پایگاه خبری ستاره ها - پربيننده ترين عناوين موسيقی :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/art/music Sun, 25 Jun 2017 13:47:06 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Sun, 25 Jun 2017 13:47:06 GMT موسيقی 60 پاهای مشهورترین دوتارنواز خراسان از کار افتاد http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/104800/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری ایلنا: عثمان محمدپرست (که نماد زنده دوتار نوازی خراسان محسوب می‌شود) ضمن بیان این مطلب که اوان حرکتی را از دست داده است، به ما گفت: متاسفانه از دو ماه قبل که از بیمارستان مرخص شدم در منزل بستری هستم و حالم اصلا بهتر نشده است. اواخر فروردین امسال پزشکان به من گفتند مشکل تنگی کانال نخاعی دارم که برای رفع این مشکل مورد عمل جراحی قرار گرفتم منتهی بعد از عمل هنوز حال و روزم بهتر نشده است.    این دوتار نواز برجسته موسیقی خراسان در ادامه افزود: البته پزشکان گفته‌اند این وضعیت تا حدود 5 ماه ادامه خواهد داشت و بعد از آن باید ببینیم که وضعیتم چگونه خواهد شد. وی همچنین عنوان کرد: شب قبل از اینکه عمل جراحیِ شوم؛ پای راستم از کار افتاد. وقتی در منزل بودم به یکباره احساس کردم پای راستم هیچ حسی ندارد. فردای آن شب مرا به بیمارستان سینا در مشهد آوردند. پزشکان مرا مورد معاینه قرار دادند و عکس‌های "ام آر آی" من را بررسی کردند و به سرعت دستور عمل جراحی دادند. پزشکان معالجم گفتند ضایعاتی برای کانال نخاع مشکل ایجاد شده که باید به سرعت برداشته شوند. عثمان محمدپرست درباره نتیجه این عمل جراحی گفت: پس از عمل جراحی، علاوه بر پای راستم، پای چپم هم از کار افتاد و حس آن را نیز از دست دادم. یعنی الان هر دو پایم حس ندارند و نمی‌توانم راه بروم. در واقع از 31 فروردین امسال که مورد عمل جراحی قرار گرفته‌ام تاکنون نمی‌توانم حرکت کنم. این موزیسین خوافی که در حال حاضر مهمترین دوتارنواز زنده خراسان محسوب می‌شود در ادامه افزود: از آن زمان به اینسو به‌طور مرتب کار فیزیوتراپی انجام می‌دهم. علاوه بر آن نیز برنامه مرتب ماساژ را در برنامه درمانی‌ام دارم اما هنوز وضعیتم هیچ تغییر مثبتی نکرده است. من تا قبل از فروردین امسال هیچ مشکلی در این زمینه نداشتم حتی 5 فروردین که به پزشک مراجعه کردم دکتر پس از دیدن "ام آر آی" به من گفته بود شما هیچ مشکلی ندارم. عثمان محمدپرست یکی از مهمترین و شناخته شده‌ترین راویان موسیقی دوتار خراسان است که از 10 سالگی در این حوزه فعالیت کرده است. این هنرمند در زمینه فعالیت‌های خیرخواهانه و مدرسه‌سازی نیز فعالیت‌های بسیاری داشته است. او از مؤسسان جامعه یاوری فرهنگی به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی مدرسه ساز در ایران است. محمدپرست همراه با مجتبی کاشانی و نیکول فریدنی این سازمان را تاسیس کرده و این جمع در سال‌های فعالیت خود توانستند بیش از 600 مدرسه در مناطق محروم کشور بنا کنند. ]]> هنری Sat, 24 Jun 2017 08:28:19 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/104800/ ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی آبروی ایران هستند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/104752/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایسنا؛ این رهبر ارکستر و نوازنده ، دیدگاه‌های خود را درباره موضوع‌هایی مانند ارکستر سمفونیک تهران، دستمزد نوازندگان و بهره‌برداری از تالار وحدت مطرح کرد. بردیا کیارس گفت: از زمانی که ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر موسیقی ملی تحت اختیار بنیاد رودکی قرار گرفته‌اند، متاسفانه بنیاد شروع کرد به آزمون و خطا کردن تا به راه درستی برسد. در حالی که این راه درست را به راحتی می‌توانستند از دیگر نقاط دنیا که ارکسترهای‌شان قدمت زیادی دارد، پیدا کنند. او تاکید کرد: امروزه تمام مسائل مدیریتی ارکسترداری در دنیا، رفع شده و با جست‌وجو در اینترنت می‌توان به آن نتایج دست یافت. به عبارتی، آزمون و خطاها دیگر انجام شده است. ما می‌توانستیم مفاد اصلی قضیه را داشته باشیم و بنا بر ردیف بودجه و شرایط کشور، ارکسترها را اداره کنیم. این نوازنده ادامه داد: بهرام جمالی (مدیرعاملی پیشین بنیاد رودکی) آدم دلسوزی بود و می‌خواست کار مهمی انجام دهد، اما با تمام این اوصاف، آزمون و خطاهای درستی انجام نشد. در حالی که می‌توانستند جلوی بسیاری از مسائل را بگیرند. او با بیان این‌که وقتی مدیر بنیاد عوض شد، من از ارکستر بیرون آمده بودم، ادامه داد: می‌شنوم که حقوق نوازندگان را به‌موقع می‌دهند و بیمه‌های‌شان درست شده است؛ اما زمانی که من در ارکستر بودم، امکان داشت در یک‌ماه، فقط چهار روز بیمه برای بچه‌ها رد شود. ارکستر به مشکلاتی خورد، وضعی بود که آدم به خودش می‌گفت من اصلا چرا به ارکستر آمده‌ام. کیارس اظهار کرد: بعد از این‌که من از ارکستر بیرون آمدم، صرفا کنسرت‌هایی برگزار می‌شد تا بگوییم، ارکستر هست و وجود دارد. بعد از این‌که آقای رهبری - رهبر پیشین ارکستر سمفونیک تهران - از ایران رفت، این ارکستر چه اتفاق‌هایی برایش افتاد؟ چه همکاری‌هایی را انجام داد؟ چه رپرتوارهایی را اجرا کرد؟ این مسائل جای تأمل و تعمق دارد که متأسفانه ما چنین چیزی را شاهد نبوده‌ایم. او بیان کرد: در جریان قرار گرفتم که در دوره جدید، یکسری نوازنده از ایتالیا به ایران آمدند و یکسری نوازنده از ایران به ایتالیا رفتند که به نظرم اقدامات خیلی خوبی بود؛ اما ای کاش این ارتباط در پیشبرد تکنیکال، موزیکال و ذهنیت نوازنده‌ها تأثیرگذار بود؛ اما ما چنین چیزی را ندیده‌ایم. در واقع این‌طور بود که نوازنده‌های ایرانی دو جلسه با معلم کار کنند، آن‌ها هم دو شب بیایند و در کنار بچه‌ها ساز بزنند و بگویند تبادل فرهنگی انجام داده‌ایم. این نوازنده درباره مسترکلاس‌های برگزارشده، گفت: این مسترکلاس‌ها را برای اساتید می‌گذارند و با ورک‌شاپ متفاوت است. متأسفانه مسترکلاس در ذهن ما به‌گونه‌ای دیگر جا افتاده، مثل این‌که بخواهم یک موسیقی دهن‌پرکن بسازم و نام یک قطعه دو دقیقه‌ای را سمفونی بگذارم! با یکی - دو جلسه اتفاقی در نوازندگی کسی رخ نمی‌دهد. ما در نوازندگی آکادمیک، مشکل و نیاز داریم که معلمی به‌شکل طولانی‌مدت حتی با بچه‌های حرفه‌ای ما کار کند. البته بودن این کلاس‌ها و حضور نوازندگان خارجی، خیلی بهتر از نبودن‌شان است. همین قدم هم برای این ارتباط، خیلی بزرگ است؛ اما باید ارتباط طولانی‌مدت داشته باشند. این رهبر ارکستر با اعتقاد به این‌که اداره کردن ارکسترها به روش شورایی خیلی خوب است، ادامه داد: زمانی که قرار شد این ارکسترها شورایی اداره شوند، خیلی خوب بود؛ اما نمی‌دانم چرا شورا یک‌باره کنار رفت و مسائل به‌هم ریخت. کیارس با بیان این‌که باید تمام تلاش خود را برای پیشرفت این ارکسترها بگذاریم، اظهار کرد: در زمان آقای رهبری، اگر دچار مشکلات مدیریتی نمی‌شدیم، امور خوب پیش می‌رفت. حالا این مدیریت به شخص خاصی وابسته نیست و می‌تواند از هر سمت و سویی باشد. او بیان کرد: ارکسترهای خصوصی که در ایران فعالیت می‌کنند، از هیچ‌جا حمایت مالی نمی‌شوند و برای این‌که بتوانند کنسرت برگزار کنند، باید اجاره وحشتناک تالار وحدت را هم بپردازند که این منصفانه نیست. برخی از این ارکسترهای خصوصی، موسیقی‌هایی کار می‌کنند که مخاطب‌شان را قشر خاصی از جامعه تشکیل می‌دهد. این ارکسترها برای پر کردن گیشه به‌دلیل محدودیت‌های مالی نمی‌توانند هفت تا هشت بیلبورد وسط شهر بزنند و بگویند کنسرت داریم. بنابراین مجبور هستند در فضای مجازی تبلیغ کنند و این عادلانه نیست. بنیاد رودکی و مدیریت هنری باید برای آن‌ها امتیاز قائل شوند. این نوازنده در ادامه گفت: آن نوازنده‌ای که در جشنواره فجر حاضر شده و نفر اول می‌شود، کجا می‌رود؟ چرا نباید در یک ارکستر سولو بنوازد، آن هم روی معروف‌ترین سن کشور، چرا او نباید رسیتال بدهد؟ باید به او یارانه داد. اگر می‌خواهیم در موسیقی آینده داشته باشیم، این افراد نباید پول تبلیغات و سالن بدهند، بلکه باید به آن‌ها دستمزد داده شود. کیارس با بیان این پرسش که به چه دلیل نوازنده‌ها دانه‌دانه از ارکستر فاصله می‌گیرند؟ گفت: کاری که آقای رهبری می‌کرد، کار ساده‌ای نبود و مانند جراحی مغز بود؛ نوازنده نباید به تمرین‌های ارکستر بسنده می‌کرد و مجبور بود، در خانه هم تمرین کند. از طرفی باید در چند جای دیگر هم کار می‌کرد تا خرج خود را درآورد. معلوم است که این نوازنده بعد از سه - چهار ماه دیگر نمی‌تواند جلوتر برود. او اظهار کرد: باید برنامه‌ریزی آنقدر درست باشد که نوازندگان بزرگ که حالا در ارکستر سمفونیک نیستند، به این ارکستر بیایند. البته منظور، نوازندگانی است که در ایران بزرگ هستند، زیرا ما هنوز کمی و کاستی داریم تا به جایی برسیم که با نوازندگان بین‌المللی بتوان ما را مقایسه‌ کرد. همه نوازندگان دوستان من و افراد قابل احترامی هستند، اما همه می‌دانیم توانایی ارکستر خیلی ضعیف‌تر از قبل است. این رهبر ارکستر ادامه داد: این کار پشتوانه مالی نیاز دارد و باید حقوق نوازندگان را بالا ببرند. یکی از مشکلات مدیریتی ما همین است. اگر پایه حقوقی برای نوازندگان ما تصویب شده است، من نمی‌دانم با کدام‌یک از نوازندگان درجه یک کشور، درباره این حقوق صحبت کرده‌اند. او تاکید کرد: باید دید در دیگر نقاط دنیا، حقوقی که نوازندگان ارکستر می‌گیرند، در چه سطحی از جامعه قرار می‌گیرد. سپس همان را اینجا پیاده کنیم. اکنون اختلاف دستمزد نوازندگان ایرانی و خارجی، از زمین تا آسمان است. کیارس با تاکید بر این‌که ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی آبروی ایران هستند، گفت: وقتی ارکستر پایش را از ایران بیرون می‌گذارد، به‌دلیل این‌که اطلاعی از کیفیت نوازندگان ما ندارند، هر اجرایی با هر کیفیتی که باشد، مورد تشویق قرار می‌گیرد. حتی اگر یک ارکستر ضعیف را هم به‌عنوان ارکستر سمفونیک به خارج از کشور بفرستیم، آن‌ها همچنان خودشان را مشتاق نشان می دهند؛ اما آیا واقعا این پتانسیل موسیقی کشور ماست؟ مسلما خیر. این رهبر ارکستر با اشاره به تصمیم جدید بنیاد رودکی مبنی بر اجرا نشدن موسیقی پاپ در تالار وحدت، بیان کرد: این اقدام، به‌نظر من اقدام خوبی بود تا شأنیت تالار وحدت حفظ شود. وقتی به تالار وحدت می‌روید و لوستر، چراغ‌ها، صندلی‌ها و موکت را می‌بینید، واقعا به شرایط کنسرت‌های پاپ که در آن‌ها لیزر می‌اندازند، نمی‌خورد و هر کسی به فکر فرو می‌رود که چرا این دو فرهنگ باید با یکدیگر قاطی شوند؟ هر چیزی به جای خودش زیباست. باید برای اجرا در تالارهایی که پیشینه و سابقه دارند، فیلتر وجود داشته باشد. از طرفی هم می‌بینیم که ماشین روی سن تالار وحدت می‌آورند. این همان آزمون و خطاست. کسی که این کار را می‌کند، سوال نمی‌پرسد که آیا اجازه دارد ماشین روی سن ببرد یا خیر. من یادم است زمانی که می‌خواستیم اجرا کنیم، برای چرخاندن سن هم با احتیاط عمل می‌کردیم. ساختمان تالار وحدت، قدیمی است و به‌روز هم نشده، آن وقت یک تُن ماشین آن وسط می‌گذارند! او در بخش دیگری از سخنانش، اظهار کرد: مردم معمولا کلام را بیشتر از موسیقی دوست دارند؛ امیدواریم در آینده خواننده سر جای خود و موسیقی بدون کلام هم سر جای خودش باشد. وقتی یک خواننده معروف با چهار نوازنده روی سن تالار وحدت می‌رود و ۱۰ شب کنسرت می‌گذارد، راحت پول نوازندگان و سالن را می‌دهد، اما گاهی یک ارکستر ۱۰۰ نفره بدون خواننده روی صحنه می‌رود و موسیقی‌ای را اجرا می‌کند که عوام آن را نمی‌پسندد. این ارکستر چگونه می‌تواند خرج خود و اجاره سالن را درآورد؟ ]]> هنری Sat, 24 Jun 2017 03:52:48 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/104752/ جنیفر لوپز در یک کمدی عاشقانه بازی می‌کند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/104865/ به گزارش ستاره ها به نقل از وب سایت آی ‌سینما: جنیفر لوپز ستاره موسیقی پاپ قصد دارد به عنوان تهیه‌کننده و ستاره یک کمدی عاشقانه به کارگردانی پیتر سگال مقابل دوربین برود. این پروژه سینمایی به عنوان بخشی از برنامه بلند مدت کمپانی «اس تی ایکس فیلمز» اعلام شده که قرار است بخشی از محصولاتش را با تمرکز روی فیلم‌های زن-محور تهیه و تولید کند. خط داستانی این فیلم روایتگر ماجرای زن کارمندی است که زندگی و سبک زندگی جدید از نو برای خودش تعریف می‌کند و در ادامه با اتفاقات غیرمنتظره‌ای روبه‌رو می‌شود.   به گزارش «هافینگتن پست»، ستاره 47 ساله موسیقی پاپ که پیش از این هم تجربه بازی در بعضی از موفق‌ترین کمدی‌های سال‌های 2001 تا 2005 را در کارنامه دارد، این‌بار در جدیدترین فیلم پیتر سگال مقابل دوربین خواهد رفت. این فیلمساز باسابقه ژانر کمدی در گذشته، فیلم‌های موفقی همچون «50 قرار اول»، «مدیریت خشم» و «هموطنان امریکایی من» را کارگردانی کرده است، سگال این‌بار کمدی عاشقانه «Second Act» را با محوریت یک شخصیت زن مقابل دوربین می‌برد. او سال گذشته سریال تحسین‌شده «بی‌شرم» را روی آنتن تلویزیون داشت. همچنین طبق اعلام «اس تی ایکس فیلمز»، این پروژه به تهیه‌کنندگی لوپز با حال و هوایی مشابه کمدی عاشقانه «دختر شاغل» و یا «خدمتکار در منهتن» ساخته خواهد شد. اولی با بازی هریسون فورد و سیگورنی ویور در سال 1988 روی پرده رفت و دومی هم با بازی لوپز و رالف فاینز در سال 2002 اکران شد که هر دو از جمله تولیدات موفق زمان‌شان در گیشه به شمار می‌روند. لوپز درباره حضورش در این پروژه می‌گوید: «این پروژه و فیلمنامه‌اش جذابیت‌های زیادی برایم داشته. افراد تلاش می‌کنند زنان را از سن خاصی به بعد منفعل جلوه بدهند. داستان این فیلم به زنان این قدرت را می‌دهد که برای دستیابی به رویاهای‌شان بیش‌تر تلاش کنند و هیچ حد و مرزی نشناسند.» این ستاره 47 ساله سال گذشته در نقش اول سریال پلیسی «سایه‌های آبی» ظاهر شد که بازی‌اش در نقش یک افسر پلیس فاسد و مادر مجرد دختری 16 ساله توجه منتقدان را به خود جلب کرد. استودیوی «اس تی ایکس» همزمان با اعلام تولید این پروژه، از اکران شش محصول جدید خود در آینده‌ای نزدیک خبر داده است. هر شش فیلم شامل «والرین و شهر هزار سیاره» - به کارگردانی لوک بسون - ، «بازی مالی»، «گرینگو»، «کریسمس مامان‌های بد» و «قتل‌های دوران خوشی» با محوریت شخصیت‌های زن مقابل دوربین رفته‌اند. ]]> هنری Sun, 25 Jun 2017 04:26:17 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/104865/ رابطه موسیقی و سیاست؛ از خدمت تا خیانت http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/104893/ به گزارش ستاره ها به نقل از ماهنامه هنر موسیقی: «سیاست تعریف های مختلفی دارد. تعریف ساده و رایجی آن را علم یا شیوه حکومت کردن معرفی می کند. تعریفی دیگر و دقیق تر، کار سیاسی یا سیاست ورزی را کرداری می شناسد که با آن حدود و شکل رابطه میان دولت و جامعه تعیین می شود.» (احمدی 1391، صص 249 و 250) مسائلی چون شکل نهادهای دولت، دامنه اختیار و قدرت حکومت، نحوه وضع قانون ها و اجرای آن ها و سازمان یابی افراد در گروه های اجتماعی در دامنه علم سیاست قرار می گیرند. «امروزه تعریف های دیگری هم از سیاست مطرح شده اند، برخی سیاست را وسیله ای می دانند که به یاری آن اهداف اجتماعی آشکار می شوند و افراد و گروه ها آن اهداف را دنبال می کنند.» (همان، ص250) در برداشت های مختلف از سیاست، قدرت حکومت و گاه قدرت به معنای کلی، موضوع های محوری دانسته شده اند. هنرمند همواره با حکومت، سیاست و قانون سر و کار دارد. در زمینه های روابط اجتماعی و هنر رابطه هایی با قانون و اخلاق پیدا می کند. در جوامع مدرن، قانون تعیین کننده حوزه فعالیت های هنری است.   در آزادترین کشورهای جهان نیز برای هنرمندان، توسط قانون، حد و مرزهایی تعیین شده اند. «مثلا هیچ پدیدآورنده ای در کشورهای دموکراتیک حق ندارد که قوانین مربوط به ممنوعیت پرنوگرافی کودکان را نقض کند.» (همان، همان جا) با اینکه در کشورهای دموکراتیک می توان گفت که سانسور وجود ندارد، اما آثاری که به پرنوگرافی کودکان مربوط می باشند، توقیف می شوند.       در کشورهایی که به شکل استبدادی یا غیردموکراتیک اداره می شوند، هنرمند آشکارا در برابر قدرت حکومتی قرار می گیرد. آثار او سانسور می شوند و گاه امکان باخبری از تحول هنری در کشورهای دیگر را ندارد. هنرمندان در رژیم های فاشیستی یا کمونیستی و رژیم های نظامی تابع قدرت حکومت می شوند، وگرنه یا باید خاموشی را برگزینند یا آثارشان ممنوع می شوند و حتی جانشان به خطر می افتد.   بخش عمده تاریخ موسیقی شاهد سانسور و خودسانسوری بوده است. سانسور در آغاز پیدایش اپرا به صورت سانسور متن نوشتاری اپراها و بعدها بر اجرای آن آثار اِعمال می شد. سانسور به معنای نظارت پیش از اجرا، گاه به دلایل سیاسی بود مثل حذف چند نمونه از اپرای «ریگولتو» در سال 1851 اثر «جوزپه وردی» در نخستین اجرای آن و گاهی هم سانسور دلیل اخلاقی داشت؛ چون سانسور اپرای «پلناس و ملیزاند» اثر «کلود دبوسی». (همان. ص 251) یکی از نمونه های رابطه سیاست و موسیقی، اپراهای وردی هستند که در دوره مبارزه مردم ایتالیا علیه ارتش اشغال گر امپراتوری اتریش با وجود سخت گیری ها و سانسور بر صحنه می رفتند و نقش مهمی در برانگیختن مردم به مبارزه داشتند. نمونه دیگری از رابطه سیاست و موسیقی، نهاد نظارت بر موسیقی نازی ها است. نظارت کامل بر این نهاد توسط حکومت بود و سیاست های نازی ها روند فعالیت های این نهاد را تعیین می کرد.   در حکومت های کمونیستی فعالیت های هنرمندان تحت کنترل بود. از تمام موسیقی دانان اتحاد شوروی این امکان سلب شد که با هنر جهانی آشنا شوند و بسیاری از آثار بزرگ به بهانه اینکه مُبلّغ فرهنگ امپریالیستی هستند، ممنوع شدند. در دوران انقلاب فرهنگی چین، موسیقی غربی ممنوع بود. در دوران جنگ تحمیلی ایران، موسیقی یکی از عامل های مهم برای ادامه جنگ بود، بسیاری از مفاهیم ملی، مقاومتی و غیره از طریق موسیقی منتقل می شدند. نمونه های بسیاری در دست است که نشان می دهد فعالان سیاسی چگونه از موسیقی همچون عاملی اثرگذار در پیاده کردن برنامه های خود بهره برداری کرده اند. انواع خیزش ها، انقلاب ها و جنگ ها تا دهه 50 قرن بیستم در جهان معمولا مبتنی بر تحرکات عیان نظامی و فیزیکی صورت می گرفت؛ لیکن با ورود جدی تر هنر در این عرصه، این نوع معادلات که اساس آن ها بر زورآزمایی فیزیکی بود، بر هم ریخت. ترانه ها و آوازهای سیاسی و انقلابی از عوامل تعیین کننده در چنین معادلاتی هستند [...] از آخرین استفاده های سیاسی از موسیقی می توان به آهنگ هایی اشاره کرد که آمریکا و کشورهای هم پیمانش در جنگ های اخیر افغانستان و عراق از آن ها استفاده می کردند. (آزاده فر، 1394، ص 266)       می بینیم که موسیقی و سیاست، ناگزیر با هم در ارتباط هستند. گاه، موسیقی سیاست را تحت تاثیر خود قرار می دهد و گاه، سیاست، موسیقی را متاثر می کند. گاهی شخصیت های سیاسی برای حفظ منافع خود، موسیقی خاص را حمایت می کنند و نیز گاهی در جهت همین منافع، موسیقی خاصی را منع می کنند. «در مورد تاثیرپذیری موسیقی از فعل و انفعالات سیاسی در هر جامعه می توان به راحتی ردپای اتفاقات سیاسی را در دگرگونی عوامل ساختاری موسیقی و آواز دید. این تاثیرپذیری در مواردی تا به آن حد است که خود، باعث به وجود آمدن گونه های جدیدی شده است.» (همان، ص 264) کردستان عراق یکی از مناطقی است که حداقل در یک قرن اخیر همیشه مستقیما با سیاست و جنگ در ارتباط بوده است. کردها به دنبال به دست آوردن قدرت سیاسی مستقل و ایجاد حکومت خودمختار، همیشه با حکومت مرکزی عراق در جنگ و جدال بوده اند و همین امر باعث شده تا هنر و به ویژه موسیقی ارتباط تنگاتنگی با سیاست داشته باشد. تاریخ رابطه موسیقی و سیاست در کردستان عراق را می توان به دو دوره قبل و بعد از حکومت کردی تقسیم کرد. قبل از دوران حکومت کردی در واقع، دوران مقاومت، مبارزه و جنبش های انقلابی است؛ دورانی که کردها تحت حکومت اعراب بوده اندو از قدرت سیاسی برخوردار نبودند. دوران پس از حکومت کردی دورانی است که مبارزه، مقاومت و جنبش های انقلابی به پایان رسیده یا حداقل مفهوم گذشته را ندارند. این دو دوران را از دو نگاه رفتار موسیقی در مقابل سیاست و رفتار سیاست در مقابل موسیقی بررسی می کنیم. این دو رفتار چهار جنبه مختلف را دارند: 1.    موسیقی در حمایت از سیاست؛ 2.    موسیقی در تقابل با سیاست؛ 3.    سیاست در حمایت از موسیقی؛ 4.    سیاست در تقابل با موسیقی. ابتدا لازم است تا مفاهیم مقاومت و مبارزه را شرح دهیم. قدرت و مقاومت «جان فوران» در کتاب مقاومت شکننده، در کاربرد مقاومت، مفهوم تنش را محور کار خود قرار می دهد: «تنش ها به صورت یک رشته اعتراض ها، شورش ها، انقلاب ها، جنبش های جدایی خواهانه و کودتاها رخ نموده و سرچشمه آن ها در مقاومتی است که بخش های گوناگون جامعه در برابر واقعیت های سلطه خارجی و خودکامگی دولتی نشان می دهند.» (فوران، 1385، ص 19) در عقیده فوران، مقاومت شکلی آگاهانه و عینی دارد و مترادف جنبش به کار رفته است. «کاستلز» از تقابل شبکه و فرد و از دست رفتن کنترل تدریجی افراد بر زندگی خود، از ظهور هویت های مقاوم در هیئت جمع های دینی، فرهنگی، ملی، قومی و محلی سخن می گوید. این هویت ناشی از انواع احساس طرد و کنارگذاشته شدگی است که به ایجاد جمعیت ها و جماعت های با گرایش خاص منجر می شود. (کاستلز، 1380، صص 22 و 23) مفهوم مقاومت مفهومی مشترک در میان بسیاری از محققان و صاحب نظران است؛ اما طیف گسترده ای از معناها و دلالت ها را در خود جای داده است. گویی این مفهوم برای توصیف اعمال و رفتارهای متنوعی در سطوح خُرد، میانه و کلان اجتماعی در عرصه ملی و بین المللی علیه نظام سیاسی، رییس، مدیر، استاد، نظام سرمایه داری، مدرنیته و از این قبیل به کار گرفته شده است. (شفیعی، 1393، ص 143) مقاومت بیش از هر چیز با قدرت ارتباط دارد. از نظر «فوکو» هرجا که قدرت هست مقاومت نیز وجود دارد. از همین رو، مقاومت هرگز در موقعیت بیرونی نسبت به قدرت وجود ندارد. (فوکو، 1383، 2 99) «آنتونی گیدنز» با طرح سیاست زندگی، مقاومت را رفتاری آگاهانه علیه قدرت و سلطه می داند. از نظر او زندگی روزانه جلوه گاه جنبه هایی از قدرت است؛ قدرتی که با واژگون سازی الگوهای عادی روزانه تهدید می شود.       میشل فوکو     گیدنز مقاومت را از وجوه سیاست زندگی می داند: «مقاومت، حرکت از نگرشی عام که پیش از هر چیز معطوف به آزادسازی افراد از قید و بندهایی است که آن ها را از دستیابی به فرصت های موجود در زندگی شان باز می دارد و به سیاستی گفته می شود که مبتنی بر فرد و علایق و منافع اوست.» (گیدنز، 1382، ص 259) «میشل دوسورتو» یکی از نظریه پردازان حوزه سیاست و مقاومت است. از نظر او قوی ترها (صاحبان قدرت)، سنگین، فاقد خلاقیت و به شدت سازمان یافته اند. برعکس، ضعیف ترها خلاق، منعطف و چابک هستند. (شفیعی، 1393، ص 157) می توان باری مقاومت سه ویژگی اساسی برشمرد: اول آنکه حتما باید کنشی به وقوع بپیوندد تا مقاومت به منصه ظهور رسد. اجماع نظری وجود دارد که مقاومت کیفیت یک کنشگر یا وضعیت حضور او نیست؛ [...] بلکه رفتاری فعالانه، ولو کلامی، شناختی یا فیزیکی است؛ دومین ویژگی وجود دست کمی تضاد با وضع موجود است. این تضاد در قالب کلیدواژه هایی چون، مخالفت، مقابله، تناقض، تغییر اجتماعی، تخریب و اختلال بیان می شود, [...] ویژگی سوم ماهیت متعامل مقاومت است. مقاومت تنها در برداشت مقاومت کنندگان نسبت به موضع و کنش خود جان نمی گیرد. بلکه حیات آن در گرو تشخیص دیگر کنشگران به عنوان شاهد یا مخاطب مقاومت است. (همان، صص 175 و 176) مبارزه مدنی «رابطه اجتماعی زمانی مبارزه خوانده می شود که رفتار فرد عامدانه به سمت حاکم کردن اراده اش بر مقاومت فرد یا افراد دیگر معطوف شود. اگر ابزار این مبارزه متضمن خشونت فیزیکی بالفعل نباشد، در آن صورت، فرایند چنین مبارزه ای مسالمت آمیز تلقی می شود.» (وبر، 1392، ص 103) روش های مبارزاتی مدنی یکی از راه های عمل مستقیم بدون خشونت است که آن، معترضان برای نشان دادن غیرعاقلانه، ناعادلانه و غیراخلاقی بودن عملکرد، رفتار یا قوانین یک حکومت یا گروه، آگاهانه اقدام به قانون شکنی یا همکاری نکردن با آن حکومت می کنند. امروزه به واسطه مبارزات مدنی «ثورو»، «گاندی» و «لوترکینگ»، مبارزه مدنی در جهان بیش از پیش شناخته شده است.   مبارزه مدنی اگرچه عملی بدون خشونت است؛ ولی هیچ تضمینی وجود ندارد که توسط حکومت به خشونت کشیده نشود. یکی از اهداف مبارزه مدنی نمایش و علنی کردن قوانین و رفتارهای غیرانسانی و ناعادلانه حکومت ها برای ایجاد جنبشی اجتماعی علیه آنان است. موسیقی یکی از ابزارهای مبارزه مدنی علیه قدرت و حکومت های غیردموکرات است؛ چرا که از این طریق، بدون خشونت به اعتراض می پردازند.   مختصری در باب رابطه سیاست و موسیقی در کردستان عراق درخصوص آوازهای سیاسی به طور کلی می توان تاریخی کهن در نظر گرفت. ژانرهای لاوک و حیران در بسیاری از آوازها، درباره ظلم، قدرت و ظالمان سخن می گویند. در سده اخیر یکی از بانوان خواننده بهنام «دایکی جمال» یا مادر جمال که از مقام دانان مشهور کرد بوده است، در دهه 1920 از نخستین کسانی بود که سرود و تصانیف سیاسی می ساخت و اجرا می کرد. (ئه مین، 2015، ص 23) مادر جمال زنی یهودی بود که به دین اسلام گروید. در دهه 1920 میلادی دو شرکت «بیزافون» و «اوریون» در شهر سلیمانیه چندین تصنیف را از او ضبط کردند که بیشتر آن ها مضامین سیاسی و اعتراضی یا وطن دوستی داشتند. یکی از آن ها تصنیف «وطن من کردستان» است. در جنگ شهر سلیمانه، مشهور به جنگ بَردَرکی سَرا در دهه 1930، بسیاری از جوانان به ساخت آهنگ های انقلابی روی آوردند. بسیاری از این آهنگ ها در مدارس وقت، توسط دانش آموزان خوانده می شدند. این تصانیف یکی از مهم ترین دلایل ایستادگی مردم در مقابل دشمنانشان بود. (همان، ص 24) این روند تا جنبش مشهور به 14 تموز در سال 1958 ادامه داشت. پس از این دوران احزابی  چون پارتی (دموکرات کردستان عراق) و یَکیَتی (اتحادیه وطنی کردستان) هر کدام به حمایت از موسیقی دانان خود پرداختند. این احزاب در ساخت و اجرای آهنگ های انقلابی و سیاسی به نوعی به رقابت می پرداختند و موسیقی را ابزاری برای رقابت های حزبی خود قرار داده بودند. نخستین حمایت های جدی سیاسی از موسیقی دانان در همین دوران آغاز شد.   دو حزب اصلی پارتی و یکیتی و نیز احزاب کوچک تر دیگر به صورتی جدی در پی حمایت از موسیقی دانان برجسته بودند تا با ساخت و اجرای تصانیف سیاسی و ملی به شمار طرفداران خود بیفزایند. این حمایت ها باعث به وجود آمدن گروه های موسیقی مانند گروه مولوی و گروه سِلمانی شد. این گروه ها که توسط جمعی از بهترین نوازندگان و مقام دانان آن روزگار تشکیل شده بودند، بیشتر وقت خود را در جهت ساخت و اجرای تصانیف سیاسی و انقلابی صرف می کردند. در این دوران بود که «اَنوَر قره داغی» (از اساتید موسیقی مقامی کردستان عراق) شروع به جمع آوری و نت نویسی این تصانیف کرد. با حمایت های احزاب کرد، نت نویسی های انور قره داغی در کمترین زمان با بیشترین تیراژ به چاپ می رسیدند و به همه شهرها و مدارس کردستان ارسال می شدند. «همین مسئله موجبات نگرانی حکومت وقت را فراهم کرد. حکومت سریعا به تمام نهادهای تحت نظارت خود دستور داد تا از این روند جلوگیری شود و به همین منظور هیئتی تشکیل داده شد تا مستقیما از ساخت و نشر آهنگ های انقلابی جلوگیری شود و در همین راستا بسیاری از دست اندرکاران این جریان دستگیر و زندانی شدند.» (همان، ص 25)       انور قره داغی و بقیه همکاران او با وجود نظارت های شدید حکومت، دست از انتشار این تصانیف برنداشتند و روند نشر آن ها را ادامه دادند. در سال 1974 قره داغی و دوستانش از شهر بیرون رفته و به صف مبارزان در بلندی های کردستان پیوستند. گروه موسیقی «شورش» (شورش در زبان کردی به معنی منفی و رایج آن در زبان فارسی نبوده و معنی مبارزه علیه ظلم را دارد) را تشکیل دادند و به ضبط آثار انقلابی و سیاسی ادامه دادند. این گروه به یکی از اجلاس های سیاسی میان اعراب و کردها در اربیل دعوت شدند؛ سرود «آی رقیب» را اجرا کردند و پس از آن حساسیت های حکومت مرکزی بر موسیقی کردی و سرودهای سیاسی بیشتر و بیشتر شد. این روند تا جنبش سال 1991 ادامه داشت. پس از این جنبش نیروهای عراق از مناطق کردنشین خارج شدند و اداره این مناطق به دست کردها افتاد. آزادی نسبی ای به دست آمد و موسیقی دان ها بدون ترس از دستگیری و زندانی شدن به اجرا و نشر آثار خود پرداختند. پس از جنبش سال 1991 گروه جدیدی به نام گروه موسیقی «هنرهای زیبای کرد» تشکیل شد. این گروه نیز بیشتر به اجرای تصانیف سیاسی و ملی می پرداخت. بعدها توسط اعضای این گروه جشنواره ای با عنوان «سرود و آهنگ آزادی» برگزارشد. پس از سقوط صدام حسین در سال 2003 میلادی، وضعیت کردها بیش از پیش بهبود یافت و ساختار سیاسی حکومت کردی به صورتی مستقل درآمد و حکومت خودمختار کردستان شکلی جدی به خود گرفت. پس از این دوران می توان گفت که جنبش های ناسیونالیستی و مبارزه به شکل قبلی خود از بین رفته و کردها مستقیما با هیچ حکومتی در حال مبارزه نیستند. در یک دهه اخیر شکل جدیدی از تصانیف و آهنگ های سیاسی به وجود آمده که درواقع آهنگ هایی هستند برای دعوت و ترغیب مردم برای شرکت در انتخابات. انتخابات در کردستان به دو صورت برگزار می شود. انتخاباتی که برای تعیین رییس جمهور، نمایندگان مجلس، شهردارها و مسئولیت های سیاسی داخلی اقلیم کردستان هستند و انتخاباتی که برای تعیین همین پست های سیاسی حکومت مرکزی عراق انجام می شوند.   در شکل اول خود، تصانیف و سرودها به صورت حزبی بوده و هر حزب سعی می کند با تصانیف ساخته شده توسط طرفداران خود، به میزان راه دهندگانش بیفزاید. اما در انتخابات حکومت مرکزی شکل آهنگ ها متفاوت بوده و در پی ملی گرایی و انسجام یک پارچه کردها بدون حزب گرایی هستند. «صدام حسین» یکی از  دشمنان اصلی کردها محسوب می شد و سال ها در پی کشتار کردها بود. این مسئله بازخوردی دوگانه در زمینه موسیقی داشته است: نخست اینکه در این دوران کردها به راحتی نمی توانستند به اجرا یا ساخت موسیقی بپزدازند.   دکتر «عبداله جمال سگرمه» از اساتید رشته موسیقی دانشگاه سلیمانیه در این باره در گفت و گویی با نگارنده در سال 1395 یکی از خاطرات خود را چنین تعریف می کرد: «هنگامی که نوجوان 15 ساله بودم، نیروهای صدام در شهر سلیمانیه حضوری قدرتمند داشتند. همیشه از حمل ساز می هراسیدم؛ چرا که کردها همیشه توسط نیروهای عراق مورد توهین، آزار و شکنجه قرار می گرفتند. همیشه خانواده ام مرا از پرداختن به موسیقی از ترس جانم منع می کردند. یک روز که در راه هنرستان بودم و سازم را در دست داشتم به نیروهای بعثی برخوردم. مرا به دلیل همراه داشتن ساز تا حد مرگ کتک زدند و با میانجی گری مردم و یکی از سربازان، مرا آزاد کردند.»       بدیهی است که صدام حسین و سیاست های حکومت او، علیه موسیقی کردها بوده و در این دوران ساخت و اجرای موسیقی سیاسی در کردستان امری دشوار و خطرناک محسوب می شد. کرکوک که یکی از نفت خیزترین شهرهای عراق است توسط صدام حسین تعریب شد. این شهر از مراکز مهم فرهنگی و هنری کردها نیز محسوب می شود.   در واقع مهم ترین مرکز رشد مقام های کردی، شهر کرکوک است. سال ها سعی می شد تا کردها از این شهر رانده شوند و اعراب در آن سکونت یابند. یکی از جنبه های فرهنگی این مسئله، سعی در کم رنگ کردن مقام و موسیقی مقامی کردی بود. حکومت وقت، در تلاش بود تا با تعریب شهر کرکوک، هم زمان، مقام های کردی را که از جنبه های هویت کردی بود، از بین برده و مقامات عربی را جایگزین آن کند. دوم این که هنرمندان کرد در حمایت از احزاب خود، میهن دوستی یا علیه دشمنانشان آثار متعددی ساختند. سرود «مام جلال» یکی از سرودهایی بود که در حمایت از «جلال طالبانی» و حزب او ساخته و اجرا شد. تصنیف «خوایا وه ته ن ئاوا که ی» از تصانیفی است که در همین دوران، نشانگر حس میهن دوستی کردها بود. سرود «ای رقیب» که امروزه کردهای عراق آن را به عنوان سرود ملی خود می دانند نمونه ای از موسیقی هایی است که علیه دشمن خوانده می شد. بسیاری از تصانیف نیز برای پیش مرگ های کرد ساخته شده اند که هدفی جز ترغیب و تشویق و ایجاد روحیه سربازان در میدان های جنگ ندارند. پس از شکست صدام حسین در جنگ کویت و اعمال تحریم های جهانی علیه عراق، به نظر می رسد برخی سیاست های فرهنگی حکومت بعث تغییر یافته اند. همان طور که قبلا گفته شد از سال 1994 سیاست های دولت بعث تا حدودی در جهت حمایت از موسیقی مقامی کردی قرار گرفت. گروه موسیقی شهید کارزان گروه موسیقی شهید کارزان در سال 1981 شکل گرفت. اعضای این گروه معتقد بودند که یکی از راه های مبارزه، هنر و به طور اخص از طریق موسیقی است. این گروه یکی از مصادیق حمایت قدرت از موسیقی برای پیشبرد اهداف سیاسی است. جلال طالبانی با شنیدن پیشنهاد تاسیس این گروه، همه مخارج مادی گروه را متقبل شده و به حمایت تمام عیار از آن پرداخت. این گروه توسط چند جوان و با امید و هدف آزادی کردستان تاسیس شده بود. دو ایده سیاسی و اجتماعی در شکل گیری این گروه نقش مهمی داشتند؛ حزب زحمت کشان کردستان با رویکردی مارکسیستی و حزب یَکیَتی نیشتمانی کردستان، با رویکردی سوسیال دموکرات. بیشتر اعضای این گروه تحت تاثیر افکار چپ گرایانه و سیاست های حزب زحمت کشان بودند. آثار این گروه کمتر ادبیاتی ملی گرایانه داشتند و بیشتر در راستای افکار انقلابی و مبارزانه بودند و با هدف ترغیب و تشویق مبارزان و پیش مرگان اجرا می شدند. موسیقی دانانی که دستگیر و زندانی شدند بسیاری از موسیقی دانان در دوران حکومت صدام حسین به دلیل اجرای آثار سیاسی و انقلابی دستگیر و زندانی شدند. یکی از این افراد «قادر کابان» است. قادر کابان از هنرمندانی است که بسیاری از آثار خود را علیه ساختار سیاسی وقت می ساخت. یکی از این آثار تصنیف «در به دری» است. قادر کابان پس از انتشار این تصنیف که نقد تندی علیه ظلم و ظالمان بود، توسط حکومت دستگیر و زندانی شد.     یکی از هنرمندان موسیقی مقامی «عَبَی مَلا» (عبدالله مَلا) است؛ یکی از موسیقی دانان انقلابی و ضد حکومت بعث که با آثار خود به مبارزه با صدام حسین پرداخت و در نهایت توسط نظامیان بعث کشته شد. «محمد صالح دیلان» و «طاهر توفیق» که از استادان مشهور مقام در کردستان عراق هستند نیز بسیاری آثار سیاسی اجرا کرده اند و هر دو به همین دلیل دستگیر و زندانی شده اند. «محمد جزا» از اساتید مقام دان کردستان عرق بود که با آثار سیاسی اش می توان او را یکی از جدی ترین هنرمندانی دانست که به مبارزه سیاسی پرداخته است. محمد جزا بارها و بارها توسط حکومت، دستگیر، زندانی و شکنجه شده است. بسیاری از مقام های اجرا شده توسط او مضامین سیاسی و انقلابی دارند. «پس از دستگیری های متعدد، از طرف حکومت به او دستور داده شده بود که کلمات وطن، سرزمین و کردستان را در آثار خود به کار نَبَرد و استفاده از این کلمات برای او ممنوع شده بود.» (ئه مین، 2015، ص 36) امروزه اما بسیاری از اساتید موسیقی مقامی از سیاست های دولت کردی در برابر موسیقی مقامی راضی نیستند. بسیاری از موسیقی دانان در گفت و گو با نگارنده به شدت به وضع موجود اعتراض داشتند. نمونه نبود این حمایت ها، مرکز مقام علی مردان است که به دلیل حمایت نکردن دولت و قطع بودجه آن، رو به تعطیلی نهاده است. موسیقی در حمایت از سیاست قبل از دوران حکومت کردی، موسیقی مقامی کردستان عراق و موسیقی دانان این حوزه با آثار خود، از سیاست های انقلابی و اعتراضی کردها علیه حکومت مرکزی عراق حمایت می کنند. این آثار در حمایت از احزاب، رهبران احزاب، مبارزان و پیش مرگان و غیره هستند. آثاری که در حمایت از حکومت باشند به هیچ وجه وجود ندارند و درواقع تا اینجا با مرحله ای از آثاری انقلابی رو به رو هستیم. پس از حکومت کردی اما آثار موسیقایی همچنان در دو وجه حمایت از احزاب و حمایت از حکومت کردی وجود دارند. شکل این آثار تغییر کرده و بیشتر به هنگام انتخابات خود را نشان می دهند. موسیقی در تقابل با سیاست قبل از دوران حکومت کردی به وضوح بسیاری از آثار سیاسی در تقابل و ضدیت با حکومت عربی عراق هستند. از طریق این موسیقی، سیاست های حکومت زیر سوال می روند، مردم به مبارزه علیه آن دعوت می شوند و اساس مشروعیت حکومت به شدت تهدید می شود. پس از حکومت کردی و دستیابی به وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بهتر، موسیقی تاکنون در تقابل با حکومت کردی قرار نگرفته و نیز آثاری که در تقابل با حکومت مرکزی عراق نیز باشند وجود ندارند.       سیاست در حمایت از موسیقی قبل از دوران به قدرت رسیدن کردها تا سال 1994 هیچ حمایتی از طرف حکومت عراق از موسیقی کردی دیده نمی شود. از سال 1994 به نظر می رسد برخی از سیاست های دولت تغییر کرده و حداقل در خانه مقام عراقی در شهر کرکوک، از موسیقی مقامی کردی توسط صدام حسین حمایت هایی مختصر صورت می گیرد. در این دوران اما احزاب کردی به حمایت کامل از موسیقی پرداخته اند. این احزاب برای پیشبرد اهداف خود که شامل اهداف حزبی و اهداف ملی می شود همیشه موسیقی دانان را مورد حمایت قرار داده اند. امروزه نیز در دوران حکومت کردی، همچنان حمایت های حزبی از موسیقی را در شرایط و زمان های خاصی می توان مشاهده کرد؛ اما وضعیت کلی موسیقی مقامی به ویژه در یک سال اخیر، از نظر موسیقی دانان بسیار نامطلوب بوده و حکومت به نحو احسن از این موسیقی حمایت نمی کند و همین امر سبب روند رو به تعطیلی مرکز مقام علی مردان شده است. سیاست در تقابل با موسیقی با توضیحاتی که داده شد، بسیار واضح است که قبل از جنبش 1991، سیاست حکومت ها همیشه در تقابل با موسیقی کردی بوده است. از نشر آثار جلوگیری می شده، در فرایند تعریب کرکوک سعی شده تا مقام کردی از بین برود و همه به مقامات عربی روی بیاورند، بسیاری از موسیقی دانان دستگیر، زندانی و حتی کشته شده اند. امروزه اما سیاست های حکومت کردی به هیچ وجه در تقابل با این موسیقی نیستند. اگرچه موسیقی دانان از حمایت های دولتی راضی نیستند؛ اما آزادانه در هر زمینه ای می توانند فعالیت کنند. موسیقی و مبارزه مدنی موسیقی در میان کردهای عراق در سال های طولانی مبارزه سیاسی و جنبش های مختلف، به عنوان یکی از راه های مبارزه مدنی همیشه در صف اول مبارزات سیاسی وجود داشته است. ساخت و اجرای آثاری که در تقابل با حکومت عراق بوده اند، نشر آثار انقلابی توسط انور قره داغی و دوستانش با وجود غیرقانونی بودن آن و غیره را می توان از مبارزات مدنی و بدون خشونت کردها دانست. نتیجه موسیقی مقامی همیشه در ارتباطی تنگاتنگ با سیاست در عراق بوده است. سال های زیاد، موسیقی نقشی دوجانبه در برابر سیاست داشته و سیاست نیز چنین نقشی را در قبال موسیقی ایفا کرده است. موسیقی مقامی از طرفی ابزاری بوده برای حمایت از سیاست های احزاب کرد و جنبش های سیاسی مردم و از طرفی در تقابل و مبارزه با سیاست و حکومت بعث عراق بوده است. این موسیقی نقشی پررنگ در حرکت های مردمی و در نهایت آزادی مردم کردستان عراق داشته است. بسیاری از آثار، مستقیما پیش مرگان کرد را در جنگ ها یاری داده و حمایت کرده است. از جنبه ای دیگر، سال ها، سیاست های حکومت عراق علیه موسیقی مقامی بوده و نقشی مهم در جلوگیری از روند رو به رشد این موسیقی داشته است. بسیاری از موسیقی دانان، دستگیر و حتی کشته شده اند. در روند تعریب شهر کرکوک، حکومت عراق، آگاهانه سعی در از بین بردن هویت کُردیِ مقام ها و جایگزینی آن ها با مقامات عربی داشته است. پس از شکل گیری حکومت خودمختار کردستان عراق و سقوط صدام حسین، این موسیقی، آزادانه به فعالیت خود ادامه داده و به ویژه، مجلس مقام خوانی و مراکز آموزش مقام، فعالیت های خود را از سر گرفته و شرایط بهتری را تجربه کرده اند. آثار سیاسی هنوز وجود دارند؛ اما شکلی جدید به خود گرفته اند. حکومت خودمختار و احزاب سیاسی هنوز از موسیقی مقامی به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کنند. مصداق بارز این مسئله، آثار موسیقایی ای هستند که به منظور ترغیب مردم برای شرکت در انتخابات ساخته و اجرا می شوند. ]]> هنری Sun, 25 Jun 2017 07:23:53 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/104893/ بودجه داریم ولی برنامه ریزی نداریم/ تلاش برای ارتقای نوازندگی http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/104909/ به گزارش ستاره ها به نقل از مهر، منوچهر صهبائی رهبر ارکستر مجلسی ایران در نشست خبری تازه ترین کنسرت این مجمومه موسیقایی که روز یکنشنبه چهارم تیرماه در تالار وحدت تهران برگزار شد با اشاره به جزییات این برنامه بیان کرد: مدتی است که اغلب اوقاتم را در تهران هستم و غیر از کارهای ضروری که در اروپا دارم عمده فعالیت هایم را در ایران متمرکز کردم. این در حالی است که طی سال های اخیر از سوی نوازندگان علاقمند کشورمان مذاکرات و پیشنهاداتی به من می شد تا در صورت امکان ارکستر جدیدی را تاسیس کنیم اما با توجه به اینکه تشکیل چنین مجموعه هایی باید در برگیرنده حقوق و مزایا برای هر یک از نوازندگان باشد کمی نسبت به تشکیل این ارکستر تردید داشتم. اما از یکسال و نیم پیش به پیشنهاد همسرم منیژه صهبائی که به عنوان مدیر برنامه ریزی کارهایم نیز به فعالیت مشغول است، فضا را به سمتی بردیم تا ارکستر مجلسی ایران تشکیل شود. وی ادامه داد: طبق برنامه ریزی هایی که انجام گرفته این ارکستر قرار است تا هر از چندگاهی رپرتواری از آثار کمتر اجرا شده موسیقی کلاسیک جهان را برای علاقمندان این گونه موسیقایی اجرا کند. به هر حال ما باید با تشکیل چنین ارکستری که باید قطعات استاندارد کلاسیک جهانی را اجرا کند بابت حقوق و قراردادهای مالی تضمینی را ایجاد می کردیم که خوشبختانه این اتفاق افتاد و هم اکنون ما با در اختیار گرفتن ۲۱ نوازنده موسیقی که می تواند تا حدود ۴۰ نفر نیز افزایش پیدا کند نسبت به اجرای برنامه هایمان اقدام خواهیم کرد. با همه نوازندگان قرارداد رسمی داریم رهبر ارکستر مجلسی ایران با اشاره به قطعات اولین کنسرت این مجموعه که روزهای هشتم و نهم تیرماه امسال در تالار وحدت تهران برگزار می شود، توضیح داد: برنامه ای که برای مخاطبان در نظر گرفته شده به نظر من اجرای آثار جالب توجهی است که در قسمت اول اثر چهار فصل ویوالدی در چهار کنسرتو  به صورت پشت سر هم توسط سولیست های ارکستر اجرا می شود. البته یکی از کارهای مشکل ما در اجرای این بخش استفاده از چهار تک نوازی است که هر کدام عضوی از نمایندگان ارکستر هستند و این برای اجرای قطعه دشواری چون چهار فصل ویوالدی کار دشواری است که با تمرین ها و آماده سازی هایی که در این زمینه انجام گرفته شاهد اتفاقات جالبی خواهیم بود. در قسمت دوم نیز آثار از ادوارد گریک آهنگساز دوره رمانتیک نروژ، سویت هولبرت برای تماشاگران اجرا می شود. که با توجه به این رپرتوار تصور می کنم علاقمندان شاهد برنامه متفاوتی در اولین اجرای ارکستر مجلسی ایران خواهند بود. صهبائی درباره نحوه انعقاد قرارداد با نوازندگان این ارکستر نوپا گفت: وضعیت قراردادی ما با اعضای ارکستر کاملا روشن است و ما بر اساس یک قرارداد رسمی مکتوب از همین حالا می دانیم که طبق برنامه های اعلام شده تا آخر پروژه چه رفتاری با نوازندگان می شود و به طور حتم اگر در چنین پروژه هایی کار به خوبی آغاز شود ما می توانیم در کنار این نوازندگان نسبت به عضوگیری نوازندگان جدید اقدامات لازم را انجام دهیم و البته که نباید از این ارکستر توقع یک ارکستر چند ساله را داشته باشیم چراکه ارکستر مجلسی ایران تازه می خواهد متولد شود و ما باید تلاش کنیم تا برنامه ها به شکلی انجام گیرد تا همه چیز به لحاظ کیفی و صدادهی در فضای قابل قبولی قرار گیرد. این یک ارکستر تازه متولد شده است مشکل و مهم ترین دغدغه من فضای فعلی موسیقی کشورمان فقدان برنامه ریزی طولانی مدت و تربیت نوازندگان خوب برای حضور در ارکستر شده است که من امیدوارم با پولی که از خارج آوردم و می خواهم آن را صرف موسیقی کشورم کنم فضایی را ایجاد کنم تا بتوانم سطح نوازندگی در ایران و تخصص و مهارت در این زمینه را ارتقا بخشیمرهبر اسبق اکستر سمفونیک تهران در بخش دیگری از صحبت های خود با بیان اینکه تامین بودجه ارکستر مجلسی ایران به صورت کاملا شخصی انجام گرفته توضیح داد: من ۳۵ سال در اروپا کار کردم و خوشبختانه در این مدت درآمدم زیاد بود که مقداری از آن می تواند به راحتی بودجه چند سال ارکستر مجلسی ایران را تامین کند. اما مشکل و مهم ترین دغدغه من فضای فعلی موسیقی کشورمان فقدان برنامه ریزی طولانی مدت و تربیت نوازندگان خوب برای حضور در ارکستر شده است که من امیدوارم با پولی که از خارج آوردم و می خواهم آن را صرف موسیقی کشورم کنم فضایی را ایجاد کنم تا بتوانم سطح نوازندگی در ایران و تخصص و مهارت در این زمینه را ارتقا بخشیم. صهبائی گفت: ما از ابتدا برای هر فصل از سال یک کنسرت را در نظر گرفته ایم اما با توجه به مشکلاتی که در زمینه برنامه ریزی تالارهای اجرا به وجود آمد مجبور شدیم برنامه فصل بهار را به تابستان منتقل کنیم و می دانیم روزهای برگزاری کنسرت اول ماه اصلا در زمان مناسبی قرار نگرفته است. به هر حال امیدواریم این خلا برنامه ریزی به سمتی کشیده شود که گروه ها و مجموعه های مستقل موسیقایی بتوانند برنامه سالانه ای داشته باشند تا بر اساس آن نسبت به برگزاری کنسرت ها اقدام کنند. وی تصریح کرد: بنده در ارکستر مجلسی ایران تمام سعی خود را می کنم تا به استانداردها نزدیک شوم همانطور که اشاره کردم ارکستر مجلسی ایران هم اکنون در مرحله تولد قرار دارد و امیدواریم این کنسرت، برنامه اول و آخر ما نباشد. جزئیاتی از پروژه «برای ایرانم» منوچهر صهبائی منیژه صهبائی مدیر اجرایی ارکستر مجلسی ایران هم در این نشست با اشاره به اهداف تشکیل این ارکستر عنوان کرد ارائه موسیقی علمی جدی و جهانی است. با استفاده از آثار آهنگسازان معتبر جهانی و ایرانی از جمله اهدافمان و راه اندازی و تشکیل این ارکستر است که به طور حتم اگر آثار آهنگسازان ایرانی به دست مان برسد ما برنامه هایی نیز در این زمینه خواهیم داشت. وی افزود: طی سال های اخیر موضوعی باب شده که بر اساس آن نوازندگان در اغلب اوقات فضایی را به وجود می آورند که هر وقت دل شان بخواهد با مجموعه همکاری کنند یا نکنند، در حالی که ارکستر یک کار گروهی است. من بسیار خوشحالم که در فضای ارکستر مجلسی ایران دوستانی همراه ما هستند که نظم و همکاری بسیار شایسته ای با بدنه ارکستر دارند و من امیدوارم این فضا برای نوازندگان ما تبدیل به یک فرهنگ شود. مدیر اجرایی ارکستر مجلسی ایران در ادامه صحبت های خود توضیح داد: همسرم منوچهر صهبائی از سال ها پیش پروژه ای بنام «برای ایرانم» آغاز کرد که بر اساس آن آثار آهنگسازان ایرانی در خارج از کشور ضبط و حتی با تمام فشارها توسط ارکسترهای خارجی اجرا شد. او در قالب این پروژه بود که تحقیقات بسیاری وسیعی درباره ارکستر سمفونیک انجام داد و در این زمینه بانک اطلاعاتی بسیار گسترده ای را تدوین کرد و حالا تاسیس ارکستر مجلسی ایران در ادامه پروژه برای ایرانم است که امیدوارم به سرنوشت خوبی منتهی شود. اولین کنسرت ارکستر مجلسی ایران به رهبری منوچهر صهبائی ساعت ۲۱:۳۰ روزهای هشتم و نهم تیرماه در تالار وحدت تهران برگزار می شود. ]]> هنری Sun, 25 Jun 2017 09:02:55 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/104909/