التون جان؛ مردی با صدای عشق
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۱۵
 
التون جان
 
التون جان
 
التون جان سومین هنرمند برگزیده موسیقی از نظر طول مدت محبوبیت، فروش آلبوم ها، کنسرت ها و قرار گرفتن در فهرست بهترین صداها، بعد از «الویس پریسلی» و «بیتلز» در آمریکا است.
به گزارش ستاره ها؛ برای نگارنده فرصتی پیش آمد تا در آبان ماه 1382 کنسرت «التون جان» را در کشور دبی تماشا کنم و شاهد شور و شعف ملیت های مختلف نسبت به او باشم. از روسیه، اروپا، ممالک غربی و خاور دور علاقه مندان بسیاری آمده بودند. برای او نیز آن استقبال پرشور در امارات عربی تعجب آور بود؛ به طوری که در پایان کنسرت، وعده داد در آینده ای نزدیک بار دیگر به آنجا بازگردد؛ اما این قول گویا تا امروز عملی نشده است.

در محوطه تماشاگران، خانمی در حدود 50 سال سن با چند نفر دیگر صحبت می کرد و می گفت: «من عادت کرده ام هر صبح را با گوش دادن به ترانه های التون جان شروع کنم. صدای او در ذهنم می ماند و در تمام روز به من انرژی می دهد.»

در این متن، زندگینامه التون جان به شکلی خلاصه و فشرده فقط در چند سطر آمده است، ولی موضوع اصلی مطلب را به جنبه های موسیقی او اختصاص داده ام. قابل یادآوری است که این جنبه های هنری نیز اغلب محدود می شود به ارقام و آمار افتخاراتی که او طبی بیش از 40 سال کسب کرده است. همچنین به منظور کوتاه تر شدن مطلب، از شرح دیسکوگرافی وی به صورت بخش های آلبوم به آلبوم صرف نظر شده است.
 
التون جان؛ مردی با صدای عشق

پیانیستی با 66 سال سابقه

التون جان سومن هنرمند برگزیده موسیقی از نظر طول مدت محبوبیت، فروش آلبوم ها، کنسرت ها و قرار گرفتن در فهرست بهترین صداها، بعد از «الویس پریسلی» و «بیتلز» در آمریکا است. التون در 25 مارس 1947 در میدل سکس بریتانیا با نام «رجینال دیوایت»1 متولد شد و از سه سالگی پیانو می نواخت؛ به طوری که بدون آنکه نت بداند، می توانست  آهنگ سنتی Skaters waltz را که چند بار شنیده بود، بنوازد.

در 11 سالگی جایزه آکادمی سلطنتی موسیقی انگلستان به او اهدا شد و از فردیا آن روز به مدت پنج سال وارد آن آکادمی شد. از 16 سالگی در کلوپ ها نوازنده پیانو بود و در سال 1967 نام هنری «التون هرکولز جان» را برای خود برگزید که بعدها هم هرکولز را از آن حذف کرد و در گروه راک «تی رکس» هم نوازی و در نوشتن آهنگ ها همکاری می کرد.

در آن سال ها که تیپ و فرم ظاهری خوانندگان و نوازندگان متفاوت از مردم عادی بود، قیافه و ظاهر التون تفاوتی با عوام نداشت؛ قد نسبتا کوتاه، موهای کم پشت، چشمان ضعیف، ابروهایش پرپشت و زشت بود، اما گفتار و کردارش همانند یک جنتلمن اصیل بروز می کرد.

سازی که التون به آن تسلط دارد، پیانو است و تمام آهنگ هایی که در خلال 48 سال گذشته ساخته است با پیانو بوده اند. بزرگ ترین شانس زندگی اش آشنایی با «برنی تاپین» بود؛ شاعری که ترانه هایش را در اختیار التون می گذاشت و التون ملودی هایی بر روی آن ها می ساخت. ارتباط التون و برنی بر پایه همکاری و صمیمیت تاکنون پا برجا مانده است و شاید حتی بتوان گفت اشعار برنی به آثار التون اعتبار بخشیده اند.

التون: «در نوجوانی تمام دل مشغولی من جمع آوری صفحات موسیقی بود و با تلاش صفحات آمریکایی وارداتی را که به تعداد محدود به انگلستان می آمد، خریداری می کردم. مزید بر این ها مجلات موسیقی را می خواندم.»

برنی: «در یک زمین زراعی، کارگر بودم. چندی بعد کارگر چاپخانه شدم و از همان جا بود که به ادبیات گرایش یافتم، عاشق منظومات شدم؛ ترانه سرایی.»

اما لیبرتی، یک شرکت پخش صفحات موسیقی، برای یافتن استعدادهای جوان آزمونی گذاشت. التون به عنوان نوازنده کیبورد در آن آزمون شرکت کرد. ولی لیبرتی بیشتر مایل به کشف صداهای خوب بود. التون برای هیئت انتخاب کننده ترانه ای (بدون موسیقی) از «جیم ریوز» (خواننده دهه های 50 و 60) را خواند که مقبول واقع نشد.

برنی که به تازگی با التون طرح دوستی ریخته بود، او را وادار کرد تا به اتفاق، «دیک جیمز»، مدیر یکی از بنگاه های استعدادیابی را ملاقات کنند. دیک بدون اینکه آزمون بگیرد از آنان خواست تعدادی ترانه و موسیقی از کارهای خودشان آماده کنند.

التونو برنی، 24 تراک را به صورت ابتدایی ضبط کردند که دیک جیمز از میان آن ها «خانم سامانتا» را برای تک آهنگ انتخاب کرد. التون می گوید: «بعد از انتشار دو آلبوم و شماری تک آهنگ، چک هایی که هر ماه بابت کمیسیون صاحب اثر برایم می آمد، مرا شگفت زده می کرد. از خودم می پرسیدم شاید این نشانه تجاری بودن کار من است. شهرت را دوست دارم، اما از تجاری بودن موسیقی ام بیزارم.»

اعضای ارکستر التون علاوه بر خود وی چهار نفر هستند که سال هاست به طور ثابت او را همراهی کرده اند و برنی تاپین نامی است آشنا برای طرفداران آثار التون جان. به طور معمول از موسیقی دان های بزرگ کتاب هایی منتشر می شوند، اما از التون جان با آن همه سابقه ارزشمند و شهرت، معدود کتاب هایی منتشر شده که یکی از آنان متن اشعار آهنگ های وی است.

بیشتر ترانه ها توسط برنی تاپین سروده شده اند و تعداد آن هایی که شخص التون سروده باشد، انگشت شمار است. همچنین شماری از ترانه ها براساس خاطرات خود اوست. از آنجا که وی طبعی لطیف و شاعرانه داشت، در آن اشعار که برنی به سفارش التون سروده، عشق و محبت، حرف اول را می زند. به طور مثال در آلبوم سال 1971 نام برده، آهنگی است به نام «رقصنده کوچولو»2 که همین آهنگ بعدها در مجموعه های انتخاب مانند بهترین ها و در یک فیلم سینمایی با عنوان «تقریبا مشهور»3 شنیده شد.
 
 التون جان؛ مردی با صدای عشق

گویا یک شب، التون در یکی از سالن های آمفی تئاتر در حال تماشای باله «فندق شکن» بوده و نبوغ بالرینی باریک اندام با جثه ای کوچک که همسو با موسیقی «چایکوفسکی» حرکات موزون انجام می داده نظر او را به خود جلب می کند. بعدتر آهنگ یادشده در وصف آن بالرین الهام بخش وی می شود که در بخشی از آن می خواند:
 
رقصنده کوچولو، کوچولوی چشم آبی
بالرین شیرین لبخند، به تماشای تو می آیم.
تو شایسته ای با مردی از عالم موسیقی ازدواج کنی

مورد دیگر اینکه التون گرایش خاصی به اسطوره شناسی دنیای غرب (عصر کابوی ها) داشت. در سومین آلبومش «ارتباط تامبل وید»4 و بعدها در دو آلبوم دیگرش5، مضامین ترانه و آهنگ ها از رویدادهای غرب کهن مایه گرفته است، بدون آنکه به موسیقی کانتری رجوع کرده باشد.
سال 1968 شروع فعالیت موسیقایی التون جان بود؛ سالی که وی وارد استودیو شد، ولی نخستین آهنگی که از او شنیده شد «خانم سامانتا» در سال 1969 بود. سبک التون، پاپ بود، ولی ریشه در راک اند رول داشت. به دنبال آن یک تک آهنگ دیگر با عنوان «عاشق تو بوده ام» که همانند قبلی تم رمانتیک داشت و روی لیبل فیلیپس ضبط شده بود، در فهرست تاپ تن جای گرفت.

دو آهنگ یادشده در جشنوراه سالیانه آهنگ های اروپایی6 توسط خواننده انگلیسی، «لولو» خوانده شد. سپس نشریه هفتگی موسیقی NMF در توصیف آن نوشت: «این دو آهنگ از التون جان، نوید به صحنه آمدن یک استعداد شایان توجه را می دهد.»

یکی دیگر از نشریات در مطلبی با عنوان ستاره کیست نوشت: «خانم سامانتا» و «عاشق تو بوده» حاصل همکاری سه نفر است: 1. التون جان (خواننده و پیانیست)؛ 2. برنی تاپین (ترانه سرا)؛ 3. «کالب کو آی» (تهیه کننده و تنظیم کننده)؛ لذا ما امتیاز را به طور مساوی میان هر سه نفر تقسیم می کنیم.»

در این اثنا، آلبوم «آسمان تهی»7 منتشر شد که آن دو آهنگ را شامل بود. ستون نویس روزنامه ایونینگ استاندارد نوشت: «برخلاف کاور صفحه که طراحی خوبی ندارد، موسیقی آن فوق العاده است. شنیدن هر آهنگ آن، شنونده را مشتاق شنیدن تراک بعدی می کند. بدین سبب 40 دقیقه وقت بگذارید، به این آلبوم گوش دهید. با اطمینان بگویم که به آن وابسته خواهیدشد. ما باید منتظر شنیدن آلبوم های بعد و بعدی التون باشیم؛ او حرف های بسیاری برای گفتن دارد.»

خداحافظ جاده آجر زرد (1973)

(Goodbye yellow brick road)

وقتی صحبت از این آلبوم می شود، التون کار خودش را با بیتلز مقایسه می کند و می گوید: «آلبوم Revolver برای بیتلز، پرش به جایگاه نخست بود و آلبوم Honky chateau همان نقش را برای ما ایفا کرد. بعدها بیتلز آلبوم دوتایی «سفید» را داد و من هم با تبعیت از آنان «خداحافظ، جاده آجر زرد» را ضبط کردم که این هم یک آلبوم دوصفحه ای بود.»

موسیقی التون در آلبوم مورد بحث مانند غنچه ای است که باز شده و به حد کمال رسیده است. شروع آلبوم با قطعه بدون کلام «خاکسپاری یک دوست»8 در سبک آثار «واگنر» است و در ادامه «عشق دفن می شود»9 آمده است. هیچ یک از این آهنگ ها به منظور پرشدن حجم صفحه ساخته نشده اند.
 
 التون جان؛ مردی با صدای عشق

التون تا زمان حاضر (سال 2016) در برخی از کنسرت هایش یک ساعت از برنامه را به آهنگ های این آلبوم اختصاص داده و بعضی دیگر از جمله «شمعی در باد»، «بنی و جت ها» و «شنبه شب برای جنگیدن مناسب است» را در تمام کنسرت هایش می خواند.

اشعار برنی تاپین در این مجموعه جاودانی مانده است. فروش آلبوم در مرحله نخست به هفت میلیون نسخه رسید و تا هفته ها شماره یک بیلبورد بود. در سال 2014، «خداحافظ جاده آجر زرد» در قالب چهار حلقه سی. دی که شامل تراک های اضافی و اجراهای زنده بود مجددا به فهرست ها راه یافت.

شناسنامه یک آهنگ: شمعی در باد

(Candle in the wind)

التون جان می گوید: «در هر یک از آهنگ هایم خاطره ای پنهان است.» همان طور که گفته شد از آلبوم های تحسین برانگیز او «خداحافظ جاده آجر زرد» است که در سال 1973 به صورت یک آلبوم دو صفحه ای (دبل ال پی) و در سال 2015 در قالب چهار سی. دی منتشر شد. یکی از تراک های آلبوم یاد شده «شمعی در باد» از شاهکارهای نام برده محسوب می شود و مورد علاقه تمام کسانی است که با نام التون جان آشنایی دارند.

یکی از جنبه های فوق العاده این ترانه مضمون آن است که نیاز به توضیحی مختصر دارد. «نرما جین» با نام هنری «مریلین مونرو» از برجسته ترین بازگیران دهه های 50 و 60 میلادی در هالیوود بود. تسلط و توانمندی او در اجرای کاراکترهایش چنان مسحورکننده بود که این سوال به ذهن می آمد که آیا مونرو و دوربین فیلم برداری برای  هم ساخته شده اند؟

در دهه 50 سرعت مونور در طی کردن پله های شهرت مبهوت کننده بود. او تنها یک ستاره نبود، بتی بود که سنیمادوستان او را می پرستیدند. علی رغم خلق و خوی بی ثباتش فیلم سازان با او سازش و او را تحمل می کردند. در آخرین فیلمش «ناجورها» غم و اندوه در چهره و حرکات او گویی نشان از پایان تراژیک زندگی اش داشت.

در هر صورت برای دوستدارانش چشمان نیمه بسته و صدای کودکانه اش همیشه مریلین مونور بود. مونرو در پنجم اوت 62 و 36 سالگی ظاهرا به دلیل مصرف بیش از حد قرص های آرام بخش  جان سپرد. شایعه دیگری درباره مرگ مونرو وجود داشت مبنی بر اینکه دوستی اش با «جان اف. کندی»، رییس جمهور وقت آمریکا چنین نتیجه ای را به بار آورده است.

شاه بیت ترانه «شمعی در باد» چنین است:
 
خداحافظ نرما جین گرچه من تو را به خوبی نشناختم
به نظر می رسد که زندگی تو مثل شمعی در باد بود
هرگز ندانستی هنگام ریزش باران چه کنی
دوست داشتم تو را بشناسم، ولی من فقط یک کودک بودم
و شمع تو خاموش شد قبل از اینکه افسانه ات خاموش شود.

التون همین ترانه را طی مراسم پرشکوه و پرجمعیتی که برای تشییع جنازه پرنسس «دایانا» عروس ولیعهد بریتانیا که در پاریس طی یک سانحه (باز هم) مشکوک اتومبیل در تونل روی داده بود، نیز اجرا کرد؛ با این تفاوت که در اشعار به جای نرما جین و مریلین مونرو، نام دایانا را جایگزین کرده بود.
 
 التون جان؛ مردی با صدای عشق

زندگی پرنسس دایانا شاهدخت ولز (همسر سابق پرنس چارلز) تبدیل به داستانی تاثیرگذار از زنی شد که زندگی اش لحظه به لحظه زیر ذره بین بود و رابطه مخفی او با «دودی الفائد» تحت الشعاع سیاست قرار گرفت و طالعی نحس را برایش به ارمغان آورد.

به هر حال، این اجرا هم با تشویق و تمجید مردم مواجه شد، اما به صورت یک آهنگ مستقل منتشر نشد؛ تا اینکه در برنامه تلویزیونی کانال RPM (که در ادامه به آن اشاره می شود)، «استینگ» که یکی از میهمانان بود از التون پرسید: «چرا آهنگی را که در مراسم تشییع جنازه پرنسس دایانا اجرا کردی، دیگر نخواندی و شنیده نشد؟» و التون پاسخ داد: «چون کاخ باکینگهام از من خواست که هرگز دیگر آن را نخوانم.»

یک خاطره

التون جان ده سال قبل در یکی از ضیافت های موزیکال کانال ماهواره ای RPM حاضر بود و میهمانان فقط متشکل از هنرمندان و دست اندرکاران رده نخست موسیقی بودند. التون پشت پیانو نشسته بود و به اتفاق ارکسترش بعد از اجرای هر یک از ترانه های مشهورش روی سکوی استیج می نشست و به پرسش میهمانان جواب می داد.

یکی از میهمانان «جرج مارتین» (تهیه کننده معروف گروه بیتلز) بود. وی دستش را به علامت اینکه سوالی دارد بالا برد و از التون پرسید: «هنگام ضبط آلبوم «دیوارها و پل ها» از «جان لنون»، تو هم در استودیوی هیت فکتوری (نیویورک) حضور داشته ای و شرط و شروطی بین تو و لنون بسته شد، جریان چه بود؟» التون جواب داد: «سال 1974 بود و لنون مشغول ضبط «دیوارها و پل ها». یکی از آهنگ ها آنچه تو را از شب عبور می دهد» نام داشت. وقتی آهنگ آماده شد، لنون با بی میلی پذیرفت تا در این آلبوم جای گیرد.

برعکس، من به او گفتم این یک شاهکار است و اگر به صورت تک آهنگ بیرون آید، شماره یک می شود. لنون حرف من را به تمسخر گرفت و من با او شرط کردم در صورتی که آن تک آهنگ شماره یک بیلبورد شود، تو باید در مدیسون اسکوآر گاردن کنسرت بدهی.

توجه داشته باشید که لنون از صحنه کنسرت کناره گیری کرده بود و قصد اجرای هیچ برنامه ای را نداشت. لنون شرط را پذیرفت و همان طور که من پیش بینی کرده بودم، آن آهنگ، به مقام نخست رسید. لنون هم باختِ خود را با کنسرت در مدیسون جبران کرد. در ضمن من دو آهنگ از او را کاور (بازخوانی) و به صورت صفحه 45 دور منتشر کردم؛ منظورم آهنگ های «لوسی در آسمان با الماس ها» و «رویای شماره نه» است که در دو طرف صفحات 45 دور ضبط شدند.»

10 آهنگ جاودانی التون جان از دیدگاه زک وایلد10
 
«زک وایلد» از گیتاریست های نام آشنا و آهنگ سازان معتبر در موسیقی راک می باشد. وی گرایش خود را به موسیقی مدیون آثار التون جان می داند و ادعا می کند که این علاقه از هنگام کودکی در وی بارور شده است. لذا از او خواستیم که ده آهنگ مورد علاقه اش از التون جان را نام ببرد و او این گونه پاسخ داد:
 
التون جان؛ مردی با صدای عشق

1- لوسی در آسمان با الماس ها (1974)

نخستین خاطره شیرین من از التون زمانی بود که وی در یکی از شوهای هفتگی ظاهر شد و این آهنگ را اجرا کرد. وقتی آهنگ به پایان رسید چنان تحت تاثیر قرار گرفتم که می خواستم از خانه بیرون روم و تمام صفحاتش را بخرم. آن زمان اطلاعات موسیقایی من آن قدر نبود که بفهمم این آهنگ بازخوانی یکی از آهنگ های بیتلز است. سال ها گذشت تا فهمیدم «لوسی در آسمان با الماس ها» به طور مطلق از شاهکارهای جان لنون در بیتلز بوده است.

2- آهنگ تو (1970)

«آهنگ تو» از آهنگ های کلاسیک التون است که از سال انتشارش تا به حال آن را در تمام کنسرت هایش خوانده است. من و همسرم «باربارا» برای تماشای یکی از کنسرت های التون رفتیم. هر دوی ما نخستین بار بود که کنسرتی از التون را از نزدیک می دیدیم، در میانه های برنامه او با ما تماشاگران درباره این آهنگ صحبت کرد و گفت که شعر آن را برنی تاپین در سن 18 سالگی نوشته بود و اضافه کرد که آن را همچون یک قطعه جواهر سلطنتی عزیز و بسیار ارزشمند می داند.

3- رقصنده کوچولو (1971)

«رقصنده کوچولو» یکی از تراک های آلبوم «مردی دیوانه در عرض آب» بود که به صوت تک آهنگ بیرون آمد. آن قدر شعر آن لطیف است که باور کنید من آن را حفظ کرده بودم و مرتب با خودم زمزمه می کردم. بافت ملودی، تنظیم سنجیده سازه ها به ویژه پیانوی التون که از ابتدا تا انتخاب آهنگ صدای وی را همراهی می کند، هنوز طراوت «رقصنده کوچولو» را حفظ کرده اند. به راستی غنیمت است که این گونه موسیقی شنیده شود.

4- مرد فضاپیما (1972)

خط روایی اشعار «مرد فضاپیما» راجع به فضانوردانی است که هفته ها یا ماه ها در یک سفینه فضایی خارج از جوّ تنهایی مطلق را تجربه می کنند. اشعار شما را به فکر وا می دارد درباره بیش و کم یک عمر زندگی و اینکه هر آنچه متعلق به ما و در اطراف ماست بدون تردید، امانت است. هیچ چیز دوام ابدی ندارد.

تصادفا من و همسرم چندی قبل التون را در لاس وگاس دیدیم که موجب خوشحالی ما شد. در آن دیدار، من به همین آهنگ اشاره کردم و راجع به آن کلی با وی صحبت کردیم.

5- خاکسپاری یک دوست/ عشق دفن می شود (1973)

بخش اول «خاکسپاری یک دوست/ عشق دفن می شود» که بدون کلام است پیش درآمدی است برای بخش دوم و بی شک یک قطعه کلاسیک. وقتی صحبت از کارهای التون جان می کنیم، منظور تنها آهنگ و ترانه نیست، بلکه تنظیم های قوی و زیبایی اجرای ارکستر هم ملاک عمل است. التون چنان در کارش استاد بود که زبده ترین نوازندگان را برای ارکسترش دستچین می کرد. یک مثال ساده بیاورم؛ من و شما یک رستوران باز می کنیم، بهترین مواد غذایی را خریداری می کنیم و بهترین سرآشپز دنیا رادر آنجا می گماریم، خب معلوم است که نتیجه دقت و توجه ما چه می شود.

6- کاپیتان فانتاستیک و کابوی رنگ قهوه ای (1975)

آهنگ «کاپیتان فانتاستیک و کابوی رنگ قهوه ای» شروع آلبومی با همین نام است. به مجرد انتشار، البوم را خریدم و از شنیدن مکرر آن خسته نمی شدم. التون به درستی واقف است که کجای ترانه به ذهن مخاطب قلاب می اندازد. همین قضیه راز ماندگاری آهنگ های او در حافظه بلندمدت همه ما است. کاپیتان فانتاستیک به صورت یک آلبوم دوصفحه ای بود. قبل از آن هم آلبوم «خداحافظ جاده آجر زرد» به صورت دبل بیرون آمده بود.
 
التون جان؛ مردی با صدای عشق

7- یک نفر امشب زندگی مرا نجات داد (1975)

هیچ یک از آهنگ های «کاپیتان فانتاستیک) ضعف نیستند و کلاس کار را پایین نمی آورند؛ از جمله «یک نفر امشب زندگی مرا نجات داد» که با زهم از همان آلبوم انتخاب کرده ام. در ابتدا من ده بار این تراک را گوش دادم و حالا هم سی. دی آن را خریده ام. صدای خوش آهنگ التون با آن ترانه زیبا هر شنونده ای را مسحور می کند. آلبوم مورد بحث از هر نظر الهام بخش ساخته های من بوده اند.

8- اظهار تاسف به نظر می رسد سخت ترین کلام باشد (1976)

«اظهار تاسف به نظر می رسد سخت ترین کلام باشد» یک آهنگ بی نهایت زیباست که التون و برنی سهمشان در آن هم اندازه است؛ حتی آن هایی که از سب موسیقی التون جان فاصله دارند، این آهنگ را دوست دارند و به طریقی با آن ارتباط برقرار می کنند. مثل اینکه مضمون آن با همه آدم ها مرتبط است. پس از مدت ها چندی قبل آن را شنیدم و اشک نوستالژی چشمانم را مرطوب کرد.

9- قصد شکستن قلبم را نداشته باش (1976)

این قبیل ترانه های رمانتیک در جوامع ضدسنتی امروز بسیار کم شنیده می شوند. «قصد شکستن قلبم را نداشته باش» یک تک آهنگ بود که التون با هم صدایی کی.کی. دی خواند. التون آهنگ دوصدایی، زیاد دارد؛ ولی این یکی، اثری است استثنایی که تاثیری عمیق بر شنونده می گذارد، یک امتیاز پررنگ برای کی.کی.دی و التون جان.

10- این قطار در آنجا دیگر توقف ندارد11 (2001)

آهنگ و نماهنگ آن هر دو فوق العاده اند. نماهنگ، در حال و هوای سال های هفتاد است که در آن «جاستین تیمبرلیک»، ترانه را با صدای التون می خواند. «این قطار در آنجا دیگر توقف ندارد» یک ابتکار بی نظیر و دیدنی است در صنعت کلیپ سازی.

انتخاب 10 آهنگ یادشده بدان معنی نیست که من به دیگر آثار التون جان تعلق خاطر نداشته باشم. این تراک ها را من بداهه به خاطر آوردم. هنوز هم منتظرم تا یک آلبوم تازه از او منتشر شود، خریداری کنم و با اشتیاق گوش دهم.

کارنامه ای با نمرات ممتاز

پس از این همه تغییرات در لحن و سبک های موسیقی دهه های اخیر، آهنگ های التون جان هنوز ویژگی های انحصاری خود را محفوظ داشته اند. سبک ها در حول و حوش او تغییر کرده اند، ولی تغییر چندانی از او احساس نمی شود و با وجود این، کارنامه حرفه ای افتخارآمیزی زیر بغل دارد. او به دفعات در صحبت هایش گفته است: «من موسیقی را به عنوان یک هنر تمام عیار می پرستم و هرگز به پول سازبودن آن تمایل نداشته ام.»

التون از سال 1972 تا 1975 یعنی طی چهار سال، هفت آلبومش به رتبه نخست جدول رسیدند. موفقیت تحسین برانگیزی که تنها نصیب گروه بیتلز شده بود. او تاکنون 37 صفحه طلایی و 27 پلاتینیوم جایزه گرفته است. این بدان معناست که آثار وی بیش از 250 میلیون صفحه گرامافون و سی. دی در سراسر جهان فروش داشته است. از نظر آمار تنها خواننده سولویی است که در این تعداد از خود رکورد بر جای گذارده است. باز هم  آمار و ارقام حاکی از آن است که از سال 1970 تا 2014 در بیش از 30 کشور 3500 کنسرت داشته است.
 
 التون جان؛ مردی با صدای عشق

التون در 24 فوریه 1998 عنوان «شوالیه» را از دست «ملکه الیزابت» دریافت کرد و در مقام بهترین هنرمند مذکر لقب «سِر» به نام او اضافه شد. در سال 1992 از او به اتفاق برنی تاپین به سالن مشاهیر راک اندرول دعوت به عمل آمد. او بین سال های 1973 تا 2000، 12 جایزه موسیقی گرفت. یازده بار نامزده جایزه گِرمی شد که پنج مرتبه آن طی سال های مختلف برنده شد.

همچنین سه بار کاندید جایزه اسکار شد و به خاطر آهنگ «آیا می توانی امشب عشق را حس کنی» موسیقی متن کارتن «شیرشاه» به اتفاق «تیم رایس» (ترانه سرا) در سال 1994 برنده اسکار شد. دو فیلم دیگر که او را نامزد اسکار کردند عبارت اند از «جاده ای به الدورادو» (2000) و «نومئو و ژولیت» (2011). همچنین چهار مرتبه نامزد جوایز تونی (جوایز موسیقی) شد.

مصاحبه و ناگفته ها

از دیرباز موسیقی دان ها و خوانندگان مشهور انگلیسی برای گریز از پرداخت مالیات های سنگین، کشور زادگاه خود را ترک می کردند و با کوله باری از آثار درخشان مقیم آمریکا می شدند. آمریکاییان هم از این منابع پول ساز با ؛اوش باز استقبال می کردند. یک نمونه اش گروه نام آشنای «بی جیز»12 بود که مهاجرت به آمریکا و رسیدن به دلارهای کلان را به دریافت القاب سِر و شوالیه ترجیح داد.

التون هرگز به این عمل رغبت نشان نداد و با اینکه صاحب ویلاهای فوق العاده مجلل در سه گوشه اروپا و آمریکاست، همیشه شخصیت یک انگلیسی اصل و نسب دار را حفظ کرده است. مصاحبه زیر در شماره 200 ماهنامه کلاسیک راک چاپ شده است.

شما فقط یک بار زندگی می کنید. اگر خاطرتان مکدر نمی شود می خواهم بپرسم شما با پول هایتان  چه می کنید؟

از خرج کردن لذت می برم. تاکنون پیش نیامده که پولی را خرج کرده باشم (البته منظورم مبالغ بزرگ است) که بعد پشیمان شده باشم. می بینم آن هایی که مالیات می پردازند، چقدر با نارضایتی و خشم است؛ ولی باور کنید که اگر من حتی یک بار از زیر بار مالیات شانه خالی کرده بودم به طور قطع دچار عذاب وجدان و دل نگرانی می شدم.

دیگر خرج های بزرگتان؟

به یک بنگاه خیریه که مخصوص ترک اعتیاد اشخاص بی بضاعت است، کمک مالی می کنم. دارای یک ویلا در بریتانیا، یکی در لانگ آیلند13 و یکی هم در شهر کن فرانسه هستم. این سه ویلا در تمام مدت سال خدمه دارند و من هر چهار ماه از سال را در یکی از آن ها اقامت می کنم.

راستی صحبت از اعتیاد شد؛ شنیده ایم در ترک اعتیاد شماری از دوستان هنرمندتان تلاش کرده اید؟

چون خودم چند سالی بود برای تحمل فشار کارهایم دوپینگ می کردم، یادم می آید در ویلای جرج هاریسون بودم که «باب دیلان» به آنجا آمد. متوجه وضعیت دراماتیک او شدم. تصادفا دارویی را که با آن خودم را معالجه کرده بودم، همراه داشتم. فورا به مداوای باب پرداختم. این مداوا یک هفته به طول انجامید و نتیجه اش مثبت بود. همیشه به دوستانم تذکر داده ام به دنبال آن چیزهایی که دوست دارید (منظورم چیزهای ناسالم است) نروید؛ زیرا وقتی به درازا کشیده شوند، تبدیل به عادت می شوند که در آن صورت ترکشان مشکل می شود.

حدس زده می شود بعضی از اشخاصی که در ترانه هایتان نام می برید، شخصیت های حقیقی باشند!

همین طور است. نمونه هایش مریلین مونرو در آهنگ «شمعی در باد»، «نیکیتا» در آهنگی به همین نام دختری بود در گمرک مسکو و «دانیل» باز هم در آهنگی به همین نام، دوستی که خیلی به موقع به من کمک کرد. (با توجه به اینکه من در زندگی عزت نفس خود را بر همه چیز مقدم می شمردم و دست کمک به سوی هیچ کس دراز نمی کردم.)

پس شما هم بر این باورید که شخصیت ها و جامعه می توانند منبع بی پایانی برای سروده ها باشند.

من به قطع واقف ام بهترین های موسیقی پاپ همان هایی هستند که به فرهنگ آن مردم نزدیک ترند و از زمان حال می گویند. پاپ، به عقیده من نقشی از تصویر و تمثیل موسیقایی زمان است و تاثیر آن تا سال ها و شاید تا قرن ها باقی بماند. به همین دلیل، موسیقی بلوز همیشه تاثیر خود را حفظ کرده است. چرا مضمون ترانه های بیتلز درباره گذشت زمان، سالخوردگی، فشارهای مالیاتی بر مردم بریتانیا و غیره مورد تحسین قرار گرفتند؟ به خاطر اینکه موضوعات آنان با زندگی هر یک از ما مردم ارتباط مستقیم دارند.

از برنی [تاپین] چه خبر؟ آیا در این سال ها که فاصله انتشار آلبوم های تازه تان بیشتر شده، باز هم مثل گذشته با او در ارتباط هستید؟

تقریبا هر هفته، حداقل تماس تلفنی با هم داریم. آخرین بار دو ماه قبل بود که در لاس وگاس کنسرت داشتیم، از او دعوت کردم و به سالن آمد. برای ساختن یک آهنگ، نیازی نبود که ما در کنار یکدیگر باشیم. این فرآیند از دیرباز بین ماه معمول بود که او از طریق تلفن اشعار را برایم می خواند، من یادداشت می کردم و بعد ملودی و آهنگ آن را با پیانو می ساختم. اختلال در حنجره من چالش برانگیز شد و بعد از عمل جراحی ام از برنی خواستم تا اشعار را طوری بسراید که از نت های بالا تا جایی که مقدور است، کمتر استفاده شود؛ زیرا محدوده صدایم مثل گذشته نبود.

آینده موسیقی را چگونه پیش بینی می کنید؟ این پرسش را من اخیرا در گفت و گوهایم با هنرمندان داشته ام.

فکر کنم جواب ها مشترک یا نزدیک به هم باشند. بعد از ظهور دیجیتال، دنیای موسیقی متحول شد. قبل از دیجیتال، موسیقی دهه 70 از دل موسیقی دهه 60 بیرون آمد و از سال 1980 مشخص شد که پدیده دیجیتال دنیای موسیقی را دگرگون می کند. ناگهان کانال های نماهنگ تاسیس شدند و نسل جدیدی از شنوندگان و بینندگان موسیقی از طرفداران پر و پاقرص این کانال ها شدند.
 
 التون جان؛ مردی با صدای عشق

موسیقی از چهارچوب و اسلوب های رایج موقتا خراج شد و به قول منتقد مجله تخصصی ورایتی «موسیقی دان های بی قاعده، مولقه های آشنا را از میدان خارج کردند.» در این روز و روزگار، ساخت و پرداخت یک آهنگ با امکانات موجود، سهل است؛ اما چگونگی رسیدن به شهرت فراگیر بسیار سوال برانگیز است و تازه آن هایی هم که معروف می شونأ، شهرتشان به چهار سال نمی رسد.

و سوال پایانی اینکه دوست دارید روی سنگ قبرتان چه بنویسند؟

یک نوازنده پیانو؛ (التون کمی مکث می کند و در ادامه می گوید) مردی که می خواست عشق را با صدای خود برای مردم تعریف کند.

چه پیامی برای دوستدارانتان دارید؟

زندگی کوتاه تر از آن است که تصور می کنید و فرصت ها کم؛ از این رو نهایت استفاده را از فرصت های لحظه ای بنمایید.

التون جان در این سال ها چه کرده است؟

التون به رغم زیاد بودن سن و مشغله های فراوان، خود را متعهد و مسئول نسبت به موسیقی می داند و مانند سال های دهه 70 که اوج فعالیت هایش بود همچنان دست اندرکار است. در سال 2010 آلبوم «The union» را با موسیقی دان قدیمی «لئون راسل» ضبط کرد که شماره سه بیلبورد و شماره سه بهترین های سال شد.

سال 2011 را با برگزاری تورهایش در قاره های اروپا، اقیانوسیه و آمریکا چه به تنهایی و چه با پشتیبانی ارکسترش سپری کرد و سپس قراردادی برای اجرای کنسرت در کولوسیوم سزار پالاس (لاس وگاس) با عنوان The mikkion dollar piano منعقد کرد. در این مجموعه کنسرت ها نوازنده معروف پرکاشن «ری کودر»14 که سابقه همکاری در ارکستر التون را داشت با وی همراه بود. این کنسرت ها با نقدهای مثبتی رو به رو شد.

مهم ترین حادیه سال 2012 برای التون انتشار آلبوم «Good morning to the night»15 یک پروژه موفق بود که بعد از 22 سال، این آلبوم مقام نخست بریتانیا را از آن خود کرد. آلبوم یادشده، معرف موسیقی التون به نسل جوان بود؛ گو اینکه در کنسرت هایی که به دنبال داشت، پیر و جوان ترانه «your song» را با وی هم صدایی می کردند.

در سال 2013، التون سی و دومین آلبوم استودیویی اش را با عنوان «تخته پرش» («تخته شیرجه») منتشر کرد که در فهرست پرفروش ترین های بریتانیا شماره سه و در آمریکا شماره چهار شد. علاوه بر اینکه یک تک آهنگ آن «Home again» وارد تاپ تن بیلبورد شد. این شصت و نهمین تک آهنگ التون است که وارد فهرست بیلبورد می شود. این آلبوم هم یکی دیگر از آثار تحسین شده التون و تهی کننده بزرگ، «تی بون برنت» است که کاندید جوایز اِمی شد.
 
 التون جان؛ مردی با صدای عشق

مزید بر آنچه گذشت، نکات زیر نیز درخور تامل هستند:

1. التون نخستین خواننده غربی است که در سال 1979 در مسکو (روسیه کمونیستی) به روی صحنه رفت.

2. سال 1994 به سالن مشاهیر راک اند رول دعوت شد.

3. «شمعی در بارد» با فروش بیش از 33 میلیون کپی پرفروش ترین تک آهنگ تاریخ موسیقی در سال 1997 در رکوردهای گینس به ثبت رسید.

4. در کنسرت یادبود مرگ «فردی مرکوری» (خواننده گروه «کواین») در سال 1985 به روی صحنه رفت. این همایش میلیونی که در سه گوشه جهان هم زمان اجرا می شد، به Live aid معروف است.

التون تازه ترین آلبومش با عنوان نامتعارف «شب فوق العاده دیوانه» را هم این بار به اتفاق کارگردان بزرگ موسیقی تی بون برنت در پنجم فوریه 2016 منتشر کرد؛ سومین همکاری این دو استاد موسیقی و سی و سومین آلبوم استودیوی التون. او قصد داشت یک البوم باهارمونی و ریتم های شاد داشته باشد. بدین منظور بنا به توصیه برنت برای ساختن ملودی ها از گام های A-E-D گیتار مایه گرفت؛ به رغم آثار گذشته اش که همگی از طریق پیانو بیرون می آمد.

کل آهنگ ها در ژانویه و آوریل 2014 نوشته شد و یک سال بعد برای ضبط آنان در استودیو از نوازندگان ارکسترش که در تورها با او بودند، استفاده کرد. یک تک آهنگ با نام «looking up» را از آلبوم یادشده منتشر کرد که آلبوم مقام 31 در بریتانیا و 19 در آمریکا را به دست آورد و تک آهنگ گفته شده شماره 71 بیلبورد شد.

سیر التون جان در این روزها نیز همچون گذشته با کلاه گیس های زیبا و عینک های رنگارنگش نشان می دهد که سن و سال تاثیری بر او نداشته و هنوز از بردن دوستدارانش به سفرهای شورانگیز موسیقایی لذت می برد و به همایش های بزرگ هنری و گاه سیاسی دعوت می شود و در این سال ها ترجیح می دهد تا بیشتر اوقات خود را در قصری که از سال ها قبل در جنوب فرانسه خریده بود، با پیانویش سرگرم ساختن آهنگ باشد.
 
14
کد مطلب: 92822
مرجع : ماهنامه هنر موسیقی