پایگاه خبری ستاره ها - آخرين عناوين سینما :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/art/cinema Mon, 29 May 2017 18:23:57 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Mon, 29 May 2017 18:23:57 GMT سینما 60 سینماها 14 و 15 خرداد تعطیل است http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103338/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری ایلنا: همزمان با تعطیل بودن همه فعالیت‌ها در سراسر کشور در نیمه خرداد؛ سینماها نیز تعطیل هستند.   غلامرضا فرجی (سخنگوی شورای صنفی نمایش) در گفتگو با ما با اشاره به تعطیلی سینماها در نیمه خرداد گفت: براساس تصمیم این شورا و تأیید وزارت ارشاد تمامی سینماهای سراسر کشور از ساعت ۹ صبح روز ۱۴ خرداد تا ساعت ۱۸ روز ۱۵ خرداد ماه به‌صورت کامل تعطیل هستند. وی ادامه داد: فعالیت سینماها از ساعت ۱۸ روز ۱۵ خرداد مجدد آغاز می‌شود. ]]> هنری Mon, 29 May 2017 13:45:04 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103338/ بهمن کیارستمی: می‌خواهند گردن فرانسه بیاندازند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103317/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری ایسنا: فرزند زنده‌یاد عباس کیارستمی با اشاره به اظهارات اخیر سخنگوی سازمان نظام پزشکی با بیان این مطلب به ما ادامه داد: ما بارها مطرح کردیم که هدف اصلی ما از پیگیری قانونی پرونده پزشکی پدرم در ایران،علت فوت نیست بلکه بررسی مراحل درمانی است که منجر به این اتفاق شده است. او در پاسخ به اینکه سخنگوی سازمان نظام پزشکی اذعان دارد که پرونده پزشکی فرانسه به دستشان نرسیده است،گفت: 9 ماه پیش این پرونده را به پزشک قانونی و یک کپی به نظام پزشکی دادیم و حتی تا آنجاییکه مطلع هستم، نسخه‌ای از این پرونده توسط سازمان نظام پزشکی ترجمه شده به آنها ارایه شده است. بهمن کیارستمی درباره‌ی آخرین جلسه‌ای که در کمیسیون پزشکی داشته‌اند، توضیح داد: هفته‌ی گذشته ما (من و وکیلم) در یک کمیسیون در نظام پزشکی شرکت کردیم که در آن تیم پزشکی بیمارستان «جم» هم بودند و به نظر می‌رسید این کمیسیون به دلیل اعتراض ما و دستور دادستان پرونده برای بررسی مجدد پرونده تشکیل شده اما متاسفانه زمان بسیار محدودی که در این کمیسیون به ما داده شد صرف جواب به سوالات اعضای کمیسیون درباره پرونده پزشکی فرانسه شد. او درباره‌ی جزییات بیشتر آن جلسه توضیح داد: در آن جلسه و کمیسیونی که چهارشنبه گذشته در پزشکی قانونی تشکیل شد بنا داشتیم با شرح جزئیات به دلائل اعتراض مان به کارشناسی قبلی همچون استناد به نظر خلاف واقع  پزشکان متهم ، به جای استناد به کارشناسان بی طرف بپردازیم اما این فرصت به ما داده نشد و سرانجام با بحث‌ و سوال درباره پرونده فرانسه، تمام زمان محدود جلسه را گرفتند. در پایان پرسیدیم آیا می‌توانیم بعد از نزدیک به یک سال انتظار انتشار گزارش کاملی را در این ارتباط داشته باشیم و جواب شنیدیم که چنین گزارش محرمانه خواهد بود و تنها به دادستان پرونده ارائه خواهد شد. بهمن کیارستمی در پایان گفت: ده ماه پیش ما خواستیم روند درمان در ایران بررسی شود اما دوباره به سه روزی که کیارستمی در فرانسه بستری بود پرداختند، در حالیکه ما بارها تاکید کردیم علت فوت سوال ما نیست و با توجه به این که نه سازمان نظام پزشکی و نه سازمان پزشکی قانونی مسئولیت یا وظیفه‌ای در قبال رسیدگی به پرونده های پزشکی خارج از ایران ندارند، درخواست ما بررسی روند درمان در ایران است. به نظرم با این اظهارات می‌خواهند مقدمات اعلام حکمی را فراهم کند که گفته‌اند قرار است در چند روز آینده صادر شود. رییس کل سازمان نظام پزشکی به تازگی آخرین وضعیت پرونده فوت عباس کیارستمی را تشریح کرده است. ]]> هنری Mon, 29 May 2017 10:52:21 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103317/ این زنان هالیوودی، گران‌ترین ماشین‌ها را دارند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103307/ به گزارش ستاره ها به نقل از برترین ها: ستاره بودن نه تنها شهرت، ثروت، سلامت و زیبایی به همراه دارد بلکه فرصتی را فراهم می کند تا گران ترین ماشین های جهان را سوار شوید. تنها مردان مشهور جهان نیستند که با ماشین های مدل بالایشان جاده ها را فتح می کنند، برخی از زنان هالیوودی نیز از داشتن لوکس ترین ماشین های جهان خوشحالند. در این مطلب ستاره هایی که سوار بر گران ترین ماشین های جهان اند را به شما معرفی می کنیم.     بیانسه     بیانسه خودرو رولز رویس 1959 خود را به ارزش 1000000 دلار خریده است.           نیکی میناژ     نیکی میناژ صاحب یک لامبورگینی صورتی به قیمت 400000 دلار است.             ریحانا     ماشین ریحانا هم درست مانند ماشین نیکی میناژ است، با این تفاوت که رنگی قرمز دارد.           کیم کارداشیان     فراری F430 کیم کارداشیان بیش از 180000 دلار ارزش دارد که تنها یکی از ماشین های لوکس کلکسیون اوست.           آدریانا لیما      این سوپر مدل سوار یک پورشه کاین S هیبریدی است.           بلک چاینا     بلک چاینا که یک مدت شایعه شده بود با راب کارداشیان در رابطه ای عاطفی به سر می برد، ماشینی بنتلی کانتیننتال سوار می شود.           هلی بری     مطمئنا هلی بری هم جزو افرادی است که ماشینی لوکس زیر پایش است. آستون مارتین V8 ونتیج از ماشین های مورد علاقه اوست.           پاریس هیلتون     پاریس هیلتون صاحب خودرو بنتلی کانتیننتال GT به ارزش 285000 دلار است. او رنگ صورتی این ماشین را برای خودش سفارش داده است.           لیدی گاگا     لیدی گاگا ماشین های زیادی دارد اما مک لارن اسپایدر MP4-12C یکی از ماشین های مورد علاقه اوست که قیمتی حدود 550000 دلار دارد.            مایلی سایرس     مایلی سایرس یک مازراتی کواتروپورته داشت که متاسفانه مدت کوتاهی پس از خرید، دزدیده شد.            سلن دیون     سلن دیون صاحب یک میباخ  62 به قیمت 500000 دلار است.           نیکول شرزینگر     ماشین این خواننده مشهور بنتلی کانتیننتال GT به ارزش 112000 دلار است.           گوئن استفانی     گوئن استفانی یک ماشین رولز رویس رایت آبی دارد که قیمت آن از 300000 دلار آغاز می شود.             کایلی جنر     کایلی جنر یک فراری 458 ایتالیا به قیمت 320000 دلار دارد که هدیه ای از طرف نامزدش تایگا برای جشن تولد 18 سالگی او بود.           جنیفر لوپز     ماشین بنتلی کانتیننتال GTC جنیفر  لوپز ارزش بیش از 200000 دلار دارد.           بریتنی اسپیرز     بریتنی اسپیرز دوست دارد که با مازراتی به این طرف و آن طرف برود.   ]]> هنری Mon, 29 May 2017 09:55:53 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103307/ علت اصلی مرگ کیارستمی؛ تزریق دارو با دوز بالا http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103296/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری فارس: رئیس سازمان نظام پزشکی با اشاره به اخرین جزئیات پرونده مرحوم کیارستمی گفت: علت اصلی مرگ ایشان در فرانسه خونریزی حاد تحت پرده مغزی به دلیل تزریق داروی هپارین با دوز بالا بوده است.   علیرضا زالی در نشست خبری در مورد آخرین جزئیات فوت مرحوم کیارستمی گفت: علت اصلی مرگ ایشان در فرانسه خونریزی حاد تحت پرده مغزی به دلیل تزریق داروی هپارین با دوز بالا بوده است به طوری که روزانه ۲۴ هزار واحد هپارین به ایشان تزریق شده است. وی افزود: حکم پرونده ایشان در ایران قطعی نیست، ولی صادر شده و طی همین روز‌ها اعلام می‌شود، ولی در فرانسه گفته اند که درمان را به دلیل آمبولی ریه آغاز کرده اند در حالی که در ایران دو روز قبل آمبولی ریه رد شده بود. ]]> هنری Mon, 29 May 2017 08:37:34 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103296/ شگفتی‌های اختتامیه جشنواره کن ۲۰۱۷ / تصاویر http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103291/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری مهر: به گزارش گاردین، همه جوایز کن شب پیش برندگان خود را شناختند و کارگردان سوئدی با طنزی درباره هنر جهانی جایزه اصلی کن را به خانه برد. چه اتفاقی برای نتفلیکس افتاد؟ نتفلیکس در این دوره از جشنواره کن حسابی سروصدا کرد و چند روزی بیشتر خبرها را به خود اختصاص داد با این حال با دست خالی جشنواره را ترک کرد و نه «اوکجا» و نه «داستان‌های میروویتس» جایزه مهمی دریافت نکردند. شاید دلیل اصلی این امر این بود که پدرو آلمادوار رییس هیات داوران این دوره جشنواره از همان کنفرانس مطبوعاتی روز اول به حضور این غول آنلاین در جشنواره معترض بود. به هر حال بودن یا نبودن نتفلیکس در جشنواره دوره بعد می‌تواند جالب باشد، چون قوانین جدید برای سال ۲۰۱۸ وضع شده که حضور این کمپانی بزرگ را با محدودیت بیشتری روبه‌رو می سازد.       یک شادی تمام عیار، یک بازیگر پرکار نکته جالب دیگر در این دوره برنده شدن «میدان» (یا شاید «مریع») در این مراسم بود. در حالی که کارگردان سوئدی شادی خود را به تمامی روی صحنه ابراز کرد، الیزابت ماس بازیگر این فیلم سالی شلوغ را پشت سر گذاشت. او اکنون بازیگر سریال «داستان ندیمه» است و در این حال در سریال دیگری با عنوان ‌«بالای دریا» نیز بازی کرده که اواخر امسال روی آنتن می رود. ویل اسمیت و عشقش به «قمر مشتری» ویل اسمیت بازیگر مشهور هالیوودی که امسال برای نخستین بار از اعضای گروه داوری جشنواره کن بود، از ستاره‌های جشنواره بود. او گفت واقعا عاشق فیلم «قمر مشتری» شده که ساخته کورنل موندروزکو و فیلمی فانتزی درباره پناهنده‌ای است که می‌تواند پرواز کند. اسمیت گفت: فکر می‌کنم این فیلم فوق‌العاده بود. می‌توانم آن را بارها و بارها ببینم. او در پاسخ به این سوال که چرا این فیلم برنده نشد گفت: دموکراسی همین است دیگر!   رکوردی برای سوفیا کاپولا شکست سوفیا کاپولا یا لین رمزی برای بردن جایزه اصلی به این معنی است که تاکنون جین کمپیون همچنان تنها زنی است که موفق شده نخل طلا را در هفتاد دوره این جشنواره از آن خود کند. با این حال سوفیا کاپولا در حالی جایزه کارگردانی را برد که نام خود را به عنوان دومین زن کارگردان برنده در این بخش، در تاریخ این جشنواره ثبت کرد. اظهارنظرهای آنلاین با معرفی فیلم «میدان» به عنوان برنده نخل طلا موجی از اظهارنظرها در فضای مجازی به راه افتاد اما بیشتر این نظرات با پذیرش این انتخاب همراه بود. هر چند خیلی‌ها هم ضمن تایید فیلم معتقد بودند فیلم می‌توانست کمی بیشتر تدوین شود چراکه این فیلم ۲ ساعت و۲۰ دقیقه است. پیتر بردشاو منتقد گاردین درباره این فیلم نوشته است: اوستلوند شاید از روی اندرسون یا شاید از لارس فون‌تریه الهام گرفته باشد. کمی از روح بونوئل را هم می‌توان در این اثر دید. اما اوستلوند در اصل امضای خودش را پای این اثر گذاشته است. این فیلم یک اثر سینمایی حسابی است.   کیدمن برنده بزرگ امسال نیکول کیدمن که امسال با سه فیلم سینمایی و یک سریال در جشنواره فیلم کن حضور داشت، پیش از رسیدن به روز اختتامیه راهی آمریکا شد و در این مراسم ویل اسمیت به نمایندگی از وی جایزه‌اش را که با عنوان جایزه هفتادمین سال کن نامیده شد، دریافت کرد. او با شوخی و طنز این جایزه را گرفت. یک سورپرایز بزرگ: اهدای جایزه فیلمنامه به دو فیلم هنگام اعلام نام برنده جایزه فیلمنامه (که سال پیش به اصغر فرهادی رسید) پدرو آلمادوار اعلام کرد این از شگفتی‌های امسال است که دو فیلم با هم به عنوان برنده جایزه فیلمنامه انتخاب شده‌اند. «کشتن یک گوزن مقدس» نوشته یورگوس لانتیموس و افیتیمیس فیلیپو و «تو هرگز واقعا اینجا نبودی» ساخته لین رمزی به صورت مشترک این جایزه را دریافت کردند.        سخنان افتتاحیه مراسم مراسم دیشب با سخنان مونیکا بلوچی آغاز شد. او فهرست بسیار بلندی از کارگردان‌های محبوب کن را در طول هفتاد سال برگزاری اش اعلام کرد. ]]> هنری Mon, 29 May 2017 08:13:51 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103291/ «من و فرشته» چهل درصد جان گرفت/ مذاکره با ارگان‌های دولتی http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103286/ به گزارش ستاره ها به نقل از مهر؛ محمدحسین صادقی تهیه کننده آثار انیمیشن درباره آخرین وضعیت ساخت انیمیشن سینمایی «من و فرشته» به کارگردانی عباس عسگری گفت: در حال حاضر مشغول کارهای انیمیت این انیمیشن بلند سینمایی هستیم و تاکنون ۴۰ درصد از کارهای تولید به پایان رسیده است. وی افزود: ما مشغول مذاکره با ۲ ارگان دولتی برای مشارکت در ساخت «من و فرشته» هستیم که هنوز این موضوع به قطعیت نرسیده است اما در تلاشیم تا با جذب سرمایه بیشتر بتوانیم با کیفیت بالاتری کار کنیم. صادقی عنوان کرد: هرچند این پروژه در کرمان تولید می شود و در این منطقه نیروهای متخصص کمی وجود دارد و ما هم مشکل مالی داریم، اما سعی می کنیم فیلمی با کیفیت خوب ارایه دهیم. این تهیه کننده اظهار کرد: ما همزمان با چند گروه دوبلور و آهنگساز برای «من و فرشته» صحبت کرده ایم اما هنوز با آنها قرارداد نبسته ایم. صادقی در پایان گفت: ما در حال حاضر مشغول بررسی سه طرح دیگر برای ساخت انیمیشن بلند سینمایی بعدیمان هستیم، فیلم بعدی ما هم حتما در حوزه کودک تولید می شود زیرا این حوزه نیاز دارد که رشد کند. «من و فرشته» یک اثر طنز و مفرح برای مخاطبان کودک و نوجوان است. عکس کنار خبر مربوط به مرحله طراحی کاراکترها است. ]]> هنری Mon, 29 May 2017 07:40:54 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103286/ برنامه مرور بر فیلم‌های اولیه عباس کیارستمی در بریتانیا http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103280/ به گزارش ستاره ها به نقل از  خبرگزاری مهر ، سینما کلوزآپ در لندن از ۵ تا ۱۹ ماه ژوئن (۱۵ تا ۲۹ خردادماه) در برنامه‌ای با عنوان «کیارستمی: سال‌های آغازین» مجموعه آثار اولیه عباس کیارستمی را نمایش می‌دهد که بین سال‌های ۱۳۴۹ تا ۱۳۶۷ ساخته شده اند. این یکی از معدود برنامه‌های مرور بر آثار کم‌تر دیده شده کیارستمی است. به نقل از بی بی سی، در این برنامه که با پشتیبانی شورای فرهنگی بریتانیا برگزار می‌شود، ۱۴ فیلم از آثار اولیه عباس کیارستمی، از اولین فیلم او «نان و کوچه»، تا «مشق شب» به نمایش درخواهند آمد. این برنامه شامل اولین فیلم بلند داستانی کیارستمی، «مسافر»، فیلم کلیدی «گزارش» و بیش‌تر آثار کوتاه این فیلمساز هم خواهد بود. این فیلم‌ها توسط احسان‌ خوش‌بخت منتقد سینما، انتخاب شده‌اند. کتابچه‌ای به زبان انگلیسی در مورد این فیلم‌ها به عنوان راهنما و مکمل برنامه‌های نمایش فیلم منتشر خواهد شد. این کتابچه شامل نقدها و نوشته‌هایی از منتقدان سینمایی درباره فیلم‌های اولیه کیارستمی می‌شود. دیمین سَنویل مدیر سینما کلوزآپ در شرق لندن می‌گوید که نام این سینما به خاطر عشق به فیلمی به همین نام ساخته عباس کیارستمی انتخاب شده است. سینما کلوزآپ در حال حاضر یکی از مهم‌ترین سینماهای هنری لندن است که به نمایش فیلم‌های تجربی، آوانگارد و کلاسیک اختصاص دارد و هزاران بلو-ری، دی وی دی و کتاب سینمایی در مجموعه‌اش نگهداری می‌کند. شورای فرهنگی بریتانیا گفته که برنامه معرفی سینمای کیارستمی محدود به سینما کلوزآپ و لندن نخواهد بود و در ادامه، بعضی از فیلم‌های این برنامه در شهرهای دیگر بریتانیا مانند کمبریج و ادینبورگ (ادینبرو) نمایش داده خواهند شد. دوشنبه همین هفته در سینما آرتس پیکچرهاس در شهر کمبریج فیلم «مسافر» به عنوان بخشی از برنامه «کیارستمی: سال‌های آغازین» نمایش داده می‌شود. این فیلم، داستان نوجوانی است که برای تماشای یک بازی فوتبال می‌خواهد به هر قیمتی که شده خودش را از ملایر به تهران برساند. او برای رسیدن به هدفش از هیچ چیز (شامل دروغ گفتن، کلک زدن و تقلب کردن) فروگذار نمی‌کند و باید برای این سماجت بهایی سنگین بپردازد. بعضی منتقدان این فیلم را یکی از کامل‌ترین «فیلم‌های اول» سینما می‌دانند، فیلمی که به درستی از دل آثار کوتاه کیارستمی متولد شده و بسیاری از مولفه‌های آشنای سینمای او را به شکلی درخشان در خود دارد. از فیلم‌های کم‌تر دیده شده این برنامه، «تجربه» است که امیر نادری کارگردان ایرانی همراه کیارستمی فیلمنامه آن را نوشته‌اند. در کاتالوگ برنامه، رامین صادق خانجانی منتقد سینما، این فیلم را «یکی از معدود تجربیات موفق در سینمای ایران در ترسیم عشق دوران نوجوانی» خوانده است: «[تجربه] فیلم شاعرانه‌ای است با سبکی متفاوت از آثار شناخته شده کیارستمی. این فیلم با سودجستن از غنای تصویری و استفاده محدود از گفتگو، تنهایی قهرمان فیلم و تمنای عشق او را به منزله راه ورود به جهان بزرگسالی به شیوایی به تصویر می‌کشد.» این مرور بر آثار، شامل فیلم «گزارش» نیز می‌شود، داستان فروپاشی یک ازدواج، به تهیه‌کنندگی بهمن فرمان‌آرا و با شرکت شهره آغداشلو و کوروش افشارپناه که یکی از معدود فیلم‌های ایرانی ساخته شده و نمایش داده شده در سال ۱۳۵۶ بود. کاتالوگ برنامه «کیارستمی: سال‌های آغازین» در یادداشتی به قلم نیما حسنی‌نسب می‌نویسد: «گزارش» کیارستمی از مهم‌ترین اسناد تصویری تاریخ سینمای ایران درباره زیست اجتماعی و فردی و خانوادگی و تحولات بنیادین سبک زندگی طبقه متوسط در نیمه دوم دهه ۱۳۵۰ است که از لابه‌لای تصاویر و موقعیت‌هایش حتی می‌شود بخشی از دلایل و ریشه‌های وقوع انقلاب اسلامی را جست‌وجو و تحلیل کرد. تصویر و تحلیل فیلم از تقابل وضعیت زندگی طبقه متوسط شهری در هیاهوی پروپاگاندای رونق سریع حاصل از فروش نفت و رضایت‌مندی بی‌ریشه متعاقب آن تکان‌دهنده است و حس پیشگویانه و آینده‌نگری فیلم هنوز در میان آثار اجتماعی سینمای ایران مثال‌زدنی است... اصغر فرهادی بارها بر تاثیر کیارستمی بر آثارش و مشخصاً فیلم «گزارش» اشاره کرده و می‌گوید موقع نوشتن فیلمنامه «چهارشنبه‌سوری» بارها این فیلم را دیده و به آن رجوع کرده است. علاوه بر نمایش فیلم‌های اولیه کیارستمی، مستند سیف‌الله صمدیان درباره او با نام «۷۶ دقیقه و ۱۵ ثانیه با عباس کیارستمی» و فیلم کوتاه «مرا به خانه ببر» که خود کیارستمی در ماه‌های آخر حیات اش ساخت، نمایش داده خواهد شد. این در حالی است که یکی دیگر از پروژه‌های متأخر کیارستمی به نام «۲۴ فریم» که پس از درگذشت‌اش کامل شده در فستیوال فیلم کن به نمایش درآمد و با نقدهای بسیار مثبتی در نشریه‌های سینمایی روبرو شد. در طی فستیوال کن بود که اعلام شد کمپانی فرانسوی MK۲ حقوق تمام فیلم‌های اولیه کیارستمی را از کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان خریداری کرده و به زودی کار مرمت آن‌ها را آغاز خواهد کرد. با در نظر گرفتن این که MK۲ پیش از این حقوق فیلم‌های متأخر کیارستمی را داشت، اکنون حقوق پخش جهانی تقریباً تمام آثار عباس کیارستمی متعلق به این شرکت فرانسوی است. ]]> هنری Mon, 29 May 2017 06:57:15 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103280/ فیلم «ویلایی ها»؛ همیشه مرد‌ها قهرمان نیستند! http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103260/ به گزارش ستارهها به نقل از هفته نامه چلچراغ : «ویلایی‌ها» اولین ساخته منیر قیدی، به تازگی در میان انبوهی از فیلم‌های اکران دوم نوروزی قرار گرفته است. فیلمی که قرار است مرهمی برای مهجور ماندن زن‌ها در ژانر دفاع مقدس باشد. حکایت ساخت فیلم ویلایی‌ها از سال‌هایی آغاز می‌شود که سینما مضمون جنگ را بدون حضور زن‌ها کلید زد و فیلم‌هایی از جنس قهرمان‌های سنگر و میدان نبرد ساخته شدند. زن‌ها در این فیلم‌ها در سکانس ابتدایی فیلم، همسر یا فرزندانشان را از زیر قرآن رد می‌کردند، پشت پای آن‌ها آب می‌ریختند و در پایان بر سر مزار او می‌نشستند و زار زار گریه می‌کردند.           حضور منفعل و خنثی زن‌ها در ژانر دفاع مقدس حتی به سریال‌ها و فیلم‌های کوتاه هم سرایت پیدا کرد و با این وجود هیچ فیلم‌سازی از مفهوم جسارت برای واکاوی محدودیت زن‌ها در این نوع آثار بهره نبرد. شاید سیاست‌های مبهم دولت‌های مختلف بر سینما و محدودیت سینما دلیل اصلی فاصله گرفتن سینمای دفاع مقدس برای خلق قهرمان‌های تازه و بی‌بدیل در این ژانر شده بود و اهمیت این موضوع را برای سینماگرها به خط قرمز تبدیل کرده بود. با شرایط رو به بهبود سینمای ایران در دولت یازدهم اما این اتفاق بالاخره توسط یک سینماگر زن جوان (منیر قیدی) اتفاق افتاد. با نگاه به این موضوع و مهجور ماندن زن‌ها در سینمای دفاع مقدس به سراغ فیلم «ویلایی‌ها» رفتیم و پای صحبت‌های منیر قیدی کارگردان و پریناز ایزدیار، بازیگر اصلی فیلم نشستیم.   گفت‌وگو با منیر قیدی، کارگردان فیلم «ویلایی‌ها»      سینمای دفاع مقدس همواره در این سال‌ها با ساختار و پرداخت متفاوتی از سوی فیلم‌سازان مواجه بوده است. شاید تنها وجه اشتراک فیلم‌هایی هم که در این حوزه ساخته شدند، نادیده گرفتن و مهجور ماندن حضور زن‌ها طی هشت سال دفاع مقدس است. این موضوع نه‌چندان با اهمیت در سینمای جنگ، اما امروز زمینه‌ساز و بستر اصلی فیلم «ویلایی‌ها»، اولین ساخته شما شده است. چطور این موضوع فراموش‌شده برای شما قابل اهمیت شد و این تم را، به‌عنوان اولین تجربه فیلم‌سازی‌تان انتخاب کردید؟     من از طریق یکی از دوستانم که خودش بازمانده جنگ بود، با این موقعیت و آن مجتمع فیلم که واقعی است، آشنا شدم. این موضوع این‌قدر برایم جذاب و قابل اهمیت بود که چند سال مجبور شدم به‌خاطر ساخته نشدن آن صبوری کنم. این فیلم بخش نادیده‌ای از هشت سال دوران دفاع مقدس است و به نظرم تمام جذابیتش، اهمیت حضور زن‌ها در این برهه زمانی است.     فکر می‌کنید چرا این نوع زن‌ها در سینمای ما نادیده گرفته شدند؟     متاسفانه یک مسئله ابدی و ازلی در مملکت ماست که الزاما مختص به آن دوران نیست. چون بی‌توجهی به حقوق زن‌ها در جامعه امروز هم وجود دارد. مثلا جشنواره فیلم فجر ما که با شعار انقلاب برگزار می‌شود و در دهه فجر اتفاق می‌افتد، به‌راحتی از کنار این فیلم می‌گذرد و موضوع آن را نادیده می‌گیرد. اما نادیده گرفتن این فیلم در این جشنواره، نادیده گرفتن قیدی نیست، نادیده گرفتن همسران و مادران شهداست. جالب این‌که یکی از داوران محترم مصاحبه می‌کنند و می‌گویند ما نمی خواستیم افتخار جایزه دادن به ویلایی‌ها را از خودمان دریغ کنیم. داور محترم افتخار واقعی از آنِ شیر زنان این سرزمین است که 8 سال قهرمانانه دوشادوش مردان شان ایستادند و همواره در طول این سال‌ها نادیده گرفته شدند. شما نمی توانید با یک سیمرغ… آن را از آن خود کنید.           کاراکترهایی که در این فیلم خلق شدند، اغلب فرمانده و همسر شهدا هستند و برای اولین بار است که مخاطب با قهرمان‌های زن این‌چنینی مواجه می‌شود. خلق این کاراکترها چگونه شکل گرفت؟     طی تحقیق‌ها و پژوهش‌هایی که برای ساخت این فیلم داشتیم، ما یک‌سری خاطره و مصاحبه از زن‌های آن دوران جمع‌آوری کردیم که یکی دو تا از شخصیت‌های فیلم از دل همان تحقیقات بیرون آمدند و خلق شدند. مثلا شخصیت فرمانده (پریناز ایزدیار) که از ابتدا در فیلمنامه وجود داشت، مابه‌ازای بیرونی داشت، ولی شخصیت عزیز (ثریا قاسمی) و سیما (طناز طباطبایی) ساخته و پرداخته ذهن خودم بود و اصلا حضور واقعی در آن مجتمع نداشتند. ما این دو شخصیت را خلق کردیم تا بتوانیم یک کنشی را در داستان به وجود بیاوریم و فضای کار را از یکدستی خارج کنیم. چون تمام زن‌هایی که در فیلم وجود داشتند، دارای عقاید همراه و همگون بودند و خیلی تفکر و ایدئولوژی متفاوتی نداشتند. به نظرم شما وقتی فیلم می‌سازید، نمی‌توانید خیلی به واقعیت‌ها پای‌بند باشید، چون ممکن است آن واقعیت خیلی دراماتیک نباشد..     شنیدم چند بار فیلمنامه از سوی ارشاد رد شده است. دلیل مخالفت ارشاد با این فیلم چه بود؟     ما از سوی ارگان‌های مربوطه با مخالفت رو به رو شدیم. آن‌ها موضوع این فیلمنامه را غیردراماتیک می‌پنداشت و معتقد بود تا زمانی که او مسئولیت ارشاد را به عهده دارد، اجازه ساخت این فیلم را نخواهند داد. آن آقا معتقد بودند که این فیلم بار منفی دارد و خانم‌ها در آن زیاد منفعل هستند. متاسفانه در آن دوران هیچ‌یک از ارگان‌هایی که می‌خواستند حامی مالی پروژه ما باشند، کاری انجام ندادند و ما تا دولت یازدهم برای ساخت این فیلم صبر کردیم و درنهایت با کمک فارابی و آقای تابش موفق به ساخت این فیلم شدیم.     شما خودتان بچه زمان جنگ هستید، از آن دوران چه تصویری یادتان است؟     فکر می‌کنم تمام کسانی که در آن دوران زندگی کردند و متولد شدند، مهم‌ترین دوره زندگی‌شان، دهه 60 و زمان جنگ بوده است. خاطرات آن دوران خیلی پررنگ‌تر از بقیه سال‌های زندگی آدم است. بخش زیادی از این فیلم بر اساس خاطرات آن دوران شکل گرفته است و این موضوع به رئال شدن فضای کار خیلی کمک کرد.     یکی از نکات بالقوه فیلم به تصویر کشیدن احساسات زنانه فیلم به اقتضای سن شخصیت‌هاست. چطور خودتان توانستید این احساسات مختلف شخصیت‌ها را درک کنید و آن‌ها را به مخاطب انتقال دهید؟     یکی از اتفاقاتی که اصولا در حین کار برای من می‌افتد، این است که من تا زمانی که مابه‌ازای بیرونی برای شخصیت‌هایم نداشته باشم، نمی‌توانم آن‌ها را خلق کنم. در این فیلم هم تقریبا سعی شده برای تمام کاراکترهای فیلم یک مابه‌ازای بیرونی وجود داشته باشد. فکر می‌کنم یکی از ویژگی‌های اصلی فیلم هم همین بود و ما کاراکترها را بر اساس شخصیت‌هایی واقعی که از آن‌ها الگو گرفته بودیم و در خاطرات باقی مانده بود، خلق کردیم. تمام سعی‌مان هم این بود که همه چیز این فیلم به زندگی واقعی شباهت داشته باشد. حتی دیالوگ‌هایی که احساس می‌کردیم ممکن است به شکل دیالوگ صرف گفته ‌شود، بلافاصله حذفشان می‌کردیم.     با توجه به این‌که تمام کاراکترهای فیلم زن هستند و مردها حضور کوتاهی نیز در آن دارند، اما احساس می‌کنم همان حضور اندک مردها در فیلم، الکن و غیرقابل باور درآمده است و شاید اگر دو شخصیت الیاس (علی شادمان) و آقای خیری (صابر ابر) در این فیلم وجود نداشتند، مسیر فیلم مستقیم و سرراست‌تر درمی‌آمد…     فکر می‌کنم شخصیت الیاس شامل این موضوع نباشد و مخاطب با این شخصیت ارتباط برقرار می‌کند. اما با توجه به این‌که شما دومین نفری هستید که نسبت به حضور آقای خیری در فیلمنامه انتقاد دارید، من موافق حضور او در این فیلم هستم. من همه کارهای صابر ابر را دوست دارم و به نظرم حضور در این فیلم، هم به‌اندازه و هم درست است.   شاید چیزی که پس ذهنم من بود و ناخودآگاه تاثیرش را در فیلم گذاشت، باعث شده است که برخی از مخاطب‌ها نسبت به کاراکترهای مرد فیلم چنین برداشتی داشته باشند. چون من همیشه معتقدم بخش عمده‌ای از فیلم وام‌دار کاراکتر خود کارگردان است و همیشه یک چیزی از کارگردان خیلی ناخواسته و بدون انگیزه قبلی در فیلم جاری می‌شود. من همواره در طول نگارش فیلمنامه دوست داشتم که مردها و رزمنده‌ها را نبینیم و تماشاگر فقط یک تصور ذهنی نسبت به آن‌ها داشته باشد، اما روند ساخت فیلم به گونه‌ای پیش رفت که عدم حضور آقای خیری در داستان اجتناب‌ناپذیر بود. برای همین مجبور شدیم این شخصیت را وارد فیلم کنیم.           پرسوناژ بسیار متفاوت فیلم که بار اصلی داستان را به دوش می‌کشد، شخصیت فرمانده یا همان خانم خیری است. فرمانده جدا از مقام، مسئولیت و جذبه‌ای که دارد، اما گاه همانند همه انسان‌ها دچار اشتباه می‌شود و از حالت خوب بودن مطلق درمی‌آید. حتی می‌بینیم از این‌که خبر شهادت شوهر زن دیگری را به جای خبر شهادت همسر او آورده‌اند، به شکل پنهانی خوشحالی می‌کند. خودتان چطور به این شخصیت رسیدید و نقاط مثبت و منفی او را در فیلمنامه لحاظ کردید؟     نکته قوت شخصیت خانم خیری در همین خاکستری بودنش است. اگر ما این شخصیت را مثبت مطلق خلق می‌کردیم، مسلما این فیلم هم شبیه فیلم‌های دفاع مقدسی دیگر درمی‌آمد و مخاطب از تماشای آن خسته می‌شد. اگر من فقط به ویژگی‌های مثبت این شخصیت می‌پرداختم، تبدیل به کاراکتر نمی‌شد و مخاطب در همان 10 دقیقه اول فیلم، آن را پس می‌زد.     در این فیلم از ترکیب متفاوت بازیگران سینما و تئاتر استفاده کردید که در رأس آن‌ها پریناز ایزدیار، ثریا قاسمی و طناز طباطبایی قرار دارند. چطور به این بازیگرها رسیدید؟     ما از ابتدا قصدمان استفاده از بازیگران سینما برای ایفای نقش‌های اصلی فیلم نبود و به‌تدریج بازیگران سینما برایمان اولویت پیدا کردند. از سوی دیگر، طبیعتا استفاده از نابازیگر هم با توجه به بودجه و زمان اندکی که ما داشتیم، در این کار امکان‌ناپذیر بود. شاید اگر برای این فیلم از نابازیگر استفاده می‌کردیم، کل فیلم جور دیگری درمی‌آمد و شاید بهتر یا بدتر می‌شد. اما ما کاملا از انتخاب بازیگرهایمان راضی بودیم و به نظرمان بهترین انتخاب‌ها بودند.     از تجربه همکاری با ثریا قاسمی به‌عنوان بازیگر پیش‌کسوت این کار بگویید.     خانم قاسمی برگ برنده این کار بود و بسیار خالصانه با ما همراه شد. او بدون هیچ نوع انرژی منفی و مخالفتی خودش را در اختیار کار قرار داد و خیلی خوب به درک نقشش رسید. وقتی ما سر صحنه با او کار می‌کردیم، تفاوت سلیقه‌ای آن‌چنانی با هم نداشتیم و در چند جلسه‌ اول فیلم با هم به توافق رسیده بودیم. فکر می‌کنم بخشی از همراهی خالصانه او، به همان تربیت بازیگری در همان سینمای گذشته برمی‌گردد، چون الان واقعا بازیگرها به این شکل نیستند.     فیلم «ویلایی‌ها» با این شعار که فیلم را به همراه خانواده در سینما ببینید، اکران شده است. فکر می‌کنید در شرایط فعلی اکران و نمایش فیلم‌هایی مثل «نهنگ عنبر» که با فروش یک روزه خود رکورد تاریخ سینمای ایران را می‌شکند، خانواده‌ها برای تماشای این فیلم تمایلی از خودشان نشان بدهند؟     زمانی که ما این فیلم را می‌ساختیم، می‌دانستیم که به اندازه فیلم‌های کمدی و بفروش سینمای ایران مخاطب نخواهیم داشت. ضمن این‌که مخاطب این فیلم با یک کارگردان جدید مواجه است که هیچ ذهنیتی نسبت به او ندارد. تماشاگر الان با یک بسته سربسته‌ مواجه است که کارگردانش را نمی‌شناسد و به نظرش موضوع فیلم هم موضوع خسته‌کننده‌ای به نظر می‌رسد. اما با همه این تفاسیر، من نسبت به وضعیت اکران این فیلم راضی هستم و خدا را شکر می‌کنم که نسل جوان هم توانستند با این فیلم ارتباط برقرار کنند؛ این برای من خیلی باارزش است.     ارتباط مردها با این فیلم چگونه بوده است؟     خیلی خوب، حتی بعضی مردها آن‌قدر تحت تاثیر فیلم قرار گرفته بودند که بغض در چشم انشان جاری شده بود. یکی از آن‌ها چند روز پیش عکسی از دستش را برای من فرستاده بود که آن‌قدر در حین تماشای فیلم عصبانی شده بود و استرس داشت که تمام گوشه‌های دستش را کنده بود و زخم شده بود. خوش‌بختانه مردها با این فیلم نامهربان نبودند.   گفت‌وگو با پریناز ایزدیار، بازیگر فیلم «ویلایی‌ها»      اولین بار قبل از دیده شدنش در سینما، برای سریال «شهرزاد» و زمان بازی در فیلم «ابد و یک روز»، با هم گفت‌وگو داشتیم. مثل یک بازیگر پخته و میان‌سال و البته باهوش درباره مسیر بازیگری‌‌اش حرف می‌زد و هم‌چنان خودش را مدیون انتخاب حسن فتحی در سریال «زمانه» می‌دانست… پریناز ایزدیار یکی از بازیگران موفق این روزهای سینمای ایران است که شاید هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد که بازیگر نقش کوتاه و فرعی فیلم «ورود آقایان ممنوع»، امروز به یکی از پرکارترین و مهم‌ترین بازیگران زن جوان سینمای ایران بدل شود. یکی از نکات جالب توجه و بارز شخصیتی او که در کارش هم تاثیر گذاشته است، بی‌اعتنایی و مغرور نشدن به همین موقعیت کنونی بازیگری‌اش است. این را از همان لحن و شیوه برخوردی که در این مصاحبه همانند گفت‌وگوی دو سال قبل چلچراغ داشت، متوجه شدم.   تجربه حضور در «ویلایی‌ها» بعد از دریافت سیمرغ جشنواره فیلم فجر برای شما اتفاق افتاد؛ یک نقش بسیار متفاوت و ارزشی که کمتر در سینمای ایران شاهد چنین کاراکتری بودیم. این نقش چگونه سراغ شما آمد؟ چندان دقیق نمی‌دانم ابتدا پیشنهاد حضور من در این فیلم، از جانب چه کسی مطرح شد. فقط می‌دانم که خود خانم قیدی تمایل داشتند من نقش فرمانده را بازی کنم. دستیار خانم قیدی با من تماس گرفتند و بعد از خواندن فیلمنامه یک قرار حضوری گذاشتیم و خیلی زود به توافق و نتیجه رسیدیم. به نظرم فضای فیلمنامه این‌قدر متفاوت و عجیب بود که وقتی آن را می‌خواندی، می‌ترسیدی از این‌که چگونه قرار است ساخته شود. «ویلایی‌ها» فیلم بسیار سختی بود، ولی به نظرم ارزش بازی کردن را داشت. وقتی فیلمنامه را می‌خواندید، مواجهه‌تان با کاراکتر فرمانده به چه شکل بود؟ از سخت بودن این نقش نگران نبودید؟ خیلی وقت بود که دلم می‌خواست در فیلمی مرتبط با ژانر دفاع مقدس بازی کنم؛ اما یا قسمت نمی‌شد یا پیشنهادها دل‌چسب نبودند. وقتی فیلمنامه این کار خواندم، از همان ابتدا نقش را دوست داشتم، اما زیاد با واژه «فرمانده» بودنش موافق نبودم. چون خیری به جنوب نرفته بود که فرمانده باشد، آن‌جا رفته بود تا هر کاری از دستش برمی‌آید، انجام دهد. من میزان زنانگی را که در ژانر این فیلم وجود داشت، خیلی دوست داشتم… زمانی که قرار برای بازی در این فیلم گذاشتید، با اتکا به فیلمنامه، چند درصد از شخصیت فرمانده را شناختید؟ من با هر کاراکتر و نقشی مثل یک کتاب یا فیلم برخورد می‌کنم و اولین چیزی که زمان خواندن فیلمنامه برایم مهم است، میزان ارتباطم با نقش است. من خیلی دنبال مابه‌ازای بیرونی نقش‌ها نمی‌گردم و بیشتر ارتباط درونی و حسی‌ام با نقش مهم است. در مورد خانم خیری هم این اتفاق برای من افتاد. قطعا من سختی‌ها و عشقی را که این نقش در زندگی داشت، به آن شکل تجربه نکرده بودم، ولی به‌عنوان یک زن و یک انسان سعی کردم موقعیت او را درک کنم. به نظرم خانم خیری یک زن محکم بود و من بیشتر از هر چیزی سعی کردم آن لحظه و موقعیتی را که او در آن قرار می‌گیرد، درست بازی کنم؛ چه آن لحظه‌ای که دستور می‌دهد و یک قانون را اجرا می‌کند، و چه آن لحظه که عاشق همسرش است و برای شهید شدن او گریه می‌کند. آیا تصویری که ما از نقش فرمانده در این فیلم می‌بینیم، همه چیز آن از پیش طراحی شده بود، یا این‌که خودتان هم تحقیقی در این زمینه داشتید که مواردی را به نقش اضافه کنید؟ خانم قیدی یک‌سری فیلم‌های مستند از آن خانم‌های فیلم (که به شکل واقعی وجود داشتند) به من داد که خیلی به در آمدن نقش کمک کرد. تقریبا بخش مهمی از ویژگی‌های شخصیت‌ها به نوعی الهام‌گرفته از آن فیلم‌ها بود. البته بخش زیادی‌ از فیلمنامه هم حاصل تحقیقی بود که خانم قیدی سال‌ها روی آن داشتند و این خیلی به ما کمک کرد. تجربه کار کردن با یک کارگردان زن آن هم در فضایی کاملا زنانه چه ویژگی‌هایی داشت؟ من همیشه دلم می‌خواست با یک کارگردان خانم کار کنم و از این بابت خیلی خوشحالم که افتخار همکاری با خانم قیدی در این کار نصیبم شد. کار کردن با یک کارگردان زن مسلما تجربه متفاوتی است و خیلی بی‌واسطه‌ و راحت یک بازیگر زن می‌تواند با هم‌جنس خودش در مورد هر چیزی صحبت کند. این اتفاق در این فیلم باعث شد پذیرش ابعاد کاراکتر برای بازیگر راحت‌تر باشد. به نظرم گریم و لباس هم نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت فرمانده داشته؛ به‌خصوص آن چادری که بر سر می‌کند و در مواجهه با موقعیت‌های مختلف حالت آن را تغییر می‌دهد… همان مستندهایی که ما تماشا می‌کردیم، به این موضوع خیلی کمک کرد. البته با طراح لباس هم درباره چادر سر کردن خانم خیری خیلی صحبت ‌کردیم. شیوه چادر سر کردن او در موقعیت‌های مختلف متفاوت است و ما با تمرین زیاد سعی کردیم موقعیت‌های مختلف چادر سر کردن او را اجرا کنیم.   وقتی در این فیلم حضور پیدا کردید، چقدر خودتان حدس می‌زدید که این کار هم بتواند مثل «ابد و یک روز» دیده شود؟ شاید در مرحله خواندن فیلمنامه قبل از این‌که بخواهم به این چیزها فکر کنم، برایم مهم است که چقدر کار می‌تواند موفق و آبرومند باشد، یا چالش جدیدی در کارم ایجاد کند که برایم تازگی داشته باشد. من در «ویلایی‌ها» همه این چیزها را دیدم. اما وقتی وارد فیلم شدم و تعهد دادم و قرارداد بستم (مثل همه کارهای دیگری که در آن‌ها بازی کردم)، تمام این فکرها را کنار گذاشتم و فقط به این فکر کردم که کارم را به بهترین شکل درست انجام دهم…       دوست نداشتید برای بازی در این فیلم در جشنواره فیلم فجر نامزد شوید یا دوباره سیمرغ بگیرید؟ نه. شاید کمی این موضوع شعاری به نظر برسد، ولی من هیچ‌وقت دغدغه جایزه گرفتن یا کاندیدا شدن نداشتم. شاید نزدیک ایام جشنواره، کمی هیجان‌زده باشم، ولی همیشه سعی می‌کنم که هیجان خودم را کنترل کنم و به خودم آسیب نزنم. یعنی شما تا قبل از «ابد و یک روز» هم به جایزه فکر نمی‌کردید؟! نه. یادم است اواسط فیلم‌برداری «ابد و یک روز» خیلی از دوستان سر کار به من می‌گفتند که تو به احتمال زیاد برای این فیلم کاندیدا می‌شوی، اما من می‌گفتم تو را به خدا به من این چیزها را نگویید، بگذارید این نقش را با خیال راحت تمام کنم! چون من خودم را می‌شناسم و می‌دانم که این موضوع ممکن است من را از مسیری که هدفم است، خارج کند… قطعا جایزه لذت‌بخش است و من بی‌نهایت از جایزه‌ای که برای «ابد و یک روز» دریافت کردم، بسیار خوشحالم، ولی سعی می‌کنم خیلی به آن فکر نکنم. بگذریم… ارتباط شما با طناز طباطبایی، که پارتنر اصلی شما در فیلم «ویلایی‌ها» است، چگونه شکل گرفت؟ ارتباط ما به‌سادگی و درست و راحت شکل گرفت. ما هم در تهران و هم جنوب با هم دورخوانی و تمرین داشتیم و تمام سکانس‌هایی هم که با هم بازی کردیم، خیلی راحت و خوب گذشت. «ویلایی‌ها» با توجه به سختی‌ها و وضعیت آب‌وهوایی گرم و طاقت‌فرسایی که داشت، اما پشت صحنه به‌شدت آرام و خوبی داشت و من با تمام پارتنرها خصوصا صابر ابر که در «تابستان داغ» هم یک تجربه مشترک دیگر با او داشتم، ارتباط بر قرار کردم. و اگر کمی از نقشتان در این فیلم فاصله بگیرید، فکر می‌کنید این شخصیت و این فیلم چه جایگاهی در کارنامه‌تان دارد؟ با توجه به سختی‌ها و فشارهایی که برای بازی در این فیلم متحمل شدید، آیا حاضرید دوباره در یک کار جنگی بازی کنید؟ صددرصد. اگر پیشنهاد کار جنگی به من شود و نقش را دوست داشته باشم، حتما آن را بازی خواهم کرد. همان‌طور که قبلا هم به این موضوع اشاره کردم، من از بازی در فیلم «ویلایی‌ها» بسیار خرسند هستم و با این‌که سهم کوچکی از این فیلم داشتم، ولی به‌شدت از آن راضی‌ام و امیدوارم قسمت بشود که باز هم در چنین کارهایی بازی کنم. در حال حاضر مشغول بازی در چه کاری هستید؟ مدتی است که بازی در فیلم «هت تریک» رامتین لوافی را به پایان رساندم و در حال حاضر هم مشغول «شهرزاد 2» حسن فتحی هستم… شما به نوعی با اعتماد و اطمینان حسن فتحی وارد کار جدی بازیگری شدید. آیا برای انتخاب آثار سینمایی از او مشورت و راهنمایی می‌گیرید؟ همان‌طور که می‌دانید، مسیر حرفه‌ای کار من با آقای فتحی و از سریال «زمانه» شروع شد. آقای فتحی با راهنمایی‌هایشان چیزهایی را به من یاد دادند که شاید تا پنج سال پیش هیچ نوع آگاهی‌ نسبت به آن‌ها نداشتم و اصلا نمی‌دانستم بازیگر باید چه کاری انجام دهد تا زود فراموش نشود. بی‌شک من بخش زیادی از موفقیتم را مدیون اعتماد آقای فتحی هستم. آگاهی نسبت به انتخاب نقش‌ها و راه‌ورسم فراموش نشدن بازیگر که به آن اشاره کردید، برای شما چگونه محقق شد؟ من سعی می‌کنم اول از همه فیلمنامه را دوست داشته باشم و بعد کاراکتر را. خیلی وابستگی به این موضوع ندارم که کارگردان فلان اثر حتما باید یک آدم سرشناس و صاحب‌نام باشد. البته بسیاری از اسم‌ها هستند که من هم مثل اغلب بازیگرها دوست دارم با آن‌ها کار کنم، ولی سعی می‌کنم خودم را زیاد درگیر این موضوع نکنم؛ بنابراین کارکردن با فیلم اولی‌ها را دوست دارم و به شرط فیلمنامه و نقش خوب، نقش را به‌راحتی می‌پذیرم.  ]]> هنری Mon, 29 May 2017 05:06:17 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103260/ همه برندگان هفتادمین فستیوال کن/ «میدان» نخل طلا را ربود http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103250/ به گزارش ستاره ها به نقل از  خبرگزاری مهر، به افتخار هفتادمین سالگرد کن،‌ در حالی جایزه نخل طلا به فیلم «میدان»‌ ساخته روبن اوستلوند،‌ کارگردان سوئدی اهدا شد که هیات داوران یک جایزه ویژه برای نیکول کیدمن بازیگر خلق کرد که در فستیوال امسال در چهار فیلم نقش‌آفرینی کرده است. در کن هفتادم،‌ کیدمن در فیلم‌های «کشتن یک گوزن مقدس» و «اغواشدگان» بازی کرده که در بخش رقابتی بودند،‌ در فصل دوم سریال «بالای دریاچه» حضور یافته و در «چطور با دخترها در مهمانی‌ها صحبت کنیم» نقش‌آفرینی کرده است. به نقل از ورایتی، جایزه بزرگ به «بی‌پی‌ام» (بیت در دقیقه)، نگاه تکان‌دهنده و عمیقا انسانی رابین کامپیلو کارگردان به جنگ اوایل دهه ۱۹۹۰ مقابل ایدز رسید که داستانش در فرانسه به وقوع می‌پیوندد. در این فیلم، حامیان حقوق افراد مبتلا به ایدز مقابل کمپانی‌های داروسازی،‌ سیاستمداران و انستیتوهای بوروکراتیک قرار می‌گیرند تا آن‌ها را مجبور کنند به آرامی تاثیر نابودکننده این بیماری را به رسمیت بشناسند. جایزه بهترین کارگردان برای «اغواشدگان»‌ به سوفیا کاپولا رسید، اقتباسی با نیروی هدایت زنان از رمان جنگ داخلی توماس کالینان که داستان یک سرباز زخمی اتحادیه را تعریف می‌کند که در یک مدرسه دختران ویرجینیا، پناهنده قبول می‌کند. در نخستین سورپرایز روز، هیات داوران جایزه فیلمنامه را در تساوی به «کشتن یک گوزن مقدس» نوشته یورگوس لانتیموس و افیتیمیس فیلیپو و «تو هرگز واقعا اینجا نبودی» نوشته لین رمزی اهدا کردند. جایزه هیات داوران به «بی‌عشق» ساخته آندری زویاگینتسف رسید که از جستجو برای یک فرزند گمشده به عنوان نگاهی سرد و سخت به تمام چیزهایی که در روسیه مدرن، و دنیا، گندیده هستند استفاده می‌کند. دایان کروگر به خاطر نقشش در فیلم «در محو شدگی» ساخته فیث آکین برنده جایزه بهترین بازیگر زن شد. این نقشی وسیع بود که در آن این بازیگر متولد آلمان برای نخستین بار به زبان بومی خودش نقش اول را ایفا کرد. در هنگام دریافت جایزه،‌ او از تمام کسانی یاد کرد که مثل شخصیت او در این فیلم هستند و از یک عمل تروریستی جان سالم به در برده‌اند و سعی دارند تکه‌ها را جمع کنند و بعد از اینکه همه چیز را از دست داده‌اند، به زندگی ادامه بدهند». او گفت: «لطفا بدانید که فراموش‌شده نیستید.» حوآکین فینیکس که به نظر بهت‌زده می‌رسید، افتخار بهترین بازیگر مرد را برای نقش‌آفرینی در «تو هرگز واقعا اینجا نبودی»‌ دریافت کرد و در حالیکه یک جفت کفش اسنیکرز پوشیده بود روی صحنه حاضر شد. جایزه دوربین طلایی، که به بهترین فیلم اول از هر بخش در کل فستیوال اهدا می‌شود، به فیلم «Jeune Femme» ساخته لئونور سرِی رسید که در بخش نگاهی ویژه پیش‌نمایش شده بود. این فیلم که داستانش در پاریس به وقوع می‌پیوندد، تصویری پرجنب‌وجوش و پرتلاطم را از یک زن جوان فرانسوی نشان می‌دهد که به خاطر یک جدایی تحت تاثیر قرار گرفته و لئونور سرِی آن را در حالی که باردار بود فیلمبرداری کرد. پدرو آلمادوار کارگردان اسپانیایی مسئولیت هدایت هیات داورانی را بر عهده داشت که شامل مارن آده کارگردان آلمانی، جسیکا چستین بازیگر آمریکایی،‌ فن بینگ‌بینگ بازیگر چینی، اگنس جائویی فرانسوی، پارک چان-ووک کارگردان اهل کره جنوبی، ویل اسمیت ابرستاره آمریکایی، پائولو سورنتینو کارگردان ایتالیایی و گابریل یارد آهنگ‌ساز فرانسوی می‌شد. مجموع جوایز اهدا شده در روزهای اخیر جشنواره کن عبارتند از: فیپرشی رقابتی: «بی‌پی‌ام» نگاهی ویژه: «نزدیکی» (کانتمیر بالاگوف) دوهفته کارگردان‌ها: «کارخانه هیچ» (پدرو پینیو) هفته منتقدان جایزه بزرگ: «ماکالا» (امانوئل گراس) جایزه ویژنری: «گابریل و کوهستان» (فلیپه باربوسا) جایزه انجمن نویسندگان و آهنگسازان دراماتیک: «آوا» (لئا میسیوس) دوهفته کارگردان‌ها جایزه سینمای هنری: «رایدر» (کلویی ژائو) جایزه انجمن نویسندگان و آهنگسازان دراماتیک (مساوی): «عشق برای یک روز» (فیلیپ گارل) و «بگذار نور خورشید وارد شود» (کلر دنیس) لیبل اروپا سینماس: «A Ciambra» (جوناس کارپینیانو) نوعی نگاه جایزه نگاهی ویژه: «لرد»، محمد رسول اف بهترین کارگردان: تیلورشریدان، «رودخانه باد» جایزه هیات داوران: میشل فرانکو، «دختر آوریل» بهترین اجرا: جاسمین ترینکا، «فورچوناتا» جایزه شعر سینما: متیو آمالریک، «باربارا» دیگر جوایز دوربین طلایی: «Jeune Femme» (لئونور سری) نخل طلای فیلم‌های کوتاه: «Xiao Cheng Er Yue» (کیو یانگ) اشاره ویژه فیلم‌های کوتاه: «کاتو» (تپو آیراکسینن) جایزه مستند گلدن‌آی: «Faces Places» (اگنس واردا) جایزه هیات داوران سراسر جهان: «درخشندگی» (نائومی کاواسه) ]]> هنری Mon, 29 May 2017 04:13:56 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103250/ نخل طلای کن ۲۰۱۷ به سوئد رسید http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103245/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایسنا، مراسم اعطای جوایز هفتادمین دوره جشنواره فیلم کن با اجرای «مونیکا بلوچی» دقایقی پیش برگزار شد و هیأت داوران بخش رقابتی این رویداد سینمایی به ریاست «پدرو آلمادوار»، جایزه نخل طلای بهترین فیلم را به فیلم سوئدی «مربع» به کارگردانی «رابین اوستلوند» اعطا کرد. این فیلم سوئدی در حالی جایزه معتبر نخل طلا را از آن خود کرد که منتقدین در پیش‌بینی‌ها کمتر شانسی برای آن قائل بودند. اما جایزه بزرگ هیأت داوران که مهترین عنوان پس از نخل طلاست به فیلم فرانسوی و تحسین شده «۱۲۰ تپش در دقیقه» به کارگردانی «رابین کامپیلو» تعلق یافت، فیلمی که به عقیده بسیاری از کارشناسان شانس اول نخل طلا محسوب می‌شد. «سوفیا کاپولا» برای ساخت فیلم «فریب خورده» جایزه مهم بهترین کارگردانی را از هفتادمین جشنواره کن به خانه برد. «پائولو سورنتینو» کارگردان مطرح ایتالیایی و یکی از اعضای هیأت داوران با حضور روی سن جشنواره، جایزه بهترین بازیگر زن کن ۲۰۱۷ را به «دایان کروگر» برای بازی در فیلم «محو شدگی» ساخته «فاتح آکین» کارگردان آلمانی ترک‌تبار داد. «خواکین فنیکس» بازیگر آمریکایی نیز در حالی برای بازی در فیلم «تو واقعاً اینجا نبودی» به کارگردانی «لین رامسی» جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره را دریافت کرد، جایزه‌ای که سال پیش به شهاب حسینی برای فیلم «فروشنده» رسیده بود. فیلم «بی‌عشق» ساخته «آندری زیاگینسف» از روسیه که یکی از شانس‌های اصلی نخل طلای بهترین فیلم بود، در نهایت به جایزه هیأت داوران بسنده کرد. «پدرو آلمادوار» جایزه ویژه‌ای را که به مناسبت هفتادمین سالگرد برگزاری جشنواره کن در نظر گرفته شده بود به «نیکل کیدمن» اعطا کرد. «کیدمن» امسال در سه فیلم حاضر در جشنواره نقش‌آفرینی کرده بود. جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره کن که سال گذشته به اصغر فرهادی برای فیلم «فروشنده» رسیده بود، امسال به صورت مشترک به «یورگن لانتیموس» برای فیلم «کشتن آهوی مقدس» و «لین رامسی» برای فیلم «تو واقعا اینجا نبودی» رسید. «کریستین مونجیو» رئیس هیأت داوران بخش فیلم کوتاه و سینه فونداسیون کن نیز جایزه بهترین فیلم کوتاه این رویداد سینمایی را به فیلم چینی «یک شب آرام» ساخته «کی یانگ» اعطاء کرد. جایزه دوربین طلای کن که به بهترین فیلم اول جشنواره در بخش‌های گوناگون اختصاص می‌یابد به فیلم «زن جوان» به کارگردانی «لئونور سرالی» از فرانسه رسید. امسال «ساندرین کیبرلن» بازیگر فرانسوی رئیس هیأت داوران جایزه دوربین طلای جشنواره کن بود.   ]]> هنری Mon, 29 May 2017 03:35:35 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/103245/