گفت‌وگو با حسین علیزاده:
انتظار از نهادهای دولتی واهی است/هنرمندان سرشناس نباید در پیچ و خم دریافت مجوز گرفتار شوند
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۱ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۳۷
 
 
حسین علیزاده
 
حسین علیزاده از روند صدور مجوز برای هنرمندان سرشناس گلایه‌مند است و معتقد است که این گروه از هنرمندان که مردم سرِ اسمشان قسم می‌خورند نباید در پیچ و خم دریافت مجوز گرفتار شوند.
به گزارش ستاره ها به نقل از  خبرگزاری تسنیم؛ چهار دهه فعالیت مستمر در حوزه موسیقی، آن هم همیشه در اوج، حاصل تلاش‌های حسین علیزاده تا به امروز است. او همیشه خودش بوده و هست. هرگز زیر بار هیچ منتی نرفت. حرفش را همیشه زده و می‌زند. انتقادهای بسیاری به اوضاع موسیقی در ایران دارد اما هول برش نمی‌دارد که به ناگاه شوالیه‌ی فرانسوی موسیقی ایران شود. معمولا در جشنواره‌های دولتی حاضر نمی‌شود اما وقتی ببیند جشنواره‌ای کارش را درست انجام می‌دهد، یک پای ثابتش می‌شود. علیزاده اکنون چند سال است که از داورانِ ثابت جشنواره موسیقی جوان است. علیزاده معتقد است که این جشنواره مهم‌ترین اتفاق در حوزه موسیقی طی چهار دهه گذشته بوده است.
پرداختن به نوجوانان و جوانان و تشویق آنان برای فراگیری موسیقی جدی از کارهای بزرگی است که در جشنواره موسیقی جوان انجام شده است. حسین علیزاده هم تمام قد پشت این حرکت مهم ایستاده و جشنواره را حمایت می‌کند. در کنار علیزاده چندین استاد دیگر هم حضور دارند که شرکت‌کنندگان در جشنواره موسیقی جوان را قضاوت می‌کنند.
ساعتی با حسین علیزاده هم‌صحبت شدیم تا دیدگاه‌های او را درباره اوضاع کنونی جشنواره موسیقی جوان و همچنین اوضاع کنونی موسیقی ایرانی جویا شویم.
در ادامه حاصل گفت‌وگو با حسین علیزاده را می‌خوانید:

 تا امروز که ما با شما صحبت می‌‌کنیم، داوری بخش‌های نوازندگی تار، سه‌تار و بخش ویژه موسیقی دستگاهی را در کنار دیگر داوران انجام داده‌اید. اوضاع جشنواره و کیفیت شرکت‌کنندگان را چگونه ارزیابی می‌کنید.
خیلی از صحبت‌هایی که می‌کنم از طرف دوستان عزیزی است که در این جشنواره با هم همکاری داشته‌ایم. هر ساله تعداد بیشتری از نظر آماری در جشنواره شرکت می‌کنند. امروز هم مرحله ردیف دستگاهی موسیقی ایرانی بود و باید به برخی از این بچه‌ها تبریک گفت که در سن‌های خیلی کم گاهی اطلاعات موسیقی‌شان به اندازه کسی است که دکترای موسیقی دارد. این ماجرا هم بسیار حساس است چرا که در سن‌های پایین به این حجم از اطلاعات رسیده‌اند. اگر این مسیر را درست بروند در آینده هم می‌توانند هنرمندان بزرگی در ایران باشند و سفیران خیلی خوبی از موسیقی ایران در دنیا باشند.

چقدر امکان دارد که این بچه‌ها به خودشان غَره شوند و دیگر تلاشی برای پیشرفت نکنند.
اگر این بچه‌ها از همین الان به خودشان غَره شوند و فکر کنند کار تمام است؛ از همان‌جا انحراف آغاز می‌شود. کسی ممکن است سالیان سال کار کند و در سن‌های بالاتر به درکی از موسیقی برسد و ردیف‌های موسیقی دستگاهی ایران را یاد بگیرد. اما این بچه‌ها در سن‌ پایین این کار را کرده‌اند و این امکان را دارند که هر چه بیشتر به عمق بروند. آنان مانند کسی هستند که زود سواددار شده‌اند و می‌تواند در ادامه کتاب‌های بیشتری بخوانند و اطلاعات بیشتری داشته باشد. اگر کودکی باشیم که سواددار شویم در حدی که بتوانیم اسم و فامیل خودمان را بنویسیم، همه ما را تشویق می‌کنند اما اگر در همان حد بمانیم؛ در جا زده‌ایم.
ما از این جوانان قدردانی و تشویق می‌کنیم به امید این که این بچه‌ها تا آخر عمرشان همین‌گونه تلاش و کوشش کنند. چرا که موسیقی هیچ گاه تمام شدن ندارد.
 

سطح کیفی جشنواره را در حال پیشرفت می‌بینید؟ آیا به برندگان دوره‌های گذشته توصیه می‌کنید که در دوره‌های بعدی جشنواره هم شرکت کنند؟
خود این بچه‌ها انتظار و سطح جشنواره را عوض می‌کنند. کسی که امسال به عنوان پدیده به جشنواره می‌آید، معلوم است که این سطح را از سال گذشته ارتقاع داده است. چون رقابت است و انتظار ما تا جای خاص بوده است. کسی که می‌آید و سطح را ارتقاع می‌دهد، در سال‌های بعدی ممکن است دیگر به خودش نرسد.
خانواده برخی از جوانان که استعدادهای خیلی خوبی هم هستند، از من می‌پرسند که آیا بچه‌مان در دوره‌های بعدی جشنواره شرکت کند یا خیر، من همیشه گفته‌ام که هر دوره‌ای که دوست داشتید شرکت کنید، ولی برای اول شدن شرکت نکنید. چرا که شرکت‌کنندگان جدید سطح رقابت در سال‌های گذشته را دیده و با کیفیتی می‌آیند که ممکن است از سطح کیفی سال گذشته بالاتر باشند.
این یک رقابت است که به صورت تصاعدی بالا می‌رود. خود این بچه‌ها هستند که همواره انتظار ما را بالا می‌برند. وقتی در رشته‌ای نفر اول اعلام نمی‌شود این یعنی که سطح انتظار ما بالاتر از شرکت کنندگان بوده است. گاهی هم برخی از شرکت کنندگان با سطحی از تسلط ظاهر می‌شوند که در انتظار ما نیست؛ پس ما ملاک را برای برگزیدن نفر اول از سطح بهترین شرکت کننده آغاز می‌کنیم.

یک روز از یازدهمین جشنواره موسیقی جوان به رقابت شرکت‌کنندگان در عرصه ردیف موسیقی ایرانی اختصاص داشت که شما از داوران این بخش هم بودید. رقابت شرکت‌کنندگان در این بخش را چگونه دیدید. به نظرتان شرکت کنندگان در جشنواره، تعبیر درستی از ردیف در موسیقی ایرانی دارند؟
خیلی باید سعی کرد که تعبیر غلطی که نسبت به ردیف، بعد از انقلاب اسلامی ارائه شده را تغییر داد. زمانی مرکز حفظ و اشاعه به وجود آمد تا ردیف را احیا کند و جوانان را به سمت ردیف تشویق کند. ما هم از هنرجویان همان زمانِ مرکز حفظ و اشاعه بودیم.
آن زمان پرداختن به ردیف معنایش این نبود که ما تمام ذهنیت هنرمندان جوان را معطوف به یک سری الگو کنیم. تا زمانی که برای یادگیریِ «ردیف» آموزش آکادمیک در نظر گرفته نشده بود، «ردیف» در درون هنرمندان می‌جوشید. یعنی هر شخصی وقتی به درجه‌ای از استادی می‌رسید لازمه‌اش حفظ روایتی به خصوص از ردیف نبود؛ بلکه خودش می‌شد روایتی جدید از ردیف.
اما از نگاهی غلط اینگونه شد که همه می‌خواهند یک روایت از ردیف را طوطی‌وار بنوازند و حتی نتوانند تجزیه و تحلیلش کنند و جنبه‌های خلاقانه‌اش را کسب کنند. به همین دلیل نگاهی دُگم نسبت به ردیف پیش آمد.
ما باید برنامه‌ریزی کنیم تا این نگاه نادرست را تغییر دهیم. در هر رشته‌ای که بخواهد نگاهی نادرست تغییر کند لازمه‌اش اتفاق نظر و بحث و منطق است.
موسیقی هنری است که سرچشمه‌اش از مردم و تاریخ و جامعه است و نمی‌تواند جدا از این‌ها باشد. پس نمی‌توان گفت که موسیقی تنها یک سری ملودی است که باید آنها را یاد بگیرید. باید دید کسی که این ملودی‌ها را یاد می‌گیرد به چه دردش می‌خورد و در نهایت چه می‌خواهد بکند. در نهایت هنرمند باید به بیان درونی و شخصی خودش برسد و گرفته‌هایش از جامعه و از زندگی را با داشته‌هایش از موسیقی بیان کند.
اگر ما بخواهیم ردیف را مرتب تکرار کنیم، می‌توانیم بگوییم که ما یک حافظ ردیف هستیم. درست مانند کسی که حافظ قرآن است. کسی که حافظ قرآن است لزوما مفسر قرآن نیست. کسی هم که مفسر قرآن نیست نمی‌تواند در مباحث فلسفی و عرفانی و دینی قرآن ورود کند و فقط می‌تواند قرآن را از حفظ بخواند.
در سال‌های گذشته بیشتر با ردیف اینگونه برخورد شده است. امیدوارم جشنواره روزی خودش را از این قالب جدا کند. ما سعی‌مان را می‌کنیم اما هنوز این موضوع آنقدر حاکم است که اجازه نداده جشنواره کاملا از این موضوع جدا شود.
 

هفته گذشته کیهان کلهر و «رامبرانت تریو» در تهران کنسرتی را برگزار کردند که همه‌اش براساس بداهه‌نوازی بود. کلهر و این گروه اساسِ بداهه‌هایشان را نغمه‌هایی از موسیقی شرق قرار داده بودند. در بخشی از این کنسرت گوشه «چارپاره» دستمایه کلهر و دوستانش قرار گرفته بود تا اجرایی به غایت زیبا داشته باشند. در واقع این نوع برخورد کلهر با ردیف شاید همان منظور شماست که می‌گویید باید ردیف را درک کرد و از آن به خلاقیت و بیان شخصی رسید.
کسانی که به سطح کلهر می‌رسند عصاره‌ی موسیقی ایرانی می‌شوند که در واقع تمام ادبیاتشان از ردیف نشات می‌گیرد. اگر آدم خلاقی هم باشند از جز‌به جزء ردیف استفاده می‌کنند. ردیف فقط گوشه نیست. ردیف ساختمان بسیار عظیمی است که از جزئیات بسیاری تشکیل شده است. هر کدام از جزئیات این ساختمان هم می‌تواند پایه‌ای برای شکل‌گیری اثری بزرگ باشد.
حال اگر به حفظ کردن طوطی‌وار ردیف تکیه کنیم، فقط حفظ می‌کنیم و اتفاق دیگری نمی‌افتد.
تسنیم: در بخش نوازندگیِ سازهای تار و سه‌تار اوضاع و کیفیت شرکت‌کنندگان را چگونه دیدید؟
در سن‌های خیلی کم اتفاق‌های بزرگی افتاده است. ما از 10 ساله و 12 ساله داشتیم که تکنیک تارنوازیشان و اطلاعاتشان عالی بود. هر چه به سن‌های بالاتر می‌رسیم این سطح پایین می‌آید. در سن‌های بالاتر شاید بچه‌ها احساس رقابت چندانی نمی‌کنند و هدف‌شان از دنبال کردن موسیقی را نمی‌دانند. شاید هم معلمانشان تشویق‌شان نمی‌کنند.
نظرمن این است که رنج سنی شرکت در جشنواره را باید پایین بیاوریم. یعنی حداکثر سن شرکت در جشنواره 25 سال باشد. انگیزه شرکت و حس رقابت در سن‌های پایین بیشتر است. سن‌های بالا نمی‌آیند خودشان را در چنین جشنواره‌ای محک بزنند. یعنی ترجیح می‌دهند که اطلاعاتشان از کسانی که در جشنواره هستند کمتر بماند اما این مسئله نمایان نشود. عیبی هم ندارد و من نمی‌گویم همه باید بیایند شرکت کنند. من خودم هم بودم شرکت نمی‌کردم چرا که مسابقه در موسیقی را نمی‌پسندم.
اگر محدوده سنی را پایین بیاوریم خیلی از مسائل حل می‌شود.
 

برگزاری این جشنواره بر آینده موسیقی ایرانی چه تاثیری می‌گذارد.
همه چیز به هم بستگی دارد. جشنواره موسیقی و حفظ و حراست از موسیقی به برنامه‌ریزی‌های کلان برمی‌گردد.

نگاه  به موسیقی و برنامه‌ریزی‌ها برای پیشرفت موسیقی را چطور می‌بینید؟ آیا به پیشرفت موسیقی جدی در ایران امیدی است؟
اگر نگاه به موسیقی نگاه حال حاضر باشد، متاسفانه موسیقی خیلی کند حرکت خواهد کرد و اگر هم حرکتی باشد براساس دلسوزی افراد خواهد بود. همیشه گفته‌ام که مسئولان باید بیایند و در تمام زمینه‌ها به بررسی عملکرد کشور در 40 سال گذشته بپردازند و ببینند از کجا به کجا رسیده‌ایم. برای این کار هم باید تمام اهل فن را دور هم جمع کرد.شخصا از نهادهای دولتی هیچ انتظاری ندارم. چرا که هر انتظاری داشته‌ایم واهی بوده است.
باید سطح آگاهی عمومی نسبت به هنر را بالا برد. هر مسئولی که هر جا می‌نشیند باید شایستگی ارتقای  این جریان را داشته باشد. ما ملت ایرانیم و ایران مال ماست. ما فرزندان همین ملت ایران هستیم. تا وقتی که هنرمندانی که مردم سرِ نامشان قسم می‌خورند؛ مجبور به مجوز گرفتن هستند،من انتظاری اصلا ندارم و معتقدم ارتقایی در این زمینه صورت نگرفته است.
ارتقا تنها می‌تواند توسط هنرمندان و به خواست مردم صورت گیرد. مگر اینکه خیلی به ندرت به مواردی مانند جشنواره موسیقی جوان نگاه کنیم. در این جشنواره اشخاصی در مراکز تصمیم‌گیری دولتی هستند که درست و خوب فکر می‌کنند و نتیجه‌اش همین جشنواره است اما در دیگر حوزه‌ها هرگز اینچنین نیست.

شما در جلسه تنظیم سند چشم‌انداز موسیقی حضور داشتید. تکلیف آن سند به کجا انجامید.
من فقط در جلسه حضور داشتم و نظراتم را گفتم دیگر خبر ندارم این سند در چه وضعیتی است.
 

در حال حاضر انحراف‌هایی در حوزه موسیقی وجود دارد و برخی از هنرمندان موسیقی ایرانی از راه اصالت‌ها فاصله گرفته‌اند، اما باز هم کارهایشان را به نام موسیقی اصیل و موسیقی ایرانی ارائه می‌کنند. برای این که جوانان نسل‌های بعدی موسیقی اصیل را به درستی حفظ کنند و با مخاطبشان روراست باشند، چه باید کرد.
ما نباید برای همه دیکته کنیم که همه یک جور موسیقی را دنبال کنند و مردم هم فقط یک جور موسیقی دوست داشته باشند. تنها اغتشاش بد است. حتی بقالی هم که می‌روید روی کالاهایش باید تمام ویژگی‌هایش نوشته شده باشد. در تمام دنیا نوع موسیقی‌های مختلف مشخص است. شما وقتی موسیقی پاپ می‌شنوید نمی‌گویید چون ردیف میرزاعبدلله در آن نیست، پس موسیقی خوبی نبود. همه چیز جای خودش هست. مراکز فرهنگی و هنری از موسیقی‌های هنری حمایت می‌کنند. مُعرف فرهنگ یک ملت چیزی است که در تاریخش ریشه دارد. این هنر از سلیقه روز مردم جداست. سلیقه روز مردم را با تبلیغ می‌شود عوض کرد یا در آن نفوذ کرد و می‌شود با همین سلیقه روز مردم پول درآورد. هیچ کدام از این‌ها هم ایرادی ندارد. بخش موسیقی تجاری را می‌توانیم تفکیک کنیم.
یک بار دیگر هم این حرف‌ها را زدم اما خیال کردند چیز بدی می‌گویم. در هر کشوری حتی در کشورهای نه چندان پیشرفته انواع موسیقی‌ها تفکیک شده‌اند. در امریکا وقتی درس موسیقی می‌خوانید باید همه بخش‌ها و انواع موسیقی را آشنا شوید تا در ادامه رشته تخصصی خودتان را انتخاب کنید. مثلا می‌روید موسیقی پاپ می‌خوانید یا این که موسیقی جهانی را برای ادامه تحصیل انتخاب می‌کنید. آنها بر عکس ما به موسیقی دیگر ملل «موسیقی جهانی» می‌گویند. در حالی که ما موسیقی جهانی را موسیقی غربی می‌دانیم.
در نهایت باید بگویم که کالای هنری را باید به مردم به درستی عرضه کنیم.
بسیاری از جوانانی که در عرصه موسیقی در حال حاضر فعالیت می‌کنند بسیار با استعدادند و خیلی از آنان ذوق بسیاری دارند. اما سکوت کنند. این یکی را حداقل یاد بگیرند. کاری که خودش باید در جامعه تاثیر بگذارد، کارش را می‌کند. البته منظور از جامعه، مردمی نیست که هیچ چیزی از موسیقی نمی‌دانند. جامعه هم تقسیم‌بندی‌های مختلف دارد. باید به نظرات ارزشمند اهمیت داد. این که بگوییم فقط مردم مهم‌اند درست نیست. این کار باعث می‌شود که شما هر کجا به نفعتان باشد مردم را به  عاریت بگیرید و هر کجا به نفعتان نباشد بگویید مردم درک نمی‌کنند چون تخصص ندارند. این سواستفاده از مردم است.
همه جوانانی که در عرصه موسیقی فعالیت می‌کنند، قطعا استعداد دارند. اما باید سکوت کنند. چرا فکر می‌کنند درباره موسیقی‌ای که قرار است بر جامعه تاثیر بگذارد، اینقدر باید حرف بزنند.
14
کد مطلب: 110983