پایگاه خبری ستاره ها - آخرين عناوين 18+ :: نسخه کامل http://www.setarehnews.ir/lifestyle/plus18 Thu, 02 Mar 2017 07:39:41 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal5/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری ستاره ها http://www.setarehnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری ستاره ها آزاد است. Thu, 02 Mar 2017 07:39:41 GMT 18+ 60 خالکوبی‌های عجیب و چندش‌آور!!/ تصاویر 18+ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/97716/ به گزارش ستاره ها به نقل از باشگاه خبرنگاران؛در این تصاویر خالکوبی‌های چندش‌آور را ببینید که صاحبان آن‌ها در زمان خالکوبی درد زیاد کشیدند و حالا از پوست آن‌ها چیزی باقی نمانده است و گوشت آن‌ها کاملا مشخص است. خالکوبی‌های عجیب و چندش‌آور خالکوبی‌های عجیب و چندش‌آور خالکوبی‌های عجیب و چندش‌آور خالکوبی‌های عجیب و چندش‌آور ]]> عمومی Sun, 26 Feb 2017 11:01:36 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/97716/ مزرعه وحشت انگیز مردگان در آمریکا!/ 18+ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/97192/ به گزارش ستاره ها به نقل از باشگاه خبرنگاران؛ مکان های عجیبی در سراسر جهان وجود دارند. مکان هایی که شاید شبیه به یک کابوس به نظر برسند اما واقعی هستند. یکی از عجیب ترین و ترسناک ترین مکان های روی زمین " مزرعه اجساد " در آمریکاست که به "مزارع فریمن" معروفند.  " مزارع فریمن" یا " مزرعه اجساد" در واقع بخشی از مرکز انسان شناسی پزشکی قانونی دانشگاه ایالتی تگزاس است. مساحت این مزرعه که در حوالی "سان مارکوس" در ایالت تگزاس آمریکا قرار دارد  16 هکتار است. در حال حاضر حدود 70 جسد بصورت برهنه در این مزرعه قرار دارند و در حال پوسیدن هستند.  این اجساد متعلق به افرادی است که داوطلبانه بدن خود را برای پیشرفت علم در اختیار دانشمندان قرار داده اند. این اجساد در سراسر این مزرعه پراکنده شده اند. در حالی که برخی از آنها در زیر آفتاب سوزان قرار دارند، برخی دیگر نیز شرایط  متفاوتی قرار داده شده اند. بیشتر این اجساد توسط قفس های فلزی نیم متری محافظت می شوند. هدف اصلی دانشمندان و دانشجویان فارغ التحصیل در این مرکز علمی تحقیقات بیشتر بر روی مراحل مختلف تجزیه بدن انسان است. مزرعه وحشت انگیز مردگان در آمریکا مزرعه وحشت انگیز مردگان در آمریکا مزرعه وحشت انگیز مردگان در آمریکا مزرعه وحشت انگیز مردگان در آمریکا مزرعه وحشت انگیز مردگان در آمریکا   ]]> عمومی Mon, 20 Feb 2017 09:53:08 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/97192/ افراد خودشیفته چه خصوصیاتی دارند؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/95741/ به گزارش ستاره ها به نقل از روزنامه سپید، طبیعت انسانی این‌گونه است که هرازگاهی خودخواه و خودستا باشد، اما یک خودشیفته واقعی در حد افراطی خودخواه و خودستا است. افراد خودشیفته نه‌تنها اعتمادبه‌نفس زیادی دارند، بلکه برای احساسات و نظرات دیگران ارزش قائل نیستند و نیازهای دیگران را نادیده می‌گیرند. اما میان خودبین بودن (غالبا به این دست از افراد خودشیفته هم گفته می‌شود) و داشتن اختلال شخصیت خودشیفتگی (که یک بیماری روانی است) تفاوتی وجود دارد.   به‌طورکلی، اگر یک فردی تنها شمار معدودی از ویژگی‌های مطرح‌شده در این مقاله را داشته باشد می‌توانیم به او خودبین یا خودشیفته بگوییم. اما اگر شخصی تعداد زیادی از ویژگی‌های مطرح‌شده را داشته باشد، می‌توان گفت که به‌احتمال‌زیاد آن شخص مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفتگی است. تشخیص وجود این ویژگی‌ها به‌آسانی میسر نمی‌شود و یک روان‌درمانگر می‌تواند به خوبی وجود این ویژگی‌ها را در شخص تشخیص دهد. آیا یک فرد خودشیفته کسی است که مردم غالبا از دست او ناراحت هستند؟ آیا یک فرد خودشیفته در حفظ روابط خود دچار سختی می‌شود؟ آیا یک فرد خودشیفته در همه‌جا خود را دخالت می‌دهد و فکر می‌کند که او تنها راه را می‌داند؟ فرد خودشیفته ممکن است ویژگی‌های زیر را نیز داشته باشد: در اکثر اوقات در مورد خودش فکر می‌کند و درباره خودش زیاد صحبت می‌کند. محتاج توجه و تحسین است. در مورد استعدادها و موفقیت‌هایش گزافه‌گویی می‌کند. بر این اعتقاد است که آدم خاصی است. اهداف نامعقول یا غیرواقع‌بینانه‌ای را طرح‌ریزی می‌کند. تغییرات خلق‌وخویی شدید و سریعی دارد. وقتی‌که احساس‌های دیگران را جدی می‌گیرد اوقات خوشی ندارد. برای بردن تلاش می‌کند، حال می‌خواهد هر اتفاقی رخ دهد. در مورد موفقیت، پول و قدرت نامحدود خیال‌بافی می‌کند. یک شخصی که ویژگی‌های بالا را دارد، ظاهر عزت‌نفس بالایی دارد، اما یک فرد دارای عزت‌نفس بالا ممکن است ویژگی‌های مطرح‌شده را نداشته باشد. فرد خودشیفته یک حس ناایمنی عمیقی دارد. او می‌خواهد که دیگران حسود باشند، اما اغلب اوقات خود او حسود است. او رقابت‌طلب است و موفقیت دیگران تهدیدی برای او محسوب می‌شود. روابط او معمولا پرآشوب هستند و عمر کوتاهی دارند. او معمولا به احساسات دیگران لطمه می‌زند. او نیز از نظر احساسی به‌آسانی لطمه می‌خورد، اما سعی می‌کند که این لطمه را یا نشان ندهد یا بیش‌از‌اندازه جلوه دهد. او نمی‌تواند انتقاد را تحمل کند. او برای بر عهده گرفتن ضعف‌ها و شکست‌های خود عذر و بهانه‌هایی می‌آورد. او خود را به عنوان یک رهبر طبیعی می‌بیند که می‌تواند به‌آسانی دیگران را تحت تاثیر قرار دهد. او به حرف دیگران گوش نمی‌دهد و غالبا وسط حرف آن‌ها می‌پرد. به‌طورکلی، یک فرد خودشیفته انعطاف‌پذیر نیست. چطور خودشیفتگی را تشخیص می‌دهند؟ هیچ نوع تست آزمایشگاهی برای تایید وجود اختلال شخصیت خودشیفتگی وجود ندارد. اگر پزشک با تغییر چشمگیر در شخصیت فرد مواجه شد، می‌تواند یک معاینه جسمی، آزمایش خون یا اسکن‌های مغزی انجام دهد تا از عدم وجود بیماری جسمی در فرد مطمئن شود. اگر روان‌پزشک یا روان‌شناس دلیل واضحی را از وجود این اختلال در شما مشاهده نکند، مجموعه‌ای از سوال‌های هدفمند را می‌پرسد تا شخصیت فرد را بسنجد. بسیاری از افراد حرفه‌ای یا متخصص از پرسشنامه شخصیت خودشیفتگی استفاده می‌کنند. این پرسشنامه حاوی 40 سوال است که مسائلی همچون اشتیاق یک فرد به توجه و قدرت زیاد را موردسنجش قرار می‌دهد. ویژگی‌های خودشیفتگی معمولا در طول دوران پیش از نوجوانی یا سال‌های نوجوانی شکل می‌گیرند، چون در این دوران شخصیت فرد بهتر شکل می‌گیرد. اما ویژگی خودشیفتگی حتی ممکن است در سنین پایین‌تر همچون سن 8 سالگی نیز شکل بگیرد که در این سن فرد آگاهی بیشتری نسبت به نحوه واکنش دیگران به خود پیدا می‌کند. علت خودشیفتگی چیست؟ علت دقیق خودشیفتگی نامشخص است، اما در مورد دلیل خودشیفتگی چندین نظریه مطرح است. بسیاری از محققان فکر می‌کنند که علت خودشیفتگی آمیخته‌ای از چیزهای مختلف است که برای نمونه می‌توان به نحوه مدیریت استرس و نحوه تربیت فرد اشاره کرد. نتایج یکی از تحقیقات اخیر نشان داد که والدینی که از فرزندان خود بت می‌سازند و آن‌ها را غرق در تمجید و ستایش بی‌اندازه می‌کنند بذر خودشیفتگی را در فرزندان خود می‌کارند. به‌طورکلی، میان حمایت بیش‌ازاندازه و افزایش خودخواهی ارتباطی وجود دارد. برعکس این قضیه نیز صادق است، یعنی کودکانی که نادیده گرفته می‌شوند یا مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند، تمایل به خودخواهی پیدا می‌کنند که به‌نوعی این خودخواهی یک غریزه بقا برای آن‌هاست. این کودکان احساس می‌کنند که خودشان باید مراقب خودشان باشند، چون هیچ‌کسی از آن‌ها مراقبت نخواهد کرد. چطور خودشیفتگی را کنترل می‌کنند؟ هیچ علاجی برای خودشیفتگی وجود ندارد، اما درمان‌هایی برای کنترل خودشیفتگی وجود دارد. هدف این درمان‌ها این است که عزت‌نفس ضعیف افراد را افزایش دهند و کاری کنند که انتظارات واقع‌بینانه‌ای نسبت به دیگران داشته باشند. هیچ دارویی برای درمان این اختلال شخصیتی وجود ندارد، اما گاهی از اوقات افسردگی و اضطراب نیز همراه خودشیفتگی رخ می‌نمایند که برای درمان افسردگی و اضطراب می‌توان داروهایی را مصرف کرد. اگر فرد خودشیفته به الکل یا مواد مخدر اعتیاد پیدا کرد که یک عارضه شایع در میان افراد خودشیفته است، برای درمان این اعتیادها می‌تواند تحت درمان‌هایی قرار بگیرد. افراد خودشیفته می‌توانند نحوه برقراری ارتباط به شیوه‌های مثبت‌تر را یاد بگیرند، اما این برقراری ارتباط مثبت‌تر وابسته به این است که آن‌ها تا چه حد نسبت به نظرات انتقادی انعطاف‌پذیر و تا چه حد خواهان تغییر هستند.   ]]> سبک زندگی Sun, 05 Feb 2017 14:58:26 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/95741/ تقویت تخیل کودکان با قصه گویی http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/70959/ قصه و قصه‌خوانی ارزش و اهمیت بسیاری دارد. قصه به دلیل کشش، زیبایی و انگیزش کنجکاوی می‌تواند بسیاری از مفاهیم را به دنیای کودک انتقال بدهد. روش غیر مستقیم انتقال مفاهیم نه تنها باعث جذب بهتر و سریع‌تر مفاهیم به ذهن و زبان کودک می‌شود بلکه فهم آنها را عینی‌تر و ساده‌تر می‌سازد. به همین دلیل می‌توان داستان را از جدی‌ترین و بنیادی‌ترین روش‌های انتقال مفاهیم به دنیای مخاطب به ویژه کودکان دانست.     داستان‌ها به کودکان این اجازه را می‌دهند که از طریق تخیل، دنیای جدیدی را تجربه کنند، همچنین این داستان‌ها باعث یادگیری و شناخت شخصیت‌ها، رویدادها، تعارض‌ها و راه حل‌ها می‌شوند حتی در شکل‌گیری اصول اخلاقی و شخصیتی کودکان بسیار نقش دارند چرا که قصه به آنان تجربه زندگی می‌آموزد.  به آنان یاد می‌دهد که در رویارویی با مشکلات چگونه تصمیم بگیرند و از فرصت‌ها چگونه درست و به موقع استفاده کنند. اما این‌ها چگونه اتفاق می‌افتد؟! درست هنگامی که شما قصه را آغاز و گمان می‌کنید که کودک‌تان ساکت و خاموش تنها دارد به آوای قصه شما گوش می‌کند او لباس قهرمان قصه را بر تن کرده و از همان شروع قصه پابه‌پای تمامی کاراکترهای داستانی تان ایفای نقش می‌کند. همگام با آنان می‌دود، همگام با آنان می‌کوشد.  هم غصه با آنان می‌گرید و هم‌نگاه با آنان می‌نگرد. در زمین خوردن‌ها با آنان زمین می‌خورد و هنگام برخاستن‌ها با آنها برمی‌خیزد. او در هنگام شنیدن یاد می‌گیرد که چگونه با مشکلات پیش‌آمده رو به رو شود و چگونه از فرصت‌ها استفاده بهینه كند.   او از طریق این همزادپنداری اتفاقات پیش نیامده را تجربه می‌کند و آماده می‌شود تا در واقعیت با آنها پنجه در پنجه شود. مفهوم ارزش‌ها را بشناسد و قدر و ارزش آنها را بداند و بلعکس. او از این طریق پی محکمی برای ساختمانی که در آینده خواهد داشت، می‌ریزد. در واقع کودک از طریق قوه همزاد‌پنداری قوی‌ای که دارد می‌تواند حتی در مواقعی که قهرمان قصه شکست می‌خورد لب به اعتراض بگشاید و خواهان دادن حق به حقدار شود و این گونه اعتراض و حق‌خواهی و حق‌طلبی را نیز بشناسد و تجربه کند آن هم در محیطی سالم که حق اظهار نظر و اعتراض دارد و این امکان از تبدیل شدنش به کودکی پرخاشگر نیز بسیار می کاهد. «برونوبتلهایم» درکتاب «کودکان به قصه نیاز دارند» می نویسد عناصر قصه عوارض بیماری‌های عصبی نیستند که شخص مجبور باشد برای رهایی از آن هر چه بهتر و منطقی‌تر آنها راکشف کند؛ این عناصر بیشتر به مثابه چیزهایی شگفت انگیز درک می‌شوند زیرا کودک در احساسات ،امیدها و ترس‌هایش عمیقا آنها را درک می‌کند و به ارزش آنها پی می‌برد بدون این که تفسیرو تشریح شود و در پرتوي عقلانیتی که هنوز در خارج توانایی‌های کودک قرار دارد مورد تحقیق و پژوهش قرار می‌گیرد. قصه‌ها، زندگی کودک را غنا می‌بخشند و او را افسون می‌کنند.   قصه‌ها بی‌آنکه ما آگاه باشیم نهاد شخصیت آینده و سرنوشت را پی‌ریزی می‌کنند چرا که جوهره نمادین آنها در کانون وجود ما حضوری فعال و قدرتمند دارند بر خلاف صورت‌شان که به دست فراموشی سپرده می شود. ]]> سبک زندگی Sun, 13 Mar 2016 13:12:08 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/70959/ اسوه حمایت از ولایت کیست؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/70918/ به گزارش ستاره‌ها، نمی دانی از اخلاق و صفاتشان بگویی، از اتفاقات تاریخ زندگی شان بگویی. از سختی های که تحمل آن ها در ظرف وجودی انسان نمی گنجد بنویسی یا از لطف و کرم هایی که بی شمار روا داشته اند تعریف کنی. به واقع حیران مانده بودم که از کجا بنویسم از چه بگویم. هر گفته شان یک کتاب است و هر اشارتشان مسیری بی نهایت. دل به دریا زدم و کشکول گدایی ام را در خانه شان بردم تا شاید در این ایام شهادت، عنایتی کنند از معارف شان. دخت رسول خدا که اصرار آن ها بر باطلشان را به عین می دید و تلاش های شوهرش را در پاسخ به آن ها بی اثر یافته بود، به نیت پشتیبانی از ولایت و امامت، خود برای مواجهه با آنان اقدام کرد شئون عصمت تصویر می شود حضرت زهرا سلام الله علیها، در کنار دریای سخنان و احادیث شان، بسیار خوش کردار زیسته اند، طوری که وصف بعضی از حالاتشان شئنی از شئون عصمت را به تصویر می کشد. در همسرداری یک طور، در فرزندپروری یک طور، در ارتباط با والدین یک طور و در ارتباط با خلق طوری زندگی کرده اند که لحظه به لحظه از سکنات و حرکات شان اسوه و الگوی دیگران است. شاید اشاره به یک واقعه از زندگی ایشان برای رونمایی از الگو بودن شان کفایت کند. باید به دوره ای برگردیم که حوادث صدر اسلام بسیار تلخ رقم خورد. روزهایی که عده ای از اصحاب پیامبر، بر خلاف مسیر خروشان وحی حرکت کرده و اقدامی ظالمانه انجام دادند. آنان مدت ها بود که دندان برای خلافت بر مسلمین تیز کرده بودند و حالا که چند روزی از شهادت پیامبر گذشته بود قصد داشتند تا نیت شوم خود را عملی کنند. پیک هایی به منزل امیرالمومنین می فرستادند و صراحتا از ایشان می خواستند که از خانه خارج شود و با دیگری بیعت کند. بیعت درباره خلافت مسلمانان. همان سمتی که پیامبر بارها قبل از آن نسبتش  را به علی علیه السلام مشخص کرده بود. اما گوش های حرامیان بدهکار پاسخ ها و احتجاجات امیرالمومنین نبود و فشار را بر خانه وحی بیشتر و بیشتر می کردند تا نهایتا از ایشان هم بیعت بگیرند. بیعتی که باعث می شد تا غصب خلافت تکمیل شود. چرا که تنها امیرالمومنین و عده ای از بنی هاشم زیر بار این ننگ نرفته بودند و سایر مردم با زور و اختناق سر به زیر حکومت طاغوت شده بودند. حضرت زهرا سلام الله علیها در همسرداری یک طور، در فرزندپروری یک طور، در ارتباط با والدین یک طور و در ارتباط با خلق طوری زندگی کرده اند که لحظه به لحظه از سکنات و حرکات شان اسوه و الگوی دیگران است بعد از چند مرحله رفت و آمد به درب منزل ایشان، سپاهی از شروران و ظالمان به سرکردگی یکی از اصحاب که قرار بود  بعدها شتر خلافت را در لجن زار و بی راهه حرکت دهد. به در منزل فاطمه زهرا روانه شدند. ایشان که اصرار آن ها بر باطلشان را به عین می دید و تلاش های شوهرش را در پاسخ به آن ها بی اثر یافته بود، به نیت پشتیبانی از ولایت و امامت، خود برای مواجهه با آنان اقدام کرد. آن زمان که می دید اصل ولایت در خطر است جانش را بر کف دست گرفت و تلاش کرد تا با بیان شان و جایگاهش مخالفین را به پستوی سیاه خود برگرداند. ایشان خود به در منزل آمد تا با صدای ملکوتی اش یادآور شود که تنها دخت رسول خداست که پشتیبان ولایت امیرالمومنین شده و ادعای باطل منافقین راه به جایی ندارد. او گفته های پدرش را به قوم یادآور می شد که چگونه با صراحت امیر المومنین را ولی بعد از خود در همه امور معرفی کرده اند و شورای مسلمین هیچ برتری برای تعیین یک جایگاه از الهی و از پیش تعیین شده ندارد. در حین صحبت و کنکاش با ظالمان بود که هجومی فجیع رخ داد و بی حرمتی به حد بالای خود رسید و پلیدان به منزل وحی جسارت ها کردند که صحبت از آن در توان و ظرف این حقیر نگنجد. باشد که واعظان و خاطبان، در مجالس عزایش شرح و بسط دهند تا این اقدام عظیم بانوی عظیم اسلام از خاطر نرود و  الگویی باشد برای امروز ما که تا پای جان حافظ ولایت باشیم ان شاء الله. ]]> سبک زندگی Sun, 13 Mar 2016 07:24:59 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/70918/ سبک زندگی حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/70869/ به گزارش ستاره‌ها، فاطمه‌زهرا(س) در همه حال به یاد پدر گرامی خویش بود و از هیچ نعمت و کمکی برای یاری به پدر دریغ نمی‌کرد. در روایت است که: ٣ روز بود پیامبر(ص) غذایی نخورده بودند به‌طوری‌که بر حضرت سخت می‌گذشت. نزد همسرانش خوراکی یافت نمی‌شد.     نزد فاطمه آمد و گفت: دخترم نزد تو چیزی برای خوردن هست که بسیار گرسنه‌ام؟ عرض کرد: نه به خدا سوگند! وقتی پیامبر(ص) بیرون رفت، دخترش از این‌که نتوانسته پدر را سیر کند، محزون شد.  ناگهان دختر همسایه در زد و دو قرص نان و یک تکه گوشت خدمت فاطمه(س) آورد.   او خوشحال شد و گفت خود را بر رسول‌خدا مقدم نمی‌داریم. درحالی‌که همه گرسنه بودند آن را زیر سبد نهاد و سرپوش بر آن گذاشت. حسن و حسین علیهاالسلام را خدمت پیامبر(ص) فرستاد تا جدشان را برای غذا دعوت کنند. پیامبر(ص) تشریف آورد و غذای بسیار معطری زیر سبد یافت. سوال کرد این غذا از کجاست؟ فاطمه(س) جواب داد: از جانب خدایی که به هرکس بخواهد بدون حساب روزی می‌دهد.  پیامبر(ص) و همه اعضای خانواده علی(ع) و همسران پیامبر(ص) از آن غذا خوردند و برای همسایه‌ها هم فرستادند.   بانوی عطوفت حضرت‌زهرا(س) همیشه رفتاری سرشار و آمیخته از ادب و تواضع و فروتنی نسبت به پدر داشت. اگرچه رابطه ایشان بسیار عاطفی و سراسر محبت و صمیمیت بود، اما این مانع از احترام و تواضع ویژه ایشان نسبت به پیامبر(ص) نمی‌شد.    نقل است از حضرت‌فاطمه(س) که فرمود: وقتی بر پیامبر(ص) آیه نازل شد (که پیامبر(ص) را با نامش خطاب نکنید)، هیبت پیامبر(ص) مرا گرفت، به‌طوری‌که نتوانستم به او «یا ابة» بگویم و یارسول‌الله به او می‌گفتم. حضرت از من روی گرداند.  چندبار به همین ترتیب صدا کردم و او جواب نداد. سپس فرمود: دخترم این آیه درباره تو و خاندان تو نازل نشده است. تو از منی و من از تو هستم.  این آیه درباره اهل‌جفا و تکبر و کسانی که فخر می‌ورزند نازل شده است. تو «یا ابة» بگو. چون برای قلب من محبوب‌تر و برای پروردگار رضایت‌بخش‌تر است.   پیمان عشق و محبت(مرج البحرین یلتقیان) ازجمله نکات مهم زندگی حضرت فاطمه(س) ازدواج آن حضرت بود. ایشان خواستگارانی بسیار در میان صحابه داشت که از نظر مالی در رتبه‌های بالایی قرار داشتند اما رسول‌خدا(ص) همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می‌نمود تا سرانجام جبرییل بر پیامبر(ص) نازل شد و گفت: ‌ای محمد! خدا بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید، فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است.   و فاطمه(س) و پیامبر(ص) و اگر بهتر بگوییم خداوند تبارک و تعالی، علی(ع) را که جوانی سرشار از ایمان و تعهد بود، انتخاب‌کردند.   مسأله، مسأله زندگی، مهر و عطوفت، آرامش و تربیت، ایمان و تقوا بود. مسأله، مسأله حفظ دین و سلامت فکر و روح بود. قرار بود از محفل ساده و بی‌تکلف و بی‌ریای علی(ع) و فاطمه(س) هرلحظه نوری به عرش بلند شود و عرش را نورانی کند که خدا خود خواسته بود و اذن داده بود.    آری! «فی بیوت اذن الله ان یرفع و یذکر فیها اسمه». قرار بود ماحصل این ازدواج حسن(ع) و حسین(ع) و زینب(س) و ام‌کلثوم(س) باشند که هرکدام چون نوری در آسمان ولایت بدرخشند و راه زندگی ارادتمندانشان را به‌سوی خداوند روشن کنند.   فایده‌ای که آن ازدواج داشت، چیزی نبود که با زر و سیم بتوان آن را قیمت گذاشت که هرچه فایده کمتر است، معنویت بیشتر به ثمن‌بخس فروخته می‌شود و هرچه تجلی معنویت بیشتر باشد، مال کم ارزش‌تر خواهد بود. قرار بود ازدواج علی(ع) و فاطمه(س) الگویی شود برای شیعیان‌شان تا ابد.    در روایاتی نقل شده است که پیامبر اکرم(ص) فرمود:  اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت. از این‌جا مشخص می‌شود منظور پیامبر(ص) در کفویت زوجین، ایمان دو طرف است.   در آن زمان دارایی علی(ع) منحصر به شمشیر و زرهی بود برای جهاد در راه خدا و شتری برای کار در باغستان‌های مدینه. او به دستور پیامبر(ص) زره را کابین فاطمه(س) قرار داد که به حدود ٤٠٠ درهم به فروش رسید و پول آن صرف فراهم‌آوردن مقدمات زندگی‌اش شد. پیامبر(ص) مقدار اندکی از پول را به بلال داد تا با آن عطر بخرد و بقیه پول را به چند تن از صحابه داد تا جهیزیه را از بازار فراهم کنند.   جهیزیه ساده و اندکی فراهم و نزد پیامبر(ص) آوردند. ساده و بی‌تکلف می‌نمود. پیامبر(ص) چون سادگی بیش از حد اشیا را نگریست، دست به دعا بلند کرده و فرمود: خدا به اهل‌بیت برکت دهد و البته خدا نیز چنین کرد چراکه «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» در حق هیچ‌کسی به‌جز این خاندان نازل نشد! آری خدا خواست که اهل‌بیت پاک و مطهر قرار گیرند، به دور از هرگونه رجس و نازیبایی و ناپاکی و خدا خواست که تا روزگار هست و هست، هرجا کرامتی دیده شود، دوستدارانش به یاد حسن(ع) بیفتند و هرجا قیامی در راه خدا علیه ظلم ستم کیشی روی دهد، با پرچم حسین(ع) افراشته‌شود و الگوی هر زن مسلمانی زینب(س) باشد.   تفاهم در زندگی مشترک امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرماید: «به‌خدا سوگند(در سراسر زندگی مشترک با فاطمه(س) تا آنگاه که خدای عزیز و جلیل او را قبض‌روح فرمود هرگز او را خشمگین نساختم و بر هیچ کاری او را اکراه و اجبار نکردم و او نیز مرا هرگز خشمگین نساخت و نافرمانی من نکرد؛ هر وقت به او نگاه می‌کردم رنج‌ها و اندوه‌هایم برطرف می‌شد. »[١]   تقسیم‌کار منزل با همسر امام صادق(ع) می‌فرماید: «...علی(ع) آب و هیزم می‌آورد و حضرت‌فاطمه آرد می‌کرد و خمیر می‌ساخت و نان می‌پخت و لباس‌ها را وصله می‌زد و آن بانوی گرامی از زیباترین مردم بود و گونه‌های مطهرش از زیبایی مثل گل بود. درود خدا بر او و پدر و فرزندانش باد. »[٢]   امام علی(ع) فرموده است: «فاطمه به‌قدری با مشک آبکشی کرد تا بر سینه‌اش اثر گذاشت و به قدری با آسیاب دستی آرد کرد تا دست‌هایش مجروح شد و آن‌قدر خانه‌روبی کرد و برای پخت‌وپز آتش زیر دیگ نهاد که لباس‌هایش گردآلود و دودی گردید؛ و در این امور زحمت و رنج بسیار به او می‌رسید...»[٣]   پیامبر(ص) به فاطمه(س) کمک می‌کند. رسول‌خدا(س) به منزل حضرت‌علی(ع) وارد شد، او را دید که همراه فاطمه(س) مشغول آسیاب‌کردن هستند، پیامبر(ص) فرمودند: «کدام‌یک خسته‌تر هستید؟ حضرت علی(ع) عرض کرد: فاطمه ‌ای رسول‌خدا! پیامبر(ص) به فاطمه(س) فرمودند: «دخترم برخیز» و فاطمه(س) برخاست و پیامبر(ص) به‌جای او نشست و با علی(ع) در آرد کردن دانه‌ها یاری فرمود.[٤]   بنابراین احترام به همسر و رعایت حقوق همسر و همسردوستی و فرزند دوستی و سختکوشی در امور خانه و تبدیل خانه به مدرسه و تبدیل بخشی از خانه به مسجد و عبادتگاه و برنامه‌ریزی در کار خانه و رعایت حق خدمتکار و آموزش قرآن و اخلاق به خدمتکار از ویژگی‌های حضرت زهرا(س) بود چنان که تبدیل خانه به سنگر جهاد و مبارزه علیه ستمگران و دفاع از ولایت را در راستای وظایف خویش می‌دانست، همچنین توجه به دعا در حق همسایه و قانع بودن به خانه اجاره‌ای در ابتدای زندگی و ایجاد روحیه عبادت و انفاق گروهی و خانوادگی در بین اعضا و رعایت تفاهم با همسر و قبول مسئولیت شخصی در تربیت فرزندان و تقسیم‌کار در امور خانه و مشورت در امور و بردباری و تحمل فقر خانوادگی و مشکلات خانوادگی و فرمان‌پذیری از همسر از اخلاق و روحیات خاص حضرت زهرا(س) بود حتی رسیدن به انواع موفقیت‌های خانوادگی و سرودن شعر برای شوهر و فرزندان و پدر نیز از اخلاق خانوادگی حضرت زهرا(س) است.   خوب شوهرداری کردن برای زن بزرگترین موفقیت و ارزش این است که در شئون گوناگون زندگی، خشنودی همسرش را به دست آورد و از هرگونه عملی که موجب ناراحتی شوهر می‌گردد پرهیز نماید. حضرت‌علی(ع) می‌فرمایند: «جهاد زن، خوب شوهرداری است.» زن برای این‌که بتواند در این جهاد پیروزمند باشد، باید تمام سعی و تلاش خود را به‌کار گیرد تا خانه را محل آرامش مرد قرار دهد.   شوهرداری حضرت زهرای‌مرضیه(س) بهترین الگو برای زنان مسلمان است. رفتار حضرت‌زهرا(س) با شوهر در عالی‌ترین مرحله صفا و مهربانی بود. نه‌تنها هرگز خاطر شوهر را نرنجاند بلکه یاوری مهربان برای او بود.   حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «سوگند به خدا، من زهرا(س) را تا آن زمان که خداوند او را به سوی خود برد، خشمگین نساختم و در هیچ کاری موجب ناخشنودی او نشدم. او نیز هیچ‌گاه مرا خشمگین نکرد و عملی از او سر نزد تا باعث ناخشنودی من شود.»   و همچنین نقل است که امام علی(ع) فرمود: [٥] هرگاه به چهره او «زهرا(س)» نگاه می‌کردم هرگونه غم و اندوه از من برطرف می‌شد. [٦]   پس از ماجرای تلخ سقیفه، سران سقیفه برای جلب افکارعمومی به فکر چاره افتادند تا به‌گونه‌ای از حضرت زهرا(س) دلجویی نمایند که اجازه ملاقات می‌خواستند. اما فاطمه زهرا(س) هرگونه پیشنهادی را رد می‌نمود و موضع اعتراض و سکوت و بیزاری را ادامه می‌داد.   روزی امام علی(ع) وارد منزل شد و فرمود: فاطمه جان خلیفه و عمر پشت در منزل، منتظر اجازه ورود می‌باشند، تا نظر شما چه باشد. حضرت زهرا(س) فرمودند: «علی جان خانه، خانه توست و من همسر تو می‌باشم، هر آنچه می‌خواهی انجام ده.»[٧]   همسرداری حضرت فاطمه(س) نیز بهترین الگو برای زنان مسلمان است. شیوه رفتار با همسر برای یک زن آن‌قدر مهم است که حضرت علی(ع) می‌فرماید: جهاد زن، خوب شوهرداری‌ کردن است.   فاطمه(س) با آن همه فضیلت، همسری نیکو و مطیع برای امیرمؤمنان علی(ع) بود. روایت است هنگامی که علی(ع) به فاطمه(س) می‌نگریست، غم و اندوهش برطرف می‌شد.   رسول خدا(ص) در نخستین شب ازدواج علی(ع) و زهرا(س) کارهای آنان را به این شکل تقسیم نمود: خمیر کردن آرد و پختن نان و تمیز کردن و جارو زدن خانه به عهده فاطمه(س) باشد و کارهای بیرون منزل ازقبیل جمع‌آوری هیزم و موادغذایی را علی(ع) انجام دهد.   پس از آن بود که حضرت زهرا(س) فرمود: جز خدا کسی نمی‌داند که از این تقسیم‌کار تا چه اندازه خوشحال شدم، زیرا رسول‌خدا(ص) مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است، باز داشت. فاطمه(س) هیچ‌گاه حتی اموری را که احتمال می‌داد علی(ع) قادر به تدارک آنها نباشد، از او طلب نمی‌نمود؛ تا آن‌جا که از علی(ع) در رابطه با فاطمه(س) نقل شده است: به خدا سوگند که او را به‌خشم نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید نکردم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم نکرد.   از ویژگی‌های مهم حضرت‌فاطمه(س) این بود که آن بزرگوار بهترین یار و یاور شوهرش علی(ع) در اجرای فرامین الهی بود.  پیامبر(ص) از علی(ع) سوال کرد: همسرت را چگونه یافتی؟ و علی(ع) پاسخ گفت: نِعْمَ الْعَوْنُ علی طاعَةِ الله(بهترین یار و یاور برای اطاعت و بندگی خدا).   آن بانوی بزرگوار، نام همسر خود را با احترام یاد می‌کرد. گاهی وی را با کنیه «ابالحسن» می‌خواند و گاهی با یاد قرابت نسبی(یاابن‌عم) وی را ندا می‌داد. در حدیث شریف کساء آمده‌است که حضرت فاطمه(س) می‌فرماید: ابوالحسن علی بن ابیطالب وارد شد و فرمود سلام بر تو ‌ای دختر رسول خدا. گفتم: و بر تو باد سلام ‌ای ابا الحسن و ‌ای امیر مؤمنان. این‌گونه نقل نام و خطاب احترام‌آمیز یکی از نکات اصلی رابطه زوجین نسبت به یکدیگر است.   از دیگر نکات متابعت ایشان از شوهر بود. نقل است دونفر هنگام مصدوم شدن حضرت زهرا(س) از امیرمومنان درخواست ملاقات و عیادت ایشان را کردند، حضرت‌علی(ع) تقاضای آن دو را به فاطمه(س) ارایه کردند و ایشان در جواب فرمودند: البیت بیتک و الحره امتک(خانه متعلق به شماست و من هم به منزله کنیز و خدمتگزار در خانه شما هستم.)   رسیدگی به وضع ظاهری به خاطر همسر از اصول زندگی یک زن و مرد مسلمان است. آمده است پیامبر برای شب عروسی حضرت‌زهرا(س) دستور داد عطرهایی خوشبو تهیه کنند و حضرت‌ زهرا (س) نیز در داخل خانه دایما معطر بودند.   تربیت و رفتار با فرزندان سیره رفتار فاطمه(س) با فرزندان خود نیز سرمشقی مناسب برای تربیت صحیح فرزندان است. ایشان به فرزندان احترام می‌گذاشتند و آنها را با احترام خطاب می‌کردند و همیشه سعی در آموزش و تربیت دینی و اخلاقی آنها داشتند.   در حدیث شریف کساء حضرت فاطمه(س) در پاسخ سلام فرزند خود امام‌حسن(ع) می‌فرماید: سلام برتو ‌ ای نور دیده‌ام و میوه دلم.  و در پاسخ سلام امام‌حسین(ع) می‌فرماید: سلام بر تو‌ ای فرزند من و‌ ای نور دیده‌ام و میوه دلم.   حضرت زهرا (س) فرزندان خود را همیشه برای یادگیری و تعلیم و تزکیه آماده می‌کرد؛ به‌عنوان مثال به فرزندش حسن(ع) می‌فرمود: «به مسجد برو، آنچه را از پیامبر شنیدی فراگیر و نزد من بیا و برای من بازگو کن».   و در عین حال شادی و خوشحالی را در بیت خود تسری می‌داد و این تا حدی بود که از بازی با کودکان که نقش بسزایی در تربیت آنها دارد اجتناب نمی‌نمود. نقل شده است که فاطمه(س) فرزندش حسن(ع) را روی دست می‌گرفت و بالا می‌انداخت و حرکت می‌داد و می‌فرمود: اشبه أباک یاحسن، و اخلع عن الحق الرّسن، و اعبد الهاً ذامنن، و لاتوال ذا الاحسن.(ای حسن، نظیر پدرت باش و ریسمان ظلم از حق دور کن و خداوندی را که صاحب نعمت‌هاست پرستش کن و با افراد تیره‌دل دوست مباش.)   ایشان همیشه رسیدگی به فرزندان را در اولویت قرار می‌داد.  سلمان می‌گوید: روزی فاطمه‌زهرا(س) را دیدم که مشغول آسیاب بود. در این هنگام فرزندش حسین گریه می‌کرد. عرض کردم: برای کمک به شما آسیاب کنم یا بچه را آرام نمایم؟ ایشان فرمود: من به آرام کردن فرزند اولی هستم، شما آسیاب را بچرخانید.   همچنین از نکات بارز حضرت‌زهرا(س) در تربیت فرزندان، سبک عملی تشویق به عبادت برای آنها بود. مسلما وقتی والدین الگوی عملی کودکان برای عبادت پروردگار باشند، در آینده و بزرگسالی آنها نیز به تأسی از والدین این راه را پیش خواهند برد.   در همین زمینه امام‌حسن(ع) می‌فرماید: مادرم فاطمه را در شب‌جمعه در محراب عبادت دیدم که به عبادت و نماز مشغول است، او پیوسته به رکوع و سجود مشغول بود که شب به پایان رسید. آن حضرت در شب بیست‌وسوم ماه مبارک رمضان کودکان خود را به بیداری فرا می‌خواند. حضرت در روز بچه‌ها را می‌خواباند تا استراحت کنند و غذای کمتری به آنان می‌داد تا بدین‌گونه زمینه و موقعیت بهتری برای شب زنده‌داری داشته باشند. ایشان نمی‌گذاشت احدی از اهل خانه خوابش ببرد و می‌فرمود: محروم است کسی که از برکات شب قدر محروم بماند.   از نکات دیگر تربیتی ایشان عدالت در توجه به کودکان بود. آمده است روزی امام‌حسن(ع) نزد پیامبر(ص) آمد و اظهار تشنگی کرد.  رسول خدا(ص) برخاست، ظرفی برداشت و از گوسفندی که داخل منزل بود مقداری شیر دوشید و به امام‌حسن(ع) داد. فاطمه‌زهرا(س)، به پیامبر(ص) گفت: گویا حسن برای شما عزیزتر از حسین است. پیامبر(ص) فرمود: نه. هردو برایم عزیز و محبوبند ولی چون اول حسن تقاضای آب کرد او را مقدم داشتم.   همچنین روزی حسنین(ع) در حضور پیامبر(ص) کشتی گرفتند.  در این میان فاطمه(س) شنید که پدر بزرگوارش، امام‌حسن را به پیروزی بر امام‌حسین ترغیب می‌کند. حضرت زهرا(س) از این نوع رفتار پیامبر(ص) اظهار تعجب کرد. پیامبر فرمود: دوستم جبرییل، حسین را تشویق می‌کند و من حسن را تشویق    می‌نمایم.   تشویق فرزندان به فراگیری سوادآموزی حضرت زهرا(س) از همان آغاز کودکی فرزندانش، عبادت خدای تعالی را در روح و روان آنها تثبیت کرد و خوی پرستش خدای یکتا را در فطرت لطیف آنها سرشت و از همان آغاز به آنها علم آموخت و برای کسب معارف و تشویق در فراگیری، آماده می‏کرد، به‌عنوان مثال، به فرزندش حسن(ع) که ٧ ساله بود می‏فرمود: «به‌مسجد برو، آنچه را از پیامبر شنیدی فراگیر و نزد من بیا و برای من بازگو کن. »[٨]   حضرت فاطمه زهرا(س) در آموختن مسائل دین به دیگران از اشتیاق زایدالوصفی بهره‌مند بود. روزی زنی نزد او آمد و گفت:  مادری پیر دارم که درمورد نماز خود اشتباهی کرد و مرا فرستاده تا از شما مساله‌ای را بپرسم. حضرت زهرا(س) سوال او را پاسخ فرمود؛ زن برای بار دوم و سوم مسأله‌ای پرسید و پاسخ شنید.  این کار تا ده‌بار تکرار شد و هربار آن بانوی بزرگوار، سوال وی را پاسخ فرمود. زن از رفت‌وآمدهای پی‌درپی شرمگین شد و گفت:   دیگر شما را به زحمت نمی‌اندازم.   فاطمه(س) فرمود: باز هم بیا و سوال‌هایت را بپرس، تو هر قدر سوال کنی، من ناراحت نمی‌شوم.  زیرا از پدرم رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم شنیدم که فرمود: روز قیامت علمای پیرو ما محشور می‌شوند و به آنها به اندازه دانش‌شان خلعت‌های گرانبها عطا می‌گردد و اندازه پاداش به‌نسبت میزان تلاش است که برای ارشاد و هدایت بندگان خدا نموده‌اند.   ساده‌زیستی زهرایی ساده‌زیستی و پرهیز از تجمل از نکات بارز زندگی حضرت فاطمه‌زهرا(س) است. مهریه کم، جهیزیه مختصر، اکتفا به غذای اندک و معاش کم، استفاده از حداقل امکانات برای زندگی و...  همان‌گونه که در فوق شرح داده شد از خصوصیات آشکار سیده زنان عالم است.   شیعه و سنی نقل کرده‏اند، امیرمؤمنان و فاطمه‌زهرا و امام‌حسن و امام‌حسین(ع) و خادمه آنان «فضه» طبق نذری که کرده بودند ٣روز، روزه گرفتند.   شب اول هنگام افطار فقیری در زد، حضرت‌علی(ع) افطار خود را به او داد. سایرین نیز به او اقتدا کرده و افطار خود را به فقیر دادند و با آب افطار کردند. شب دوم یتیمی در زد و باز افطار خود را به او دادند. شب سوم نیز اسیری آمد و چیزی طلبید، این‌بار نیز افطار خود را به او دادند. آنگاه از سوی خدای متعال سوره «هل آتی علی الانسان» نازل شد. [٩] و در آن آیه «و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا» اشاره به ایثار و انفاق آن بزرگواران دارد.[١٠] تفسیر این داستان را در تفاسیر شیعه و سنی و ازجمله در تفسیر معروف «کشاف» تألیف عالم و مفسر بزرگ سنی «جاراللّه‏ زمخشری» می‏توان یافت.   روح عبادت و نیایش تجلی عبادت و روح عادت در سیره حضرت موج می‌زد به گونه‌ای که عبادت ایشان زبانزد عام و خاص، دوست و دشمن بوده است.  حضرت پیامبر(ص) درباره حضرت فاطمه(س) می‌فرمود: ایمان به خدا در اعماق دل و باطن روح زهرا چنان نفوذ کرده که برای عبادت خدا خودش را از همه‌چیز فارغ می‌سازد.  فاطمه دخترم بهترین زن عالم است. پاره‌تن من و نور چشم من و میوه‌دل من و روح و روان من است. حوریه‌ای است به صورت انسان. آنگاه که در محراب عبادت می‌ایستد نورش برای ملائک آسمان درخشندگی دارد و خداوند به ملائکه خطاب می‌کند: بنده مرا ببینید! چطور درمقابل من به نماز ایستاده و اعضای بدنش را خوف می‌لرزد و غرق عبادت است! ‌ای ملائکه گواه باشید که پیروان فاطمه را از عذاب دوزخ در امان قرار دادم.   در حدیث دیگری به سلمان می‌فرماید: ‌ای سلمان! خدای تعالی چنان دل و جان و تمام اعضا و جوارح دخترم فاطمه را به ایمان پر کرده که یک‌سره برای عبادت و فرمانبرداری حق تعالی خود را از همه‌چیز فارغ ساخته است.   امام حسن‌مجتبی علیه‌السلام فرمود: در دنیا کسی عابدتر از مادرم فاطمه(س) نبود؛ آن‌قدر به عبادت می‌ایستاد تا پاهایش ورم می‌کرد.  همین‌طور ابن‌عمره از پدرش نقل می‌کند که گفت: از امام‌صادق(ع) پرسیدم: چرا فاطمه(س) زهرا نامیده شد؟   فرمود: برای آن‌که وقتی فاطمه‌زهرا(س) در محراب عبادت می‌ایستاد، نورش برای اهل آسمان می‌درخشید، همان‌طوری که نور ستارگان برای اهل زمین   می‌درخشد.   امام‌مجتبی(ع) نقل فرموده‌اند که: «مادرم فاطمه(س) را دیدم شب‌جمعه در محراب خود به عبادت برخاسته است و تا نمایان‌شدن سپیده صبح در عبادت و رکوع و سجود می‌بود و می‌شنیدم که برای مؤمنین و مؤمنات دعا می‌فرمود و آنان را نام می‌برد و برایشان دعا می‌کرد و برای خود هیچ دعا نمی‌کرد، به او گفتم: مادر! چرا همان‌طوری که برای دیگران دعا می‌فرمایی برای خودت دعا نمی‌کنی؟ فرمود: پسرم، ابتدا همسایه سپس خانه خود.   سبک زندگی سیاسی و اجتماعی حضرت فاطمه(س) حتی‌الامکان از ظاهر شدن در انظار عمومی اجتناب می‌کرد اما این بدان‌معنی نبود که در مواقع حساس و لازم از انجام‌وظیفه خود شانه خالی کند.   ابن‌ابی‌الحدید از واقدی نقل می‌کند که پس از جنگ احد فاطمه(س) با گروهی از زنان مدینه از خانه خارج شد و چون چهره مجروح پدرش را دید، او را در آغوش گرفت و خون از صورت مبارکش پاک کرد؛ سپس آبی فراهم نمود و خون‌های چهره رسول خدا را شست و شمشیر او را پاک کرد. همچنین می‌نویسد: زنانی که از مدینه آمده بودند ١٤ نفر بودند که زهرا(س) یکی از آنان بود و آب و نان با خود به جبهه برده و در کنار رزمندگان از مجروحین پرستاری می‌کردند.   همچنین علی(ع) نقل می‌کند: ما به همراه پیامبر(ص) در جریان حفر خندق بودیم که فاطمه(س) با تکه نانی نزد پیامبر(ص) آمد و آن را به خدمت او برد. پیامبر(ص) فرمود: این چیست؟ فاطمه عرض کرد:  از نانی است که برای دو فرزندم پختم، این تکه آن را برای شما آوردم. پیامبر(ص) فرمود: دخترم! این اولین غذایی است که بعد از ٣ روز وارد دهان پدرت می‌شود.   دفاع از حریم امامت و ولایت بدون‌شک امامت حلقه اتصال نبوت است. پیامبر جانشین و امام بعد از خود را در اندک مناسبت‌های مختلف قبل از وحی و بعد از رسالت خطیر نبوت بیان می‌کرد. اما بعد از رحلت جانگداز پیامبر امامت و وصایای پیامبر را کنار گذاشتند. دختر پیامبر برای تبیین موضوع مهم امامت تلاش فراوان نمود. گریه‌ها و ندبه‌های این بانوی بهشتی بالاترین فریاد و دفاع از مقام امامت بود.    بیرون‌کشاندن حضرت فاطمه(س) از خانه‌اش به بیت‌الاحزان، نه‌تنها به نفع خلیفه و دستیارانش تمام نشد؛ بلکه باعث وبال حکومت گردید. آنها می‌خواستند حضرت زهرا(س) را از مسجد رسول‌‌خدا(ص) که محل تجمع مردم بود، دور سازند؛ ولی با این کار سند دیگری بر مظلومیت حضرت زهرا(س) افزودند.   زیرا مردم می‌دیدند عده‌ای که خود را از پیروان آنان می‌دانند و به نبوت پدرش اعتراف دارند، ظلم و ستمگری‌شان به جایی رسیده است که نزدیک‌ترین مردم به رسول‌خدا(ص) یعنی دخترش را که عواطف زنانه خود را دارد، در فشار قرار دادند و او را از اظهار حزن و اندوه در فراق پدرش باز داشتند که مبادا حضرت زهرا(س) از ظلمی که بر او روا داشته‌اند، با صدای بلند سخن بگوید.   ولی صدیقه‌طاهره(س) به‌رغم هیأت‌حاکمه، به اعتراض خویش درقالب حزن و اندوه ادامه داد و از خانه‌اش به بقیع در زیر درختچه‌ای مأوی‌گزید. هنگامی که آن درخت را قطع نمودند، امام علی(ع) سایبانی به نام بیت‌الاحزان ساخت و حضرت زهرا(س) در آن‌جا قرار گرفت.  از مهم‌ترین و بارزترین قله‌های زندگی بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه‌زهرا(س) دفاع ایشان از حریم ولایت امیرمومنان علی(ع) و خطبه فدکیه آن حضرت است که سرانجام آن حضرت در راه دفاع از ولایت مجروح شده، نوزادش محسن(ع) را سقط کرده و به‌شهادت رسید.   پی‌نوشت‌ها:   [١]مجلسی، بحارالانوار، ج٤٣، ص١٣٤، کشف‌الغمه، ج١، ص٤٩٢، بیت الاحزان، ص٣٧. [٢]کلینی، روضه الکافی، ص١٦٥. [٣]مجلسی، بحارالانوار، ج٤٣ و ٤٢ و ٨٢، بیت‌الاحزان، ص٢٣. [٤]مجلسی، بحارالانوار، ج٤٣، ص٥٠ و ٥١، بیت‏الاحزان، ص٢١. [٥]حسینی شاهرودی، سیدمحمد، الگوهای رفتاری حضرت‌زهرا(س)، تربیت فرزند، ص ١٦. [٦]حسینی، سیدعلی، کرامات و مقامات عرفانی حضرت زهرا(س)، ص٤٤. [٧]دشتی، محمد، فرهنگ سخنان حضرت فاطمه‌زهرا(س)، ص١٣. [٨]محمدی اشتهاردی، محمد، نگاهی بر زندگی حضرت‌فاطمه(س) ص٦٤. [٩]امالی صدوق، ص٢١٦ و ٢١٢، کشف الغمه، ج١، ص٤١٣ و ٤١٧. [١٠]مناقب شهر آشوب، ج٣، ص١٤٧ و ١٤٨، منتهی‌الامال، ص٦٨ در ذکر وقایع ‌سال‌دوم. ]]> سبک زندگی Sat, 12 Mar 2016 09:00:33 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/70869/ رابطه جنسی صرفا نزدیکی نیست http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/70446/ به گزارش ستاره‌ها، اگر صرفا به فکر ازدواج با یک آدم خوب هستید، این را بدانید که توجه به موقعیت اجتماعی، سطح فرهنگی و اقتصادی خانواده و... یک فاکتور بیرونی است؛ در صورتی که لازمه ایجاد کشش و جذابیت جنسی بین دو نفر قطعا یک فاکتور درونی است که از نظر متخصصان علم رفتارهای جنسی توجه به آن برای تداوم ازدواج بسیار مهم است.  اما فقدان کشش جنسی بین دو نفر چیست و چرا به وجود می‌آید؟ دکتر عفت‌السادات مرقاتی خویی، دکترای تخصصی سکسولوژی می‌گوید حتی بعد از مرحله ازدواج خیلی از زن و شوهرها با وجود جذابیتی که برای هم دارند جهت احیای رابطه تلاش نمی‌کنند. خیلی از زوج‌ها فکر می‌کنند عشق یک بار بین آنها اتفاق افتاده و همیشه با همان کیفیت باقی خواهد ماند؛ در صورتی که برای تداوم یک رابطه جنسی باید از آن مراقبت کرد. بعد از چندسال ،مهم‌ترین مشکل زوج‌ها؛ عدم کشش جنسی است زن و شوهرهایی هستند که از لحاظ اجتماعی، تناسب و سنخیت مسئله‌ای جدی با هم ندارند‌ اما وقتی به مراکز مشاوره و درمانی مراجعه می‌کنند می‌گویند مشکل اصلی‌شان عدم تناسب جنسی است. می‌گویند از نظر جنسی نمی‌توانیم نیازهای هم را برآورده کنیم و از اینکه در کنار هم هستیم،  احساس رضایت نمی‌کنیم. این را به یاد داشته باشید که در چنین مسائلی بحث بد یا خوب بودن انسان‌ها مطرح نیست بلکه موضوع کشش جنسی بین دو نفر است که حاصل روابط عاشقانه بین زوج است؛ اینکه یکی از طرفین از نظر جنسی جذب همسرش نمی‌شود و طبیعتا دیگری از اینکه مورد درخواست جنسی همسرش نیست یا توسط او دفع می‌شود،  ناراضی و ناراحت است. تعداد روزافزون مراجعه‌کننده نشان‌دهنده این مسئله است که اکثر افراد به شکلی درگیر این مشکلات هستند و به دنبال راه‌حل درمانی می‌گردند. در انتخاب همسر فقط به فاکتورهای بیرونی توجه نکنید به نظر شما فقدان کشش جنسی بین دو نفر چیست و چرا به وجود می‌آید؟ در این زمینه باید به دو مسئله توجه کنیم: اول انتخاب شریک زندگی که ممکن است مطلوبیت جنسی نداشته باشد. شاید هر دو نفر انسان‌های خوبی باشند اما در انتخاب دچار اشتباه شده‌اند، آنها به دلایل و اهداف متعدد بیرونی همدیگر را انتخاب کرده‌اند مانند تناسب اقتصادی، تحصیلاتی، ظاهر و... که همگی فاکتورهای مهم بیرونی هستند ولی آنچه لازمه ایجاد کشش و جذابیت جنسی بین دو نفر است،  قطعا یک فاکتور درونی است که نظریه‌پردازان و متخصصان علم رفتارهای جنسی آن را به رمانس تعبیر می‌کنند یا به عبارت دیگر کشش، عشق و علاقه درونی است که بین دو نفر ایجاد می‌شود. اشتیاق اولیه را فراموش کنید! این را بدانید که شور و اشتیاقی که در ابتدای رابطه به وجود می‌آید قرار نیست در ادامه هم به همان شکل باقی بماند اما اگر به این رابطه رسیدگی نشود، نارضایتی به وجود خواهد آمد. اتفاقا گفت‌وگوی زن و شوهر نشان‌دهنده صمیمت بین آنهاست. مستقیم و با احترام به همسرتان بگویید: «جمله‌ای که گفتی مرا ناراحت کرد.» طرف مقابل هم باید از این فرصت استفاده کند و به جای بی‌توجهی به احساس همسرش بیان کند: «منظورم از گفتن آن جمله چیز دیگری بود و واقعا نمی‌خواستم ناراحتت کنم.» ضمن اینکه باید دقیق منظورش را هم بیان کند. آیا این کشش و هیجان دائمی است؟! در زمان انتخاب همسر یا شریک زندگی باید خیلی به این مهم توجه شود که آیا «نیاز جنسی» خود فرد است که این کشش را ایجاد می‌کند یا این یک کشش دوطرفه به دور از هیجانات جنسی است؟ طبیعی است اگر کشش به طرف همسر تنها برای رفع نیاز جنسی خود فرد باشد، می‌تواند باعث سوءتفاهم و اختلال در شناخت جنسی و انتخاب طرف مقابل باشد و به‌راحتی این کشش و جذابیت اولیه به حساب این گذاشته شود که این فرد همانی است که «می‌خواهم و همواره محرک عاطفی، هیجانی و جنسی من خواهد بود» و این آغاز یک اشتباه است چون عمر این هیجان و کشش خیلی زیاد نخواهد بود! از عشق‌تان مراقبت کنید! گاهی زن و شوهر برای هم جذاب هستند اما برای احیای این کشش و جذابیت و تقویت آن کار زیادی نمی‌کنند و عشقی که بین‌شان ایجاد شده بود را به حال خود رها می‌کنند، با هم حرف نمی‌زنند و به فاکتورهای تخریب‌کننده رابطه جنسی بی‌توجه هستند. خیلی از زوج‌ها این تصور را دارند که عشق برای یک‌بار برای آنها اتفاق افتاد و همواره به همان اندازه و کیفیتی که هست باقی خواهد ماند؛ در حالی که عشق و علاقه بین زوج‌ها خمیرمایه کشش جنسی و تداوم روابط جنسی بین آنهاست و نمی‌توان آن را بدون مراقبت، احیا و تقویت رها کرد. در قدم اول نیازهای جنسی خودتان را بشناسید زن و شوهرها اغلب هیچ مراقبتی از این رابطه پویا نمی‌کنند. در نتیجه وقتی که رابطه دچار مشکلات عمیق جنسی شد به فکر کمک گرفتن می‌افتند و می‌پرسند که چطور می‌توان  تمام این گرد و غبار را از رابطه جنسی‌مان بزداییم؟ در حالی که همیشه در مشاوره‌های قبل از ازدواج و مشکلات زناشویی اصرار داریم که شما به عنوان شوهر یا زن بدون توجه به طرف مقابل مدام باید به این فکر کنید که چطور این رابطه را پویا نگه دارید. برای برقراری رابطه صمیمانه و جنسی ابتدا خودتان را بشناسید و سپس فرد مقابل را بشناسید! باید منافذ ریزی که در رابطه به وجود می‌آید و به آن توجهی ندارید را به سرعت حل کنید نه اینکه منتظر باشید اتفاقی بیفتد و بعد برای درمان سراغ درمانگر بروید. در رابطه با مسائل پیش آمده در اتاق خواب گفت‌وگو کنید می‌توانید به همسرتان بگویید من از ارتباط با تو لذت می‌برم اما برایم بیشتر خوشایند خواهد بود اگر از نظر ظاهر، بهداشت و.... وضعیت شما به این شکل باشد. خیلی از افراد از گفتن این موضوع دوری می‌کنند و گفتن این حقایق را سال‌ها به تاخیر می‌اندازند. هیچ فردی نباید از گفتن این حرف به همسرش نگران باشد؛ از اینکه نکند دلش را بشکند و... بلکه این نشان از توجه به آن همسر و فضای پیش‌آمده در اتاق خواب است؛ در حالی که متاسفانه زن و شوهرهای زیادی هستند که  به‌شدت در حال سوءتفاهم هستند. برای اینکه فکر می‌کنند اگر مسئله‌ای که به وجود آمده را مطرح کنند همسرشان دلگیر می‌شود و... این پنهان‌کاری‌ها معنایی به غیر از عدم توجه به بنیان خانواده ندارد.  به فاکتورهای مخرب روابط جنسی توجه کنید اکثر مردها هم از بیان این موارد واهمه دارند چون نگران هستند منجر به تنش و دعوا شود. در بین زنان زیاد دیده می‌شود زمانی که مرد در حوزه جنسی اظهارنظری می‌کند یا پیشنهادی دارد افکار زن به هم می‌ریزد، واکنش منفی نشان می‌دهد و... به جای اینکه زنان این صحبت را به پای نگرانی مرد و حفظ رابطه زناشویی‌شان بگذارند، در قالب دفاعی فرو می‌روند. خیلی از زن ها فکر می‌کنند چون ازدواج کرده‌اند دیگر نیازی نیست به فاکتورهای مخرب روابط جنسی‌شان توجه کنند. طبیعی است هر دو در ادامه این رابطه اذیت می‌شوند. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات، ارتباطات کلامی و صمیمت بین زوج است. در نتیجه در زندگی مشترک بیشتر با هم بحث می‌کنند تا اینکه مثل دو فرد صمیمی راجع به مسائل جنسی‌شان صحبت کنند. رابطه جنسی صرفا نزدیکی نیست همیشه هنگام انتخاب باید به این مسئله توجه داشته باشید که آیا این فرد شریک جنسی خوبی هم برای شما هست؟ آیا می‌توانید به لحاظ جنسی همدیگر را جذب کنید؟ می‌توانید به نیازهای هم پاسخ دهید؟ متاسفانه افراد قبل از انتخاب همسر به این سوالات فکر نکرده‌اند! شاید کمتر به این موضوع اهمیت می‌دهند که این ازدواج یک فضای خصوصی هم در اتاق خواب دارد و باید دو نفر به لحاظ جنسی متناسب باشند و به این معنا نیست که باید رابطه جنسی بین دو نفر که تازه با همدیگر آشنا شده اند، اتفاق بیفتد. این مسئله قابل قبولی نیست چون به‌طور کاذب نتیجه را مثبت می‌کند! در هیچ مستندی برقراری رابطه جنسی  صرفا نزدیکی برای سنجش تناسب و کشش جنسی بین دو نفر اشاره یا تاکید نشده است بلکه بیشتر بر شناخت دو نفر از همدیگر که اغلب بدون محرکات جنسی، تنها با گفتمان و تعامل اجتماعی محقق می‌شود، تاکید شده است. تعاملات جنسی به تماس‌های جسمی- جنسی صرف اطلاق نمی‌شود بلکه هرگونه رابطه صمیمانه، ارتباط و گفت‌وگوی خوشایند و لذت‌بخش بین زوج هم رفتار جنسی تلقی می‌شود. این مسئله از محدود و محصور شدن زندگی جنسی زوج‌ها در فضای تناسلی محض پیشگیری می‌کند و بیشتر روابط جنسی بین زن و شوهر را روابط اجتماعی می‌بیند و آن روابط را به تمامی روابطی که زن و شوهر در طول روز دارند، تسری می‌دهد. صحبت از علایق جنسی، ارجحیت‌ها و اولویت‌های جنسی و... قدم مهمی است که زوج ­ها در مسیر شناخت جنسی می‌توانند در مراحل انتخاب بردارند. ]]> سبک زندگی Mon, 07 Mar 2016 16:50:44 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/70446/ گم شدن قطعه‌ای از پازل زندگی اسلامی http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/70346/ به گزارش ستاره‌ها، در این متن سعی داریم به گونه ای به دنبال جواب این سوالات باشیم. با نگاهی گذرا به زندگی رایجی که در شهرها در حال سپری شدن است، در حالت خوشبینانه می توان گفت، هر کسی به دنبال کار خود است، کسی با دیگری کاری ندارد و به دنبال دخالت و نزدیکی به زندگی دیگری نیست، زندگی ماشینی دنیای شهر نشینی افراد را چنان مشغول خود ساخته است، به طوری که فرصت نگاه کردن به حقایق پیش روی خود را ندارند. کم نیستند کسانی که در زندگی شهری از هر گونه آلودگی ویروس های مسری همچون ویروس آنفولانزا و سرما خوردگی اجتناب می نمایند اینگونه افراد نه تنها خود بلکه دیگران را نیز آگاه می سازند، ولی نسبت به ویروس گناه و بی حجابی نه تنها کسی دیگری را بر حذر نمی دارد بلکه خود نیز گرفتار آن می شود، این در حالی است آموزه های اسلامی همه افراد را در قبال یکدیگر مسئول و صاحب وظیفه قرارداده است. کسی نمی تواند نسبت به سرنوشت دیگری بی تفاوت باشد. به همین جهت وظیفه ارزشمند امر به معروف و نهی از منکر را بر عهده همگان قرار داده است. «اْلآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنینَ؛ [توبه، آیه 112]. آمران به معروف، نهی کنندگان از منکر، و حافظان حدود (و مرزهای ) الهی، (مؤمنان حقیقی اند)؛ و بشارت ده به (اینچنین) مؤمنان!». با کم رنگ شدن مسئولیت پذیری در حیطه امر به معروف و نهی از منکر، دامنه گناهانی همچون بی حجابی روز به روز گسترده تر می شود، این در حالی است که اگر مردم به درستی و به طور شایسته به وظیفه ی دینی خود عمل می نمودند اوضاع زندگی شهروندی شاهد مناظر ناخوشایند بی حجابی در شهر نبود. تأثیر پذیری محیط و اقتباس از الگوهای اجتماعی قرآن کریم در معرفی الگوهای مناسب دینی و اجتماعی همیشه پیش قدم بوده است، گام برداشتن توأم با حیا و عفت دختران حضرت شعیب (علیه السلام) یکی از الگوهای قرآنی است که خداوند متعال در خصوص آن می فرماید: «فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشی عَلَى اسْتِحْیاء؛ [قصص، آیه 25] ناگهان یكى از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالى كه با نهایت حیا گام برمى داشت»، و یا اینکه در روایات اسلامی صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) دارای آن درجه از حجب و حیا بودند که حتی در رویارویی با شخص نابینا نیز با کمال حیا و عفاف رفتار می نمایند. درخصوص الگوی رفتاری حیا و عفاف برای مردان نیز منابع روایی، این چنین الگوی خود را معرفی می نماید، حضرت موسی (علیه اسلام) یکی از نمادهای حیا و عفاف معرفی می شود، کما اینکه در روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) نقل شده است: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره ایشان فرموده اند: ان موسی کان رجلاً حمییاً ستیراً لایری من جلده شی ء استحیاء منه؛ (صحیح بخاری، ج 4، ص 129) همانا موسی، مردی با حیا و پوشیده بود که به دلیل حیایش هیچ نقطه از بدن وی دیده نمی شد». به هر حال عوامل محیط از جمله مؤلفه های تأثیرگذار بر رفتار افراد به حساب می آید، گاه جذابیت های ظاهری محیط و روابط اجتماعی موجب می شود زن یا مرد پوشش خاصی را از سایرین الگو برداری نمایند، این مطلب گویای این است که انسان ها از محیط پیرامون خود به شدت تأثیر می پذیرند. این مطلب وظیفه و رسالت نهادهای فرهنگی را در معرفی برترین الگوهای اجتماعی سنگین می نماید. وقتی نهادهای فرهنگی به هر دلیل (عدم کار و تحقیق میدانی، آسیب شناسی و ارائه راه کارهای جدید) در معرفی الگوهای مناسب اجتماعی خود سستی و کاهلی به خرج دهند، زمینه برای نفوذ و سیطره فرهنگ مهاجم فراهم می شود، آنها می دانند که برای قالب کردن الگوی خود می بایست از جذابیت و خلاقیت خود استفاده نمایند، تا اینکه فرهنگ اسلامی را از میدان روابط اجتماعی خارج سازند. به هر جهت الگوهای رایج موجود در جامعه که توسط رسانه ها متعدد غربی و حتی داخلی ترویج می شود، یکی از موانع توسعه و پیشرفت فرهنگ حجاب و عفاف به حساب می آید. توجه به شاخص های سبک زندگی اسلامی: سبک زندگی اسلامی در درون خود عناصر ارزشمندی همچون غیرت مداری، پرهیز از فخر فروشی و خود نمایی، توجه به گوهر درون و عدم تن نازی در برابر نامحرمان، و تقویت عزت نفس و عدم تمنای عشق های پوشالی، و تلاش در جهت کسب رضایت الهی را داراست، از این رو برای مقابله با فرهنگ برهنگی سزاوار است قدری در داشته های ارزشمند فرهنگی خود تحقیق و تفحص صورت گیرد و تلاشی جمعی در جهت گسترش و نهادینه کردن این عناصر در جامعه صورت گیرد. بی توجهی به عناصر مذهبی و فرهنگی خودی و دینی موجبات مقلوب شدن در برابر فرهنگ مهاجم را فراهم خواهد نمود. فرهنگ بیگانه به دنبال حذف غیرتمندی در روابط اجتماعی است. با اندکی توجه در برنامه های ضد فرهنگی غرب به خوبی می توان تلاش آنان را برای عادی سازی روابط زنان و مردان را مشاهده کرد، این دسته رسانه ها قباحت و حماقت را تا به جایی رسانده اند که حتی زنان و مردان متأهل نیز داخل در اهداف شوم شان قرار دارند. در اهمیت و ارزش یکی از عناصر دینی همچون غیرتمندی از امام علی (علیه السلام) این چنین نقل شده است: «عِفَّتُهُ (الرَّجُل) عَلى قدرِ غَیرَتِهِ؛ (نهج البلاغه:ص 477 ، حكمت 47) پاكدامنى مرد به اندازه غیرت اوست». جایگاه و تأثیر نهادهای آموزشی بر رفتار اجتماعی اگر اماکن و نهادهای آموزشی همچون کودکستان ها و مدارس و دانشگاه ها به خوبی از عهده رسالت و وظیفه خود در خصوص تعهد اخلاقی دانش آموزان بر آیند خلاء و کاستی ناشی از فقدان برنامه و طرح آموزشی در خانواده جبران خواهد شد. ولی اگر این نهادها نیز با توجه به رسالت مهمی که بر عهده دارند از خود سلب مسئولیت نمایند و هیچ گونه طرح و برنامه جامع و متقنی در جهت توسعه و ترویج فرهنگ حجاب و عفاف ارائه ندهند، باید برنامه های ضد فرهنگی اتاق های فکر، نهاد های ضد فرهنگی باشیم که با برنامه های شوم خود سناریوی نفوذ در مرزهای فرهنگی و دینی ما را رقم خواهند زد. امام علی (علیه السلام) می فرماید: «وَ اِنَّ اَخَا الحَربِ الاَرِق وَ مَن نامَ لَم یُنَم عَنه» (نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص۴۵۲)  این سخن حکمت آمیز امام علی (علیه السلام) بیانگر این مطلب است که، اگر ما در جبهه فرهنگی و تربیتی به خواب رفته باشیم، به این معنا نیست که دشمن اتاق های فکر و براندازی خود را بر علیه فرهنگ مقدس اسلامی تعطیل نموده باشد، بلکه آنان بیدار هستند». سخن آخر: علاوه بر مطالب یاد شده، نقش و رسالت رسانه های مکتوب و دیجیتالی بسیارحائز اهمیت است. رسانه ها ابزارهای قدرتمندی هستند که می توانند با به کار گیری نیروی های خلاق و کار آمد، برنامه های جذاب و ارزشمندی در جهت گسترش و ترویج فرهنگ حجاب و عفاف بردارند. ]]> سبک زندگی Sun, 06 Mar 2016 19:42:31 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/70346/ نمره جذابیت عشق تان چند است؟ http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/68759/ به گزارش ستاره ها، هر وقت به اینجا رسیدید، یک نفس عمیق بکشید و به این 12 سوال با «بله» یا «نه» پاسخ دهید. 1- از کنار هم بودن لذت می برید؟ 2- به او اعتماد دارید؟ 3- با هم بازی و تفریح می کنید؛ به عبارت دیگر، سرگرمی مشترکی دارید؟ 4- ارزش های اصلی و باورهایتان مشترک است؟ 5- می توانید به صورتی دلپذیر و مطبوع مخالفت کنید؟ 6- در زندگی مشترکتان می توانید «خودتان» باشید؟ 7- احترام دوطرفه در رابطه تان وجود دارد؟ 8- اگر رابطه تان عاشقانه است، همسرتان هنوز هم باعث تندشدن تب عشقتان می شود؟ 9- آیا همسرتان از شما حمایت می کند؟ 10- رابطه تان در مقابل تغییرات، شکننده است؟ 11- آیا توقعات شما واقع بینانه است؟ 12- هر دویتان می خواهید زندگی مشترکتان را حفظ کنید؟ با اینکه هیچ قانون مکتوبی وجود ندارد که نشان دهد زمان پایان یک رابطه فرا رسیده و دیگر ارزش ادامه دادن ندارد، اما اگر پاسخ شما به بیشتر سوال های بالا مثبت است، احتمالا هنوز چیزی در زندگی مشترکتان وجود دارد که ارزش تلاش کردن دارد. مسلما ایجاد تغییر در هر رابطه ای، سخت است اما اگر می خواهید رابطه تان سالم تر و قوی تر شود، رو به جلو حرکت کنید و این همان قیمتی است که باید بپردازید. اگر در پاسخ دادن به این سوالات شک دارید، راهنمای پاسخ به آزمون را هم در پایین مطالعه کنید تا بتوانید با قاطعیت بیشتری جواب دهید و تصمیم نهایی تان را بگیرید! راهنمای پاسخ به آزمون 1- اگر از وقت گذرانی با فردی لذت نبرید، خودش به تنهایی نشانه ای است که شاید مجبور شوید رابطه را کنار بگذارید. مگر یکی از علل اولیه ای که ما دیگری را شریک زندگی مان می کنیم، این نیست که کنارش (حداقل گاهی) به ما خوش می گذرد؟ 2- اعتماد، جزء کلیدی رابطه است. اگر 2 نفر به هم اعتماد داشته باشند و اگر بدانند همیشه و در هر مشکلی (مهم نیست چه مشکلی) پشت هم هستند، اساس این رابطه هم قابل اطمینان و ارزشمند است. 3- علایق، سرگرمی و فعالیت های (هر چند کم) مشترک 2 نفر، شاخصی قوی برای حفظ رابطه شان است، یعنی اگر سرگرمی شما و طرف مقابل برای هردویتان جالب باشد (یا حداقل خسته کننده نباشد) می توانید اوقات خوشی کنار هم داشته باشید. 4- هیچ زن و شوهری را پیدا نمی کنید که سر همه چیز با هم توافق داشته باشند اما اگر در دین، جناح سیاسی یا علاقه هایشان کمی با هم توافق داشته باشند، آن وقت می توانند براساس همان بنیان ارزشی، زندگی مشترکشان را بسازند. 5- در همه رابطه ها جر و بحث وجود دارد، اما در یک رابطه سالم، این جر و بحث ها و مخالفت ها باعث رشد رابطه است و فرصتی برای تمرین صبوری، همدردی و پیدا کردن راه های جدید تصمیم گیری و ارتباط. 6- مسلما همه روابط خوب روی اشتراک پایه گذاری می شوند اما صمیمیت و  موافقت بیش از حد هم عادی نیست! در بهترین رابطه ها، هر 2 نفر هویت جداگانه خود را دارند و از «خود بودن» و مثل خودشان فکر کردن و رفتار کردن واهمه ندارند. 7- در روابط، سالم مهم نیست چه کسی نان آور است و چه کسی وظیفه خانه داری و بچه داری را بر عهده گرفته، بلکه هر 2 طرف به جایگاه دیگری احترام می گذارند و هیچ کدام احساس نمی کنند مورد سوءاستفاده قرار گرفته، طعمه شده یا استثمار شده است یا قدرش را نمی دانند و همیشه فضای لازم برای رشد وجود دارد. 8- اگر نمره جذابیت همسرتان از 1 تا 10، کمتر از 7 است، بنابراین دیگر رابطه عاشقانه ای برای شما وجود ندارد. البته یادتان باشد این امتیازدهی برای شماست؛ نه بقیه مردم و نه مادرتان و دوست صمیمی تان! به ارتقا رابطه فکر کنید. 9- باید برای پیروزی ها، تصمیم گیری ها، هدف ها، باورها و... خود حامی داشته باشید. اگر کسی منتظر است تا موفقیت شما را جشن بگیرد، احتمالا رابطه تان ارزش کمی تلاش را دارد. 10- هر دوی شما باید بدانید زندگی پویاست و در جریان؛ یعنی همه چیز در حال رشد و تغییر است. پس هر قدر در مقابل تغییرات سختگیرتر باشید، سخت تر می توانید یک رابطه سالم داشته باشید و از آن لذت ببرید. 11- هیچ کس نمی تواند تا آخر عمرش با فانتزی «کمال گرایی» همسرش بسازد! خود را اصلاح کنید. 12- اگر شما می خواهید رابطه تان را حفظ کنید اما طرف مقابل این را نمی خواهد، کار زیادی از دست شما ساخته نخواهد بود! ]]> سبک زندگی Sun, 21 Feb 2016 06:22:14 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/68759/ تولد نوزاد جدید و رابطه جنسی شما http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/65187/ به گزارش ستاره‌ها، قبل از آنکه رابطه‌ی واژنی داشته باشید باید مطمئن شوید که مشکلی ندارید. اغلب زنان می‌توانند ۴ تا ۶ هفته پس از زایمان رابطه‌ی جنسی داشته باشند، چه زایمان طبیعی باشد و چه سزارین. داشتن رابطه قبل از زمان مجاز تعیین‌شده توسط پزشک شما را در خطر عفونت قرار می‌دهد. کمبود خواب میل جنسی زنان را از بین می برد یکی از بزرگ‌ترین موانع ادامه‌ی رابطه‌ی جنسی خستگی زیادی است که مراقبت از نوزاد همراه دارد. برای چند ماه نوزاد شما هر شب حدود ۲ تا ۳ ساعت شیر می‌خورد. سی درصد نوزادان تا نه‌ماهگی شب‌ها زیاد نمی‌خوابند. این کمبود خواب باعث می‌شود مادران میل جنسی خود را از دست دهند.   کمبود خواب در مردان اغلب میل مردان به رابطه‌ی جنسی بیشتر است، حتی اگر خسته باشند. مردان نیاز دارند برای آرامش و احساس نزدیکی به همسرانشان رابطه داشته باشند.   خستگی اگر خستگی زیاد شما روی رابطه‌ی جنسی‌تان اثر گذاشته است با همسر خود درباره‌ی آن صحبت کنید. راه‌های زیادی وجود دارد که شما سرحال باشید. در ابتدا از همسرتان بخواهید مدتی مراقب کودک باشد تا شما بخوابید. و یا صبح‌ها رابطه داشته باشید که هردو شب را استراحت کرده‌اید. برای اینکه مدت‌زمانی را باهم تنها باشید از خانواده، دوستان یا پرستار کودک کمک بگیرید تا از کودک شما مراقبت کنند. درنتیجه شما و همسرتان بدون نگرانی در مورد کودک زمانی را باهم خواهید گذراند.   هورمون‌های پس از بارداری و رابطه‌ی جنسی پس از تولد نوزاد سطح هورمون استروژن بدن کم می‌شود. این موضوع سبب کاهش خیسی واژن خواهد شد، درنتیجه رابطه‌ی شما ناخوشایند یا دردناک خواهد بود. اغلب پس از اتمام شیردهی یا بعد از ادامه‌ی عادت ماهانه این مشکل رفع می‌شود. برای کم شدن درد می‌توانید از چرب کننده‌های واژن استفاده کنید. تغییرات هورمونی حتی ممکن است باعث افسردگی فرد شوند که بااحساس ناراحتی، نگرانی یا زودرنجی پس از زایمان همراه است. این احساسات می‌توانند با میل جنسی شما تداخل یافته و برای چند هفته تا چند ماه ادامه یابند.   تغییرات بدن تغییرات بدن و احساسی که زن پس از زایمان در مورد بدن خود دارد تأثیر زیادی روی احساسات او در رابطه‌ی جنسی خواهد گذاشت. اکثر زنان در طول بارداری ۱۱ تا ۱۵ کیلوگرم افزایش وزن‌دارند و روی بدن آن‌ها خطوطی نمایان می‌شود که علامت کشیدگی بدن است. سزارین روی شکم آن‌ها زخم برجای می‌گذارد. همه‌ی این موارد ممکن است باعث شود زن احساس نارضایتی یا ناراحتی از بدن خود داشته باشد. در حقیقت همسرتان هنوز هم بدن شما را دوست دارد، اما می‌توانید از او کمک بگیرید تا بدنتان به شکل قبل از زایمان برگردد. از همسرتان بخواهید مراقب کودک باشد تا شما ورزش کنید و یا بخواهید به شما کمک کند تا وعده‌ی غذایی سالمی تهیه کنید.   درباره‌ی چیزی که شما را ناراحت می‌کند صادق باشید در برخی موارد عدم تمایل به رابطه‌ی جنسی پس از زایمان چیزی بیشتر از مسائل فیزیکی است. شاید چیزهایی در رابطه‌ی شما وجود داشته باشد که باید آن را بررسی کنید. از خودتان بپرسید " چه چیزی مرا تا این حد ناراحت کرده است که نمی‌خواهم با رابطه‌ی جنسی علاقه‌ی خود به همسرم را نشان دهم؟ " یک حس متداول برای ناراحتی در بین خانم‌ها این است که مجبورند در خانه بمانند و پوشک بچه را عوض کرده و از او مراقبت کنند درحالی‌که همسرشان از خانه بیرون می‌رود و با دیگران معاشرت دارد.   با همسرتان صحبت کنید نارضایتی از وضعیت بدن و خستگی روحی مشکلات عاطفی‌ای هستند که باید شرح داده شوند. صحبت با همسرتان تأثیر زیادی روی اطمینان شما از همکاری همسرتان برای مراقبت از خانواده‌ی جدید دارد. اگر در صحبت کردن با او مشکل‌دارید شاید مشاور خانواده بتواند به شما کمک کند.   برنامه‌ریزی برای رابطه‌ی جنسی اولین سال تولد نوزاد جدید نیروی فیزیکی و عاطفی زیادی می‌خواهد و بسیاری از زوج‌ها متوجه می‌شوند زندگی جنسی آن‌ها دیگر مانند زمان قبل از تولد کودک نیست. اگرچه بیشتر مشکلات جنسی‌ای که زنان تجربه می‌کنند در طی یک سال اول بهبود خواهد یافت. بااین‌وجود هیچ‌گاه رابطه‌ی جنسی شما مانند زمان قبل از تولد نوزاد نخواهد شد و زوج‌ها باید برای رابطه‌ی خود برنامه‌ریزی کنند. شاید از این کار زیاد لذت نبرید اما این روش برای پیشگیری از بین رفتن صمیمیت میان شما و همسرتان ضروری است.   پذیرش شرایط جدید با تولد نوزاد جدید زندگی جنسی شما از چیزی که قبل بود تغییر کرده و شاید تعداد دفعات آن کمتر شود. اگر هردو شما با این موضوع کنار آمده‌اید مشکلی نیست. اما مشکل در مورد تعداد دفعات رابطه نیست بلکه موضوع نارضایتی احتمالی شما از آن است. اگر همواره یکی از زوج‌ها برقراری رابطه را رد کند به روابط  آسیب وارد می‌شود. این مشکلات باید قبل از آنکه دیر شود بیان و حل شوند. ]]> سبک زندگی Thu, 14 Jan 2016 05:55:55 GMT http://www.setarehnews.ir/fa/doc/news/65187/