به مناسبت روزجهانی عکاسی؛
احیای نوستالژی، تاریخ و زندگی با عکاسی
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۴۸
 
 
روزجهانی عکاسی
 
امروز در تقویم بسیاری از کشورهای جهان به عنوان روز جهانی عکاسی نامگذاری شده است.
به گزارش ستاره ها به نقل از خبرگزاری ایرنا؛ عکاسی به عنوان یکی از باسابقه ترین و محبوب ترین هنرهای کلاسیک که در گذر زمان شکل مدرنی به خود گرفته؛ بیش از هرچیز یادآور نوستالژی های زندگی و زنده کردن تاریخ یک ملت به شمار می آید و از جمله امتیازات کشورهای پیشرفته و توسعه یافته، توجه و تعریف جایگاه این مهم در آن جوامع است.
به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا، قدیمی‌ترین عکس ثبت شده در تاریخ عکاسی تصویری است که نیسفور نیپس اشراف‌زاده‌ فرانسوی در ۱۸۲۶ میلادی با فرآیندی که خود آن را هلیوگرافی نامید از چشم‌انداز پنجره‌ اتاقش گرفت. چند سال بعد یک فرانسوی دیگر به نام لوئی داگر به ۱۸۳۷ میلادی به نوعی فناوری‌ دست یافت که تصویری مثبت، مستقیم و پایدار بر صفحه‌ نقره‌اندود ثبت می‌کرد. او فناوری خود را داگروتیپ نامید که در تاریخ عکاسی به عنوان نخستین شیوه‌ عملی ثبت تصویر شناخته می‌شود. این فرآیند اصلاحات و تغییراتی کرد تا اینکه در ژانویه ۱۸۳۹ میلادی آکادمی علوم فرانسه داگروتیپ را به عنوان یک اختراع فنی به ثبت رساند و چند ماه بعد دولت فرانسه که به اهمیت این اختراع پی برده بود با تخصیص مقرری ماهانه برای داگر و شریکش که فرزند نیپس بود، از آنان خواست که در یک گردهمایی در پاریس در ۱۹ آگوست ۱۸۳۹ میلادی جزئیات فنی داگروتیپ و چگونگی کارکرد آن را برای عموم شرح دهند. دولت وقت فرانسه، در آن روز، اختراع جدید یعنی عکاسی را به عنوان هدیه‌ای رایگان به تمام جهان اعلام کرد و این نخستین رونمایی عکاسی برای عموم مردم بود؛ یعنی نقطه‌ آغاز رشد این فن و هنر در جهان.
پیشنهاد نامگذاری ۱۹ آگوست (زمان نخستین رونمایی عکاسی برای عموم) به عنوان روز جهانی عکاسی نخستین بار از طرف انجمن‌های عکاسی در آمریکا اعلام شد اما شورای عکاسی بین‌المللی هند در ۱۹۹۱ میلادی نخستین نهادی بود که این روز را به عنوان روز جهانی عکاسی جشن گرفت و از آن هنگام تا امروز هر سال کشورهای بیشتری این تاریخ را در تقویم‌های خود ‌گنجانده‌اند. به طوری که هر سال این رویداد نسبت به سال گذشته در گستره بزرگتری برگزار شده است اما به دلیل نبود یک نهاد واحد بین‌المللی همه‌گیر برای هماهنگ کردن امور، قوانین و رویدادهای مرتبط با عکاسی در جهان، نامگذاری ۱۹ آگوست به عنوان روز جهانی عکاسی برای بسیاری از عکاسان در کشورهای مختلف ناشناخته مانده است.
پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به بهانه روز جهانی عکاسی به بررسی و معرفی برترین عکاسان ایرانی پرداخته است که توانستند در دهه های اخیر با عکس هایشان در جوامع بین المللی افتخارآفرینی کنند.
بهمن جلالی
بهمن جلالی از معدود عکاسان ایرانی به شمار می رود که به جایگاه جهانی دست یافت و به عنوان یک عکاس ایرانی آثارش در معتبرترین نمایشگاه‌های دنیا به نمایش درآمد. چنانچه در ۱۳۸۶ خورشیدی مهمترین اتفاق زندگی جلالی به گفته خودش برپایی نمایشگاهی بزرگ از آثار هنری او  در بنیاد تاپیسشهر بارسلون اسپانیا بود. نمایشگاهی که با بازتاب گسترده ای مواجه و پس از آن در چند شهر اروپا به نمایش گذاشته شد. بهمن جلالی در ۲۰۰۹ میلادی از طرف بنیاد نیدرزاکسن برنده جایزه سپکتروم به مبلغ ۱۵ هزار یورو شد که قرار بود در ژانویه ۲۰۱۱ با برپایی یک نمایشگاه بزرگ و چاپ یک کتاب از آثارش در موزه اشپرنگل (هانوفر) آلمان به وی اهدا شود. همچنین آخرین فعالیت وی مدیریت هنری نمایشگاه ۱۶۵ سال عکاسی ایران بود که در ۱۳۸۸ خورشیدی در پاریس برگزار شد و جلالی در دی همان سال به دلیل بیماری سرطان پانکراس در خانه خود در تهران درگذشت.
جلالی پیش از انقلاب چند نمایشگاه برگزار کرد و با سفر به چند کشور آفریقایی مجموعه ای فراهم کرد که با عنوان کتاب هنر آفریقای سیاه منتشر شد. او درباره شکل‌گیری و مقدمات این نمایشگاه می‌گوید: به برلین که رفته بودم کاترین داوید درباره این نمایشگاه با من صحبت کرد. البته آن زمان فکر نمی کردم که ابعاد کار به این گستردگی و نتیجه کار به کتابی ۳۰۴ صفحه‌ای منجر شود. این مهمترین اتفاق زندگی‌ام است. برای هر عکاسی مهم است که ۴۰ سال کار کند و یک موسسه‌ای به این مهمی بخواهد یک نمایشگاه از دوره‌ای که کارکرده بگذارد.
در حاشیه این نمایشگاه، وقتی علت بی‌توجهی مسئولان هنری را نسبت به عکاسی که در ایران سابقه ای دیرینه دارد، از جلالی پرسیده می شود، او که از این مساله شکایت دارد می‌گوید: یک جاهایی کار ما از بیخ خراب است. ما مدیر هنری، شناخت و دیدگاه درستی از عکاسی نداریم. خیلی کار داریم که انجام دهیم.
نهضت انقلاب اسلامی برای عکاسانی چون جلالی، فرصتی بود تا این دوره را ثبت کنند به عبارتی روشن تر این دوره نقطه عطفی در فعالیت های هنری عکاسانی چون او به حساب می آید. کوتاه زمانی پس از پیروزی انقلاب نیز جنگ هشت ساله ایران و عراق شروع شد و جلالی به خرمشهر رفت و عکس هایش با عنوان خرمشهر چاپ شد. روزهای خون و  روزهای آتش نیز کتاب دیگری است که از بهمن جلالی منتشر شده است.
رعنا جوادی همسر بهمن جلالی درباره ویژگی عکس‌های همسرش  گفته است: نگاه بی‌طرفانه بهمن به اتفاقات و اینکه همیشه دوست داشت شاهدی بر تاریخ باشد از مشخصه‌هایی است که عکس‌های او را متمایز می‌کند. عکس‌های بهمن جلالی جنبه زمانی ندارند، تبلیغاتی نیستند و به معنای واقعی مستندند.
او همچنین درباره کار مشترک خود با جلالی در زمینه عکس‌های انقلاب اظهار کرد: من و بهمن در ۶۴ روزی که وقایع مهم انقلاب صورت می‌گرفتند در مکان‌های مختلف عکاسی می‌کردیم. در واقع جاهایی را که او نبود، من پوشش می‌دادم که یکی از مهم‌ترین آن‌ها عکاسی از حضور امام خمینی (ره) در مدرسه علوی بود که عکس‌ها را از پشت‌بام انداختم.
عباس عطار
عباس عطار یکی دیگر از عکاسان برجسته ایرانی است که عکس های وی در جوامع جهانی بازتاب وسیع و گسترده ای پیدا کرد. عطار از شناخته شده ترین ایرانیانی است که خیلی زود به عضویت در آژانس عکس مگنوم از معتبرترین آژانس‌های عکاسی دنیا درآمد. عضویت او آغازی بود تا عکاسی و عکاسان ایرانی بیش از پیش مورد توجه محافل هنری و خبری جهان قرار بگیرند.
حد فاصل سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹ خورشیدی عطار از پشت دوربین عکاسی‌اش به انقلاب اسلامی ایران نگریست و لحظات به‌یادماندنی ایرانی‌ها را روی کاغذهای عکاسی ماندگار کرد و همان‌طور که خودش می‌گوید، برای تاریخ عکس گرفت. وی درباره عکاسی در جریان وقوع انقلاب اسلامی می گوید: من خبرنگار هستم و اجازه ندارم خود را سانسور کنم ... در دوران انقلاب اسلامی عکس می‌گرفتم و خود را یک تاریخ‌نگار می‌دانستم ... به من گفته شد که عکس‌هایی را نگیرم اما من به آنها گفتم این برای تاریخ است ... همان عکس را به آژانس مگنوم فرستادم.
از مشهورترین عکس‌هایی که این عکاس ایرانی در طول انقلاب گرفته، عکس‌های مربوط به پایین کشیدن مجسمه رضاخان و محمدرضا پهلوی از روی پایه‌های بتونی این مجسمه‌ها در تهران است. عکس‌هایش از کشتار ۱۷ شهریور و حلبی‌آباد هم در جریان انقلاب و پیش از آن بازتاب بیرونی زیادی داشت.

او معتقد بود عکاسی در ایران رشد کرده و یکی از دلایل آن، به‌وقوع پیوستن انقلاب است و نمود آن را در آثار رضا دقتی، محمود کلاری، کاوه کاظمی و آلفرد یعقوب‌زاده می‌توان دید. عطار در این‌باره اظهار کرده بود: عکاسی در ایران ضعیف نیست و عکاس مستند در ایران رشد خوبی دارد و اگر در مراسمی ۳۰ عکاس حرفه‌ای حاضر باشند، به‌طور حتم ۵۰ عکاس غیرحرفه‌ای و دانشجویی این رشته نیز حضور دارند اما ضروری است کمی به آنها سخت گرفته شود و آژانس‌های عکاسی به‌وجود آیند.
این عکاس همچنین اعتقاد داشت که عکاسی، تنها عکاسی کردن نیست، بلکه در کنار آن باید کتاب خواند و زندگی کرد. باید سعی کنیم که خوب ببینیم، با فرهنگ خود عکس بگیریم و به کمپوزیسیون عکس دقت داشته باشیم.
عباس عطار در  ۱۹۸۵ میلادی به طور رسمی عضو آژانس عکس مگنوم شد. این آژانس عکاسی که در ۱۹۴۷ میلادی تاسیس شده، از نخستین آژانس‌های عکاسی در جهان است که به طور کامل از طرف اعضا (عکاسان) اداره و مدیریت می شود و به هیچ سازمان و دولتی وابسته نیست. هدف اصلی تاسیس مگنوم نیز عکاسی حرفه‌ای خبری به کمک عکاسان منتخب در سراسر جهان بوده است. عباس عطار از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱میلادی رئیس دوره‌ای این آژانس بود. عطار درباره عضویتش در این آژانس معتبر گفته است: عکاسان می‌توانند نمونه عکس‌ها خود را به دفاتر مگنوم در پاریس، لندن، توکیو و نیویورک بفرستند. دفترها آنها را جمع‌آوری می‌کنند و اگر عکس‌های آنها بتوانند ۵۱ درصد از آرای اعضا را به‌ خود جذب کنند، آن عکاس عضو ‌می‌شود. عکاسی در سال اول فقط به‌صورت آزمایشی است و در آژانس مگنوم ما فقط با او آشنا می‌شویم، اما ضروری است در مدت ۲ سال، دو سوم رای اعضا را به‌ دست آورد و بعد از آن کاندیدا شده و اگر رای نیاورد از این چرخه خارج می‌شود. سپس این اعضای نامزد دوباره نمونه عکس‌های خود را آماده می‌کنند و اگر در این مرحله نیز دو سوم آرا را به دست بیاورند، می‌توانند عضو شوند.
عباس مگنوم درباره تصاویر ثبت شده از فرآیند صنعتی شدن ایران گفته است: من ۲ عکس متفاوت از خودروهای آن زمان دارم. یکی کارگری را در کارخانه‌ ایران خودرو و در حال رنگ کردن ماشین نشان می‌دهد و دیگری، چوپانی نشسته روی یک خودروی متروکه و اسقاطی در حال چرا دادن گوسفندان. این ۲  تصویر در کنار هم گویای همه‌چیز هستند و نیازی به توضیح ندارند.
از دیگر تصاویر جذاب و به‌یادماندنی عباس از دوران صنعتی شدن ایران، کارگری را در کارخانه‌ ارج نشان می‌دهد که در حال صرف نهار است. او از میان تعداد بسیار زیاد تصاویری که از این کارخانه ثبت کرده است، عکس کارگری در حال خوردن آبگوشت را انتخاب می‌کند تا ترکیبی از زندگی ساده‌ ایرانی و بخش اجتماعی صنعت را در کنار پیشرفت صنعتی به تصویر بکشد.
عباس پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز چند سالی را در ایران ماند و علاوه بر عکسبرداری از شخصیت‌های سیاسی و حوادث نظامی مانند وقایع کردستان و اهواز، از زندگی عادی مردم نیز تصاویری را ثبت می‌کرد. یکی از پروژه‌های مهم عطار در ارتباط با فضای اجتماعی و شهری ایران، عکاسی از دروازه غار، یکی از فقیرنشین‌ترین مناطق تهران است.
آلفرد یعقوب‌زاده
آلفرد یعقوب زاده با وقوع انقلاب اسلامی ایران در ۱۳۵۷ خورشیدی تحصیل در رشته طراحی داخلی را رها کرد و وارد دنیای عکاسی شد. با شروع جنگ تحمیلی به جبهه‌ها رفت و سه سال در گروه جنگ‌های نامنظم شهید چمران حضور داشت و برای رسانه‌های داخلی و خارجی عکاسی کرد.
عکاسی جنگ ایران و عراق و همکاری با خبرگزاری آسوشیتدپرس و آژانس عکس سیگما از جمله فعالیت های اولیه وی در عکاسی است.
عمده فعالیت های حرفه ای این عکاس به ثبت رویدادهای گروگانگیری در جنگ لبنان اختصاص دارد. وی  ۱۳ سال در میان مبارزان فلسطینی علیه اسرائیل عکاسی کرده است. یعقوب زاده از بحران های داخلی سومالی، افغانستان، ازبکستان، تاجیکستان، کوبا، هند، ترکیه، روسیه، عراق، چین، چچن، سری لانکا، آمریکا و… لحظات تاریخی را ثبت کرده است.
این عکاس تجربه های ارزشمندی در زمینه آیین ها، مراسم مذهبی و سنت ها در بیش از ۲۴ کشور دارد. وی این مجموعه را در کتابی با عنوان مسیحیت در جهان منتشر کرده و نمایشگاه این عکس ها را در میلان، بوداپست، پاپونیان و چند شهر اروپایی بر پاکرده است.
آثار اولیه یعقوب زاده در ایران با عناوین جنگ ایران و عراق و چهره های جنگ به چاپ رسیده است. وی درباره ارتباط متقابل انقلاب در عکاسی خود می گوید: من عکاسی‌ام را با انقلاب شروع کردم. انقلاب یعنی تغییر و دقیقاً مثل زندگی انسان‌ها از بچگی تا پیری است و به همین دلیل این موضوع برایم جالب است. من عکاسی‌ام را مدیون انقلاب ایران هستم اما کارهای من فقط به جنگ و انقلاب ختم نمی‌شوند. من از مد، ورزش و زندگی مردم معمولی هم عکاسی می‌کنم.
کتاب چهره های جنگ از جمله برجسته ترین و ماندگاترین آثار یعقوب زاده به شمار می آید که مورد استقبال عموم مردم و اهالی هنر عکاسی قرار گرفت. این کتاب مجموعه عکس های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۰ خورشیدی وی از جنگ تحمیلی است. در مقدمه این کتاب آمده است: یعقوب زاده در سال گذشته بیش از هر عکاسی به جبهه سفر کرده و این صحنه را آلفرد یعقوب زاده بسیار آزموده است و با اینکه در زمینه های دیگر هم عکاسی کرده اما به جرات می توان گفت، عکاسی او با جنگ متولد می شود، رشد می کند و تبلور می یابد.  در واقع او مرز تصور و واقعیت را در عمل تجربه می کند. در این کتاب او در عمل توانسته چهره های مختلف جنگ شامل حماسه و جوشش قهرمانی ها، ایثارها از یک  طرف و مرگ، ویرانی، آوارگی و هجران ها را از طرفی دیگر به روالی گزارش گونه و با بیان اینکه در هر دو طرف جنگ زندگی است که جریان دارد، ارائه دهد.
نیوشا توکلیان
نیوشا توکلیان از جمله عکاسان و خبرنگاران دهه شصتی جامعه هنری محسوب می شود که توانسته با عکس های ساده و پرمغزش جایگاه جهانی مناسبی برای خود مهیا سازد. به طوری که از ۲۰۰۲ میلادی عکس های وی در نشریات معتبر بین‌المللی مثل تایم، نیویورک تایمز، اشترن، فیگارو و برخی دیگر از نشریات آمریکایی و اروپایی به چاپ رسیده است. او عکاس خودآموخته‌ای است که عکاسی حرفه‌ای را در سن ۱۶ سالگی در نشریه زن آغاز کرد و در نشریات دیگر ادامه داد. توکلیان تاکنون در کشورهای عراق، لبنان، سوریه، عربستان و پاکستان به عکاسی پرداخته است.
ژانر کارهای نیوشا توکلیان متفاوت و جسورانه است و همین وجه تمایز او با دیگر عکاسان به شمار می رود. چندی پیش عکس‌های او به جنگجویان زن کرد و تاثیر تحریم های جهانی بر زندگی افراد اختصاص داده شده بود که با استقبال های فراوانی روبرو شد.
معروف‌ترین جایزه او جایزه ۵۰ هزار یورویی فتوژورنالیسم کارمینیک است که به دلیل سوء استفاده فرانسوی‌ها آن جایزه را پس داد. توکلیان این جایزه را بعد از دریافت، برای این بنیاد پس فرستاد و برگزاری نمایشگاه مجموعه عکس‌هایش به وسیله این بنیاد هنری فرانسوی و همچنین چاپ کتاب این مجموعه لغو شد. سوژه اصلی این عکس‌ها جوانان ایرانی و زندگی روزمره آنها بوده است.
جلوه و نمود هنر نیوشا توکلیان وقتی دوچندان شد که مجله تایم در بخشی ویژه به بررسی و واکاوی عکس های توکلیان پرداخت و تصویر جلد خود را با عنوان ایران ۲۰۲۵ از عکس های توکلیان انتخاب کرد. تایم روی جلد تازه ‌ترین شماره خود با انتشار تصویری ثبت شده به وسیله نیوشا توکلیان عکاس زن ایرانی، از یک دختر ایرانی که نخ یک بادکنک را در دست دارد، به استقبال ایران در سال ۲۰۲۵ رفته و تیتر IRAN ۲۰۲۵ را برای این عکس انتخاب کرده است. جلد تایم به طور ویژه و همواره فرصتی برای بیان مهم‌ترین وقایع روز بوده و چهره‌ها نقشی کلیدی در این جلد ایفا کرده‌ و در شماری از این مجلات نیز چهره‌های ایرانی نقش بسته‌اند اما اینکه یک عکس از عکاسی ایرانی روی جلد این مجله منتشر شود، واقعه‌ای بی‌سابقه بود و تاکنون هیچ تصویر ثبت شده به وسیله عکاسان حرفه‌ای ایران نتوانسته، صفحه نخست این رسانه را تسخیر کند اما این طلسم در نهایت شکسته شد و  بالاخره این اتفاق به نام یک ایرانی ثبت شد.
عکس‌هایی از نیوشا توکلیان با موضوع حج در موزه‌ بریتانیا در لندن که یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین موزه‌های دنیاست، به نمایش درآمد و همزمان از کتابی شامل این عکس‌ها هم رونمایی شد. موزه‌ بریتانیا در ۲۰۱۰ میلادی میزبان یکی از بزرگ‌ترین نمایشگاه‌های دنیا درباره‌ مراسم حج با عنوان حج: سفری به قلب اسلام بود. در این نمایشگاه تعدادی آثار هنری و تاریخی با موضوع حج شامل یادداشت‌های روزانه، خاطرات از سفر حج و همین طور اشیایی چون ساعت خورشیدی، قبله‌نما، ظرف، پارچه، عکس‌های تاریخی و قدیمی‌ترین قرآن‌های موجود در دنیا در کنار عکس‌ها و تصاویری از عکاسان معاصر درباره‌ این مراسم به نمایش درآمده‌اند. توکلیان دراین باره و عکس هایی که در این نمایشگاه از وی به نمایش در آمده، گفته است: این نمایشگاه داستان سفرم به حج واجب در ۲۰۰۸ میلادی است و از همان روزی که در اتاق شخصی‌ام در حال اتو کردن لباس حج بودم تا زمانی که به تهران باز می‌گردم و لباسم را بر روی چوب‌لباسی با پس زمینه‌ای از تهران آویزان کردم، ادامه دارد. ‌در این سفر تلاش کردم تا حس درونی آدم‌هایی را در قاب دوربین ثبت کنم که در کنار هم قرار گرفته‌اند و احساسات متفاوتی دارند. من در این سفر از همه چیز عکاسی کردم و طی سفر آدم‌هایی را دیدم که می‌خواهند با خودشان خلوت کنند و تلاش ندارند توجه کسی را به خود جلب کنند. در این سفر هم عکس می‌گرفتم و هم اعمال حج را انجام می‌دادم و حتی در راه بازگشت از جشن ولیمه‌ای که در تهران برایم برپا شده بود عکاسی کردم و سفرم را با آخرین تصویر از لباسی که بر چوب لباسی آویزان شده بود، به پایان رساندم. این عکاس و خبرنگار معتقد است: در این مجموعه از یک فضای درونی به همهمه زندگی شهری رسیدم و به نوعی عکس‌ها یک نوع زندگی شلوغ را نشان می‌دهد که در ادامه به سکوت، دعا و مراسمی معنوی می‌انجامد و در بازگشت به همان فضای شلوغ خلاصه می‌شود. با لباسی که بر روی چوب لباسی آویزان کرده‌ام نیز می‌خواهم یاد خودم بیاورم که هیچ گاه کارهایم تمام نمی‌شود. به گفته توکلیان؛ این مجموعه تاکنون نمایش انفرادی در تهران نداشته است اما پیش از این در نمایشگاه گروهی گالری آران با عنوان سیاه و سفید در ایتالیا به نمایش گذاشته شده بود. این هنرمند عکاس در ادامه  از چاپ مجموعه عکس‌های حج‌ در قالب کتابی با عنوان رکن پنجم خبر داد و افزود:‌ این کتاب در جریان برپایی این نمایشگاه گروهی به پیشنهاد یک ناشر انگلیسی در ۱۶۹ صفحه در کشور انگلیس به چاپ رسید و تمام عکس‌های آن که حدود ۱۵۵ قطعه بود به صورت رنگی چاپ شده است. مقدمه این کتاب را نیز راگی عمر سازنده فیلم به تهران خوش آمدید، نوشته است. یک مقدمه نیز از خودم در این کتاب به چاپ رسیده است.
14
کد مطلب: 165370