پایگاه خبری ستاره ها - آخرين عناوين فرهنگی :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/public/culture Tue, 23 Jan 2018 12:33:35 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Tue, 23 Jan 2018 12:33:35 GMT فرهنگی 60 انتقاد از آموزش‌وپرورش: به دختر ورزشکار گفته‌اند به جای درس شوهر کن! http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122117/ ایسنا نوشت: صبح امروز شهربانو امانی در تذکر پیش از دستور خود در جلسه شورای شهر تهران با بیان اینکه این چند روزه گزارش‌هایی در رسانه‌ها دیدم که من را بر آن داشت که به عنوان نماینده مردم چند نکته را متذکر شوم، گفت: به یاد داشته باشیم که زنان شهروندان درجه دو نیستند و نباید رسانه‌ها به گونه‌ای کار کنند که تصور کنیم حتی یک صدم هم به زنان توجه نمی‌شود. وی با بیان اینکه مرگ آتنا محمدی زن ورزشکار و نحوه ورود رسانه‌ها و مسئولین مرا تحت تاثیر قرار داد، افزود: برخورد آموزش و پرورش با مهشید اشتری دختر ورزشکار جالب است. چرا که قبلا می‌گفتند دختر درس می‌خواهد چه کار، باید شوهر کند اما حالا می‌گویند دختر ورزش چه می‌خواهد؟ وی با بیان اینکه برخورد با متین معززی دختر دوچرخه سوار از سوی برخی‌ها ناراحت کننده است، گفت: باید دختران در جامعه حضور داشته باشند و اگر می‌بینید که برخی رفتارها در جامعه کاهش یافته به دلیل حضور زنان است. ]]> عمومی Tue, 23 Jan 2018 08:46:54 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122117/ تصمیمات نادرست و عجولانه، آینده علمی کشور را دچار بحران می‌کند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122071/ به گزارش ستاره ها ؛ دکتر سیدجواد امامی در گفت و گو با ایسنا، با اعلام این مطلب اظهار کرد: متاسفانه در کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی سه موضوع در خصوص وضعیت معیشت اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها، مورد بحث و بررسی قرار گرفت که افزایش حقوق استادانی که دریافتی بیش از 5 میلیون تومان درآمد در ماه دارند، باید صفر شود، دوم تعیین سقف برای پاداش پایان خدمت اساتید است. در واقع تعیین کردند که سقف پاداش پایان خدمت اعضای هیات علمی 7 برابر حداقل حقوق و دستمزد آن‌ها شود. وی در ادامه تصریح کرد: موضوع مالیات پلکانی از دیگر مواردی است که در کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی مطرح شد که براساس آن میزان مالیات پرداختی اعضای هیات علمی تعیین می‌شود. عضو هیات علمی دانشگاه علم و صنعت با تاکید بر اینکه استادان دانشگاه از وجود هماهنگی بین میزان دریافتی‌ها، مالیات و سقف درآمد افراد در کشور حمایت می‌کند، خاطر نشان کرد: اتفاقی که در این خصوص افتاده، این است که تعداد زیادی از اعضای هیات علمی دانشگاه‌های کشور ماهیانه کمتر از 5 میلیون تومان حقوق دریافت می‌کنند که تصویب موارد فوق در خصوص دریافتی اعضای هیات علمی نوعی بی عدالتی در حق افرادی است که حدود  20 سال از زندگی خود را صرف تحصیل و کسب علم می‌کنند و در نهایت زمانی می‌توانند به عنوان عضو هیات علمی در دانشگاه مشغول کار شوند که تقریبا 40 سال سن دارند. این افراد در این مدت بسیاری از فرصت‌های شغلی خود را از دست داده‌اند. دکتر امامی همچنین یادآور شد: اعضای هیات علمی دانشگاه‌های کشور، نخبگانی هستند که توانستند وارد دانشگاه‌های کشور شوند و دوره‌های مختلف تحصیلی را یکی بعد از دیگری (کارشناسی،‌ کارشناسی ارشد،‌ دکتری و حتی فوق دکتری) سپری کنند و در نهایت با گزینش‌های بسیار سخت به عنوان عضو هیات علمی در دانشگاه پذیرفته شوند. در واقع این افراد 20 سال از فرصت شغلی محروم بوده‌اند و برای جایگاه خود متحمل هزینه‌های زیادی که مهم‌ترین آن از دست دادن فرصت‌های شغلی است، از دست بدهند. بنابراین عادلانه نیست بخواهیم با تصمیماتی معیشت این افراد را تحت تاثیر قرار دهیم. به گفته وی وقتی اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها پس از استخدام و گذراندن سال‌ها تحصیل ممکن است به درجه بالاتر از نخبگی یعنی دانشیاری و استاد تمام در دانشگاه برسند و در این شرایط حقوق دریافتی آن‌ها نیز از 5 میلیون تومان افزایش خواهد یافت که با تصمیمات ناعادلانه که گرفته می‌شود،‌ نوعی برجسته‌ترین نخبگان جامعه را با مشکلات معیشتی جدی مواجه می‌کند و انگیزه اساتید جوان برای تلاش علمی و تخصصی به منظور ارتقاء درجه استادی از بین خواهد رفت. این عضو هیات علمی دانشگاه علم و صنعت همچنین فرار نخبگان از کشور را از دیگر تبعات تصمیم اخیر کمیسیون تلفیق مجلس عنوان کرد و گفت: با توجه به توقعات جامعه از استادان دانشگاه و مشکلات معیشتی زندگی این افراد ممکن است بخشی از نخبگان دانشگاه را رها کرده و در صنعت جذب شوند، چرا که این افراد به دلیل نخبگی بالا در حوزه‌های تخصصی خود می‌توانند چندین برابر استادی در دانشگاه درآمد داشته باشند و یا اینکه بخواهند در دانشگاه‌های بین المللی جذب شوند که در هر صورت دانشگاه‌ها و محیط‌های علمی متحمل بیشترین تبعات تصمیم‌گیری‌های عجولانه در کشور خواهند شد. دکتر امامی افزود: این که بخواهیم در تصمیم‌گیری‌ها اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها را در کنار مدیران و مسئولان دیگر قرار بدهیم، تصمیم‌گیری و اشتباهی فاحش است و این نوع برخوردها بیشترین نگرانی‌ را در جامعه علمی ایجاد می‌کند. وی با تاکید بر اینکه وضعیت معیشت اعضای هیات علمی در کشور چندان مناسب نیست، گفت: همانطور که عنوان شد، از این افراد در سنینی وارد بازار کار می‌شوند که فرصت‌های شغلی خود را از دست داده و زندگی خود راصرف کسب علم و تحصیل کرده‌اند و بنابراین باید در دوران استادی در دانشگاه میزان پرداختی به این افراد به گونه‌ای باشد که علاوه بر تامین معیشت آن‌ها، انگیزه برای پژوهش و توسعه علم کشور نیز در آنها وجود داشته باشد تا به اهداف ترسیم شده از سوی مقام معظم رهبری مبنی بر قرار گرفتن بین دانشگاه‌های برتر خاورمیانه تا سال 1404 برسیم، اما با تصمیم‌گیری‌های ضعیف که صرفا جنبه‌های مالی و اقتصادی دارد، ضربه سنگینی به شاخص‌ترین قشر جامعه که توسعه کشور بر عهده آن‌ها است،‌ ضربه می‌زنیم و به نوعی توسعه آموزش،‌ پژوهش، صنعت و نوآوری را متوقف می‌کنیم. این عضو کانون صنفی استادان دانشگاه علم و صنعت در پایان آرامش فکری، پایداری درآمد و حفظ شأن و جایگاه را مهم‌ترین خواسته استادان دانشگاه عنوان کرد و گفت: نباید با تصمیم‌گیری‌های نادرست، وضعیت نخبگان جامعه را همواره در شرایط متلاطم قرار بدهیم. در واقع باید شرایطی ایجاد شود تا آن‌ها بتوانند با فکری آرام به فعالیت‌های علمی و پژوهشی و آموزشی مشغول شوند نه اینکه آن‌ها همواره نگران جایگاه و معیشت خود باشند. ]]> عمومی Tue, 23 Jan 2018 04:55:42 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/122071/ رونمایی رسمی از هویت واقعی ابراهیم رها http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121953/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایسنا؛ فضای مجازی باعث شد رازداری خود علی میرمیرانی افاقه نکند و در سرچ‌های اینترنتی به سادگی بشود پی برد که «ابراهیم رها»ی طنزنویس، همان علی میرمیرانی است. میرمیرانی در این گفت‌وگو برای اولین‌بار رسما اعلام کرده که ابراهیم رها خود اوست و درباره این گفته که چرا عاقبت به گفت‌وگو و اعلام عمومی این قضیه تن داده است. علی میرمیرانی (ابراهیم رها) گفت‌وگویی با حسام‌الدین مقامی‌کیا انجام داده که برای انتشار در اختیار ایسنا قرار گرفته است. متن این مصاحبه در پی می‌آید: بالاخره نقاب زورو رسما افتاد؛ نقابی که می‌دانم حفظ کردنش خیلی برای‌تان مهم بود. ناراحتید؟ اصلا خوشحال نیستم چون حدود دو دهه تلاش کردم که از آن صیانت کنم. شوربختانه فضای مجازی تمام تلاش‌های من را نابود کرد. من خبرهای خودم را در فضای مجازی پیگری نمی‌کنم. روزی دوستی گفت: این‌قدر که زور می‌زنی ابراهیم رها را حفظ کنی،به فضای مجازی سَری بزن و ابراهیم رها را سرچ کن، ببین چه اتفاقی می‌افتد. رفتم و در گوگل «ابراهیم رها» را سرچ کردم. دیدم همان اول اسم علی میرمیرانی و عکسش می‌آید. دیدم در این گوری که سرش گریه می‌کنم، مرده‌ای نیست. ابراهیم رها تیراژ کتاب‌هایش بیشتر از کتاب‌های علی میرمیرانی بوده و بین مردم هم قلم شناخته‌شده‌تری دارد. این به شما برنمی‌خورد؟ تعداد کتاب‌های ابراهیم رها در اردیبهشت ۹۵ با انتشار رمان طنز «دری وری» به تعداد کتاب‌های علی میرمیرانی رسید. ولی پارسال در یک برهه زمانی ۱۰ ماهه ۱۰ عنوان کتاب از ابراهیم رها منتشر شد. البته به موازاتش دو سه عنوان هم از علی میرمیرانی منتشر شد. اما به هر حال ابراهیم رها علی میرمیرانی را به سرعت در تعداد عناوین منتشرشده جا گذاشت و کتمان نمی‌کنم که دوست داشتم کتاب‌های علی میرمیرانی هم به اندازه کتاب‌های ابراهیم رها پرفروش می‌شد. می‌دانم که سال قبل از نظر تعداد عناوین منتشرشده به قلم شما و همین‌طور تجدید چاپ کتاب‌ها، به رکوردهای قابل توجهی در نشر رسیدید که چون می‌خواستید همچنان ابراهیم رها خرجش از علی میرمیرانی جدا باشد، نمی‌شد این رکوردها را رسما اعلام کرد. من با چهار پنج اسم مختلف در این سال‌ها در مطبوعات نوشته‌ام. با سه اسم کتاب دارم. با اسمی که میرمیرانی و رها نیست چند جایزه برده‌ام. هر کدام از این اسامی نثری مجزا، قلم، دیدگاه و حتی اهدافی مجزا داشتند. به همین دلیل به عنوان شخصیت‌های نوشتاری مجزا جا افتادند و قابل اختلاط نبودند. خوشبختانه با چند تا از آن اسم‌ها از سال ۹۰ به بعد چیزی ننوشتم و از تندباد فضای سایبری مصون ماندند و هویت اصلی نویسنده فاش نشد. ولی ابراهیم رها چون کماکان ادامه پیدا کرد و مخاطبان پیگیرش بودند با گسترش فضای سایبری نقاب زورو به قول شما بالاخره - و البته تأکید کنم که متأسفانه - افتاد. ولی اگر بخواهم به رکوردها اشاره‌ای بکنم، در مقدمه کتاب «چقدر خوبیم ما» [نام نویسنده‌اش «ابراهیم رها» ذکر شده] که کتاب بسیار پرفروشی هم بوده اشاره کرده‌ام به این‌که که رها طی چندین سال، هر ماه حدود ۱۰۰ متن چاپ‌شده در مطبوعات داشته. حالا این را جمع بزنید با مطالبی که علی میرمیرانی نوشته و دیگر اسم‌هایی که با آن‌ها نوشته‌ام و زیاد هم نوشته‌ام. در یک ماه رکورد عجیب و غریبی می‌شود. این اتفاق در حوزه کتاب هم افتاد. خب در سال ۹۵، ۱۳ عنوان کتاب از من در کمتر از ۱۲ ماه چاپ شد و یکی از کتاب‌ها به صورت نسخه صوتی هم منتشر شد. انتشار این تعداد عنوان کتاب که البته با دو اسم ابراهیم رها و علی میرمیرانی منتشر شدند، به نظر من هم بی‌سابقه بوده. تا زمانی که هویت اصلی ابراهیم رها مشخص نشده بود، عجیب‌ترین تصوری که درباره‌اش به گوش‌تان خورد چی بود؟ یکی دو تا خاطره بامزه درباره‌اش دارم. یک بار من و یک همکار دیگر در دوره‌ای که مشترکا سردبیر مجله «چلچراغ» بودیم در غرفه مجله در نمایشگاه مطبوعات ایستاده بودیم. خانم منشی مجله هم جلو پیشخان غرفه ایستاده بود. غرفه «چلچراغ» غرفه خیلی شلوغی بود. تعدادی از مخاطبان مجله آمدند و از خانم منشی پرسیدند: مهمانان امروز چه کسانی هستند؟ خانم منشی گفت: «سردبیران» و اسم ما دو نفر را برد. آن‌ها پرسیدند: آقای رها نیست؟ منشی گفت: نه. آن‌ها هم تحقیرآمیز و بی‌تفاوت به ما نگاه کردند و رفتند. یک بار هم خیلی جوان بودم؛ زیر ۳۰ سال. من سینمایی‌نویس هم بودم و در حوزه تئاتر هم در مطبوعات فعال بودم. دو سه سال هم با اسم علی میرمیرانی جایزه بهترین صفحات تئاتر را بردم. بنابراین با هنرمندان سینما و تئاتر سلام و علیک داشتم. یک سال در جشنواره تئاتر فجر، مجله‌ای درآورده بودیم که ابراهیم رها هم ۱۰ - ۱۵ صفحه در آن مطلب داشت. توی جشنواره یک جا دیدم دکتر قطب‌الدین صادقی ایستاده و ۱۰ - ۱۵ نفر هم دورش جمع‌اند. با آقای صادقی سلام و علیک کردم دیدم ایشان دارد از نویسنده تازه کشف‌کرده‌اش به اسم رها حرف می‌زند و می‌گوید نه تنها در ایران، که در فرانسه هم که بودم متنی با این مشخصات نخواندم... تعاریف عجیب و غریبی می‌کرد. و در آخر گفت: «از پختگی قلم و روانی و موجزی متن قطعا می‌گویم این آقای رها زیر ۵۰ سال ندارد». در حالی‌که من همین حالا هم سنم زیر ۵۰ سال است، چه برسد به آن سال. این اسم «ابراهیم رها» اصلا از کجا آمد؟ من در چند کتاب دیده‌ام آن‌هایی که کشف کرده بودند ابراهیم رها همان علی میرمیرانی است درباره این‌که این اسم از کجا آمده کاملا حرف‌های بی‌ربط و غلط و بی‌بنیانی آورده بودند و این‌قدر بی‌مبالاتی برای تألیف یک کار آرشیوی و یک کتاب جای تأسف است. اصل قضیه از این قرار است: من ۱۳ - ۱۴ ساله بودم؛ میانه دهه ۶۰ شمسی. من پدر و مادرم هر دو فرهنگی بازنشسته هستند که البته آن روزها بازنشست نشده بودند. ما روزنامه آبونه بودیم و هر روز روزنامه می‌آمد در خانه. حتی الان هم که هر دو تلگرام‌باز شده‌اند باز هم روزنامه آبونه‌اند و روزنامه خواندن را ترک نکرده‌اند. آن روزها مطلبی در روزنامه کیهان خواندم که خیلی من را عصبانی کرد. تصمیم گرفتم جوابیه بفرستم. مطالبی که می‌فرستادم به مطبوعات معمولا چاپ می‌شد. می‌خواستم این بار هم جوابیه بنویسم ولی فکر کردم این یکی اگر چاپ شود مادر و پدرم به دلیل موضوع نوشته دعوایم خواهند کرد. فکر کردم که چه کنم. تصمیم گرفتم اسم دیگری بگذارم که آن‌ها اگر هم مطلب را دیدند و خواندند نفهمند کار من است. اسم پدربزرگم ابراهیم است. همان ایام «میعاد با ابراهیم» دکتر شریعتی را هم خوانده بودم و به شدت تحت تأثیر شخصیت ابراهیم نبی قرار گرفته بودم. در همان نوجوانی تازه داشتم درباره عرفا هم جسته و گریخته می خواندم، ازجمله درباره ابراهیم ادهم. در آن لحظه که آن مطلب را می‌نوشتم اسم ابراهیم را به این دلایل انتخاب کردم. اما «رها»؛ شما می‌دانید که اسامی مستعار فراوانی داشته‌ام و دارم و برای بسیاری از همکارانم هم اسم‌های مستعار خوبی انتخاب کرده‌ام. اما بین تمامی اسامی مستعارم قطعا «رها» خام‌دستانه‌ترین نام فامیل بوده. دلیل انتخابم هم ساده است؛ چون مطلبی که برای کیهان می‌نوشتم در ستایش آزادی و این‌ها بود و من هم آن موقع نوجوان بودم؛ فامیل را گذاشتم «رها». و این «ابراهیم رها» که جوابیه جدی نوشته بود، چطور طنزنویس شد؟ من در اوایل دهه ۷۰ شمسی در روزنامه‌ای که یک صفحه روزانه سینمایی داشت هم قلم می‌زدم. در یک روز من دو - سه تا یادداشت در صفحه داشتم که نمی‌شد چند بار اسمم در صفحه تکرار شود. برای یکی که کمی فرق داشت و فان بود یاد این اسم افتادم و این اسم را گذاشتم. نه به این نیت که «ابراهیم رها» طنزنویس شود. من اصلا طنز نمی‌نوشتم. اما مردم از آن مطلب خوش‌شان آمد. گه گداری در همان سال‌ها مطالب نیمه بامزه‌ای می‌نوشتم. بعضی وقت‌ها به اسم میرمیرانی و بعضی وقت‌ها به اسم رها. از سال ۷۵ به بعد که تعداد مطالب طنزم زیاد شد دیدم به لحاظ نثر، قلم و حتی جنس مواجهه با موضوعات پیرامونی، این مطالب طنز با خلقیات و روحیات و نگاه من تفاوت‌هایی دارد. از همین رو ترجیح دادم که اسم رها را کلا بگذارم روی آن‌ها. از طرفی اتفاق دیگری هم برای ابراهیم رها افتاد. ابراهیم رها از بعد از دوم خرداد بیشتر شناخته شد و در سطح مطبوعات طرفدار پیدا کرد. در دهه ۸۰ به پرکارترین طنزنویس داخلی کشور بدل شد و در همان اندازه‌های مطبوعات محبوبیت و شهرت یافت و من دیدم اتفاقی شبیه چیزی که مثلا برای زورو و دیه گو دلاوگا افتاده بود دارد می‌افتد و خیلی لوس است حالا که محبوب شده نقاب را بردارم و بگویم من، میرمیرانیِ بداخلاق که همه از دستم درمی‌روند، همان ابراهیم رها هستم و بیایید مرا دوست داشته باشید. بنابراین مجدانه در دهه ۸۰ تلاش کردم هویت اصلی مخفی بماند. ولی در دهه ۹۰، فضای مجازی و گسترش آن تلاش‌های مرا نابود کرد. مسأله این است که اصلا چیزی که از علی میرمیرانی دیده می‌شود خیلی با تصورات از ابراهیم رها فرق دارد. بعضی‌ها هنوز از دوره هفته‌نامه «چلچراغ» شما را به اسم «آقا بداخلاقه» می‌شناسند. اتفاقا به تازگی هم که در برنامه «کتاب‌باز» مهمان سروش صحت بودم اولین سوالش این بود که چرا این‌قدر بداخلاقی. خب شما می‌دانید که حجم کوچکی از برنامه‌های تلویزیونی و نوشته‌های من طنز است. بیشترش غیرطنز است. اما واقعیت این است که ته جانم به طنز تلخ علاقه‌مند بودم. مثلا بین نویسندگان خارجی که کارشان ترجمه شده «ونه گات» را به همین دلیل دوست دارم. در سال ۷۷ در روزنامه «اخبار» ستون ثابت طنز روزانه داشتم. خودم به اسم میرمیرانی دبیر سرویس سینما و هنر بودم و ابراهیم رها ستون ثابت طنز تلخ داشت به اسم «نگاتیو». همان ایام من در مجله «گزارش فیلم» هم این ستون طنز تلخ را با همان اسم «نگاتیو» راه انداختم. من ستون «نگاتیو» را با همین اسم در روزنامه‌های متعددی بعد از دوم خرداد ۷۶ راه انداختم و اولین کتابی که از ابراهیم رها و در سال ۷۹ منتشر شد هم نامش «نگاتیو» بود. طنزنویسی من به این شکل اتفاق افتاد که من چند جا کار می‌کردم و یک روز در مجله گزارش فیلم مطالب دو صفحه را باید می‌نوشتم که معمولا این کار را در عرض نیم ساعت انجام می‌دادم، اما چون آن روز دیر کرده بودم و فقط ۱۰ دقیقه وقت داشتم و به علت کمبود زمان، به جای طنز تلخ که نوشتنش غامض، چندوجهی و با نثر خاص بود، طنزی با معنای رایجش که مطبوعاتی هم بود و خیلی سریع می‌شد نوشت در ۱۰ دقیقه نوشتم. وقتی چاپ شد به طرز حیرت‌انگیزی با استقبال مخاطبان روبه‌رو شد؛ آن‌قدر که به خاطر این اقبال شروع کردم با این سبک طنز نوشتن و این اقبال روزافزون شد و من با همان سبک، کاندیدای جایزه بهترین طنز مطبوعاتی در جشنواره مطبوعات شدم. درواقع من از نیاگارا نپریدم؛ هلم دادند! شما سال‌هاست که مصرانه هیچ صفحه‌ای در فضای مجازی ندارید. حتی ایمیل هم ندارید. ولی برای طنز نوشتن این روزها باید نبض فضای مجازی دست‌تان باشد. و من گاهی که با هم صحبت کرده‌ایم دیده‌ام که کاملا در جریان آن‌چه در فضای مجازی می‌گذرد هستید. چطور قضیه را حل کردید؟ درست است که سال‌هاست در فضای سایبری خودم هیچ پیجی ندارم. تأکید می‌کنم هیچ پیجی. هرآن‌چه هست فن پیج است. ولی من به شدت اخبار خبرگزاری‌ها و سایت‌های مختلف را در اینترنت و رسانه‌های دیگر دنبال می‌کنم. حتی کماکان روزنامه را به شدت پی‌گیرم. خب، حالا که خودتان رسما اعلام کردید ابراهیم رها همان علی میرمیرانی است، تکلیف ابراهیم رها چه می‌شود؟ راستش این‌که من با توجه به فضای مجازی و تعداد کتاب‌هایی که چاپ شد و مصاحبه‌هایی که با من انجام شد و معرفی کتاب‌ها در خبرگزاری‌ها و مطبوعات و فضای مجازی، می‌دانستم که این جریان نهایتا هویت را برملا خواهد کرد. حتی به این فکر افتاده بودم که ابرهیم رها دیگر ننویسد بلکه از این فاش شدن جلوگیری شود. واقعیت این است که رها در حوزه کتاب و در حد همین قد و قواره بازار کتاب ما به یک برند تبدیل شده و در اشل بازار کتاب ما فروش دارد. مثلا «پرت و پلا» که به تازگی در نشر چشمه منتشر شده و به نوعی جلد دوم کتاب «دری وری» است ظرف مدت بسیار کوتاهی در همین چندروزه می‌رود برای چاپ دوم. بخشی از این مدیون این است که ابراهیم رها برندی است برای خریدار کتاب. برای تصمیم‌گیری برای آینده این اسم نه فقط به خودم  که به دوستان ناشرم و به مخاطبی که با این اسم خو گرفته هم فکر می‌کنم و در حال حاضر تصمیمی برای حذفش ندارم. احتمالا به همین دلایل ابراهیم رها کماکان کار خودش را خواهد کرد. مخاطب هم دیگر می‌داند کتاب ابراهیم رها یعنی یک کار طنز. به عادت مألوف مخاطب و در عین حال مارکت کتاب و دوستان ناشر احترام می‌گذارم. به هر حال از مجموع سه اسمی که با آن‌ها ۴۰ عنوان کتاب نوشته‌ام، ۲۳ تاش به اسم ابراهیم رهاست. و نهایتا؛ چه شد که بالاخره راضی شدید رسما هویت اصلی ابراهیم رها را اعلام کنید؟ قبلا خیلی اصرار می‌شد و مقاومت می‌کردید. دلیل این‌که الان دارم با شما درباره‌اش گفت‌وگو می کنم این است: به علت این‌که اسم «ابراهیم رها» متولی نداشته، اطلاعات اشتباه زیادی درباره‌اش در جاهای مختلف درج شده. حتی یکی از دوستان به من می‌گفت چندین جا دیده که نوشته‌اند: «ابراهیم رها با کتاب «شولا» از اسم واقعی خود رونمایی کرد». من با نام علی میرمیرانی ۱۶ - ۱۷ جلد کتاب دارم، علی میرمیرانی فیلمنامه نوشته، برنامه تلویزیونی ساخته و طبعا خیلی بیشتر از رها کار کرده. آن‌قدر در این حوزه اطلاعات مغلوط بود که تصمیم گرفتم حالا که متأسفانه این پرده افتاده، راست و اصلش را بگویم که اگر قرار است کسی بعدا جایی رفرنس بدهد، به اطلاعات درستی ارجاع بدهد. ]]> عمومی Mon, 22 Jan 2018 06:05:49 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121953/ تصویر اشتباه از فضای قرآنی/اهل بیت از کتابت قرآن با طلا خشنودند؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121807/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری مهر، بیست و هفت دی ماه از اثر هنری «قرآن کشتی مطلا» با حضور آیت الله سعیدی تولیت آستان مقدس کریمه اهل بیت (س) و حسن روحانی  رییس جمهور در موزه حرم مطهر حضرت معصومه (س) رونمایی شد. علی اصغر موسویان هنرمند این اثر کل قرآن کریم را بر روی کشتی به طول سه متر، عرض یک متر و ارتفاع یک متر خلق کرده است. همچنین سال گذشته نیز  بزرگترین قرآن کریم نقره و طلای جهان با حضور آیت الله عبدالله جوادی آملی از مراجع تقلید در موسسه اسراء قم رونمایی شد. رائین اکبرخانزاده خالق این اثر بوده و ابعاد این قرآن کریم را ۱۴۱.۶ در ۹۱ سانتیمتر و مراحل کتابت این قرآن کریم حدود ۲ سال به طول انجامیده است. وزن این قرآن، ۱۰۰ کیلوگرم است که در ساخت آن از طلای ۱۸ و ۲۴ عیار، نقره و نیز مس به کار رفته شده است. این قرآن پس از به نمایش گذاشتن از شهرهای داخلی کشور در نمایشگاه های قرآنی خارجی از کشور نیز به نمایش درآمده و سپس به فروش رفته و تمام هزینه آن صرف کمک به کودکان سرطانی شد. خانزاده ۲۰ سال است مشغول کتابت قرآن بوده و این اثر، بیست و ششمین قرآن کریمی است که وی کتابت کرده است کوچکترین قرآن نقره جهان در ابعاد ۱۲ در ۱۶ سانتیمتر از جمله دیگر آثار اوست. رونمایی از کشتی قرآن مطلا با واکنش های فراوانی در شبکه های اجتماعی روبرو شده است این کشتی که وزن آن ۷۰ کیلو و از جنس برنز و طلا است قرار است به حرم امام حسین (ع) اهداء شود و به همین سبب نیز طرح آن کشتی نمادی از حدیث قدسی «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه» انتخاب شده است اما رونمایی از کشتی قرآن مطلا با واکنش های فراوانی در شبکه های اجتماعی روبرو شده است. این کشتی که وزن آن ۷۰ کیلو و از جنس برنز و طلا است قرار است به حرم امام حسین (ع) اهداء شود و به همین سبب نیز طرح آن کشتی نمادی از حدیث قدسی «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه» انتخاب شده است. بازتاب این خبر باعث شد تا افراد زیادی نسبت به این عمل واکنشی انتقادی داشته و سوال های زیادی را از دیدگاه هایی متفاوت بیان کنند. این اتفاق در حالی افتاد که حضور رییس جمهور در این رونمایی باعث تردید مردم نسبت به اطلاع وضعیت بد اقتصادی توسط رییس قوه مجریه بوده است. سوالهای جامعه این بود که مگرنه اینکه چندی پیش درپی اعتراض به مشکلات اقتصادی مردم دست به اعتراض زده و خواستار عدالت محوری شده بودند؟ پس چطور رییس جمهور می تواند با فهم این موضوعات در مراسم رونمایی از یک اثر دینی مذهبی که لباسی از جنس طلا دارد، بدون دغدغه حضور پیدا کند در حالی که سه سال است در مراسمی که تحت عنوان تجلیل از خادمان قرآن کریم که مبلغان قرآن هستند حضور پیدا نکرده و تنها به حضور وزیر ارشاد بسنده می شود. اگر ساده زیستی، توجه و اهتمام به فقرا و نیز پرهیز از رفتارهای اشرافی را سیرۀ رسول خدا، ائمه اطهار و علمای راستین بدانیم، آنگاه ساختن کشتی مطلا و قرآن مطلا را چگونه باید تفسیر کنیم؟ اینکه اثری فاخر در حوزه قرآن و عترت تولید می شود موجب رضایت است اما اینکه این اثر هنری تا چه اندازه ای می تواند کاربردی باشد نیز مورد بحث و بررسی است. به عنوان مثال اثر هنری در قالب فیلمنامه های قرآنی به مراتب بازتاب های بیشتری می تواند برای عموم جامعه داشته باشد  از سوی دیگر ماهیت این اثر نیز با سوالات فراوانی روبرو شده است. اینکه اثری فاخر در حوزه قرآن و عترت تولید می شود موجب رضایت است اما اینکه این اثر هنری تا چه اندازه ای می تواند کاربردی باشد نیز مورد بحث و بررسی است. به عنوان مثال اثر هنری در قالب فیلمنامه های قرآنی به مراتب تأثیرات بیشتری می تواند برای عموم جامعه داشته باشد تا یک اثری که تنها در موزه قابل مشاهده است. در قسمتی از صحیفه امام خمینی(ره) در دیدار ۳۰ شهریور ماه ۶۷ با هنرمندان و خانواده شهدا آمده است: «تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی(ص) ائمه هدی (ع) فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگانِ تاریخ تلخ و شرم ‏آور محرومیت ها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون ‏آشام و نابودکننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی ‏درد و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد. هنردر مدرسه عشق نشان دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی است. هنر در عرفان اسلامی ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسیم تلخکامی گرسنگانِ مغضوب قدرت و پول است.  هنرمندان ما تنها زمانی می‏ توانند بی‏ دغدغه کوله بار مسولیت و امانتشان را زمین بگذارند که مطمئن باشند مردمشان بدون اتکا به غیر، تنها و تنها در چهارچوب مکتبشان، به حیات جاویدان رسیده‏ اند.» سید مهدی صدرالساداتی، فعال فرهنگی در این باره نوشت: «کشتی ای که نه می شود سوارش شد، نه می توان از قرآن آن استفاده کرد و فقط روی اعصاب مردمی است که با چند گرم از این کشتی زندگی شان زیر و رو می شود. مگر در تفکر الهی طلا و نقره چقدر ارزشمند است که شما با طلا تعظیم شعائر می کنید؟ خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید «اگر (تمکّن کفّار از مواهب مادی) سبب نمی‌شد که همه مردم امت واحد (گمراهی) شوند، ما برای کسانی که به (خداوند) رحمان کافر می‌شدند خانه‌هایی قرار می‌دادیم با سقف هایی از نقره و نردبان هایی که از آن بالا روند» (زخرف ۳۳) خب این کار اگر ارزشمند بود که خدا برای کفار نمی کرد!!؟ اگر سقف خانه طلا و نقره در این دنیا برای کسی تعظیم محسوب می شود که خدا نعوذ بالله خودش تعظیم کفار نمی کند! اتفاقا باید می فرمود سقف خانه پیامبر (ص) را از طلا می ساختم (تعظیم شعائر) ، نه اینکه درست برعکس !!!  آدم از تعجب شاخ در می آورد که آقایان دقیقا خود قرآن که سوره زخرف در آن است را به همان شکل تعظیم می کنند! الله اکبر از فهم معارف!! تمجید می کنند از این کشتی مطلا تا یک هنرمند دیگری به فکر بیافتد که چه اسراف کاری با طلا و دین می شود کرد و رفت پیش یک شیخ یا سید معمم و از آن رو نمایی کرد!؟» سید محمود رضوی، تهیه کننده سینما نیز نوشت: «مردم نان ندارند قرآن مطلا رونمایی می شود! خوب شد مشخص شد از قم تا تهران از علما تا زعما همه ماشاالله از درد مردم بی اطلاعند.» در ادامه این اعتراضات و  واکنش های منفی نیز روابط عمومی آستان قدس با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که قرآن کشتی مطلا با هزینه شخصی ساخته شده و این آستان حمایت مادی از آن نداشته است در ادامه این اعتراضات و  واکنش های منفی روابط عمومی آستان قدس با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که قرآن کشتی مطلا با هزینه شخصی ساخته شده و این آستان حمایت مادی از آن نداشته است. اما این باز هم چندان آتش انتقادات را کم نکرد و موضوع همچنان مورد واکنش افراد کارشناس و عموم جامعه واقع شد. در پی این واکنش ها، علی اصغر موسویان سازنده این اثر هنری به دفاع از خود پرداخت و در گفتگو با رسانه ها گفت: «برای ساخت این کشتی مطلا حدود ۴۰ میلیون تومان هزینه شده که همه این پول را خودم از اموال خودم پرداخت کرده‌ام و هیچ کمک دولتی و مردمی در این راستا دریافت نکرده‌ام. البته این بزرگ‌ترین افتخار برای من است که اموالم را در این راه خرج کنم زیرا می‌توانستم این پول را به جای تولید اثر هنری، صرف امورات زندگی و خانواده‌ام کنم. این را هم بگویم تمام محصولاتی که من ساخته‌ام از روز اول یعنی از حدود ۲۶ سال قبل همه با هزینه‌های شخصی بوده و همه این آثار به حرم مطهر حضرات معصومین(ع) اهدا شده است و از هیچ یک از این آثار نفع مالی نداشته‌ام.» علی اصغر موسویان سازنده این اثر هنری به دفاع از خود پرداخت و در گفتگو با رسانه ها گفت: برای ساخت این کشتی مطلا حدود ۴۰ میلیون تومان هزینه شده که همه این پول را خودم از اموال خودم پرداخت کرده‌ام و هیچ کمک دولتی و مردمی در این راستا دریافت نکرده‌ام وی با گلایه از هجمه‌هایی که اخیراً برای ساخت این کشتی بر علیه‌اش شده است،‌ گفت: «متأسفانه برخی از دوستان دانسته یا نادانسته هجمه‌های زیادی را بر علیه این کار انجام دادند در حالی که این یک اثر هنری است و شاید در تولید آثار مختلف هنری که برای قرآن و اهل بیت(ع) هم تولید نمی‌شوند هزینه‌های بسیار سنگین‌تر از این صرف شود که بسیاری از آنها با بودجه‌های دولتی است. اما متأسفانه ساخت این اثر هنری با هزینه بسیار پایین آن هم با نیت و عشق به اهل بیت(ع) با هجمه‌های بسیاری روبه‌رو شد که کاملاً کذب،‌ دروغ و بی‌اساس است.» موسوی درخصوص فرآیند ساخت این کشتی گفت:‌ «موضوع طراحی کشتی را با برخی دوستان مطرح کردم و نهایتاً‌ بدنه اصلی کشتی با جنس چوب ساخته شد و در روی آن ورق‌هایی از جنس برنز و برنج ساخته و نصب شد تا بتوانیم آیات قرآن کریم و برخی روایات را روی این ورق‌ها حک کنیم.« سازنده کشتی مطلا از کتابت کل قرآن روی بدنه کشتی خبر داد و گفت: «سپس با سوزن فولادی کل قرآن کریم را روی بدنه کشتی حک کردیم و کلمه مقدس «الله‌اکبر» به عنوان تذهیب دور تا دور کشتی نگارش شد.« وی ادامه داد: پس از اتمام حکاکی‌های آیات قرآن و روایات برای اینکه ورق‌های برنجی و برنزی رنگش یکدست شده و به مرور زمان سیاه نشود با آب طلا روکشی بر روی آن انجام دادیم که در مجموع حدود ۱۴۰ گرم طلا برای این کار استفاده شد. همچنین ورق‌های برنزی و برنجی استفاده شده بر روی کشتی حدود ۲۵ کیلو وزن دارد و مابقی وزن کشتی که حدود ۷۰ کیلو است، چوب است. اما حجت الاسلام زائری در کانال تلگرامی خود مشکل را فراتر از ۱۴۰ گرم طلا خواند و نوشت: «بعد از اعتراض عمومی نسبت به رونمایی کشتی قرآن مطلا در قم برخی بزرگواران نسبت به این موضوع واکنش نشان داده و توضیحاتی منتشر کرده اند از این قبیل که این اثر هنری کلا هفتاد کیلو وزن داشته و در ساخت آن کلا صد و چهل گرم طلا به کار رفته است! محمدرضا زائری نوشت: مگر ایراد و اشکال این کار در میزان طلای مورد استفاده در ساخت کشتی قرآنی بوده که توضیح می دهید میزان طلا فلان قدر است و مگر بحث بر سر منبع تأمین مالی بوده که شرح می دهید خود هنرمند صاحب اثر هزینه را تأمین کرده است؟ مگر ایراد و اشکال این کار در میزان طلای مورد استفاده در ساخت کشتی قرآنی بوده که توضیح می دهید میزان طلا فلان قدر است و مگر بحث بر سر منبع تأمین مالی بوده که شرح می دهید خود هنرمند صاحب اثر هزینه را تأمین کرده است؟ مگر وقتی امیر مؤمنان به کارگزار خود نامه ای عتاب آمیز نوشت و از او به خاطر شرکت در مهمانی اشرافی گلایه کرد بحث بر سر این بود که چند بشقاب بر سر سفره بوده یا هزینه شام و ناهار از بیت المال تأمین شده؟ دوستان بزرگوار! آیا واقعا متوجه نیستید که اصل و اساس این کار محل اشکال و ایراد است؟ این که بعد از سی و نه سال انقلاب اسلامی -آن هم در شهر مقدس قم- کار به افتتاح کشتی مطلا برسد دردناک و تأثر آفرین است و با ماهیت آموزه های دینی و تفکر انقلابی تعارض دارد! مگر بحث بر سر میزان طلا یا منبع تأمین مالی بوده است؟ این پاسخ ها و توجیه ها مثل این است که کسی پایش را به سمت پدرش دراز کند و هنگامی که به خاطر بی احترامی مورد انتقاد قرار گیرد پاسخ دهد من فقط پایم را هفتاد سانتیمتر دراز کرده بودم نه هفتاد و سه سانتیمتر! یا فرض کنید کسی که جیب دیگران را زده بگوید من فقط هفتاد هزار تومان دزدیدم نه هفتاد و پنج هزار تومان! اشکال از تفکری است که حضور روحانیان و معممین بزرگوار -چه رییس جمهوری و چه امام جمعه- را به جای کوخ محرومان و کلبه خرابه مستضعفان در رونمایی کشتی مطلا روا می داند و توجیه می کند! بزرگواران! اشکال از تفکری است که حضور روحانیان و معممین بزرگوار -چه رییس جمهوری و چه امام جمعه- را به جای کوخ محرومان و کلبه خرابه مستضعفان در رونمایی کشتی مطلا روا می داند و توجیه می کند! بحث بر سر رفتار و کرداری نمادین است که قرآن کریم را در ورق طلا یا صفحه نقره منحصر می سازد و ما را به نقش و نگار دین سرگرم می کند، در همان حال که از عمل به قرآن در صحنه های زندگی غافل هستیم. مسأله غفلت از قرآن در عمل و مشغول شدن به آن در ظاهر است و به دلیل همین نقش نمادین اگر مثلا این رونمایی در موزه فلان مؤسسه هنری در اروپا و با حضور غیر روحانیان از مسلمانان ساکن اروپا رخ می داد هیچکس ایرادی نمی گرفت! اگر یک کت و شلواری کراواتی در «رم» از آن رونمایی می کرد خیلی فرق داشت با رونمایی آن با حضور یک عمامه به سر در «قم» و آن هم در شرایطی که میلیونها نفر از مردم مسلمان و صاحبان همین قرآن به خاطر چند میلیون تومان و چند صد هزار تومان گرفتار فقر و فحشا هستند! من البته کاملا به نیت و قصد هنرمند محترم صاحب اثر و همه دوستان و همراهان او -که برخی را می شناسم و به صدق نیت و تلاش و همت شان آگاهم- اطمینان دارم اما بیایید بدبینانه قضاوت کنیم و از خود بپرسیم آیا امکان ندارد روزی کسی بیاید و از جیب خودش هزینه کند تا ما را به دست خود دچار حرکت ها و رفتارهایی سازد که با روح فرهنگ علوی و اساس رویکرد انقلابی منافات دارد؟ مگر در طول تاریخ شیعه و لااقل در تاریخ معاصر -از دوره مرحوم آقاسید ابوالحسن اصفهانی تا کنون- کم بوده اند افرادی که یا با نقشه های طراحی شده سفارت انگلیس یا با نیات صادقانه فردی خواسته اند برای مرجعیت تقلید و زعامت حوزه هدیه ای بیاورند و عکسی بگیرند و ... و مگر برای رنگ کردن دیوار حسینیه جماران به مرحوم امام راحل کم اصرار کردند و مگر نبود یکی از مریدان و مقلدان ثروتمند مرحوم شهید سیدمحمدباقر صدر که می خواست برای ایشان از پول حلال خودش خانه بخرد اما هرچه کرد ایشان نپذیرفت و تا زمان شهادت مستأجر باقی ماند؟ دوستان بزرگوار، به خدا بحث بر سر گرم طلای به کار رفته در کشتی مطلا نیست، نگرانی از مسیری است که داریم به نام دین و حوزه و انقلاب و روحانیت می رویم. با نظر به واکنش های مختلف نسبت به این امر باید گفت مشخص شد که میزان طلا مساله ای نیست، مساله نفس عمل و سمت و سویی است که از این دست اتفاقات و کارهای قرآنی شکل می گیرد. در این مسیر فرقی میان قرآن طلا و قرآنی نوشته شده بر روی دانه برنج نیست چرا که قرآن تنها یک ظاهر نیست که البته ظاهر زیبا در جذب به آن موثر است اما قرآن باطنی دارد که تمام مردم جامعه نسبت به فهم آن باید احساس تکلیف کنند و مسئولان باید نسبت به فرامین الهی در جامعه کوشا باشند و در این بین نیز وقتی جامعه ای دست به اداهای دینی از جمله رونمایی چنین قرآنی بزند کاریکاتوری از مسائل مقدس خلق خواهد کرد که اعتقاد هنرمند نسبت به ثبت و انجام اثرش را از بین برده و باعث موجی از تقابلات منفی و تعارضات همراه با واکنش های تند می شود. با توجه به بحث و گفتگوهایی که در چند روز اخیر در باره نگارش قرآن با طلا رخ داده علی نصیری، رئیس موسسه معارف و وحی و خرد طی یادداشتی این مسئله را از منظر اهل بیت و علمای اسلام مورد بررسی قرار داده است. وی می نویسد: «مرحوم شیخ حر عاملی در کتاب تجارت بابی را با این عنوان گشوده است «بَابُ أَنَّهُ یُکْرَهُ أَنْ یُعَشَّرَ الْمُصْحَفُ بِالذَّهَبِ ...َ جَوَازِ کَوْنِهِ مُخَتَّماً بِالذَّهَبِ وَ تَحْلِیَتِهِ بِالذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ» که دو روایت ذیل در این باب ناظر به بحث ماست:  طبق این روایت علامت گذاری در پایان هر ده آیه با طلا که گویا در عصر اهل بیت (ع) رواج پیدا کرده بود، مکروه اعلام شده است ۱- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ یُعَشِّرُ الْمَصَاحِفَ بِالذَّهَبِ فَقَالَ لَا یَصْلُحُ فَقَالَ إِنَّهُ مَعِیشَتِی فَقَالَ إِنَّکَ إِنْ تَرَکْتَهُ لِلَّهِ جَعَلَ اللَّهُ لَکَ مَخْرَجاً. سند روایت موثقه است.  سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ یُعَشِّرُ الْمَصَاحِفَ بِالذَّهَبِ؛ یعنی فردی که پایان هر ده آیه علامتی طلانشان می گذارد و از این طریق زندگی خود را می گذراند.  قوله «یعشر المصاحف» التعشیر أن یجعل علی رأس کل عشر آیات علامة وینقش ویزین. فَقَالَ لَا یَصْلُحُ؛ صلاح نیست تعبیری از کراهت است.  فَقَالَ إِنَّهُ مَعِیشَتِی فَقَالَ إِنَّکَ إِنْ تَرَکْتَهُ لِلَّهِ؛ ترک کار باید خالصانه و برای خداوند باشد.  جَعَلَ اللَّهُ لَکَ مَخْرَجاً؛ اگر کسی کاری ناروا را به خاطر خداوند رها کند، خداوند راه گریزی برای او می گذارد. حاکمیت روح توحید در سیره قولی و عملی اهل بیت (ع) مشهود است. طبق این روایت علامت گذاری در پایان هر ده آیه با طلا که گویا در عصر اهل بیت (ع) رواج پیدا کرده بود، مکروه اعلام شده است.  روایت دوم به این شرح است؛ از این که امام صادق (ع) نگارش قرآن با طلا را عیب گرفت و فرمود بهتر آن است که قرآن را با همان روش سابق و با قلم بنگارید، نشان می دهد که آنان با نگارش قرآن با طلا موافق نیستند ۲- وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَرَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَرَّاقِ قَالَ: عَرَضْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع کِتَاباً فِیهِ قُرْآنٌ- مُخَتَّمٌ مُعَشَّرٌ بِالذَّهَبِ وَ کُتِبَ فِی آخِرِهِ سُورَةٌ بِالذَّهَبِ فَأَرَیْتُهُ إِیَّاهُ فَلَمْ یَعِبْ فِیهِ شَیْئاً إِلَّا کِتَابَةَ الْقُرْآنِ بِالذَّهَبِ فَإِنَّهُ قَالَ لَا یُعْجِبُنِی أَنْ یُکْتَبَ الْقُرْآنُ- إِلَّا بِالسَّوَادِ کَمَا کُتِبَ أَوَّلَ مَرَّةٍ. وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَرَّاقِ‏ مِثْلَهُ. عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَرَّاقِ؛ نام خود گواه است که شغل پدر و پسر صحافی بوده است.  قَالَ: عَرَضْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع کِتَاباً فِیهِ قُرْآنٌ- مُخَتَّمٌ؛ مهر و موم شده. مُعَشَّرٌ بِالذَّهَبِ؛ سر هر ده آیه طلاکوب شده است. پیداست در دوران اهل بیت (ع) تذهیب قرآن و نقش و نگار کردن آن رواج داشته است.  وَ کُتِبَ فِی آخِرِهِ سُورَةٌ بِالذَّهَبِ؛ افزون بر تذهیب در پایان هر ده آیه، یک سوره در آخر قرآن با طلا نگاشته شده بود.  فَأَرَیْتُهُ إِیَّاهُ فَلَمْ یَعِبْ فِیهِ شَیْئاً؛ عیبی در آن نگرفت.  إِلَّا کِتَابَةَ الْقُرْآنِ بِالذَّهَبِ؛ قرآن نباید با طلا نگاشته شود.  فَإِنَّهُ قَالَ لَا یُعْجِبُنِی أَنْ یُکْتَبَ الْقُرْآنُ- إِلَّا بِالسَّوَادِ کَمَا کُتِبَ أَوَّلَ مَرَّةٍ؛ قرآن را با همان مرکب سیاه که در گذشته رایج بود، بنگارند.  از این که امام صادق (ع) نگارش قرآن با طلا را عیب گرفت و فرمود بهتر آن است که قرآن را با همان روش سابق و با قلم بنگارید، نشان می دهد که آنان با نگارش قرآن با طلا موافق نیستند.  مراجعه به آراء فقهاء نیز نشان می دهد که برخی از آنان تذهیب قرآن و کتابت آن با طلا را حرام ولی عموماً مکروه می دانند.  یکی از دلایل این امر آن است که آموزه های دینی از دور بودن تمام مظاهر دینی از پیرایه های دنیوی تاکید دارند.» بر همه اینها باید افزود که آیا ارائه چنین تصویری از فعالیت های قرآنی باعث ایجاد تصوری غلط از فضای قرآنی و فعالیت های قرآنی سودمند نخواهد شد؟ فعالیت های که علی رغم بی توجهی مسئولین و کاهش بودجه همچنان به کار خود ادامه می دهند تا روح قرآن و معارف قرآنی و انس با قرآن را در جامعه ترویج کنند. ]]> عمومی Sun, 21 Jan 2018 05:20:21 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121807/ واکنش استاد بهرام پور به اثر هنری «قرآن کشتی مطلا» http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121782/ خبرگزاری تسنیم: مفسر و مترجم قرآن در واکنش به اثر هنری «قرآن کشتی مطلا» گفت: آثار هنری باید مقدمه فهم قرآن باشد. نوآوری آثار قرآنی به معنای تفسیر هنری قرآن است. علمای دین باید هنرمندان دینی را جهت‌دهی کنند. ابوالفضل بهرام‌پور، مترجم و مفسر قرآن در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا با اشاره به اینکه از آغازین دوران نزول قرآن خداوند ما را دعوت به تدبر و تعقل در آیات قرآن کرد، افزود: حجم آیاتی که ما را دعوت به تعقل و تفکر می‌کند، بزرگ و تکراری است و این‌ها همگی مقدمه‌ای برای عمل به قرآن است. وی ادامه داد: اکنون می‌بینیم غالباً قرآن و مفاهیم و راهبرد‌ها و راهکار‌های آن جایگاهی ندارد و به تواشیح و همخوانی آن دلخوش می‌کنند و مردم را از محتوای قرآن آگاه نمی‌کنند و این امر بر دوش علمای اسلام سنگینی می‌کند. اهل عترت (ع) ما را دعوت به فهم قرآن کردند بهرام‌پور با بیان اینکه برخی کار‌های هنری درباره قرآن برخاسته از نگاه قشری و سطحی است که آورده معرفتی ندارد و حتی مقدمات فهم هم نیست، گفت: ابتدا باید دست هنرمندان دینی را بوسید و از نیت خیر ایشان قدردانی کرد. من، چون برخی برخورد‌های نامناسب در قرآن را می‌بینم که قرار است تبدیل به فرهنگ شود، مجبورم نقد‌هایی از روی دلسوزی وارد کنم؛ باید به عزیزان هنرمند عرض کنم اگر «مطلا» کردن قرآن یک ارزش است، چرا در سیره عملی و کلامی پیامبر (ص) و اهل‌بیت (ع) یافت نمی‌شود؟ هیچ زمانی به ما دستور ندادند اینچنین رفتاری داشته باشیم. بلکه در برخی احادیث از قشرگرایی نهی شده است؛ آنجا که پیامبر (ص) در حدیثی فرمودند: در آخرالزمان «از قرآن به جز نقشی باقی نمی‌ماند». یا امام صادق (ع) در روایتی فرمودند: در آن زمان مساجد را طلاکاری می‌کنند. به نظرم یکی از مصادیق بارز این حدیث همین دوران است. وی افزود: در عصری که قرآن به عنوان یک کتاب هدایتگر و راهبردی غالباً مورد استفاده مسئولان فرهنگی و سیاسی کشور نیست و عده‌ای هم ترجمه و مفاهیم این فرمان آسمانی را نمی‌دانند و آن را با جواهرآلات مزین کنیم، رفتار مناسبی نیست و باید در قیامت همه ما باید پاسخگوی پیامبر گرامی اسلام (ص) باشیم. خداوند می‌فرماید: وَ قالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً؛ و پیامبر [خدا]گفت: «پروردگارا، قوم من این قرآن را رها کردند.» علمای دین باید هنرمندان را جهت‌دهی کنند این مترجم قرآن با بیان اینکه بنده از این هنرمند عزیز گلایه ندارم بلکه گلایۀ بنده از علمایی است که باید هنرمندان گرامی را جهت‌دهی کنند، اما این کار را انجام نمی‎دهند، افزود: برخی از علمای بزرگوار ما نه تنها عرصه هنر و هنرمند را رها کردند بلکه باعث ترویج یک امر غلط در فرهنگ تشیع می‌شوند. این بدترین وجه برخورد با هنر دینی و هنر قرآنی است که منتظر بمانیم اثری دینی خلق شود و بعد صرفاً برای مراسم رونمایی حضور داشته باشیم. این ضعف حوزه است که باید سریع‌تر اصلاح کند و هنرمندان انقلابی و دینی ما را که مطمئن هستم نزد خداوند متعال بسیار جایگاه دارند، از جهت محتوا غنی کند. علمای بزرگوار ما باید در منابر و خطبه‌های نماز جمعه فهم القاء کنند. از سوی دیگر آیا نباید هنرمندان گرامی نباید قبل از شروع کار با علمای دانای اسلام مشورت کنند و بعد شروع به کار کنند تا ظلم به قرآن صورت نگیرد؟! آثار هنری باید مقدمه فهم قرآن باشد وی با انتقاد از برداشت از کلام رهبر معظم انقلاب که در آثار قرآنی باید نوآوری داشت، گفت: به نظر بنده درباره کلام رهبر معظم انقلاب باید دقت بیشتری کرد تا دچار فهم غلط نشد. باید از خودمان بپرسیم این کار چه سودی در راستای فهم قرآن خواهد داشت؟ چه جذبه‌ای برای مردم مؤمن ما خواهد داشت؟ نوآوری قرآنی به معنای تفسیر هنری قرآن است این مفسر قرآن افزود: به نظر بنده منظور سخن رهبر انقلاب بیشتر ناظر بر مقدمات فهم است. به عنوان نمونه بیاییم قرآن را مطابق با فهم یک دانش‌آموز آن هم با ابزار‌های هنری و دیجیتالی تفسیر کنیم. یعنی با تصویر و سایر آثار هنری فهم القاء کنیم. در حال حاضر چه مقدار از این تولیدات داشتیم؟ در عصری که دشمن با نرم‌افزار‌های موبایلی و بازی‌های رایانه‌ای نوجوانان و جوانان ما را مورد هجمه قرار داده‌اند، باید در عرصه معارف نوآوری داشته باشیم تا این قشر آسیب‌پذیر، اما در عین حال مستعد به معارف دینی را حمایت کنیم. اکنون آمار‌های بسیار نامناسبی درباره ارتباط نوجوانان با فضای مجازی وجود دارد. چرا هیچ کس احساس مسئولیت نمی‌کند؟ این راهکاری که ارائه دادیم. اگر ما به روشی برسیم که هر دانشجو بتواند در پایان هر دوره از تحصیلات دانشگاهی با مفاهیم یک جزء از قرآن آشنا شود، شاید این هم بتواند یک نوآوری باشد که برای آن هم طرح نتیجه‌بخش دارم.   شبکه قرآن سیما چرا به سمت معارف قرآن نمی‌رود؟! بهرام‌پور با ابراز تأسف از نگاه سطحی و قشری به قرآن گفت: متأسفانه اکنون رفتار‌ها در قبال قرآن قشری شده است و اکثراً به ظواهر می‌پردازند. چرا نباید رسانه‌ها بیشتر به معارف قرآنی بپردازند؟ چرا مدام به تلاوت و قرائت و ترتیل و ... می‌پردازند و به سمت تفسیر و فهم قرآن حرکت نمی‌کنند؟ بسیار اندک و جزئی به آن پرداخته می‌شود. چرا عده‌ای نوجوان را دور خود جمع می‌کنند، بیشتر سعی نمی‌کنیم آن‌ها را با باطن قرآن و تفسیر آن مأنوس؟ و حالا خیلی‌ها قرآن را برای مسابقات می‌خواند نه برای رشد و ارتقای معنوی و معرفتی. باید گفت: شما «لا إله» را می‌گویید «إلا الله» را نمی‌گویید. بیشتر تأکید رهبر معظم انقلاب روی مفاهیم قرآن، عمل به قرآن و بعد حفظ قرآن است. چرا روی این موضوع سرمایه‌گذاری کلان نمی‌کنیم؟ این مفسر قرآن با اشاره به ارائه طرح تفسیری به مسئولان سیما گفت: بنده قبلاً به مسئولان سیما پیشنهاد دادم در بحث قرآن مناظراتی بین علما و مفسران صورت بگیرد. یک سؤال مطرح شود و ابعاد آن آیه مورد بررسی و مناظره قرار گیرد. یعنی برداشت یکدیگر را نقد کنند. این مسأله باعث جذب مخاطب هم می‌شود و مجبور می‌شود خودش آیات را بررسی کند. این پیشنهاد هرچند مورد قبول واقع شد، اما عملی نکردند. به گزارش تسنیم، «قرآن کشتی مطلا» یک اثر هنری بر روی کشتی است که توسط علی اصغر موسویان از هنرمندان و خادمان آستان مقدس قرآن کریم از ابتدا تا انتهای آن با سوزن فولادی و در ابعاد طول سه و عرض و ارتفاع یک متر حک شده است. این هنرمند قرآنی درباره انگیزه این کار گفته بود «بنا به توصیه مقام معظم رهبری مبنی بر داشتن نوآوری در آثار قرآنی توانستم بیست و سومین اثر هنری قرآنی که قرآن کشتی مطلا است را خلق کنم.»   مراسم رونمایی از اثر هنری «قرآن کشتی مطلا» ظهر چهارشنبه با حضور تولیت آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه (س) در موزه حرم مطهر برگزار شد. ]]> عمومی Sat, 20 Jan 2018 13:26:02 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121782/ پایان عملیات پاکسازی و بوته زدایی در سازه های آبی ـ تاریخی شوشتر http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121762/  به گزارش ستاره ها به نقل از روابط عمومی معاونت میراث فرهنگی؛ پاکسازی و بوته زدایی در حلقه سازه های آبی شوشتر انجام شد. بیژن حیدری زاده، مدیر پایگاه جهانی سازه های آبی ـ تاریخی شوشتر با بیان این مطلب گفت:  پاکسازی و نظافت آثار تاریخی امری مستمر و دائمی است که به صورت مداوم در دستور کار اجرایی کارگاه های مرمتی قرار دارد. اما برای ساماندهی بصری هر چه بهتر سازه های آبی ـ تاریخی شوشتر؛ بند خاک، پل شاه علی، بند شراب دار، برج عیار و پل شادروان پاکسازی و بوته زدایی شدند. وی با اشاره به اینکه عوامل متعددی در آشفتگی ظاهری سازه های آبی شوشتر دخیل هستند، ادامه داد: طی سه سال اخیر صرفنظر از پاکسازی های معمول بسیاری از آثار فوق، سازه های آبی ـ تاریخی شوشتر حداقل 7 یا 8 مرتبه پاکسازی اساسی شده اند که با توجه به اعتبارات تخصیصی و نفرات اجرایی و کارگری اقدامی سخت و طاقت فرسا بوده و سبب شده بخش زیادی از توان اجرایی در این خصوص هزینه شود. حیدری زاده گفت: تخلیه نخاله های ساختمانی حاصل از تخریب و نوسازی ساختمانها، تخلیه زباله های شهری و نیز تخلیه درختان هرس شده فضاهای سبز شهری در کنار این آثار دلیل اصلی این آشفتگی منظری هستند. همچنین در کنار این عوامل رشد گیاهان خودرو در کنار آثار و یا حاشیه رودخانه که سازه های آبی را در برگرفته اند از دیگر دلایل ضرورت پاکسازی های مکرر می تواند باشد. مدیر پایگاه جهانی سازه های تاریخی شوشتر تاکید کرد: حفاظت از سازه های تاریخی شوشتر نیازمند همکاری همگانی است. امیدواریم با همیاری مردم شوشتر و دیگر ادارات ذیربط از جمله شهرداری که متولی اصلی نظافت شهری است در آینده کمتر شاهد زباله ریزی در کنار آثار تاریخی ـ فرهنگی باشیم. ]]> عمومی Sat, 20 Jan 2018 11:47:00 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121762/ دومین موزه زنده دنیا تعطیل می‌شود! http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121747/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایسنا، شهریور ماه امسال، اسم روستای سفالگری کلپورگان به عنوان نخستین روستای آسیا و اقیانوسیه به فهرست شورای جهانی صنایع دستی اضافه شد. روستایی که قدمت سفالگری در آن به هفت هزار سال می‌رسد و زنان آن توانسته‌اند این هنر- سنت قدیمی را تا کنون حفظ کنند. کارشناسان و ارزیابان شورای جهانی صنایع دستی بعد از بازدید از نخستین کارگاه سفالگری این روستا که قبل از انقلاب ساخته شده است و به واسطه فعالیتی که زنان سفالگر در آن انجام می‌دهند دومین موزه زنده دنیا محسوب می‌شود، اظهار شگفتی کردند. غدا هیجاوی- رییس منطقه‌ای آسیا و اوقیانوسیه در شورای جهانی- به همراه معاونش احمد الفارسی در جشن جهانی روستای کلپورگان که ۲۱ آذرماه در سراوان برگزار شد، شرکت کردند و لوح ثبت جهانی این روستا را به مسوولان و مردم سیستان و بلوچستان واگذار کرد. هنوز دوماه از ارائه این لوح نگذشته است که مسوول کارگاه سفالگری و دومین موزه زنده دنیا اظهار می‌کند: معاون صنایع دستی سیستان و بلوچستان گفته است باید کارگاه این روستا تعطیل شود و هنرمندان در خانه‌هایشان فعالیت کنند. پروانه دهواری با اظهار نگرانی درباره این اتفاق به ایسنا، می‌گوید: قرار بود روز پنجشنبه ۲۸ دی ماه درِ کارگاه را قفل کنند اما من مقاومت کردم و اجازه چنین کاری را ندادم. با پیشکسوتان سفالگری که موی شان را در این کارگاه سپید کرده‌اند به ملاقات مسوول میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری سراوان رفتیم تا دلیل این کار را جویا شویم، می‌گویند قرار است کارگاه را تبدیل به موزه کنیم! مگر این کارگاه موزه زنده نیست؟ او ادامه می‌دهد: حدود ۲۵ سفالگر در کارگاه و ۲۵ نفر دیگر در خانه‌هایشان برای من کار می‌کنند. مواد اولیه سفالگری در کارگاه آماده می‌شود و همه سفال‌ها نیز در کوره پخته همین کارگاه می‌شود. اگر قرار باشد کارگاه را تعطیل کنند، پس سفالگران چکار کنند!؟ به جای آنکه بعد از ثبت جهانی به فکر رونق سفالگری این منطقه و وسعت آن باشند، می‌خواهند تنها جایی که به واسطه آن ارزیابان شورای جهانی روستا را ثبت کرده‌اند، تعطیل کنند!؟ مسوول کارگاه سفالگری و دومین موزه زنده دنیا، افزود: با سرپرست میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری سیستان و بلوچستان- سید محمدرضا واعظی مقدم- نیز تلفنی صحبت کردم که گفت مشکل‌تان را مکتوب کنید برایم بفرستید. من هم این کار را انجام دادم. همچنین هنرمندان سفالگر کلپورگان نامه‌ای به معاونت صنایع دستی و هنرهای سنتی کشور- بهمن نامور مطلق- نوشتن بلکه از بسته شدن دومین موزه زنده دنیا جلوگیری شود. روستای کلپورگان که به واسطه هنر سفالگری هفت هزار ساله‌اش عنوان جهانی را کسب کرد، دو کارگاه سفالگری دارد. کارگاه سفالگری قدیمی که قبل از انقلاب ساخته شده است به عنوان دومین موزه زنده دنیا و نخستین موزه زنده ایران شناخته شده است. حدود یک سالی می‌شود که کارگاه کوچکتری با هزینه بهزیستی برای زنان سرپرست خانوار ساخته شده است. برخی دیگر از هنرمندان این روستا در خانه‌هایشان مشغول به کار هستند و سفال‌ها را برای پخت در کوره به کارگاه‌ها می‌برند. سفال کلپورگان از خاک همان منطقه ساخته می‌شود. پیش از این نایب رئیس انجمن سفال و سرامیک کشور گفته بود جهانی شدن سفال کلپورگان نباید به ساختار یا بدنه سفال این منطقه آسیب وارد کند. ]]> عمومی Sat, 20 Jan 2018 11:14:58 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121747/ آماری از اشتباهات در کتب درسی http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121655/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری ایسنا: امانی طهرانی در این نشست بیان کرد: کتاب‌های درسی همواره به عنوان یک دغدغه ملی برای ما مطرح بوده است. وی درباره روند توسعه فناوری‌ها گفت: در ۱.۵ سال گذشته توسعه چشمگیری در فضای مجازی بوجود آمده و این امکان فراهم آمده تا افراد نقطه نظرات خود را در حیطه‌های مختلف از جمله کتاب‌های درسی بیان کنند. این امکان جدیدی است که کشور و همه فعالیت‌ها در کشور آن را تجربه می‌کنند و کتاب‌های درسی از انتقاد‌های اینگونه مستثنی نیست، بطوریکه این انتقاد‌ها و نظرات با کل انتقاداتی که در طول چهل یا پنجاه ساله گذشته شده برابری می‌کند. ما همه انتقاد‌ها را پیگیری می‌کنیم و مورد بررسی قرار می‌دهیم. برخی از مطالبی که در فضای مجازی مطرح می‌شود اساسا خلاف واقعیت است و اطلاعات نادرستی هست که داده می‌شود و ما درباره صحت یا عدم صحت این اخبار اطلاع رسانی می‌کنیم. این مطالب خلاف واقع تاثیر خودش را روی افکار عمومی می‌گذارد، بطوریکه مثلا شایع شده بود که حسین فهمیده از کتاب‌های درسی حذف شده. با وجودی اینکه این اتفاق صورت نگرفته و ما نادرستی این خبر را اعلام کرده‌ایم، اما در ذهن افکار عمومی حذف حسین فهمیده شکل گرفته است. از این نوع اتفاق‌ها و برداشت‌های اشتباه افکار عمومی در موارد مختلف برای ما پیش آمده است و این روند بی اعتماد سازی افکار عمومی در حوزه‌های مختلف از جمله در زمینه کتاب‌های درسی نگران کننده است. امانی طهرانی درباره حجم کار‌های انجام شده در چند سال گذشته بیان کرد: با توجه به تغییر نظام آموزشی، حجم زیادی از کتاب‌های درسی در سال‌های گذشته تالیف شده است. بالغ بر شش هزار صفحه کتاب که هر صفحه کتاب حاوی عناصر سازنده‌ای شامل: عکس، نمودار، شکل، آمارها، جداول و ... است و حجم زیادی از مطالب کتاب‌های درسی را تشکیل می‌دهد. با این اوصاف امکان وجود خطا در کتاب‌های درسی با توجه به این حجم کار، ممکن است بوجود بیاید. معمولا معلمین اولین ویرایشگران کتاب‌ها هستند و به ما اعلام می‌کنند و در مرحله بعد جامعه است که ممکن است ایراد‌هایی در کتاب‌های درسی مشاهده و آن را اعلام کند. امانی طهرانی در پاسخ به این پرسش که برخی روایت‌ها از تاریخ معاصر را گزینشی می‌دانند و اینکه ادبیات معاصر ما به شکل ناقص و گزینشی در کتاب‌ها آمده است گفت: در مورد کتاب‌هایی که بار سیاسی یا بار سلیقه‌ای خاصی دارد اختلاف نظر وجود دارد و در این زمینه‌ها معمولا روایت‌های رسمی وجود دارد. گروهی وقایع ۲۸ مرداد را بصورت کودتا می‌بینند و گروهی دیگر آن را جنبش مردمی می‌بینند، بایست دید روایت رسمی آن کشور چیست و این مساله را همه دنیا پذیرفته‌اند. در مباحث ادبی گروهی علاقه زیادی به ادبیات کهن و گروهی علاقه به ادبیات معاصر دارند. برای ما حل و فصل کننده این مسایل گروه برنامه ریزی کتب درسی است که در آن به اشتراک نظر می‌رسند. برخی از اطلاعاتی که در فضای مجازی می‌آید و روی یک بخش خاص اشاره می‌کنند، درست نیست، این مساله بصورت بافت است و کلیت یک کتاب از ابتدا تا انتها دیده شده و به محدودیت‌ها و نقطه تمرکز کتاب دیده شود. نمی‌توان با مقایسه یک قطعه از کتاب قدیم و جدید نتیجه گیری کرد. هرکدام از کتاب‌ها لازم هست در بستر خودش دیده شود. پاره‌ای از مسایل در کتاب‌های درسی ریشه‌های اعتقادی و سیاسی دارد. ممکن است برخی معتقد باشند همه تاریخ بایست درباره تاریخ اسلام و روایت‌های آن باشد و عده‌ای دیگر به تاریخ ایران باستان علاقمند هستند و اعتقاد دارند بایست به این بخش تاریخ بیشتر پرداخته شود. کتاب درسی آینه ملت است و بایست آینه‌ای از همه افکار باشد. در کتاب‌های جدید جلوه‌های دانشمندان ایران و اسلام بسیار کار شده است و در تمامی کتاب‌ها نام این دانشمندان برده شده است. وی گفت: مرجع رسمی برای کتاب‌های درسی شورای برنامه ریزی کتاب‌های درسی است. شورای برنامه ریزی ترکیبی از متخصصین برجسته و صاحب صلاحیت است که تصمیم گیری اصلی را انجام می‌دهند و این شورا بالاترین مرجع است. وی در پاسخ به این سوال که آیا می‌توان افت تعلقات ملی (سرود ملی و پرچم ملی و ...) را به محتوی آموزشی کتب درسی ارتباط داد، افزود: با این گرایش که هر اتفاق در کشور می‌افتد گردن آموزش و پرورش بگذاریم و بگوییم آموزش و پرورش کوتاهی کرده است، مخالفم. این یک برداشت عام هست که همه مسایل را به کتاب درسی نسبت دهیم. بصورت برنامه صریح پرچم را کار کرده ایم و در برنامه ضمنی در بخش‌های مختلف کتاب‌ها پرچم را کار کرده ایم. در کتاب‌های درسی در بخش‌های مختلف کتاب ها، پرچم ایران کار شده است و در انتها و ابتدای کتاب و هرجا که قابلیت کار شدن پرچم داشته است آن را بصورت دقیق کار کرده ایم. پرچم از موضوعات مورد تاکید بوده است و بسیار روی آن کار کرده ایم. از طرفی بی احترامی اخیر از سوی معدودی به پرچم ملی با عکس العمل ملی مواجه شد و این را ناشی از کتاب‌های درسی ببیند. ممکن است در فعالیت‌های ابتدای انقلاب در این زمینه غفلتی شده باشد، اما در این سال‌ها توجه به پرچم احیا شده است. اینکه ما می‌بینیم دانش آموزان دبیرستانی در هر سطحی درباره موضوع دینی با استدالال صحبت می‌کند، به این علت است که ما در چهار سطح مسایل را تا سطح استدلالی کار کرده ایم. در سایر دروس نیز با همین روش پیش رفته ایم. وی در پاسخ به سؤالی درخصوص انتقاد رئیس جمهور از محتوای کتاب‌های درسی اذعان کرد: معتقدیم رئیس جمهور بر تمام بخش‌های کشور اشراف کامل دارد و علی رغم اقدامات انجام شده در زمینه تغییر محتوا‌های آموزشی، هنوز انتظارات جامعه از محتوا‌های آموزشی برآورده نشده است. امانی تهرانی در پاسخ به پرسشی که قبلا گفته شده چهل سال است سازمان سنجش در مورد کنکور کاری نکرده است و آیا کتاب‌های درسی به گونه‌ای طرح شده که بتواند زمینه برداشته شدن کنکور باشد؟ گفت: درباره کنکور دو مصوبه در مجلس داریم. مصوبه اول برای سال ۱۳۸۶ هست که وزارت علوم و سازمان سنجش موظف شدند که ساز و کار‌هایی را برای سنجش و انتخاب دانشجویان بر اساس سوابق تحصیلی انجام انجام دهند و ساز و کار‌های آن را فراهم کند. انجام این کاربر عهده ما نبوده است و انتظار می‌رفت که در چهارچوب آن قانون مجموعه‌ای از پژوهش‌ها و جلسات انجام گیرد و صورتجلسه‌های آن آماده شود، اما پس از شش سال سازمان سنجش اعلام کرد که این قانون قابلیت عملیاتی شد ندارد و تقاضای اصلاح آن را کرد. وی ادامه داد: اعتقاد داریم بایست قانونی را اجرا تا نقاط ضعف و قدرت آن را بدانیم. در آن شش سال تعداد جلسات برگزار شده خیلی کم بوده و ما حتی صورتجلسه‌ای نداریم که به عنوان مثال پنجاه کارشناس آموزشی کشور آن را امضاء کنند و در آن بنویسند این قانون قابلیت عملیاتی شدن ندارد. بنظر می‌رسد بعد از شش سال سازمان سنجش و وزارت علوم تنها به بیان دیدگاه پیشین خود مبنی بر عدم امکان حذف کنکور را بیان کرده. در نتیجه چندین سال هیچ اقدام اجرایی برای انجام قانون انجام نشده است. د. در سال ۹۲ بخش‌هایی از آن قانون اصلاح شد و اکنون مبنای ما این قانون هست. در هر دو قانون قرار است تا به موضوع سوابق تحصیلی توجه جدی شود. سوابق تحصیلی بعنوان امتحان نهایی تعریف شده است و امتحانات نهایی استاندارد گرفته شود و نمرات نهایی استاندارد به عنوان یکی از منابع اصلی پذیرش دانشجویان استفاده شود. امانی طهرانی با اشاره به اینکه تمام کتاب‌های درسی از پشتوانه پژوهشی برخوردار هستند، گفت: چاپ و تولید این حجم از کتاب‌های درسی قطعاً خالی از اشکال نیست وخوشبختانه آمار اشتباهات در کتاب‌های درسی معمولاً در یک سال کمتر از ۱۰ مورد است، اما این موضوع نباید موجب قضاوت نادرست در مورد همه محتوا‌های آموزشی شده و کار متخصصان عرصه تعلیم وتربیت را زیر سؤال ببرد. وی ادامه داد: در بسیاری از موارد، کتاب‌هایی را اشخاص به نام منتشر می‌کنند که اشتباهات زیادی دارند، اما در حوزه آموزش وپرورش، ودر یک سال و نیم اخیر ما شاهد بیشترین حجم خبر‌ها و انتقادات به کتاب‌های درسی هستیم؛ نقد‌هایی که اغلب منصفانه نبوده و براساس برداشت‌های سطحی و ناقص صورت گرفته است به عنوان مثال، درج نام بابل به عنوان یکی از شهر‌های پرجمعیت ناحیه کوهستانی شمال کشورکه براساس سیستم GIS چاپ نقشه توسط سازمان جغرافیای نیرو‌های مسلح انجام گرفته و به علت توسعه شهری بیشتر این شهر نسبت به ساری صورت گرفته است، موجب شد تا شاهد اتهام زنی در این زمینه به آموزش وپرورش باشیم به طوری که مخاطبان مطلب مذکورتصور کنند نویسنده کتاب هدف خاصی را دنبال می‌کرده است. مدیر کل دفتر تألیف کتاب‌های درسی ابتدایی و متوسطه نظری تصریح کرد: افرادی که درخصوص یک نقشه اظهارنظر می‌کنند، طبیعتاً باید بر علم نقشه شناسی مسلط باشند در صورتی که انتقاد‌های اخیر راجع به نقشه‌های جغرافیای درسی چنین خبری نیست و از روی ناآگاهی قضاوت شده است. وی ادامه داد: باید به نظر کارشناسان، متخصصان و پژوهشگران حوزه تألیف کتاب‌های درسی اعتماد کرده واز دامن زدن به مطالب سطحی خودداری کنیم، بنابراین اگر بخواهیم پیشنهادات افراد از مناطق مختلف درخصوص گنجاندن فلان مطلب در کتاب‌های درسی را بپذیریم، دایره محفوظات گسترش پیدا می‌کند و روند ملی تدوین کتاب‌های درسی نیز آسیب می‌بینند. امانی ادامه داد: شورای برنامه ریزی کتاب‌های درسی که ۱۰ نفر به عنوان نماینده از سازمان‌های مختلف در آن عضو هستند خط و مشی تدوین کتب درسی را مشخص می‌کند و بیش از ۶۰ نفر نیز هر یک از کتاب‌های جدیدالتألیف درسی را موردبررسی و تأیید قرار می‌دهند. مدیر کل دفتر تألیف کتب درسی ابتدایی و متوسطه نظری افزود: هرگونه تغییر در کتاب‌های درسی باید در شورای برنامه ریزی کتاب‌های درسی بررسی و تصویب شود، بنابراین تغییر محتوا یا برخی مطالب کتب درسی خارج از مصوبات شورای مذکور امکان پذیر نیست. وی از تألیف کتب پایه دوازدهم براساس مصوبه نهصدو بیست وششمین جلسه شورای عالی آموزش وپرورش خبر داد و خاطرنشان کرد: دو کتاب «مدیریت خانواده و سبک زندگی» و «سلامت و بهداشت» از کتاب‌های جدیدالتألیف پایه دوازدهم هستند که برای همه دانش آموزان در تمام رشته‌های تحصیلی به مدت ۲ ساعت در هفته ارائه می‌شود و کتاب «تحلیل فرهنگی» که در سال جاری برای رشته معارف اسلامی ارائه شده از سال آینده در برنامه درسی دانش آموزان رشته علوم انسانی قرار می‌گیرد. امانی طهرانی با اشاره به رویکرد سبک سازی کتاب‌های درسی دوره متوسطه دوم، اظهار کرد: سعی کردیم محتوای کتب درسی پیش دانشگاهی را وارد پایه دوازدهم نکنیم و در همین راستا، کتاب‌های «تفکر و سواد رسانه ای»، «کارگاه کارآفرینی و تولید» و کتاب «هنر» از جمله کتاب‌های جدیدالتألیف برای پایه‌های دهم، یازدهم هستند که تدریس آن‌ها در مدرسه به صورت انتخابی خواهد بود، البته تفکر و سواد رسانه‌ای در پایه دهم و «کارگاه کارآفرینی و تولید در پایه یازدهم» مورداستقبال و انتخاب واقع شده است. وی کتاب «انسان و محیط زیست» را از جمله کتاب‌های جدیدالتألیف پایه یازدهم برشمرد که در موضوعات؛ آب، هوا، انرژی، خاک، زباله، گردشگری و تنوع زیستی به دانش آموزان مطالبی را ارائه می‌کند و اظهار کرد: دانش آموزان تمایل کمتری به انتخاب کتاب هنر دارند هر چند مطالب مفیدی مانند؛ خلق آثارهنری، نقد اثرهنری، درک هنری و ارزش گذاری به میراث فرهنگی در این کتاب آمده است. امانی طهرانی با اشاره به اینکه تمام کتاب‌های درسی از پشتوانه پژوهشی برخوردار هستند، گفت: چاپ وتولید این حجم از کتاب‌های درسی قطعاً خالی از اشکال نیست وخوشبختانه آمار اشتباهات در کتاب‌های درسی معمولاً در یک سال کمتر از ۱۰ مورد است، اما این موضوع نباید باعث قضاوت نادرست در مورد همه محتوا‌های آموزشی شده و کار متخصصان عرصه تعلیم وتربیت را زیر سؤال ببرد. مدیر کل دفتر تألیف کتب درسی ابتدایی و متوسطه نظری، گفت: بخشی از انتظارات جامعه به محتوای کتاب‌های درسی و بخشی به برنامه‌های درسی باز می‌گردد و آموزش و پرورش نیز همواره در این خصوص پاسخگو بوده است، چنانکه پس از پیروزی انقلاب اسلامی شاهد تغییرات چشمگیری در محتوای آموزشی بوده ایم. به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، وی مسأله محوربودن را از ویژگی‌های کتاب‌های جدیدالتألیف عنوان و اعلام کرد: مطالبی مانند، «مشاهده کنیم»، ««فکرکنیم»، «کارگروهی»، اندازه گیری کنیم» و «بازی گروهی» در کتاب‌های درسی جدید به فراوانی دیده می‌شود. امانی طهرانی نبود یک نظام تغذیه کننده علمی خارج از آموزش و پرورش را یک مشکل برشمرد و تصریح کرد: باید تولید علم توسط سایر نهاد‌ها صورت گیرد تا آسیب‌ها شناسایی و تغذیه کنندگان با فهم عمیق مسائل را بررسی و رفع مشکل کنند، اگر چنین شرایطی فراهم شود شاهد خواهیم بود که ۲ روز آموزش وپرورش مانند هم نخواهد بود و نظام تعلیم وتربیت در مسیر رشد و بالندگی قرار می‌گیرد. ]]> عمومی Wed, 17 Jan 2018 13:46:12 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/121655/ ویرانه‌ای به نام خانه «نیما یوشیج» http://www.setarehnews.ir/fa/doc/gallery/121524/3/   ]]> عمومی Tue, 16 Jan 2018 13:31:16 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/gallery/121524/3/ مسجد رنگین‌کمانی نصیرالملک http://www.setarehnews.ir/fa/doc/gallery/121443/3/   ]]> عمومی Tue, 16 Jan 2018 06:40:02 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/gallery/121443/3/