دوست دارم در راس کارها باشم و لیدری کنم
رضا یزدانی با لهجه بوشهری در «تیک آف»
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۳۰
 
 
رضا یزدانی
 
رضا یزدانی که «تیک آف» را به عنوان بازیگر روی اکران دارد، از این فیلم، نقش شیرو، مسیر آینده اش در سینما و چند نکته دیگر گفته.
به گزارش ستاره ها به نقل از هفته نامه همشهری جوان : رضا یزدانی که «تیک آف» را به عنوان بازیگر روی اکران دارد، از این فیلم، نقش شیرو، مسیر آینده اش در سینما و چند نکته دیگر گفته.

پیش از این رضا یزدانی را در قامت بازیگر دیده بودیم؛ منتها میان نقش و شخصیت خوانندگی او مرز پررنگی وجود نداشت و مثل خیلی از هم صنفان، بخشی از زندگی حرفه ای خود یعنی خوانندگی را بازی می کرد. حضورش جلوی دوربین «طهران تهران» و «سوفی و دیوانه» در حد اجرای یک کلیپ است و در «بوی گندم» با وجود طولانی بودن نقش، از قالب شخصیت خوانندگی خود دور نمی شود.
 
این تجربیات، علاقه مندان به سینما را مجاب نمی کند که رضا یزدانی را به عنوان بازیگر بپذیرند. تیک آف اما فرصت کاملی در اختیار این خواننده گذاشته تا توانایی بازیگری اش را محک بزند. کاراکتر شیرزاد (شیرو) غافلگیری فیلم احسان عبدی پور است و احتمالا مسیر حرفه ای یزدانی را تغییر دهد. با او درباره این فیلم علاقه مندی های سینمایی اش حرف زده ایم و پاسخ های بامزه ای شنیده ایم.
 
رضا یزدانی از «تیک آف» می گوید

پیش از این تجربه حضور مقابل دوربین را داشته اید اما در تیک اف با شمایلی متفاوت از بازیگری شما رو به رو هستیم؛ قهرمان درد کشیده و زخم خورده ای که همیشه بغضی دارد و در آستانه انفجار است. تداوم حسی کاراکتر شیرزاد (شیرو) به ویژه آن که دیالوگ کم دارد. تجربه سختی بود؟

من یک جور دیگر جواب شما را می دهم؛ تیک آف اولین فیلمی است که به واقع در آن بازی داشتم. هر آنچه تا حالا بوده در شمایل یک خواننده است و بیشتر خوانندگی ام اصل بوده؛ یعنی یک خواننده بود که بازی هم می کرد. در تیک آف وجه بازیگری ام غلبه داشت و حتی اجرای یک آهنگ در تداوم شخصیت است و نه غلبه بعد خوانندگی.
 
ابتدا که فیلمنامه را خواندم، احساس کردم اتفاق متفاوتی برایم در حال رقم خوردن است و البته خیلی نگران بودم. نگران از این لحاظ که نکند از پس درآوردن نقش برنیایم. برای کسی که در حیطه دیگری از هنر خودش صاحب مهر و امضاست و اگر در حوزه  دیگری خراب کند، نه تنها اتفاق بدی است که بیش از دیگران توی چشم و زیر ذره بین است.

روی همین حساب خیلی مواظب بودم و با احسان (عبدی پور) صحبت کردم و نگرانی ام را گفتم. احسان به من قوت قلب داد و گفت می دانم نقش سختی است ولی تو می توانی.

از مرحله فیلمنامه متوجه سختی کار بوده اید.

بله، درست است که بازیگر نیستم ولی فیلم بین قهاری هستم، سینما را می شناسم و سال های زیادی است با بچه های این حوزه دمخور هستم، در چند فیلم حضور داشته ام، چندین تیتراژ خوانده ام و...

هر شب فیلم می بینید؟

بله، هر شب. از سینمای ایران و جهان هم می بینم.

علاقه تان به چه نوع فیلم هایی است؟

فیلم های سبک نوآر را خیلی دوست دارم.

پس چرا سابقه فیلم دیدن هر شبی و تجربه همکاری و دوستی با سینمایی ها ترستان از پذیرش تیک آف را که نریخت هیچ، بیشتر هم کرد؟

اتفاقا این مواردی که اشاره کردم به من هشدار می داد با نقشی سخت مواجه هستیم. برای همین با نوعی وسواس، ترس و دلهره به استقبالش رفتم.
 
رضا یزدانی از «تیک آف» می گوید

و در نهایت چطور به اطمینان خاطر رسیدید؟

علاوه بر خود احسان عبدی پور (کارگردان)، مصطفی (زمانی) هم خیلی همراه بود و به من کمک کرد. ضمن این که شخصیت شیرو به من رضا یزدانی خیلی نزدیک بود؛ من هم می توانم روی اطرافیانم تاثیر بگذارم.

توی جمع دوستانه لیدری می کنید؟

بله، دوست دارم در راس کارها باشیم و لیدری کنم.

شیرزاد تیک آف هوای دوستانش را داشت، شما هم دارید؟

قطعا، خیلی به فکر بچه های گروه و کسانی که در دفترم کار می کنند یا به شکلی دیگر با هم همکاری داریم، هستم.

مثل خود شیرزاد (شیرو) رفیق باز هستید؟

بله، در همان حد است، شخصیت خیلی به من نزدیک بود و احسان تیزهوشی کرد که من را برای نقش در نظر گرفت. اولین نفری هم که انتخاب کرد، من بودم.

احسان عبدی پور از قبل با شما نشست و برخاست داشت؟ چطور متوجه قرابت خصلت های اخلاقی شما با کاراکتر شیرو شده؟

من را زیر نظر گرفته بود و بعدا هم دوستی مان شکل گرفت و بیشتر با هم آشنا شدیم.

پاسختان به سوال اول ناتمام ماند. چطور به شمایل شیرو رسیدید؟

چون نقش به خصوصیات خودم نزدیک بود، خیلی زود با آن اخت شدم و دیگر از من جدا نشد.

آدم های فیلم (شیرو و دوستانش) یادآور برخی جوان ها هستند که در زندگی به آرزوهایشان که می خواهند نرسیده اند، از پس جبر خانوادگی یا حتی اجتماعی بر نمی آیند و راه چاره را آنارشیسم می بینند. ربطی هم به شهر بوشهر و اصلا کشور ما ندارد. تحلیل خود شما چیست؟

از این دست جوان ها زیاد هستند و به شکل های مختلف با آن ها سر و کار داشته ام. شرایط زندگی و خصلت آدم ها با هم فرق دارد، شخصیت های فیلم تیک آف در موقعیتی قرار می گیرند که برای مقابله با آن، چاره را در راه انداختن یک بازی کودکانه خطرناک می بینند. شورش آن ها بیشتر علیه خودشان است نه جامعه. منتها برای غلبه بر سبک زندگی، مسیری را که در فیلم دیدید، انتخاب می کنند.
 
رضا یزدانی از «تیک آف» می گوید

ولی درباره امثال شما این تصور هست که در برج عاج نشسته اید و از واقعیت کف خیابان اطلاع ندارید و دغدغه های آدم های تیک آف را نمی شناسید.

واقعا این گونه که می گویید نیست؛ بالاخره ما در همین جامعه زندگی می کنیم و نفس می کشیم. درست است که مترو و اتوبوس سوار نمی شویم اما به شکلی دیگر با دغدغه های  مردم درگیر هستیم. نمونه اش شبکه های اجتماعی که از مشکلات باخبر می شویم. در اجراها، کنسرت ها، جشن امضای آلبوم ها این همنفسی شکل می گیرد. اصلا هنرمند نباید ارتباطش را با جامعه قطع کند.

«شیرزاد» یادآور قهرمان فیلم های مسعود کیمیایی هم هست. خودتان به چنین برداشتی رسیدید؟

بله، شما درست می گویید.

سخت ترین بخش تیک آف برایتان کجا بود؟

بازی حسی کار سختی بود؛ مخصوصا سکانسی که توی کشتی در شب خداحافظی داشتیم. من باید بغض می کردم و چون تکنیکی سینما را یاد نگرفته ام که تکنیکی گریه کنم، کار آسانی نبود.

برای این سکانس چه کار کردید که باورپذیر باشد؟

آن غم و جدایی را حس کردم و برایش گریه کردم. خدا را شکر نتیجه خوب درآمده و من این سکانس را خیلی دوست دارم.

صادقانه جواب بدهید؛ احسان عبدی پور چند تا برداشت از بازی شما داشت؟

غالبا یک بار بود.

فیلم اثر حسی اش را روی مخاطب می گذارد. منتها در تخیل آن بالاست. می دانیم سینما دروغ بزرگ است اما چون فیلم پایه اش را براساس «واقعی نمایی» بنا نهاده، اغراقش بعضی ها را از پذیرش داستان دور می کند. به عنوان بازیگر فیلم این نقد را می پذیرید؟

احسان عبدی پور در مراسم رونمایی تیک آف حرف قشنگی زد که می تواند جواب سوال شما باشد. گفت این یک فیلم خیلی دلی است؛ درست است پروداکشن دارد ولی فیلم دلی است و به نظرم از این منظر موفق است. اگر شما احساس می کنید خیلی سینمایی شده، نظر کارگردان بوده و چه بسا آقای عبدی پور داستان فیلم را در واقعیت دیده. ما وقتی فیلمنامه را خواندیم و بازی می کردیم، حس نمی کردیم رفتارها اگزجره است.

تیک آف نقطه عطف کارنامه بازیگری شماست که دیگر یک خواننده صرف نیستید بلکه یک کاراکتر دور از خودتان را بازی کرده اید. از حالا به بعد نگاهتان به بازیگری چگونه است؟

قطعا بعد از این فیلم بیشتر به بازیگری فکر می کنم و احتمالا پیشنهادهای بیشتری به من خواهدشد. ولی خب با وسواس انتخاب می کنم؛ همان طور که تا الان سعی کرده ام انتخاب هایم از روی دقت و حساسیت باشد.
 
رضا یزدانی از «تیک آف» می گوید

چه کار کردید تا در بازیگری کم نیاورید؟

باید تمرین کرد؛ به من فیلمنامه زیاد پیشنهاد می شود اما خیلی از آن ها را رد می کنم. وقتی نقشی پیشنهاد شود، اولین چیزی که به آن دقت می کنم این است که می توانم خودم را در آن کاراکتر پیدا کنم. وقتی شخصیت خیلی به من نزدیک باشد و فاصله نداشته باشد از پس آن بر می ایم اما اگر دور باشد، کارم سخت است و چه بسا غیر ممکن.

سخت ترین بخش بازی رضا یزدانی در تیک آف به روایت خودش

نگران لهجه بوشهری بودم

آنچه سختی بازی در تیک آف را برای رضا یزدانی دوچندان می کند، لهجه بوشهری است. این لهجه شیرین، ظرایفی دارد که با کمی بی دقتی در نحوه بیان، بازیگر را لو می دهد. احسان عبدی پور بوشهری است و حواسش بوده حق مطب ادا شود. رضا یزدانی برای تسلط بر لهجه چه کرده؟

از وقتی فیلمنامه را خواندید تا شروع فیلمبرداری چقدر طول کشید؟

فکر می کنم دو ماه طول کشید.

فرصت خوبی بوده که با نقش چالش داشته باشید و زیر و بم آن را دربیاورید.

مشکل اصلی لهجه بوشهری بود که کار را سخت تر می کد. قبل از شروع فیلمبرداری و سفر به بوشهر، حدود دو هفته تمرین داشتیم. احسان دیالوگ ها را با لهجه بوشهری ضبط می کرد و از طریق تلگرام می فرستاد. یک تور کنسرت داشتم و پیش از آن که شروع شود، سفری یک هفته ای به بوشهر داشتم. با احسان در کافه ها و قهوه خانه های بوشهر می نشستیم و با دقت به لهجه مردم گوش می دادم. خاطرم است قبل از فیلمبرداری یک روز با پگاه آهنگرانی و احسان در دفتر بودیم. یک لحظه بیرون رفت و من و خانم آهنگرانی ناخودآگاه به هم نگاه کردیم و گفتیم که ما چه کنیم با این لهجه اما خدا را شکر موفق شدیم.
 
رضا یزدانی از «تیک آف» می گوید

به لهجه پیش از فیلمبرداری مسلط شدید یا موقع ضبط هنوز گیر داشتید؟

توی تمرین لهجه درآمده بود و موقع فیلمبرداری روتوش کوچکی توسط احسان اعمال شد.

کاراکتر شیرو روی کاغذ شکل گرفته بود یا به کارگردان نکاتی را پیشنهاد می دادید؟

این شخصیت در فیلمنامه کامل بود و فقط چیزهای خیلی ریزی را سر ضبط پیشنهاد می دادم.

بازی در سکوت، به گیرایی نقش کمک کرده. این مورد از قبل مشخص بود؟

مشخص بود. منتها داستان این جاست که شیرزاد منزوی شده بود؛ پنج سال از شهر و دیار و زندگی و رفقا کنده بود و در کشتی کار می کرد. این افسردگی و گوشه نشینی او را رها نمی کند؛ یعنی حتی با وجود کاریزماتیک بودن و این که دلش برای رفقا می تپد، از لاکش به طور کامل بیرون نمی آید. با این حال اطرافیان همیشه تحت تاثیرش بودند ولی گوشه نشینی و افسردگی را که به واسطه اتفاق تلخ زندگی برایش ایجاد شده بود، داشت. باید این حس در بازی من نمود پیدا می کرد که لازمه اش سکوت های طولانی و مشخص شیرو است.
14
کد مطلب: 102335