پایگاه خبری ستاره ها - پربيننده ترين عناوين هنری :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/art Tue, 18 Dec 2018 19:40:17 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Tue, 18 Dec 2018 19:40:17 GMT هنری 60 عکسی از ترلان پروانه در جشن تولد مربی سوارکاری اش! http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149689/ ]]> هنری Mon, 17 Dec 2018 11:03:54 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149689/ نخستین عکس از هادی حجازی فر در «منطقه پرواز ممنوع» http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149706/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری مهر، «منطقه پرواز ممنوع» که در ژانر ماجراجویانه و برای مخاطب نوجوان ساخته شده، اولین فیلم سینمایی امیر داسارگر به عنوان نویسنده و کارگردان است. داسارگر پیش از این ساخت چند فیلم داستانی از جمله «هنگامه» و «سر به راه» را در کارنامه دارد. این فیلم در بیش از ۵۰ لوکیشن در منطقه کلیبر استان آذربایجان شرقی تصویربرداری شده و این روزها هادی اسلامی در حال ساخت جلوه های ویژه بصری این فیلم است. ساخت موسیقی این فیلم توسط حبیب خزایی‌فر کلید خورده است. «منطقه پرواز ممنوع» به تهیه کنندگی حامد بامروت نژاد برای حضور در جشنواره ملی فیلم فجر آماده می‌شود. دیگر عوامل فیلم سینمایی «منطقه پرواز ممنوع» عبارتند از مدیر فیلمبرداری: علی رنجبر، طراح صحنه و لباس: پیام حسین سوری، طراح گریم: امیر ترابی، صدابردار: سعید بجنوردی، جلوه های ویژه میدانی: محمدرضا ترکمان و حمید رسولیان، دستیار اول کارگردان: سید احمد حسینی، مدیر برنامه ریزی: مهدیار عقابی، بازیگردان نوجوان: زین العابدین تقی پور، تدوین: ابوذر حیدری، مدیر تولید: سید صادق حسینی، جانشین تولید: سید مهدی حسینی. ]]> هنری Mon, 17 Dec 2018 12:28:16 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149706/ پشت پرده همنوایی «تکتم»و «همایون شجریان» http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149672/  روزنامه شهروند نوشت: «او مدت‌هاست که در گروه کرال موسسه در کنار ندا، مهتاب و شقایق که از بچه‌های موسسه هستند، آواز می‌خواند و حالا هم همراه با همین گروه، در گروه کرال ارکستر ملی ویژه ایران هنرنمایی می‌کند؛ ارکستری که تمام ٢٠ هنرمندش، جزو افراد کم‌توان ذهنی و جسمی هستند و جمعه گذشته، نخستین اجرایشان را در تهران تجربه کردند. زهرا حجت، مدیرعامل موسسه خیریه همدم مشهد، تنها کسی است که به‌‌خوبی می‌تواند درباره بچه‌های تحت پوشش‌اش صحبت کند. او می‌گوید تکتم به همان زیبایی که می‌خواند، نمی‌تواند صحبت کند؛ دلیل آن هم اختلالات ذهنی و جسمی اوست. حجت از ‌سال ٨١ مدیر موسسه همدم شده و تا الان شاهد هنرنمایی خیلی از افراد موسسه‌اش بوده؛ موسسه‌ای که به نام «همدم» یکی از دختران تحت پوشش نام‌گذاری شده: «همدم یکی از دختران کم‌توان ذهنی شدید اما بشدت مهربان است. تا به همه غذا ندهد خودش غذا نمی‌خورد.»   زهرا حجت در گفت‌و‌گو با «شهروند» اتفاق روز شنبه در موسسه همدم را منحصربه‌فرد می‌داند و درباره روند استعدادیابی تکتم و ماجرای حضور همایون شجریان در موسسه و اجرای دو نفره آنها بیشتر توضیح می‌دهد. چه اتفاقی افتاد که همایون شجریان به موسسه همدم آمد؟ ما قبل از این به عموهای آقای شجریان که در مشهدند، سپرده بودیم که هر زمان او به مشهد آمد، به موسسه سری بزند. جمعه بعد از مراسم ارکستر ویژه قرار بود با قطار به مشهد برگردیم که فهمیدیم آقای همایون شجریان قرار است شنبه به موسسه بیایند. ما هم به‌ سرعت بلیت هواپیما گرفتیم. شنبه اعضای هیأت‌مدیره برای استقبال از آقای شجریان به موسسه آمدند و در آمفی‌تئاتر همراه با بچه‌ها جمع شدند. او پس از بازدید از موسسه به اجرای بچه‌ها گوش داد و وقتی خواست خودش اجرا داشته باشد، از او خواهش کردم تا تکتم هم همخوانی کند و او در کمال فروتنی این موضوع را قبول کرد و رفتار خیلی خوبی داشت. تکتم از قبل آماده بود؟ نه اصلا. تکتم با همایون شجریان همراهی کرد و شعرها را از حفظ بود. شعرها را قبلا شنیده بود. واکنش آقای شجریان چه بود؟ او به قدری تحت ‌تأثیر قرار گرفت که حد نداشت. اصلا برای بچه‌ها کم نگذاشت و با همان شور و حرارتی که در کنسرت‌هایش آواز می‌خواند با بچه‌ها خواند. نظرش درباره صدای تکتم چه بود؟ خیلی تحت ‌تأثیر قرار گرفت و گفت که هر کاری از دستش برمی‌آید، برای موسسه انجام می‌دهد. خود تکتم چه احساسی داشت؟ تکتم با چشم دل می‌بیند و خیلی خوشحال بود. به ترانه‌های آقای شجریان علاقه خاصی دارد؟ او همه را دوست دارد اما سنتی هم زیاد تمرین کرده است. مثلا ترانه «چرا رفتی» را یک‌ سال پیش شنیده بود اما وقتی با همایون شجریان همراهی کرد، همه را از حفظ بود. احساس خودتان در آن لحظه چطور بود؟ با توجه به این‌ که ویدیوی این همخوانی در فضای مجازی انتشار زیادی داشت. من اصلا نمی‌توانم احساسم را بیان کنم. تحت ‌تأثیر تواضع آقای شجریان قرار گرفتم. او آن‌ قدر گریه کرد که دستمال برایش کافی نبود. از صمیم قلب دوست داشت برای بچه‌ها کاری کند. انتشار این ویدیو چه بازتاب‌هایی داشت؟ خیلی‌ها پیام دادند و قصد حمایت داشتند. بعد از این‌ که در دو روز گذشته ویدیوی همخوانی تکتم با آقای شجریان منتشر شد، همه دنبال این دختر هستند. همه می‌خواهند بدانند این دختر خوش‌صدا کیست؟ تکتم حدودا بیست‌وپنج ساله است. او از کودکی پیش ماست. من از ‌سال ٨١ مدیر این موسسه هستم و قبل از آمدنم، تکتم در این موسسه بود. موسسه همدم مخصوص نگهداری از بچه‌های بی‌سرپرست و بدسرپرست است؛ برخی از خانواده‌ها توانایی نگهداری از فرزندانشان را ندارند و آنها را به ما می‌سپرند. تکتم جزو بچه‌های چندمعلولیتی است؛ یعنی هم کم‌توان ذهنی است و هم نابینای مطلق اما استعداد بسیاری خاصی در موسیقی دارد. موسیقی چقدر به او کمک کرده است؟ موسیقی به او آرامش می‌دهد. اگر دقت کرده باشید، وقتی نمی‌خواند بیقرار است، تیک‌های زیادی دارد؛ به‌خصوص در دست‌هایش. مشکلات زیادی دارد اما استعداد ویژه‌اش در موسیقی است. واکمن دایما در گوشش است و همیشه موسیقی گوش می‌دهد. بیشتر دوست دارد از کدام خواننده بشنود یا چه سبکی را بیشتر می‌پسندد؟ همه سبک‌ها را از همه هنرمندان گوش می‌دهد. ترانه‌هایی که دوست دارد را مدام تکرار می‌کند، حافظه خیلی خوبی دارد. مثلا شعرهایی که ١٠‌سال پیش شنیده را از حفظ است. از همه بیشتر به عموپورنگ علاقه دارد. یک‌ بار در برنامه زنده‌اش شرکت کرد و شعر امام‌رضا(ع) را خواند. خودش به ما می‌گوید فلان آهنگ را می‌خواهم ما هم در ضبط صوتی که دارد، می‌ریزیم. حتی در ارکستر ملی ویژه هم توانست شعر عربی را حفظ کند که خیلی هم سخت بود. البته که روی صدایش کار شده، درست است؟ بله؛ استاد اول تکتم، عباسعلی خمر بودند که خودشان معلولیت داشتند. او چند ‌سال پیش فوت کرد اما همان موقع خیلی روی صدای تکتم کار کرد، وقتی من وارد موسسه شدم، تکتم استعدادیابی شده بود. او مدام شعرها را به صورت مداحی زمزمه می‌کرد، از همه بیشتر هم این شعر «اومدم امام رضا تا با تو درد دل کنم و...» را زمزمه می‌کرد، کلا ترانه‌های امام رضایی زیاد می‌خواند. بعدها مشخص شد که او نبوغ زیادی در یادگیری موسیقی دارد، دستگاه‌ها را خوب می‌شناخت، با توجه به مشکل تکتم نمی‌توانستیم کلاس‌های آموزشی برایش بگذاریم اما در مورد موسیقی ماجرا متفاوت بود، ما برای موسیقی توانستیم به او آموزش دهیم. به ‌طور کلی استعداد اصلی‌اش را استاد خمر کشف کرد. حتی می‌گفت که تکتم نباید شعرهای خاصی را بخواند؛ چون صدایش خراب می‌شود. خانواده‌اش می‌دانند او چه استعدادی دارد؟ بله؛ اطلاع دارند اما شرایط نگهداری از او را ندارند. تکتم چطور دختری است؛ یعنی در موسسه چقدر با دیگران متفاوت است؟ تکتم به دلیل اختلالی که دارد، با مشکلات مخصوص خودش درگیر است، گاهی ممکن است روی رفتارهایش کنترل نداشته باشد. ما خیلی مراعاتش را می‌کنیم و باب میلش عمل می‌کنیم تا عصبانی نشود، مخصوصا وقتی اجرا دارد خیلی مواظبیم که عصبانی نشود و داد نزند تا صدایش خراب نشود. به‌ هر حال به دلیل خوش‌صدایی که دارد امتیاز زیادی هم می‌گیرد. همه او را می‌شناسند. خیلی‌ها او را می‌بینند و می‌آیند جلو برای سلام دادن. با توجه به استعدادی که تکتم دارد، چقدر به‌عنوان کم توان ذهنی به شمار می‌رود؟ به هر حال تکتم تیک‌های شدید دارد و ما نتوانستیم به او خط بریل را آموزش دهیم، حتی در یادگیری مهارت‌های زندگی هم با مشکل مواجه است اما به‌ طور کلی، افراد مبتلا به معلولیت ذهنی، افرادی نیستند که مدام پرخاشگری کنند و  شما اگر سری به موسسه ما بزنید تمام ذهنیتتان درباره بچه‌های کم‌توان تغییر می‌کند، ما بچه‌هایی در موسسه داریم که خیلی هنرمندانه کار می‌کنند و کارهایشان به فروش می‌رسد. مراکز مشابه ما زیادند اما ما روی هنر این افراد تمرکز کرده‌ایم. ما از همان اول بچه‌ها را بر اساس استعدادهایی که دارند، تفکیک و بچه‌های آموزش‌پذیر را در بخش هنر، فعال کرده‌ایم. مثلا بعضی در بخش آواز، بعضی در بخش قلم‌زنی، تئاتر، موسیقی، گلیم‌بافی و... فعال شده‌اند و کارشان هم خیلی خوب است. ما از بیرون سفارش کار داریم. در بخش موسیقی بچه‌های دیگری هم هستند که جز تکتم استعداد داشته باشند؟ بله، ندا، مهتاب و شقایق هم در گروه کرال ارکستر ملی ویژه‌اند، ندا دکلمه می‌گوید و مهتاب در تئاتر رادیویی نفر اول کشوری است. اینها به‌ عنوان یک فرد کم‌توان ذهنی وارد موسسه شدند و بعدا مشخص شد که خیلی از آنها دچار کم‌توانی اجتماعی‌اند اما دیگر جایی نبود که ترخیص شوند و آنجا بروند. خانواده‌ای نیست که از آنها حمایت کند. ما برای این گروه خانه جداگانه‌ای را تحت عنوان شبه‌خانواده ایجاد کرده‌ایم تا روی توانایی‌هایشان متمرکز شوند. موسسه همدم یکی از نمونه‌های موفق در این زمینه است. حمایت‌ها از این موسسه چگونه است؟ مردم خیّر خیلی ما را حمایت می‌کنند، هر چند که بهزیستی هم یارانه‌ای به ما می‌دهد اما مردم این موسسه را از‌سال ٦١ حمایت می‌کنند. نخستین اجرای تکتم چه زمانی بود؟ از زمانی که من یادم است تکتم و دیگر بچه‌ها اجرا داشته‌اند. شاید حدود ١٥ سالی باشد که اجرا دارند. در تمام برنامه‌های ما این اتفاق می‌افتد. شاخص‌ترین اجرایشان کجا بود؟ شاخص‌ترین اجرایشان شعر امام رضاست، اما یادم نمی‌آید کجا بود. در سالن اجلاس سران تهران در مقابل معاون اول رئیس‌جمهوی و وزیر وقت رفاه و رئیس سازمان بهزیستی ترانه ایران سالار عقیلی را اجرا کردند. الان در بهزیستی همه تکتم را می‌شناسند. بچه‌ها روزی چند ساعت تمرین می‌کنند؟ حدودا سه - چهار ساعت، اما زمانی که برای ارکستر ملی ویژه آماده می‌شدند، روزی ١٠ ساعت تمرین می‌کردند. امیدواریم اجرای بعدی در تالار وحدت باشد. ]]> هنری Mon, 17 Dec 2018 09:40:50 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149672/ «گاندو» به تبریز رسید http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149685/ به گزارش ستاره ها به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان: سریال پر بازیگر «گاندو» به تهیه کنندگی مجتبی امینی و کارگردانی جواد افشار که شهریور ماه کار خود را در تهران آغاز کرده بود، این روز‌ها در شهر تبریز مشغول تصویربرداری سکانس‌های جدید خود است و حدود ۷۰ درصد از کار تاکنون ضبط شده است که تا پایان سال تمام می شود.   بعد از شهر تبریز، شیراز مقصد بعدی گروه است که تا قبل از سفر به ترکیه در یک ماه آینده باید سکانس‌های آن گرفته شود و نویسندگی کار را آرش قادری انجام داده است. داریوش فرهنگ، وحیدرهبانی، پیام دهکردی، لیلا اوتادی، ساراخویینی‌ها، علیرام نورایی، آزیتا ترکاشوند، نگارعابدی، خسرو شهراز، پندار اکبری، عرفان ابراهیمی، مجیدنوروزی، علی افشار، اتابک نادری، نیلوفر شهیدی، محمدجواد طاهری، جمشید جهانزاده، بهزاد رحیم خانی، فلیپ ساپرکین، فرشته آلوسی، سارا محمدی، میثم ولیخانی، مصطفی سلطانی، یاسمین پیداودی، آیدا جعفری، ناره گرگوریان، از جمله بازیگرانی هستند که در این سریال پر ستاره ایفای نقش خواهند کرد؛ همچنین «گاندو» با حضور کامبیز دیرباز، محمدرضا شریفی‌نیا، سید مهرداد ضیایی، رضا توکلی، نسرین نکیسا، سوگل طهماسبی، کمند امیر سلیمانی، صالح میرزا آقایی و فرهاد قائمیان تصویربرداری می‌شود؛ ناگفته نماند جمع زیادی از بازیگران خارجی و ایرانی در بخش تولید خارج از کشور به این مجموعه اضافه خواهند شد. سایر عوامل سریال «گاندو» عبارتند از: کارگردان: جوادافشار، تهیه‌کننده: مجتبی امینی، مجری طرح و مدیرتولید: مصطفی سلطانی، نویسنده: آرش قادری، مدیرتصویربرداری: فرشادگل سفیدی، مدیر صدابرداری: هادی افشار، مدیر برنامه‌ریزی: آرش سجادی، دستیار اول کارگردان‌: داود باقری، طراح صحنه: حسین مجد، طراح لباس: الهام شعبانی، طراح گریم: شهرزاد عقیقی، مدیرتدارکات: سید مقصود میرهاشمی، تدوین: حامد محسن پور، دستیاردوم کارگردان: افشین عمران، تصویربردار پشت صحنه:محمد باقری، برنامه ریز: عارفه رشیدی و مینا نیکو، منشی صحنه: سمانه واعظی، عکاس: محسن جسور. ]]> هنری Mon, 17 Dec 2018 10:44:31 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149685/ سیدجواد رضویان به استقبال زمستان رفت/عکس http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149670/ به نام حضرت حق ؛ زمستان بی تو سرمایی بی برف است بارش اندوهی سپید از ابر های سرخ مه آلود زمان در کوچ غریبانه ی یاس ها برای چه از زمستان بگویم زمستان بی برف پرنده ای بی آسمان است که دانه های گندم را از باغچه ای متروک می جوید. آدینه به عافیت، عاقبت به خیر. یاحق. تصویر : سینا جان نورمحمد به تاریخ دی ماه ٩٣   ]]> هنری Mon, 17 Dec 2018 09:31:24 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149670/ پادشاهی که پاپ کورن می‌خورد و با آرنجش گردو می‌شکند http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149675/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرآنلاین؛ خسرو معتضد مجری و کارشناس برنامه «تاریخ و سینما» که شنبه شب‌ها از شبکه آی‌فیلم پخش می‌شود درباره فیلم «میراث دار» با موضوع زندگی عمر خیام گفت: متاسفانه کارگردان این فیلم، کیوان مشایخ، یک ایرانی است که سال‌ها در آمریکا زندگی کرده و بازیگران فیلمش نیز اغلب ایرانی هستند. من از یک ایرانی انتظارم خیلی بیشتر بود. این فیلم مضحکه است. در فضای مجازی از این فیلم خیلی انتقاد کردند و آن را فیلم بسیار بدی دانسته اند. او افزود: کیوان مشایخ که جرأت کرده و فیلم خیام را ساخته آیا خیام را می‌شناسد؟ دایره المعارف ایران در آمریکا در دسترسش بوده، چرا به آن مراجعه نکرده است؟ رباعیات خیام را ادوارد فیتز جرالد در قرن نوزدهم به زبان انگلیسی ترجمه کرده است. در حال حاضر شهرت خیام در اروپا و آمریکا خیلی بیشتر از ایران است. کسی که چنین فیلمی می‌خواهد بسازد ابتدا باید ببیند که آیا توانش را دارد؟ چقدر درباره خیام کتاب خوانده است؟ مقدمه ادوارد فیتز جرالد را خوانده است؟ خیام را می شناسد؟ او خطاب به کارگردان این فیلم گفت: کیوان مشایخ وقتی می‌خواستی این فیلم را تهیه کنی به کتابخانه کنگره مراجعه می‌کردی و کتاب هارولد لمب را می‌خواندی. هارولد لمب یک کتاب درباره عمر خیام نوشته که توسط یکی از اساتید به فارسی ترجمه شده است. این کتاب بسیار زیباست و صحنه‌های بدیع دارد و ما را به نیشابور قرن ششم می‌برد. داستان فیلم درباره یک خانواده‌ای در آمریکاست که از نوادگان خیام هستند، به نظر من این موضوع خیلی خنده‌دار است. در ایران اگر بخواهید جد بزرگ خودتان را بشناسید دشوار است و خانواده‌هایی که بتوانند هفت نیای خودشان را نام ببرند خیلی کم است. حال این فرد به رفته آمریکا و یکسری از  اقوامش نیز در ایران هستند. آنها یک گردنبندی را در دست دارند که برای پدر خیام بوده است؛ گردنبند به مادر خیام رسیده و مادرش نیز آن را به خیام داده و خیام دست به دست آن را به فرزندان و نوادگانش انتقال داده و اکنون در لس‌آنجلس است.  این مورخ ادامه داد: در این فیلم مادر خیام زنی بیمارگون است. خیام از همان کودکی هر شب به آسمان خیره می‌شود و از کودکی دب اکبر، دب اصغر را در آسمان می‌شناسد و روی زمین با شمع حالت ستارگان را مجسم می‌کند. مادرش به سراغ استادی می‌رود و از او می خواهد که خیام را به مدرسه راه دهند. این استاد که بعدها در فیلم، مشخص می‌شود خواجه نظام‌الملک طوسی است از خیام حمایت می کند، او را به مدرسه می برد، در مدرسه به او یک مکان رفیع می دهد و مورد عنایت و محبت قرار می دهد.  معتضد بیان کرد: کیوان مشایخ در تاریخ چیزهایی خوانده و لذا نظامیه‌ها را در فیلمش خواجه نظام الملک درست کرده است. عمر خیام یک دوستی به نام حسن پیدا می‌کند. کارگردان یک دختر نیز به نام دریا را وارد داستان کرده است، اسم دریا جدید است و من فکر نمی‌کنم در قرن ششم هجری اسم دختر را دریا می‌گذاشتند. کما اینکه بسیاری از اسامی ایران باستان از سال ۱۳۰۰ هجری در ایران متداول شد. فکر کنید در قرن ششم هجری اسم یک دختر بچه را دریا گذاشته اند که دو دوستِ پسر دارد و با هم بازی می‌کنند. عمر به کنار دریا می رود و به آسمان نگاه می کند و با حسن صباح شمشیر بازی می کند. فیلم کودکانه و وقت تلف کن است. این کارگردان به جای فیلمبرداری و طراحی صحنه چقدر خوب بود که مقداری زندگی خیام را می‌خواند. مجری «تاریخ و سینما» ادامه داد: در فیلم ناگهان صحبت سلجوقی ها پیش می آید. کارگردان یا سناریست شنیده که در آن زمان سلجوقی ها روی کار بودند. ملک شاه پسر الب ارسلان را در صحرا نشان می دهد. یک پسر جوان، خندان و شوخ و شنگ به تصویر کشیده شده که در حقیقت اینگونه نبوده است؛ با خیام صحبت می کند، خیام شعر می گفته و باده گساری می‌کرده؛ در بیایان با یکدیگر پرسه می زنند و می‌خندند. او درباره صحنه‌ای از فیلم بیان کرد: خیام به دربار می‌رود. آنچه که من در دربار به آن خندیدم لباس سلطان ملک شاه است. کلاه سلطان سلیم و سلطان سلیمان عثمانی در فیلم «سلطان باشکوه» را بر سر سلطان ملک شاه گذاشتند. حسن صباح را یک پسر جلف، لوس و چاقوکش نشان دادند که این یک توهین است. در صحنه‌ای دیگر مجلس بزم ملک شاه را نشان می دهد. ملک شاه پشت میز نشسته و پسته و بادام بالا می اندازد. چنین کاری اصلا در شأن یک پادشاه نبود. جالب این است که با آرنج خود گردو هم می شکند و آنهایی را که در دهان خود می اندازد گویا پاپ کورن است.  معتضد در پایان گفت: عمر خیام فرد بزرگی است. هنوز کارگردانان آمریکایی جرات نکرده اند که درباره مولوی و عمر خیام فیلم بسازند چرا که به مطالعات زیادی نیاز دارد. ]]> هنری Mon, 17 Dec 2018 09:54:03 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149675/ گفتگو با حسام منظور؛ ارسلان میرزای محبوب «بانوی عمارت» http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149679/ به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری فارس: «حسام منظور» چهره ای گمنام در سریال های تلویزیونی است. فارغ التحصیل کاگردانی سینما و مدرس بازیگری، پیش از این در نمایش های زیادی حضور داشت و یکی دو فیلم سینمایی هم بازی کرده بود اما سریال «بانوی عمارت» اولین حضور این بازیگر در عرصه تلویزیون بود.منظور در نقش شازده امیر ارسلان، بازی خوبی به نمایش گذاشته و بیننده را با خود همراه کرده است. به تازگی با این بازیگر مصاحبه ای ترتیب داده ایم که در زیر می خوانید: آقای منظور علی‌رغم اینکه «بانوی عمارت» جدی‌ترین کار شما در حوزه تلویزیون محسوب می‌شود؛ اما به نظر می‌رسد که در حوزه تئاتر حضور پررنگ‌تری داشته‌اید و این موضوع در بازی شما در سریال هم به چشم می‌آید. یکی از دلایلی که کمتر در این سالها در تلویزیون حضور داشتم به خودم برمی‌گردد و دیگری نحوه انتخاب بازیگر برای سریال‌ها. اصولا آدم سخت‌گیری هستم و با اینکه پیشنهادهایی بوده، اما برای من زیاد جذابیت نداشته است و جاهایی که دوست داشتم هم پذیرفتم و بازی کردم که دوست ندارم نامی از آنها ببرم. همچنین دوست داشتم در این سالها به بلوغ و پختگی برسم و دوست نداشتم یک شبه ره صد ساله را بروم. برخی از این تجربیات خوب بوده و برخی هم نه. سیستم انتخاب بازیگر در کشور ما هنوز ساز و کار مشخصی ندارد و برخی اوقات دانشجوهایم از من سوال می‌پرسند که چطور می‌توانیم وارد دنیای بازیگری شویم و من هیچ جواب شفاف و مسیر مشخصی برایشان ندارم. بخشی از این مسیر به شانس و اقبال و ارتباطات آدم‌ها برمی‌گردد. من اصولا سعی می‌کنم در فضاهای شخصی خودم باشم،‌ مطالعه کنم و بیشتر یاد بگیرم. هیچگاه از تجربه نترسیدم و همیشه به استقبال تجربه رفتم و حداقل در تئاتر این را ثابت کردم که هر نقشم با نقش دیگر تفاوت دارد و شاید همین یکی از دلایلی باشد که باعث شده کمتر در تلویزیون کار کنم. به هر ترتیب قرار گرفتن در قالب یکی از شخصیت‌هایی که در دوره قاجار زندگی کرده است، کار ساده‌ای نیست. نقش «ارسلان میرزا قوانلوی قاجار» چه ویژگی‌های منحصر به فردی داشت که شما را ترغیب کرد؟ وقتی که صحبت از آقای حمیدنژاد شد خیلی هیجان زده شدم و ایشان را جزو کارگردان‌های صاحب سبک در سینمای ایران می‌دانم و اغلب بازیگران دوست دارند با او کار کنند و من هم همینطور. آقای حمیدنژاد را تا به حال از نزدیک ندیده بودم و او هم تئاترهای من را ندیده بود و شنیده بودم که برای انتخاب بازیگرانشان وسواس خاصی دارند و مدتی هم بود که به دنبال بازیگر برای نقش ارسلان میرزا می‌گشتند و مرا برای این نقش انتخاب کردند. به طور معمول ایفای نقش یکی از شاهزاده‌های قاجار استایل و فیزیک خاصی را می‌طلبد. آقای حمیدنژاد بر اساس چه ویژگی‌هایی شما را برای این نقش انتخاب کرد؟ اینکه چه فاکتوری برایشان مهم بود که من با آن مطابقت داشتم را باید از خودشان بپرسید. اما وقتی که متن را خواندم بسیار هیجان زده شدم چراکه قصه بسیار دقیق و مهیجی است و هر چند قسمت یکبار اتفاق جدیدی می‌افتد و مجموعه درام پیچیده‌تر می‌شود و این قصه طی تحقیقات بسیاری نوشته شده است و نشان از این دارد که نویسنده به خوبی درام را می‌شناسد. کارهای تلویزیونی ما در سالها ی اخیر همگی شبیه به هم شده است و آنهم به خاطر استفاده از یک الگوی تکراری است. از طرفی هم شجاعت در ساخت آثار کم شده است و ما برای ساختن سریالی جذاب نیاز به شجاعت بیشتری داریم که باید در قصه پردازی و پرداخت درام و نحوه تولید اثر باشد و زمانی که متن این سریال را خواندم این شجاعت را در نوشتار آقای جوانمرد دیدم و از آن طرف هم آقای حمیدنژاد فرد شجاعی است و آنهم به این دلیل که بچه جنگ است و شاهد این ماجرا میزانسن، دکوپاژ، استفاده از بازیگران و همه عناصر تشکیل دهنده این سریال می‌بینید و اگر امروز استقبال مردم را می‌بینید به این دلیل است که مردم بعد از سالها با یک اثر جدید یا کمتر دیده شده مواجه شده‌اند و همه اینها باعث شد که از همان ابتدا در انتخابم شک نکنم. مدت‌ها از تولید و پخش آخرین سریال عاشقانه تاریخی تلویزیون می‌گذرد و بنا به کمبود بودجه‌ای که دست سازندگان آثار تلویزیونی را بسته شاید کارگردان‌ها میل کمتری برای رفتن به سمت این ژانر دارند. بله، چندین سال است که تلویزیون یک سریال جذاب تاریخی نداشته است، ‌حتی در نوع غیر عاشقانه هم مدت‌ها است که اثری تاریخی نداشتیم. در ادامه تصور کردم اثری که مدت‌ها منتظرش بودم همین است و بلافاصله آن را پذیرفتم. معمولا ساخت آثار تاریخی مثل راه رفتن روی لبه تیغ است و اگر دخل و تصرفی در آن صورت گیرد، بالاخره مشخص خواهد شد. قصه‌ای که در این سریال اتفاق می‌افتد و پیش می‌رود، تا چه میزان ریشه‌ای در واقعیت دارد؟ با اینکه «بانوی عمارت» فرم تاریخی دارد، اما خیلی به تاریخ نمی‌پردازد. این سریال در واقع می‌خواهد روابط انسان‌ها را در بستر تاریخ مورد بررسی قرار دهد. بخش‌هایی از داستان که به قتل ناصرالدین شاه و ماجرای میرزا رضای کرمانی مربوط است کاملا مستند است و روی آن تحقیق‌های فراوانی انجام شده است و سایر بخش‌های داستانی زائیده ذهن نویسنده است. شازده ارسلان یک شخصیت خیالی است منتهی در مورد بحث ترور ناصرالدین شاه و بازجویی از میرزا رضای کرمانی ابهامات بسیاری وجود دارد و در تاریخ هم آمده که تعداد زیادی از ایل قاجار در آن دوره برای مشخص شدن قاتل شاه با کرمانی حرف می‌زنند و از او به نوعی استنطاق می‌گیرند و ارسلان هم می‌تواند یکی از آنها باشد که سراغ میرزا رضا رفته و از او استنطاق می‌گیرد. نکته بعدی که در مورد این شخصیت به وضوح پیداست این است که با گذشت تقریبا ۱۰ قسمت از این سریال زندگی شخصی ارسلان میرزا و رفت و آمدهایش با اطرافیانیش برای مخاطب در هاله‌ای از ابهام است. ذات این شخصیت مبهم است یا در آینده همه چیز درباره او آشکار خواهد شد؟ این ابهامات بخشی از مهندسی فیلم‌نامه است که قرار است در کنار هم این شخصیت را شخصیتی کاملا پیچیده نشان دهد. در مورد آینده ارسلان میرزا نمی‌توانم از الان چیزی بگویم چراکه قصه را لو خواهم داد! ظاهر شما برای سریال است و گویا بعد از گذشت دو ماه از پایان تصویربرداری، هنوز ظاهر «ارسلان میرزا» را حفظ کردید؟ معمولا ظاهر بازیگران بر اساس نقش‌هایی که بازی می‌کنند تغییر می‌کند و اگر گریم‌های مختلفی که در تئاتر بازی کردم را ببینید متوجه می‌شوید که برای هر نقش گریم متفاوتی داشتم و به این دلیل که هنوز کار جدیدی را بعد از بانوی عمارت شروع نکردم هنوز راکورد گریم این سریال را همراهم دارم. یکی از جذابیت‌های بازیگری همین است که شما روح و روانت را در نقش‌های مختلف به چالش می‌کشی و یک تکه از وجودت را در هر نقشی جا می‌گذاری و بعد باید از آن فضا جدا شوی. با این حساب هنوز ارسلان میرزا را در خودتان نگه داشته‌اید. بله، خب یکسال با این نقش زندگی کردم و گاهی برخی نقش‌ها آنقدر در تار و پود آدم می‌پیچند که مدل راه رفتن، ایستادن و حرف زدن آدم را تغییر می‌دهند. بعضی کارها یک ماهه تمام می‌شود اما کاری که مدت طولانی تری دارد و شما هر روز صبح به خاطرش یکساعت گریم می‌شوی و وارد فضا و آن معماری می‌شوی و همانجا حالت را تغییر می‌دهد، فرق دارد. شخصیت ارسلان میرزا را دوست داشتید؟ این شخصیت خیلی قوی نوشته شده و رها شدن از او کار سختی است. چقدر برای نزدیک شدن به این شخصیت فیزیک خود را تغییر دادید؟ در مدت زمانی که تا شروع تصویربرداری داشتم سعی کردم فیزیک و ظاهرم را بسازم. وزنم را تغییر دادم و سعی کردم تا در نوع راه رفتن، نوع ایستادن و … به او نزدیک شوم. بُعد روحی روانی بازیگری بسیار دشوار است و اگر بازیگر به آن دقت نکند قطعا آسیب می‌بیند. در همان روزهای ابتدایی مواجهه با شخصیت «ارسلان میرزا» چه چالشی برای شما پررنگ‌تر بود؟ در ابتدا هیچ تصوری از این شخصیت نداشتم آنهم به این دلیل که ما از دوران قاجار چیزی نمی‌دانیم فقط تعدادی عکس از آن دوره به ما رسیده که عکس‌های دقیقی هم نیستند و بیشتر فیگوراتیو است و خود واقعی‌شان نیستند. ما حتی نمی‌دانیم آنها به چه شکل صحبت می‌کردند و تنها صوتی که از زمان قاجار باقی مانده نوار مکالمه و فرمان مشروطیت مظفر الدین شاه است که چندی قبل منتشر شد که آنهم در حال خواندن نامه‌ای اداری با زبان اداری است و باز هم ما نتوانستیم متوجه شویم در زمان قاجار مردم به چه شکل صحبت می‌کردند. باید ببینیم اولین کسی که در مورد زمان قاجار فیلمی می‌سازد چه کسی است؟ علی حاتمی یکی از تاثیرگذارترین فرد در این زمینه است و او با ساخت آثارش الگویی درباره نوع صحبت کلامی مردم با یکدیگر ارائه می‌دهد. ما در مورد زمان قاجار یکسری داده داریم و اینها نمی‌تواند به بازیگر خیلی کمک کند و برای من نوعی شمایل بسازد و ناچارم از متن و قدرت تخیلم استفاده کنم و ببینم متن مرا به کدام سمت می‌برد. و مطمئنا در این بخش هنر گریم هم تاثیرگذار بود. شک نکنید، شاید لازم باشد همینجا از آقای اسکندری تشکر ویژه‌ای داشته باشم. یادم هست اولین روزی که زیر دست او گریم و توسط آقای حمیدنژاد تائید شدم، در آینه نگاه کردم و شاید باید گفت همه چیز درباره ارسلان در وجودم از همان نگاه در آینه شروع شد. به هر حال هر بازیگری روشی برای رسیدن به نقش خود دارد و روش من دیدن ظاهر آن نقش است. نوع پوشش هم در ادامه همین است و روی رفتار آدم تاثیر می‌گذارد، از چکمه گرفته تا کلاه و پالتو و … همگی باعث می‌شود تا شما به عنوان یک بازیگر تجربه آدمی که دویست سال پیش این لباس‌ها را پوشیده را راحت‌تر متوجه شوی. خیلی‌ها فکر می‌کنند زندگی در آن زمان دشوار بوده، اما من خلاف این را می‌گویم که اتفاقا آن زمان‌ها زیبا زندگی می‌کردند و وقتی ۶ ماه در آن فضا زندگی کردم واقعا فهمیدم که ما چه چیزهایی را از دست دادیم. آرامش و سکونی که در آن دوره از تاریخ وجود داشته است الان نیست. در حال حاضر همه چیز در دسترس است و به همین خاطر ما ارزش خیلی چیزهایی که در اطرافمان هست را نمی‌دانیم. اما در گذشته اینطور نبوده و حتی برای خوردن یک استکان چای مجبور بودی عرض یک حیاط طویل را طی کنی و در این رفت و آمد از کنار عمارتی با معماری زیبا عبور می‌کنید. برای ما همه چیز در دنیای معاصر قابل دسترس و به همان میزان بی ارزش شده است حتی عشق و دوست داشتن و برای رسیدن به آنچه نیاز داشتیم مدت زمان زیادی را باید صرف می‌کردیم. وارد شدن به فضا و معماری که در گذشته مورد استفاده بوده است، روح نقش را تغییر می‌دهد، شما همین باور را دارید؟ من دو هفته قبل از شروع تصویربرداری با کسب اجازه از آقای حمیدنژاد به لوکیشن رفتم و در خانه قدیمی قاجاری فقط راه رفتم و بعد از شروع تصویربرداری هر زمانی که بازی نداشتم در آن عمارت و فضا می‌ماندم و از آنجا در جهت بهتر شدن حس بازی‌ام الهام می‌گرفتم. شروع تصویربرداری کاشان بود و بخش‌هایی را در قزوین و شهرک سینمایی بودیم. معتقدم راه رفتن در بافت و معماری قدیمی باعث می‌شود که ریتم آدم کند شود و برای ما که به فضای پُرتنش و ریتم تند زندگی شهری عادت کردیم، ورود به چنین فضای بزرگی که امکانات زندگی شهری را هم ندارد، چالش بزرگی است و استرسی که بیماری دوران ما است را ندارد. همین می‌شود که بعد از مدتی ریتم راه رفتن و سرعت حرف زدن برای فرد کند می‌شود و سرمنشا همه اینها معماری شهری است. در این چند ساله به دلیل کمبود بودجه‌ تلویزیون سریال‌های خوبی ساخته نمی‌شود و از طرفی هم سازندگان به سمت بازیگرانی می‌روند که کمتر چهره‌ هستند. این سریال هم با کمبود بودجه ساخته شده است و همه بچه‌ها فداکارانه کار کردند و الان که بازخوردهای مردم را می‌بینیم واقعا خوشحال می‌شویم. کمبود بودجه مشکل ما بود و نباید مردم را در این ماجرا دخیل می‌کردیم آنها حق دیدن یک سریال خوب را داشتند. درمورد سوال دومتان هم باید بگویم انتخاب بازیگران اصلی این سریال منوط به کمبود بودجه نبود بلکه آقای حمیدنژاد می‌خواستند این دو کاراکتر را به افرادی بسپرند که کمتر در تلویزیون دیده شدند و انتخاب من و خانم مومن بر همین اساس شکل گرفت. شخصیت ارسلان میرزا زائیده ذهن نویسنده سریال است؟ بله و البته آقای جوانمرد (نویسنده) از چند شخصیت آن دوران الگو گرفته و هیچ کدام مصداق عینی ندارند. من شازده ارسلان را مجموعه‌ای از یک آدم می‌بینم که نه خوب مطلق است و نه بد مطلق و در روند خلق کاراکتر مدام به این فکر می‌کردم و از اینکه کاراکتر خوب مطلق یا بد مطلق بسازم پرهیز کردم. در مدت زمانی که تا شروع تصویربرداری داشتم سعی کردم مطالعاتم را در زمینه دوره قاجار بالا برده و او را در ذهنم طراحی کنم. تا به حال چنین نقشی را در تئاتر تجربه کرده بودید؟ در تئاتر اغلب کارهایم مدرن بوده است و نمایش‌های ایرانی که بازی کردم در دوره پهلوی می‌گذشته و نمایشی در زمان قاجار بازی نکردم.  قبل از اینکه چنین نقشی به شما پیشنهاد شود، چقدر مطالعه تاریخی داشتید؟ بچه که بودم به دلیل اینکه رشته تحصیلی‌ام را دوست نداشتم اصلا به آن علاقه نداشتم و مدام تجدید می‌آوردم. یادم هست پدرم تابستان‌ها مرا داخل زیرزمین خانه می‌گذاشت که درس بخوانم و پدرم کلکسیون بسیار جامعی از کتاب‌های تاریخی در زیرزمین داشت و حواسش نبود که نباید من را با این کتاب‌ها یک جا بگذارد و من کتاب‌های درسی را بستم و شروع کردم به خواندن کتاب‌های تاریخی و بعضی‌هایشان را چندین بار خواندم و از آن لحظه شیفته تاریخ شدم. و همکاری با عزیز الله حمیدنژاد در کارنامه کاریتان چطور بود؟ او مرد نازنین و بی‌نظیری است و نمی‌توانم با کلمات او را توصیف کنم و الان که کار تمام شده با فراغ بال از او صحبت می‌کنم. رابطه بین کارگردان و بازیگر نقش اصلی در یک سریال خیلی مهم است و این اتفاق به مرور بین ما شکل گرفت. حتی قبل از تصویربرداری برخی سکانس‌ها آقای حمیدنژاد می‌آمد و می‌گفت این سکانس خیلی سختی‌ است و من می‌گفتم ما سخت‌تر از این هم داشتیم و از پسش برمی‌آییم. از اینجای قصه به بعد سکانس‌های پیچیده و دشواری داریم که خواهید دید و اگر اعتماد متقابل او نبود به این کیفیت نمی‌رسید. من از آقای حمیدنژاد بسیار آموختم. بعد از دیده شدن «بانوی عمارت» پیشنهادها چطور بوده؟ و آیا دوباره این نقش را تکرار می‌کنید؟ پیشنهادهایی بوده اما می‌خواهم از این به بعد با دقت بیشتری انتخاب کنم و سعی می‌کنم که این سریال زندگیم را زیاد تغییر ندهد. همانطور که در تئاتر هیچ وقت نقش تکراری بازی نکردم از این به بعد هم همین روال را از سر می‌گیرم. شما علاوه بر بازیگری تدریس هم می‌کنید؟ نزدیک به سه سال است که در دانشگاه آزاد، رشته بازیگری تدریس می‌کنم و رابطه خوبی با دانشجوهایم دارم. خودم دوست دارم تا با دانشجوها که از من جوانتر هستند ارتباط داشته باشم تا از این طریق به روز بمانم. بازیگری برایتان اولویت دارد یا تدریس؟ من این دو را جدا از هم نمی‌دانم و فکر می‌کنم تدریس روی بازیگری‌ام تاثیر داشته است به این خاطر که شما را مجبور می‌کند هر شب درباره بازیگری بخوانی و ببینی و اتفاق‌های روز را دنبال کنی و همزمان که تدریس می‌کنم خودم هم در حال یادگیری هستم و در این فرایند گفت‌وگو شکل می‌گیرد و بازیگری جدای از گفت‌وگو نیست و اساس بازیگری همین گفت‌وگو است. علاوه بر اینها اصولا محیط دانشگاه را دوست دارم و حس زنده بودن را به من القا می‌کند. یکی از ترس‌های دوران دانشجویی‌ام این بود که یکروز دوران دانشجویی‌ام تمام شود و دیگر نتوانم وارد دانشگاه شوم. موضوعی که درباره این سریال وجود دارد بالاخص قسمت‌های ابتدایی این است که به نظر می‌رسد «بانوی عمارت» تا حدودی شبیه به «شهرزاد» است. بله خودم هم این موضوع را شنیدم. فکر می‌کنم متن این سریال همزمان با متن سریال شهرزاد نوشته شده است و شاید شباهت‌هایی در قسمت‌های ابتدایی سریال آنهم در وجه عاشقانه آن وجود داشته که چنین تعبیری را ایجاد کرده است. از طرفی باید دید که در ادامه چه اتفاقی می‌افتد که قطعا با سریال شهرزاد تفاوت‌های بسیاری دارد. با اینکه زیاد سریال شهرزاد را دنبال نمی‌کردم، اما این را می‌دانم که شهرازد و بانوی عمارت هر کدام در دو برهه مختلف تاریخی اتفاق می‌افتند و شاید هم مشابه بودن برخی عوامل در گروه این شباهت را پررنگ کرده است. حرفی که این سریال می‌زند حرف دیگری است و به این قسمت‌های ابتدایی برنمی‌گردد و آقای حمیدنژاد هم کارگردان با سابقه‌ای است که صاحب سبک و استایل خودش است و چنین حرفی مصداق عینی ندارد. بانوی عمارت سریالی نیست که دچار یکنواختی شود و مدام قصه‌های جدید و آدم‌های جدید وارد می‌شوند و روند قصه طور دیگری می‌شود. صحبت پایانی. امیدوارم بخش سینما و تلویزیون ما بتواند به جایگاه واقعی خود برسد چراکه ما نیروهای متخصص بسیار خوبی در سطح بین المللی داریم. ما پشتوانه‌ای مثل ادبیات و تاریخ داریم و وقتی به یک سریالی اهمیت می‌دهیم باید برایش هزینه کنیم. ]]> هنری Mon, 17 Dec 2018 10:15:54 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149679/ «اتاق تاریک» به سینماها می آید/ پایان «مغزهای کوچک زنگ زده» http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149730/ به گزارش ستاره ها به نقل از مهر؛ غلامرضا فرجی سخنگوی شورای صنفی نمایش با اشاره به برگزاری جلسه این شورا گفت: در جلسه امروز دوشنبه ۲۶ آذر شورای صنفی نمایش، مشخص شد که فیلم «اتاق تاریک» به کارگردانی روح الله حجازی از چهارشنبه ۲۸ آذر در سرگروه آزادی اکران می شود. وی ادامه داد: سقف هفته نمایش در تهران فیلم های «مغزهای کوچک زنگ زده» به کارگردانی هومن سیدی و «هشتگ» به کارگردانی رحیم بهبودی فر به پایان رسیده است و این آثار در سینماها تعویض می شوند و تنها می توانند در پردیس های سینمایی به اکران خود ادامه دهند. فرجی در پایان گفت: در این جلسه دوباره تاکید شد تا برای سرگروه هایی که هیچ قراردادی ندارند، قرارداد فیلم کودک ارائه شود. ]]> هنری Mon, 17 Dec 2018 14:34:39 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149730/ جمال شورجه: احتمال حضور بازیگران خارجی در سریال «موسی (ع)» http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149717/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایسنا، جمال شورجه درباره‌ی ویژگی‌های بازیگر نقش «حضرت موسی(ع)» در این سریال تلویزیونی که مرحله پیش تولید آن از روز گذشته به صورت رسمی آغاز شد، اظهار کرد: بازیگر نقش حضرت موسی (ع) هنوز انتخاب نشده است، ولی قطعا با توجه به رونمایی رسمی از پیش‌تولید این سریال باید به صورت جدی در این باره فکر کنم. به طور کلی تا الان تصمیم بر این است که یک نابازیگر تئاتری که با معارف قرآنی آشنا هست را برای این نقش انتخاب کنم. او همچنین درباره جلوه‌های ویژه این پروژه تلویزیونی، توضیح داد: جلوه‌های ویژه قطعا کار سختی خواهد بود. حدود ۹ معجزه مهم در زندگی موسی بن عمران (ع) اتفاق می‌افتد که همه آنها را خداوند نازل می‌کند تا این پیامبر بتواند رسالتش را به پیش ببرد. طبیعتا نمایش این معجزه‌ها کار سختی است و امیدوارم بتوانیم در این مسیر از نیروهای ایرانی و داخلی که آشنا به جلوه‌های ویژه کامپیوتری هستند استفاده کنیم و قطعا چندین دفتر را زیر نظر یک مدیر در این پروژه دخیل خواهیم کرد. این کارگردان تلویزیونی درباره احتمال حضور بازیگران خارجی در این پروژه و بهرمندی از لوکیشن‌های کشورهای خارجی، گفت: احتمال اینکه بازیگر و لوکیشن خارجی برای این سریال داشته باشیم زیاد است. با توجه به اینکه رویکرد سازمان صداوسیما مبنی بر اینکه این سریال به صورت بین‌المللی و فرامرزی پخش شود، احتمال حضور بازیگران خارجی خیلی زیاد است. در همین راستا خودم نیز رایزنی‌هایی با برخی از بازیگران جهان عرب انجام داده‌ام. شورجه ادامه داد: فعلا برای لوکیشن‌های خارجی پیش‌بینی خاصی ندارم، ولی چندین کشور همانند الجزایر که آخرین کارم را نیز در آنجا دادم و حتی پیشنهاد سرمایه‌گذاری در سریال «موسی (ع)» را نیز به من دادند، در نظر گرفته‌ام. او درباره بازخوردهایی که در کشور الجزایر داشته است نیز بیان کرد: هر جا که می‌رفتم، وقتی متوجه می‌شدند که دستی در تولید حضرت یوسف (ع) داشتم و قرار است حضرت موسی (ع) را نیز کارگردانی کنم، بسیار به ما لطف داشتند و مشتاق بودند که در این کار سهیم و شریک باشند و به طرق مختلف این علاقه‌مندی را نشان می‌دادند. ]]> هنری Mon, 17 Dec 2018 13:23:08 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149717/ آدامس ۲۵۰ هزار دلاری الکس فرگوسن در تهران http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149682/ به گزارش ستاره ها به نقل از ایلنا: آدامسی که الکس فرگوسن در آخرین بازی روی زمین تف کرد، آن را در موزه گذاشتند و سایت Ebay آن را به قیمت ۲۵۰ هزار دلار فروخت، امروز در تهران است. «بازیافتی‌ها» نمایشی به نویسندگی و کارگردانی رضا حیدری است که این روزها در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه است. نادر فلاح، امیر کربلایی‌زاده، الهام شعبانی، مهدی برومند و علی پویا قاسمی بازیگران این اثر نمایشی هستند که فضای آن در یک ناکجاآباد می‌گذرد و در خلاصه داستان آن به صورت استعاره‌ای آمده است: مهمانانی به یک مهمانی در ناکجاآباد دعوت شده‌اند، نه مهمان و نه میزبان می‌دانند اینجا کجاست. میخی زنگ زده، سرنگی شکسته شده، سیگاری کشیده شده، آدامسی جویده شده و یکی که گوشه‌ای کناری نظاره می‌کند. رضا حیدری، کارگردان نمایش «بازیافتی‌ها»، سبک این نمایش را کمدی موقعیت و متنی ابزورد خواند و گفت: ما با اشیا کار کردیم؛ یعنی از زبان اشیایی حرف می‌زنیم که کنار ما هستند و از آنها استفاده می‌کنیم. تصور کردیم شاید آنها هم مانند آدم‌ها که هرکدام آرزویی دارند و می‌خواهند جای کسی دیگر باشند، بخواهند تبدیل به چیز دیگری شوند. حیدری با اشاره به شخصیت‌های نمایش گفت: کاراکتری کنار صحنه داریم به نام مخترع که با اشیای بازیافتی کار می‌کند؛ مثلا ممکن است میخی که در یک کفش فرو رفته را دربیاورد و از آن استفاده کند. کاراکترهای نمایش شامل یک میخ، سرنگی که سرش شکسته، سیگاری که نصفه کشیده شده و یک آدامس زردرنگ هستند. او درباره آرزومندی این شخصیت‌ها، یادآور شد: آدامس، خودش را آدامس الکس فرگوسن معرفی می‌کند؛ همان آدامسی که در آخرین بازی تف شد روی زمین، آن را در موزه گذاشتند و سایت Ebay آن را به قیمت ۲۵۰ هزار دلار فروخت. این آدامس وقتی کنار سایر اشیایی که قرار است روانه سطل آشغال شوند قرار می‌گیرد ادعا می‌کند همان آدامس فرگوسن است. اما در ادامه نمایش می‌فهمیم که او فقط یک آدامس موزی فاسد است که تاریخ انقضایش هم گذشته. نویسنده و کارگردان «بازیافتی‌ها» خاطرنشان کرد: باوجود اینکه شخصیت‌ها اشیا هستند اما بازی‌ها به شکل کاملا انسانی است؛ چه نوع دیالوگ گفتن و چه ارتباطی که بین کاراکترها وجود دارد خیلی عجیب نیست که تماشاگر را گیج کند. ]]> هنری Mon, 17 Dec 2018 10:30:50 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/149682/