش کنیم. اگر وی از مواضع خود بعد از انتخابات ۸۸ عدول کرده و بازگشته باشد و آن را اعلام کند ما صدای او را پخش می‌کنیم.» این درحالیست که ابوالقاسم خوشرو، معاون اسبق امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اردیبهشت‌ماه امسال در بخشی از متنی که به مناسبت ثبت ملی این اثر در صفحه شخصی‌اش نوشته، آورده بود: «استاد در دیدار خرداد٩٢، به من تاکید کردند که این قطعه متعلق به ملت ایران است و من هیچگاه منعی برای پخش این قطعه از صدا و سیما نگداشته‌ام.» در بخشی از متن نامه‌ای که محمدرضا شجریان درباره پخش نشدن آثارش از صدا و سیما، در دهه هفتاد به علی لاریجانی رئیس وقت این سازمان نوشته بوده، آمده است: «به صراحت اعلام می‌کنم که مایل نیستم صدای من از صدا و سیمایی پخش شود که بی اعتنا به حقوق هنرمندان است. قاطعانه از جنابعالی می خواهم دستور دهید هیچ اثری از من مطلقاً از رادیو و تلویزیون پخش نشود. چون در ماه مبارک رمضان هستیم، تنها به احترام این ماه مبارک و ادای دین به نیک سرشتی مردمی که در دامان آنها پرورش پیدا کرده ام، پخش "مناجات" و "ربنا" را اجازه می‌دهم.» این هنرمند در نامه‌ خود که در سال ۸۸ به عزت‌الله ضرغامی، رئیس وقت سازمان صدا و سیما نوشته، آورده بود: «همان طور که اطلاع دارید صدا و سیما در شرایط فعلی مستمراً اقدام به پخش سرودهای میهنی اینجانب به ویژه سرود «ای ایران ای سرای امید» می کند. جنابعالی مستحضرید این سرود و دیگر سرودهای خوانده شده متعلق به سال های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ است و هیچ ارتباطی به شرایط کنونی ندارد. اینجانب در سال ۱۳۷۴ نیز اعلام کردم راضی به پخش آثار خود از صدا و سیما نیستم. مجدداً تقاضای خود را تکرار کرده و تاکید می کنم آن سازمان هیچ نقشی در تهیه این آثار نداشته و شایسته است به حکم شرع و قانون سریعاً کلیه واحدهای آن سازمان از پخش صدا و آثار من خودداری کنند.» اما حسن روحانی، رئیس جمهور کشور (۶ خردادماه) با انتشار ویدیویی از تلاوت «ربنا» توسط محمدرضا شجریان؛ صدای این هنرمند را دلنشین و حذف‌ناشدنی دانست و در بخشی از ادامه مطلب خود، نوشت: «ربنا یکی از آثار محمدرضا شجریان  است که که شامل چهار آیه از قرآن کریم است که همگی با عبارت ربنا آغاز می‌شود این اثر در تیرماه سال ۱۳۵۸ ضبط شده است و بعد از گذشت نزدیک ۴۰ سال هنوز بی‌نظیر است.» روحانی  همچنین در جریان مناظرات تلویزیونی دوازدهمین دوره ریاست جمهوری، اظهار کرده بود: «آیا اجازه می دهیم اصحاب فرهنگ استعداد خود را نشان دهند؟ از پخش دعای ماه  رمضان ابا می‌کنیم و دعای ربنا یک هنرمند را پخش نمی کنیم پس چطور دنبال تعالی آموزش در کشور هستیم؟» ]]> هنری Mon, 29 May 2017 04:38:35 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103255/ همه برندگان هفتادمین فستیوال کن/ «میدان» نخل طلا را ربود http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103250/ به گزارش ستاره ها به نقل از  خبرگزاری مهر، به افتخار هفتادمین سالگرد کن،‌ در حالی جایزه نخل طلا به فیلم «میدان»‌ ساخته روبن اوستلوند،‌ کارگردان سوئدی اهدا شد که هیات داوران یک جایزه ویژه برای نیکول کیدمن بازیگر خلق کرد که در فستیوال امسال در چهار فیلم نقش‌آفرینی کرده است. در کن هفتادم،‌ کیدمن در فیلم‌های «کشتن یک گوزن مقدس» و «اغواشدگان» بازی کرده که در بخش رقابتی بودند،‌ در فصل دوم سریال «بالای دریاچه» حضور یافته و در «چطور با دخترها در مهمانی‌ها صحبت کنیم» نقش‌آفرینی کرده است. به نقل از ورایتی، جایزه بزرگ به «بی‌پی‌ام» (بیت در دقیقه)، نگاه تکان‌دهنده و عمیقا انسانی رابین کامپیلو کارگردان به جنگ اوایل دهه ۱۹۹۰ مقابل ایدز رسید که داستانش در فرانسه به وقوع می‌پیوندد. در این فیلم، حامیان حقوق افراد مبتلا به ایدز مقابل کمپانی‌های داروسازی،‌ سیاستمداران و انستیتوهای بوروکراتیک قرار می‌گیرند تا آن‌ها را مجبور کنند به آرامی تاثیر نابودکننده این بیماری را به رسمیت بشناسند. جایزه بهترین کارگردان برای «اغواشدگان»‌ به سوفیا کاپولا رسید، اقتباسی با نیروی هدایت زنان از رمان جنگ داخلی توماس کالینان که داستان یک سرباز زخمی اتحادیه را تعریف می‌کند که در یک مدرسه دختران ویرجینیا، پناهنده قبول می‌کند. در نخستین سورپرایز روز، هیات داوران جایزه فیلمنامه را در تساوی به «کشتن یک گوزن مقدس» نوشته یورگوس لانتیموس و افیتیمیس فیلیپو و «تو هرگز واقعا اینجا نبودی» نوشته لین رمزی اهدا کردند. جایزه هیات داوران به «بی‌عشق» ساخته آندری زویاگینتسف رسید که از جستجو برای یک فرزند گمشده به عنوان نگاهی سرد و سخت به تمام چیزهایی که در روسیه مدرن، و دنیا، گندیده هستند استفاده می‌کند. دایان کروگر به خاطر نقشش در فیلم «در محو شدگی» ساخته فیث آکین برنده جایزه بهترین بازیگر زن شد. این نقشی وسیع بود که در آن این بازیگر متولد آلمان برای نخستین بار به زبان بومی خودش نقش اول را ایفا کرد. در هنگام دریافت جایزه،‌ او از تمام کسانی یاد کرد که مثل شخصیت او در این فیلم هستند و از یک عمل تروریستی جان سالم به در برده‌اند و سعی دارند تکه‌ها را جمع کنند و بعد از اینکه همه چیز را از دست داده‌اند، به زندگی ادامه بدهند». او گفت: «لطفا بدانید که فراموش‌شده نیستید.» حوآکین فینیکس که به نظر بهت‌زده می‌رسید، افتخار بهترین بازیگر مرد را برای نقش‌آفرینی در «تو هرگز واقعا اینجا نبودی»‌ دریافت کرد و در حالیکه یک جفت کفش اسنیکرز پوشیده بود روی صحنه حاضر شد. جایزه دوربین طلایی، که به بهترین فیلم اول از هر بخش در کل فستیوال اهدا می‌شود، به فیلم «Jeune Femme» ساخته لئونور سرِی رسید که در بخش نگاهی ویژه پیش‌نمایش شده بود. این فیلم که داستانش در پاریس به وقوع می‌پیوندد، تصویری پرجنب‌وجوش و پرتلاطم را از یک زن جوان فرانسوی نشان می‌دهد که به خاطر یک جدایی تحت تاثیر قرار گرفته و لئونور سرِی آن را در حالی که باردار بود فیلمبرداری کرد. پدرو آلمادوار کارگردان اسپانیایی مسئولیت هدایت هیات داورانی را بر عهده داشت که شامل مارن آده کارگردان آلمانی، جسیکا چستین بازیگر آمریکایی،‌ فن بینگ‌بینگ بازیگر چینی، اگنس جائویی فرانسوی، پارک چان-ووک کارگردان اهل کره جنوبی، ویل اسمیت ابرستاره آمریکایی، پائولو سورنتینو کارگردان ایتالیایی و گابریل یارد آهنگ‌ساز فرانسوی می‌شد. مجموع جوایز اهدا شده در روزهای اخیر جشنواره کن عبارتند از: فیپرشی رقابتی: «بی‌پی‌ام» نگاهی ویژه: «نزدیکی» (کانتمیر بالاگوف) دوهفته کارگردان‌ها: «کارخانه هیچ» (پدرو پینیو) هفته منتقدان جایزه بزرگ: «ماکالا» (امانوئل گراس) جایزه ویژنری: «گابریل و کوهستان» (فلیپه باربوسا) جایزه انجمن نویسندگان و آهنگسازان دراماتیک: «آوا» (لئا میسیوس) دوهفته کارگردان‌ها جایزه سینمای هنری: «رایدر» (کلویی ژائو) جایزه انجمن نویسندگان و آهنگسازان دراماتیک (مساوی): «عشق برای یک روز» (فیلیپ گارل) و «بگذار نور خورشید وارد شود» (کلر دنیس) لیبل اروپا سینماس: «A Ciambra» (جوناس کارپینیانو) نوعی نگاه جایزه نگاهی ویژه: «لرد»، محمد رسول اف بهترین کارگردان: تیلورشریدان، «رودخانه باد» جایزه هیات داوران: میشل فرانکو، «دختر آوریل» بهترین اجرا: جاسمین ترینکا، «فورچوناتا» جایزه شعر سینما: متیو آمالریک، «باربارا» دیگر جوایز دوربین طلایی: «Jeune Femme» (لئونور سری) نخل طلای فیلم‌های کوتاه: «Xiao Cheng Er Yue» (کیو یانگ) اشاره ویژه فیلم‌های کوتاه: «کاتو» (تپو آیراکسینن) جایزه مستند گلدن‌آی: «Faces Places» (اگنس واردا) جایزه هیات داوران سراسر جهان: «درخشندگی» (نائومی کاواسه) ]]> هنری Mon, 29 May 2017 04:13:56 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103250/ نخل طلای کن ۲۰۱۷ به سوئد رسید http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103245/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایسنا، مراسم اعطای جوایز هفتادمین دوره جشنواره فیلم کن با اجرای «مونیکا بلوچی» دقایقی پیش برگزار شد و هیأت داوران بخش رقابتی این رویداد سینمایی به ریاست «پدرو آلمادوار»، جایزه نخل طلای بهترین فیلم را به فیلم سوئدی «مربع» به کارگردانی «رابین اوستلوند» اعطا کرد. این فیلم سوئدی در حالی جایزه معتبر نخل طلا را از آن خود کرد که منتقدین در پیش‌بینی‌ها کمتر شانسی برای آن قائل بودند. اما جایزه بزرگ هیأت داوران که مهترین عنوان پس از نخل طلاست به فیلم فرانسوی و تحسین شده «۱۲۰ تپش در دقیقه» به کارگردانی «رابین کامپیلو» تعلق یافت، فیلمی که به عقیده بسیاری از کارشناسان شانس اول نخل طلا محسوب می‌شد. «سوفیا کاپولا» برای ساخت فیلم «فریب خورده» جایزه مهم بهترین کارگردانی را از هفتادمین جشنواره کن به خانه برد. «پائولو سورنتینو» کارگردان مطرح ایتالیایی و یکی از اعضای هیأت داوران با حضور روی سن جشنواره، جایزه بهترین بازیگر زن کن ۲۰۱۷ را به «دایان کروگر» برای بازی در فیلم «محو شدگی» ساخته «فاتح آکین» کارگردان آلمانی ترک‌تبار داد. «خواکین فنیکس» بازیگر آمریکایی نیز در حالی برای بازی در فیلم «تو واقعاً اینجا نبودی» به کارگردانی «لین رامسی» جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره را دریافت کرد، جایزه‌ای که سال پیش به شهاب حسینی برای فیلم «فروشنده» رسیده بود. فیلم «بی‌عشق» ساخته «آندری زیاگینسف» از روسیه که یکی از شانس‌های اصلی نخل طلای بهترین فیلم بود، در نهایت به جایزه هیأت داوران بسنده کرد. «پدرو آلمادوار» جایزه ویژه‌ای را که به مناسبت هفتادمین سالگرد برگزاری جشنواره کن در نظر گرفته شده بود به «نیکل کیدمن» اعطا کرد. «کیدمن» امسال در سه فیلم حاضر در جشنواره نقش‌آفرینی کرده بود. جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره کن که سال گذشته به اصغر فرهادی برای فیلم «فروشنده» رسیده بود، امسال به صورت مشترک به «یورگن لانتیموس» برای فیلم «کشتن آهوی مقدس» و «لین رامسی» برای فیلم «تو واقعا اینجا نبودی» رسید. «کریستین مونجیو» رئیس هیأت داوران بخش فیلم کوتاه و سینه فونداسیون کن نیز جایزه بهترین فیلم کوتاه این رویداد سینمایی را به فیلم چینی «یک شب آرام» ساخته «کی یانگ» اعطاء کرد. جایزه دوربین طلای کن که به بهترین فیلم اول جشنواره در بخش‌های گوناگون اختصاص می‌یابد به فیلم «زن جوان» به کارگردانی «لئونور سرالی» از فرانسه رسید. امسال «ساندرین کیبرلن» بازیگر فرانسوی رئیس هیأت داوران جایزه دوربین طلای جشنواره کن بود.   ]]> هنری Mon, 29 May 2017 03:35:35 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103245/ توضیح سازندگان «دیوار به دیوار» درباره دابسمش چاوشی http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103241/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایسنا؛ حمید رحیمی درباره‌ی مطالبی که درباره حمایت عوامل این سریال از دکتر حسن روحانی منتشر شده است، اظهار کرد: فضایی که در قسمت پایانی سریال ساخته شد، هیچ فضای حمایتی نبوده است. مگر می‌شود رنگ بنفش را حذف کنیم؛ فضای انتخاباتی تمام شده است و دیگر رنگ مطرح نیست، ما باید همه رنگ‌ها را داشته باشیم. او ادامه داد: چرا باید رنگ‌ها را جدا کنیم. ما سریالی را از هشت ماه پیش برای تولید آغاز کردیم و لزومی ندارد رنگ‌هایمان را جدا کنیم. ما فقط و فقط به سریال خودمان نگاه کردیم و کاری به جناح‌های سیاسی نداشتیم. این تهیه‌کننده درباره استفاده از صدای محسن چاوشی در قسمت پایانی این مجموعه، توضیح داد: ترانه‌ای که برای این سریال انتخاب کردیم از غزلیات مولاناست. به طور کلی عنوان سریال هم از غزلیات مولانا انتخاب شده است. در تیتراژ هم استفاده کردیم. استفاده ار این ترانه فقط و فقط به خاطر زیبایی موسیقی و فضای شادی است که داشت و با مجموعه هم متناسب بود. به نظرم این حاشیه‌ها یک بازی سیاسی است و این اصلا خوب نیست چرا که ما به واسطه زیبا بودن مفهوم موسیقی از آن استفاده کردیم. رحیمی سپس مطرح کرد: محسن چاوشی این شعر را تقدیم به هیچ کاندیدایی نکرده بود و این‌ها همه سوءتفاهم است. شعر ترانه‌ای که ایشان خوانده‌اند، متعلق به مولاناست. اینکه کسی طرف خودش بگیرد، کاملا اشتباه است. محسن چاوشی در پیام‌هایی که منتشر کرده بود این شعر را تقدیم به ملت ایران کرده بود. حال کاندیدایی این را به سمت خود کشیده است، به ما ربطی ندارد. او در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود با اشاره به اینکه «دیوار به دیوار» یکی از  پربیننده‌ترین سریال‌های تلویزیون بود، مطرح کرد: در این سریال خیلی ملایم حرف‌های خوبی زدیم و خوشبختانه سریالی بود که در آن حرف دل مردم را گفتیم. وقتی در قسمت آخر اذان گفتن درِ گوش نوزاد را به تصویر کشیدیم، اعتقادات و معنویاتی را نمایش دادیم که مسلما برای آن احترام قائل هستیم و به آن معتقدیم. به نظرم این سریال از اقبال عمومی خوبی برخوردار بود چرا که کار پاک و سالمی بود و مردم آن را دیدند. تهیه‌کننده «دیوار به دیوار» سپس درباره‌ی حمایت از کاندیدایی خاص در انتخابات گفت: در این مجموعه هیچ موقع فضایمان این نبود که بخواهیم از کاندیدایی طرفداری کنیم. خط قرمزی در مجموعه نداشتیم و تلویزیون خیلی خوب در این زمینه عمل کرد. ما به هیچ عنوان غیر از اینکه نقدهایمان مستقیم به خود مردم باشد به هیچ سازمانی نبوده است. این تهیه‌کننده این روزها مجموعه جدید «دلدادگی» را که یک کار تاریخی است برای تلویزیون می‌سازد. مجموعه «دیوار به‌ دیوار» در آخرین قسمت از پخش خود، در پایان‌بندی کلیپی با همراهی بازیگران این مجموعه پخش کرد که این بازیگران ترانه بیست‌ هزار آرزوی محسن چاوشی را به‌ صورت دابسمش اجرا کردند. پخش این دابسمش با اعتراض‌هایی همراه بود. ]]> هنری Sun, 28 May 2017 15:40:35 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103241/ در حاشیه هفتادمین جشنواره فیلم کن http://www.setarehnews.ir/fa/doc/gallery/103240/3/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایسنا؛ اهمیت این جشنواره باعث می شود خبرنگاران، عکاسان و نمایندگان رسانه‌های گروهی هم حضور چشمگیری داشته باشند و به تعبیری بعد از مسابقات المپیک، بیشترین تعداد تجمع خبرنگاران را شامل می‌شود (حدود 5 هزار نفر) با این تفاوت که المپیک هرچهار سال برگزار می‌شود، اما این جشنواره سالانه است.   هرچند فیلمسازان صاحب نامی چون میشائیل هانکه، سوفیا کاپولاو رومن پولانسکی حضور داشتند اما کارشناسان از نظر سطح آثار نمره قابل قبولی به این دوره نمی دهند. برای کشورمان هم در عدم حضور فیلمی در بخش اصلی، مهمترین اتفاق این دوره افتتاح جشنواره توسط اصغر فرهادی و نمایش آخرین ساخته عباس کیارستمی به مناسبت هفتاد سالگی کن بود. ضمن اینکه فیلم «لرد» ساخته محمد رسول اف هم موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم بخش نوعی نگاه شد.       ]]> هنری Sun, 28 May 2017 15:26:28 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/gallery/103240/3/